live | استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق

برای من، آگاهی های این live، یکی از متحول کننده ترین و تنظیم کننده ترین آگاهی ها بوده که مرا با خواسته ام در هماهنگی قرار داده و به سمت تحقق آن هدایت کرده است. وقتی به این live هدایت شدم و پای آگاهی های این فایل نشستم. آنقدر آگاهی های این فایل هدایت کننده بود، آنقدر اصل اساسی خلق شرایط دلخواه را به یادم می آورد و آنقدر فرکانس هایم را در جهت خواسته هایم تنظیم می کرد که تصمیم گرفتم این آگاهی ها را در سایت با شما دوستان عزیز به اشتراک بگذارم.


منابع مرتبط با این فایل: 

قدم دوم | دوره 12 قدم

دوره قانون آفرینش بخش 3 | قدرت تجسم خلاق

ما به عنوان انسان، از توان فیزیکی محدودی برخورداریم اما نیروی ذهنی بی انتهایی داریم. قدرت فیزیکی انسان از بسیاری از حیوانات کمتر است اما آنچه تفاوت اساسی بین انسان و سایر موجودات ایجاد کرده، قدرت خلق ذهنی این موجود است که توانایی ای بی انتهاست. توانایی که باعث شده انسان موجوداتی را به خدمت خود در بیاورد که از نظر قدرت فیزیکی، بارها و بارها از انسان قویتر هستند.

ما موجودات خالقی هستیم که با توانایی خلق شرایط زندگی خود به دنیا آمده ایم. منظور از توانایی خلق این است که ما می توانیم با جهت دهی آگاهانه افکارمان به سمت آنچه می خواهیم، فرکانس آن را به جهان ارسال کنیم و جهان نیز طبق قوانین بدون تغییر خداوند، اساس آن فرکانس را در تجربه زندگی ما بازتاب می دهد. متاسفانه ما اکثراً از این توانایی بر علیه خود و در جهت ناخواسته ها استفاده می کنیم یعنی ما اکثراً آنچه را در ذهن خود تجسم می کنیم که نمی خواهیم رخ دهد یا می ترسیم رخ دهد. همچنین افراد زیادی “تجسم” را با “توهم” اشتباه گرفته اند. این سوء برداشت درباره “قانون تجسم خلاق” باعث شده خیلی از ما به بهانه واقع بین بودن، این توانایی درونی نامحدود را دست نخورده باقی بگذاریم.

استفاده از قدرت تجسم خلاق به معنای یک گوشه نشستن و تجسم کردن نیست. زیرا ایمانی که عمل نیاورد، حرف مفت است. وقتی شما این نیروی درونی خلاق را با استفاده از “تجسم خواسته” فعال می کنی، قطعاً به ایده ها و راهکارهایی دسترسی پیدا می کنی که اجرای آنها و اقدام عملی در راستای آنها، خواسته مد نظر را از نظر فیزیکی وارد زندگی شما می کند. اما برای رسیدن به آن مرحله، اول باید به قول خداوند ایمان به غیب را در عمل اجرا کنی تا دسترسی شما به آن ایده ها باز شود. 

تجسم خلاق” یعنی جهت دهی آگاهانه افکار بر خواسته و تمرکز بر آن. منظور از تمرکز بر خواسته یعنی پروراندن هر فکری درباره آن خواسته در ذهن است که شما را درباره آن خواسته به احساس خوب، احساس امید، احساس اطمینان و یقین می رساند و در این احساس نگه می‌دارد. در واقع ریشه اصلی تجسم، ایمان به غیب است. یعنی ایمان به نتیجه ای که از نظر فرکانسی به آن باور داری با اینکه هنوز در تجربه فیزیکی شما ظاهر نشده است.

“تجسم خلاق” یعنی استفاده آگاهانه از قدرت افکار برای ارسال فرکانس خواسته به جهان. زیرا ما در جهانی زندگی می کنیم که به فرکانس های ما پاسخ می دهد. ارسال جنین جنسی از فرکانس، موجب می شود تا جهان راههای دسترسی به آن خواسته را برای ما باز کند و ما را در مدار دریافت آن خواسته قرار دهد. این یعنی هدایت.

بزرگترین مانع ذهنی ما در برابر دریافت خواسته هایمان این است که باور نداریم آن خواسته برای ما امکان پذیر است با اینکه با تمام وجود آن خواسته را می خواهیم. این باور ما را در مسیر خلاف جهت با خواسته قرار می دهد و به همین شکل، تمام تلاش های ما در مسیر خلاف جهت با خواسته، هرز می رود و تعجب می کنیم از اینکه چرا با وجود این همه تلاش، به خواسته خود نرسیده ایم. 

در واقع ذهن ما به خاطر باورهای محدودکننده‌، همیشه در برابر امکانِ داشتنِ خواسته ها مقاومت دارد. به همین دلیل نیز عمده تلاش هایش خصوصا در اولین قدم ها این است که با پر رنگ نشان دادن موانع پیش رو، ما را وادار به پذیرفتنِ محدودیت ها کند تا جایی که بی خیال آن خواسته شویم و برایش قدمی برنداریم. 

در چنین شرایط ذهنی، “تغییر ذهنیت” باید از “تجسم خلاق” شروع شود. زیرا از نظر منطقی شما برای تجسم، نیاز به امکانات بیرونی نداری، نیاز به صرف هزینه نداری، نیاز به اقدام فیزیکی نداری. کافیست کمی ایمان درونی ات را فعال کنی تا از عهده فعال کردن تجسم خلاق بر بیایی. اما در ادامه، خواهی دید که معجزاتی رخ می دهد و شرایط به نحوی تغییر می کند که صدها اقدام فیزیکی و امکانات مادّی، قدرت انجامش را نداشتند.

تجسم خلاق، وقتی طبق اصول قانون تجسم اجرا شود، قدرت نامحدود ذهنی ما را فعال می کند و آرام آرام با کم کردن مقاومت های ذهنی ما درباره داشتن آن خواسته، ایمانی را در وجود ما فعال می کند تا امکان پذیری آن خواسته را باور کنیم.

این باور، آرام آرام افکار ما را به سمت آن خواسته جهت دهی می کند و فرکانس های هماهنگ با خواسته را ارسال می کند و جهان در پاسخ به این جنس از فرکانس ها، دسترسی ما به ایده ها، راهکارها و فرصت هایی را باز می کند که اجرای آنها در نهایت خواسته ما را محقق می کند. به همین دلیل وقتی مهارت فعال کردن قدرت تجسم خلاق را می آموزی و آن را در مسیر خواسته ات به کار می بندی، این قدرت قطعا به شکل ایده ها، راهکارها، هدایت هایی‌‌ و دست هایی از طرف خداوند  در مسیر شما ظاهر می شود. سپس این نیرو به همان شکل که آن ایده ها و موقعیت ها را به سمت شما هدایت کرده، قدرت تشخیص این هدایت ها و جدی گرفتن آنها را نیز به شما می دهد و وقتی آنها را جدی می گیری و اقدامات عملی در راستای آنها را انجام میدهی،  آنوقت است که این نیروی ذهنی به ثمر می نشینند و در قالب خواسته تو در زندگی ات ظاهر می شود.

به طور خلاصه، تجسم خلاق یعنی توجه به خواسته ها؛ یعنی «جهت دهی آگاهانه به کانون توجه»، به منظور هم-مدار شدن با خواسته ها. به همین دلیل است که وقتی به تجسم یک موضوع ادامه می دهی‌، نشانه های از آن جنس خواسته در زندگی ات ظاهر می شود. زیرا تجسم خلاق، شما را وارد مدار آن خواسته کرده است. حالا تمام کار شما ماندن در این مدار است تا تجربه شما از دیدن نشانه ها تبدیل شود به زندگی با واقعیت آن خواسته. نقش تجسم خلاق، باورپذیر کردن یک خواسته برای ذهن است. زیرا ذهن ساخته شده تا شما را از کار بیهوده بر حذر دارد. بنابراین، تا وقتی ذهن موضوعی را امکان پذیر نداند، از هر ترفندی استفاده می کند تا مانع قدم برداشتن شما بشود. 

“تجسم خلاق”، با حذف مقاومت های ذهنی، فاصله فرکانسی میان شما و خواسته را کم می کند. وقتی ذهن در تخیل با آن خواسته زندگی می کند، آن را به عنوان واقعیت باور می کند زیرا سیستم ذهن به گونه ای است که بین خیال و واقعیت تفاوتی قائل نمی شود. در نتیجه، به خاطر این باور، دیگر در برابر امکان پذیر بودن آن خواسته، مقاومتی ندارد. در نتیجه، نه تنها در برابر ایده های الهامی شما درباره آن خواسته مقاومتی ندارد بلکه آنها را منطقی هم می داند. یعنی شما بوسیله تجسم خلاق، ذهن خود را مثل یک هوش مصنوعی تربیت میکنی برای باور کردن امکان پذیری یک خواسته و همدست شدن با هدایت های درونی ات. 

وقتی ذهن موضوعی را امکان پذیر بداند، آنوقت است که نه تنها در برابر اجرای ایده ها مقاومت نمی کند‌، بلکه نیروی جسمانی شما را نیز در مسیر هم جهت با خواسته، رهبری می کند، انگیزه هایت را تقویت می کند، عزمت را برای قدم برداشتن جزم می کند و قدم هایت را استحکام می بخشد چون به این نتیجه رسیده که تحقق این خواسته، برایش امکان پذیر است.

این منطق پشت “قانون تجسم خلاق” است. حالا که این مفاهیم را خوانده ای، حتماً ذهن شما تجربیاتی را به یادتان انداخته که چطور (آگاهانه یا ناآگاهانه) با تجسم خواسته هایت، آنها را از دل غیب در زندگی ات ظاهر کردی بی آنکه بدانی “چطور”!!!

بنابراین، واقعاً ارزش دارد که آگاهانه در راستای تحقق خواسته هایت، بخش مهمی از وقت و انرژی خود را صرف تمرین قانون تجسم خلاق کنی تا معجزاتش را در زندگی ات ببینی و به قول خداوند آسان شوی برای به آسانی رسیدن به خواسته هایت.

جلسه دوم از قدم دوم، اصول مهم درباره تجسم خلاق و استفاده آگاهانه از این قدرت ذهنی را به شما یاد می دهد

ضمن اینکه دوره قانون آفرینش | بخش سوم، مبحث تجسم خلاق را به صورت مفصل و کامل آموزش می دهد. شما در این بخش از دوره، گام به گام، اصول اجرای تجسم خلاق و شیوه بهره برداری از این قدرت درونی را در عمل یاد می گیری.

اطلاعات کامل درباره  محتوای آموزشی دوره قانون آفرینش بخش 3 | مبحث قدرت تجسم خلاق


منتظر نظرات زیبا و تأثیرگزارتان هستیم.

سایر قسمت های live با استاد عباس منش

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق
    207MB
    44 دقیقه
  • فایل صوتی live | استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق
    43MB
    44 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

801 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «ساحل آرامش» در این صفحه: 1
  1. -
    ساحل آرامش گفته:
    مدت عضویت: 1929 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت

    گام 26: استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلاق

    ما می‌تونیم با تجسم اتفاقات زندگیمون رو رقم بزنیم

    چقدر آدم‌ها غافل هستند از انرژی ذهنیشون چقدر غافل هستن از اینکه افکارشون چقدر قدرت داره چقدر آدم‌ها درگیر روزمره میشن چقدر آدم‌ها دنیای فعلیشون یعنی شرایط فعلیشون رو موقعیت فعلیشون رو چقدر ابدی می‌دونن چقدر دائمی می‌دونن

    یا مثلاً چون شرایطشون الان اینجوریه اصلاً دیگه نمی‌تونن به چیز دیگه‌ای فکر کنن

    فکر می‌کنن که دیگه همین هست باید بسوزیم و بسازیم باهاش،

    در واقع اونایی که باور دارندچ به خداوند اونایی که باور دارن به اینکه افکارشونه که داره زندگیشون رو خلق می‌کنه اونایی که ایمان دارن به نعمت‌های خداوند به تغییر در زندگی اونایی که ایمان دارن به این قضیه که فارغ از اینکه تو الان شرایطت چی هست تو کدوم کشور تو کدوم خانواده با چه شرایطی زندگی می‌کنی فارغ از اینکه چه گذشته‌ای داشتی اصلاً چه اشتباهاتی کردی توی زندگیت می‌تونه شرایط عوض بشه می‌تونه شرایط متحول بشه

    نه اینکه عوض بشه یه ذره بهتر بشه،

    نه می‌تونه تغییر بنیادین داشته باشه،

    اونا هستن که میان از قدرت تجسم استفاده می‌کنن

    همه ما تجسم می‌کنیم صبح تا شب همه شما بدون استثنا دارید تجسم می‌کنید،

    تجسم چیزی نیست غیر از اینکه دارید به یک موضوعی فکر می‌کنید

    بعضی‌ها فکر می‌کنن تجسم مثلاً اینه که من برم توی اتاق یک شمعی روشن کنم یک تمرین‌های تجسمی

    نه بابا تو تو دفتر کارت نشستی توی محل کارت هستی توی پشت ماشین هستی داری کارت رو می‌کنی اما ذهنت جای دیگه است داری به چیز دیگه‌ای فکر می‌کنی

    داری یه شرایط دیگه‌ای رو می‌بینی

    داری به یک موقعیت دیگه‌ای فکر می‌کنی همه شما در طول روز بارها و بارها دارید این کارو انجام می‌دید کاری که من میام توی دوره‌های آموزشیم انجام میدم هدایت کردن اون انرژی فکریه

    هدایت کردن به مسیر درست

    چون ما همیشه داریم این کارو می‌کنیم ولی 90 درصد مواقع به چیزهایی که نمی‌خوایم فکر می‌کنیم چیزایی که نمی‌خواهیم تجسم می‌کنیم

    مثلاً تو ذهنمون اینه که الان من میرم خونه مثلاً داری از محل کارت میای الان میرم خونه دوباره باید برم همون داستان‌ها رو با همسرم داشته باشم دوباره ناراحتی دوباره اون مسائل دوباره اون همه کار دارم لباس‌ها را باید بشورم غذا درست کنم الان چک دارم یارو میاد چک رو نمی‌تونم پاس کنم دم در خونه داد و بیداد می‌کنه آبروم میره اینایی که من گفتم تجسم کردنه،

    یعنی تجسم کردن چیزی غیر از جهت دهی افکار به یک موضوعی در آینده نیست که مثلاً بگیم تجسم فقط وجه مثبت داره

    نه ما 95درصد مواقع به چیزهایی که نمی‌خواهیم فکر می‌کنیم

    در واقع داریم اون چیزهایی که نمی‌خواهیم رو می‌سازیم توی ذهنمون و به همین دلیل هم اون چیزهایی که نمی‌خواهیم هر روز تو زندگیمون اتفاق میفته

    کاری که توی دوره‌ها می‌کنیم اینه که میام این ذهنیت رو ایجاد می‌کنم که مراقب ورودی‌هاتون باشید مراقب افکاری که توی ذهنتون میاد باشید

    با یک روند تکاملی

    چون اولش کار راحتی نیست کنترل افکار، ولی آروم آروم بهتر می‌شه سعی کنیم آگاهانه از شرایط فعلی از موقعیت فعلی بیایم بیرون موقعیت فعلی شما چیزی نیست جز افکار گذشته شما

    یعنی چیزی که الان داری توش زندگی می‌کنی خودت خلق کردی

    این اولین قدمه

    یعنی اگه کسی نمی‌تونه این حرف منو بپذیره اصلاً نه برنامه‌های منو پیگیری کنه نه فایل‌ها رو ادامه بده

    قدم اول برای تغییر زندگی اینه که چیزی که الان توی زندگیت هست خودت به وجود آوردی ربطی به بابات نداره ربطی به ننت نداره ربطی به دوستات نداره ربطی به کشوری که زندگی می‌کنی نداره حالا شاید اونا روت تاثیر گذاشته باشن و تو تاثیر پذیرفته باشی و خلق کرده باشی اما در نهایت تو تاثیر پذیرفتی تو باور کردی تو تکرار کردی اون حرف‌ها رو

    تو اونا رو تو ذهن خودت هی مرور کردی و این شرایط فعلی تو شرایطیه که خودت خلق کردی

    این اولین قدمه

    این اولین درکیه که ما باید داشته باشیم نسبت به اتفاقاتی که داره تو زندگیمون میفته

    من از اون موقعی که اینو پذیرفتم تغییرات تو زندگی من افتاد

    اگر اینو بپذیرید کاری که باید انجام بشه اینه که اتفاقات الان رو خودم به وجود آوردم حالا آگاهانه نبوده

    خیلی موقع‌ها ناآگاهانه بوده قانون رو نمی‌دونستی مثل نوزادی که ناآگاهانه پنجه می‌کشه تو صورت خودش اون نمی‌دونه داره صورت خودش رو زخمی می‌کنه چون آگاهانه نیست یعنی کنترل کاملی بر اعضای بدنش نداره دستش میاد می‌زنه صورتش رو زخمی می‌کنه بعد گریه می‌کنه ما دقیقاً داریم همین کارو توی دنیای خودمون می‌کنیم

    ما الان کنترل داریم بر روی دستمون اما کنترل کاملی روی افکارمون نداریم وقتی که بچه پنجه می‌کشه روی صورتش همون لحظه اثرش مشخص میشه افکار یه فاصله زمانی می‌خواد اثرش مشخص بشه این نیست که شما همین الان به یک موضوع بد فکر کنی همون لحظه اتفاق بیفته یه فاصله زمانی هست بین زمانی که شما فرکانس می‌فرستی و فرکانس تقویت میشه

    یعنی با یه بار فکر کردن هم اتفاقی نمیفته نه مثبت نه منفی

    اینجوری نیست که اگه من یه بار یه ذره فکر منفی داشتم یه ذره نگران یه چیزی بودم یه ذره ترسیدم همون موقع بلا سرم بیاد نه با یک ذره فکر منفی با یه چند بار فکر منفی یا مثبت نه اتفاق منفی میفته نه اتفاق مثبت میفته

    منفی و مثبت منظورم اتفاق ناخواسته و اتفاق خواسته است،

    با تکرار اون افکار در جهت منفی یا مثبته که اتفاقات رخ میده که ما بهش می‌گیم باور

    که وقتی یک فکری بارها و بارها تکرار میشه باور ایجاد میشه

    وقتی باوری ایجاد می‌کنه اتفاقات رو رقم می‌زنه حالا چه خواسته باشه چه ناخواسته باشه،

    بگی من شرایطی که الان دارم رو مثل بچه‌ای بودم که قانون را بلد نبودم کنترل روی افکارم نداشتم اصلاً نمی‌دونستم افکارم تاثیرگذارن خیلی راحت ورودی‌های نامناسب به ذهنم می‌دادم حرف‌های آدم‌های نامناسب رو می‌شنیدم اخبار و موضوعات نامناسب رو می‌شنیدم و بهشون توجه می‌کردم بهشون فکر می‌کردم تجسمشون می‌کردم می‌ساختم تو ذهنم خب الان هم زندگیم اینه،

    حالا تو روابط تو سلامتی تو ثروت حالا که این قضیه رو فهمیدم میام آگاهانه افکارم رو مدیریت می‌کنم مانیتور می‌کنم آگاهانه به اون چیزی که می‌خوام توجه می‌کنم

    توی تموم دوره‌ها تلاش من این بوده که این کنترل ناآگاهانه که روی افکارتون هست اینه که اصلاً نمی‌دونید چه افکاری توی ذهنتون میاد و چه نتیجه‌ای داره

    بیاید اینو چیکار کنید

    بیاید اینو آگاهانه کنید

    بیایید اینو خودتون بسازیدش

    بیاید به چیزهایی که می‌خواهید توجه کنید بیاید این باورها را درست کنید من توی روانشناسی گفتم ثروتمند شدن معنوی‌ترین کاریه که می‌تونی انجام بدی

    یعنی هر کاری که فکر می‌کنی یا کار معنویه خدایی هست هرچی باشه از ثروتمند شدن اثرش کمتره و توضیح دادم که وقتی شما ثروتمند می‌شی وقتی که زندگی خوبی داری وقتی که خرید می‌کنی برای خونه ات چقدر خدمت می‌کنی به آدم‌های دیگه به کارخونه‌های دیگه به اقتصاد و چقدر می‌تونی خیریه داشته باشی چقدر آدم‌هایی از تو الگو می‌گیرن و موفق میشن

    وقتی طرف برای اولین بار اینو می‌شنوه تا قبل از این هرچی شنیده این بوده که هرچی تو ورودی‌های ذهنش بوده این بوده که آدم‌های پولدار آدم‌های بدجنسین آدم‌هایی‌ان که خون فقیرها رو توی شیشه کردن پولدار شدن آدم‌هایی‌ان که از راه نادرست به ثروت رسیدن هر کسی ثروتمند شده از یه پارتی از یه سو استفاده‌ای از یه راه نامناسبی به پول رسیده

    حالا یه دفعه میاد این همه ورودی نامناسب داشته میاد یهویی یه جمله رو می‌شنوه یا یه دیدگاهی رو باهاش آشنا می‌شه یه تفکری رو باهاش آشنا می‌شه که میگه ثروتمند شدن معنوی‌ترین کار دنیاست تنها راه رسیدن به خدا ثروتمند شدنه

    تنها راهش

    این شعار نیست

    این زندگی منه

    این باور منه

    خواستم بگم که کلیت داستان کلیت اتفاقات شما به واسطه افکار و باورهاییه که تو زندگیتون دارید

    این چیزی که الان تو زندگی شما هست یه چیز پایدار نیست یه چیز دائمی نیست وقتی که فهمیدم که این چیزی که الان توی زندگی من هست و خودم یا آگاهانه یا ناآگاهانه ایجادش کردم گفتم پس یعنی می‌تونم تغییرش بدم پس با افکارم می‌تونم تغییرش بدم پس تغییرش میدم کار می‌کنم تمرین می‌کنم سرمایه‌گذاری می‌کنم روش،

    اون موقع که داشتم کار می‌کردم توی بندرعباس توی اون خونه بسیار وحشتناک اون موقع من توی اون شرایط اومدم شروع کردم به این نحوه تفکر اینقدر این شرایط سختی که شما بعضی‌هاتون درگیرش هستید می‌تونه بهتون کمک کنه که بعداً به عنوان نعمت ازش صحبت می‌کنید

    همه اون اتفاقات باعث شد که من یه سری خواسته‌ها برام به وجود بیاد

    اون تضادها یه سری انگیزه‌ها رو در من ایجاد کرد که به موفقیت برسم

    درسته که خیلی تلخ بود و سخت بود برام ولی الان که نگاه می‌کنم می‌بینم که خیلی از اون چیزایی که من بهش رسیدم به خاطر همون تضادها بود به خاطر همون مسائلی بود که بهش برخورد کردم افکار ما داره اتفاقات رو خلق می‌کنه در مورد اینکه می‌شینی و به یه چیزی آگاهانه فکر می‌کنی نمیذاری افکار منفی خودش تو ذهنت بیاد

    یه خبری شنیدی مثلاً اون کسی که توی رابطه عاطفی باهاش هستی یا اون رئیست یا کارمندت یه اس‌ام‌اس نامناسب فرستاده گفته من دیگه نیستم یا گفته خداحافظ شما یکی که ازش پول می‌خوایی گفته من طلبت رو نمیدم یا هرچی

    یه خبری شنیدی از اون چیزی که نمی‌خوای افراد معمولی افرادی که قانون رو نمی‌دونن شروع می‌کنن به تجسم کردن یعنی داستان ساختن و ادامه دادن اون صحبت‌ها یعنی توی رابطه عاطفی شنیده که کسی که توی رابطه عاطفی باهاش هست مثلاً یه حرف نامناسبی زده من نمی‌خوام با تو باشم یا هر چیز دیگه‌ای آره الان اینجوری میشه میرم منو تحقیر می‌کنه دوباره باید گریه کنم دوباره اونو چیکار کنم یک فیلم سینمایی با کیفیت درست می‌کنه از چیزی که نمی‌خواد

    فقط به خاطر اینکه یک پیامک دیده فقط به خاطر اینکه یک خبر شنیده و نمی‌دونه که اون خبر اون با افکار تو یعنی افکار تو می‌تونه اون خبره رو واقعی کنه برای تو وگرنه اون می‌تونه کاملاً عوض بشه

    شرایط در هر لحظه در حال تغییر هستن و تو داری این کارو انجام میدی و تو می‌تونی همه چیز رو تغییر بدی

    افراد به همین راحتی اجازه میدن که افکار بیاد تو ذهنشون

    به همین راحتی اجازه میدن که با شنیدن یه خبر با دیدن یه داستان منفی با سیل هرچی که هست به راحتی اجازه میدن که از این قدرتی که خداوند بهشون داده برای اینکه خلق کنن زندگیشون رو از این قدرت استفاده کنن برای اینکه زندگیشون رو نابود کنن

    کل صحبت همینه

    کل صحبت اینه که بیاید آگاهانه افکارتون رو کنترل کنید

    توی دوره 12 قدم که یک سال هست به خاطر اینه که بیایم هی این روند رو با بچه‌ها کار کنیم دلیلش اینه که بیایم همون تمرین‌هایی که من انجام دادم همون کارهایی که انجام دادم برای اینکه وقتی یه اس‌ام‌اسی میاد که اون خبره رو داره بتونی فکرت رو کنترل کنی چون کار راحتی نیست چون یه عمری ما به اون شکل عادت کردیم یه عمری ما واکنش نشون دادیم

    یعنی ما هر چیزی رو دیدیم واکنش نشون دادیم نسبت به همون

    نیومدیم خلق کنیم نیومدیم بگیم توی همین مثال کامنت رابطه عاطفی که نه حالا اتفاقاً من میام اونجوری که دوست دارم شرایط خودم رو تجسم می‌کنم رابطم رو تجسم می‌کنم اصلاً اینو ندیده می‌گیرم میرم خونه خیلی هم خوبه اتفاقاً میگه ببخشید اشتباه شد خیلی هم دوست دارم خیلی هم لذت می‌بریم بعدشم با هم میریم پیاده روی می‌کنیم میریم یه خریدی می‌کنیم

    نمیان این کارو بکنن چون نمی‌دونن که واقعاً ذهنه که داره این اتفاقات رو رقم می‌زنه, قدرت دست توئه دست دیگران نیست

    تو داری زندگی خودت رو خلق می‌کنی

    نمیان این کارو بکنن منم خیلی موقع‌ها میشه که کنترل از ذهنم خارج میشه یه موقع‌هایی میشه یه اتفاقی میفته که ظاهرش قشنگ نیست و سخته برام که افکارم رو به سمت مثبت جهت بدم می‌خوام بگم که کمالگرا نباشید نسبت به این قضیه هر کوچکترین تغییر مثبت نتایج بزرگی ایجاد می‌کنه کوچک‌ترین حرکت در سمت خواسته‌هات در مسیر درست نتایج بزرگی ایجاد می‌کنه

    این نیست که بگیم نه من باید پرفکت باشم بی اشتباه باشه افکارم کاملاً

    هیچکس در دنیای مادی به این قدرت نرسیده یعنی اصلاً دنیای مادی جایگاه صفر و یک نیست

    یعنی سیاه و سفید نداریم

    چیزی بین همه این‌هاست من بارها تو دوره‌هام گفتم به همین دلیل این سخت‌گیری نباید باشه که من اگر الان نتونستم افکارم رو کنترل کنم پس کارم را درست انجام ندادم نه یه دوره تکاملیه

    مثل کسی که میره ورزش می‌کنه میره باشگاه معلومه روز اول نمی‌تونه وزنه سنگین بزنه ولی نباید ناامید بشه بگه من نمی‌تونم بزنم پس هیچ وقت نمی‌تونم بزنم

    نه با تمرین کردن می‌تونیم بهتر و بهتر بشیم من خودم وقتی که میام داستان تجسم افرادی که به خواسته‌هاشون رسیدن رو گوش می‌کنم دارم ورودی‌های خوب به ذهنم میدم به جای اینکه بشینم داستان بلا و مصیبت‌ها رو گوش کنم میام داستان خلق اتفاقات رو با قدرت ذهنی گوش می‌کنم خوب هر چقدر که اینا رو بیشتر گوش کنم بیشتر باور می‌کنم که می‌شود منم می‌تونم این کارو انجام بدم

    بیشتر از این قدرت استفاده می‌کنم بیشتر جدی می‌گیرم

    خوبه که خدا جهانی رو خلق کرده شرایطی رو برای ما رقم زده قوانینی رو گذاشته که به این راحتی می‌تونیم زندگی خودمون رو اونجوری که دوست داریم خلق کنیم،

    حتی اگر توی شرایط خوبی نیستیم حتی اگر ناآگاهانه زندگیمون رو به دست خودمون بازم تاکید می‌کنم ناآگاهانه زندگیمون رو به دست خودمون خراب کردیم یه جایی وایسیم و شروع کنیم به تغییر افکارمون و بعدش همه چیز توی زندگیمون عوض میشه

    یعنی من هر آنچه که تو زندگیم دارم رو با همین نوع نگاه ایجاد کردم

    یعنی من اون موقع که نون نداشتم هیچی نداشتم می‌شستم به یه اتوبوس آروی فکر می‌کردم بعد می‌گفتم سوار این اتوبوسه می‌شم بعد توش حموم داره دستشویی داره آشپزخونه داره اتاق خواب داره هر کجا که خواستیم میریم هر جایی که دوست داشتیم میریم اونجا یه هفته تو طبیعت هستیم همش داشتم این صحنه رو هی می‌دیدم توی ذهن خودم عکس‌هاش رو پیدا می‌کردم تو اینترنت اصلاً هم کاری نداشتم پولش چقدره می‌گفتم اگر من داره ذهنم خلق می‌کنه خب من این کارو می‌کنم این روند رو ادامه میدم می‌خوام بگم که همه چیز می‌تونه تغییر کنه فارغ از اینکه شرایطت چه جوریه

    به شرطی که همونقدر جدیتی رو که من توی کنترل افکارم توی کنترل ورودی‌هام توی ساختن باورهای درست داشتم رو داشته باشید

    شرایطی که الان هست حتی اون چیزایی که درد و رنجه اگر از قانون درست استفاده کنی اگر ازشون انگیزه بگیری اگر افکارت رو جهت دهی کنی به سمت خواسته‌هات همه اونها میشه نعمت

    همه اون مسائلی که خیلی درگیرش بودی میشه نعمت برات

    رویاها به حقیقت می‌پیوندن

    من خیلی این قضیه رو باور کردم خیلی‌ها منو مسخره می‌کردن خیلی‌ها بهم می‌خندیدن خیلیا برام دلسوزی می‌کردن اونایی که نزدیکتر بودن می‌گفتن این بنده خدا توهم داره می‌زنه ولی من شک نداشتم می‌گفتم اوضاع خوب میشه اوضاع تغییر می‌کنه و می‌دیدم نشونه‌هاش رو هر بار که اوضاع داره تغییر می‌کنه و شرایط داره عالی میشه و شرایط تغییر کرد به خاطر همه نعمت‌هایی که خدا بهمون داده ناامید نشید کاری به بقیه نداشته باشید خیلی‌ها این حرف‌ها رو درک نمی‌کنن

    خیلی‌ها اصلاً باور نمی‌کنن اون چیزایی که من بهش رسیدم و بهش اعتقاد دارم اصلاً بقیه نمی‌تونن بهش فکر کنن چه برسه که اصلاً توی زندگیشون بهش عمل کنن

    به همین دلیل میگم اصلاً نگران نباشید که بقیه این حرف‌ها رو نمی‌فهمن قبولشون ندارن

    میگن اینا چرت و پرته اصلاً نگران این مسائل نباشید خیلی‌ها هستن بعضی چیزا رو باور ندارن باهاشون در مورد این مسائل صحبت نکنید یه اتفاقی که میفته وقتی که شما کار می‌کنید روی خودتون آدم‌های اطرافتون تغییر می‌کنه یعنی یه عالمه آدم از زندگیتون میره بیرون و احتمالاً خیلی سرتون خلوت میشه از آدم‌های با افکار نامناسب شاید تنها باشید یه مدتی

    برای منم این اتفاق افتاد

    برای خیلی‌ها این اتفاق خواهد افتاد

    این دلیلش اینه که خبر خوبیه این تنهایی خیلی‌ها میگن استاد ما از اون موقع که داریم روی خودمون کار می‌کنیم خیلی حالمون خوبه ولی از همه دور شدیم از فک و فامیل و دوست و آشنا ببینیم چرا اینجوری شد این قانونشه

    کبوتر با کبوتر باز با باز

    اونایی که توی زندگی توی فرکانس شما نیستن از زندگیتون میرن بیرون و این تنهایی فرصت خوبیه برای اینکه روی خودتون بهتر و بهتر کار کنید

    من تعجب می‌کنم خیلی‌ها توی سایت میگن ما ارتباط با همدیگه برقرار کنیم با بچه‌های هم فرکانس ارتباط برقرار کنیم دنبال یه راهی می‌گردن که ارتباط برقرار کنن با یه آدم‌های دیگه من هیچ وقت اینجوری نبودم اگر این قانونی که دارید روش کار می‌کنید درسته خودش داره این کارو انجام میده تو مثلاً دنبال چی هستی وقتی تو فرکانست عوض میشه خودش آدم مناسب چه بخوای چه نخوای تو فرکانست قرار می‌گیره باهاش برخورد می‌کنی اصلاً کاری نیست که بخواد به شکل دیگه‌ای انجام بشه،

    بنابراین اصلاً دنبال این صحبت‌ها نباشید این صحبت‌ها رو کسی می‌زنه که قانون رو درک نکرده من هیچ وقت اینجوری فکر نکردم اگر الان تنهایی چیزی که برای منم اتفاق افتاد و ارتباطتون خیلی کم شده خوشحال باشید قانون داره کار می‌کنه نشونه اینه که قانون داره کار می‌کنه

    از وقتی که تغییرات ایجاد شد آدم‌ها خودشون از زندگیم رفتن بیرون اصلاً من به کسی نگفتم که خونه من نیا

    دیگه هیچکس نیومد اصلاً همه چیز تغییر کرد این نشون دهنده اینه که جهان داره همه کارها رو می‌کنه نمی‌خواد شما نگران باشید خیلی از این حرف‌هایی که ما می‌زنیم بقیه درک نمی‌کنن به همین دلیل من میگم که همیشه وقتی فایل می‌ذارم یا دوره‌ای که می‌ذارم دوره‌های من برای همه نیستن برای اونایی که حاضرن بهاش رو بپردازن هم بهای ذهنیش رو هم بهای زمانیش رو هم بهای مالیش رو بپردازن بیان از سایت خرید کنن و با هم کار کنیم

    به همین دلیل میگم که یکی از چیزهایی که اتفاق میفته وقتی روی خودتون خوب کار می‌کنید اینه که یه عالمه آدم که قبلاً خیلی باهاشون بودید حتی از اعضای خانوادتون اینا راحت از زندگیتون میرن بیرون راحت و این خبر خیلی خوبیه

    این نشون میده که جهان داره کار می‌کنه این نشون میده که فرکانس‌ها داره کار می‌کنه داره اتفاقات رو رقم می‌زنه و لذت ببرید از اون تنهایی که دارید

    اون شرایطی رو برای شما فراهم می‌کنه که بتونید متمرکزتر بدون مزاحم بدون صداهای مزاحم روی افکار خوب کار کنید

    روی باورهای خوب کار کنید و از زندگیتون لذت ببرید و خوش باشید بتونید تجسم کنید اون چیزایی که دوست دارید با خودتون صحبت کنید خیلی زیاد با خودتون صحبت کنید در مورد خواسته‌هاتون

    در مورد اون چیزایی که می‌خواید توی زندگیتون اتفاق بیفته

    خیلی قدرتمنده

    یعنی تجسم کردن که حالا با صحبت کردن می‌تونید تجسم رو تقویت کنید

    کاری که من انجام میدم خیلی کمک می‌کنه به شما که از فضای فعلی‌تون از شرایط فعلی‌تون بیاید بیرون و تمرکز کنید روی شرایط خواسته‌تون

    به جای اینکه تمرکز کنید روی این شرایطی که الان هست قرض بدهکاری روابط عاطفی نادرست بیماری هرچی که هست به جای اینکه به اونا تمرکز کنی و به اونا توجه کنی و روی اونا تجسم کنی و اون‌ها رو ادامه بدی قطع کن و بیا به چیزهایی که می‌خوای فکر کن

    مثل بچه‌ها دیدید بچه‌ها چقدر به خواسته‌هاشون می‌رسن به خاطر اینکه به چیزهایی که می‌خوان فکر می‌کنن به همین سادگی قانون همیشه داره جواب میده و چقدر از این نتایج من توی بچه‌های دوره‌هام دیدم و اونم به خاطر تعهد خودشونه

    به خاطر تعهد خودشونه

    قانون جهان یکسانه

    هیچ وقت تغییر نمی‌کنه

    اونایی که دارن روی خودشون کار می‌کنند نتیجه‌اش رو می‌بینن

    خیلی خوشحالم به جای اینکه قدرت بدیم به بقیه عوامل بیرونی مسئولین فلانی بهمانی اون نذاشت اون نتونستم شرایط زندگی ایران تحریم

    بیاییم از قانون جهان استفاده کنیم و زندگیمون رو خودمون خلق کنیم هرجوری که دوست داریم فارغ از اینکه شرایط بیرونی چه جوری هست شرایط بیرونی رو خودمون ساختیم و می‌تونیم هم تغییرش بدیم،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: