live | رعایت قانون تکامل = هموار شدن مسیر رشد
سرفصل آگاهی های این فایل شامل:
- رعایت تکامل یعنی، بهبود عملکرد فعلی ات نسبت به قدم قبلی و استمرار در این روند؛
- تکامل به این معنای صرف زمان طولانی برای رسیدن به یک خواسته نیست، بلکه این معناست که: وقتی ظرف وجود ما آماده دریافت می شود، به خواسته هامان می رسیم. اینکه چقدر زمان می برد تا ظرف وجود ما آماده شود، بستگی کاملی به کار کردن روی باورهایمان دارد؛
- “طمع، حرص و عجله”، بزرگترین اسلحه های شیطان هستند. به اندازه ای که از این خصوصیات دور می شوی، در مسیر هموار تحقق خواسته هایت قرار می گیری
- اگر بخواهی قانون تکامل را دور بزنی، حتی اگر به خواسته ات برسی، نه تنها از مقصد لذت نمی بری، بلکه به پوچی می رسی؛
- رعایت قانون تکامل یعنی: مقایسه نکردن خود با دیگران. ریشه این ویژگی، ااحساس خود ارزشمندی درونی است؛
- سختی های مسیر، نتیجه عدم درک و رعایت قانون است. وگرنه به اندازه ای که با قوانین هماهنگ باشی و بر طبق قانون عمل کنی، به همان اندازه مسیر رشد شما هموار می شود؛
برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | رعایت قانون تکامل = هموار شدن مسیر رشد266MB37 دقیقه
- فایل صوتی live | رعایت قانون تکامل = هموار شدن مسیر رشد36MB37 دقیقه














سلام استاد جونم٫سلام مایک جون٫سلام بانو٫
اول یک تشکر از مایک عزیز بکنم که تو یک فایل گفتن وقتی عصبانی هستی یا ناراحتی یا بحثی شده٫سعی نکن کنترل کنی و ساکت باشی همون موقع عصبانیتتم بکن گریتم بکن ولی همون جا تمومش کن و خودتو راحت کن٫این حرف سر یک موضوع که بار اول که دعوام شد من اون موقع هچی نگفتم و فقط میخاستم خودمو کنترل کنم خیلی اذیت شدم تا اینکه این حرفو مایک عزیز گفت و بعدش ادامه اون بحث بعدچندروزبعدش باز شد و من فقط چندتا کلمه گفتم و تمومش کردم نمیدونید این بار چقد سبک شدم و حتی دگ هچ ناراحتی هم ازش ندارم٫مایک جون ازت خیلی ممنونم٫
استاد عزیزم این سفرتون و خاطره هاتون منو یاد یه خاطره ی شیرین انداخت که خیلی لذت بخش بودبرام٫
یادمه سیزده بدر بود و ما هچوقت اجازه نداشتیم بریم بیرون٫و منم خیلی دلم میخاست تفریح کنم٫خوشبختانه حیاط ما هم خیلی خیلی بزرگ بود و پربود از علف و چمن٫انگار روستا بود حیاطمون وهرکس میومد میگفت انگار اینجا روستات چقدر بزرگ دلباز٫خلاصه صبح که بیدار شدم رفتم چادر مسافرتی گرفتم قشنگ پهنش کردم وسط چمن ها٫دستگاه سی دی رو هم سیم کشی کردم اوردم تو چادر و ابجیام و دختر پسر های همسایه هم جمع شدیم انقد رقصیدیم که نگو و مامانمم واسمون با هیزوم تو حیاط چکدرمه (یک غذای ترکمنی که شمل میگین استانبلی )درست کرد خیلی چسبید٫مام کلی بازی کردیم٫ وسط بازی ٫هفت سنگ٫ فوتبال٫٫٫٫٫خلاصه انقد اون روز خوش گذشت که نگو٫تازه گاو گوسفند و شتر مرغ و خروس هم بود٫
درمورد اینکه سیزده بدر اجازه نداشتیم بریم بیرون هم بگم که اونم بابام معتقد بود روز نحسی وجود نداره که بخوای بدرش کنی و میگفت هرروز که دوست داشتین برین بیرون ولی به این نیت به هچ عنوان قبول نداشت٫
خداجونم شکرت٫استاد جونم تشکر کلی انرژی گرفتم از فایلتون و از خاطراتم