این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2024/09/abasmanesh.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-29 02:36:522024-11-08 04:54:02live | استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق
801نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام خدمت استاد عزیز، خانم شایسته محترم و تمامی دوستان هم فرکانسی ام.
بابت این فایل ارزشمند که درست متناسب شد با اتفاقاتی که نیازمند این فایل ارزشمند بود از خداوند و استاد عزیز سپاس گذارم .
استاد شنبه 17شهریور ماه برای یه کاری آمدم تهران، از آمدن من نگم براتون که کلی اتفاقات جالب و شگفت انگیز افتاد.
از آمدنم به پایانه به شما بگم که طی اتفاقی که رخ داد بلیط اتوبوس من کنسل شده بود منی که از قبل بلیط هتل رزو کرده بودم، من نگران بودم اما اگر نشه چی بعد چند دقیقه گفتم توکلم به خداست میسپرم به خدا خودش میدونه چه کاری بهتره خلاصه گفتم می ایستم ببینم جا گیر من میاد، ایستادم توی پله های اتوبوس درب عقب جا داد، اولش ناراحت بودم، چرا چون من آدمی نبودم که توی پله ها بشینم، منی که از قبل بلیط اتوبوس رزومی کردم الان به علت سهل انگاری انسانی بلیطم کنسل شد گفتم اشکال نداره تجربه جدیدی هست. خلاصه با عادتی که نداشتم رفتم تهران. لذت جدیدی بود خدا رو شکر.
ساعت 12 شب رسیدم هتل، منی که هتل دو تخته سفارش دادم رفتم هتل برای تحویل اتاق، رفتم هتل یه سوئیت بهم دادن، اول تعجب کرده ام آخه قیمتش 2 میلیون بیشتر از اتاقی بود که سفارش داده بودم خدا رو شکر کرده ام، فردا که رفتم برای صبحانه از پذیرش هتل پرسیدم :ببخشید من اتاق دو تخته سفارش دادم اما یه سوئیت تحول من دادید فکر کنم ظاهرا اشتباهی رخ داده. گفتن نه آقای محمدی اشتباهی رخ نداده، منی که خوش حال بودم گفتم خدا رو شکر.
رفتن آماده بشم با کسی که دوستش داشتم بریم مشاوره قبل ازدواج حالا من مرکز تهران اون طرف من جنوب تهران، از اسنپ نگم براتون که خیلی سریع اسنپ گیرم امد توی راه رفتن به سمت مشاوره اولش خیلی شلوغ بود گفتم توکل به خدا سر وقت میرسیم همین که من داشتم با زهرا صحبت می مردم اصلا متوجه نشده ام کی رسیدم.
الان درحالی دارم این کامنت رو مینویسم که بعاد از پیاده روی توی خیابون
اومدممغازه
من صبح گوش دادم این فایل رو البته دانلود داشتم از همون روزی که روی سایت گذاشته شد و بار ها گوش دادم و امروز خانه تکانی ذهن نوبت اینفایل بود.
الان که پیاده روی میکردم تو خیابون با تماموجودم تجسم درست رو حس کردم
الان انقد احساسم خوبه که نمیدونم چجوری بگم.
خدایاا شکرتتتت واقعا
آره ما در هر لحظه داریم تجسم میکنیم اگع همیشه هی حواسمون باشه به افکارمون میتونیم از تجسم در مسیر رسیدن به خواسته ها استفاده کنیم نه نابود کردن خودمون.
خدای من چقدرررر حس خوبی بود
یعنی این حس رو واقعا نمیشه با هایی عوض کرد
وقتی قلب آدم پر میشه از احساس سپاسگذاری و لذت بردن از چیز هایی که برای بقیه بدیهی است
از دیدن یکماشین با کیفیت تا یک خونه قشنگ و یک بچه زیبا و آسمون و غروب و…
واقعا احساس میکنم بینیاز بینیاز میشم از همه چیز
میگم خدایاا شکرتتتت الان من خوشبخت ترین آدم روی زمینم انگار قلبم از سینم داره میاد بیرون.
و چقدرررر این تمرین خوبیه
مثلا الان که بیرون بودم یه خونه قشنگ میدیدم یا یک ماشین با کیفیت و زیبا
قلبم شروع میکرد به تحسین میگفت خدایا شکرت چقدر این قشنگه و غرق تجسم میشدم که منم اون خونه یا اونماشین رو دارم و انقد لذت میبردم که واقعا به قول استاد انگار همون لحظه به خواسته ام رسیدم و دارم اونارو .
هی باز طبق اموزش های استاد عزیزم به خودم میگفتم ببین الان داری لذت میبری ازش انقد حالت خوبه انگار بهش رسیدی و داریش هاا این احساس خوب داره رقم میزنه اتفاقات رو هااا و تو خیابون واقعا اشکم هی داشت در میومد از خوشحالی و اصلا به قول استاد وقتی این حس رو داری وقتی قلبت پر میشه از تحسین و سپاسگذاری اصلا تو خیابون همه یه جور دیگه نگات میکنن اصلا نمیدونم. چونمن هرکی رو میدیدم میگفتم خدایا شکرت چقدر این آقا خوشتیپه چقدر این دختر خانوم خوشگله و انقد تحسین میکردم
و واقعا تو خیابون با قدم زدن چقدر من عالی میتونمسپاسگذاری و تجسم کنم
اصلا واقعا نفهمیدم کی رسیدممغازه
واقعا چقدر این جمله استاد طلاییه که میگن خوشبختی داشتن احساس خوبه .
و وقتی از همین لحظه با تجسم و سپاسگذاری ما به احساس عشق و شادی برسیم اونوقت اون خونه و ماشین و رابطه عاطفی و سلامتی نتیجه طبیعی لذت بردن از زندگیه .
و این جمله رو دوس دارم هرروز صب به خودم بگم یا روزی هزار بار
(اگه من بچسبم به یک خواسته و بگم من فقط وقتی خوشبختم که به اون خونه برسم و الان احساس بدی داشته باشم که ندارمش طبق قانون من دارم به نداشتن اون توجه میکنم و امکان نداره من بهش برسم. ولی وقتی الان با تجسم اون خونه و سپاسگذاری و تحسین کسانی که خانههای فوقالعاده ای دارن و تجسم کنم که منم دارم و میشود داشته باشم و لذت ببرم از زندگیم
اون خواسته اونوقت به صورت طبیعی وارد زندگیم میشه من هدایت میشم به سمتش و اون هم هدایت میشه به سمت من.)
دوستان بهترین روش برای نچسبیدن به خواسته اینه که بگم آقا رسیدن به یک خواسته باعث خوشبختی نمیشه و خوشبختی داشتن احساس خوبه نه داشتن خونه و ماشین .
و بگم آقا من این خونه یا ماشین رو میخام تا اززندگی لذت ببرم و احساس خوبی داشته باشم ،خب اگه همین الان من با تجسم اون خواسته و تحسین کسانی که دارند اون خونه و ماشین رو و سپاسگذار خداوند باشم و لذت ببرم انگار من همین الان رسیدم به اون خواسته دیگه.
و اینمباید بگم که بین من و خواسته ام همیشه یک فاصله فرکانسی وجود داره و این فاصله فقط با احساس خوب پر میشه پس با احساس بد من دارم دور میشم ازش من باید لذت ببرم الان در این لحظه ،
اینارو که بدونیم و تکرار کینم اونوقت در هر لحظه سعی میکنم به جای کار های الکی و وقت تلف کردن و پرورش افکار منفی و چسبیدن به یک خواسته
میایم از هر لحظه ای استفاده میکنیم برای تجسم خواسته ها و لذت بردن ازشون وسپاسگذاری بخاطرشون و تحسین کسانی که دارن اون نعمت هارو و مدت زمان بیشتری خودمون رو در احساس خوب قرار میدیم
و بعد هی یاد آوری کنیم طبق قانون به هرچی توجه کنم از جنس همون وارد زندگیم میشه هااا هرجقدر این احساس شدید تر باشه من با قدرت بیشتری دارم خلق میکنم اون خواسته هارو هاا.
و باز قلبم باز تر میشه اشک ها میان
واقعا تو خیابون حیف شلوغبود و هی جلو خودمو میگرفتم که اشکم در نیاد وگرنه اگه تنها بودم که کلی گریه میکردم از خوشحالی و لذت و سپاسگذاری
و این احساس خوب همه کار میکنه برامون هااااا
این احساس خوب رو جهان دریافت میکنه
و ایده ها شرایط اتفاقات و افرادی هدایت میکنه به سمت من که خیلی راحت با لذت به خواسته هام برسم.
انقد این احساسه پر میکنه آدم رو
که واقعا میکمخدایا انگار من بینیاز ترین آدم روی زمینم هااا انگار من هیچی نیاز ندارم
و این احساس رهایی مارو به همه چیز میرسونه درحالی که از تک تک لحظه ها داریم لذت میبریم .ولی تا وقتی بچسبیم و احساس بدی داشته باشیم هرروز احساسمون بدتر میشه و دور تر میشیم از خواسته ها
واقعا خدا ازین عادل تر و بهتر که میگه آقا هر چیزی که تو ذهنت دوس داشتنیه هر نعمتی که میخای یک بهایی داره اون بها کنترل ذهن و لذت بردن از زندگیه تو لذت ببر من بهت نعمت میدم واقعا کل داستان اینه.
برای رسیدن به هر خواسته اای باید باور های خوب بسازم ذهنم رو کنترل کنم و جور توجه کنم بهش که
احساس لذت و سپاسگذاری قلبم رو باز کنه تا هدایت بشم به اعمال و ایده هایی و افرادی و اتفاقاتی که خیلی راحت به خواسته ها برسم .
سلام بر استاد بخشنده ام که صفات خداوند رو داراست تمام علم و آگاهیشو به ما میبخشه بی دریغ و بی منت و داره با ما کاری میکنه که جهان رو جای زیباتری برای خودمون بسازیم با قدرت ذهن و افکار درست با قدرت خلق کنندگی که یادمون داده و داریم میسازیم اگر بهتر و بهتر درک کنیم بهتر و بهتر هم نتیجه میگیریم خدایا شکرت
سلام مریم جان خسته نباشی که این فایلها با زحمت دست شما روی سایت مینشینه متشکرم عزیزم
من قبلا که اصلا تجسم رو نمیدونستم چیه ولی الان که فهمیدم باز هم کمتر تجسم میکنم و باید بیشتر تلاش کنم در این زمینه
تجسم هم جهت دهیه افکار منفیه هم افکار مثبت به هر چی توجه کنیم از همون چیز وارد زندگیمون میشود پس الان که آگاه شدیم به این موضوع باید تجسم رو جهت دهی کنیم به سمت خوبیها
یکم برام سخته تا میام تجسم کنم شروعش خوبه بعد از چند دقیقه میره تو خاکی
باز دوباره شروع میکنم و هر بار موفق نمیشم بیش از چند ثانیه و بعد دست ازش میکشم و تجسم رو کنار میذارم
خودم میدونم مشکل کجاست چون افکار چندین چند ساله ام داغون بوده همش افکار منفی داشتم پیش فرضهای منفی بوده و تغییر این افکار زمان نیاز داره و دارم تلاش میکنم که روی تجسم و تمرکز بیشتر کار کنم
الان که میخواستم بیام تو سایت فایل کشف قوانین زندگی رو گوش میکردم جلسه 6 بودم که استاد درباره قدرت تجسم صحبت میکردن
و تا اومدم تو سایت گفتم همین جا یه ردپا بذارم برای خودم و تغییرم
که بعد برگشتم بفهمم چقدر تغییر کردم و میتونم تجسم کنم خواسته هایم را
قدرت تجسم بستگی به قدرت افکار و باور درست داره و روی خودمون بیشتر باید کار کنیم کنترل داشته باشیم روی ذهن و ورودیهامون
احساسمون رو در طی روز خوب نگه داریم وقتی ذهن خالی بشه از فرعیات و حواشی بهتر میتونیم تجسم کنیم
من پذیرفتم این من هستم که با افکار و باور و فرکانس اتفاقات زندگیم رو بوجود میاورم حالا چه بخواهم یا نخواهم دوست داشته باشم یا نداشته باشم به نفعم باشه یا به ضررم باشه خودم مسئول تمام اتفاقات هستم صددرصد
خدایا کمکم کن بتونم خواسته هایم رو تجسم کنم و این تجسم یکی از راههای آسان بدست آوردن خواسته یا هدف است اونم با احساسه خوب تجسم کنیم
موقع تجسم باید هر چیزی که مانع هواس پرتی میشه از خودت دور کنی مثل گوشی و تلویزیون و افراد یا دوستان که باعث میشن نتونی تجسم کنی و اگر بتونیم روزی چند دقیقه تجسم کنیم به مرور در طی روزهای بعدی زمانش رو بیشتر میکنیم و ذهن عادت میکنه به این کار و هر بار جواب بهتر میگیری و بهتر تجسم میکنی
استاد ممنونتم که هر روز بهتر و بهتر میشم از همه لحاظ خدایا شکرت که هدایتم میکنی برای یادگیری قوانین و راههای آسان رسیدن به خواسته هایم
خدایا کمکم کن بتونم ایمانمو به تو بالا ببرم و هر روز درکی بهتر ازت داشته باشم
و هر روز بتونم قلبمو برای دریافت هدایت و الهامات باز کنم
خدایا من لایق تمام نعمت و ثروت هستم
استاد ممنونتم خداوند پاداش دوجهان رو به شما عزیزان بدهد یاحق در پناه خداوند بهترینها نصیبتون
روزى که آن را ببینید هر شیردهنده اى آن را که شیر مى دهد [از ترس] فرو مى گذارد و هر آبستنى بار خود را فرو مى نهد و مردم را مست مى بینى و حال آنکه مست نیستند ولى عذاب خدا شدید است (2)
و برخى از مردم در باره خدا بدون هیچ علمى مجادله مى کنند و از هر شیطان سرکشى پیروى مى نمایند (3)
استاد بینهایت سپاسگزارم از سخاوت شما
خدایا شکرت برای این مسیر و هدایتم به راه راست
خدایا شکرت تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان.
خدایا شکرت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم
تمام اتفاقات زندگی ام بر اساس باورها و افکار و فرکانس های من بوجود می آید.
خدایا شکرت برای هر با بهتر شدنم در کنترل افکارم و ذهنم
یعنی این چیزی نیست که بگم دیگه تموم شد
باید هر روز و هرروز کار بشه و انتهایی ندارد
بخدا که امروز با هدایت و به سوره حج اول صبح و بعد اومدن به سایت و شنیدن این آگاهی های ناب الهی
روزم بلطف خداوند ساخته شد
امروز فقط رو ابرها بودم
شگفت زده و خوشحال و شاد در مسیر درست الهی بودم
قشنگ روی دوش خداوند بودم
امروز همسرم کارهای اداری رو به من محول کرد
برای پرداخت فیش ها
اولین بار بود که ازاین کار هارا به من داده بود
قبلا که خودش همه کارهایی که مربوط به خونه هم بود از اونجایی هم که خودش نمیرسید ولی تخت هیچ شرایطی به من نمیگفت برو این کار رو انجام بده
قبلا هم من بهشون گفته بودم از کارهای بیرون بگو من انجام میدم تو مسیری که میرم کلاس آموزشی
ولی قبول نمیکرد
امروز خداوند برای رشد و پیشرفت من
دلها را نرم کرد و خودش بهم گفت برو این کارها رو انجام بده
من اولش ترسیدم چون هیچ وقت کار اداری انجام نداده بودم
ولی به همسرم نگفتم بلد نیستم من نمیرم
گفتم باشه و رفتم تو دل ترسم
تو ذهنم ساختم که وقتی برم الان کارمند ها بهم احترام میزارن کن با دیدن زیبای ها و رسیدگی خوب کارمندان با ارباب رجوع برخورد میکنم
من همواره در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین شرایط قراردارم
و در مسیر فقط شکر گذاری کردم و فایل گوش دادم تا رسیدم به یکی از اداره ها
وارد شدم از یه نفر پرسیدم باید برای این این فیش کجا برم
قشنگ وقت گذاشت راهنمایی کرد
رفتم با برخورد عالی کارمندها مواجه شدم
و کارم رو خیلی عالی انجام دادند.
رفتم اداره بعدی
دیگه ترسهام از بین رفته بود
دیگه میدونستم تا حدودی باید چکار کنم
کارمندها سرشون شلوغه بود
یه میز دیگه خلوت بود بعد از سلام و احوالپرسی یه آقای محترم احتمالا رییس اونجا بود خودش کارم را انجام داد و و در مدت زمان بسیار کمی بدون معطلی کار انجام شد و من با پیاده روی رفتم کارگاه آموزشی همینطورهم داشتم کارهایی که باید امروز انجام میدادم را تو ذهنم میساختم سر راه هم یه کافینتی باید میرفتم تا طرحم رو پرینت بگیره
رسیدم یه مکان جدید
یه آقای مهربون اونجا بودند و طرح رو گرفتن و با روی خوش گفت برو یه ساعت دیگه بیا تا برادرم که صاحب اینجاست برات انجامش بده
رفتم کارگاه تا کتری که آماده کرده بودم رو بیارم خونه
نیاز به تمیز کاری و مواد جدید داشت
ولی من هیچ شناختی نداشتم
قشنگ خداوند در زمان مناسب دستان خوبش را رساند و کلی بهم ایده عالی داد
مربی خودش میمواست بلند سه بره خونه برام وسایل مورد نیاز رو بیاره که
یکی از بچه ها گفت من دارم منو با خودش برد تا در خونشون و از مواد جدید که داشت بهم داد برای کیفیت بهتر کارم
خدایا شکرت که امروز یه عالمه اسانم کردی برای اسانی ها
اگه قدم اول رو بر نمیداشتم با شنیدن هدایت های خداوند
اگه ذهنم را بایاری خداوند آماده نمیکردم که هیچ کدوم از این موهبت ها را در یافت نمیکردم
بخدا که وقتی سپردم به خدا و حرکت کردم اصلا انگار در هاله ای از نور بودم
یه لحظه تو مسیر که داشتم راه میرفتم با خودم گفتم واقعا این منم یعنی چنان انرژی داشتم
این همه مسیر را با پیاده روی فقط راه میرفتم و شکر گذاری میکردم و خداوند درها را برویم باز کرده بود و منو گذاشته بود روی دوش خودش
یعنی اینقدر امروز من توپ انرژی الهی شده بودم نصفه شهر رو با پیاده روی و انجام دادن کارها با احساس عالی و انجام شدن کارها بسیار راحت و آسان
و آمدن دستها به موقت و دریافت محبت و عشق
که فقط میتونم کریدتشو بخدا بدهم
فقط در مقابل خداوند خضوع و خشوع و فروتن باشم
که تمام جهان را مسخر من کرده تا من فقط لذت ببرم و بگم این اتفاقات خوب طبیعی که باید همینجور و حتی ساده تر از این هم باشد
رفتم خیاطی لباس همسرم رو بگیرم چقدر انسان شریف و نازنینی بود
رفتم مدرسه دخترم را ببرم خونه معلم ها بینهایت احترام و ارزش قائل شدند
چیزهای ضروری که لازم داشتم را با خیال راحت از خزانت الهی خرید کردم و نگران کم شدن حسابم نبودم
امروز همه چی بخدا برام معجزه بود
بعد از ظهر مادر همسرم صدام زد که میخواسته یک خبر ناخواسته بگه که من در اون زمان حاضر نشدم و ایشون رفتند
و من در بهترین زمان حالم عالی بود و وقتی بعد از گذشت چند ساعت شنیدم بسیار آرامش داشتم
خدایا شکرت هر آنچه دارم ازان توست من بدون تو هیچی نیستم بخدا
چه اشکی هم دارم
اینقدر خوشمزه و با حاله این اشک که فقط به عشق وصل بخداوند اس که مینچتونه همه چی گل و بلبل باید
خدایا شکرت امروز منو کلی بهبود دادی
بهبود شخصیتم
بهبود توکلم
بهبود ایمانم
بهبود عملکرد هایم
بهبود باورهای قدرتمند توحیدی در وجودم
اینقدر رشد کرده که منو به یه آرامش آلتی رسانده
وقتی یک ناخواسته یا تضاد میاد
اولش کنترل ذهن سخته. اون لحظه هنگ میکنی نمیدونی باید چکار کنی
و بعد از چند دقیقه بخودت میای که این تضاد نباید جون بگیره با افکار بیمار گونه
مثله آتیشه دست بزنم میسوزم
من همیشه تو تضادها یاد گرفتم با ابن جملات خودپ رو آروم کنم
بعد شروع میکنم به گفتن باورهای توحیدی و قدرت را فقط بخدا میدم و از عوامل بیرونی میگیرم
استاد از اونجایی که دانشجوی دورت مقدس 12قدم هستم و الان قدم هفت را دارم ولی هنوز در قدم شش ماندم اینقدر که مطالب عالیه و پر محتوا هست
دارم عمیق کار میکنم .دوسه روز پیش با یک ناخواسته در روابط با اطرافیان داشتم
بازم همان حرفهای قبلی و احساس گناه و قربانی و مقصر دانستن دیگران ووووو
منم فقط انگار کر و کور شدم
بخدا که انگار این مردم را نمیشناسم
انگار فرسنگها با هم فاصله افتاده بینمون
با اینکه برای همه ارزش قائل هستم و هر کسی هر جوری هست پذیرفتم و سرم به کار خودمه
وقتی این بنده خدا اومد به انتقاد کردن و درخواست هایی که هیچ ربطی به من ندارد که خودمو درگیر مسائل دیگران کنم
اینقدر خداوند دستم را همون لحظه بعد از اون ناخواسته گرفت و برد سمت قرآن تا از خودش هدایت بگیرم و چنان باورهای توحیدی در من قوی تر شد و چه ایده های عالی بهم گفته شد
که من اصلا یه آدم دیگه شدم آرام آرام
با اینکه بقول شما میگی مهم نیست چقدر و به چه دلیل شما حالتون بد باشه
احساس بد اتفاقات بد
و احساس خوب اتفاقات خوب را به همراه دارد
و تکرار مکرر این افکار که باعث میشه اتفاقات رخ بدهد .
و استاد جهان اینقدر قشنگ با آرامش من این افراد را ازم دور میکنه که فقط پلن خداست
فقط خداست همه کاره و همه جوره هوامو داره
من و بچه ها درگیر اون تضاد بودیم با بچه ها که صبحت کردم اصلا بچه ها شکر خدا اینقدر فرکانسشون بالا بود که من از انرژی بچه ها انرژی گرفتم و ایده ای که خداوند بهم با احساس خوبم دریافت کرده بودم با بچه ها در میان گذاشتم
بچه ها هم عالی رفتار کردند
و هیچ کدوم از ما یه نفر حتی با همسرم هم در میان نزاشتیم
چون فهمیدم که من فقط مسئول شخص خودم هستم
من از تغییر دیگران عاجزم
از تغییر خودم توانمند
و هر بار با بیاد آوردن همین تصویرهایی عالی که خداوند برام مقدر کرده بود با کلامش در قرآن با هدایتم به فایلهای سایت
چنان زندگی پر بار و زیبایی را برایم رقم زده که نامردی بخوام تمرکز بزارم روی یک ناخواسته و ناسپاسی کنم
خدایا شکرت که تمرکزم روی بهبود شخصیتم است
خدایا شکرت که من تکه ای ارزشمند از وجود پاک خداوند هستم
خدایا شکرت که من همواره در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین شرایط قراردارم
خدا یا شکرررررررررت که یادم دادی برای هر مکان و هر موقعیتی چند دقیقه قبلش با خودم و خدای درونم عاشقانه بسازمش به زیباترین شکل
تا فقط روی دوش خدا باشم و لذت ببرم
استاد بینهایت سپاسگزارم این روزها به طرز معجزه آسایی دارم بیشتر باورتون میکنم
میدونی انگار تا الان شنیده بودم
ولی باور نکرده بودم
ولی به تازگی داره بهم گفته میشه میدونی چطور
از اونجایی که میبینم خیلی انتقاد یا قضاوت میشم و من فقط در حال گوش کردن فایل
و شما دقیقاً اون لحظه یه مثال از زندگی خودتون میزنین
و میبینم که پشت اون مثال باور توحیدی هست و نخواستیم دنباله رو جامعه باشین و خداروشکر که اینقدر رشد داشتین و انشالله که هر لحظه سالمتر و ثروتمندتر باشین
منم با خودم گفتم بابااااا
ببین استادم تو همچین شرایطی بوده حتی شاید سختر از من
ولی نخواسته مثبت خانواده و اطرافیان و جامعه فکر کنه و نتایج داره حرف میزنه
پس الهام خانم بقول قرآن که میگه همه به پیامبر میگفتن دیوانه
پس این مردم همه چی میگن
اینم یه نمونه عینی و زنده کت جلو چشماته
استاد اینقدر باورش بخدا قوی هست که حتی موقعی که انتقاد بی جا یا قضاوتی هم در موردش بشه اصلا براش اهمیتی نداره
نه الان نه اون موقع که ایران بوده
پس دختر خوب بیشتر باورش کن
و تو قدرت خلق زندگی دلخواه خودت بهت داده شده
حالا از این فرصتی که خداوند باعشق بهت میبخشه نهایت استفاده رو ببر چون معنوی ترین کار دنیا ثروتمند شدن است
چون با ثروتمند شدن من جهان خداوند رشد میکند
نزد خدا مجبوب میشوم
چون جانشین خوب خدا هستم
من با افکارم میتونم همه چی را تغییر بدهم
شرایط را تغییر بدهم به نفع خودم
برای ارامشم برای سعادت و خوشبختی ام
آگاهانه سعی کنم در بهبود شخصیتم
دیگاهم را تغییر جهت بدهم به سمت بهترینها
با هر تضادی واکنش گرا نباشم
خدایا شکرت استاد تازه دارم به اندازه درکم حرفهاتون رو میفهمم
و این نیست که بگم دیگه تموم شد بخدا هر بار میگم از این بهترم میشه
باید ادامه بدم فقط استمرار مداوم و ثابت قدم و متعهدانه باید ادامه بدم ..
خدایا شکرت برای این سایت و این مکان و این زمان که هستم
خدا یا شکرررررررررت
همین الان که اطرافیانم در تضاد درگیر هستند من بلطف خداوند در اتاق خودم هستم با آرامش خاطر دارم فایل گوش میدم و کامنتم را بلطف خداوند مینویسم.
پس میشود برای من هم میشود
من هم خالق هستم خالق کل کیهان مرا خالق اتفاقات زندگی خودم کرده
من شایسته بندگی کردن هستم .
خدایا شکرت
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم
درود استاد عباس منش عزیز ومریم بانوی نازنین این فایل «تجسم خلاق »، خودش یک دوره کامل هست ، امشب که داشتم با یکی از دوستام صحبت میکردم ، دقیقا موضوع همین تجسم کردن بود که تعریف میکردند یکی از دوستاشون تو پروفایل گوشی اش عکس یک خونه لاکچری ، یک مرد خوش تیپ و دو تا کودک خوشگل گذاشتند و ازشون که پرسیده اینا چیه ، جواب دادند : این ها رویاهای منه .
جالب اینجا بود دوست من میگفت مردم چقدر تو درودیوار آن ، با چند تا عکس میخواد به رویاهاش برسه .دقیقا یاد فایل امروز سایت افتادم و تو دلم گفتم این دختر ، احتمالا آگاهانه یا ناآگاهانه دریم بورد واسه خودش درست کرده .
تجسم رویاهام قبل از عضویت تو سایت واسم سخت بود ولی با کار کردن روی خودم این مدت ، راحتتر میتونم خواسته ها و اهدافم و تصویر سازی کنم ،
خواسته ها محقق میشوند ،
همیشه این جمله استاد تو ذهنمه ، به چگونگی رسیدن به خواسته هاتون فکر نکنید لحظه پایانی رسیدن شو تصور کنید .
من قبل از گوش دادن به این سری از فایلهای خونه تکونی ذهن ، متن وکپشن همه فایلهارو مینویسم و تامل میکنم ، متن این فایل سراسر از آگاهی های ارزشمند بود .
سپاس ویژه از مریم بانوی نازنین با این قلم شیوا وزیباشون که با این متنها فایلهای استاد وکامل میکنند .
سلام خدمت استاد عباس منش و خانوم شایسته. این فایل بازهم مرور شد برام،انقدر فایلهای شما زیبا و درست هستند که آدم نمیدونه کدوم را ببینه کدوم بمونه،کدوم را مرور کنه.اصلا همشون آگاهی دهنده و عالی هستند.
قدم 26:استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلاق:
کساییکه باور دارند به خداوند،به غیب،به اینکه افکارشون خالق شرایط آنهاست و به تغییر زندگی و توجهی به شرایط کنونی ندارند و ایمان دارند که میتوانند شرایط خود را متحول کنند از قدرت تجسم استفاده میکنند.
تجسم چیزی نیست به غیر از اینکه به موضوعی داری فکر میکنی. ما همیشه و هرلحظه درحال تجسم هستیم چون درحال فکر کردن هستیم. با فوکوس کردن روی دوره های شما یاد میگیریم که آگاهانه کنترل افکار داشته باشیم،به چیزهایی که میخواهیم فکر کنیم و تجسم کنیم و در نهایت خلق کنیم. شرایط الان را خودمون با افکار خودمون بوجود آوردیم پس شرایط آینده را هم خودمون میتونیم با افکار خودمون عالی کنیم. همه چیز به فکر ما بستگی دارد. نگران دیگران و فکر دیگران نباشیم،به خودمون توجه کنیم بازهم قانون مهم تکامل را رعایت کنیم حتی تغییرات کوچک در افکار نتایج عالی را بدست می آورند. دنبال نتایج بزرگ یک شبه نباشیم هر تغییر مثبت در سطح افکار خودش پیشرفت حساب میشه.
بسازیم با تجسم هرآنچه را که میخواهیم و با خواندن کامنت های خلق داستان زندگی بچه ها ورودی های مثبت به ذهنمون بدهیم. با تشکر از شما.
ردپای گام به گام خانه تکانی 26به نام خدا سلام به خدا. سلام به استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم. استادمن ازبس که به ماشین سنگین علاقه دارم خیلی تریلی دوست دارم سالهاپیش که اصلاقانون جذب نمیدونستم چیه؟همیشه به عزیزدلم میگفتم :دوستدارم توشهرخودمون خانه داشته باشم به قول خودمون یک پاکِش داشته باشیم وبچه ها ازدواج کنند مستقل باشن .وشماهم بازنشسته بشی!منوشماباتریلی بریم هم سفرکنیم و هم درآمدداشته باشیم ولی غصه ی خوابم رومیخوردم! میگفت:جاخواب داره بازراستش برای حمام وسرویس غصه داشتم بازبه فکریک ماشین بودم که هم ماشین وهم خانه باشه به قول مادررحمت شدم (کلیدم به مشتم خانه ام به پشتم ولی به گویش مشهدی میگفت)چون من مسافرت که میرم دوست دارم توراه باشیم مثلا1شب یا2شب خانه ویلایاهرجابری خیلی موافق نیستم ولی ازاینکه خانه ای مجهزدرحال حرکت داشته باشم حال میکنم آخ که چقدرکنارخیابون رودوست دارم بخوابم !حالابااینجورآروی دیگه ازاین بهترچیه ؟منوعزیزدلم باپسرکوچک وعروسم پارسال رفتیم مسافرت شب رفتیم یک پارک ورودی گرفتن بازنصف شب خواب بودیم نگهبان آمدگفت :چادرزدین بخوابین بایدپول بدین! بلندشدم گفتم بزارپسرم بیادمیگم کارت براتون بکشه آدرس تیپ وقیافه پسروعروسم روگفتم؛ رفت پیداشون کردتوی پارک آمدپسره گفت پول بده! پسرم گفت: حاضرم ازاین پارک کثیف وپُرپَشه برم ولی پول دوباره به تو نمیدم شازده ازسرشب این آقا باهمه برای پول گرفتن مشکل داشت! اینجابه نفع ماشدازپارک رفتیم سرجاده ی روستای فیلبندنگهبان شب گفت ؛شب بالاتواستراحتگاه تکمیل شده وتوی جنگل نمیشه رفت شمابرین جلوترپرک هست.پسرم بدون چونوچراگفت:بانگهبانش بحث کردیم ازاون پارک اومدیم بیرون!بنده خداگفت: پس همین کنارجاده تاصبح استراحت کنیدسرویس بهداشتی هم هست. صبح برین بالا شبی فرش کردیم وعزیزدلم وپسروعروسم خوابیدن ولی! ولی! ولی !چی بگم ؟استادازاون شب به یادماندنی که بارهاازلذت بردن اون شب که بامعشوقم عشق بازی کردم چققققققققددددددددررررررررلللللللللللذذذذذذتتتتتتتتت بخش بود.وبارهاگریه کردم خدایااون شب چی روبه مامیخواستی بگی!؟گفتی :لیلاقرارماکنارجاده اصلی ،پای کوه، کنارجنگل ورودخانه. استادنمیتونم توصیف کناربزرگراه جاده،هراز،روبقبله نمیدونم دقیق نشسته بودم به قبله یانه!؟ ماشینهابه سرعت برق وباددررفت وآمدبودن سمت چپم جنگلی سرسبزبارودخانه ،سمت راستم کوه عظیم زیباخدامیدونه اونشب چراازپارک زدیم بیرون الخیروفی ماوقع هرچه خیرباشه همون میشه تااذان صبح باخداحرف زدم حال کردم وپشه هم اصلانداشت.حالاهم ازخدااینجورماشینی میخوام که هرجادوست دارم بخوابم وهمه چی آماده باشه آخه خدانماینده فرستاده که دربه در باشه نه خداوعده ی فزونی به ماداده وصبح هم به سفرمون ادامه دادیم بااتفاقهای خیلی عالی ومعجزه هاوموهبتهای الهی به همراه مابود. الهی شکرت عاشقتونم سالم وثروتمندباشید.
چقدر آدم ها وقتی درگیر روزمره میشن از قدرت ذهنشون غافلن.
فارغ از اینکه چه گذشته ای داشتی تو میتونی زندگیت رو کاملا تغییر بدی.
وقتی داری کارتو میکنی اما فکرت جای دیگست به شرایط و وضعیت دیگه ای داری فکر میکنی یعنی داری تجسم میکنی آینده رو، میتونه هم مثبت و هم منفی باشه.
وقتی نشستی به خاطر یه پیام یا یه حرف ساده که شنیدی یه فیلم سینمایی کامل می سازی از وضعیتی که دوست نداری برات اتفاق بیوفته و بهت احساس خوب نمیده ، توی اون لحظه هم، داری تجسم میکنی… داری آینده ات رو میسازی تجسم این نیست که بری بشینی تو یه اتاق شمع روشن کنی یه موسیقی ملایم بذاری نه تجسم یعنی تو به آینده چطور فکر کنی و تصویرش رو بسازی.
اولین قدم برای تغییر اینه که تو درک کنی شرایط فعلیت رو خودت ساختی و مسئولش هستی.
شاید از جامعه خانواده و شرایط دیگه تاثیر پذیرفته باشی ولی خودت این اتفاقات رو خلق کردی.
اتفاقات با تکرار افکار رقم زده میشن با یک بار کار مناسب یا نامناسب هیچ تغییری اتفاق نمیوفته.
من باید یاد بگیرم کار درست رو بارها و بارها انجام بدم.
قبلا ورودی ها ناآگاهانه وارد ذهن من میشدند، این دوره ها و تمرینات به من کمک میکنه روی افکارم کنترل داشته باشم. چطور؟ با کنترل ورودی ها و تغییر کانون توجهم به سمت خواسته ها و روی برگرداندن از ناخواسته ها و اتفاقات منفی که بهشون برمیخورم.
ایجاد باورهای جدید و قدرتمند کننده
که اولش ممکنه مقاومت داشته باشیم چون جدیده مثل این جمله که تنها راه رسیدن به خداوند ثروتمند شدنه؛ باعث میشه نعمت ها رو بیشتر ببینی ، سپاسگزار تر باشی ، بتونی با خریدهایی که انجام میدی به بقیه کسب و کار ها کمک کنی ، میتونی با پولت خدمت کنی به مردم…
وقتی اولین بار این جملات رو میشنوی سخته برات که باور کنی چون همیشه شنیدی کسی که به ثروت رسیده دزدی کرده ، پارتی داشته ، خون بقیه رو تو شیشه کرده ولی وقتی جلو میای مثال پیدا میکنی ، الگو ها رو می بینی کم کم باورها تغییر میکنن و رفتار های متفاوتی نشون میدی .
حتی اگر در ظاهر یه اتفاق ناراحت کننده ست ، میتونی با تغییر افکارت اون شرایط رو تغییر بدی. شرایط همیشه در حال تغییره. ماییم که با توجهمون به مسائل میتونیم آینده رو به نفع خودمون یا به ضرر خودمون تغییر بدیم.
اما فقط یاد گرفتیم واکنش نشون بدیم به شرایط ولی میتونیم شرایط جدید رو خلق کنیم و جهت افکارمون رو عوض کنیم.
کوچک ترین تغییرات ، نتایج مثبت ایجاد میکنه.
سخت گیر نباش. با تمرین میتونیم بهتر و بهتر و بهتر بشیم.
هر چقدر بیشتر رو خودمون کار کنیم به خاطر قانون مدار ، این اتفاق ممکنه بیوفته که سرمون خلوت تر بشه. از نظر آدمایی که قبلا باهاشون وقت میگذروندیم ولی الان خود به خود از زندگیمون میرن چون دیگه هم مدار نیستن با ما. اگر پیشرفت کنیم دایره دوستی هامون اولش شاید کوچک تر بشه؛ چون حرفا و علایقمون با دیگران متفاوت میشه و اشتراکاتمون باهاشون کم میشه و جهان کاری میکنه که ما فقط با کسانی که با ما هم فرکانس هستن ، در ارتباط باشیم.
که این خبر خوبیه
قانون کبوتر با کبوتر باز با باز
خدا خودش آدم مناسب رو سر راه ما قرار میده.
نشانه اینکه قانون داره کار میکنه همینه که آدمای دورت عوض میشن.
زوری هم نیست جهان کارا رو میکنه تو فقط باید روی خودت کار کنی و هر روز بهتر بشی حالت بهتر باشه و لذت ببری از زندگیت.
خدارا شکر میکنم که با شما آشنا شدم واقعا ازنظر من شما امام زمان هستید واقعا سپاس گذارم از خداوند متعال که شمارا سر راه من گذاشته واقعا من یه روزی نه من بلکه همه ی این خوانواده ی که دورهم جمع شدیم تا با همچنین قوانین بدون تغییر جهان آشنا باشیم واقعا سپاس گذارم از همچنین اگاهی که خداوند یکتا در اختیار ما گذاشته واقعا من آنقدر شاد هستم نمیدونم از شدت خوشحالی چی بنویسم ولی اینو میدونم روز به روز در حال تغیرم وچیزی های که میخوام دارم خلق شون می کنم واقعا سپاس گذارم از همه شما انشالا هر کجا هستید در پناه حق سلامت شاد پیروز وسربلند باشید
استاد قبلا چندین بار این فایلو گوش داده بودم و همیشه هم پراز لذت و آگاهی بود برام. ولی امروز آگاهی ها و لذت هایی که ازش دریافت کردم خیلی متفاوت تر بود نسبت به قبل. چقدر به عمق روح و جسمم نشست بینهایت سپاسگزارم ازشما و از خدایی که منو با خودش و قوانینش آشنا کرد و منو در مسیر درست قرار داد که به محض منحرف شدن ازین مسیر سریع دستمو میگیره و برم میگردونه به مسیر بندگی به درگاه خودش.
استاد اون قسمتی که درمورد تنها شدن و فاصله گرفتن از آدمهای گذشته صحبت کردین چقدر سلولی درکش میکردم چون دقیقا سالهاست که برای خودم اتفاق افتاده فقط یه قسمت را اشتباه کردم اونم این بود که تا همین اواخر همش دوست داشتم با کسانی آشنا بشم که اونا هم با همین مسیر و بخصوص جریان هدایت آشنا باشن و فکر میکردم مثلا حتی تمام دوستان همین سایت همه باهم همفرکانس هستن که تجربه و درک کردم که اصلا اینطور نیست فقط به دلیل اینکه درین سایت هستن دلیل بر همفاز بودن نیست. و طبق چندتا تجربه که درهمین سایت و هم کلام شدن با چندنفر از دوستان درین سایت داشتم تجربه خوبی بدست آوردم و واقعا سلولی رسیدم به صحبت شما که وقتی تمرکزم روی خودم باشه آدمهای همفرکانس خودشون براحتی وارد زندگی من میشن حتی اگر اصلا درین سایت هم نباشن.
باز هم سپاسگزارم ازتون که سخاوتمندانه آگاهی هایی که درک کردین را در اختیار ما میزارین و همینطور سپاسگزارم از مریم جان شایسته بخاطر پروژه خانه تکانی ذهن
به نام خالق زیبایی ها
سلام خدمت استاد عزیز، خانم شایسته محترم و تمامی دوستان هم فرکانسی ام.
بابت این فایل ارزشمند که درست متناسب شد با اتفاقاتی که نیازمند این فایل ارزشمند بود از خداوند و استاد عزیز سپاس گذارم .
استاد شنبه 17شهریور ماه برای یه کاری آمدم تهران، از آمدن من نگم براتون که کلی اتفاقات جالب و شگفت انگیز افتاد.
از آمدنم به پایانه به شما بگم که طی اتفاقی که رخ داد بلیط اتوبوس من کنسل شده بود منی که از قبل بلیط هتل رزو کرده بودم، من نگران بودم اما اگر نشه چی بعد چند دقیقه گفتم توکلم به خداست میسپرم به خدا خودش میدونه چه کاری بهتره خلاصه گفتم می ایستم ببینم جا گیر من میاد، ایستادم توی پله های اتوبوس درب عقب جا داد، اولش ناراحت بودم، چرا چون من آدمی نبودم که توی پله ها بشینم، منی که از قبل بلیط اتوبوس رزومی کردم الان به علت سهل انگاری انسانی بلیطم کنسل شد گفتم اشکال نداره تجربه جدیدی هست. خلاصه با عادتی که نداشتم رفتم تهران. لذت جدیدی بود خدا رو شکر.
ساعت 12 شب رسیدم هتل، منی که هتل دو تخته سفارش دادم رفتم هتل برای تحویل اتاق، رفتم هتل یه سوئیت بهم دادن، اول تعجب کرده ام آخه قیمتش 2 میلیون بیشتر از اتاقی بود که سفارش داده بودم خدا رو شکر کرده ام، فردا که رفتم برای صبحانه از پذیرش هتل پرسیدم :ببخشید من اتاق دو تخته سفارش دادم اما یه سوئیت تحول من دادید فکر کنم ظاهرا اشتباهی رخ داده. گفتن نه آقای محمدی اشتباهی رخ نداده، منی که خوش حال بودم گفتم خدا رو شکر.
رفتن آماده بشم با کسی که دوستش داشتم بریم مشاوره قبل ازدواج حالا من مرکز تهران اون طرف من جنوب تهران، از اسنپ نگم براتون که خیلی سریع اسنپ گیرم امد توی راه رفتن به سمت مشاوره اولش خیلی شلوغ بود گفتم توکل به خدا سر وقت میرسیم همین که من داشتم با زهرا صحبت می مردم اصلا متوجه نشده ام کی رسیدم.
به نام خدایی که رب العالمین است.
سلام خدمت استاد و بانو شایسته و دوستانم.
الان درحالی دارم این کامنت رو مینویسم که بعاد از پیاده روی توی خیابون
اومدممغازه
من صبح گوش دادم این فایل رو البته دانلود داشتم از همون روزی که روی سایت گذاشته شد و بار ها گوش دادم و امروز خانه تکانی ذهن نوبت اینفایل بود.
الان که پیاده روی میکردم تو خیابون با تماموجودم تجسم درست رو حس کردم
الان انقد احساسم خوبه که نمیدونم چجوری بگم.
خدایاا شکرتتتت واقعا
آره ما در هر لحظه داریم تجسم میکنیم اگع همیشه هی حواسمون باشه به افکارمون میتونیم از تجسم در مسیر رسیدن به خواسته ها استفاده کنیم نه نابود کردن خودمون.
خدای من چقدرررر حس خوبی بود
یعنی این حس رو واقعا نمیشه با هایی عوض کرد
وقتی قلب آدم پر میشه از احساس سپاسگذاری و لذت بردن از چیز هایی که برای بقیه بدیهی است
از دیدن یکماشین با کیفیت تا یک خونه قشنگ و یک بچه زیبا و آسمون و غروب و…
واقعا احساس میکنم بینیاز بینیاز میشم از همه چیز
میگم خدایاا شکرتتتت الان من خوشبخت ترین آدم روی زمینم انگار قلبم از سینم داره میاد بیرون.
و چقدرررر این تمرین خوبیه
مثلا الان که بیرون بودم یه خونه قشنگ میدیدم یا یک ماشین با کیفیت و زیبا
قلبم شروع میکرد به تحسین میگفت خدایا شکرت چقدر این قشنگه و غرق تجسم میشدم که منم اون خونه یا اونماشین رو دارم و انقد لذت میبردم که واقعا به قول استاد انگار همون لحظه به خواسته ام رسیدم و دارم اونارو .
هی باز طبق اموزش های استاد عزیزم به خودم میگفتم ببین الان داری لذت میبری ازش انقد حالت خوبه انگار بهش رسیدی و داریش هاا این احساس خوب داره رقم میزنه اتفاقات رو هااا و تو خیابون واقعا اشکم هی داشت در میومد از خوشحالی و اصلا به قول استاد وقتی این حس رو داری وقتی قلبت پر میشه از تحسین و سپاسگذاری اصلا تو خیابون همه یه جور دیگه نگات میکنن اصلا نمیدونم. چونمن هرکی رو میدیدم میگفتم خدایا شکرت چقدر این آقا خوشتیپه چقدر این دختر خانوم خوشگله و انقد تحسین میکردم
و واقعا تو خیابون با قدم زدن چقدر من عالی میتونمسپاسگذاری و تجسم کنم
اصلا واقعا نفهمیدم کی رسیدممغازه
واقعا چقدر این جمله استاد طلاییه که میگن خوشبختی داشتن احساس خوبه .
و وقتی از همین لحظه با تجسم و سپاسگذاری ما به احساس عشق و شادی برسیم اونوقت اون خونه و ماشین و رابطه عاطفی و سلامتی نتیجه طبیعی لذت بردن از زندگیه .
و این جمله رو دوس دارم هرروز صب به خودم بگم یا روزی هزار بار
(اگه من بچسبم به یک خواسته و بگم من فقط وقتی خوشبختم که به اون خونه برسم و الان احساس بدی داشته باشم که ندارمش طبق قانون من دارم به نداشتن اون توجه میکنم و امکان نداره من بهش برسم. ولی وقتی الان با تجسم اون خونه و سپاسگذاری و تحسین کسانی که خانههای فوقالعاده ای دارن و تجسم کنم که منم دارم و میشود داشته باشم و لذت ببرم از زندگیم
اون خواسته اونوقت به صورت طبیعی وارد زندگیم میشه من هدایت میشم به سمتش و اون هم هدایت میشه به سمت من.)
دوستان بهترین روش برای نچسبیدن به خواسته اینه که بگم آقا رسیدن به یک خواسته باعث خوشبختی نمیشه و خوشبختی داشتن احساس خوبه نه داشتن خونه و ماشین .
و بگم آقا من این خونه یا ماشین رو میخام تا اززندگی لذت ببرم و احساس خوبی داشته باشم ،خب اگه همین الان من با تجسم اون خواسته و تحسین کسانی که دارند اون خونه و ماشین رو و سپاسگذار خداوند باشم و لذت ببرم انگار من همین الان رسیدم به اون خواسته دیگه.
و اینمباید بگم که بین من و خواسته ام همیشه یک فاصله فرکانسی وجود داره و این فاصله فقط با احساس خوب پر میشه پس با احساس بد من دارم دور میشم ازش من باید لذت ببرم الان در این لحظه ،
اینارو که بدونیم و تکرار کینم اونوقت در هر لحظه سعی میکنم به جای کار های الکی و وقت تلف کردن و پرورش افکار منفی و چسبیدن به یک خواسته
میایم از هر لحظه ای استفاده میکنیم برای تجسم خواسته ها و لذت بردن ازشون وسپاسگذاری بخاطرشون و تحسین کسانی که دارن اون نعمت هارو و مدت زمان بیشتری خودمون رو در احساس خوب قرار میدیم
و بعد هی یاد آوری کنیم طبق قانون به هرچی توجه کنم از جنس همون وارد زندگیم میشه هااا هرجقدر این احساس شدید تر باشه من با قدرت بیشتری دارم خلق میکنم اون خواسته هارو هاا.
و باز قلبم باز تر میشه اشک ها میان
واقعا تو خیابون حیف شلوغبود و هی جلو خودمو میگرفتم که اشکم در نیاد وگرنه اگه تنها بودم که کلی گریه میکردم از خوشحالی و لذت و سپاسگذاری
و این احساس خوب همه کار میکنه برامون هااااا
این احساس خوب رو جهان دریافت میکنه
و ایده ها شرایط اتفاقات و افرادی هدایت میکنه به سمت من که خیلی راحت با لذت به خواسته هام برسم.
انقد این احساسه پر میکنه آدم رو
که واقعا میکمخدایا انگار من بینیاز ترین آدم روی زمینم هااا انگار من هیچی نیاز ندارم
و این احساس رهایی مارو به همه چیز میرسونه درحالی که از تک تک لحظه ها داریم لذت میبریم .ولی تا وقتی بچسبیم و احساس بدی داشته باشیم هرروز احساسمون بدتر میشه و دور تر میشیم از خواسته ها
واقعا خدا ازین عادل تر و بهتر که میگه آقا هر چیزی که تو ذهنت دوس داشتنیه هر نعمتی که میخای یک بهایی داره اون بها کنترل ذهن و لذت بردن از زندگیه تو لذت ببر من بهت نعمت میدم واقعا کل داستان اینه.
برای رسیدن به هر خواسته اای باید باور های خوب بسازم ذهنم رو کنترل کنم و جور توجه کنم بهش که
احساس لذت و سپاسگذاری قلبم رو باز کنه تا هدایت بشم به اعمال و ایده هایی و افرادی و اتفاقاتی که خیلی راحت به خواسته ها برسم .
چقدر تجسم لذت بخشه
لذت ببرید دوستان ازش.
درپناه رب العالمین شاد و ثروتمند و سلامت باشید.
به نام ایزد یکتا خداوند مهربان و بخشاینده
سلام بر استاد بخشنده ام که صفات خداوند رو داراست تمام علم و آگاهیشو به ما میبخشه بی دریغ و بی منت و داره با ما کاری میکنه که جهان رو جای زیباتری برای خودمون بسازیم با قدرت ذهن و افکار درست با قدرت خلق کنندگی که یادمون داده و داریم میسازیم اگر بهتر و بهتر درک کنیم بهتر و بهتر هم نتیجه میگیریم خدایا شکرت
سلام مریم جان خسته نباشی که این فایلها با زحمت دست شما روی سایت مینشینه متشکرم عزیزم
من قبلا که اصلا تجسم رو نمیدونستم چیه ولی الان که فهمیدم باز هم کمتر تجسم میکنم و باید بیشتر تلاش کنم در این زمینه
تجسم هم جهت دهیه افکار منفیه هم افکار مثبت به هر چی توجه کنیم از همون چیز وارد زندگیمون میشود پس الان که آگاه شدیم به این موضوع باید تجسم رو جهت دهی کنیم به سمت خوبیها
یکم برام سخته تا میام تجسم کنم شروعش خوبه بعد از چند دقیقه میره تو خاکی
باز دوباره شروع میکنم و هر بار موفق نمیشم بیش از چند ثانیه و بعد دست ازش میکشم و تجسم رو کنار میذارم
خودم میدونم مشکل کجاست چون افکار چندین چند ساله ام داغون بوده همش افکار منفی داشتم پیش فرضهای منفی بوده و تغییر این افکار زمان نیاز داره و دارم تلاش میکنم که روی تجسم و تمرکز بیشتر کار کنم
الان که میخواستم بیام تو سایت فایل کشف قوانین زندگی رو گوش میکردم جلسه 6 بودم که استاد درباره قدرت تجسم صحبت میکردن
و تا اومدم تو سایت گفتم همین جا یه ردپا بذارم برای خودم و تغییرم
که بعد برگشتم بفهمم چقدر تغییر کردم و میتونم تجسم کنم خواسته هایم را
قدرت تجسم بستگی به قدرت افکار و باور درست داره و روی خودمون بیشتر باید کار کنیم کنترل داشته باشیم روی ذهن و ورودیهامون
احساسمون رو در طی روز خوب نگه داریم وقتی ذهن خالی بشه از فرعیات و حواشی بهتر میتونیم تجسم کنیم
من پذیرفتم این من هستم که با افکار و باور و فرکانس اتفاقات زندگیم رو بوجود میاورم حالا چه بخواهم یا نخواهم دوست داشته باشم یا نداشته باشم به نفعم باشه یا به ضررم باشه خودم مسئول تمام اتفاقات هستم صددرصد
خدایا کمکم کن بتونم خواسته هایم رو تجسم کنم و این تجسم یکی از راههای آسان بدست آوردن خواسته یا هدف است اونم با احساسه خوب تجسم کنیم
موقع تجسم باید هر چیزی که مانع هواس پرتی میشه از خودت دور کنی مثل گوشی و تلویزیون و افراد یا دوستان که باعث میشن نتونی تجسم کنی و اگر بتونیم روزی چند دقیقه تجسم کنیم به مرور در طی روزهای بعدی زمانش رو بیشتر میکنیم و ذهن عادت میکنه به این کار و هر بار جواب بهتر میگیری و بهتر تجسم میکنی
استاد ممنونتم که هر روز بهتر و بهتر میشم از همه لحاظ خدایا شکرت که هدایتم میکنی برای یادگیری قوانین و راههای آسان رسیدن به خواسته هایم
خدایا کمکم کن بتونم ایمانمو به تو بالا ببرم و هر روز درکی بهتر ازت داشته باشم
و هر روز بتونم قلبمو برای دریافت هدایت و الهامات باز کنم
خدایا من لایق تمام نعمت و ثروت هستم
استاد ممنونتم خداوند پاداش دوجهان رو به شما عزیزان بدهد یاحق در پناه خداوند بهترینها نصیبتون
به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم
سلام عزیزان جان
سلام عزیزان بهشتی
گام 26 خانه تکانی ذهن
استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق
سوره حج
یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمْ إِنَّ زَلْزَلَهَ السَّاعَهِ شَیْءٌ عَظِیمٌ ﴿1﴾
اى مردم از پروردگار خود پروا کنید چرا که زلزله رستاخیز امرى هولناک است (1)
یَوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ کُلُّ مُرْضِعَهٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَتَضَعُ کُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا وَتَرَى النَّاسَ سُکَارَى وَمَا هُمْ بِسُکَارَى وَلَکِنَّ عَذَابَ اللَّهِ شَدِیدٌ ﴿2﴾
روزى که آن را ببینید هر شیردهنده اى آن را که شیر مى دهد [از ترس] فرو مى گذارد و هر آبستنى بار خود را فرو مى نهد و مردم را مست مى بینى و حال آنکه مست نیستند ولى عذاب خدا شدید است (2)
وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یُجَادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَیَتَّبِعُ کُلَّ شَیْطَانٍ مَرِیدٍ ﴿3﴾
و برخى از مردم در باره خدا بدون هیچ علمى مجادله مى کنند و از هر شیطان سرکشى پیروى مى نمایند (3)
استاد بینهایت سپاسگزارم از سخاوت شما
خدایا شکرت برای این مسیر و هدایتم به راه راست
خدایا شکرت تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان.
خدایا شکرت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم
تمام اتفاقات زندگی ام بر اساس باورها و افکار و فرکانس های من بوجود می آید.
خدایا شکرت برای هر با بهتر شدنم در کنترل افکارم و ذهنم
یعنی این چیزی نیست که بگم دیگه تموم شد
باید هر روز و هرروز کار بشه و انتهایی ندارد
بخدا که امروز با هدایت و به سوره حج اول صبح و بعد اومدن به سایت و شنیدن این آگاهی های ناب الهی
روزم بلطف خداوند ساخته شد
امروز فقط رو ابرها بودم
شگفت زده و خوشحال و شاد در مسیر درست الهی بودم
قشنگ روی دوش خداوند بودم
امروز همسرم کارهای اداری رو به من محول کرد
برای پرداخت فیش ها
اولین بار بود که ازاین کار هارا به من داده بود
قبلا که خودش همه کارهایی که مربوط به خونه هم بود از اونجایی هم که خودش نمیرسید ولی تخت هیچ شرایطی به من نمیگفت برو این کار رو انجام بده
قبلا هم من بهشون گفته بودم از کارهای بیرون بگو من انجام میدم تو مسیری که میرم کلاس آموزشی
ولی قبول نمیکرد
امروز خداوند برای رشد و پیشرفت من
دلها را نرم کرد و خودش بهم گفت برو این کارها رو انجام بده
من اولش ترسیدم چون هیچ وقت کار اداری انجام نداده بودم
ولی به همسرم نگفتم بلد نیستم من نمیرم
گفتم باشه و رفتم تو دل ترسم
تو ذهنم ساختم که وقتی برم الان کارمند ها بهم احترام میزارن کن با دیدن زیبای ها و رسیدگی خوب کارمندان با ارباب رجوع برخورد میکنم
من همواره در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین شرایط قراردارم
و در مسیر فقط شکر گذاری کردم و فایل گوش دادم تا رسیدم به یکی از اداره ها
وارد شدم از یه نفر پرسیدم باید برای این این فیش کجا برم
قشنگ وقت گذاشت راهنمایی کرد
رفتم با برخورد عالی کارمندها مواجه شدم
و کارم رو خیلی عالی انجام دادند.
رفتم اداره بعدی
دیگه ترسهام از بین رفته بود
دیگه میدونستم تا حدودی باید چکار کنم
کارمندها سرشون شلوغه بود
یه میز دیگه خلوت بود بعد از سلام و احوالپرسی یه آقای محترم احتمالا رییس اونجا بود خودش کارم را انجام داد و و در مدت زمان بسیار کمی بدون معطلی کار انجام شد و من با پیاده روی رفتم کارگاه آموزشی همینطورهم داشتم کارهایی که باید امروز انجام میدادم را تو ذهنم میساختم سر راه هم یه کافینتی باید میرفتم تا طرحم رو پرینت بگیره
رسیدم یه مکان جدید
یه آقای مهربون اونجا بودند و طرح رو گرفتن و با روی خوش گفت برو یه ساعت دیگه بیا تا برادرم که صاحب اینجاست برات انجامش بده
رفتم کارگاه تا کتری که آماده کرده بودم رو بیارم خونه
نیاز به تمیز کاری و مواد جدید داشت
ولی من هیچ شناختی نداشتم
قشنگ خداوند در زمان مناسب دستان خوبش را رساند و کلی بهم ایده عالی داد
مربی خودش میمواست بلند سه بره خونه برام وسایل مورد نیاز رو بیاره که
یکی از بچه ها گفت من دارم منو با خودش برد تا در خونشون و از مواد جدید که داشت بهم داد برای کیفیت بهتر کارم
خدایا شکرت که امروز یه عالمه اسانم کردی برای اسانی ها
اگه قدم اول رو بر نمیداشتم با شنیدن هدایت های خداوند
اگه ذهنم را بایاری خداوند آماده نمیکردم که هیچ کدوم از این موهبت ها را در یافت نمیکردم
بخدا که وقتی سپردم به خدا و حرکت کردم اصلا انگار در هاله ای از نور بودم
یه لحظه تو مسیر که داشتم راه میرفتم با خودم گفتم واقعا این منم یعنی چنان انرژی داشتم
این همه مسیر را با پیاده روی فقط راه میرفتم و شکر گذاری میکردم و خداوند درها را برویم باز کرده بود و منو گذاشته بود روی دوش خودش
یعنی اینقدر امروز من توپ انرژی الهی شده بودم نصفه شهر رو با پیاده روی و انجام دادن کارها با احساس عالی و انجام شدن کارها بسیار راحت و آسان
و آمدن دستها به موقت و دریافت محبت و عشق
که فقط میتونم کریدتشو بخدا بدهم
فقط در مقابل خداوند خضوع و خشوع و فروتن باشم
که تمام جهان را مسخر من کرده تا من فقط لذت ببرم و بگم این اتفاقات خوب طبیعی که باید همینجور و حتی ساده تر از این هم باشد
رفتم خیاطی لباس همسرم رو بگیرم چقدر انسان شریف و نازنینی بود
رفتم مدرسه دخترم را ببرم خونه معلم ها بینهایت احترام و ارزش قائل شدند
چیزهای ضروری که لازم داشتم را با خیال راحت از خزانت الهی خرید کردم و نگران کم شدن حسابم نبودم
امروز همه چی بخدا برام معجزه بود
بعد از ظهر مادر همسرم صدام زد که میخواسته یک خبر ناخواسته بگه که من در اون زمان حاضر نشدم و ایشون رفتند
و من در بهترین زمان حالم عالی بود و وقتی بعد از گذشت چند ساعت شنیدم بسیار آرامش داشتم
خدایا شکرت هر آنچه دارم ازان توست من بدون تو هیچی نیستم بخدا
چه اشکی هم دارم
اینقدر خوشمزه و با حاله این اشک که فقط به عشق وصل بخداوند اس که مینچتونه همه چی گل و بلبل باید
خدایا شکرت امروز منو کلی بهبود دادی
بهبود شخصیتم
بهبود توکلم
بهبود ایمانم
بهبود عملکرد هایم
بهبود باورهای قدرتمند توحیدی در وجودم
اینقدر رشد کرده که منو به یه آرامش آلتی رسانده
وقتی یک ناخواسته یا تضاد میاد
اولش کنترل ذهن سخته. اون لحظه هنگ میکنی نمیدونی باید چکار کنی
و بعد از چند دقیقه بخودت میای که این تضاد نباید جون بگیره با افکار بیمار گونه
مثله آتیشه دست بزنم میسوزم
من همیشه تو تضادها یاد گرفتم با ابن جملات خودپ رو آروم کنم
بعد شروع میکنم به گفتن باورهای توحیدی و قدرت را فقط بخدا میدم و از عوامل بیرونی میگیرم
استاد از اونجایی که دانشجوی دورت مقدس 12قدم هستم و الان قدم هفت را دارم ولی هنوز در قدم شش ماندم اینقدر که مطالب عالیه و پر محتوا هست
دارم عمیق کار میکنم .دوسه روز پیش با یک ناخواسته در روابط با اطرافیان داشتم
بازم همان حرفهای قبلی و احساس گناه و قربانی و مقصر دانستن دیگران ووووو
منم فقط انگار کر و کور شدم
بخدا که انگار این مردم را نمیشناسم
انگار فرسنگها با هم فاصله افتاده بینمون
با اینکه برای همه ارزش قائل هستم و هر کسی هر جوری هست پذیرفتم و سرم به کار خودمه
وقتی این بنده خدا اومد به انتقاد کردن و درخواست هایی که هیچ ربطی به من ندارد که خودمو درگیر مسائل دیگران کنم
اینقدر خداوند دستم را همون لحظه بعد از اون ناخواسته گرفت و برد سمت قرآن تا از خودش هدایت بگیرم و چنان باورهای توحیدی در من قوی تر شد و چه ایده های عالی بهم گفته شد
که من اصلا یه آدم دیگه شدم آرام آرام
با اینکه بقول شما میگی مهم نیست چقدر و به چه دلیل شما حالتون بد باشه
احساس بد اتفاقات بد
و احساس خوب اتفاقات خوب را به همراه دارد
و تکرار مکرر این افکار که باعث میشه اتفاقات رخ بدهد .
و استاد جهان اینقدر قشنگ با آرامش من این افراد را ازم دور میکنه که فقط پلن خداست
فقط خداست همه کاره و همه جوره هوامو داره
من و بچه ها درگیر اون تضاد بودیم با بچه ها که صبحت کردم اصلا بچه ها شکر خدا اینقدر فرکانسشون بالا بود که من از انرژی بچه ها انرژی گرفتم و ایده ای که خداوند بهم با احساس خوبم دریافت کرده بودم با بچه ها در میان گذاشتم
بچه ها هم عالی رفتار کردند
و هیچ کدوم از ما یه نفر حتی با همسرم هم در میان نزاشتیم
چون فهمیدم که من فقط مسئول شخص خودم هستم
من از تغییر دیگران عاجزم
از تغییر خودم توانمند
و هر بار با بیاد آوردن همین تصویرهایی عالی که خداوند برام مقدر کرده بود با کلامش در قرآن با هدایتم به فایلهای سایت
چنان زندگی پر بار و زیبایی را برایم رقم زده که نامردی بخوام تمرکز بزارم روی یک ناخواسته و ناسپاسی کنم
خدایا شکرت که تمرکزم روی بهبود شخصیتم است
خدایا شکرت که من تکه ای ارزشمند از وجود پاک خداوند هستم
خدایا شکرت که من همواره در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین شرایط قراردارم
خدا یا شکرررررررررت که یادم دادی برای هر مکان و هر موقعیتی چند دقیقه قبلش با خودم و خدای درونم عاشقانه بسازمش به زیباترین شکل
تا فقط روی دوش خدا باشم و لذت ببرم
استاد بینهایت سپاسگزارم این روزها به طرز معجزه آسایی دارم بیشتر باورتون میکنم
میدونی انگار تا الان شنیده بودم
ولی باور نکرده بودم
ولی به تازگی داره بهم گفته میشه میدونی چطور
از اونجایی که میبینم خیلی انتقاد یا قضاوت میشم و من فقط در حال گوش کردن فایل
و شما دقیقاً اون لحظه یه مثال از زندگی خودتون میزنین
و میبینم که پشت اون مثال باور توحیدی هست و نخواستیم دنباله رو جامعه باشین و خداروشکر که اینقدر رشد داشتین و انشالله که هر لحظه سالمتر و ثروتمندتر باشین
منم با خودم گفتم بابااااا
ببین استادم تو همچین شرایطی بوده حتی شاید سختر از من
ولی نخواسته مثبت خانواده و اطرافیان و جامعه فکر کنه و نتایج داره حرف میزنه
پس الهام خانم بقول قرآن که میگه همه به پیامبر میگفتن دیوانه
پس این مردم همه چی میگن
اینم یه نمونه عینی و زنده کت جلو چشماته
استاد اینقدر باورش بخدا قوی هست که حتی موقعی که انتقاد بی جا یا قضاوتی هم در موردش بشه اصلا براش اهمیتی نداره
نه الان نه اون موقع که ایران بوده
پس دختر خوب بیشتر باورش کن
و تو قدرت خلق زندگی دلخواه خودت بهت داده شده
حالا از این فرصتی که خداوند باعشق بهت میبخشه نهایت استفاده رو ببر چون معنوی ترین کار دنیا ثروتمند شدن است
چون با ثروتمند شدن من جهان خداوند رشد میکند
نزد خدا مجبوب میشوم
چون جانشین خوب خدا هستم
من با افکارم میتونم همه چی را تغییر بدهم
شرایط را تغییر بدهم به نفع خودم
برای ارامشم برای سعادت و خوشبختی ام
آگاهانه سعی کنم در بهبود شخصیتم
دیگاهم را تغییر جهت بدهم به سمت بهترینها
با هر تضادی واکنش گرا نباشم
خدایا شکرت استاد تازه دارم به اندازه درکم حرفهاتون رو میفهمم
و این نیست که بگم دیگه تموم شد بخدا هر بار میگم از این بهترم میشه
باید ادامه بدم فقط استمرار مداوم و ثابت قدم و متعهدانه باید ادامه بدم ..
خدایا شکرت برای این سایت و این مکان و این زمان که هستم
خدا یا شکرررررررررت
همین الان که اطرافیانم در تضاد درگیر هستند من بلطف خداوند در اتاق خودم هستم با آرامش خاطر دارم فایل گوش میدم و کامنتم را بلطف خداوند مینویسم.
پس میشود برای من هم میشود
من هم خالق هستم خالق کل کیهان مرا خالق اتفاقات زندگی خودم کرده
من شایسته بندگی کردن هستم .
خدایا شکرت
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم
بنام خداوند هدایتگر و اجابتگر
درود استاد عباس منش عزیز ومریم بانوی نازنین این فایل «تجسم خلاق »، خودش یک دوره کامل هست ، امشب که داشتم با یکی از دوستام صحبت میکردم ، دقیقا موضوع همین تجسم کردن بود که تعریف میکردند یکی از دوستاشون تو پروفایل گوشی اش عکس یک خونه لاکچری ، یک مرد خوش تیپ و دو تا کودک خوشگل گذاشتند و ازشون که پرسیده اینا چیه ، جواب دادند : این ها رویاهای منه .
جالب اینجا بود دوست من میگفت مردم چقدر تو درودیوار آن ، با چند تا عکس میخواد به رویاهاش برسه .دقیقا یاد فایل امروز سایت افتادم و تو دلم گفتم این دختر ، احتمالا آگاهانه یا ناآگاهانه دریم بورد واسه خودش درست کرده .
تجسم رویاهام قبل از عضویت تو سایت واسم سخت بود ولی با کار کردن روی خودم این مدت ، راحتتر میتونم خواسته ها و اهدافم و تصویر سازی کنم ،
خواسته ها محقق میشوند ،
همیشه این جمله استاد تو ذهنمه ، به چگونگی رسیدن به خواسته هاتون فکر نکنید لحظه پایانی رسیدن شو تصور کنید .
من قبل از گوش دادن به این سری از فایلهای خونه تکونی ذهن ، متن وکپشن همه فایلهارو مینویسم و تامل میکنم ، متن این فایل سراسر از آگاهی های ارزشمند بود .
سپاس ویژه از مریم بانوی نازنین با این قلم شیوا وزیباشون که با این متنها فایلهای استاد وکامل میکنند .
به نام خداوند بخشنده و مهربان.
سلام خدمت استاد عباس منش و خانوم شایسته. این فایل بازهم مرور شد برام،انقدر فایلهای شما زیبا و درست هستند که آدم نمیدونه کدوم را ببینه کدوم بمونه،کدوم را مرور کنه.اصلا همشون آگاهی دهنده و عالی هستند.
قدم 26:استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلاق:
کساییکه باور دارند به خداوند،به غیب،به اینکه افکارشون خالق شرایط آنهاست و به تغییر زندگی و توجهی به شرایط کنونی ندارند و ایمان دارند که میتوانند شرایط خود را متحول کنند از قدرت تجسم استفاده میکنند.
تجسم چیزی نیست به غیر از اینکه به موضوعی داری فکر میکنی. ما همیشه و هرلحظه درحال تجسم هستیم چون درحال فکر کردن هستیم. با فوکوس کردن روی دوره های شما یاد میگیریم که آگاهانه کنترل افکار داشته باشیم،به چیزهایی که میخواهیم فکر کنیم و تجسم کنیم و در نهایت خلق کنیم. شرایط الان را خودمون با افکار خودمون بوجود آوردیم پس شرایط آینده را هم خودمون میتونیم با افکار خودمون عالی کنیم. همه چیز به فکر ما بستگی دارد. نگران دیگران و فکر دیگران نباشیم،به خودمون توجه کنیم بازهم قانون مهم تکامل را رعایت کنیم حتی تغییرات کوچک در افکار نتایج عالی را بدست می آورند. دنبال نتایج بزرگ یک شبه نباشیم هر تغییر مثبت در سطح افکار خودش پیشرفت حساب میشه.
بسازیم با تجسم هرآنچه را که میخواهیم و با خواندن کامنت های خلق داستان زندگی بچه ها ورودی های مثبت به ذهنمون بدهیم. با تشکر از شما.
خدایا شکرت
ردپای گام به گام خانه تکانی 26به نام خدا سلام به خدا. سلام به استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم. استادمن ازبس که به ماشین سنگین علاقه دارم خیلی تریلی دوست دارم سالهاپیش که اصلاقانون جذب نمیدونستم چیه؟همیشه به عزیزدلم میگفتم :دوستدارم توشهرخودمون خانه داشته باشم به قول خودمون یک پاکِش داشته باشیم وبچه ها ازدواج کنند مستقل باشن .وشماهم بازنشسته بشی!منوشماباتریلی بریم هم سفرکنیم و هم درآمدداشته باشیم ولی غصه ی خوابم رومیخوردم! میگفت:جاخواب داره بازراستش برای حمام وسرویس غصه داشتم بازبه فکریک ماشین بودم که هم ماشین وهم خانه باشه به قول مادررحمت شدم (کلیدم به مشتم خانه ام به پشتم ولی به گویش مشهدی میگفت)چون من مسافرت که میرم دوست دارم توراه باشیم مثلا1شب یا2شب خانه ویلایاهرجابری خیلی موافق نیستم ولی ازاینکه خانه ای مجهزدرحال حرکت داشته باشم حال میکنم آخ که چقدرکنارخیابون رودوست دارم بخوابم !حالابااینجورآروی دیگه ازاین بهترچیه ؟منوعزیزدلم باپسرکوچک وعروسم پارسال رفتیم مسافرت شب رفتیم یک پارک ورودی گرفتن بازنصف شب خواب بودیم نگهبان آمدگفت :چادرزدین بخوابین بایدپول بدین! بلندشدم گفتم بزارپسرم بیادمیگم کارت براتون بکشه آدرس تیپ وقیافه پسروعروسم روگفتم؛ رفت پیداشون کردتوی پارک آمدپسره گفت پول بده! پسرم گفت: حاضرم ازاین پارک کثیف وپُرپَشه برم ولی پول دوباره به تو نمیدم شازده ازسرشب این آقا باهمه برای پول گرفتن مشکل داشت! اینجابه نفع ماشدازپارک رفتیم سرجاده ی روستای فیلبندنگهبان شب گفت ؛شب بالاتواستراحتگاه تکمیل شده وتوی جنگل نمیشه رفت شمابرین جلوترپرک هست.پسرم بدون چونوچراگفت:بانگهبانش بحث کردیم ازاون پارک اومدیم بیرون!بنده خداگفت: پس همین کنارجاده تاصبح استراحت کنیدسرویس بهداشتی هم هست. صبح برین بالا شبی فرش کردیم وعزیزدلم وپسروعروسم خوابیدن ولی! ولی! ولی !چی بگم ؟استادازاون شب به یادماندنی که بارهاازلذت بردن اون شب که بامعشوقم عشق بازی کردم چققققققققددددددددررررررررلللللللللللذذذذذذتتتتتتتتت بخش بود.وبارهاگریه کردم خدایااون شب چی روبه مامیخواستی بگی!؟گفتی :لیلاقرارماکنارجاده اصلی ،پای کوه، کنارجنگل ورودخانه. استادنمیتونم توصیف کناربزرگراه جاده،هراز،روبقبله نمیدونم دقیق نشسته بودم به قبله یانه!؟ ماشینهابه سرعت برق وباددررفت وآمدبودن سمت چپم جنگلی سرسبزبارودخانه ،سمت راستم کوه عظیم زیباخدامیدونه اونشب چراازپارک زدیم بیرون الخیروفی ماوقع هرچه خیرباشه همون میشه تااذان صبح باخداحرف زدم حال کردم وپشه هم اصلانداشت.حالاهم ازخدااینجورماشینی میخوام که هرجادوست دارم بخوابم وهمه چی آماده باشه آخه خدانماینده فرستاده که دربه در باشه نه خداوعده ی فزونی به ماداده وصبح هم به سفرمون ادامه دادیم بااتفاقهای خیلی عالی ومعجزه هاوموهبتهای الهی به همراه مابود. الهی شکرت عاشقتونم سالم وثروتمندباشید.
سلام
گام 26-
چقدر آدم ها وقتی درگیر روزمره میشن از قدرت ذهنشون غافلن.
فارغ از اینکه چه گذشته ای داشتی تو میتونی زندگیت رو کاملا تغییر بدی.
وقتی داری کارتو میکنی اما فکرت جای دیگست به شرایط و وضعیت دیگه ای داری فکر میکنی یعنی داری تجسم میکنی آینده رو، میتونه هم مثبت و هم منفی باشه.
وقتی نشستی به خاطر یه پیام یا یه حرف ساده که شنیدی یه فیلم سینمایی کامل می سازی از وضعیتی که دوست نداری برات اتفاق بیوفته و بهت احساس خوب نمیده ، توی اون لحظه هم، داری تجسم میکنی… داری آینده ات رو میسازی تجسم این نیست که بری بشینی تو یه اتاق شمع روشن کنی یه موسیقی ملایم بذاری نه تجسم یعنی تو به آینده چطور فکر کنی و تصویرش رو بسازی.
اولین قدم برای تغییر اینه که تو درک کنی شرایط فعلیت رو خودت ساختی و مسئولش هستی.
شاید از جامعه خانواده و شرایط دیگه تاثیر پذیرفته باشی ولی خودت این اتفاقات رو خلق کردی.
اتفاقات با تکرار افکار رقم زده میشن با یک بار کار مناسب یا نامناسب هیچ تغییری اتفاق نمیوفته.
من باید یاد بگیرم کار درست رو بارها و بارها انجام بدم.
قبلا ورودی ها ناآگاهانه وارد ذهن من میشدند، این دوره ها و تمرینات به من کمک میکنه روی افکارم کنترل داشته باشم. چطور؟ با کنترل ورودی ها و تغییر کانون توجهم به سمت خواسته ها و روی برگرداندن از ناخواسته ها و اتفاقات منفی که بهشون برمیخورم.
ایجاد باورهای جدید و قدرتمند کننده
که اولش ممکنه مقاومت داشته باشیم چون جدیده مثل این جمله که تنها راه رسیدن به خداوند ثروتمند شدنه؛ باعث میشه نعمت ها رو بیشتر ببینی ، سپاسگزار تر باشی ، بتونی با خریدهایی که انجام میدی به بقیه کسب و کار ها کمک کنی ، میتونی با پولت خدمت کنی به مردم…
وقتی اولین بار این جملات رو میشنوی سخته برات که باور کنی چون همیشه شنیدی کسی که به ثروت رسیده دزدی کرده ، پارتی داشته ، خون بقیه رو تو شیشه کرده ولی وقتی جلو میای مثال پیدا میکنی ، الگو ها رو می بینی کم کم باورها تغییر میکنن و رفتار های متفاوتی نشون میدی .
حتی اگر در ظاهر یه اتفاق ناراحت کننده ست ، میتونی با تغییر افکارت اون شرایط رو تغییر بدی. شرایط همیشه در حال تغییره. ماییم که با توجهمون به مسائل میتونیم آینده رو به نفع خودمون یا به ضرر خودمون تغییر بدیم.
اما فقط یاد گرفتیم واکنش نشون بدیم به شرایط ولی میتونیم شرایط جدید رو خلق کنیم و جهت افکارمون رو عوض کنیم.
کوچک ترین تغییرات ، نتایج مثبت ایجاد میکنه.
سخت گیر نباش. با تمرین میتونیم بهتر و بهتر و بهتر بشیم.
هر چقدر بیشتر رو خودمون کار کنیم به خاطر قانون مدار ، این اتفاق ممکنه بیوفته که سرمون خلوت تر بشه. از نظر آدمایی که قبلا باهاشون وقت میگذروندیم ولی الان خود به خود از زندگیمون میرن چون دیگه هم مدار نیستن با ما. اگر پیشرفت کنیم دایره دوستی هامون اولش شاید کوچک تر بشه؛ چون حرفا و علایقمون با دیگران متفاوت میشه و اشتراکاتمون باهاشون کم میشه و جهان کاری میکنه که ما فقط با کسانی که با ما هم فرکانس هستن ، در ارتباط باشیم.
که این خبر خوبیه
قانون کبوتر با کبوتر باز با باز
خدا خودش آدم مناسب رو سر راه ما قرار میده.
نشانه اینکه قانون داره کار میکنه همینه که آدمای دورت عوض میشن.
زوری هم نیست جهان کارا رو میکنه تو فقط باید روی خودت کار کنی و هر روز بهتر بشی حالت بهتر باشه و لذت ببری از زندگیت.
شرایط بیرونی رو خودت ساختی و میتونی تغییرش بدی.
فقط کسانی که تعهد دارن نتیجه میگیرن.
به خاطر تعهد
به خاطر تعهد
به خاطر تعهد
ممنونم.
سلام به استاد عزیز وخانم شایسته عزیز
خدارا شکر میکنم که با شما آشنا شدم واقعا ازنظر من شما امام زمان هستید واقعا سپاس گذارم از خداوند متعال که شمارا سر راه من گذاشته واقعا من یه روزی نه من بلکه همه ی این خوانواده ی که دورهم جمع شدیم تا با همچنین قوانین بدون تغییر جهان آشنا باشیم واقعا سپاس گذارم از همچنین اگاهی که خداوند یکتا در اختیار ما گذاشته واقعا من آنقدر شاد هستم نمیدونم از شدت خوشحالی چی بنویسم ولی اینو میدونم روز به روز در حال تغیرم وچیزی های که میخوام دارم خلق شون می کنم واقعا سپاس گذارم از همه شما انشالا هر کجا هستید در پناه حق سلامت شاد پیروز وسربلند باشید
سلام استاد عزیز.
استاد قبلا چندین بار این فایلو گوش داده بودم و همیشه هم پراز لذت و آگاهی بود برام. ولی امروز آگاهی ها و لذت هایی که ازش دریافت کردم خیلی متفاوت تر بود نسبت به قبل. چقدر به عمق روح و جسمم نشست بینهایت سپاسگزارم ازشما و از خدایی که منو با خودش و قوانینش آشنا کرد و منو در مسیر درست قرار داد که به محض منحرف شدن ازین مسیر سریع دستمو میگیره و برم میگردونه به مسیر بندگی به درگاه خودش.
استاد اون قسمتی که درمورد تنها شدن و فاصله گرفتن از آدمهای گذشته صحبت کردین چقدر سلولی درکش میکردم چون دقیقا سالهاست که برای خودم اتفاق افتاده فقط یه قسمت را اشتباه کردم اونم این بود که تا همین اواخر همش دوست داشتم با کسانی آشنا بشم که اونا هم با همین مسیر و بخصوص جریان هدایت آشنا باشن و فکر میکردم مثلا حتی تمام دوستان همین سایت همه باهم همفرکانس هستن که تجربه و درک کردم که اصلا اینطور نیست فقط به دلیل اینکه درین سایت هستن دلیل بر همفاز بودن نیست. و طبق چندتا تجربه که درهمین سایت و هم کلام شدن با چندنفر از دوستان درین سایت داشتم تجربه خوبی بدست آوردم و واقعا سلولی رسیدم به صحبت شما که وقتی تمرکزم روی خودم باشه آدمهای همفرکانس خودشون براحتی وارد زندگی من میشن حتی اگر اصلا درین سایت هم نباشن.
باز هم سپاسگزارم ازتون که سخاوتمندانه آگاهی هایی که درک کردین را در اختیار ما میزارین و همینطور سپاسگزارم از مریم جان شایسته بخاطر پروژه خانه تکانی ذهن
درپناه خداوند باشین