درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 1 - صفحه 13 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 1
    112MB
    34 دقیقه
  • فایل صوتی درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 1
    33MB
    34 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

381 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    هادی صالحی راد گفته:
    مدت عضویت: 1147 روز

    سلام وعرض ادب..

    استاد عباسمنش عزیز..امسال زندگی من متحول شد دستی بودی ازدستان خدا واسه من وهمسر گلم..ممنون از خانم شایسته عزیز..

    من سال 99از یکی از دانشجویان شما که الان تو ایران تدریس میکنه وخیلی ازش پیزی یاد گرفتم وارد این فرکانس شدم و دوره های این مرد عزیز رو میخریدمو گوش میکردم حتی جلسه های حضوریشم رفتم..تو همون سالها وقتی اتفاقی فایل های شما رو میدیدم میگفتم ای بابا چرا حرف های این مرد به دل من نمیشینه(یعنی شما) وساده از کنارش رد میشدم تا این که سال 1402 گفتم برم توسایتش ببینم چجوریه ثبت نام کردمو وارد سایت شدم و فایل ها رو دیدم ولی بازم میگفتم ای بابا چیه این حرفها..با این که داشتم دوره های اون استاد رو گوش میکردم..گذشت تا وقتی جام‌جهانی بود وشما فدتبال ایرانو دیدینو برده بود حالا نمیدونم با کدوم تیم بود واز پرادایس فیلم گرفتینو خوشحال بودینو تبریک گفتین تو اینستا خیلی به دلم نشست..بخ خودم گفتم بابا این بنده خدا داره بانتیجه ایی که گرفته موفقیت هاشو دادمیزنه خیلی به دلم نشست وارد سایت شدم وشروع کردم به دیدن فایل های رایگان..ودیگه فایل اون استادو گوش نکردم از همونجا فهمیدم که باید تکاملم طی میشد تا به شما برسم.‌.اولین چیزی که از،سایت خریدم پارسال همین موقعه بود کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم خریدمو چندین بارخوندم وبعد دوره قانون سلامتی رو گرفتم که وای چه نتایج عالی واسم داشت..من 35،سالمه وکرسترولم بالا بود وانجیو کرده بودم وبا اجرای قانون سلامتی الان پرفکت پرفکتم همه چیزم عالیه..

    بعد دوره دوازده قدمو گرفتم والان قدم سومم..نتایجش عای بوده واسم..

    واما نتایج..

    من هروز تمرین ستاره قطبی رو مینویسم..

    یه فرزند دختر گل خَشوگ(زیبا)دارم ..دریم بردمو یه پسر زیبا میخواستم وبه لطف خدای مهربان دیروز همسر گلم بهم خبر داد داریم بچه داریم..نتیجشو تو کامنتای بعدی میگم..

    کار جدیدمو درسال جدید استارت اولیشم میزنم..

    مقدماتش چینده شد به دلیل تعطیلات عید رفت واسه اول سال..

    خیلی نتایج دیگه هم هست مثل ارامش درونی بالا..عزت نفس بالا..اعتماد به نفس بالا..صبوری خوش اخلاقی ..شادی همه اینا عالی عالی،عالی شد.. حسم لذت بخشتر شده..

    کامنتهای دوره هم جهت با جریان خداوندو میخونمو مومنتوم مثبت وتایم اوت عالی درست میکنم وانشالله وقتی به تکامل رسیدم حتما میخرم..

    درکل سال 1403 عالیترین سال طول عمرم بود به لطف رب خَشوگِ خودم واستاد عباسمنش وبچه های سایت..

    درمورد این موضوع توت فرنگی هم بسیار واسم پیش،امده و هرچی من باور کردم شده..

    من واقعا به این رسیدم که استاد درست میگن هرچی بگیم میشه..هرچه من بخوام خلق میکنم..

    به هرچی زیاد فکر کنم وتمرکز کنم وحس عالی ایجاد کنم در موردش همجنس اون موضوع وارد زندگیم میشه..

    خدایا شکرتتت رب خشوگ من شکرت به خاطر این همه قدرت عالی که به من دادی..

    شکررررررررررررر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    معصومه انوری گفته:
    مدت عضویت: 401 روز

    سلام وقت خوش

    معصومه انوری هستم از تهران

    من بعد از شنیدم داستان توت فرنگی تجربه ای دارم که برام اتفاق افتاد حدودا 8 ساله پیش پدر من برای بار دوم تصادف وحشتناکی کرد یه ماشین پراید بهش زد و ساق پاش شکست و بعد اینکه بستری شد و عمل شدو تو پاش پلاتین گذاشتن مرخص شد . جالب بدونید بابا رو با اسنپ آوردیم خونه و واکر و گرفت و تا آسانسور خودش اومد اما به محض اینکه وارد خونه شد احساس ناتوانی تمام وجود پدرم و گرفت و طوری شد که بابافقط یا مینشست یا میخوابید . اونقدر ترس بهمراه ضعف بهش غالب شد که دیگه خودشو زمین گیر کرد اون موقع 61 سالش بود و واقعا برای مادرم سخت شده بود برای سرویس بردنش یا حمام دادنش طوری که روی یه پادری مینشست و چند نفری ما تا حموم میکشیدیمش و اونجا دونفر یطرفشو میگرفتیم دو نفرم یه طرف دیگشو تا روی لگن بزاریمش که برای اجابت مزاج . بابا ماشالا خیلیم پر وزن بود خیلیم خجالت میکشید و گاها گریه هم میکرد این وضعیت دو تا سه هفته ادامه داشت یه روزی مادرم واقعا کم اورد وگفت این وضعیت تا کی قرار ادامه داشته باشه

    تو همین حال و اوضاع بود که من فکر بکری به ذهنم رسید و اومدم یه نقشه کشیدم گفتم بابا یه عطاری هست نزدیک خونمون خیلی معروفه میگن یه عسلی داره معجزه میکنه اما خیلیم گرونه میخوای برم وضعیتت و بگم ببینم چی میگه بابام برق ذوق تو چشماش روشن شد گفت برو دخترم بخدا اگه من بلند بشم راه برم تا اخر عمرم دعات میکنم من که بله رو گرفته بودم رفتم خونه ی خودم عسل درجه یک داشتم اومدم با یه حجم زیادی از پودر دارچین مخلوط کردم و تو یه ظرف درب دار ریختم و برداشتم رفتم خونه ی بابا اینا رسیدم گفتم بابا رفتم عطاری آقاهه گفت این عسل و ببر بده به بابات بگو هر روز یه قاشق چایخوری بخوره ازش عسل که تموم بشه پامیشه راه میفته اینو که گفتم گفت راست میگی بابا خدا الهی هر چی میخوای بهت بده دختر گفتم بابا خیلیم گرون گرفتم گفت چند گفتم یه میلیون گفت عه اشکال نداره من راه بیفته بهت میدم پولشو گفتم این چه حرفیه بابا تو خوب بشو فدای سرت . خلاصه پدرم هر روز این عسل و به امید اینکه راه میفته خورد هر روزم که میرفتم ظرفشو نشون میداد میگفت دیگه چیزی نمونده که تموم بشه انشاالله من راه میفتم روز اخری که عسل و خورده بود گویا به مادرم میگه واکر و بیار میخوام پاشم مادرم میگه مطمئنی بزار بگم معصومه بیاد کمکت بعد به من زنگ میزنن من میرم میبینم پدرم با واکر فقط تونسته وایسته تازه شروع کردم بهش اموزش دادن که خدا رو شکر دیگه راه افتاد و اینقدر از من تشکر میکرد که خودم خجالت میکشیدم و همش میگفتم بزار جریان و به خواهر و برادرام بگم بعد گفتم لزومی نداره اونا فکر میکنن من دروغ گفتم و تا امروز هیچ کس نمیدونه از این راز

    مرسی که دیدگاهیه منو میخونید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  3. -
    امیرمحمد قربانی گفته:
    مدت عضویت: 649 روز

    سلام به دوستان عزیز و بهشتی ام

    استاد عزیز واقعا این فایل انگار برای منه.

    من بعضی از صبح ها با انرژی خوب و بالا بیدار میشدم و ذهنم رو کنترل می کردم اون روز من آسان بودم برای آسانی

    ولی بعضی از روز ها بیدار می شدم حس بدی داشتم یه خودم میگفتم امروز واقعا گرته حوصلش ندارم همینجور افکار منفی و اون روز واقعا من آسان شده بودم برای سختی ها

    واقعا جهان به افکار ما پاسخ میدهد

    دوستان من چطوری باور خوب رو در ذهنم بسازم

    من همیشه یه باور می سازم ولی بعدش انگار که نابود میشه انگار که نسبت به باور منفی خیلی ضعیفه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  4. -
    ندا عادلی گفته:
    مدت عضویت: 1510 روز

    سلام

    تجربیاتی که من ازین فایل داره یادم میاد در مورد مسائل مذهبی هست.مثلا وارد حرم امام رضا که میشدیم از بس چرت و پرت تو مغزمون کرده بودند انگار اون فضا برامون با بیرون متفاوت میشدیم عطر و بوی خاصی احساس میکردیم یا مثلا در مورد مهر کربلایی که این خاک مثلا یک بوی خاصی داره در صورتی که ذهنیت ما داره تفاوت قائل میشه.یا مثلا غذای امام حسین یک مزه دیگه ای داره در صورتی که همون غذاهاست که داریم هر روز میخوریم.یا روی آش نذری یا شله زرد به خاطر ذهنیتی که میساختیم روی آش اسم امامان و میدیدیم در صورتی که یک آدم معمولی میومد میگفت چیزی ننوشته کجا چی چرا من نمیبینم!!!!

    اگر مثال یادم اومد میام مینویسم….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  5. -
    محمد خدیوپور گفته:
    مدت عضویت: 1740 روز

    بسم الله الرحمان الرحیم

    سلام خدمت اساتید گرامی استاد عباس منش عزیزم وخانوم شایسته مهربان

    آقا یه داستان جالب میخوام بگم واسه همین 3شب پیش هست

    تقریبا 3روز پیش با برادرم ومادرم رفتم شهرستان جهرم بعد یه سری کار داشتیم بعد از اتمام کارهامون واسه خرید رفتیم فروشگاه افق کوروش بعد از خرید من رفتم یه مدل آب معدنی هست بهش میگن آب لاورژی حالا یه بطری زیبا داره من خریدم مادرم کلا عادت داره سردر میگیره وقتی خسته میشه برادرم هم وزنش سنگینه ووقتی میریم یه جایی یه کم خسته میشه و احساس بی حالی میکنه من تا نشستیم تو ماشین شروع کردم به تعریف کردن از این آب معدنی که این 3برابر آب معمولی اکسیژن داره وکلا بدن سرحال میکنه وبه خاطر وجود اکسیژن زیاد کلا انرژی بینظیری به بدن میده وباز بخاطر وجود این ویژگیش کلا حتی شدید ترین خستگی درد وسردرد رو خوب میکنه خلاصه 5دقیقه ورودی مثبت دادم به برادر ومادرم

    اولش برادرم گفت مگه میشه گفتم همین که میگم خلاصه قبول کردن وهم مادرم وهم برادرم از این آب خوردن خدارو شاهد میگیرم به خدا قسم بگم 30دقیقه نشد مادرم گفت چه عالی من که چقدر سرحال شدم وحتی سردردم خوب شده بعد پشت بندش برادرم گفت واقعا خواب از چشمام پرید چقدر پُرانرژی شدم من هیچی نگفتم رسیدیم خونه

    بعد خدا وکیلی حقیقت اینه که این آب معدنی لاورژی یه آب معمولی هست وبا بقیه آب معدنی ها هیچ تفاوتی نداره وفقط شکل بطریش یه کم شیک تر هست وزیبا تره

    واقعا واقعا همه چی ذهن کنترل ذهن وورودی های ذهن هست تمام

    خدایا شکرت به خاطر همه چی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  6. -
    fatemeh saeeidi گفته:
    مدت عضویت: 2070 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام استاد عزیزم

    من به شدت در دوره بینظیر

    ( هم جهت با جریان خداوند ) در مورد خودم متوجه شدم که چقدر یک عمر ذهنم را عادت داده بودم به غصه خوردن به اینکه هر اتفاقی را بدترین شرایطش را در نظر میگرفتم

    و همه اینها به صورت ناخودآگاه از کودکی درونم بود و هیچ وقت بهشون آگاهی نداشتم و خدارو شکر در این دوره این موضوع را متوجه شدم

    متوجه شدم حتی زمانهایی که همه چی خوبه من به صورت پیش فرض به بدترین حالت ممکن فکر میکنم و همیشه در ذهنم بد قضیه را میسازم

    الان که در این فایل در مورد توت فرنگی 19 دلاری صحبت کردید دوباره یاد خودم افتادم که من از کودکی تا الان اینگونه بودم و خبر هم نداشتم از خودم

    با وجود اینکه چند ساله در سایتم و فکر میکردم دارم روی خودم کار میکنم

    اما همیشه به خودم میگفتم چرا من اون نتایجی که میخواهم را ندارم

    استاد عزیزم

    مثالی که در این فایل زدید در مورد ذهن خیلی از ادم ها درست مثال ذهن منه

    من همیشه افکار نگران کننده به جهان ارسال میکردم یک آدم همیشه نگران و همچنین یک آدمی که کلی ترس داره از آینده و همیشه هم از نوع این احساسات را تجربه میکردم

    نا آگاهانه

    و دیگه اینکه من همیشه انتظار خوب نداشتم انتظار ناخوب داشتم در مورد همه چی

    استاد من الان دقیقا متوجه ذهنم شدم و توی این چند هفته از همین منظر دارم روش کار میکنم با تمرینات دوره هم جهت با جریان خداوند و روی باورها کار میکنم ولی استاد

    باورتون میشه انقدر سالهای متوالی به اون سبک ذهنم را عادت دادم برام خیلی سخته که طور دیگری فکر کنم واقعا رفتم درون ناخوداگاهم و دارم شخم میزنم ذهنم را

    اما نا امید نمیشم و تا این ذهنیت اشتباهم را درمورد نگرانی ها و ترسها و انتظارات منفی که داشتم درست نکنم از پا نمیشینم حالا هر چقدر میخواد طول بکشه

    فقط یه چیزی میدونم شبانه روز از خدا هدایت میخواهم و خدا با فایلهای شما و از در و دیوار و به هر شکلی داره هدایتم میکنه تا ذهنم و درستش کنم

    خدایا شکرت

    استاد من میخواهم از ذهنیت همیشه نگران و ذهنیت ترسهام بیام بیرون و برم روی احساس شادی احساس سپاسگزاری من میخواهم از همه چی از جهان فقط خوبی بخواهم تا خوبی دریافت کنم پس باید همه چی را خوب ببینم و احساس خوبی بابت همه چیز و همه افراد داشته باشم تا نتیجه بگیرم

    من میخواهم انتظارهای دیگری از ذهنم داشته باشم بر خلاف قبلا هایم من میخواهم از ذهنم بخواهم و باورهایش را بسازم که تو هم میتوانی هر آنچه را بخواهی بسازی انتظار داشته باشم که نگرانی معنی نداره اگر من نگران باشم یعنی بی ایمانم یعنی توکل ندارم یعنی خدارا باور ندارم

    واقعا همه چی باورهای ما هست همه چی ذهنیت ما هست که به هر مسئله ای از چه زاویه ای بهش نگاه کنیم و باورش داشته باشیم

    امیدوارم از همین سال جدید که فردا روز اول سال نو هست همه ما بتوانیم باورهامون را تغییر بدیم اونجور که قوانین جهان هست و و باورهای مناسب را به طور اصولی بسازیم و پایبند بهشون باشیم

    خدا بینهایت شکر به خاطر آگاهی هایی که به ما میدهی

    استاد تشکر میکنم

    در پناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  7. -
    mosab sharifi گفته:
    مدت عضویت: 4186 روز

    سلام و درود و تبریک به مناسبت سال نو به استاد عباس منش و یاران گرامی این سایت.

    واقعا این فایل به نکته فوق العاده مهمی اشاره کرد و کلی شاخک های من رو قلقلک داد.

    واووو عجب موضوعی که اولا ماها به راحتی چه چیزی هایی رو باور کردیم در حالیکه نباید میکردیم.

    و این قدرت باورها رو نشون میده.

    که چقدر ذهن ما خیلی راحت با باورهایی نامناسب می تونه هدف قرار بگیره.

    و کلی از توانمندی ها و قدرت های ما تحت تاثیر باورهای منفی محدود شده است.

    و همچین چه قدرت باورها های می تونه یه ابزاری باشه برای ارائه خدمات خودمون اولینش می تونه در عرضه و معرفی خودمون بعنوان یک انسان قوی باشه و بعدش خدماتی که ارزشمندی که سالها ارائه دادیم و چقدر ارزون خودمون رو فروختم

    فقط به خاطر اینکه خودمون و توانایی هامون رو باور نداشتیم حالا تصور کن اگر با اعتماد به نفس بالا خدمات خودمون رو عرضه کنیم.

    چقدر می تونه در روند پیشرفت مان تاثیر مثبتی داشته باشه.

    مشتاقانه منتظر ادامه این فایل هستم استاد عباس منش که این همه فایل فوق ارزشمند رو بصورت هدیه به ما میدی.

    با سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  8. -
    هاجر سیه نور گفته:
    مدت عضویت: 590 روز

    سلام به همه ی عزیزان سایت و پیشاپیش سال نو رو تبریک میگم.

    باورها یا همون اعتقادات در رسیدن ما به اهداف و آرزوها حرف اول رو میزنه. شما اگر قلبا باور داشته باشی میتونی و میشه پس میشه، ولی اگر ذهنیت شما بر نشدن و ناتوانی باشه حتی اگر شرایط100 فراهم باشه قطعا نخواهد شد. من این نشدن رو واقعا تجربه کردم.ظاهرا همه چیز اکی و طبق روال داره پیش میره، ولب قدم آخر، پله آخر،نمیشه.. و گیج و منگ از اینکه چرا…؟! چرا کارهای من انجام نمیگیره، با اینکه حالم خوب بوده، امیدوار بودم و حرکت کردم بازم نشده.. وقتی فکر میکنم به این نتیجه میرسم ک درپس ذهن من همیشه یک نمیشه و من شانس ندارم، یا حتی من هنوز لیاقتش رو ندارم، هست ک نمیذاره من شیرینی رسیدن رو بچشم.. همیشه باید کارها به سختی و کند به نتیجه برسه، ک اون هم دلیلش باورها و افکار مسمومی هست ک از اطرافیان بما رسیده و تبدیل به باور شده…. همه چیز باوره.

    دنیای اطراف ما با قدرت ذهن و فکر ماست ک داره به ما نتیجه رو میده.. گاهی امکانات و شرایط مشابه برای افراد هست ولی نتایج زمین تا آسمان متفاوته… یک دلیل بیشتر نداره؛ باورها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  9. -
    مریم دیناشی گفته:
    مدت عضویت: 1364 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    خدارو هزاران مرتبه شکر میکنم برا وجود استاد عباسمنش عزیزم که از وقتی باهاش آشنا شدم

    بهترین یار و رفیق لحظه هام شده

    آموزش هاش چنان آرامشی بهم میده که واقعا با آموزش های دیگه نداشتم

    طبق معمول هر روز صبح ام که ویژن بردم رو نگاه میکردم و میام تو سایت دیدم استاد فایل جدید

    آپلود کرده و چقدر کنجکاو شدم وقتی عنوان و عکس فایل رو دیدم

    واقعا همینطوره ذهنیت و پیش فرض های ما در مورد مسائل واکنش های ما رو تغییر میده

    من بعد از دیدن این فایل یک مثال واقعی از خودم یادم اومد که اینجا می نویسم

    و از استاد میخوام که در قسمت بعدی این فایل بگن که چطور سریع تر بهتر و پایدارتر این پیش فرض ها رو تصحیح کنیم بطوری که به نفع مان باشه….

    قبل از مهاجرتم به فلان شهر شنیده بودم پسرهای این جا خوب نیستن بگیر نیستن فلانن در رو …‌‌

    و واقعا نتونستم یک ارتباط خوب تو این سه سال تجربه کنم و یکی دو مورد هم که ارتباط گرفتم تو اون رابطه به شدت اتفاق های ناجالبی برام رخ داد

    و بعد از اون دو سه مورد تجربه ناخوشایند اون ذهنیت همچنان هست و من تاکنون نتونستم یک رابطه ی زیبا داشته باشم و الان ترجیح دادم رو خودم کار کنم و فعلا وارد رابطه ی عاطفی نشوم…

    استاد متشکرم از فایل های بی نظیرتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  10. -
    سما گفته:
    مدت عضویت: 752 روز

    سلام و درود بر استاد عزیزم .

    من تمام حرفای شما رو با تمام وجودم لمس کردم .

    اگر از چیزی تعریف بشنوم تحت تاثیر قرار میگیرم.یادم همکارم میگفت فلان آدم خیلی بد اخلاقه خیلی بی اعصابه بعد من پیش خودم گفتم شاید بااین شخص اینطور رفتار کرده من برم ببینم با من چطور رفتار میکنه .(البته این از شما یادگرفتم که هر کسی نتیجه فرکانسشو میگیره) بعد وقتی با اون شخص که همه میگفتن ادم خوبی نیست چقدر مهربون و خوش اخلاقه .اونجا بود یادگرفتم تا خودم چیزی رو تجربه نکردم راجع بش قضاوت نکنم .

    خیلی اتفاق ها اطرافم میفته که طبق همین قانون توت فرنگی 19 دلاری بوده .

    رستوران ،کتاب ،فروشگاه …گاهی اوقات یکی با توجه به دیدگاهش انقدر یک شخص رو بزرگ میکنه و آدما رو نسبت به اون آدم حساس میکنه که وقتی میبینیش میگی اِ این همون بود….اینم که یه آدم معمولیه ….

    واقعا این صحبت ها منو واداشت که بیشتر تمرکز کنم .درس بزرگ داره ممنون .باید چند بار دیگه گوش بدم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای: