live | رعایت قانون تکامل = هموار شدن مسیر رشد


سرفصل آگاهی های این فایل شامل:

  • رعایت تکامل یعنی، بهبود عملکرد فعلی ات نسبت به قدم قبلی و استمرار در این روند؛
  • تکامل به این معنای صرف زمان طولانی برای رسیدن به یک خواسته نیست، بلکه این معناست که: وقتی ظرف وجود ما آماده دریافت می شود، به خواسته هامان می رسیم. اینکه چقدر زمان می برد تا ظرف وجود ما آماده شود، بستگی کاملی به کار کردن روی باورهایمان دارد؛
  • “طمع، حرص و عجله”، بزرگترین اسلحه های شیطان هستند. به اندازه ای که از این خصوصیات دور می شوی، در مسیر هموار تحقق خواسته هایت قرار می گیری
  • اگر بخواهی قانون تکامل را دور بزنی، حتی اگر به خواسته ات برسی، نه تنها از مقصد لذت نمی بری، بلکه به پوچی می رسی؛
  • رعایت قانون تکامل یعنی: مقایسه نکردن خود با دیگران. ریشه این ویژگی، ااحساس خود ارزشمندی درونی است؛
  • سختی های مسیر، نتیجه عدم درک و رعایت قانون است. وگرنه به اندازه ای که با قوانین هماهنگ باشی و بر طبق قانون عمل کنی، به همان اندازه مسیر رشد شما هموار می شود؛

برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | رعایت قانون تکامل = هموار شدن مسیر رشد
    266MB
    37 دقیقه
  • فایل صوتی live | رعایت قانون تکامل = هموار شدن مسیر رشد
    36MB
    37 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

982 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «قاصدک الهی» در این صفحه: 2
  1. -
    قاصدک الهی گفته:
    مدت عضویت: 2767 روز

    به نام خدا

    سلام خدا خوبی

    خدایا ازتو ممنونم من هرچی دارم ازتو دارم خدایا چرا واقعا باید تعجب کنم عجب و سوپراز شدن بابودن تو معنایی نداره من سرچشمه همه نعمتهامو فهمیدم ازطرف توس خدا جونم من یادم رفته بود تو مثل هوایی که هرلحظه تورو دارم نفس میکشم تورو خداوندا ینی خیرمطلق رو

    خدایا من فراموش کرده بودم که وقتی دارم تو ذهنم تجسم چیزی رو میکنم تورو تموم رنگها و طرحها و ثروتها بببینم من ازتو بخوام و مطمئن باشم اینطوری بهم میدی منتها من وقتی خواستمو تجسم میکردم اون خواسته شده بود برام خدا انگار ازون میخواستم که خودشو بهم بده ومن هرروز نیازمندتر میشدم وحسم بدتر میشدچون ازتو دور میشدم چون شرک میبستم وقدرت رو به عامل بیرونی میدادم انگار ازاون خواسته تورو وخودشو میخواستم من هرروز دورترمیشدم ووقتی نعمتی دریافت میکردم چون درتاریکی بودم مدتها در تعجب و شگفتی بودم یه حس بدتر و سردرگمتر انگار یه چیزی رو گم کرده بودم مثل ادمی که تو اتاق تاریکی قرار گرفته و همه وسایل رو تو اتاقو تاریک میبینه ومیبینه عروسک محبوبش تو اون تاریکی  مطلق بدون اینکه اون بلند بشه بره سراغش بغلشه وچون خودش نمیتونسته راه را پیدا کنه تو تاریکی تا عروسکش رو برداره فکر میکرده همه هم مثل خودشن راهی دیده نمیشه ووقتی اون عروسکه خودش اومده سراغش راعث گیجی و تعجب و شگفتیش شده که اول اینکه چطور اون تونسته تو این تاریکی راه رو بببینه و چطور خواسته دل منو فهمیده و هزار علت ناخوشند بخاطر حس بدش برای خودش چیدهو وموجی ترس وغمشم گشته غافل ازاینکه بدونه همه چی کار خداست خدا بزرگه و توانایت و عادله و وهابه و فاضله و سمیع و بصیره واینطوری کردیت کارها رو به خدا دادن موجب روشن شدن مغزو چشمش میشه طوری که توهدگر شرایطی در تاریکترین مکانها منتظر ورود خداست ومثل مادری که فرزندش رو هرصبح میبینه لبخند لذت بخش وجودش رو فرا میگیره

    قاصد نترس تو عامل بیرونی رو شرایط بیرونی رو کرده بودی بت و چون نمیتونستی تغییرش بدی اونطور که تو میخوای بشه ترس همه وجودتو گرفته بود وداعم بهش فکر میکردی و از لذت بردن یه لحظه ات رو هدررفتن زمان میدیدی و خوش خیالی و بی خیالی و بیشتر حالت بدمیشد و خودتو مسخره میکردی وقتی به کوچکترین داشتهات احساس عشق و لذت میبخشیدی حالام یه نفر این وسط پیدا میشد که به حس بدتو دامن می زد یه تنه ای یه کنایه ای بهت میزد ومیخواست به تو بفهمونه تو الکی خوشی و منم چه روزایی واقعا این حرفا روم تاثیر منفی میذاشت وباور میکردم با اینکه قانون رو میدونستم ولی عمل به اون بدون خدا باهمون باورهای قدیمی نتایجی بدتر داشت از لحاظ روحی من اومدم با این قانون همون خدای قبلی رو ساختم خودم خبر نداشتم ولی شکلش و ظاهرش شبیه خدای قانون بود ولی باطنش همون خدای قبلی پس من ارتباطی با خدا نداشتم خدا دوربود خدا خدای بب نهایتها نبود خدا خدای لامکان و لازمان نبود خدا محدود بود

    و خدا چقدر قشنگ با فایل لایو ۴ استاد یهم نشون دادی وقتی گفتم خدایا من یه زمانایی برای ارزو و هدفم بهش فکرو توجه نمیکنم و تازه از مسیرم خارج میشم با فرکانس منفی وبعد دوباره برمیگردم به مسیر خدایا من وقتی فکر میکنم چقد خطا کردم درراه رسیدن به خواستهایم ناامیدو نگران میشم منی که به وهابیت و فضلت که این قوانین را میدونم ولی باز نگران میشم اون زمانی که غفلت دارم از خواستم برسم به نقطه صفر و اونو ازدست بدم به قولی شانسم و احتمال رسیدنم به اون خواسته خاصم کمترو کمتر بشه وبه صفر برسه واین فکر مدتها با من بود ولذت بردن رو ازم گرفته بود وتو مرا هدایت کردی به این فایل و اولش به من ویژگیهای منو توانایهامو نشون دادی (آروی و امکاناتش به قلبم الهام کردی اینو به خودت تشبیه کن) و گفتی من مخزنم خیلی بزرگه و جاداره یه مخزن با این ویژگی دارم و باتری ای دارم که همون خواستها و ارزوهای منه و همیشه به تو وصله و انرژیش از تو تامین میشه هرجا که باشم توهرشرایطی اون به تو وصله تو تامین میکنی پس نگران این نباشم من چطور عمل میکنم بلکه به تو ایمان وامزدداشته باشم که تو کارتو خوب بلدی انجام بدی و هرگز رها نمیکنی منو از خواستهام و خواستهامو ازمن تو حمایت میکنی واینطوری گفتی تو نگران خواستت نباش نمیخواد خیلی براش زحمت و سختی بکشی و همیشه به فکرش باشی مثلا هرروز بخوای تجسمش کنی و یه روز اگه این کارو نکردی نگران بشی که اون ازتو دوره نه اینطور نباش تو همون باراولی که خواستیش مثل باطری ای بود که به خداووصل شده بود وانرژی داشت و بعد تو گفتی حالا بیا بریم درونت داخل اروی و نشون دادی من ویژگی دارم به اسم سطل که اون قابلت بزرگتر شدن و باز شدن رو داره واون سطل باورتوست که وقتی بزرگتر میشه اون نعمته اون خواستتو بیشتر میبینی وبعد نشون دادی اولش تا ازش استفاده کنی سخته و شاید ترس داره مثل رانندگی استاد در اوایل ولی بهم نشون دادی که تنها کارتو اینه که هر لحظه توجهت رو بزاری روی چیزاییکه حستو خوب میکنه  مثلا به ویژگیهای خوب خودت و شده یه گلدون و ویژگیهای مثبت و ارزش داشتهات با خودت جرف بزن که چطوری به هشون رسیدی مرور قانون و شکر خدا یاد خدااااااا اینطوری ظرفت بزرگتر میشه و نعمتی که میخوای وارد زندگیت میشه درست مثل استاد وه هرلحظه داره با این ایمان ازاین قانون استفاده میکنه درست زمانی که داشت اون خاطرشوتو میگفت که چقد اولایل براش ترسناک بود روندن اروی ولی استاد قانونو میدونه وخیلی سریع توجهشو گذاشت روی نکات مثبت اروی و دوباره با توجهش خیلی ویزگیهای دیگه رو پیدا کرد مثلا اینکه چقدر اروی انبار داره و تعداد زیادی تلوزیون داره در اینجا تلوزیون و انبار به ترتیب داشتن بهم میگفتن که تو درونت مجهز به داشتن ثروت و این تصاوبر بهم نشون داد استادواقعا به هرچی میگن عمل میکنن یادمه از استاد شنیده بودم دست ازراضی کردن بقیه بردار و قدرتو بده به خودت و خدای خودت و این فیلم مهرمحکمی بود بر اجرای این قوانین استا کارخودشونو میکنن طوری که فقط میخوان خودشون و خدای خودشون راضی باشن ایشون نظر بقبه و حرف بقیه واقعا براشون مهم نیست کاری که درسته رو انجام کیدن نگران بقیه نیستن و دلشونم براشون نمیسوزه ایشون خوب میدونن که قدرت فقط دست خداست خودشونو مسعول کسی نمیدونن راهشونو میرن و رسالتشونو انجام میدم بخاطر همین تبلیغی برای سایتشون نمیکنن و اینقدر مردم جذبشون شدن چون میدنن همه چی کار خداست و قدرت فقط دست خداست و کار ایشون اینه که بندگی کنن و زندگیشونو اونطوری که میخوان سبک خودشون پیش ببرن و همه اینا تو همین یه چند دیقه که استاد سریع کانون  توجهشونو نغییر دادن بهم گفته شد اینجا که استاد داشت از ترس اولشون تو ابتدای کار میکفت نگفت که بزار بیشتر توضیح بدم چه حالی داشتم شاید کسی نفهمه منظورمو بزار بیشتر باز کنم بخاطر کسی اینجا استاد نخواست لحظه ای از یاد خدا واجرای قوانین غافل بشه بلکه فراوانی رو باور داره میکه این حرفا برای هر کسی نیست برای کسیه که درمدارشه ومیشنوه ایشون ینی انقدرررر خالصانه قدرت رو به خدا دادن و رها کردن خودشونو از قیدو بندها به قول خودشون شرک دردل مومن مثل راه رفتن مورچه در دل تاریکی شب پنهانه گاهی این اعمال به ظاهر خوبمون نیت خوبی ندارن وما بخاطر باور اشتباهمون غافلیم این مثالو میشه همین الانم صدق میکنه مثلا منی که الان دارم این اگاهیها رو مینویسم باچه نیتی این کارو میکنم اگه فقط برای اینکه که به دیگران کمک کنم و اینطوری خیالمو راحت کنم ولی خودم از اونچه که میگم غافل باشم اولویت خودم نباشم برای جلب رضایت کسی کار کنم فکر میکنم اینم شرک باشه ونتیجه خوبی نداره واینکه  استاد حرفشو میزنه به خاطر خودش و خدای خودش استاد نیتش خیره نیتشون برای فخرفروشی و ادعای خدایی کردن نیست ایشون برای لذت خودشون و رضای الهی که همون نیت خیره و عمل به قانونه  کاری رو انجام میدن نه جلب نظر کسی تبلیغ ایشونم برای ایمان به خودشون و خدای خودشون و لذت خودشونه که اینم جز قوانینه ایشون همیشه یاد خدا هستن وحوب میدونن اگه این کردیته دادن به خدا نباشه همه ثروتها مثل یه گوی طلایی تو خالی میمونه درست انگار روح ندارن درست مثل کاری شرایطی که من داشتم و مثال زدم منم اونطوری بودم (اتاق تاریک) مثل من مثل کسی بود که وقتی با راهنمایی خداوند فهمیدم چنین قوانینی در جهان هست و میشه به هرجی که خواست رسید مدتها در شوک و تعجب بودم اوایل حالم بینهایت عالی بود و انگار شانسی بدست اوردم ولی کم کم همین باورنااگاهانه منو به مسیر ناخواستها برده بود( ولی به لطف خدا (که برخواسته از عدالت خداست نه برخورد احساسی خدا)توانستم باور درست را در خودم بسازم ودبه ارامش و ایمان بیشتری به خدا رسیدم ) درست مثل کسی بودم که ملک سلیمانی داره ولی روحی نداره چیزی روحی نداره نعمت میاد بدون روح من بدون روح و چون من یادم رفته بود همه چی از خداست خداوند عظیمه بدای دلخوشی و شوخی نیست همه همه چی که دارم ازخداست خدایی که مثل هوا هر لحظه باید نفسش بکشم با یادش من فهمیدم بدون خدا کل ثروت جهان حتی دانستن تمام اگاهیهاز قوانین جهان هستی معنا نداره من خدارا نفس میکشم این نور مطلق و زیبا و داعمی را و شکرت خدایا به حازر این حیات طیبه .قاصدک اینم بدون باید هرلحظه به قانون حس خوب عمل کنی نگران نجواها نباش که میان میگن تو چقدر خوشخیالی تو ادم دوروی هستی اینکارو نکن شاد نباش و لذت نبر بدون اینا همگی نجواس تا تورو از هرکت باز دارن تو ادامه بده و سپاسگزار باش و نخواه شورو شوق و لذتی که از تجسم و امید به خواستت در تو ایجاد میشه با این حرفا انکار کنی واینطوری نعمتی که خداوند به تو داده کم اهمیت و بی اهنیت تلقی کنی و فکر کنی کار خوبیه نه اینطور نباش تو با این کارت نه تو هیچ انسانی بدون داشتن ارزو خواسته تمیتونه زندگی کنه که اگه اینطوری باشه کفر نعمت کرده و کفر نعمت نعمت از کف برون کند الدنیا مزرعه الاخرت از دست داازدست دادن نعمت با ناسپاسی موجب ازدست دادن نعمت در اخرتم میشه چون مسیر اخرت ازاین دنیاس .

    و من باید همش اینارو تاکید کنم به خودم اونقدرکه بشه شخصیت من من نااگاهنه به شکل درست رفتار کنم  .

    و اینم بگم باورفقط تکرار یک فکر نیست وقتی میگیم باور همه چیزه ینی همه چیز ینی در همه حال همسو دین خدا ینی فطرت الهیمون باشیم که نشونش حس خوبه اینکه بیایم یه بار یه روز یه ماه اصلا یه سال یه رفتاری داشته باشیم و بعد ولش کنیم این باور ساختن نیست این انتظاری در ما ایجاد میکنه که میگیم کی تموم میشه نتیجه بیاد مثل ازبرکردن یک درس نیست

    بلکه درهمه حال یاد خدا بودنه مثلا در بحث باور ساختن باید بدونیم برای ساختنش باید بیایم خودمونو ازنو بسازیم ینی بیایم خودمونو ازرضایل اخلاقی پاک کنیم و هروزبهتر ازدیروز  مثل خوش قولی مثل ترک گناهانی چون غیبت و حسادت  هم زبانی هم درونی اینکه نزاریم تو تنهاییمون هم یه سری عمل بد و افکار بد داشته باشیم و اینا یه طرف

    اینکه بیایم رفتارمونو با خودنون با دوست داشتن خودمو با احترام و ارزش ساختن در خودمون بهبود بدیم ارتباطمون با خدا با ساختن باورهای توحیدی

    با بهادادن مثل زمان و پول و انرزی برای خرید وگوش کردن فایلهای استاد و متعهدانه عمل کردنشون هرچی میخوادبشه فقط عمل کنیم .

    اینکه کانون توجهمون روی نکات مثبت باشه و سپاسگزار باشیم و امیدوار و ایمان به غیب داشته باشیم و  توجه به خواستهامون باشه

    اینکه بیا ورودیهاتو کنترل کن هرچیرو نبینیم ونشنویم با هرکسی نشینیم و رفاقت نکنیم و نخوایم همون رفتار بد قبلی رو مثل بحث کردن و فکرکردن به نخواستها و خاطرات بدو تجسم اتفاقات بدو کینه و نفرت از عده ای را با خودمون حمل کنیم مثل همون گاری سخت و محکم خودتو رها کن از این همه شلوغی و سختی و ببببن چقدر مسیر برات راحترمیشه و نعمتها با عشق سمتت میان میان دراغوشت با شعوردرونی که دارن برات تعظیم میکنن به خلیف خدا روی زمین و خدارو تسبیح میگن بابت این خلقت بی نظیرش به نام انسان .

    اینکه نیتمون رو خوب کنیم برای رضای الهی نه فخرگذاشتن به کسی اینکه امیدوار باشیم به وعده الهی با توکل براون  عمل کنیم و شادباشیم و لذت ببریم

    در لحظه بودن رو تجربه کنیم و بدونیم راه ورود به خواستها همین قدر دانستن داشتها و سپاسگزاری بابت همین لحظه است وگرنه ۱۰ سال دیگه هم مثل امروزت خواهدبود یک تکرار مثل کسی که به امیدفردا میخوابه و وقتی بلند میشه انگار در دیروز بلند شده میخوام بگم فکر کن اگه هرروز مون دیروز باشه چی میشه حالت چطوری میشه معلومه اول شوک و ترس و تعجب و بعد کم کم کله و شکایت و کلی حس بد دیگه واین حس بد موجب میشه انگار به همه چی گیر بدی و شکل بدی ببینی ووبیمار بشی و به جاهای بد هدایت بشی یک سفر بهناخواستها واگر نخوای تغیرکنی نخوای فکرتو تغییر بدی هرچقدر که میخوای گریه کن چیزی تغییر نمیکنه حالا منم مدتیه که که در دیزگروز بیدار میشم و واقعا خسته شدم من دلم بینهایت لذت و ارامش میخواد و راهشم اینه که من تغییر کنم هرروز برای همون روز زندگی کنم و همون روز تلاش کنم ادم خوبی باشم حتی شده یکم بهتر توقع زیاد نداشته باشم از خودم من لذت میخوام دیگه از هرچیزی لذت ببرم به سفر به درون انروزم برم و نعمتهامو بببینم و شکرگزار خدا باشم اون خدا منو در اینده ای زیبا بیدارم میکنه مثل تولدی زیبا بعداز مرگ خدا تواناست خداوند دوبار مرا حیات داد ۱بار وقتی به دنبا امدم و بار دوم وقتی قوانین را به من اموخت و بار سوم هم وعده داده این حیات حیات گعنویس حال که هرروز سلولها میمیرن و زنده میشون و حال که هرروز میخوابم و بیدار میشوم حیاتی بعد مرگ اینها همه نشانه ان از سوی خدای رحمان تا مرا امید دهد و حالم رو نیکو نگه داره و

    ان شاءالله روزی در بهشت فردوس چشم باز کنیم تا ان روز که دیری نیست فردوس دنیا و اخرت .

    دوستان سفر به دور انریکا یک نعمتی بی نظیر برای سپاسگزاری خدا هرروزمون رو با ان شروع کنیم و سپاس خدارو بگیم بابت این همه نعمت و ثروت یادمون باشه این سفر برای هرروزمونه ینی خیلی ازماها که تو دیروزمون هستیم یادمون باشه این جز نعمتها و داراییهای ماست این نعمتها رو هم بببنیم و سپاس خدارو بگیم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    قاصدک الهی گفته:
    مدت عضویت: 2767 روز

    سلام استاد عزیزم

    داشتم حال گذشتمو با حالی که بد شناخت شما دارم به یاد میاوردم نمیدونم چجوری بگم فقط میدونم که خیلییی دوستون دارم شما برام مثل یک دوستی هستی که همیشه و همجا منو در جایگاه متعالی وبزرگ میبینه وباور کرده منو بهم انگیزه میده منو به جاهای خوب دعوت میکنه چون منو هرجا که هستم لایق میدونه کسی که میگه خدا باتو ودوست داره تو لایقی از خدا بخواه بینهایت ثروت بهت میده بینهایت نعمت بهت میده کسی که مدعی نیست ومثل رود زلال ورونه کسی که به سرچشمه وصله و هرچی میگه از اونه واینطوری منو با حقیقتم اشنا کرده خواستم بگم که خیلییی دوستون دارم وبابت حضورتون تو زندگیم بینهایت از رب سپاسگزارم وبهشت فردوس دنیا و اخرت رو براتون از خداوند از رب میخوام ???

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: