live | رعایت قانون تکامل = هموار شدن مسیر رشد
سرفصل آگاهی های این فایل شامل:
- رعایت تکامل یعنی، بهبود عملکرد فعلی ات نسبت به قدم قبلی و استمرار در این روند؛
- تکامل به این معنای صرف زمان طولانی برای رسیدن به یک خواسته نیست، بلکه این معناست که: وقتی ظرف وجود ما آماده دریافت می شود، به خواسته هامان می رسیم. اینکه چقدر زمان می برد تا ظرف وجود ما آماده شود، بستگی کاملی به کار کردن روی باورهایمان دارد؛
- “طمع، حرص و عجله”، بزرگترین اسلحه های شیطان هستند. به اندازه ای که از این خصوصیات دور می شوی، در مسیر هموار تحقق خواسته هایت قرار می گیری
- اگر بخواهی قانون تکامل را دور بزنی، حتی اگر به خواسته ات برسی، نه تنها از مقصد لذت نمی بری، بلکه به پوچی می رسی؛
- رعایت قانون تکامل یعنی: مقایسه نکردن خود با دیگران. ریشه این ویژگی، ااحساس خود ارزشمندی درونی است؛
- سختی های مسیر، نتیجه عدم درک و رعایت قانون است. وگرنه به اندازه ای که با قوانین هماهنگ باشی و بر طبق قانون عمل کنی، به همان اندازه مسیر رشد شما هموار می شود؛
برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | رعایت قانون تکامل = هموار شدن مسیر رشد266MB37 دقیقه
- فایل صوتی live | رعایت قانون تکامل = هموار شدن مسیر رشد36MB37 دقیقه













داشتم متنی رو میخوندم و نوشته ای که میگفت ممنونم از استاد که هستن و قوانین رو خوب شناختن و دارن بخوبی به ما اموزش میدن ..دوست داشتم منم احساسم رو بگم نسبت به نگاهم درباره ی استاد و خودمون در مسیر شناخت خودمون و قوانین ..
استاد توی دوره ی کشف قوانین مثال قشنگی درباره ی قانون و خدا و جهان زدن.. خداوند و این جهان و سیستم قانون های اون مثل یک زبان برنامه نویسی هستش .. همه میتونن از زبان برنامه نویسی استفاده کنن و کدهای خودشون رو بزنن توی این برنامه و نتیجه های خودشون رو بگیرن.. این زبان برنامه نویسی .. این قوانین .. این سیستم منظم همیشه اینجا بوده .. به غایت هم ساده بوده .. فقط درخواست و ایمانی میخواسته که خدا هر کسی رو به سمت جواب و شناخت این سیستم هدایت کنه .. اینکه استاد اینقدر خوب درک کردن قوانین رو .. خب به این معناست از نظر من که ایشون خیلی عمیق این درخواست هدایت رو داشتن .. اونم شاید خیلی خیلی مرتبط باشه با تضادهایی که بهش برخورد کردن ..تضادهای بیشماری که ازشون میشنویم.. من خودم رو اثلا نمیتونم با اون موقع استاد مقایسه کنم .. خداییش من صدها پله وضعیتم از بچگی تا الان بهتر از دوران گذشته ی استاد بوده .. واقعا چیزایی که استاد از گذشته شون تعریف میکنن واقعا خیلی داغون و منحصر به فرد تضادوار بوده ! گاهی وقتا میگم احه چقد میتونسته شرایط از همه لحاظ عجیب غریب باشه برای یه ادم .. که توی تعریفهای استاد درباره ی گذشته شون بوده؟ .. خلاصه این تضادها … میل به هدایت رو در وجود استاد بیشتر و بیشتر کرده .. وقتی این هدایت رو با تمام وجود درخواست کردن .. و نشانه های این سیستم و قانون رو دیدن دیگه با تمام وجود ادامه دادن .. که یه بخش عظیمش بخاطر همون اهرم رنج و لذتی بوده که استاد توی ذهنشون درباره ی تضادهای زندگی گذشته شون داشتن.. مثل این میمونه که تو توی یه زندان گیر کرده باشی .. و نهایتا بعد کلی بلا که سرت اومده بالاخره یه قاشق گیر اوردی .. این قاشقه رو دیگه استاد باهاش چاه حفر کردن .. دیگه ناامید نشدن .. دیگه پیش رفتن ..تا همین امروز.. ولی ما کمتر اینجوری عمل میکنیم.. وقتی اون قاشقه که هیچی .. استاد بیل هم دستمون میده و زمین هم نرم و شرایط هم ارومه و هیچ زندانبانی هم نیست .. ما همش ناز میکنیم .. نمیخوایم تغییر کنیم…دوتا بیل میزنیم .. باز میگیریم میخوابیم..بعد یسری بلای دیگه سرمون میاد یا تضاد های دیگه ای رو بهش برخورد میکنیم .. به عبارتی جهان یکی دوتا کشیده ی دیگه بهمون میزنه .. باز میریم پناه به استاد جون .. بیل رو بده اینبار دیگه میخوام بکنم مثل مرد .. ولی باز یه هفته کار میکنیم و دوباره بازیگوشی.. خب این تغییر هم تکامل میخواد .. مثل همون مثال خاصی که استاد درباره ی موضوع کم کردن وزنشون در گذشته زدن .. که بارها تلاش کرده بودن و نشده بود .. و دیگه یجایی این تضاده تکاملش رو طی کرده بود و دیگه منجر به اون انقلاب در زندگی شون شد.. ما هم به اندازه ی درخواست هدایتمون از خدا اون رو دریافت کردیم .. بازم خداروشکر که اشنایی ما با این سیستم دقیق خدا .. از طریق استاد بوده .. کسی که واقعا بهش احساس نزدیکی داریم .. کسی که واقعا عمل کرده و خیلی الگوی مناسبیه ..