live | استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق - صفحه 48 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق
    207MB
    44 دقیقه
  • فایل صوتی live | استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق
    43MB
    44 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

801 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Sara Ardavan گفته:
    مدت عضویت: 2411 روز

    قانون تجسم خلاق

    1.جهت دهی آگاهانه افکارمان به سمت آنچه می خواهیم،

    2.اول باید به قول خداوند ایمان به غیب را در عمل اجرا کنی تا دسترسی شما به آن ایده ها باز شود.

    3.“تجسم خلاق” یعنی جهت دهی آگاهانه افکار بر خواسته و تمرکز بر آن. منظور از تمرکز بر خواسته یعنی پروراندن هر فکری درباره آن خواسته در ذهن است که شما را درباره آن خواسته به احساس خوب، احساس امید، احساس اطمینان و یقین می رساند و در این احساس نگه می‌دارد. در واقع ریشه اصلی تجسم، ایمان به غیب است. یعنی ایمان به نتیجه ای که از نظر فرکانسی به آن باور داری

    4.“تجسم خلاق” یعنی استفاده آگاهانه از قدرت افکار برای ارسال فرکانس خواسته به جهان

    *جهان راههای دسترسی به آن خواسته را برای ما باز کند و ما را در مدار دریافت آن خواسته قرار دهد. این یعنی هدایت.

    5. وقتی ذهنت مقاومت داره این تغییر ذهنیت” باید از “تجسم خلاق” شروع شود. زیرا از نظر منطقی شما برای تجسم، نیاز به امکانات بیرونی نداری، نیاز به صرف هزینه نداری، نیاز به اقدام فیزیکی نداری. کافیست کمی ایمان درونی ات را فعال کنی تا از عهده فعال کردن تجسم خلاق بر بیایی. اما در ادامه، خواهی دید که معجزاتی رخ می دهد و شرایط به نحوی تغییر می کند که صدها اقدام فیزیکی و امکانات مادّی، قدرت انجامش را نداشتند.

    6.به شکل ایده ها، راهکارها، هدایت هایی‌‌ و دست هایی از طرف خداوند در مسیر شما ظاهر می شود

    7.وقتی آنها را جدی می گیری و اقدامات عملی در راستای آنها را انجام میدهی، این نیروی ذهنی به ثمر می نشینند و در قالب خواسته تو در زندگی ات ظاهر می شود.

    8.تجسم خلاق یعنی توجه به خواسته ها؛ یعنی «جهت دهی آگاهانه به کانون توجه»

    *نشانه های از آن جنس خواسته در زندگی ات ظاهر می شود.

    *ماندن در حس خوب باعث میشه آرام آرام تجربه شما از دیدن نشانه ها تبدیل شود به زندگی با واقعیت آن خواسته. نقش تجسم خلاق، باورپذیر کردن یک خواسته برای ذهن است. زیرا ذهن ساخته شده تا شما را از کار بیهوده بر حذر دارد. بنابراین، تا وقتی ذهن موضوعی را امکان پذیر نداند، از هر ترفندی استفاده می کند تا مانع قدم برداشتن شما بشود.

    9.با باور پذیری ذهن عزم جزم و انگیزه میاد

    خوندن‌تجربه از تجسم‌خلاق از بخش قانون آفرینش ببین بازه

    نکته ها

    1.ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاس

    $تنها راه رسیدن به خدا ثروتمند شدن، تنها راهش

    تمرین: بیایم با باور پرقدرت منطقی رو بسازم که بیشتر سپاسگزارتر میشم‌با لذت تجربه نعمت های بیشتر مون

    1.تضاد باعث روش شدن خواسته س

    2.قدرت تجسم مثبت وقتی آگاهانه س معجزه میکنه

    3.تمرین اگه حس نامناسب:

    قدرت دسته منه و میایم زیبا میسازیم زیبا خلق میکنیم

    پس آرامش داریم

    آرام‌آرام تکاملی می تونیم این قدرت تجسم مثبت رو بیشتر و‌لذت بخش تر کنیم

    و هر یه قدم کوچک اثرش فوق العاده س عزیز دلمممم

    4.تمرین:

    خوندن کامنت ها مث داستان خلق اتفاقات مثبت دوستان در سایت

    بیشتر باور میکنم و با انگیزه بالاتر انجامش میدیم

    *کاری به چطوری نداریم وقتی ذهنم داره خلق میکنه منم پرقدرت با عشق و لذت ادامه میدم

    5.در مورد روابط عاطفی: درکش، اندامش، دستپختش و هر چی دلخواسته مه فراتر از حد تصورت هست و تجربه میکنی

    6.جدیت در کنترل ورودی هام و باورهای پرقدرت مون

    7.کاری به بقیه نداریم، سکوت و تمرکز روی باور پرقدرت مون

    8.وقتی فرکانسم بهتر میشه آدمای بهتر هستن و با من همراهن

    و رفتار آدما بهتر و‌بهتر میشه

    و از بودن با هم لذت میبریم

    9.جهان کمک میکنه به بهبود من و ازم حمایت میکنه و فقط کافیه لذت ببرم متمرکزتر و خوش باشم و بیشتر تجسم کنم و با خودم صحبت کنم برای تقویت تجسم

    10.به خاطر تعهدم تعهدم تعهدم تعهدم نتیجه رو‌عالی دارم

    11.فارغ از عوامل بیرونی منم که خالقم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    سونیا نوری گفته:
    مدت عضویت: 771 روز

    بنام خدایی هدایتگرم

    سلام به همه

    جهت دهی به افکار را تجسم گویند .

    جهت دهی به چیزیکه می‌خواهیم.

    نه به ناخواسته ها و به شکل آگاهانه .

    تجسم یعنی کنترول ذهن

    تنها راهی رسیدن به خداوند ثروتمند شدن است.

    گرچه بار اول که این را تمرین میکنی که

    خانه داری

    موتر داری

    وسایل عالی برای خانه میخری

    بهترین لباسها

    بهترین وسایل

    روابط عاشقانه

    هر چیزیکه میخواهی و میبینی قدرت خریداری اش داری

    وووووو

    و این وقت فقط خدا را قبل از رسیدن به خواسته هایت شکر میکشی ” خدایا شکرت ” برای این همه نعمت .

    آنقدر تجسم کنیم که به ثبات فرکانسی برسد و باور داشته باشیم که می‌شود، می‌رسیم، می‌بینیم و لذت می‌بریم.

    تعهد میدهم که ؛

    بعد ازین توجه کردن به اخبار منفی و فکر کردن در موردشان و توجه کردن به آدم های منفی و توجه کردن برایشان را قطع میکنم .

    خدایا شکرت

    استاد شما واقعا که در بهشت زنده گی می‌کنید.

    واقعا هم .

    به گفته دوستان منم مدت‌هاست که اکثر دوستان که قبلا بودم همراهشان را از دست دادم و اصلا نگرانشان هم نیستم .

    و تنها دلیلش هم تفاوت فرکانس ها است .

    وقتی که تغییر میکنیم جهان خودبخود بقیه کارهارا می‌کند و طبق قانون جهان هستی

    کبوتر با کبوتر و باز و باز

    را رعایت می‌کند .

    خدایا شکرت بابت اینهمه آگاهی

    خدانگهدار تان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    عباس گفته:
    مدت عضویت: 776 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان با عرض سلام خدمت شما استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته آقا ابراهیم خانم فراهادی و بچه‌های سایت خدا. سلام این فایل بعد از مدت‌ها نشونه امروز من هست خدا و بی نهایت شاکرو سپاسگزارم بابت دریافت این آگاهی های ناب آز شما هم سپاسگزارم استاد گرامی بابت آموزش های راه و روش بهتر زندگی کردن. خدایا شکرت بابت هدایتم به این مسیر اللهی.من همانطور که در دوره های که خریدم عرض کردم من برای پولدار شدن اومدم توی این سایت و مجموعه از پول بهتر آرامش و خدارو پیدا کردم به لطف رب العالمین هدایت شدم به این مسیر نورانی خدایا شکرت بابت هدایتم من چند شب پیش و امروز صبح توی ستاره قطبی از خدا خواسته بودم که توی تجسم کردن بهم کمک کنه تا راحت تر خلق کنم خواسته هام رو با خودم صحبت ذهنی داشتم اما نمی‌دونستم که همین حرف زدم با خود همون تحسم هست استاد توی دوره 12 قدم گفته بودن شنیده بودم اما امروز نوع شنیدنم فرق داشت مثل اینکه یه چراغی روشن بشه توی ذهنم فهمیدم. امسال خلق های زیادی داشتم و دارم به لطف پروردگار عالمیان.یه نمونه شورو بگم خالی از لطف نیست 🌹🌹🌹 تابستان امسال چند روزی بود که میگفتند هوا خیلی گرم و نور آفتاب ماورابنفش داره ضرر داره کمتر بیرون برید ما مسافرت رفته بودیم و توی ستاره قطبی روز ابری خواسته بودم ما در جایی بودیم که آبی از دل کوه بیرون میومد و جوی آبی درست کردن که اب ازش رد میشه ما رفتیم ودر کنار جوی آب نشستیم آب بازی کردن فارق از آفتاب و مهتاب و… تا اینکه همسرم صداکردم گفت بالای سرمون ابره حالا کجا وسط گرمای تابستان سایه سایه درخت نبود دقیقا فقط وفقط برای سر ما یه تیکه ابر بود آره درست فقط بالای سر ما. از اونجایی که همسرم هم توی مسیر هست و بهش گفته بودم که فردا هوا ابری یادش بود من حواسم نبود به ابر بالای سرمون بود همونجا گریهم گرفت و خدا رو شکر کردم الان هم که دارم کامنت میکنم بازهم اشکم در اومده. و چقدر لذت بخش هست وقتی که خواستی داشته باشی و خلقش کنی خدایا بی نهایت سپاسگزارم بابت اینکه من خالق زندگی و شرایط خودم هستم موارد زیاد هستند از خلق پول گرفته تا چندتا مسافرت هدیه دادن رستوران رفتن در رستوران میهمان شدن یه مشکل بزرگی پیش اومد که با توکل به خدا وکنترل ذهن به لطف الله مشکل برطرف شد خداروشکر پرداخت بدهی ها تسویه وام بانکی بیمه ماشین هر سال قسطی بود امسال نقد بیمه کردم و….خدایا بی نهایت شکرت ای خدای بی نهایت.خواستم این رو بگم که تجسم کردن رو بلد بودم اما نه به صورتی که امروز متوجه شدم خدایا شکرت ای خدای وهاب. دارم سعی میکنم که هرچی که خلق میکنم اعتبارش رو بدم به صاحب کل هستی و یادم باشه که خدا هدایتم کرده به این مسیر اللهی خدایا بی نهایت شکرت هرآنچه که دارم از آن توست بارلها هر خبری که از تو به من برسد به اون فقیر محتاج و نیازمندم.خدایا شکرت حمد و ثنا و ستایش مخصوص توست ای بخشنده مهربان ای صاحب رو جزا و قیامت من تنها تورا می‌پرستم و از تو کمک و یاری می‌جویم من را به زاه راست و مستقیم هدایت کن به مسیر کسانیکه به اونها نعمت عنایت کردی نه غضب شده گان نه گمراهان ای فرمانروای عالمیان.امین سعادتمند در دنیا و آخرت باشید🙏🌹🌹🌹🙏 17/11/1404 جمعه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    علی وزیری وصال گفته:
    مدت عضویت: 3014 روز

    به نام خالق هستی، همان یگانه‌ای که هر لحظه ما را هدایت می‌کنه برای بهتر زندگی کردن و رسیدن به خواسته‌هام

    گام بیست و ششم / پروژه خانه تکانی ذهن گام به گام

    سلام و درود دارم به استاد عزیزم و سلام و درود به خانم مریم شایسته محترم

    با تمام وجودم از شما بابت این فایل و این پروژه و دوره سپاسگزارم

    بریم سر اصل مطلب

    استاد برداشتی که من می‌تونم بکنم از این فایل و از این لایو بسیار ارزشمندی که من دیدمش و با منطق روش تعامل و تعقل کردم برای من نکات زیر رو داشت و تکرارش

    ما هر لحظه در حال ارسال فرکانس به جهان هستی هستیم

    این یکی از همون نکاتی بود که از قوانین من یک سر سوزن یاد گرفتم و درک کردم که ما بلا استثنا در هر ثانیه در حال ارسال فرکانس‌های به جهان هستی هستیم با باورهامون

    این باورها رو چی تشکیل میده؟ :

    مجموعه‌ای از افکار تکرار کلمات سخنان تجسماتیه که ما توی ذهنمون مدام داریم تکرار می‌کنیم و بهش فکر می‌کنیم توجه می‌کنیم به موضوعاتی چه خوب چه بد چه مثبت چه منفی چه خواسته چه ناخواسته جهان هم بلا استثنا پاسخ می‌دهد و واکنش نشان می‌دهد به مجموعه تکرار افکار و تجسمات

    موضوع اصلی

    تجسم کردن خواسته

    استاد خیلی موضوع به ظاهر پیش پا افتاده میاد ولی ما هر ثانیه داریم فکر می‌کنیم داریم تجسم می‌کنیم و اگر این ذهنو حتی اگر ناخودآگاه و ناآگاهانه رهاش بکنید از دوباره داره تجسم می‌کنه و یه سری افکار رو داره تکرار می‌کنه

    مثال از نتیجه خودم

    من چیزی که خودم تجربه کردم از تجسم این بوده که وقتی من لپ تاپ می‌خواستم خب شرایط مالیش رو اون زمان نداشتم لی خب اومدم یه برگه کاغذ برداشتم و می‌خواستم تست کنم فیلم راز دیده بودم که با تصویرسازی توی ذهن میشه این کارو انجام داد و چیزی رو تجسم کنی که داریش و حتی به اسب شوخی بود ه من بعد از یک ماه شرایط خرید یک لپ‌تاپ برام فراهم شد واقعاً برای منم تعجب برانگیز بود ولی فهمیدم که این راز و این قوانین جواب میده حتی زمان حتی قوانین رو درست مثل الان نمی‌دونستم و حتی استاد رو هم نمی‌شناختم

    مثال دوم

    یادمه من یک ویسی داشتم یک موزیکی داشتم که صدای آب دریا بود و سواحلی رو توی ذهنم می‌ساخت و من تقسم کردم که روی یک شن سفید پابرهنه دارم راه میرم و از یک منظره‌ای دارم لذت می‌برم باورتون نشه شاید همین دو سال پیش بود که وقتی وارد جزیره لارک شدم پس از لذت بردن از تمام ناظری که داشت از شن سفیدی که مثل فلوریدا سفید بود داشت وقتی که پابنده روی شن داشتم راه می‌رفتم یاد این تجسم خودم افتادم و گفتم من این صحنه رو یه جا من تجسم کردم و اون لحظه اشک ریختم و احساس ذوق کردم که من این صحنه رو یه جا تجسم کرده بودم و حالا خلقش کردم و حالا دارمش واقعاً اگر جدی بگیریم همین تجسم رو جواب میده چون من چندین بار تجسمش کردم و خلق کردم برای خودم

    مثال‌های زیادی دارم توی زندگیم که شاید الان کاملاً حضور ذهن نداشته باشم ولی واقعاً هستم تعدادشونم زیاده هممون داریم که با تجسم کردن حتی در قسمت منفی برامون اتفاق افتاده و حتی مثبت اتفاقای خوب برامون خلق شده

    به این نتیجه می‌رسیم که واقعاً ما می‌تونیم خلق کنیم و اون خالقیت خودمون رو از خداوند هدیه گرفتیم ا چی با تجسم کردن با دیدن تصویر اون و صحبت کردن و نوشتن به خاطر همینه که استاد همیشه میگن که در مورد خواسته‌هاتون اهدافتون بنویسید و بهش توجه کنید

    گام قبلی هم (گام بیست و پنجم) که استاد در کامنت گفته بودم که تعهد میدم دفتری بخرم و در مورد خواستم و اهدافم رو مشخص کنم و اونو توی کاغذ بنویسم این کارو کردم استاد و حتی در موردشون تجسم سازی هم کردم و شروع کردم به ادامه دارد

    الگوبرداری کنیم از تجربیاتمون ز اون نشانه‌هایی که ما تجسم کردیم توی ذهنمون یه تصویری رو ساختیم و به اون تصویر رسیدیم و اون رو چندین بار برای خودمون به عنوان یک الگو نگاه بکنیم و واقعاً باور دارم که ما خالق زندگی خودمون هستیم پس ادامه بدیم

    من واقعاً متشکرم ه واقعاً این یادآوری کردید به ما در این فایل که بیایم با ذهن خودمون با اون چیزی که می‌خوایم توجه کنیم و تجسم کنیم در مورد خواسته‌هامون خودمون صحبت کنیم و اونو بنویسیم و فرکانسشو ارسال کنیم

    و نکته بعدی و جالب اینجاست که

    وقتی ما تمرکز می‌ذاریم و تجسم می‌کنیم شرایط و اتفاق‌ها برای ما تغییر می‌کنه یعنی ممکنه یه تضادی به وجود بیاد ممکنه حتی حالا یک ارتقایی ممکنه خلوت باشه چون ما داریم مهاجرت می‌کنیم به مدار بعدی رقی نمی‌کنه ما در هر لحظه در حال مهاجررتیم یا مهاجرت به مدار بعدی یا باز مهاجرت به مدار قبلی پس اگر روی خودمون داریم کار می‌کنیم پس در حال سفریم و داریم به سمت مدار بعدی و رشد و پیشرفت و پله بعدی حرکت می‌کنیم

    امروز نزدیک به بیست و ششمین گام هستش ولی خب می‌تونم بگم که نزدیک به 30 روز یا 34 روز هستش که من بنیادین یه سری حال و هوام و رفتارهام تغییر کرده و حتی رفتار خانواده یه سری نشانه‌ها تغییراتی اومده و با من خوب دارم برخورد می‌کنند و بهتر از قبل دارن برخورد می‌کنند و حتی توی کسب و کارم یه سری نشانه‌ها اومده رشد اومده و تمرکز اومده و همینجور این گام‌ها و همه چیز داره منو هدایت می‌کنه به سمت بهتر شدن و متمرکز شدن

    چرا اینجوری داره اتفاق می‌افته؟؟

    چون خودم تصمیم گرفتم که قدم بردارم مصمم بشم متعهد بشم و خودم رو در مسیر رشد قرار بدم خودم رو به چالش گام به گام بکشم حتی روی دوره 12 قدمم که هستم هر شب هر صبح من ستاره قطبیم رو می‌نویسم سپاسگزاریمو انجام میدم و شب اتفاقات خوبم رو انجام میدم این دوره بی‌نظیر خانه تکانی ذهن گام به گام یک توربو شده برای این ماشین

    من واقعاً از شما متشکرم که واقعاً برای رشد ما می‌کنید و من از خداوند سپاسگزارم که ما رو هدایت می‌کنه اونجوری که بخواد هدایت می‌کنه و ما باید عمل کنیم خدا برای ما تصمیم نمی‌گیره بلکه خدا به تصمیمات ما واکنش نشون میده نقطه سر خط.

    استاد عزیزم خیلی ممنونم با تمام وجودم از این فایل من لذت بردم و برداشت خوب کردم و باز دوباره میام هدایت میشم به این فایل و این فایل رو می‌بینم و گوش میدم برای چندمین بار و دوباره پند جدید می‌گیرم سپاسگزارم قانون اصل یکیه ما تمرکز بذاریم و توجه کنیم و تجسم کنیم خواسته‌هامون رو سپاسگزارم از شما

    خداوند یگانه می‌سپارمتون امیدوارم که همیشه ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و همه عزیزانی که این متن رو می‌خونید

    تسلیم خدا هستم چون می‌خوام جهان تسلیم من باشه

    عاشقتونم دوستتون دارم

    علی وزیری وصال

    گام بیست و ششم

    9 آبان 1403

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    جلال مسعودی گفته:
    مدت عضویت: 2687 روز

    بنام خدا

    خدا را شکر توی این زمان در این لحظه در مدار شنیدن آین آگاهی ها هستم.

    با کنترل افکار و جهت‌دهی آگاهانه کانون توجه ام به سمت خواسته هام می‌توانم ، به مرور باورهای سالم تر و قدرتمند تر بسازم و در مدار خواسته هام قرار بگیرم .

    همه خواسته های من خلق شده و موجود هست فقط من باید با تغییر باورهام در مدار آنها قرار بگیرم و راحت تحقق رویاهام را شاهد باشم.

    یکی از ابزارهای بسیار کاربردی که خداوند در اختیار من قرار داده قدرت تجسم خلاق خواسته هام است.

    این یک موهبت الهی است که همواره اکثریت مردم از آن استفاده میکنند ، اما غالبأ برای خلق ناخواسته هاشون استفاده میکنند و به خودشون می نازند که من میدونستم این بلا سرم میاد.

    من وقتی صبح ها تمرین ستاره قطبی انجام میدم توی ذهنم تا جایی که برام امکان داشته باشه ، خواسته های اون روزم را تجسم می‌کنم و اغلب بیشتر خواسته هام رو تا آخر شب تجربه می‌کنم .

    با اینکه بارها تأثیر تجسم را در روان شدن خواسته هام و امور مختلف زندگی ام دیدم ولی هنوز جای کار دارم. باید تجسم رو همه چیز بدونم چون در لحظه احساس منو عالی میکنه و به مدار خواسته هام نزدیک و نزدیک تر میشم.

    برای استاد عزیزم و همه دوستان گرامی آرزوی بهروزی ‌و سعادت دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    منیره صدیقی گفته:
    مدت عضویت: 642 روز

    سلام به استاد توحیدی من!

    تجسم نشستن به یه گوشه و فکر کردن به یه موضوع با چشمان بسته نیست بلکه گفتگوهای ذهنی و زبانی شبانه روز با خودمون است

    با یک بار فکر کردن در مورد موضوعی نتیجه مورد نظر به دست نمیاد چون بین تو و نتیجه مورد نظر فاصله زمانی و جود دارد

    این که فاصله زمانی بین تو و نتیجه مورد نظر چه مدت طول می کشه تا پر بشه بسته گی داره به :

    طی شدن مرحله تکامل

    این که چقد تو ذهنمون تکرار بشه

    این که گذشته مون چه بوده و چقد باور های محدود کننده تو ذهن مون قوی است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    ارزو طلائی گفته:
    مدت عضویت: 1738 روز

    سلام استاد عزیزم

    سلام خانم شایسته نازنین

    استاد عزیزم فایل بسیار تا بسیار عالی و تاثیرگذاری بود من قدم‌های شما رو دارم و توضیحات شما در مورد قانون تجسم در جلسات این دوره بارها و بارها گوش دادم ،باید بگم درکی که توی این فایل رایگان از تجسم داشتم به مراتب بیشتر از فایل‌های محصولات شما بود بارها اتفاق افتاده که من از فایل‌های رایگان شما بیشتر از محصولات موضوع رو درک می‌کنم و درنهایت عمل می‌کنم به همین خاطر هر محصولی که از شما می‌خرم تمام فایل‌های رایگان مربوط به اون محصولم را هم گوش میدم و واقعاً نتایج عالی می‌گیرم من تجسم کردن را برای خودم سخت کرده بودم ‌منتظر میموندم یک وقت و زمانی پیدا بشه که توی سکوت دراز بکشم و اون چی رو که می‌خوام تجسم کنم، با توضیحات شما در این فایل تجسم برای من راحت‌تر شد

    دیشب یک اتفاقی برام افتاده برای لحظه ای دنبال چرایی ان اتفاق بودم و به یاد آوردم که چند مدت قبل داشتم به این مسئله فکر می‌کردم یا به گفته شما داشتم این مسئله رو تجسم می‌کردم پس تو زندگی من اتفاق افتاد.

    استاد عزیزم با این فایل من حتی درک بهتری از فرکانس و کانون توجه پیدا کردم.

    استاد عزیزم متشکرم از صحنه های زیبایی که بهمون نشان دادین برای لحظه‌های فکر کردم که منم در اونجا دارم قدم می‌زنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    نیلوفر مرادی گفته:
    مدت عضویت: 1165 روز

    به نام خداوند هدایتگر

    دروووود به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربون

    سلام به دوستان گرامی

    سالی خوب، سرشار از سلامتی، حال خوب ،ثروت، سعادت،درآمدهای بالا، کسب و کار پر رونق، خریدن خونه و ماشین مورد علاقه، رسیدن به عشق مورد نظر، اولاد صالح و مسافرت به هر جایی که مد نظرتون هست، و بهترین های عالم رو براتون آرزومندم.

    همه ما آگاهانه یا نا آگاهانه شرایط و اتفاقاتی رو برای خودمون رقم زدیم.

    مثلا من دوران مجردی، دوست داشتم همسرم متولد شهریورماه باشه. خصوصیات این ماه رو دوست داشتم. مخصوصا این جمله رو که خونده بودم: آتش عشقشون کم شعله، اما جاودانه است.

    من با قدرت تخیل همچین همسری رو جذب کردم.

    دوست نداشتم مثل بعضی ها، همسرم عشق آتشینی داشته باشه و زود فرو کش کنه./ خیلی ها از این موارد تو فامیل داشتیم.

    یا الان که فکر میکنم، یادم اومد که ما همیشه دوست داشتیم فرزند اولمون دختر باشه، همین اتفاق هم افتاد.

    خدا شاهده وقتی باردار شدم، همون موقع همسرم رفت بازار کلی گیر کوچولو رنگی خریده بود و می‌گفت بچمون دختره‌.

    وقتی هم سونو دادم، و متوجه شدیم دختره رفتم مسجد و دو رکعت نماز شکر خوندم. گفته بودم خدایا اگه حاجتم بدی میرم مسجد و به شکرانش دو رکعت نماز میخونم.

    در مورد فرزند دوم هم طبیعتاً دوست داشتیم پسر باشه که دیگه به قول معروف جنسمون جور باشه.

    دقیقاً همونی که خواستیم شد.

    یا تو کامنتای قبلیم نوشته بودم که وقتی با استاد آشنا شدم و وارد سایت شدم، دوست داشتم محل زندگیم تغییر کنه و از محیط قبلیم فاصله بگیرم.

    آگاهانه ورودی‌هام رو کنترل کردم، فقط به زیبایی ها توجه کردم و حال خودم رو خوب نگه داشتم و واقعا از صمیم قلبم از خداوند خواستم که کمکم کنه به راحتی و بدون کمک کسی من از شهرم به یکی از بهترین مرکز استان‌ها مهاجرت کردم.

    همه ی ما دیدیم که روی مردم هر استان و شهری یه برچسب و خصوصیاتی میزارن، من تا الان به لطف خدا جز خوبی و محبت و احترام چیزی ازشون ندیدم.

    من همیشه گفتم زیاد روی خودم کار نمیکنم، ولی به همین مقدار کم نتایج بزرگی از نظر خودم گرفتم.

    قبلاً قانون رو نمیدونستم، ولی الان که میدونم، میتونم زندگی خیلی بهتری داشته باشم‌

    الان اومدیم مسافرت، همون جایی که قبلا زندگی میکردم، بازم همون بساط بدگویی و غیبت، به فلانی کادو و سوغاتی نده، رفتارش اینجوریه، فلان کار رو کرده و … ولی من یاد گرفتم به خوبی‌های دیگران توجه کنم. و اگه انصاف داشته باشم باید بگم من از اون شخصی که اینا بدش رو میگن بدی ندیدم و خیلی وقت ها که همسرم سر کار بود و خونه نبود، کمکم میکردن، حتی من و بچه‌ هام رو گردش می‌بردند، یا بازم که دقت میکنم، اگه بچه هام مریض میشدن با ماشینش همراه خانمش و بچه هاش میومدند حتی جاشون توی ماشین تنگ میشد، ولی به خاطر اینکه به ما خوش بگذره همشون بودند و بعد از انجام کارمون ما رو میبردن به قول بچه ها دور دور و کلی میچرخیدیم و خوش می‌گذشت. چون من ذهنیت بدی نسبت بهشون نداشتم. انصافاً رفتارشون با ما خوب بود‌

    ولی بقیه روی بدیهاشون توجه می‌کنند و هر روز رفتار بدتری ازشون می‌بینند و دلخوری پیش میاد.

    اینجاست که باید به آموزش های استاد ایمان بیاریم، چون حرفش حقه.

    ولی من اومدم کامنت بنویسم. به خودم تعهد دادم از سایت فاصله نگیرم

    با وجود اینکه کلی خستم و نخوابیدم اومدم کامنت نوشتم و کلی توی سایت چرخیدم و مطلب خوندم و حالم خوب شد.

    خدا رو شکر میکنم که دارم روی خودم کار میکنم و دلم نمیخواد که مثل اکثریت جامعه باشم، هر جا میری این روزا از قیمت طلا و دلار میگن، که اصلا نمیخوام بدونم قیمتش چنده. و واقعا برام مهم نیست.

    استاد عزیز و گرامی، خانم شایسته مهربون و دوست داشتنی و دوستان عزیزم، بهترین سال رو براتون آرزو میکنم، الهی هر کی هر آرزو و خواسته ای داره بهش برسه، به راحت ترین و ساده ترین روش ممکن، ان شاءالله که همیشه حال دلتون خوب باشه و ایام به کامتون باشه.

    در پناه الله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    حدیث سادات حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1132 روز

    – گام بیست و ششم پروژه خانه تکانی ذهن –

    به نام خدای تجسم

    وقتی داشتم این آگاهی ها رو میشنیدم، دائم با خودم فکر می کردم که، مگه میشه اصلا آدم تجسم نکنه!؟ آدم بدون تجسم خلاق کردن چجوری زنده ست پس!؟ مگه ما برای هر روز و هر ماه و هر سالمون هدف نداریم که داریم هر روز براشون قدم برمیداریم!؟ خب قطعا که برای اون هدفا تجسم میکنیم، تصویرسازی می‌کنیم، اون لحظه‌ی رسیدن و تونستن رو بارها و هزاران بار با خودمون مرور می کنیم… اما بعد فهمیدم خب خیلی ها از تجسم کردن در جهت عکس خواسته هاشون استفاده میکنن. دائم به این فکر می کنن که اگر نشد… اگر نتونستم… اگر نرسیم‌… اگر اگر اگر… و با فکر کردن به این چیزها مدام حالشون بده و ناامید و مشکرن…

    اما دارم به این فکر می‌کنم که چقدررررر ما میتونیم از – درست تجسم کردن – در جهت خواسته های دلخواهمون استفاده کنیم.

    یادمه یه جا خوندم : هر چیزی که در زندگی واقعی ما پدیدار میشه، قبلش هزاران بار در ذهنمون ساخته شده.

    انقدررررر تجسم کردن بهم انگیزه و حال خوب تزریق میکنه که دائم میتونه منو هل بده به جلو برای یک قدم کوچک برداشتن در جهت خواسته هام.

    دیروز فایلِ – تمرکز 100 درصد بر هدف – رو گوش دادم و اونجا استاد میگفتن برای امسالتون اسم بذارید و اون اسم بشه هدف نامبروان امسال. هر روز براش یه قدم کوچیک بردارین. اصلا مهم نیست چه قدمی فقط اون استمراره مهمه که بتونید اون خواسته رو برای ذهنتون « امکان پذیر » کنید.

    من اسم امسالم رو گذاشتم « کنکور هنر »

    و الان با گوش دادن به این فایل داشتم فکر میکردم من چقدر از تجسم برای خواسته‌ی دانشگاه هنرم درست استفاده کردم!؟ دیدم خییییییییلی!

    تقریبا هر روز و هر ساعت دارم بودن تو دانشگاه موردعلاقمو تجسم میکنم و اون حس نابی که بهم میده منو میبره تو آسمونا. و درست بودنش رو از اینجایی میفهمم که فقط یه خیال خام و رویا نیست؛ بلکه این تجسم هر روزه داره بهم قدرت مضاعف میده که هر روز یه قدمی برای رسیدن به اون دانشگاه و اون رشته بردارم؛ هر روز بخونم، کارایی که باید رو انجام بدم و برای رسیدن بهش برنامه ریزی داشته باشم. چقدرررررر خوشحالم از این بابت.

    حتی میتونم جزئیات استایلم رو در چهار فصل تو دانشگاه تجسم کنم.

    حتی مدل راه رفتنم…

    مدل صحبت کردنم…

    کارهایی که تو اون دوران میکنم…

    روتین و سبک زندگیم…

    از صبح که بیدار میشم تا شب که میخوابم رو تجسم میکنم وقتی دانشجو ام…

    کتاب هایی که میخونم…

    فیلم هایی که میبینم…

    چند روز پیش رفتم موقعیت جغرافیایی همه‌ی خیابونای تهران رو درآوردم برای اینکه بدونم من وقتی میرم دانشگاه از کدوم مسیر میرم، خود دانشگاه دقیقا کجاست، چندتا در داره، دانشکده ای که من توش درس میخونم کجاست و … حتی خط های متروش رو هم درآوردم.

    چقدر حالم خوبه من این روزها.

    چقدر آرومم.

    دائما دارم قانون رو به خودم یادآوری میکنم.

    و تو عمل به کار میگیرم…

    چقدر لذت بخشه بر اساس قانون زندگی کردن…

    خدایا شکرررررررررت

    خدایا شکرت خدایا شکرتتتتتت

    سال بعد تو همچین روزایی میام از موفقیتم تو کنکور براتون میگم. و مطمئنم تا اون موقع کلللللی بزرگتر شدم، رشد کردم، فهمم نسبت به قوانین رفته بالا و پخته تر شدم در زندگی کردن

    خدایا شکرت خدایا شکرت…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    farnam گفته:
    مدت عضویت: 678 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد گرامی و همه ی عزیزان

    سپاسگذارتونم که اینقدر باورهای قدرتمند کننده رو با بیان شیوا و خالص به ما انتقال میدین ، انشالله همیشه تنتون سالم و دلتون شاد باشه

    خداوند مهربان جهانی را خلق کرده و قوانینی وضع کرده و قدرتی به ما داده که اختیار کامل زندگی دست خودمان هست و خالق تمام و کمال زندگی خودمان هستیم.

    خداوند در خلقت ما به هر کدام از اعضای بدنمان وظیفه ای داده تا مارا در مسیر رشد و پیشرفت و آگاهی یاری کنند ، ذهن هم یکی از اجزاء ماست و وظیفه خودش را دارد ، وظیفه ذهن خلق تمام شرایط و اتفاقاتی است که در زندگی ما شکل گرفته و در حال حاضر داریم در اون شرایط زندگی میکنیم، تمام اتفاقات گذشته ی ما، ادم های اطرافمون، شغلمون ، میزان سلامتیمون ، شرایط مالی که داریم، اخلاقیاتمون ، میزان شادی یا غمی که در زندگی تجربه میکنیم، میزان رفاهی که داریم ، نوع روابطمون و…. هر چیزی که باهاش مواجه شدیم و در مواجهه هستیم و مواجه خواهیم شد ساختنش بر عهده ی ذهن ماست!

    پس ذهن قدرت بسیار بالایی در زندگی ما دارد ،

    قبل اینکه به این دنیا بیاییم ما میدانستیم چنین قدرتی داریم و تصمیم گرفتیم به دنیای مادی بیاییم تا هر چیزی دوست داریم رو با قدرت ذهنمون بسازیم و تجربه اش کنیم و از زندگی دنیوی لذت ببریم و رشد کنیم ، اما در زمان تولد و با بزرگتر شدن و گرفتن ورودی های محدود کننده از دنیای اطراف این اطلاعات رو فراموش کردیم و با افکار دیگری جایگزینشون کردیم.

    ما از ورودی های نامناسبی که به شکل افکار وارد ذهنمون کردیم یادگرفتیم که در زندگی ما قدرت دست همه هست جز ما! قدرت دست ارباب ها ، پولدارها ، اب و هوا ، پدر و مادر ، فرزند ، همسر ، نفت ، دلار ، رییس جمهور و حتی خدا، خدایی که یکی را خوشبخت و یکی را بدبخت میکند ، خدایی که عدالتی ندارد و یکی را پولدار افریده و یکی را در فقر میمیراند،خدایی که سرنوشت مرا روز ازل مقدر کرده و هر چه پیش می اید خواسته ی اوست نه خواسته ی من و … خلاصه قدرت دست هر موجودی و هر شیء میتواند باشه الا ما!

    این ورودی ها و این افکار اینقدر از طرق مختلف و با مثالهای گوناگون در زندگی ما تکرار شده تا بالاخره باورهای محکمی رو ساخته و در ناخودآگاه ذهن ما جا خوش کرده ، باورهایی مملو از ترس ، نگرانی ، تردید ، فقر، بیماری ، محدودیت، نشدن ، نتوانستن ، امکان پذیر نبودن و….

    از انجا که ما از خداییم و تکه ای از اوییم و همیشه به او وصلیم و خالق قدرتمند ماست ، این آگاهی های از یاد رفته ی تولد و دوران بچگی همیشه در مسیر زندگی به گونه های مختلف به ما یاداوری میشود ، درون ما راهنمای دقیقی وجود دارد که همیشه در حال هدایت ماست، ما از وقتی به یاد میاوریم میدانیم چه چیزهایی خوب و چه چیزهایی بد هستن ، ما میدانستیم و میدانیم که صداقت ، روراستی، مهربانی ، بخشندگی ، سپاسگذاری ، عشق ، مهر ورزیدن ، بخشش احساسات خوب و در مقابل دروغ ، تهمت ، دورنگی ، تنفر ، کدورت ، نامهربانی ، ناراستی احساسات بد در ما ایجاد میکردند و میکنند

    ما با وصل بودن به کل کائنات ، به هوش جمعی ، به خداوند لایتناهی مسیر درست و مسیر نادرست را از هم تمیز میدهیم و هر لحظه میدانستیم و میدانیم که چه چیز برای ما خوب و چه چیز برای ما بد است ، حتی اگر به دلیل تمرین نکردن رو شناخت خود، خوب را تشخیص ندهیم بد را خیلی خوب تشخیص میدهیم !

    طبق همین اگاهی های فراموش شده، ما توسط ذهن و باورهایش خالق شرایط زندگی خودمان هستیم ، این را در کودکی میدانستیم ، همان وقت که میپرسیدند میخواهی چه کاره شوی چه ماشینی میخواهی و چه خانه ای ؟ و با ذوق و اشتیاق و بدون فکر کردن به چگونگی و مسیر دست یابی هرانچه در دل داشتیم را به زبان میاوردیم و مطمئن بودیم به ان میرسیم ، یک هواپیمای بزرگ ، کشتی ، اسب ، لامبورگینی و امثالهم چیزهایی است که از زبان کودکان به راحتی جاری میشود و باور دارند این وسیله ها مال آنهاست و اکثر بزرگسالان میخندند چون باور نمیکنند! و همین باور نکردن و نشدن را به کودکان نیز انتقال میدهند و این چرخه ادامه پیدا میکند

    اما انسان های معدودی هم در این جهان مادی هستند که تمام خواسته های کودکی و نوجوانی و جوانی و بزرگسالی را بدست می اورند و رویاهایشان را به واقعیت تبدیل و انرا زندگی میکنند. کسانی که قدرت ماورایی ذهن را در ک کرده و انرا به بند کشیده و برای ساختن زندگیشان به کار میبندند.

    چرا تعداد معدود؟ جواب بسیار ساده است چون بقیه باور نمیکنند که همچین قدرتی دارند و باور نمیکنند که خودشان با افکار و باورهایشان خالق شرایطی هستن که همین الان در آن قرار دارند و میتوانند با بدست گرفتن این قدرت عظیم ذهن و تربیت کردنش و به راه خواسته ها کشیدنش انچه میخواهند را خلق کنند نه انچه نمیخواهند را.

    در سیستم انسان، ذهن یک دستگاه دقیق برای تولید و ارسال فرکانس است و این کار را با افکار و باور انجام میدهد، احساسات و عواطف ما بخش مهم دیگر این سیستم است که رابطه مستقیم با ذهن دارد

    هر فکری که توسط ذهن تولید میشود در ما عواطف و احساساتی را ایجاد میکند و هر چه میزان احساس ایجاد شده قویتر باشد فرکانس ان افکار قویتر است و قدرت تاثیر گذاری ان بر زندگی ما بیشتر است

    قدم اول برای شروع به کار سیستم ذهن دادن ورودی است ، ما با دادن ورودی به ذهن افکار را تولید میکنیم و باورها ، افکاری هستن که آنقدر تکرار شده اند که ما نتیجه ی این تکرار را در مثال های واقعی دیده ایم. و خروجی سیستم ذهن به شکل شرایط و اتفاقاتی که این افکار انها را بوجود اورده اند در زندگی ما پدیدار میشود.

    سیستم ذهن: ورودی افکار ایجاد احساسات فرکانس پاسخ به شکل اتفاقات و شرایط

    حال که کارکرد سیستم ذهن را دانستیم قدم اول برای خلق شرایط دلخواه زندگی تغییر ورودی هاست، وقتی شنیدن صحبت هایی در مورد کمبود منابع طبیعی ،نبود عدالت در جهان ،محدودیت، جنگ و درگیری، نابرابری ، فقر و فساد در جهان ، خشکسالی در یکسو و سیل و ویرانی در سوی دیگر و….. محدود میکنیم و به جای ان آگاهانه گوش را در معرض شنیدن ورودی هایی مانند فراوانی میلیون ها ساله در دنیا ، گستردگی همیشگی دنیا هر سال نسبت به سال پیش ، افزایش نعمت ها و دسترسی آسان به همه چیز نسبت به قبل ، بهتر شدن اوضاع کل انسان های زمین نسبت به گذشته ، از راحت تر شدن رفت و امد تا دسترسی به اب و برق و غذا و ….. به مرور زمان و طبق قانون تکامل باورهای محدود کننده ای که از زمان بچگی تا کنون در ذهن شکل گرفته کم رنگ و کم رنگ تر میشود و باورهای قدرتمند کننده جای انها را میگیرد و این پروسه زمان بر است چون باورها یک شبه بوجود نیامده که یک شبه از بین رود .

    در واقع ان عده ی معدودی که خواسته های خود را زندگی میکنند یک کار متفاوت از بقیه انجام داده اند آنها کنترل ذهنشان را بدست گرفته و از قدرت ان برای ساختن شرایط استفاده میکنن بر عکس اکثریت انسان ها که کنترل ذهن را به دست ورودی های امده از هر ناکجابادی داده اند و مانند برگی در باد با ان ورودی ها این طرف و ان طرف میروند و سرگردان عمر کوتاه خود را میگذرانند و در نهایت هم برای تسلی این وضع اسف بار خود تمام شرایط و اتفاقات را به خدا و سرنوشت و سردمداران و پدرومادر و آلودگی هوا و سرما یا گرمای منطقه زندگی و فرزندان و همسایه هاو…و…و… حواله میدهند تا شاید کمی از بار غمشان بکاهد و در این هیاهوی ذهن آشفته و افسار گسیسته آرام شوند و از مخدر و الکل و روابط ناپایدار و پرخوری و امثالهم به عنوان تسکین لحظه ای استفاده میکنند تا رنج هایشان را برای ساعتی هم شده التیام بخشند. و به ایه ای استناد میکنند که خدا گفته انسان را در رنج آفریدیم!!!

    تنها راه نجات از دنیایی که خودمان با ورودی هایی که داده ایم و افکاری که ایجاد کرده ایم و باورهایی که در ادامه این افکار شکل گفته و به صورت فرکانس به کائنات ارسال شده و پاسخ این فرکانس ها به صورت شرایط و اتفاقات زندگی توسط ما دریافت شده و اول به صورت آگاهانه حذف ورودی های محدودکننده ای که مانند غذا به ذهن میدهیم و دوما تمرکز آگاهانه روی ورودی های مثبتی که باورهای قدرتمند کننده در ذهن ما ایجاد میکند و ادامه دادن و ادامه دادن و ادامه دادن این مسیر تا این باورها جزئی از شخصیت ما شود و روی رفتار و اخلاق و احساسات ما تاثیر بگذارد، ان وقت است که ما به صورت ناخودآگاه دیگر جذب ورودی های منفی نمیشویم و از اخبار و صحبت ها و دیدن صحنه های جرم و جنایتی که قبلا دنبالشان بودیم حس بد میگیریم و دیگر انها را دنبال نمیکنیم و به جای ان ناخودآگاه زیبایی ها را دنبال میکنیم ، به دنبال شادی، ثروت ، سلامتی ، روابط عالی هستیم و طبق قانون و طبق کارکرد سیستم ذهن هر چه بکاریم انرا درو میکنیم، هرچه باشیم از جنس همان را دریافت میکنیم ، به هرچه باور داشته باشیم بیشتر و بیشتر از ان را در اتفاقات زندگی تجربه میکنیم.

    و در نهایت خالق جهان هستی ، قادر مطلق ، از روح خود در ما دمیده و قدرت خود را به ما بخشیده و صفت خالق بودن خود را به ما داده و قدرت خلق زندگی ما را به خودمان داده و باور کردن این حقیقت قدم اول برای کنترل ذهن و در ادامه کنترل زندگیمان است و این مهمترین باوریست که فراموش کرده بودیم ولی خدای وهابی که همیشه با ماست این باور را به یادمان اورده و شرایطی را مهیا کرده که در این مکان مقدس گرد هم بیاییم و با تمرکز بر روی آگاهی های سایت ورودی های خود را کنترل کنیم و هزاران باور قدرتمند کننده ای که از استاد عباسمنش بی نظیر خالصانه به ما منتقل میشود را دریافت کنیم و با بدست گرفتن کنترل ذهن زندگی و اینده خود را بدست بگیریم و به بهترین شکل ممکن بسازیم.

    ان شاء الله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: