درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 4 - صفحه 25 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 4
    111MB
    29 دقیقه
  • فایل صوتی درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 4
    28MB
    29 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

279 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فرزانه محمدی گفته:
    مدت عضویت: 2232 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم مریم شایسته مهربان و دوست داشتنی

    خیلی وقته که توی سایت کامنت نذاشتم چون واقعیتش وقت نکردم که روی دوره هایی که خریدم و فایل های دانلودی کار کنم یجورایی دور شدم از سایت چند روز پیش به صورت رندوم داشتم فایل صوتی استاد گوش میدادم استاد ازمون درخواست کردن که توی سایت فعال باشیم و کامنت بزاریم واقعیتش عذاب وجدان گرفتم گفتم بیایم حتی اگه کوتاه هست کامنت بزارم شرمنده زحمات استاد نشم

    من بیش از سه ساله که تو سایت عضو هستم چندتا از دوره های استاد خریدم و یک دور کامل روی همه شون کار کردم و نتایجی گرفتم ولی دیگه ادامه ندادم و رهاشون کردم بخاطر همین دور شدم از خواسته هام و یجورایی فرکانسم قطع شد با سایت چند روز پیش که داشتم رندوم فایل های دانلودی استاد گوش میدادم تصمیم گرفتم که باز برگردم و روی دوره ها کار کنم

    دیروز که داشتم این فایل داستان توت فرنگی 19 دلاری گوش میدادم متوجه شدم منم چند مورد از این اتفاقات تو زندگیم تجربه کردم

    باورهایی که خودم داشتم با باورهای فرد دیگه با رودررو شدن با اتفاقی تغییر میکنه خیلی سریع

    مثلا در مورد چشم زخم خیلی موارد داشتم یکیش همسرم خیلی به چشم زخم اعتقاد داره و سریع یچیز بد خود میکنه همون موقع یا فرداش براش اتفاق میفته مثلا رفته بودیم خونه فامیلهامون پسرم خیلی اونجا بازیگوشی میکرد و با بچه ها خیلی میخندید و خوشحال بود و چون خیلی پسر درس خون و باهوشی هست یجورایی حسودی میکنن بهش همسرم نگران بود که نکنه چشم بخوره بچه ش بهم گفت حتما اسپندش دود کن خونه رفتیم منم همین کار کردم ولی من زیاد اعتقادی به اینا ندارم ولی اسپند دود کردن خوب میدونم فواید زیادی داره فردا صبح بچه م سرما خورد و خیلی بد مریض شد

    یا مثلا زمانیکه دانشجو بودم یه استادی داشتیم خیلی سخت گیر و بداخلاق بود وقتی میخاست امتحان بگیره بچه ها میگفتن این استاد خیلی عقده ای و گنده و امتحان خیلی سخته همه رو رد میکنه ولی من چون درس خون بودم و درس ها رو بلد بودم مطمئن بودم که با نمره خوب قبول میشم و همینم شد با نمره عالی قبول شدم و بقیه بچه هایی که باور داشتن پاس نمیشن درس قبول نشدن و رد شدن ترم

    یه مورد دیگه همین دیروز سرکار داشتم اتاق کارم تمییز میکردم یکدفعه تو نظرم اومد که فردا صبح ناظر میگه بیام سرکار و حالت تنفر داشتم پنج دقیقه نشد که همین اتفاق افتاد بهم گفتن فردا باید بیای سرکار کلی اعصابم بهم ریخت بخودم گفت حالا هیچ فکری دیگه نبود بکنی که این فکر کردی و شد و این باور دارم که هرچی ازش نفرت داشته باشی زودتر میاد سراغت و همینم شد

    خلاصه من به این نتیجه رسیدم که به قول استاد همه چیز با افکار و باورهای ما اتفاق میفته هرچیزی که روش خیلی تمرکز کنی و بهش توجه کنی همون اتفاق میفته مثل دیدن مو تو غذا یا دوست نداشتن چیزی یا اتفاقی

    فایل های داستان توت فرنگی خیلی خیلی جالب و نکته دار بود و خیلی قوانین برای ما یاداوری کرد و باعث بیشتر روی افکار و باورهامون کار کنیم و کنترل شون کنیم باعث شد هر باوری که باور نکنیم و به ناخواسته هامون توجه نکنیم بیشتر تمرکزمون روی خواسته هامون باشه

    استاد ازتون بابت این فایل ها خیلی خیلی سپاسگزارم ان شالله هرکجا هستین شاد سالم و سعادتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. ناشناس گفته:
    مدت عضویت: 504 روز

    سلام به استادعزیزم و دوستان گرامی

    وامروزبقیه مواردی که دوستدارم همسردلخوام داشته باشه سیگاری نباشه به هیچ وجه -اگرازمشروبات وسیگاراستفاده میکنه از صدکیلومتری من رد نشه – پرسنل خانم مجرد در دپارتمان نداشته باشه – اگرم هستن شوهرداشته باشن – ازهیچ خانمی پیش من تعریف نکنه – ثابت کنه که ازسیگاراستفاده نمیکنه – من به سحرخیزی ودعای سحراصلا اعتقادندارم ومعتقدم هرساعت ازشبانه روز دعاهام مستجاب میشه درجا مستجاب میشه وامتحان کردم جواب گرفتم – من نهایتا ساعت 7صبح بتونم بیداربشم – همسرم باخانمها زیادصحبت نکنه من بدجورحسودم تواین مورد – بامن شفاف و واضح صحبت کنه چون من وقت اضافه ندارم 100بارگوش کنم ببینم منظورش چی بوده – ومن فقط آموزشهای استادعباسمنش قبول دارم – واصلا با اموزشهای دیگه اصلا راحت نیستم –

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    عاطفه گفته:
    مدت عضویت: 233 روز

    به نام خدای نور

    استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزدلم سلام به روی ماهتون.

    خداروشکر که به الهام خداوند گوش دادم و خداوند شرایطی رو چید که به راحتی ازمحل کارم بزنم بیرون و اونم به اسونی و خداروشکر ذهنم ازاده و راحت ترمیتونم الهامات رو دریافت کنم و ارامش بیشتری دارم.

    فعلا هنوز جایی کارنمیکنم ولی از خداونو میخوام هدایتم کنه به یه سالن تمیز و شیک و یه اتاق جدا برای لاین مژه و تخت و ترولی تمیز و سالم ونو اونم با یه قیمت خیلی مناسب برای اجاره.

    خداوند پاسخ میده به خواستم و هدایتم میکنه به یه جای زیبا و تمیز برای اجاره کردن.

    راستی تصمیم قطعی شد که دیگه نمیخوام درصدی کارکنم و میخوام لاینمو اجاره کنم و هنرجو بگیرم و خداوند ازبی نهایت طریق مشتری و هنرجو به سمت من میفرسته.

    الان یدونه هنرجو نازنین دارم و خداوند خداروشکر نشونه یه هنرجو دیگه بهم داده که ازخداوندمیخوام درهمین هفته ثبت نامش رو انجام بده و جزو دومین هنرجو نازنینم بشه.

    اوف خداروشکر که حالم خوبه و نفس راحت میکشم و خیلی بیشتر ازقبل پشتم به خداگرمه و میدونم به راحتی همه چیز برام رقم میخوره.

    بجای کارکردن فیزیکی بیشتر باید روی درونم کارکنم چون همین یذره کارکردن روی خودم معجزه کردبرام حالا اگر تمرکزی باشه که خداوند کن فیکون میکنه برام:))))

    یسری نجواهای ذهنی ازکمبود هست که سریع برو فلان تخت فلان سالن اجاره کن قیمتش عالیه کسی نبرتش و این قیمت پیدا نمیکنی و… ولی من میگم نه فراوانی هست و تاجایی که مطمئن تربشم و یه چندتا هنرجو دیگه بگیرم و هدایت بشم هروقت خداگفت هرجا که الهام کرد اجاره میکنم.

    خدایاشکرت بابت بودنت توزندگیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    مریم نجفی گفته:
    مدت عضویت: 1574 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان شایسته

    منم اتفاقا یک مثال و یک تجربه دارم از این صحبت‌هایی که استاد و دانشجویان کردن

    اینکه ماهمیشه از روستایی که میرفتیم به اقوام سری بزنیم همسر مت از اون روستا ماست محلی میخرید وکلی هم تعریف می‌کرد که ارگانیکه و این حرفا منم شیطونی کردم گفتم همسرم رو امتحان کنم رفتم از اون ماست یک کاسه آوردم سر سفره و به همسرم گفتم ببین باجناقت چه ماستی خریده از ماست روستا خوشمزه تره همسرم گفت نه هیچ ماستی ماست دهات نمیشه و این ماست معلومه اصلا طعمی نداره و کارخانه ای هست و این حرفا بعدا که من و خواهرم اینا خندیدیم گفت به چی میخندین گفتیم این ماست همون ماست روستایی هست که از دبه خالی کردم اوردم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    ناشناس گفته:
    مدت عضویت: 231 روز

    سلام ودرودبه استادعزیزم ودوستان گلم

    مدتی بود احساس میکردم باردارم و میگفتم خدایا من میخام طلاق بگیرم ومیخلم شوهرم براحتی از زندگیم بره بیرون الان اگه باردارباشم چکلرکنم ؟

    گفتم حتما یک خیری توش هست اشکال نداره مواظب باشم به هرحال تا بچه سالم بدنیا بیاد تا ااینکه امروز والان که کامنت مینویسم از درد فهمیدم بله بارداربودم وبچه سقط شده .حکمت خداچی هست نمیدونم استااااااااد.اگه سقط نمیشد الان دوماهه بارداربودم . علت سقط نمیدونم چیهههههههههههه اقااااااااااااااااا.

    من موقع بارداری اولش بدنم خیلی واضح الارم میده که باردارم منم چون ازسقط میترسم مواظبم ولی متاسفانه امروز سقط شدش .

    مامانمم فهمیده بود باردارم خیلی مواظبم بود عمم شک کرد گفت بارداری گفتم نه .ولی همه برای خودشون پزشکن فهمیده بودن منم شک داشتم الان فهمیدم بارداربودم متاسفانه .

    به شوهرم گفتم بچه سقط شد بارداربودم شوهرم ناراحت شد رفت توبالکن سیگارکشید .

    استاااااااااد من بچه خیلی دوستدارررررم کاش سقط نمیشد . کاش ثروتمندبودم اشکام بندنمیاد چرا اینجوری شد .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    میترا محسنی گفته:
    مدت عضویت: 621 روز

    به نام خدایی که رب العالمین= فرمانروای کل عالمیان است

    سلام بر استاد عزیز و مهربانم

    شبتون بخیر و نیکی

    خدایا شکرت سه فایل قبلی رو گوش کردم قبلا مطالبش رو نوشتم چند روز قبل دیدم جلسه چهارم اومد رو سایت خاستم بیام گوش کنم ولی چند روزی درگیر روزای آخر عید بودم یادم رفت

    دو ماه قبل طبق سفارش استاد به خوندن کامنتا من کامنتای قدیمی یه فایلی رو خوندم که مال سال 97 بودن یه آقایی از دوستان نوشته بود دارم ترجمه ی قرآن رو به فارسی مینویسم

    به نظرم ایده ی جالبی بود منم رفتم یه دفتر 200برگ خریدم شروع کردم نوشتن معنای قرآن گفتم خدایا اول میخام به زبان خودم بفهمم تو کتابت چی گفتی روزی ده تا آیه مینویسم و جالبه قبلا من به شدت رو ترجمه فارسی تکیه میکردم اما از وقتی شنیدم استاد گفتن خودتون ترجمه کنید ، الان با کمی دقت سعی میکنم خودم ترجمه کنم و واقعا خیلی بهتر میفهمم معنی آیات رو خیلی واضح تر شده معنی آیات برام

    امروز آیات 210تا 220سوره ی بقره بود

    این روزا یه کم مشکلات مالی و بدهکاری اذیتم میکنه دارم کانون تمرکزم رو شدیدا کنترل میکنم اما گاهی غمی میاد رو دلم سنگینی میکنه ولی سعی میکنم تو اون فرکانس منفی نمونم

    اولین کارم طبق برنامه ی روزانه ام یک ساعت پیاده روی صبح خیلی زود تو هوای فوق العاده بهاریه

    دومین کار روزانه ام نوشتن ترجمه ی ده آیه از قرآن بود و خدای من دقیقا اینکه میگن خدا هر لحظه باهات حرف میزنه اگر نجوای شیطان( ذهن) بتونی ساکت کنی درسته و آیه 214 سوره ی بقره اومد که :

    (گمان کردید که به بهشت داخل شوید بدون امتحانی که پیش از شما بر گذشتگان آمد که بر آنان رنج و سختیها رسید و همواره پریشان خاطر و هراسان بودند تا آنگاه که رسول و گروندگان به او از خدا مدد خواستند که خدایا کی ما را یاری کنی؟

    در آن حال خطاب شد بشارت ده که همانا یاری خدا نزدیک خواهد بود.)

    خدایا اشک از چشمم سرازیر شد چون به نظرم فقر و سختی یه شرایطی ولی بدهکاری و دین مردم یه شرایط سخت تر و من با وجود تلاشم و روزه تمرکز بر نکات مثبتم گاهی واقعا از دستم در میره و قلبم تو فشاره وامروز این آیه بشارت یاری خدا رو داد بهم و من از صبح تکرار میکنم با خودم همش که (الا ان نصرالله قریب) وچقدر آرومم از صبح تا اینکه الان بهم الهام شد قسمت چهارم توت فرنگی رو ببینم و الله اکبر دوباره یه وعده ی یاری دیگه از زبان خداوند به واسطه ی استاد عزیزم و نور چشمام

    (تو فقط این مسیر ادامه بده ،من هرچه بخواهی به تو می بخشم ، اونقدر نعمت به تو میبخشم که نتوانی بشماری ان قدر نعمت می دهم تا راضی شوی فقط ادامه بده)

    قربونت برم شاه عالم که همه رو هدایت میکنی به هزاران هزار طریق با هزاران هزار دستانت وامروز منو آروم کردی ،به قلبم آرامش عطا کردی که همه چی درست میشه این روزای سخت میگذره وعده ی یاری خدا محقق میشه با اون آیه 214 سوره ی بقره و این پیام فوق العاده که الهام کردی به قلب بزرگ استادم و منو لایق شنیدنش کردی الان

    خدایا متشکرم که بهم حرفات گفتی چی بگم اخه از بزرگی تو خدای مهربانم

    چه تجربه های قشنگ و دقیقی دوستان گفتن از باورهای ذهن و چقدر قدرتمند نقش ذهن تو ساختن این باورها

    خدایاشکرت که از وقتی با استاد عباسمنش آشنا شدم دیدگاهم نسبت به خداوند خیلی عوض شده البته من سالها افتخار بودن با استاد عرشیانفر داشتم اولین بار خدا رو با استاد عرشیانفر شناختم ولی از وقتی اومدم تو سایت نگاهم عمیق تر شده

    خدا رو در درونم حس میکنم و چقدر این جمله ی استاد تمام وجود منو تکون میده که

    خدا بیشتر از خودت میخاد ثروتمند بشی

    خدا بیشتر از خودت میخاد رشد کنی

    خدا بیشتر از خودت میخاد موفق بشی

    و این جملات چقدر امید وانگیزه میده برای حرکت به من

    خدایا شکرت که تو این سایت هستم و اجازه ی شنیدن این حرفا رو دادی بهم

    خدایا شکرت بسیار علاقمند هستم این دوره رو که عصاره ی 17سال تجربه استاد هست رو تهیه کنم و از خدا خاستم به زودی اولین کامنتم رو برای این محصول ارزشمند بنویسم

    خیلی دوست دارم بفهمم مومنتوم مثبت چیه دیروز رفتم گوگل سرچ کردم ولی با قوانین فیزیک توضیح داده شده بود چیزی متوجه نشدم دوباره اومدم توضیحات استاد برای معرفی دوره خوندم روانتر و واضح تر مفهوم مومنتوم رو توضیح دادن استاد فعلا با باور مثبت و خوشبینی و کنترل کانون توجه همین مسیر رو ادامه میدم تا انشالله زمانش که برسه و هم مدار بشم با این دوره ی فوق العاده

    و بتونم تهیه اش کنم به لطف الله مهربانم

    ممنونم برای این چهارتا فایل فوق العاده توت فرنگی که مربوط میشه به محصول جدید من از این موضوع چهارتا فایل کلی نگاهم به نقش قدرتمند باورها در ذهن عوض شده مخصوصا با مثال ها و تجربه های دوستان و مطمئنم محصول هم جهت با جریان خداوند که این چهارتا فایل قطره ای از اون اقیانوس رو به زبان ساده داره توضیح میده ،یه دوره ارزشمند ،فوق العاده و بسیار مهمه

    و واقعا غبطه میخورم به حال دوستان عزیزم که تونستند همون اولین روزهای انتشار تو سایت تهیه کنند خوش به سعادت همگی که آنلاین با استاد این آگاهی های ناب رو دریافت میکنند البته میدونم که تکامل من باید طی بشه و فعلا با جریان خداوند هم جهت میشم تا به وقتش خودش منو در فرکانس دریافت آگاهی جدید مومنتوم مثبت قرار بده انشاالله

    انقدر ذوق داشتن این محصول رو دارم که دیدم نتایج دانشجویان گذاشتید رو سایت رفتم از صحفه ی اول با عشق میخونم کامنتا رو تا درک بهتری پیدا کنم مخصوصا همین موضوع مومنتوم مثبت خیلی برام جذاب شده

    خدایا شکرت

    ممنونم استاد عزیزم

    خیلی دوستتون دارم

    این روزا این سایت یه مآمن و یه پناهگاه شده برام

    وقتی دلم میخاد با خدا خلوت کنم یه بسم الله الرحمن الرحیم میگم میام سایت میگم خدایا ببینم امروز چی میخای بهم بگی از زبان استاد و چه حرفا ،چه عاشقانه ها ،چه لحظه هایی. چقدر بارها فایل رو قطع میکنم باهاش حرف میزنم اشکام میریزن دوباره فایل ادامه میدم و واقعا از خدای خودم راضی ام به شدت و دوست دارم خدا هم از من راضی باشه

    ممنونم استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    روح اله عبداللهی گفته:
    مدت عضویت: 4309 روز

    سلام استاد عزیزم. این مطلبی که می‌خواهم بگویم ربطی به این فایل ندارد اما می‌خواستم بگویم که من حسرت به دل ماندم که این زمین 60 هکتاری شما را ببینم. هیچ وقت هیچ تصویری از این زمین به ما نشان ندادید . می‌خواستید در آن زمین پیست اتومبیلرانی و باند فرودگاه دایر کنید و کسب و کارتان را در آنجا ایجاد کنید. خیلی رویاها در مورد آن زمین داشتید اما ما هیچ وقت آن زمین را ندیدیم . نمی‌دانم الان که آن زمین را اجاره داده‌اید امکان فیلمبرداری از آن را دارید یا نه . اما اگر امکان دارد تصاویری از آن زمین به ما نشان دهید سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    سید میلاد حسینی گفته:
    مدت عضویت: 481 روز

    به نام خدای مهربان

    خداوند هستی بخش؛ خداوند خالق انسان و تمامی موجودات زنده بر روی این کره خاکی و تمام عالم. خداوند شنوای دانا که هیچ یک از اعمال ما از نفس کشیدن و حتی یک فکر که از سرمون می‌گذره تا بزرگترین کارهایی که انجام می‌دیم از او پنهان نیست. خداوندی که هر حرفی رو می‌بینه و هر چیزی رو می‌شنوه. خداوندی که در همه چیز حضور داره و ما با مدار خودمون اون رو به هر شکلی که بخوایم (چه اگاهانه و چه نااگاهانه) در میاریم. خدای عادلی که به ما حق انتخاب برای لحظه لحظه زندگی‌مون رو داده و با قادریت مطلقش بر تک تک این لحظات و فرکانس های ما اشراف داره و طبق قوانینی که در جهان هستی حاکم کرده همه چیز دقیق و سریع الحسابه.

    وقتی در ادامه مسیر «از کجا شروع کنم؟» به این فایل رسیدم، روزی بود که بعد از مدت ها یک اتفاق ناخوشایندی برای من افتاد و یه مقداری خورد توی ذوقم. ولی باعث نشد که ناامید بشم و یا از برنامه ای که برای خودم نوشتم جا بزنم. چون اولا بعد از این چهل روز تعهد می‌بینم که به آدم به شدت متعهد و پایبندی تبدیل شدم که هیچ ربطی به نسخه قبلی خودم ندارم و تعجب می‌کنم من اون موقع چطور نمی‌تونستم حتی یک هفته خودم رو به برنامه ای که برای خودم نوشتم پایبند نگه دارم.

    و اما در روزی که رسیدم به این فایل و داشتم نکاتش رو می‌نوشتم، انگار که کل اون اتفاق ناگواری که پس ذهنم مونده بود از سرم پرید و محو شد و دیگه هیچ‌گونه سنگینی ای نداشتم؛ همه‌ این اتفاقات منوط به این بود که من بعد از اون اتفاق که صبح برام افتاد، نه تنها دست نکشیدم و ناامید نشدم، بلکه با کنترل ذهنم و افکارم و هدایت کانون توجهم به سمت اهداف و کارهای روزانه‌م حرکت رو ادامه دادم و انرژیم رو بالا نگه داشتم که باعث شد سطح انرژیم در پایان روز دوباره به حد بالایی برگرده.

    فقط 40 روز متعهد بودم و این همه از این قانون معجزه دیدم. معلومه که بازم از خدای این قوانین درخواست دارم و می‌خوام که پشتیبانم باشه (مثل همیشه که بوده و خواهد بود) که تا اخر عمرم پایبند این قوانین باشم.

    از نکات مشابه این اتفاق که می‌تونم بهش اشاره کنم، اتفاقی بود که حدودا یکی دو هفته پیش افتاد. یادم نیست دقیقا چه اتفاقی افتاد اما یادمه توی یکی از روزها که ذهنم داشت نجوا می‌کرد و تنبلی می‌کرد یا اینکه می‌خواستم کاری رو به تعویق بندازم و یا یه همچین چیزی، دیدم که دارم قدرتم رو به ذهنم می‌بازم؛ همین شد که تصمیم گرفتم و مصمم شدم که اون کار رو انجام بدم و کمی که از حرکت کردن من گذشت دیدم که درهای الهامات و ایده ها باز شدن و انگار مسیر یه پله هموارتر شد. توی این چند روز اخیر هم کم از این اتفاق برام نیفتاد که به یه بن بست ذهنی برخوردم اما با خودم گفتم:

    عیبی نداره؛ فعلا همون کاری که می تونم انجام بدم رو انجام می‌دم، مسیرهای دیگه الهام می‌شن. و خدا شاهده که هر دفعه همین اتفاق افتاد و بهم الهام شد! هر دفعه! و واقعا حس خوب و لذت بخشیه. فهمیدن این نکته و درس به صورت عملی که الهامات و ایده ها زمانی میان به سمت ما که ما حرکت کنیم و قدم برداریم. وقتی که ما به سمت خدا (خدا، خود متعالی‌مون، خواسته هامون) قدم برداریم، خدا چندصد قدم رو به سمت ما برمی‌داره.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    محمد علیزاده گفته:
    مدت عضویت: 1827 روز

    به نام خدای مهربانم

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته و همه دستانم

    الهی شکرت یکروز دیگه فرصت زندگی بهم دادی

    پیش فرضهای ذهن میتونه کاری کنه که ما هیچ حرکتی نکنیم مخصوصا پیش فرضهای منفی ما را فریز میکنن

    و یهو میبینیم که هیچ کاری نکردم فقط به دلیل شنیده های که داشتم در موضوع بیزینس و هر موضوع دیگه ای

    میتونه ذهن ما را بی حرکت بگذاره در منطقه امن بمونیم و هیچ حرکتی نکنیم باید آگاهانه به خودمون حالا در هر موضوعی

    بگبم که من خیلی تجربه های عالی و شیرین داشتم در تمام موضوعات به شنیده های بدنه جامعه کاری نداشته باشم

    که اگر به انها توجه کنم کانون توجه میره سمت ناخواسته ها و طبق قانون به هر چه توجه کنی از اصل و اساسش

    وارد زندگی ما میکنه ذهن فقط به ورودی ها واکنش نشون میده و با ورودی ها فرکانس ها ارسال میشه حالا ببینم

    من چه فرکانسهایی ارسال کردم اگر خوب باشه نتایج عالی تجربه خواهم کرد و اگر بد منتظر نتایج ناجالب باشم

    و اینطوری نیست که حالا با پیش فرضهای مثبت و یا منفی یک بار و یا چند بار بلایی سرم بیاد و یا خیلی اتفاق

    معجزه وار ببفته ارام ارام این فرکانسهای من به مومنتوم مثبت ویا منفی شکل میگیره و یک سری اتفاقات حالا

    بسته به خروجی های ذهنی ما در یک سیکل ادامه دار تبدیل میشه به نتایج که به خودمون بستگی داره که

    ما افکار غالبمون فرکانس های ادامه دار به چه سمتی بوده و اون داره نشون میده من کجام باید همیشه مثل غذا

    خوردن جزیی از عاداتمون بشه کار کردن اگاهانه روی ذهن خوراک همیشگی بدیم و نجواها کنترل بشن زندگی من

    در تمام ابعاد تغییر میکنه هرچی این کار کردن بتونه بیشتر باشه قوی تر باشه نتایج واقعی خوب هم قوی تر پایدارتر

    خواهد بود الهی شکرت برای تمام قوانین بدون تغییر که دارم یادش میگیرم تا بتونم در جهان مادی هم بهشت را

    تجربه کنم الهی شکرت استاد عزیزم سپاس از شما برای این هم عشق و آگاهی ناب الهی امیدارم همیشه شادو سلامت

    و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید دوستون دارم خیلی زیاد عاشقتونم

    خدا نگهدارتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    محمدرضا حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1541 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استاد خوبم و همه دوستانم در سایت عباسمنش

    خیلی وقته کامنت نمی‌نویسم و روی باورهای توحیدی در قرآن کار می‌کنم.

    از وقتی که استاد گفت خود دست به کار شو و خودت قرآن را بخون و تحقیق کن.

    من سعی کردم. روی تک تک باورهای که گیر داشتم کار کردم. دنبال آنها در قرآن گشتم.

    خداوند بینهایت بخشنده است.

    خداوندقبل از روز اولی که اولین نفری و اولین انسانی که خلق کرد بخشندگی داشته و بخشندگی خود را ثابت کرده.

    تا روز قیامت هم که خودش صاحب و مالک آن روز هست بخشنده است و حتی به ابلیس هم فرست داده یعنی آن روز می‌تواند از بخشش خداوند استفاده کند.

    خداوند خودش مالک و صاحب اختیار سیستم بخشش است.

    خداوند خودش مالک و صاحب اختیار سیستم هوشمند هدایت اللهی است.

    خداوند خودش مالک و صاحب اختیار قدرت و سیستم توضیع قدرت در جهان است .

    خداوند خودش مالک و صاحب اختیار شکرگزاری و سیستم شکرگزاری است.

    خداوند خودش مالک و صاحب اختیار نعمت و ثروت‌های که در وجود دارد و همچنین مالک و صاحب اختیار سیستم توضیع عادلانه نعمت و ثروت در جهان است.

    خداوند خودش مالک و صاحب اختیار و پادشاه آسمانها و زمین و هرآنچه بین آنها هست می‌باشد.

    این فایل هم از هدایت خداوند است.

    آنچه استاد گفت هم برایم گیر من ، گره من بود.

    خداوند خودش می‌بیند و می‌شنود.

    دیدن نعمت‌های خداوند خودش علم می‌باشد و آنرا خودش در قرآن کریم گفته است.

    از خداوند راستگوتر و مطمئن‌تر و در وعده‌هایش صادقتر ندیدم.

    من ذره‌ای از وجود خداوند هستم.

    من آنقدر خداوند متعال باورداشته باشم همانقدر او را خواهم دید و خداوند هم همان‌قدر به من توجه خواهد کرد نه برای باور من بلکه برای اینکه جای بهبود را برای من نشان دهد و هرلحظه خودش را بزرگتر از آنچه می‌بینم نشان می‌دهد.

    ….

    خلاصه خیلی دلم می‌خواست ادامه دهم.

    دلم برای شما و کامنتهای دوستان تنگ شده است.

    در پناه خداوند آرامش‌بخش، آرام و سربلند و ثروتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: