live | رعایت قانون تکامل = هموار شدن مسیر رشد
سرفصل آگاهی های این فایل شامل:
- رعایت تکامل یعنی، بهبود عملکرد فعلی ات نسبت به قدم قبلی و استمرار در این روند؛
- تکامل به این معنای صرف زمان طولانی برای رسیدن به یک خواسته نیست، بلکه این معناست که: وقتی ظرف وجود ما آماده دریافت می شود، به خواسته هامان می رسیم. اینکه چقدر زمان می برد تا ظرف وجود ما آماده شود، بستگی کاملی به کار کردن روی باورهایمان دارد؛
- “طمع، حرص و عجله”، بزرگترین اسلحه های شیطان هستند. به اندازه ای که از این خصوصیات دور می شوی، در مسیر هموار تحقق خواسته هایت قرار می گیری
- اگر بخواهی قانون تکامل را دور بزنی، حتی اگر به خواسته ات برسی، نه تنها از مقصد لذت نمی بری، بلکه به پوچی می رسی؛
- رعایت قانون تکامل یعنی: مقایسه نکردن خود با دیگران. ریشه این ویژگی، ااحساس خود ارزشمندی درونی است؛
- سختی های مسیر، نتیجه عدم درک و رعایت قانون است. وگرنه به اندازه ای که با قوانین هماهنگ باشی و بر طبق قانون عمل کنی، به همان اندازه مسیر رشد شما هموار می شود؛
برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | رعایت قانون تکامل = هموار شدن مسیر رشد266MB37 دقیقه
- فایل صوتی live | رعایت قانون تکامل = هموار شدن مسیر رشد36MB37 دقیقه












《به نام خداوند بخشنده مهربان》
خدایا من هرچی دارم از آنِ تو، خدایا من هیچی از خودم ندارم و هرخیری که از جانب تو بمن برسد باز من فقیر توهستم، خدایا من نمیدونم من بلد نیستم تو هدایتم کن…
سلام به استاد و بانو شایسته مهربان و یه سلامی هم میکنم به دوستان گلم در پروژه خانه تکانی ذهن..
به لطف خدا به گام 12 رسیدیم گامی بسیار حساس و دقیق به نام تکامل….
خب من خودم اصلا چیزی از تکامل نمیدونستم چه برسه به اینکه مثلا توی کارم تکاملی نداشتم و طبیعی بود که کسی هم درباره تکامل چیزی نمیدونست و انتقالی هم درکار نبود فقط یادگرفته بودیم بگیم آقا هر شغلی خاک خوری داره شش ماه یا یکسال باید خاک خوری کنی تا همه بشناسند تازه یه سری ها هم عقیده داشتن برای اینکه تو کارت شناختهتر بشی باید از اول تا آخرین روز کاریت باید باید توی یک مغازه باشی تا بهت اعتماد کنند و بگن آره این بنده خدا کاسب و اگه جنسش خراب بشه میبریم بهش پس میدیم و… خب اینا تا قبل آشنایی من با استاد و سایت بود آخه به اینجا هم ختم نمیشه کههههه من بعداز چندسال بودن در سایت و آموزشات استاد عزیزم تازه دو سال درک کردم تکامل ینی چی به چه دردی میخوره و هدفش چیه و چجوری میشه یادگرفتم و انجامش داد چون از اونجایی که ذهن من همش دنبال زود زود نتیجه گرفتن هستش اجازه رشد تکامل رو نمیداد تا اینکه با تمرین و یادآوری کردن به خودم مدام، این قانون رو درک کردم و تازه دارم ازش استفاده میکنم و وقتی ذهنم شروع میکنه برای عجله کردن اون یکی قسمت ذهنم آژیر خطر رو بصدا در میاره و میگه تکامل یادت نره خب اینجوری شد که تکامل رو میشه گفت تقریبا 60 الی 70 درصد درک کردم ….
خداروشکر تکامل رو الان دارم توی شغل خودم درک میکنم، از اونجایی که من تازه قریب به دو سال میشه که اومدم توی مغازه خودم کار املاک رو دارم ادامه میده و دارم مقایسه میکنم با دوسال قبل میبینم رشد خیلی خوبی داشتم و تونستم تکامل رو رعایت کنم مثلا سال اول خیلی سخت مشتری میومد توی طبقه اول پاساژ چون براشون اصلا جا نیوفتاده بود که املاک هم میشه طبقه اول به بالا هم باشه ولی الان در مقایسه با حدود دو سال پیش خیلی راحتتر و روانتر مشتری ها میان بالا بعضا تابلو ال ای دی املاک رو میبینن و میان بالا…. این برای من خیلی مقایسه شیرینی از تکامل منِ دو سال قبل و منِ امسال خداروشکر خداروشکر…
یکی از مسائلی که منوعشقم درباره تکامل داشتیم این بود که اویل فکر میکردیم که برای طی کردن تکاملمون باید بهش زمان بخوره تا تکاملمون طی بشه ولی خداروشکر توی یکی از فایلها استاد از تغییر یه فرکانس و رسیدن به خواسته گفتن که تکامل رو میشه با تغییر یه فرکانس طی کرد و این زنگی بود که توی ذهنم خورد و تا به الان با تغییر فرکانسهایم تکاملم رو طی میکنم.. مثالی که میتونم بزنم این که توی سال اولم که تو مغازه خودم شروع به کار کردم قرارداد نوشتن خیلی سخت بود که من اومدم برای رسیدن به این خواستم اول خودم رو آماده دریافت کردم با الگوهای قبلی خودم، تصویر سازی، داشتن فایلهای فروش و اجاره مناسب و ساختن باورهای مناسب به شغلم کردم هرچقدر که تونستم ظرف وجودم را بزرگتر کنم تعداد دریافت مشتری چه خرید چه فروش بیشتر شد و منجربه قرارداد شد و تکرار این روند الان ما رو رسونده به ماهی چندین قرارداد فروش خداروشکر به لطف خداوند…
توی بحث طمع و حرص و عجله واقعا استاد حرف قشنگی میزنه که بزرگترین اسلحه شیطان؛ من خیلی از برهه زمانی طمع، حرص و عجله رو داشتم و نتیجهاش فقط سرخوردگی بود و دست از پا درازتر بود برام مثلا همین ماه پیش بود برای اینکه یکی از ملکهای مشتریم از دستم نپره چون قیمتش خیلی عالی بود، به مشتریم زنگ زدم بردمش بازدید و خیلی عجله داشتم که به همون مشتری بفروشم که مبادا این فایل رو یکی دیگه بفروشه و خلاصه توی فروشش خیلی عجله کردم البته مشتریم پسند کرد و فکر کنم چون دید من خیلی عجله میکنم برای فروش اون واحد اجازه خواست تا فکر کنه که فکر کردن همانا فروش رفتن اون واحد بدست یه املاک دیگه همانا …. فرداش مشتریم زنگ زد گفت جلسه بذار آقای شاطری، منم زنگ زدم به مالک گفت فروش رفت… اونجا تازه متوجه شدم چه کلاه گشادی سر خودم گذاشتم و متوجه شدم که عجله و حرص اینکه رکورد بزنم تو ماه و فروش ماه پیش خودم رو بگیرم و از ترس اینکه ملک تو املاک دیگهای فروش نره بازی رو باختم و بد هم باختم فقط و فقط و فقط به خودم ولی تجربه شد برام که دیگه اینجوری جلو نرم و به الهامات خداوند توجه کنم…. حالا خداروشکر مشتریم تا به امروز هنوز ملکی رو نخریده قراره بهش ملک معرفی کنم به امید خدای مهربان….
حالا توی دور زدن تکامل برای رسیدن به خواسته بازهم مثال خودم رو میزنم، یه زمانی منو برادرم شرکت کامپیوتری زدیم که قبلش کابینت سازی داشتم و چقدر هم توش موفق بودیم و تکاملمون رو بخوبی طی کرده بودیم ولی چون علاقه شدیدی به کامپیوتر داشتیم تصمیم گرفتیم کابینت سازی رو جمع کنیم و بریم تو خط کامپیوتر و اینا خب از اونجایی که ما تا بحال هیچ تجربهای از شرکت داشتن نداشتیم در کنار سرمایهای داشتیم برای خودمون شریک گرفتیم از دوستان برادرم بودن و اومدیم شروع کردیم که این کار رو انجام بدیم اونجوری اینجوری بعد موفق میشیم برنامه ریختیم که زود زود به نتیجه برسیم درصورتیکه هیچ کدوم از ما هیچ تجربهای نداشتیم حتی برای یک روز هم که شده باشه توی هیچ شرکت کامپیوتری هم کار نکرده بودیم فقط دل رو زدیم به دریا شروع به کار کردن کردیم سایت زدیم، تراکت پخش کردیم، کلی تبلیغ کردیم و هزارتا کار دیگه ولی متاسفانه به سال نکشیده نتونستیم کُندشو خورد کنیم و مجبور شدیم کل کار رو جمع کنیم چرا؟؟؟ چون فکر میکردیم اگه دفترمون تو بهترین نقطه تهران باشه میترکونیم چون فکر میکردیم اگه شریک داشته باشیم میترکونیم و هزارتا دلیل دیگه که به خیال خودمون زود رشد کنیم و زود پولدار بشیم خلاصه ما که به هیچی رسیدیم و از مسیرمون هم هیچ لذتی نبردیم چون همش بدو بدو بدو بود برامون…..
حالا به آموزشات استاد یادگرفتم تا اونجایی که میتونم قانون تکامل رو رعایت کنم سعی نکنم دور بزنمش و برای اینکه بتونم به راحتی پیشرفت داشته باشم سعی میکنم خودمو با خود چند روز یا یکماه قبلم مقایسه کنم اولا اینجوری بهم احساس بهتری میده و تو دور مقایسه با دیگران نمیافتم و خودارزشمندی رو درون خودم بهبود میدم و آرام آرام رشد میکنم، دلیل اینکه ما شرکت رو کمتراز یکسال جمع کردیم این بود که میخاستیم از بقیه عقب نیفتیم و….که این بحث رو تو دوره احساس لیاقت استاد کاملا توضیح داده….
تمام سختی هایی که ما توی کارمون چه زمانی که کابینت سازی داشتیم تا چه الانی که املاک دارم فقط و فقط بخاطر اینه که عقب نیفتم از دیگران، بخاطر اینکه میخاستم 10 تا پله رو یباره برم بالا که یکی از دلایلش بخاطر کمبود عزت نفس بود زود به پول برسم تا منم برای خودم حرفی داشته باشم به منم عزت و احترام بذارن منو حساب کنند و… وگرنه الان تو همین شغلم به اندازهای که روی خودم و قوانین جهان هستی کار میکنم به همون اندازه نعمت و ثروت وارد زندگی من میشه و رشد میکنم در غیراینصورت نتیجه خاصی نمیگیرم، و توی دوره لیاقت استاد میگن ما همینی که به این دنیا اومدیم ارزشمندیم ما به خودی خود ارزشمندیم پس نباید خودمون رو با چیزی گره بزنیم یا اگه پول داشته باشیم عزت نفسمون بالاس اگه نه پایینه……
خداروشکر میکنم که توی ایم پروژه هستم و خودم رو به گام 12 رسوندم و کامنتش رو گذاشتم، خیلی ازتون سپاسگزارم
استاد و بانو شایسته عزیزم قربونتون برم خیلی دوستون دارم عاشقتونم از راه دور میبوسمتون بغلتون میکنم ماچ بوس بغل به امیددیدار تو پرادایس
خدایا شکرت بخاطر امروز که بهمون اجازه زندگی کردن و خلق زندگیمون رو دادی
با خدا باش و پادشاهی کن بی خدا باش وهرچه خواهی کن
خدایا شکرت
ایاک نعبد و ایاک