این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/01/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-11 01:44:092024-11-08 05:09:27live | بهبود عملکرد، یک روند دائمی است
592نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
ما بعضی وقتا دوست نداریم به حرف کسی که بهتر از ما بلده گوش کنیم و خودمون رو بسپاریم مثل وقتی که میریم باشگاه و چیزی که مربی گفته رو دستکاری میکنیم چون دوست داریم طبق پیش فرض هامون عمل کنیم. بعد میگیم مربی برنامه بد داده در صورتی که ما خودمون اون برنامه رو به شکلی که دوست داشتیم انجام دادیم نه به شکلی که باید.
عمل کردن: بعضی ها کار میکنن ، قدم برمیدارن ، هدف دارن اما سطلشون سوراخه و در مسیر مقاومت حرکت میکنن . مثل کسی که میخواد بره به سمت شمال و فعالانه داره میدوه و فعالیت میکنه اما مسیرش جاده ایه که به سمت جنوب میره، به سمت خلاف هدفش حرکت میکنه و میگه من که دارم میدوم چرا نمیرسم؟ اونا باید روی باورهاشون کار کنن؛ روی بحث توحید و عمل به الهامات و…
اما بعضی افراد هستند که هیچ کاری انجام نمیدن هیچ قدمی بر نمیدارن و میگن من دارم روی باورهام کار میکنم ، من با خدا قول و قرار دارم ، با خدا راز و نیاز کردم ، من دارم تجسم میکنم ، خدا خودش میتونه یک شبه زندگی منو بهشت کنه…
تمرکز بیشتر روی بیرون از خودشونه.
ولی مسیر درست اینه:
اول دنبال علایقت بری.
دوم کسب مهارت در مسیر علایق
هر روز کار کردن و بهتر و بهتر شدن توی اون کار
ولی باید این سوال ها رو از خودمون بپرسیم؛
برنامه روزانه ات چیه؟
برای اهدافت چه حرکتی کردی؟
چه برنامه هایی داری؟
چطور دنبال علایقت رفتی؟
چطور استاندارد های خودت رو بردی بالا؟
چطور مهارت هات رو بیشتر کردی؟
…….
افزایش مهارت در مسیر علاقه
یه ایده کوچک توی مسیر چه جواب بده چه نده استاد قدمش رو برمیداره چون اگه جواب بده که عالیه اگر جواب نده یه درسی توش بوده که بزرگ ترشون کرده .
هر روز یه تصمیمی بگیریم و بهش عمل کنیم.
خدا به ما میگه چطور عمل کنیم نه اینکه خودش بیاد جای ما عمل کنه.
حتی پیامبر ها هم عمل کردن و این طوری نبوده که بگن ما پیامبریم خدا خودش کارا رو انجام میده؛ نوح کشتی ساخت ، ابراهیم بت ها رو شکست ، پیامبر خودش میرفت جنگ و سالی یک ماه میرفت توی غار .
به جای 20 دقیقه تجسم ، 20 دقیقه روی مهارت هات ، روی شجاعتت ، روی اعتماد به نفست کار کن.
باید بری تو دل ترس هات.
مراقبه: کنترل ذهن / در لحظه حال زندگی کردن ، افکار بیماری زا رو دور کنی و بهشون توجه نکنی ، فکر 5 سال آینده چه کاری انجام بدی هم بریز دور.
سرمایه گذاری روی خودمون بکنیم.
مقایسه: باید بین خودمون و گذشته خودمون باشه.
هیچ چیز جدیدی نیست. همون قوانین رو باید بهتر و بهتر کار کنیم و بهتر شیم.
مهاجرت: حرکت از جایی که نقطه امن شده و روزمرگی داره وارد زندگیت میشه به جایی که قراره اونجا روی ترس های جدیدت پا بگذاری و پیشرفت کنی.
ایمانی که عمل نیاورد حرف چرته، وقتی من بیام ساعت ها و ماه ها و سالها ذهن خودمو با آموزش ها پر کنم ولی در عمل هیچ حرکت خاصی در مسیر علایقم انجام ندم و حرکت نکنم و ارزشی ایجاد نکنم در واقع پیشرفتی هم نمیکنم و در اینصورت پسرفت میکنم به حرف باشه همه میگن به خدا ایمان داریم ولی وقتی در شرایط سخت قرار میگیرن عده کمی با ایمان و توکل به خداوند حرکت میکنن و از شرایط نمیترسن و همون تضادها اون هارو رشد میده همه چی که به حرف نیس علت موفقیت استاد عباسمنش به این نیس که خیلی تاثیر گزار صحبت میکنن بلکه تفاوتشون با خیلیای دیگه اینه که نتیجه حرفاشون رو میشه از زندگیشون دید بخاطر همینه حرفاشون تاثیر گزاره چون این حرفایی که میگن رو خودشون تو عمل به کار بردن و نتیجشم واضح و مشخصه وگرنه که موفقیت به حرف زدن نیس به عمل کردن است.
به عمل کار برآید
به سخنرانی نیس
من باید در کنار این فایلهای ارزشمند در مسیر کاری که دوس دارم با ایمان و توکل به خداوند حرکت کنم مهارت کسب کنم ، ارزش ایجاد کنم ، روز به روز مهارت هام رو افزایش و بهبود ببخشم در واقع تو کارم حرفه ای بشم بعدش اگر با وجود این کارها اگه به درآمد مورد نظر نرسیدم اون وقت باید بیام ببینم چه باورهایی دارم و اون باورها رو تغییر بدم یعنی باورهام اگه قدرتمند و سازنده نیستن اونارو تغییر بدم و بعد از این مراحل کم کم ثروت هم تو زندگیم میاد ثروتی که پایدار هستش نه اینکه به قول استاد یه روز رو خودمون کار کنیم وضعیت یه ذره خوب بشه بعد دوباره برگردیم سر خونه اول . و این کار کردن رو خودمون باید همیشگی باشه تا نتایجمون پایدار باشه و در طول حرکت کردن در مسیر علایقمون مخصوصا تو کسب و کار ، کمالگرا نباشیم عمل گرا باشیم و به بقیه کاری نداشته باشیم و مقایسه نکنیم چون در هر مسیری باید تکامل طی بشه و به قول استاد اگه مقایسه میکنیم امروزمون رو با دیروز مقایسه کنیم نه با کسی دیگه.
وقتی در مسیر مالی پیش میریم و خودمون و مهارت هامون رو بهبود میبخشیم شاید در ابتدا تغییرات با تغییر شخصیت ، سلامتی ، روابط باشه و بعدش ثروت خودش به طور طبیعی و پایدار وارد زندگیمون میشه .
خدایا اعتبار تمام کامنت هام به خودت برمیگرده .
مارو به راه راست هدایت کن راه کسانی که خوشبختی و سعادت هر دو دنیا نصیبشون میشه الهی آمین.
.یکسری حرفا رو ما دوست نداریم بشنویم چون طبق سیستم قبلی ما نبوده. توی بحث موفقیت یک فاکتور هست به نام عمل کردن به ایده ها.
.دلیل اینکه کار میکنیم و نتیجه نمیگیریم اینه که باورهای درستی نداریم و مسیر درست رو نمیریم.
.باید در مسیر علایق ت باشی به ایده ها و باورها عمل کنی. ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است.
.باید مهارت هام رو در مسیر علایقم بالا ببرم، حرکت کنم، بر ترس هام غلبه کنم، شخصیتم رو تغییر بدم تا نتیجه تغییر کنه.
.خدا مسیر درست رو از طریق الهام به ما میگه اینکه ما عمل کنیم یا نه، مهمه!
.مراقبه کنترل ذهنه یعنی درگیر گذشته و آینده نشیم.
.من باید روی خودم مهارت هام شخصیتم سرمایهگذاری کنم. شما وقتی خودتون توانا بشید هزاران برابر پول میسازید.
.مقایسه من باید با خودم و دیروزم و گذشته م باشه ولاغیر.
.وقتی آدم در مسیر درست قرار میگیره حتی نزدیکترین افراد هم درخواست نامناسب دارن، به راحتی نه میگی.
.هیچ دوره جدیدی نیست که قوانین جهان رو بگه من باید فقط روی همین آگاهی ها کار کنم و تکامل م رو طی کنم و ادامه بدم و تعهد داشته باشم و تمرین کنم و درکش کنم.
.توحید، توکل، ایمان، تصمیم گرفتن، شجاعت، رفتن به دل ترس ها و کنترل ذهن رو باید تمرین کنم. همش همینه چیزی جز این نیست خودت رو گمراه نکن.
.پراکندگی ذهنی و انرژی نداشته باش فقط روی همین تمرکز کن و درگیر روزمرگی ها نشو. تو با غذایی که سه سال پیش خوردی که امروز سیر نمیشی. پس ذهنت هم نیاز داره هر روز بهش تغذیه درست بدی.
.مسیر درست رو باید هر روز بری. نکته طلایی….
.وقتی شما از لحاظ فکری، منفی میشید اولین نشانه ش جسم شماست. اگه قانون رو بفهمی میدونی که این نشانه ست که از مسیر خارج شدم و باید دوباره به مسیر برگردم.
.من که از این مسیر نتیجه گرفتم پس چرا بازم ادامه ندم؟ آنقدر انرژی ت رو هدر نده سراغ مسیرهای دیگه و دوره های مختلف نرو فقط روی همین دوره ها تمرکز کن.
. غلبه بر ترس: باید بری تو دلش هر چیزی که هست باید بری سراغش.
.مهاجرت: حرکت کردن در دل ناخواسته هاست و برای رسیدن به زندگی بهتر.
.محیط امن باعث میشه از خیلی از پتانسیل ها استفاده نشه.
.مهاجرت رو از همه ابعاد ببین و کشورهای مهاجرپذیر، ثروتمندترین کشوره مثل آمریکا.
.مهاجرت یعنی نموندن در محیط امن و استفاده از پتانسیل هایی که در حالت طبیعی استفاده نمیشه یعنی غلبه بر ترس ها و رفتن توی دل ترس ها.
مثلا باشگاه بدن سازی میری اون سیستم رو به سیستم خودمون تبدیل میکنیم
به خاطر اینکه خودمون یک سری پیش فرض ها داریم بخاطر اینکه دوس داریم خودمون به شیوه خودمون عمل کنیم
توی بحثموفقیت یک بحثی هست به نام عمل کردن،حرکت کردن به ایده ها
یک سری پیش فرض ها بود که ملت کار میکنند فعالیت بدنی انجام میدهد اما در مسیر نادرست در مسیر موفقیت در مسیر مقاومت درمسیر اصطحکاک باورهای نامناسب داره از شب تا صبح جون میکنه اما نتیجه نمیگیره
ما باید روی باورهامون کار کنیم.تجسم کنیم.تا هدایت بشیم به سمت هدفمون
ما داریم حرکت میکنیم اماجهت حرکت درست نیست ما هیچ حرکتی نکنیم و تجسم کنم وضعیتم خوب میشه هیچ برنامه روزانه ای نداشته باشیم
و در عوض بگیم که داریم با خدا راز و نیاز میکنیم و از خدا خواستم و خدا کریمه خدااگر بخواد اگر اراده کند میتواند در یک شب زندگی منو رو متحول کنه
و میدانم این لطف خداوند شامل حال من میشود و منتطر یک اتفاق از بیرون هستیم
اول باید دنبال علاقمون باشیم،و در زمینه علاقه مهارت هامون رو گسترش بدیم و هر روز روی خودمون کار کنیم
خدارو هزاران مرتبه سپاسگذارم که به این مسیر درست هدایت شدم
چقدر حس خوبی بهم داده شد از اینکه توی این فایل گفتید از خودتون یک چکاب بنوسید و حال خودمون رو بنویسم و بعد از یک ماه دوباره اون کارو انجام بدیم
ما باید در مسیر علایقمون حرکت کنیم به ترس هامون غلبه کنیم و شخصیت خودمون رو تغییر بدیم و بعد نتایج میاد و احساس لیاقت رو در درون خودمون ایجاد کنیم
توی روابطم اگر مشکل دارم و حتی اگر مشکل ندارم برای اینکه بهتر و بهتر بشه هر روز باید تصمیم درست بگیرم در مورد روابط عاطفی و عمل کنم به تصمیماتم
کدوم محمد و کدام ابراهیم فقط نشسته و دعا کرده و بعد کارها انجام شد.
هر روز سعی کنیم روی نقاط مثبت و نقاط منفی بهبود ببخشم و حرکت کنم
مراقبه کردن کنترل ذهن هست،مراقبه در لحظه زندگی کردن هست
بهترین سرمایه گذاری سرمایه گذاری روی خودمون هست
به جای اینکه پول مون بدیم به شخصی برامون کار کنه
خودمون باید انسان مولدی باشیم
مولد بودن یکی از ویژگی های انسان موفق هست
مقایسه خودمون باید با دیروز و سال قبل خودمون باشیم
پارسال فروردین ماه توی شرایط اصلا مناسبی نبودم
و خدارو هزاران مرتبه سپاس گذارم ک امسال
خیلی حالم بهتر شده و صداهای نجواهای ذهنیم کم تر شده و اروم تر شدم .
استاد توی یک فایلی راجب اصل خار پشتی صحبت کردن
که روباره خیلی زیرک و همه فن حریفه اما خارپشت فقط یک فن رو بلده و یک روش داره برای دفاع برای همین خارپشت همیشه برندست.
توی مسیر درست انقدر دنبال مسیرهای دیگه نباشید و اجازه ندیدن ذهنتون گمراهتون کنه این چی میگه و اون چی میگه
خدایا هر انچه دارم از ان توست تو تنها مالک و صاحب و اختیار من هستی من را به راه راست هدایت کن
خدایا هر خیری به ما میرسد از جانب توست و هر شری ک به ما میرسد از جانب خودمون هست
سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم
بریم سراغ نشانه های الهی امروزم
خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی
خدایا شکرت بابت حال خوبم
خدایا شکرت بابت سلامتیم
خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم
خدایا شکرت بابت ابرهای فوق العاده زیبا و پفکی توی آسمون امروز که تماشا کردم خدایا بی نهایت ازت سپاسگزارم بابت این همه زیبایی ابرها که دیدنشو بهم هدیه میدی
خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت اینکه رفتم میدان توحید و بابت سرسبزی چمن ها و فراوانی قاصدک ها و ابرهای فوق العاده زیبا و پفکی و درختان متنوع و زیاد و سرسبز و هوای عالی و بچه هایی که داشتند فوتبال بازی میکردند شکرگزاری کردم
خدایا شکرت بابت اینکه هدایت شدم به شهر زیبای سرعین اونم رفتنی از جاده روستا و برگشتی از جاده شهری
خدای من غرق زیبایی طبیعت و جاده شدم چقدر زیبا بود به چه جای زیبایی هدایتم کردی خدای من شکرررررررت
آهنگ خدا همینجاست رو گذاشته بودم یعنی روحم پرواز میکرد با این آهنگ و همزمان اون زیبایی هارو میدیدم
خدایا شکرت بابت جاده روستایی بسیار قشنگ و بسیار زیبای روستای حسن باروق میره که به سرعین
خدایا شکرت بابت کوه بسیار بزرگ و زیبا و خوش رنگ و استواری که دیدم
خدایا شکرت بابت نور خورشید که همه جا رو روشن میکنه
خدایا شکرت بابت پرتوهای نور خورشید چه پرتوی زیبایی زده بود از بالا خیلی تماشایی و رویایی بود
خدایا شکرت بابت ابرهای بسیار زیبا در آسمان
خدایا شکرت بابت فراوانی زمین های زراعی که نمود فراوانی محصولاته
خدایا شکرت بابت پرنده های زیبایی که بر فراز آسمان پرواز میکردند و میخوندند
خدایا شکرت بابت بوی قشنگ طبیعت و چمن ها
خدایا شکرت بابت فراوانی درخت های زیبا و متنوع
خدایا شکرت بابت اینکه به شهر اردیموسی که رسیدیم توی دو جا دیدیم که سه تا سطل زباله گذاشتند توی شهر که روی هر سطل نوشتند کاغذ و شیشه و پلاستیک این از فرهنگ و شخصیت بالای مردم این شهره
یه شهر یا روستا رو مردمش میسازند با باوراشون
اردیموسی روستا بوده مردم تبدیل به شهر کردن
سرعین یه جای خشکی بوده و الان برو ببین چیشده بی نهایت هتل و آبدرمانی ساخته شده و بی نهایت هم ساختمان ها و آسمان خراش های بسیار بزرگی دیدم که در حال ساخته این فراوانی نیست پس چیه خدایا شکرت
خدایا شکرت بابت اینکه خالم به شام دعوت کرد و رفتم و چلو کباب با چلو جوجه خوشمزه با گوجه کباب و نوشابه خوشمزه خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت اینکه منو هدایتم کردی به حرف های قشنگی که باید میشنیدم از نوه خالم
مبینا جون
مبینا فقط 18 سالشه چقدر آگاهی داشت از قانون واقعا تحسینش میکنم
بهم گفت ساناز تو قبلا خیلی تو جمع حال میکردی ولی حالا نه .بهم گفت خیلی تغییر کردی این نتیجه کارکردن روی باورامه خدایا شکرت
مبینا گفت من چند ساله شعر مینویسم و خیلی علاقه دارم به شعر نویسی و من یک شاعرم
اومد با شوق و ذوق و علاقه و حوصله و حال خوب برام کلی از شعراش خوند
برام میخوند میگفت فهمیدی میگفتم نه بعد قشنگ با حوصله توضیح میداد معنیشو
یکی از شعراش مفهومش این بود که وجود من به خوبیه ولی اون افکار منفی که وارد وجودم کردم اون افکار منفی من رو از اصل خودم دور میکنه میبینی چقدر خوب قانون رو درک کرده
بهم گفت تا حالا دیدی من خیلی تو جمع باشم من دوس دارم تو خلوت خودم باشم اینطوری حالم خوبه و این سبک زندگیمو دوس دارم
میگفت خیلی خودمو دوس دارم اشتباه هم کنم میپذیرم خودمو و خودمو سرزنش نمیکنم
میگفت تاحالا دیدی من ایراد بقیه رو بگم من اصلا تو ناخودآگاهمه که بجای اینکه زشتی رو ببینم از کسی زیبایی شو میبینم هر کسی هرچقدر هم زشت باشه بازم یه زیبایی هایی داره من به زیباییش توجه میکنم
بهم گفت به هرچی توجه کنی به همون سمت گرایش پیدا میکنی و کشیده میشی میگفت توی تاریکی سعی میکنم نور رو ببینم نه تاریکی رو
بهم گفت خودمو یکم شناختم به وجودم پی بردم من فهمیدم به شعر علاقه دارم و همیشه هم نمینویسم از کتابی یا جایی هم کپی نمیکنم و ایده نمیگیرم این چیزیه که خیلی باهاش حالم خوبه و هر وقت بهم گفته بشه میام شعر مینویسم از هیچکس کپی نمیکنم انگار توی وجودمه این شعرا همینجوری کلمات جاری میشن و کلمات میاد و من مینویسم
میگفت خیلی توی اتفاقات زندگیم دارم بیشتر خودمو میشناسم آدم خودشم نمیشناسه توی واکنش ها و عملکرد معلوم میشه اونوقت میگم ببین تو این رفتار رو داشتی
ازش پرسیدم شکرگزاری میکنی گفت شکرگزاری چیزیه که تو وجود آدمه و تو زبون نمیکنم ولی تو عمل نشون میدم
خیلی حرفاش درس داشت خدایا شکرت که منو با این آگاهی ها هم مدار کردی حالا میگفت هدف دارم یه روزی حتما کتابم رو مینویسم
من تحسین کردم مبینای عزیز رو و گفتم بهش آفرین که انقدر خوب به وجودت پی بردی و خودتو علائقتو شناختی و عمل کردی
و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ:
live | بهبود عملکرد، یک روند دائمی است
یه سری حرفارو ماها دوس نداریم بشنویم فرض کن که شما میرین باشگاه بدنسازی بعد مربی بهت میگه که باید شما این کارارو انجام بدین و یه رژیم غذایی رو به شما میده که باید انجام بدین ولی شما اون رژیم غذایی رو دوس ندارین مثلا میگی سینه مرغ گفته مربی ، من سینه مرغ دوس ندارم رون مرغ به جاش میخورم و میاییم بخاطر پیش فرض های خودمون دستکاری میکنیم اون چیزهای که به ما گفته شده رو
بخاطر اینکه دوس داریم به شیوه خودمون عمل کنیم میریم چند مدت هم اون باشگاه کار میکنیم میگیم نتیجه نداد و مربی خوب نبوده برنامه بد داده
ولی ما خودمون به اون برنامه عمل نکردیم اصلا
و به شکلی که دوس داشتیم و فهمیدیم عمل کردیم
توی بحث موفقیت هم یه فاکتوری هست به نام عمل کردن به ایده ها
مردم کار میکنند و فعالیت عملی انجام میدهند اما در مسیر نادرست
یعنی طرف باورهای نامناسب داره و داره فعالیت میکنه صبح تا شبشو بهم میدوزه اما نتیجه نمیگیره
صبح تا شب داره تو مغازش کار میکنه و نتیجه نمیگیره
پیش فرض منم این بود که همه اینجورین
میگی ده ساله دارم میرم به سمت هدفم حرکت میکنم اما چرا نمیرسم
آغا شما بیا روی باورات کار کن و تجسم کن هدفتو تا بهش برسی
چون تو عامل حرکت کردن رو داری
تو داری حرکت میکنی
اما جهت حرکتت درست نیست
خیلیا میگن من دارم تجسم میکنم دارم جذب میکنم تا وضعم خوب بشه بعد میگم برنامه روزانه چی داری برای هدفت چه حرکتی میکنی؟چه کارایی کردی تو مسیر علائقت؟
جواب این بود که من دارم با خدا رازونیاز میکنم من از خدا خواستم خدا کریمه خدا بزرگه خدا اگر بخواهد اگر اراده کند میتواند در عرض یک شب زندگی منو متحول کند
تمرکز خیلیا اینه که یه اتفاقی از بیرون بیفته
یه سریا اسمشو گذاشتن خدا یا یه شانسی بیارم طلا پیدا کنم بورس اینجوری بشه توی قرعه کشی برنده بشم
من دارم تجسم میکنم برنده بشم تجسم میکنم زندگی رویاییمو خدا اینجوری گفته بهم قولشو داده
ولی توی عمل هیچ کاری انجام نمیدن
اولا باید برن دنبال علائقشون و بعد تو زمینه علائقشون مهارتشونو ببرن بالا و هرروز و هرروز و هرروز روی خودشون کار بکنند که بهتر و بهتر بشن
هیچکاری نمیکنن
استاد میگه من کجای حرفام کجای رفتارام اینو نشون میداده که ما هیچ کار و حرکتی توی زندگیمون نکنیم و مهارت هامون رو افزایش ندهیم توی مسیر علائقمون حرکت نکنیم بر ترسهامون غلبه نکنیم و نتایج خوبی بگیریم
من کجا اینجوری بودم!
من به یه ایده کوچیکی که بهم گفته میشه میرم عمل میکنم فارغ از اینکه چقدر درست یا غلط بوده باشه
ما باید روزانه تصمیم بگیریم برای یه ذره بهبود توی عملکردمون
مثلا من برای رابطه عاطفیم باید هر روز یه تصمیم درست بگیرم و عمل کنم به تصمیماتم
نه اینکه بشینم توی خونه همون آدم و شخصیت قبلی باشم همون رفتارای قبلی رو داشته باشم بعد بگم دارم تجسم میکنم و به بقیه بگم من با خدا صحبت میکنم
کدوم پیامبری رو شما دیدید دعا کرده باشه و کارا انجام شده باشه
پیامبر میرفته یه ماه غار حرا اون مراقبه خودش یه حرکت بوده برای دور شدن از جامعه و حرکت کردن
و بعدشم رسالت بهش داده شد که میرفت تو دل جنگ ها و مسائل
کلی حرکت و حل مسئله داشت
کدوم ابراهیم بود که عمل نکرد
ابراهیم رفت تو دل آتیش و کعبه رو ساخت و بت رو شکوند و بچش رو قربونی کرد
نوح دعا نکرد که خدایا منو نجات بده
خدا به نوح گفت کشتی بساز و نوح هم کشتی ساخت
خدا مسیر رو به ما میگه این که عمل کنیم و حرکت کنیم مهمه
مردم فکر میکنند یه کیسه از اون بالا پول میاد
یا از بورس و ارزهای دیجیتالی پول میاد
[مثل بازی همستر که همه دستشون بود که میگفتند پولدارمیشیم این توهمی بیش نبود من نرفتم سراغ همچین چیزی اونم بخاطر آموزشهای استاد نازنینم بود
نتیجه همستر چیشد این بود که ترکید و دروغ بود پس مسیری که اکثریت میره رو نرو به قول استاد]
دوست عزیزی که دنبال تجسم 20 دیقه ای هستی دنبال این باش که 20 دیقه روی مهارتات کار کنی
20 دیقه روی اعتماد به نفست شجاعتت کارکن
و برو تو دل ترسات
بخدا روزی نیست که من یه ترسی رو توی وجود خودم شناسایی کنم و بگم من چجوری برم توی دل این ترس
منی که خدا همه چی بهم داده ولی هرروز سعی میکنم روی خودم کار کنم و نقاط قوت و ضعفم رو پیدا کنم و بهبود ببخشم و حرکت کنم
مراقبه چیست؟
مراقبه کنترل ذهنه
مراقبه اینه که به چیزی فکر نکنید
درگیر گذشته و آینده ی دور نشید
درلحظه زندگی کن
مراقبه یه کار عجیب و غریبی نیست
مراقبه اینه که افکار منفی که از گذشته میاد رو بریز دور و افکاری که به آینده مربوط میشه هم بریز دور
به این فکر کنید که امروز چه کاری میتونم انجام بدم
ذهنتون رو روی این لحظه بذارید
سرمایه گذاری رد6ی چی خوبه؟
روی خودتون خوبه
روی مهارتاتون روی تواناییتون خوبه
همه چیو بذارید روی خودتون
بخدا اگه قوی بشید توانا بشید اون پولایی که تو سرمایه گذاری روی عوامل بیرونی میذارید 100ها برابرشو خودتون میسازید با تکامل
درمورد مقایسه بگید؟
مقایسه ما باید،مقایسه خودمون با گذشته خودمون باشه نه با دیگران
استاد میگه چیز جدید رو تو آموزش هام نمیگم من فقط به یه قانون ثابت به یه اصل رسیدم و دارم اون رو تکرار و تمرین میکنم
مثال کشتی عالی بود استاد مرسی
تو باید همیشه روی خودت کار کنی
وقتی شما یکم از لحاظ ذهنی از مسیر خارج میشین اولین و واضح ترین واکنش جسمتونه که مریض میشید
چگونه غلبه کنیم تو دل ترسامون؟
ترسامونو باید بریم تو دلش
من از تاریکی میترسم
از توی جمع حرف زدن میترسم
از شروع یه کار جدید میترسم
از قبرستون میترسم
برم تو دلشون انجامشون بدم
مهاجرت :
مهاجرت از نظر من حرکت کردن تو دل ناشناخته ها و حرکت کردن برای رسیدن به زندگی بهتره
مهاجرت یعنی رفتن تو دل ترس ها
مهاجرت یعنی نموندن توی نقطه امن
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
این فایل رو تا نصفش گوش دادم و چند مسئله ب یادم افتاد ک بیام بگم
درمورد اون مسئلخ استاد راضی نیستن کسی دوره هاشو ب کسی دیگه بده
گفتم بیام مطرح کنم و امیدوارم استاد بخونن این قضیه رو
ک چندین سال پیش من برای کنکور میخوندم و مشاور تحصیلیم بخاطر عزت نفس پایین من
دوره عزت نفس شمارو بهم داد
و اصلا هم این قضیه مطرح نشد ک شما راضی نیستید از این قضیه
فقط گفتن ک هزینه زیادی بابتش داده شده و من بهت هدیه میدمش قدرشو بدون
من اون فایل هارو بارها و بارها گوش دادم البته چندین ساله کلا پاکشون کردم از گوشیم
ولی اون فکر کنم قسمت اولش خیلی رو من تاثیر داشت
یعنی خواستم مطرح کنم چون ذهنمو درگیر کرد گفتم بهتون بگم که ببخشید هم منو هم اون شخص رو من اصلا اطلاع نداشتم از این قضیه
(اگر که یجوری بهم رضایتتونو نشون بدید ک مطمن بشم خیلی بهتر میشه )
و مطلب دوم درمورد این فایل
درمورد حرکت کردن اینا
یادمه چندین بار پدر بزرگم بخاطر اینکه خانوادم جدا شدن گفتن ک منو داداشم بریم اونجا ک شرایط بهتره همچی مهیا تره
ولی من هربار ک مطرح میشد ی حس بدی میگرفتم ی چیزی ترمز منو میکشید میگفت بشین سر جات
اونجا بود ک فهمیدم سارا اگر تو اینجا تغییر نکنی آمریکا هم بری باز زندگی همینه شرایط همینه پس بشین همنیحا از همینجا جاتو تغییر بده
و تا زمانی ک ب مسیر ادامه میدی جواب میگیری دقیقا همینه توی مسئله درمان لکنتم
تا زمان تثبیت آخر و اتمام درمان
شباهت داره اینکه
اگر از مسیر تکنیک درست خارج شم گیر میکنم لکنت میکنم پس باید فقط با تکنیک حرف بزنم تا لکنت حذف بشه اینم شباهتشه با این قانون
و بازم میگم ک امیدوارم یا مریم جان یا خودتون بخونید اینو و این بی اطلاعی بنده رو ببخشید
یکم حس بدی گرفتم از این قضیه ولی ب خودم میگم که عیبی نداره تو اولا تقصیر نداشتی خبر نداشتی دوما همینکه اومدی مطرح کردی خودش نشون دهنده این هست ک تو از قصد این کارو نکردی پس ذهنتو درگیر نکن و نزار شیطان حس بدی بهت بده
و خوشحالم ک اتفاقا این رو مطرح کردم و باعث شد ی نگاهی ب باورام بندازم و برم دنبال فایلی ک مناسب بخشیدن و فراموش کردن اشتباهات هست و با فایل قضاوت روبه رو شدم هدایتی و تو نوشته بچه ها و واقعا خوشحالم از این قضیه
و باید روی خودمون کار کنیم و جلوی نجوا هارو بگیریم چون ب قول شما شیطان از ریز ترین مسائل استفاده میکنه تا ب ما حس گناه بده
و خیلی خوشحالم که فردی مثل تو توی این سن دنبال رشد شخصیت خودش هست چیزی که شاید خیلی توی آدمها مخصوصاً توی سن تو کم به چشم بیاد ولی خدا رو شکر میکنم برای این سایت که اینقدر عالی این فضا رو آماده کرده و اینطوری هرکسی که به دنبال رشد شخصیت خودش هست میتونه ازش استفاده کنه و همینطور افرادی رو ببینه که دارن رشد میکنن و ازشون انگیزه بگیره برای رشد بیشتر.
از اونجایی که این فایل نشانه امروز من بود و بعد از گوش دادن فایل، کامنتها هم داشتم نگاه میکردم، کامنت تو توجهم رو جلب کرد و از اونجایی هم که من دوره زیبای عزت نفس استاد رو دارمش و مسئلهای که بهش برخوردی یه نشونه بود که پاسخی برای کامنتت بذارم
سارا جان از همون لحظه که تو تصمیم گرفتی و اون فایلها رو پاک کردی این نشون از بخشیده شدن توسط خداوند هست چون تو به این آگاهی رسیدی که باید بهای چیزی رو پرداخت کنی، حتی حضرت موسی هم بعد از اینکه اون قتل رو مرتکب شد و پا به فرار گذاشت از همون لحظه که گفت خدایا من تسلیمم و منو ببخش خدا همون لحظه بخشیدش و همون لحظه خدا راههایی رو براش باز کرد که مسیر زندگیش عوض شد که براحتی صاحب همسر خوب و خانواده و کار و سرپناهی شد و دیگه این مطرح نبود که اون فردی که کشته شده یا خانوادهش حضرت موسی رو بخشیدن یا نبخشیدن!
یعنی طبق گفتههای خود استاد که توی یه فایل معرفی دوره عزت نفس، خوب و کامل توضیح میدن که هیچ جای قرآن از حقالناس صحبت نشده که بخوایم بخاطرش عذاب وجدان هم داشته باشیم پس همین که ما خطایی رو مرتکب شدیم (حتی به ظاهر در حق کسی دیگه) خودمون رو که ببخشیم مسیر هم از همون لحظه کامل تغییر میکنه و ما به راه راست هدایت شده هستیم و دیگه اینکه اون فرد ما رو ببخشه یا نبخشه مطرح نیست و البته اینکه شما از روی ادب و احترام به استاد به این خطای نااگاهانهی خودت اعتراف کردی و طلب بخشش کردی این خودش نشونهی قلب پاک تو هست.
کامنتهات رو جاهای مختلف سایت من میخونم و لذت میبرم که خیلی خوب و متعهدانه داری سعی میکنی روی خودت کار کنی و باورهات رو شناسایی کنی و صمیمانه بهت تبریک میگم که توی این مسیر هستی و امیدوارم که به بهترین مسیرها در مسیر خواستههات هدایت بشی.
فعالیت و حرکت، اگر در مسیر درست نباشد، باعث می شود که زحمت زیاد بکشم و نتیجه اندک باشد. برای اینکه در مسیر درست قرار بگیرم، باید افکار و باورهایم را درست کنم، تمرکزم بر نکات مثبت باشد، هدفم را تجسم کنم و از مقاومت های ذهنی خود داری کنم.
باید حتی به یک ایده کوچک، در هر زمینه ای که باشد عمل کنم فارغ از اینکه جواب بدهد یا نه، چون اگر جواب بدهد خوب و اگر هم جواب ندهد حتما یک چیز دیگری در دل آن به من گفته می شود. من باید قدم را بردارم.
رفتار ها و شخصیت اگر تغییر نکند، انگیزه، تجسم و دعا نتیجه ندارد.
تمامی پیامبران، حرکت و عمل کرده اند.
سرمایه گذاری روی چی خوب است؟ روی خودم، علایق، مهارت ها و توانایی هایم.
هیچ وقت نباید خودم را با دیگران مقایسه کنم، باید دیروزم را با امروزم مقایسه کنم که چقدر پیشرفت کرده ام.
نباید با رفتن دنبال چیز های مختلف، وقت و انرژی خود را هدر بدهم. باید به طور مستمر و ثابت در مسیر باشم تا نتایجم پایدار بمانند.
با تشکر فراوان از استاد عزیزم و بانو شایسته عزیز،
برای تان آرامش و سلامتی، ثروت و شادمانی، طول عمر با عزت و سعادت ابدی خواهانم.
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
گام 16
بهبود عملکرد یک روند دائمی است
این حرفها رو من احساس میکنم که ماها دوست نداریم بشنویم
فرض کنید شما میرید باشگاه بدنسازی مربی بهت میگه باید به این ترتیب از پا شروع کنی بری بالا تا برسی به عضلات سینه
بعد یه رژیم غذایی خاص هم بهت میده که تو دوست نداری
خیلی از ماها وقتی میریم باشگاه اون سیستم رو به سیستم خودمون تبدیل میکنیم میگیم حالا گفته سینه مرغ من سینه مرغ حال نمیکنم به جاش رون گوسفند میخورم
یا گفته سه تا 8 تا بزن برای پرس پا اصلاً اذیت میشم وقتی پرس پا میزنم بیشتر دوست دارم جاهای دیگهام نشون داده بشه پاکه هر چقدر قوی بشه نشون نمیده
یعنی میایم دستکاری میکنیم اون چیزی که به ما گفته شده به خاطر اینکه خودمون یه سری پیش فرضها داریم
به خاطر اینکه خودمون دوست داریم به شیوه خودمون عمل کنیم
بعد وقتی که میریم اون باشگاه مدتها هم کار میکنیم نتیجه نمیگیریم میایم میگیم اون مربی به ما برنامه بد داده ما اصلاً نتیجه نگرفتیم توی این باشگاه
ولی وقتی از خودمون سوال میپرسیم میبینیم که ما خودمون اصلاً به اون برنامه عمل نکردیم ما خودمون اون برنامه رو به شکلی که دوست داشتیم فهمیدیم
به شکلی که دوست داشتیم عملش کردیم
توی بحث موفقیت هم یه چیزی هست یه فاکتوری هست به نام حرکت کردن و عمل کردن به ایدهها حالا تو هر کاری که هستیم یعنی یه فاکتورِ
اون موقع که من کارم را شروع کردم آدمهایی که دور و ور من بودن رفیقهای من اصلاً علاف نبودن از آدمهایی نبودن که باباهه بهشون یه چیزی بده مثل خودم کار میکردن و فعالیت داشتن
به خاطر همین پیش فرض من این بود که مردم کار میکنن فعالیت عملی انجام میدن اما در مسیر نادرست در مسیر مقاومت در مسیر استحکاک
یعنی چی
یعنی طرف باورهای نامناسب داره داره فعالیت میکنه الگوهایی که من دیده بودم این بود که طرف داره صبح تا شبش رو به هم میدوزه داره کار میکنه فعالیت میکنه حالا اون کاره میخواد کارگری باشه میخواد مغازه داشته باشه میخواد رستوران باشه میخواد کارمندی باشه واقعا داره کارش رو میکنه اصلاً از کار نمیزنه اصلاً اینجوری نیست که بخوابه تو خونه بگه از اون بالا یه پولی بیفته پایین فعالیتش رو میکنه اما نتیجه نمیگیره ساندویچی داره صبح تا شب داره دکور ساندویچی رو میچینه تمیز میکنه غذا درست میکنه مواد اولیه میاره اما نتیجه نمیگیره
پیش فرض من اینه که همه اینجورین مثلاً رفیقهای من اینجوری بودن خودمم اینجوری بودم و فکر میکردم همه اینجورین
همینو گذاشته بودم که ملت دارن فعالیت میکنن دارن قدم برمیدارن حرکت میکنند اما در مسیر درست نیست بعد گفتیم شما بیا روی باورهات کار کن و مثلاً تجسم کن هدفت رو که هدایت بشی به سمت هدفت
چون تو عامل حرکت کردن رو داری
تو داری حرکت میکنی ولی جهت حرکت درست نیست
یه سری از افراد هم هستن توی توهمن حرکتی نمیکنن میگن دارم تجسم میکنم یا دارم جذب میکنم وضعم خوب میشه بعد میگم برنامه روزانهات چیه برای اهدافت چه حرکتی کردی چه برنامههایی داری دنبال علایقت چه جوری رفتی چه جوری استانداردهای خودت رو بردی بالا چه جوری مهارتهات رو بیشتر کردی توی مسیر علایقت چه کارهایی کردی جواب هیچ بود جواب این بود که با خدا راز و نیاز میکنم من از خدا خواستم خدا کریم خدا بزرگه اگه خدا بخواد اگه اراده کنه میتونه در یک شب زندگی منو متحول کنه
نه اینکه هیچ کاری نکنن ولی تمرکز بیشتر روی این بود که یه اتفاقی از بیرون میخواد بیفته حالا اسمش رو هم گذاشته بودن خدا بعضیها میگفتند خدا بعضیا میگفتند یه شانسی من بیارم بعضیا میگفتند بورس اینجوری بشه یا توی قرعه کشی برنده بشم خدا به من قولش رو داده خدا اینجوری گفته اونجوری گفته ولی تو عمل هیچ کاری برای اینکه مهارت دنبال علایقشون برن و بعد در زمینه علایقشون مهارتشون رو ببرن بالا و هر روز و هر روز روی خودشون کار کنن که بهتر و بهتر بشن هیچ کاری نمیکردن
خیلیها هم بودن از بچهها که نتایج عالی گرفتن طبق برنامه پیش رفتن
رفتن سراغ علایقشون مهارتهاشون رو افزایش دادن حرکت کردن ایمان داشتن تصمیمهای درست گرفته بودن بر ترسهاشون غلبه کرده بودند دوره 12 قدم دورهایه که هر کسی عمل کنه به اونچه که گفته میشه نتایج این چنینی میگیره
اما یه سریا هستن در کنار این نتایج خوب و بزرگ یه سری میگن که ما داریم تجسم میکنیم تخیل میکنیم هیچ غلط دیگهای هم نمیکنیم خدا هم قراره بیاد جواب بده پیش خودم گفتم من کجای حرفام کجای صحبتهام کجای رفتارهام این بوده این را نشون میداده که ما هیچ کاری هیچ حرکتی تو زندگی نکنیم مهارتهامونو افزایش ندیم در مسیر
علایق مون حرکت نکنیم بر ترسهامون غلبه نکنیم شخصیتمون رو تغییر ندیم بعد نتایج به وجود بیاد کجا من خودم اینجوری بودم من به یک ایده کوچیک تو هر زمینهای که بهم گفته میشه همون موقع میرم انجام میدم فارغ از اینکه درست باشه یا غلط باشه جواب بده یا جواب نده میگم به من گفته شده باید حرکت کنم احتمالاً اگر جواب بده که خیلی خوبه اگر هم جواب نده حتماً تو دل اون حرکته یه چیز دیگه میخواد به من گفته بشه من باید قدمم رو بردارم و کل دورههام هم همینو گفتم
به خاطر همین اون دوستانی که فکر میکنن نرن مهارتهاشون رو افزایش بدن نرن احساس لیاقت برای خودشون ایجاد کنن با افزایش مهارتها در مسیر علایقشون نرن بر ترسهاشون غلبه کنن نرن تصمیم بگیرن نرن حرکت کنند ما روزانه باید تصمیم بگیریم یه تصمیمی بگیریم برای یه ذره بهبود توی عملکردمون توی روابط عاطفیمون اگر هم مشکل نداریم برای اینکه بهتر بشه من باید هر روز تصمیمهای درست بگیرم در مورد روابط عاطفیم عمل کنم به تصمیماتم نه اینکه بشینم خونه همون آدم قبلی باشم همون شخصیت قبلی باشم همون رفتار قبلی باشم بعد بگم تجسم میکنم بعد به خودم انگیزه بدم بعد بیام به خدا صحبت کنم بعد به بقیه بگم من با خدا در بغل خدا من در آغوش خدام
خدا به من گفته که فلان
کدام پیامبری رو دیدید که نشسته دعا کرده باشه کارها انجام شده باشه
پیامبر اسلام سالی یک ماه میرفت برای خودش تنهایی رو ایجاد میکرد و مراقبه میکرد اون خودش یه حرکت بوده برای دور شدن از جامعه و حرکت کردن و بعدش هم که رسالتش بهش داده شد که خودش میرفت تو دل جنگها میرفت تو دل مسائل ابراهیم رفت تو دل آتیش ابراهیم بهش گفت خونه کعبه رو بساز بلند شد اومد بسازه بهش گفت بت رو برو بشکون رفت بت بزرگ رو بشکونه
مثلاً نوح نشست دعا کنه خدایا منو نجات بده؟ گفتش ایدهای که بهت الهام میشه اینه که کشتی بسازی گرفت کشتیش رو ساخت خدا براش نساخت نوح کشتی رو ساخت
خدا مسیر رو به ما میگه
اینکه ما عمل کنیم یا نکنیم حرکت کنیم مهمه خیلیها فکر میکنن من بشینم پشت کامپیوتر همینجوری پول از اون بالا میاد من میرم توی بورس و فرابورس میرم میشینم و یه عددهایی رو میزنم یه مانیتور میکنم یه چیزایی رو تحلیل میکنم و این پوله همینجوری میاد و روی هم انباشته میشه دوست عزیزی که دنبال تجسم 20 دقیقهای هستی دنبال این باش که 20 دقیقه رو مهارتهات کار کنی 20 دقیقه رو اعتماد به نفست کار کنی 20 دقیقه روی شجاعتت کار کنی حرکت کنی در دل ترسها به خدا روزی نیست که من بیام یه ترس جدید تو وجود خودم شناسایی کنم و بگم من چه جوری باید برم تو دل این ترس یعنی منی که تو زندگیم همه چی خداوند به من داده ولی هر روز دارم روی خودم کار میکنم و سعی میکنم نقاط ضعفم رو پیدا کنم بهبودشون ببخشم نقاط قوتم رو بهبود ببخشم و حرکت کنم،
مراقبه کنترل ذهنه
مراقبه اینه که به چیزهایی فکر نکنید درگیر گذشته و آینده دور نشید مراقبه در لحظه زندگی کردنه هیچ چیز عجیب و غریبی نیست که بعضیها فکر میکنند یه کار عجیب و غریبی هست
مراقبه اینه که این افکار بیماریزا که از گذشته میاد که فلانی بهم بد کرده فلان شده فلان بلا سرم اومده احساس قربانی شدن بوده اینا رو بریزید دور بهش توجه نکنید
اون فکرهایی که بعداً 5 سال آینده میخواد چه اتفاقی بیفته اونم بریزید دور بگید امروز چه کارهایی باید انجام بدم ذهنتون رو روی این لحظه بذارید
برای سرمایهگذاری روی خودتون سرمایهگذاری کنید روی شخصیتتون روی مهارتهاتون روی تواناییهاتون همه چی رو بزارید روی خودتون به خدا وقتی که قوی بشید توانا بشید توانمند بشید اون پولایی که میخواهید توی سرمایهگذاری فلان بهش برسید صدها برابرش رو خودتون توی یه روز میسازید وقتی که همینجوری تکاملی پیشرفت میکنید
مقایسه ما همیشه باید بین خودمون باشه و دیروز خودمون
گذشته خودمون
نه مقایسه ما با دیگران
من خودم توی زندگیم دیگه از جایی که قانون رو درک کردم فقط بحث بحث این بود که من بیام تمرین کنم من بیام همون رو درک کنم همون رو تمرین کنم همون بحث توحید و توکل رو بحث تصمیم گرفتن رو بحث شجاعت رو بحث ایمان رو بحث رفتن تو دل ترسها رو بحث کنترل ذهن رو همون رو تمرین کنم
غلبه بر ترسها اینه که بریم آروم آروم تو دلشون
من از تاریکی میترسم از تو جمع حرف زدن میترسم از شروع یه کار جدید میترسم از جن میترسم برم تو دلش برم تو دل تاریکی برم شب تو قبرستون بغل یه قبری بگیرم نیم ساعت دراز بکشم برم توی جمع همون تمرینی که توی دوره عزت نفس گفتیم خودتون رو برید آگهی تبلیغاتی در مورد خودتون درست کنید برید توی جمع غریبه صحبت کنید خیلیها رفتن توی مترو اون لحظه بلند شدن گفتن که من فلانی هستم یه تمرینی میخوام در مورد عزت نفس انجام بدم استادم گفته من فلانی هستم این ویژگی مثبت هم دارم دوست داشتم که این تمرین را انجام بدم ترسم از جمع صحبت کردن بریزه بعد اومدن گفتن یه آدم دیگهای شدیم بعد از این کار
در مورد افزایش مهارت و سرمایه گذاری روی خود استاد صحبت کردین اینجا جا داره من بگم در مسیر علاقه ام که هستم قبل اینکه بخوام شروع کنم و اقدام کنم در مسیر علاقه ام اولین کار و اولین قدمی که برداشتم اینبود مهارتم را افزایش بدم …
از خودم پرسیدم بر فرض مثال من الان کانال یوتیوب زدم و همه چیز فراهم و آماده باشه خب من الان چی دارم برای ارائه ؟؟؟
درسته یه مقدار عکس و فیلم دارم از طرفی من چهارساله سمت هیچ اپلیکشینی نرفتم مطمئنا آپشن های جدید اومده کارایی جدید داره که من بلد نیستم من که نباید به همون تدوین ها و ایده های قبل برای عکاسی و فیلمبرداری اکتفا کنم …
پس بیام قدم اول را بردارم اینشات اپدیت کنم و ببینم الان اینروزها چه نرم افزار حدیدی اومده و روی اونا کار کنم …و انجامشون دادم
اینشات آپدیت شد کپکات و کین مستر نصب کردم و شروع کردم به کار کردن ، هم از چت جی بی تی مراحل کارو میپرسیدم هم از یوتوب و اینترنت سرچ میکردم و فیلم نگاه میکردم و راه افتادم برای تدوین های اولیه و ناگفته نمونه همزمان پریمیر نصب کردم و از سیستم یکی دو روز با پریمیر هم کار کردم ولی دیدم واقعا فعلا نیاز ندارم به پریمیر …
نمیدونم حسم میگفت فعلا با همین گوشی و این نرم افزارها کار کنی اوکیه و وقتی احساس کردم میتونم و از پسش بر میام کانال و زدم و بقیه ماجراهاااا ک گفتم …
و چند روز اول از همون عکسا و فیلمای گوشیم استفاده میکردم و چند روز که باد و بارون شده بود رفتم پارک روی زمین دراز میکشیدم با لذت توی سرما کار انجام میدادم ….
و الانم که شما در مورد افزایشش مهارت حرف زدین میخام با خدا صحبت کنم و بهم بگه هدایتم کنه اکر نیازه که در زمینه عکاسی و فیلمبرداری هم آموزش ببینم هدایتم کنه به مسیر درست و اصلا مقاومتی ندارم و اگر الان زمان درستش باشه برای این کار من از خدامه و انجامش میدم ولی نمیدونم چرا حالا نمیدونم درسته یا نه ؟
میگم من در زمینه عکس و فیلم خلاقیت دارم فقط کافیه در موقعیتش قرار بگیرم ولی با همه ی این وجود مقاومت ندارم برای افزایش مهارتم و هر ایده ای که بهم الهام بشه حتما عملش میکنم ….
الهی شکر
استاد در مورد یک موضوع دیگه ای هم صحبت کردین که تا زمانیکه روی خودتون کار میکنین قانون جواب میده و زمانیکه کار نمیکنین و ادامه نمیدین و فکرای منفی و ذهنتون منفی میشه اولین چیزی که مشخص میشه از مسیر دور شدین جسمتونه …
استاد من ، من اینو با تمام وجودم حس کردم شش ماه تابستون که کلا از مسیر دور شدم ، دچار روزمرگی شدید شدم اولین چیز بیماری بود ، دقیقا بیماری که پارسال با شروع کار کردن روی خودم درمان شد بیناری مزمنی که با کار کردن روی روز شمار من با تغییر باورها شیوه تغذیه را تغییر دادم و درمان شدم ولی اینمدت که که کار نکردم از نوع خیلی شدیدترش شروع شد …
و خدای من و پروردگار من چه خوب خداییه اونقدر دوستم داره وقتی دوباره شروع کردم حتی تعهد کتبی هنوزم اونموقع نداده بودم معجزه استاد با معجزه جواب آزمایشات من در طی 37 سال زندگیم متفاوت بود ، ویتامین دی من ، عفونت ، کم خونی اصلا همه چیز طبیعی طبیعی بود فقط با عمل به الهامی که خداوند هدایتم کرد
یعنی من اگر سجده شکر بجا بیارم خدا میدونه که کمه ….نه تنها اون بیماری مزمن همزمان سه چهارتاذبیماری اومد سراغم که من هیچوقت تجربه نکرده بودم و برای من ثابت شد فهمیدم با گوشت و پوست و استخونم این اولین نشانه ی من بود ک من نفهمیدم و هرروزربیشتر و بیشتر شد
و استاد بد نشد برای من این تضاد موجب شد که دیگه هیچوقت اینجوری کم کاری نکنم ، دیگه بترسم از کم کاری و دور شدن از مسیر …امیدوارم درس عبرتی شده باشه برای من که هیچوقت از این مسیر جدا نشم حتی شده کم ولی ادامه بدم
خداوند را میلیارد میلیارد بار سپاسگزارم بازهم لطفش شامل حالم شد دوباره با تعهد کتبی شروع کردم و حالم خیلی خوبه خیلی حتی از اولم بهتر …
استاد عزیزم بیکران سپاسگزارم
استاد عزیزم انشاالله همیشه سلامت باشید
و خداوند شما را و استاد شایسته عزیزم را برای ما حفظ کنه
سلام
قدم16-
ما بعضی وقتا دوست نداریم به حرف کسی که بهتر از ما بلده گوش کنیم و خودمون رو بسپاریم مثل وقتی که میریم باشگاه و چیزی که مربی گفته رو دستکاری میکنیم چون دوست داریم طبق پیش فرض هامون عمل کنیم. بعد میگیم مربی برنامه بد داده در صورتی که ما خودمون اون برنامه رو به شکلی که دوست داشتیم انجام دادیم نه به شکلی که باید.
عمل کردن: بعضی ها کار میکنن ، قدم برمیدارن ، هدف دارن اما سطلشون سوراخه و در مسیر مقاومت حرکت میکنن . مثل کسی که میخواد بره به سمت شمال و فعالانه داره میدوه و فعالیت میکنه اما مسیرش جاده ایه که به سمت جنوب میره، به سمت خلاف هدفش حرکت میکنه و میگه من که دارم میدوم چرا نمیرسم؟ اونا باید روی باورهاشون کار کنن؛ روی بحث توحید و عمل به الهامات و…
اما بعضی افراد هستند که هیچ کاری انجام نمیدن هیچ قدمی بر نمیدارن و میگن من دارم روی باورهام کار میکنم ، من با خدا قول و قرار دارم ، با خدا راز و نیاز کردم ، من دارم تجسم میکنم ، خدا خودش میتونه یک شبه زندگی منو بهشت کنه…
تمرکز بیشتر روی بیرون از خودشونه.
ولی مسیر درست اینه:
اول دنبال علایقت بری.
دوم کسب مهارت در مسیر علایق
هر روز کار کردن و بهتر و بهتر شدن توی اون کار
ولی باید این سوال ها رو از خودمون بپرسیم؛
برنامه روزانه ات چیه؟
برای اهدافت چه حرکتی کردی؟
چه برنامه هایی داری؟
چطور دنبال علایقت رفتی؟
چطور استاندارد های خودت رو بردی بالا؟
چطور مهارت هات رو بیشتر کردی؟
…….
افزایش مهارت در مسیر علاقه
یه ایده کوچک توی مسیر چه جواب بده چه نده استاد قدمش رو برمیداره چون اگه جواب بده که عالیه اگر جواب نده یه درسی توش بوده که بزرگ ترشون کرده .
هر روز یه تصمیمی بگیریم و بهش عمل کنیم.
خدا به ما میگه چطور عمل کنیم نه اینکه خودش بیاد جای ما عمل کنه.
حتی پیامبر ها هم عمل کردن و این طوری نبوده که بگن ما پیامبریم خدا خودش کارا رو انجام میده؛ نوح کشتی ساخت ، ابراهیم بت ها رو شکست ، پیامبر خودش میرفت جنگ و سالی یک ماه میرفت توی غار .
به جای 20 دقیقه تجسم ، 20 دقیقه روی مهارت هات ، روی شجاعتت ، روی اعتماد به نفست کار کن.
باید بری تو دل ترس هات.
مراقبه: کنترل ذهن / در لحظه حال زندگی کردن ، افکار بیماری زا رو دور کنی و بهشون توجه نکنی ، فکر 5 سال آینده چه کاری انجام بدی هم بریز دور.
سرمایه گذاری روی خودمون بکنیم.
مقایسه: باید بین خودمون و گذشته خودمون باشه.
هیچ چیز جدیدی نیست. همون قوانین رو باید بهتر و بهتر کار کنیم و بهتر شیم.
مهاجرت: حرکت از جایی که نقطه امن شده و روزمرگی داره وارد زندگیت میشه به جایی که قراره اونجا روی ترس های جدیدت پا بگذاری و پیشرفت کنی.
مهاجرت یعنی استفادا از پتانسیل ها در مسیر بهبود.
خدایا شکرت
ممنونم استاد
به نام خدا
سلام به استاد ارزشمند و اعضای سایت
ایمانی که عمل نیاورد حرف چرته، وقتی من بیام ساعت ها و ماه ها و سالها ذهن خودمو با آموزش ها پر کنم ولی در عمل هیچ حرکت خاصی در مسیر علایقم انجام ندم و حرکت نکنم و ارزشی ایجاد نکنم در واقع پیشرفتی هم نمیکنم و در اینصورت پسرفت میکنم به حرف باشه همه میگن به خدا ایمان داریم ولی وقتی در شرایط سخت قرار میگیرن عده کمی با ایمان و توکل به خداوند حرکت میکنن و از شرایط نمیترسن و همون تضادها اون هارو رشد میده همه چی که به حرف نیس علت موفقیت استاد عباسمنش به این نیس که خیلی تاثیر گزار صحبت میکنن بلکه تفاوتشون با خیلیای دیگه اینه که نتیجه حرفاشون رو میشه از زندگیشون دید بخاطر همینه حرفاشون تاثیر گزاره چون این حرفایی که میگن رو خودشون تو عمل به کار بردن و نتیجشم واضح و مشخصه وگرنه که موفقیت به حرف زدن نیس به عمل کردن است.
به عمل کار برآید
به سخنرانی نیس
من باید در کنار این فایلهای ارزشمند در مسیر کاری که دوس دارم با ایمان و توکل به خداوند حرکت کنم مهارت کسب کنم ، ارزش ایجاد کنم ، روز به روز مهارت هام رو افزایش و بهبود ببخشم در واقع تو کارم حرفه ای بشم بعدش اگر با وجود این کارها اگه به درآمد مورد نظر نرسیدم اون وقت باید بیام ببینم چه باورهایی دارم و اون باورها رو تغییر بدم یعنی باورهام اگه قدرتمند و سازنده نیستن اونارو تغییر بدم و بعد از این مراحل کم کم ثروت هم تو زندگیم میاد ثروتی که پایدار هستش نه اینکه به قول استاد یه روز رو خودمون کار کنیم وضعیت یه ذره خوب بشه بعد دوباره برگردیم سر خونه اول . و این کار کردن رو خودمون باید همیشگی باشه تا نتایجمون پایدار باشه و در طول حرکت کردن در مسیر علایقمون مخصوصا تو کسب و کار ، کمالگرا نباشیم عمل گرا باشیم و به بقیه کاری نداشته باشیم و مقایسه نکنیم چون در هر مسیری باید تکامل طی بشه و به قول استاد اگه مقایسه میکنیم امروزمون رو با دیروز مقایسه کنیم نه با کسی دیگه.
وقتی در مسیر مالی پیش میریم و خودمون و مهارت هامون رو بهبود میبخشیم شاید در ابتدا تغییرات با تغییر شخصیت ، سلامتی ، روابط باشه و بعدش ثروت خودش به طور طبیعی و پایدار وارد زندگیمون میشه .
خدایا اعتبار تمام کامنت هام به خودت برمیگرده .
مارو به راه راست هدایت کن راه کسانی که خوشبختی و سعادت هر دو دنیا نصیبشون میشه الهی آمین.
سلام
جلسه شانزدهم خانه تکانی ذهن:
.یکسری حرفا رو ما دوست نداریم بشنویم چون طبق سیستم قبلی ما نبوده. توی بحث موفقیت یک فاکتور هست به نام عمل کردن به ایده ها.
.دلیل اینکه کار میکنیم و نتیجه نمیگیریم اینه که باورهای درستی نداریم و مسیر درست رو نمیریم.
.باید در مسیر علایق ت باشی به ایده ها و باورها عمل کنی. ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است.
.باید مهارت هام رو در مسیر علایقم بالا ببرم، حرکت کنم، بر ترس هام غلبه کنم، شخصیتم رو تغییر بدم تا نتیجه تغییر کنه.
.خدا مسیر درست رو از طریق الهام به ما میگه اینکه ما عمل کنیم یا نه، مهمه!
.مراقبه کنترل ذهنه یعنی درگیر گذشته و آینده نشیم.
.من باید روی خودم مهارت هام شخصیتم سرمایهگذاری کنم. شما وقتی خودتون توانا بشید هزاران برابر پول میسازید.
.مقایسه من باید با خودم و دیروزم و گذشته م باشه ولاغیر.
.وقتی آدم در مسیر درست قرار میگیره حتی نزدیکترین افراد هم درخواست نامناسب دارن، به راحتی نه میگی.
.هیچ دوره جدیدی نیست که قوانین جهان رو بگه من باید فقط روی همین آگاهی ها کار کنم و تکامل م رو طی کنم و ادامه بدم و تعهد داشته باشم و تمرین کنم و درکش کنم.
.توحید، توکل، ایمان، تصمیم گرفتن، شجاعت، رفتن به دل ترس ها و کنترل ذهن رو باید تمرین کنم. همش همینه چیزی جز این نیست خودت رو گمراه نکن.
.پراکندگی ذهنی و انرژی نداشته باش فقط روی همین تمرکز کن و درگیر روزمرگی ها نشو. تو با غذایی که سه سال پیش خوردی که امروز سیر نمیشی. پس ذهنت هم نیاز داره هر روز بهش تغذیه درست بدی.
.مسیر درست رو باید هر روز بری. نکته طلایی….
.وقتی شما از لحاظ فکری، منفی میشید اولین نشانه ش جسم شماست. اگه قانون رو بفهمی میدونی که این نشانه ست که از مسیر خارج شدم و باید دوباره به مسیر برگردم.
.من که از این مسیر نتیجه گرفتم پس چرا بازم ادامه ندم؟ آنقدر انرژی ت رو هدر نده سراغ مسیرهای دیگه و دوره های مختلف نرو فقط روی همین دوره ها تمرکز کن.
. غلبه بر ترس: باید بری تو دلش هر چیزی که هست باید بری سراغش.
.مهاجرت: حرکت کردن در دل ناخواسته هاست و برای رسیدن به زندگی بهتر.
.محیط امن باعث میشه از خیلی از پتانسیل ها استفاده نشه.
.مهاجرت رو از همه ابعاد ببین و کشورهای مهاجرپذیر، ثروتمندترین کشوره مثل آمریکا.
.مهاجرت یعنی نموندن در محیط امن و استفاده از پتانسیل هایی که در حالت طبیعی استفاده نمیشه یعنی غلبه بر ترس ها و رفتن توی دل ترس ها.
به نام خدای راحتی ها؛
ردپای من درگام16(بهبود عملکرد یک روند دائمی هست)
ما ادما یک سری حرفارو دوس نداریم بشنویم
مثلا باشگاه بدن سازی میری اون سیستم رو به سیستم خودمون تبدیل میکنیم
به خاطر اینکه خودمون یک سری پیش فرض ها داریم بخاطر اینکه دوس داریم خودمون به شیوه خودمون عمل کنیم
توی بحثموفقیت یک بحثی هست به نام عمل کردن،حرکت کردن به ایده ها
یک سری پیش فرض ها بود که ملت کار میکنند فعالیت بدنی انجام میدهد اما در مسیر نادرست در مسیر موفقیت در مسیر مقاومت درمسیر اصطحکاک باورهای نامناسب داره از شب تا صبح جون میکنه اما نتیجه نمیگیره
ما باید روی باورهامون کار کنیم.تجسم کنیم.تا هدایت بشیم به سمت هدفمون
ما داریم حرکت میکنیم اماجهت حرکت درست نیست ما هیچ حرکتی نکنیم و تجسم کنم وضعیتم خوب میشه هیچ برنامه روزانه ای نداشته باشیم
و در عوض بگیم که داریم با خدا راز و نیاز میکنیم و از خدا خواستم و خدا کریمه خدااگر بخواد اگر اراده کند میتواند در یک شب زندگی منو رو متحول کنه
و میدانم این لطف خداوند شامل حال من میشود و منتطر یک اتفاق از بیرون هستیم
اول باید دنبال علاقمون باشیم،و در زمینه علاقه مهارت هامون رو گسترش بدیم و هر روز روی خودمون کار کنیم
خدارو هزاران مرتبه سپاسگذارم که به این مسیر درست هدایت شدم
چقدر حس خوبی بهم داده شد از اینکه توی این فایل گفتید از خودتون یک چکاب بنوسید و حال خودمون رو بنویسم و بعد از یک ماه دوباره اون کارو انجام بدیم
ما باید در مسیر علایقمون حرکت کنیم به ترس هامون غلبه کنیم و شخصیت خودمون رو تغییر بدیم و بعد نتایج میاد و احساس لیاقت رو در درون خودمون ایجاد کنیم
توی روابطم اگر مشکل دارم و حتی اگر مشکل ندارم برای اینکه بهتر و بهتر بشه هر روز باید تصمیم درست بگیرم در مورد روابط عاطفی و عمل کنم به تصمیماتم
کدوم محمد و کدام ابراهیم فقط نشسته و دعا کرده و بعد کارها انجام شد.
هر روز سعی کنیم روی نقاط مثبت و نقاط منفی بهبود ببخشم و حرکت کنم
مراقبه کردن کنترل ذهن هست،مراقبه در لحظه زندگی کردن هست
بهترین سرمایه گذاری سرمایه گذاری روی خودمون هست
به جای اینکه پول مون بدیم به شخصی برامون کار کنه
خودمون باید انسان مولدی باشیم
مولد بودن یکی از ویژگی های انسان موفق هست
مقایسه خودمون باید با دیروز و سال قبل خودمون باشیم
پارسال فروردین ماه توی شرایط اصلا مناسبی نبودم
و خدارو هزاران مرتبه سپاس گذارم ک امسال
خیلی حالم بهتر شده و صداهای نجواهای ذهنیم کم تر شده و اروم تر شدم .
استاد توی یک فایلی راجب اصل خار پشتی صحبت کردن
که روباره خیلی زیرک و همه فن حریفه اما خارپشت فقط یک فن رو بلده و یک روش داره برای دفاع برای همین خارپشت همیشه برندست.
توی مسیر درست انقدر دنبال مسیرهای دیگه نباشید و اجازه ندیدن ذهنتون گمراهتون کنه این چی میگه و اون چی میگه
خدایا هر انچه دارم از ان توست تو تنها مالک و صاحب و اختیار من هستی من را به راه راست هدایت کن
خدایا هر خیری به ما میرسد از جانب توست و هر شری ک به ما میرسد از جانب خودمون هست
یا حق
به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده ام
روز شمار تحول زندگی من روز نودم از فصل سوم
سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم
بریم سراغ نشانه های الهی امروزم
خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی
خدایا شکرت بابت حال خوبم
خدایا شکرت بابت سلامتیم
خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم
خدایا شکرت بابت ابرهای فوق العاده زیبا و پفکی توی آسمون امروز که تماشا کردم خدایا بی نهایت ازت سپاسگزارم بابت این همه زیبایی ابرها که دیدنشو بهم هدیه میدی
خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت اینکه رفتم میدان توحید و بابت سرسبزی چمن ها و فراوانی قاصدک ها و ابرهای فوق العاده زیبا و پفکی و درختان متنوع و زیاد و سرسبز و هوای عالی و بچه هایی که داشتند فوتبال بازی میکردند شکرگزاری کردم
خدایا شکرت بابت اینکه هدایت شدم به شهر زیبای سرعین اونم رفتنی از جاده روستا و برگشتی از جاده شهری
خدای من غرق زیبایی طبیعت و جاده شدم چقدر زیبا بود به چه جای زیبایی هدایتم کردی خدای من شکرررررررت
آهنگ خدا همینجاست رو گذاشته بودم یعنی روحم پرواز میکرد با این آهنگ و همزمان اون زیبایی هارو میدیدم
خدایا شکرت بابت جاده روستایی بسیار قشنگ و بسیار زیبای روستای حسن باروق میره که به سرعین
خدایا شکرت بابت کوه بسیار بزرگ و زیبا و خوش رنگ و استواری که دیدم
خدایا شکرت بابت نور خورشید که همه جا رو روشن میکنه
خدایا شکرت بابت پرتوهای نور خورشید چه پرتوی زیبایی زده بود از بالا خیلی تماشایی و رویایی بود
خدایا شکرت بابت ابرهای بسیار زیبا در آسمان
خدایا شکرت بابت فراوانی زمین های زراعی که نمود فراوانی محصولاته
خدایا شکرت بابت پرنده های زیبایی که بر فراز آسمان پرواز میکردند و میخوندند
خدایا شکرت بابت بوی قشنگ طبیعت و چمن ها
خدایا شکرت بابت فراوانی درخت های زیبا و متنوع
خدایا شکرت بابت اینکه به شهر اردیموسی که رسیدیم توی دو جا دیدیم که سه تا سطل زباله گذاشتند توی شهر که روی هر سطل نوشتند کاغذ و شیشه و پلاستیک این از فرهنگ و شخصیت بالای مردم این شهره
یه شهر یا روستا رو مردمش میسازند با باوراشون
اردیموسی روستا بوده مردم تبدیل به شهر کردن
سرعین یه جای خشکی بوده و الان برو ببین چیشده بی نهایت هتل و آبدرمانی ساخته شده و بی نهایت هم ساختمان ها و آسمان خراش های بسیار بزرگی دیدم که در حال ساخته این فراوانی نیست پس چیه خدایا شکرت
خدایا شکرت بابت اینکه خالم به شام دعوت کرد و رفتم و چلو کباب با چلو جوجه خوشمزه با گوجه کباب و نوشابه خوشمزه خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت اینکه منو هدایتم کردی به حرف های قشنگی که باید میشنیدم از نوه خالم
مبینا جون
مبینا فقط 18 سالشه چقدر آگاهی داشت از قانون واقعا تحسینش میکنم
بهم گفت ساناز تو قبلا خیلی تو جمع حال میکردی ولی حالا نه .بهم گفت خیلی تغییر کردی این نتیجه کارکردن روی باورامه خدایا شکرت
مبینا گفت من چند ساله شعر مینویسم و خیلی علاقه دارم به شعر نویسی و من یک شاعرم
اومد با شوق و ذوق و علاقه و حوصله و حال خوب برام کلی از شعراش خوند
برام میخوند میگفت فهمیدی میگفتم نه بعد قشنگ با حوصله توضیح میداد معنیشو
یکی از شعراش مفهومش این بود که وجود من به خوبیه ولی اون افکار منفی که وارد وجودم کردم اون افکار منفی من رو از اصل خودم دور میکنه میبینی چقدر خوب قانون رو درک کرده
بهم گفت تا حالا دیدی من خیلی تو جمع باشم من دوس دارم تو خلوت خودم باشم اینطوری حالم خوبه و این سبک زندگیمو دوس دارم
میگفت خیلی خودمو دوس دارم اشتباه هم کنم میپذیرم خودمو و خودمو سرزنش نمیکنم
میگفت تاحالا دیدی من ایراد بقیه رو بگم من اصلا تو ناخودآگاهمه که بجای اینکه زشتی رو ببینم از کسی زیبایی شو میبینم هر کسی هرچقدر هم زشت باشه بازم یه زیبایی هایی داره من به زیباییش توجه میکنم
بهم گفت به هرچی توجه کنی به همون سمت گرایش پیدا میکنی و کشیده میشی میگفت توی تاریکی سعی میکنم نور رو ببینم نه تاریکی رو
بهم گفت خودمو یکم شناختم به وجودم پی بردم من فهمیدم به شعر علاقه دارم و همیشه هم نمینویسم از کتابی یا جایی هم کپی نمیکنم و ایده نمیگیرم این چیزیه که خیلی باهاش حالم خوبه و هر وقت بهم گفته بشه میام شعر مینویسم از هیچکس کپی نمیکنم انگار توی وجودمه این شعرا همینجوری کلمات جاری میشن و کلمات میاد و من مینویسم
میگفت خیلی توی اتفاقات زندگیم دارم بیشتر خودمو میشناسم آدم خودشم نمیشناسه توی واکنش ها و عملکرد معلوم میشه اونوقت میگم ببین تو این رفتار رو داشتی
ازش پرسیدم شکرگزاری میکنی گفت شکرگزاری چیزیه که تو وجود آدمه و تو زبون نمیکنم ولی تو عمل نشون میدم
خیلی حرفاش درس داشت خدایا شکرت که منو با این آگاهی ها هم مدار کردی حالا میگفت هدف دارم یه روزی حتما کتابم رو مینویسم
من تحسین کردم مبینای عزیز رو و گفتم بهش آفرین که انقدر خوب به وجودت پی بردی و خودتو علائقتو شناختی و عمل کردی
و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ:
live | بهبود عملکرد، یک روند دائمی است
یه سری حرفارو ماها دوس نداریم بشنویم فرض کن که شما میرین باشگاه بدنسازی بعد مربی بهت میگه که باید شما این کارارو انجام بدین و یه رژیم غذایی رو به شما میده که باید انجام بدین ولی شما اون رژیم غذایی رو دوس ندارین مثلا میگی سینه مرغ گفته مربی ، من سینه مرغ دوس ندارم رون مرغ به جاش میخورم و میاییم بخاطر پیش فرض های خودمون دستکاری میکنیم اون چیزهای که به ما گفته شده رو
بخاطر اینکه دوس داریم به شیوه خودمون عمل کنیم میریم چند مدت هم اون باشگاه کار میکنیم میگیم نتیجه نداد و مربی خوب نبوده برنامه بد داده
ولی ما خودمون به اون برنامه عمل نکردیم اصلا
و به شکلی که دوس داشتیم و فهمیدیم عمل کردیم
توی بحث موفقیت هم یه فاکتوری هست به نام عمل کردن به ایده ها
مردم کار میکنند و فعالیت عملی انجام میدهند اما در مسیر نادرست
یعنی طرف باورهای نامناسب داره و داره فعالیت میکنه صبح تا شبشو بهم میدوزه اما نتیجه نمیگیره
صبح تا شب داره تو مغازش کار میکنه و نتیجه نمیگیره
پیش فرض منم این بود که همه اینجورین
میگی ده ساله دارم میرم به سمت هدفم حرکت میکنم اما چرا نمیرسم
آغا شما بیا روی باورات کار کن و تجسم کن هدفتو تا بهش برسی
چون تو عامل حرکت کردن رو داری
تو داری حرکت میکنی
اما جهت حرکتت درست نیست
خیلیا میگن من دارم تجسم میکنم دارم جذب میکنم تا وضعم خوب بشه بعد میگم برنامه روزانه چی داری برای هدفت چه حرکتی میکنی؟چه کارایی کردی تو مسیر علائقت؟
جواب این بود که من دارم با خدا رازونیاز میکنم من از خدا خواستم خدا کریمه خدا بزرگه خدا اگر بخواهد اگر اراده کند میتواند در عرض یک شب زندگی منو متحول کند
تمرکز خیلیا اینه که یه اتفاقی از بیرون بیفته
یه سریا اسمشو گذاشتن خدا یا یه شانسی بیارم طلا پیدا کنم بورس اینجوری بشه توی قرعه کشی برنده بشم
من دارم تجسم میکنم برنده بشم تجسم میکنم زندگی رویاییمو خدا اینجوری گفته بهم قولشو داده
ولی توی عمل هیچ کاری انجام نمیدن
اولا باید برن دنبال علائقشون و بعد تو زمینه علائقشون مهارتشونو ببرن بالا و هرروز و هرروز و هرروز روی خودشون کار بکنند که بهتر و بهتر بشن
هیچکاری نمیکنن
استاد میگه من کجای حرفام کجای رفتارام اینو نشون میداده که ما هیچ کار و حرکتی توی زندگیمون نکنیم و مهارت هامون رو افزایش ندهیم توی مسیر علائقمون حرکت نکنیم بر ترسهامون غلبه نکنیم و نتایج خوبی بگیریم
من کجا اینجوری بودم!
من به یه ایده کوچیکی که بهم گفته میشه میرم عمل میکنم فارغ از اینکه چقدر درست یا غلط بوده باشه
ما باید روزانه تصمیم بگیریم برای یه ذره بهبود توی عملکردمون
مثلا من برای رابطه عاطفیم باید هر روز یه تصمیم درست بگیرم و عمل کنم به تصمیماتم
نه اینکه بشینم توی خونه همون آدم و شخصیت قبلی باشم همون رفتارای قبلی رو داشته باشم بعد بگم دارم تجسم میکنم و به بقیه بگم من با خدا صحبت میکنم
کدوم پیامبری رو شما دیدید دعا کرده باشه و کارا انجام شده باشه
پیامبر میرفته یه ماه غار حرا اون مراقبه خودش یه حرکت بوده برای دور شدن از جامعه و حرکت کردن
و بعدشم رسالت بهش داده شد که میرفت تو دل جنگ ها و مسائل
کلی حرکت و حل مسئله داشت
کدوم ابراهیم بود که عمل نکرد
ابراهیم رفت تو دل آتیش و کعبه رو ساخت و بت رو شکوند و بچش رو قربونی کرد
نوح دعا نکرد که خدایا منو نجات بده
خدا به نوح گفت کشتی بساز و نوح هم کشتی ساخت
خدا مسیر رو به ما میگه این که عمل کنیم و حرکت کنیم مهمه
مردم فکر میکنند یه کیسه از اون بالا پول میاد
یا از بورس و ارزهای دیجیتالی پول میاد
[مثل بازی همستر که همه دستشون بود که میگفتند پولدارمیشیم این توهمی بیش نبود من نرفتم سراغ همچین چیزی اونم بخاطر آموزشهای استاد نازنینم بود
نتیجه همستر چیشد این بود که ترکید و دروغ بود پس مسیری که اکثریت میره رو نرو به قول استاد]
دوست عزیزی که دنبال تجسم 20 دیقه ای هستی دنبال این باش که 20 دیقه روی مهارتات کار کنی
20 دیقه روی اعتماد به نفست شجاعتت کارکن
و برو تو دل ترسات
بخدا روزی نیست که من یه ترسی رو توی وجود خودم شناسایی کنم و بگم من چجوری برم توی دل این ترس
منی که خدا همه چی بهم داده ولی هرروز سعی میکنم روی خودم کار کنم و نقاط قوت و ضعفم رو پیدا کنم و بهبود ببخشم و حرکت کنم
مراقبه چیست؟
مراقبه کنترل ذهنه
مراقبه اینه که به چیزی فکر نکنید
درگیر گذشته و آینده ی دور نشید
درلحظه زندگی کن
مراقبه یه کار عجیب و غریبی نیست
مراقبه اینه که افکار منفی که از گذشته میاد رو بریز دور و افکاری که به آینده مربوط میشه هم بریز دور
به این فکر کنید که امروز چه کاری میتونم انجام بدم
ذهنتون رو روی این لحظه بذارید
سرمایه گذاری رد6ی چی خوبه؟
روی خودتون خوبه
روی مهارتاتون روی تواناییتون خوبه
همه چیو بذارید روی خودتون
بخدا اگه قوی بشید توانا بشید اون پولایی که تو سرمایه گذاری روی عوامل بیرونی میذارید 100ها برابرشو خودتون میسازید با تکامل
درمورد مقایسه بگید؟
مقایسه ما باید،مقایسه خودمون با گذشته خودمون باشه نه با دیگران
استاد میگه چیز جدید رو تو آموزش هام نمیگم من فقط به یه قانون ثابت به یه اصل رسیدم و دارم اون رو تکرار و تمرین میکنم
مثال کشتی عالی بود استاد مرسی
تو باید همیشه روی خودت کار کنی
وقتی شما یکم از لحاظ ذهنی از مسیر خارج میشین اولین و واضح ترین واکنش جسمتونه که مریض میشید
چگونه غلبه کنیم تو دل ترسامون؟
ترسامونو باید بریم تو دلش
من از تاریکی میترسم
از توی جمع حرف زدن میترسم
از شروع یه کار جدید میترسم
از قبرستون میترسم
برم تو دلشون انجامشون بدم
مهاجرت :
مهاجرت از نظر من حرکت کردن تو دل ناشناخته ها و حرکت کردن برای رسیدن به زندگی بهتره
مهاجرت یعنی رفتن تو دل ترس ها
مهاجرت یعنی نموندن توی نقطه امن
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
به نام خداوند مهربان
سلام بچه ها
این فایل رو تا نصفش گوش دادم و چند مسئله ب یادم افتاد ک بیام بگم
درمورد اون مسئلخ استاد راضی نیستن کسی دوره هاشو ب کسی دیگه بده
گفتم بیام مطرح کنم و امیدوارم استاد بخونن این قضیه رو
ک چندین سال پیش من برای کنکور میخوندم و مشاور تحصیلیم بخاطر عزت نفس پایین من
دوره عزت نفس شمارو بهم داد
و اصلا هم این قضیه مطرح نشد ک شما راضی نیستید از این قضیه
فقط گفتن ک هزینه زیادی بابتش داده شده و من بهت هدیه میدمش قدرشو بدون
من اون فایل هارو بارها و بارها گوش دادم البته چندین ساله کلا پاکشون کردم از گوشیم
ولی اون فکر کنم قسمت اولش خیلی رو من تاثیر داشت
یعنی خواستم مطرح کنم چون ذهنمو درگیر کرد گفتم بهتون بگم که ببخشید هم منو هم اون شخص رو من اصلا اطلاع نداشتم از این قضیه
(اگر که یجوری بهم رضایتتونو نشون بدید ک مطمن بشم خیلی بهتر میشه )
و مطلب دوم درمورد این فایل
درمورد حرکت کردن اینا
یادمه چندین بار پدر بزرگم بخاطر اینکه خانوادم جدا شدن گفتن ک منو داداشم بریم اونجا ک شرایط بهتره همچی مهیا تره
ولی من هربار ک مطرح میشد ی حس بدی میگرفتم ی چیزی ترمز منو میکشید میگفت بشین سر جات
اونجا بود ک فهمیدم سارا اگر تو اینجا تغییر نکنی آمریکا هم بری باز زندگی همینه شرایط همینه پس بشین همنیحا از همینجا جاتو تغییر بده
و تا زمانی ک ب مسیر ادامه میدی جواب میگیری دقیقا همینه توی مسئله درمان لکنتم
تا زمان تثبیت آخر و اتمام درمان
شباهت داره اینکه
اگر از مسیر تکنیک درست خارج شم گیر میکنم لکنت میکنم پس باید فقط با تکنیک حرف بزنم تا لکنت حذف بشه اینم شباهتشه با این قانون
و بازم میگم ک امیدوارم یا مریم جان یا خودتون بخونید اینو و این بی اطلاعی بنده رو ببخشید
یکم حس بدی گرفتم از این قضیه ولی ب خودم میگم که عیبی نداره تو اولا تقصیر نداشتی خبر نداشتی دوما همینکه اومدی مطرح کردی خودش نشون دهنده این هست ک تو از قصد این کارو نکردی پس ذهنتو درگیر نکن و نزار شیطان حس بدی بهت بده
و خوشحالم ک اتفاقا این رو مطرح کردم و باعث شد ی نگاهی ب باورام بندازم و برم دنبال فایلی ک مناسب بخشیدن و فراموش کردن اشتباهات هست و با فایل قضاوت روبه رو شدم هدایتی و تو نوشته بچه ها و واقعا خوشحالم از این قضیه
و باید روی خودمون کار کنیم و جلوی نجوا هارو بگیریم چون ب قول شما شیطان از ریز ترین مسائل استفاده میکنه تا ب ما حس گناه بده
سلام سارای عزیز
اول اینکه چقدر عکس پروفایل زیبایی داری
و خیلی خوشحالم که فردی مثل تو توی این سن دنبال رشد شخصیت خودش هست چیزی که شاید خیلی توی آدمها مخصوصاً توی سن تو کم به چشم بیاد ولی خدا رو شکر میکنم برای این سایت که اینقدر عالی این فضا رو آماده کرده و اینطوری هرکسی که به دنبال رشد شخصیت خودش هست میتونه ازش استفاده کنه و همینطور افرادی رو ببینه که دارن رشد میکنن و ازشون انگیزه بگیره برای رشد بیشتر.
از اونجایی که این فایل نشانه امروز من بود و بعد از گوش دادن فایل، کامنتها هم داشتم نگاه میکردم، کامنت تو توجهم رو جلب کرد و از اونجایی هم که من دوره زیبای عزت نفس استاد رو دارمش و مسئلهای که بهش برخوردی یه نشونه بود که پاسخی برای کامنتت بذارم
سارا جان از همون لحظه که تو تصمیم گرفتی و اون فایلها رو پاک کردی این نشون از بخشیده شدن توسط خداوند هست چون تو به این آگاهی رسیدی که باید بهای چیزی رو پرداخت کنی، حتی حضرت موسی هم بعد از اینکه اون قتل رو مرتکب شد و پا به فرار گذاشت از همون لحظه که گفت خدایا من تسلیمم و منو ببخش خدا همون لحظه بخشیدش و همون لحظه خدا راههایی رو براش باز کرد که مسیر زندگیش عوض شد که براحتی صاحب همسر خوب و خانواده و کار و سرپناهی شد و دیگه این مطرح نبود که اون فردی که کشته شده یا خانوادهش حضرت موسی رو بخشیدن یا نبخشیدن!
یعنی طبق گفتههای خود استاد که توی یه فایل معرفی دوره عزت نفس، خوب و کامل توضیح میدن که هیچ جای قرآن از حقالناس صحبت نشده که بخوایم بخاطرش عذاب وجدان هم داشته باشیم پس همین که ما خطایی رو مرتکب شدیم (حتی به ظاهر در حق کسی دیگه) خودمون رو که ببخشیم مسیر هم از همون لحظه کامل تغییر میکنه و ما به راه راست هدایت شده هستیم و دیگه اینکه اون فرد ما رو ببخشه یا نبخشه مطرح نیست و البته اینکه شما از روی ادب و احترام به استاد به این خطای نااگاهانهی خودت اعتراف کردی و طلب بخشش کردی این خودش نشونهی قلب پاک تو هست.
کامنتهات رو جاهای مختلف سایت من میخونم و لذت میبرم که خیلی خوب و متعهدانه داری سعی میکنی روی خودت کار کنی و باورهات رو شناسایی کنی و صمیمانه بهت تبریک میگم که توی این مسیر هستی و امیدوارم که به بهترین مسیرها در مسیر خواستههات هدایت بشی.
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم
گام 16: بهبود عملکرد، یک روند دائمی است
فعالیت و حرکت، اگر در مسیر درست نباشد، باعث می شود که زحمت زیاد بکشم و نتیجه اندک باشد. برای اینکه در مسیر درست قرار بگیرم، باید افکار و باورهایم را درست کنم، تمرکزم بر نکات مثبت باشد، هدفم را تجسم کنم و از مقاومت های ذهنی خود داری کنم.
باید حتی به یک ایده کوچک، در هر زمینه ای که باشد عمل کنم فارغ از اینکه جواب بدهد یا نه، چون اگر جواب بدهد خوب و اگر هم جواب ندهد حتما یک چیز دیگری در دل آن به من گفته می شود. من باید قدم را بردارم.
رفتار ها و شخصیت اگر تغییر نکند، انگیزه، تجسم و دعا نتیجه ندارد.
تمامی پیامبران، حرکت و عمل کرده اند.
سرمایه گذاری روی چی خوب است؟ روی خودم، علایق، مهارت ها و توانایی هایم.
هیچ وقت نباید خودم را با دیگران مقایسه کنم، باید دیروزم را با امروزم مقایسه کنم که چقدر پیشرفت کرده ام.
نباید با رفتن دنبال چیز های مختلف، وقت و انرژی خود را هدر بدهم. باید به طور مستمر و ثابت در مسیر باشم تا نتایجم پایدار بمانند.
با تشکر فراوان از استاد عزیزم و بانو شایسته عزیز،
برای تان آرامش و سلامتی، ثروت و شادمانی، طول عمر با عزت و سعادت ابدی خواهانم.
به نام خداوند مهربانم خداوند هدایتگرم به مسیر شناخت خداوند و ایمان آوردن به قدرتش
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم و دوستان توحیدیم
وقتی متن فایل رو خوندم با خودم گفتم من جزء دسته اول هستم تلاشم زیاد بود اما باروهای محدود کننده و مقاومتهای ذهنی زیاد داشتم
و برای همین چون آگاهی از قوانین نداشتم با تلاش زیادم به سمته ناخواسته ها میرفتم
و هر کاری میکردم شرایط تغییر نمیکرد و خودمم نمیدونستم باید چکار کنم
وقتی که هدایت شدم به سمته استاد و فایلهاشون اونجا متوجه شدم که ما زندگی نمیکردیم
ما فقط دور خودمون میچرخیدیم
گاز میدادیم اما غافل از اینکه پای دیگر روی ترمز ست
و تغییر را پذیرفتیم و آرام آرام خدا رو شناختیم
قوانین رو خودمون رو افکار و باورها رو فرکانس و خواسته رو شناختیم و با ذوق و شوق و با ایمان قدم در این مسیر لذت بخش گذاشتیم
و هر روز یه قدم برای خوشبختی برداشتم
و بهبودها انجام شد
و الان خدا رو شکر عالیم ولی در بعضی جاها نیاز دارم کار کنم و بهبودشون بدم
خدایا کمکم کن چشمانم توحیدی ببینند
گوشم توحیدی بشنود
قلبم توحیدی بزند
زبانم توحیدی حرف بزند
دست و پاهایم توحیدی و برای رضای تو کار کنند
استاد بی نهایت ممنونم سپاسگزارم
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
گام 16
بهبود عملکرد یک روند دائمی است
این حرفها رو من احساس میکنم که ماها دوست نداریم بشنویم
فرض کنید شما میرید باشگاه بدنسازی مربی بهت میگه باید به این ترتیب از پا شروع کنی بری بالا تا برسی به عضلات سینه
بعد یه رژیم غذایی خاص هم بهت میده که تو دوست نداری
خیلی از ماها وقتی میریم باشگاه اون سیستم رو به سیستم خودمون تبدیل میکنیم میگیم حالا گفته سینه مرغ من سینه مرغ حال نمیکنم به جاش رون گوسفند میخورم
یا گفته سه تا 8 تا بزن برای پرس پا اصلاً اذیت میشم وقتی پرس پا میزنم بیشتر دوست دارم جاهای دیگهام نشون داده بشه پاکه هر چقدر قوی بشه نشون نمیده
یعنی میایم دستکاری میکنیم اون چیزی که به ما گفته شده به خاطر اینکه خودمون یه سری پیش فرضها داریم
به خاطر اینکه خودمون دوست داریم به شیوه خودمون عمل کنیم
بعد وقتی که میریم اون باشگاه مدتها هم کار میکنیم نتیجه نمیگیریم میایم میگیم اون مربی به ما برنامه بد داده ما اصلاً نتیجه نگرفتیم توی این باشگاه
ولی وقتی از خودمون سوال میپرسیم میبینیم که ما خودمون اصلاً به اون برنامه عمل نکردیم ما خودمون اون برنامه رو به شکلی که دوست داشتیم فهمیدیم
به شکلی که دوست داشتیم عملش کردیم
توی بحث موفقیت هم یه چیزی هست یه فاکتوری هست به نام حرکت کردن و عمل کردن به ایدهها حالا تو هر کاری که هستیم یعنی یه فاکتورِ
اون موقع که من کارم را شروع کردم آدمهایی که دور و ور من بودن رفیقهای من اصلاً علاف نبودن از آدمهایی نبودن که باباهه بهشون یه چیزی بده مثل خودم کار میکردن و فعالیت داشتن
به خاطر همین پیش فرض من این بود که مردم کار میکنن فعالیت عملی انجام میدن اما در مسیر نادرست در مسیر مقاومت در مسیر استحکاک
یعنی چی
یعنی طرف باورهای نامناسب داره داره فعالیت میکنه الگوهایی که من دیده بودم این بود که طرف داره صبح تا شبش رو به هم میدوزه داره کار میکنه فعالیت میکنه حالا اون کاره میخواد کارگری باشه میخواد مغازه داشته باشه میخواد رستوران باشه میخواد کارمندی باشه واقعا داره کارش رو میکنه اصلاً از کار نمیزنه اصلاً اینجوری نیست که بخوابه تو خونه بگه از اون بالا یه پولی بیفته پایین فعالیتش رو میکنه اما نتیجه نمیگیره ساندویچی داره صبح تا شب داره دکور ساندویچی رو میچینه تمیز میکنه غذا درست میکنه مواد اولیه میاره اما نتیجه نمیگیره
پیش فرض من اینه که همه اینجورین مثلاً رفیقهای من اینجوری بودن خودمم اینجوری بودم و فکر میکردم همه اینجورین
همینو گذاشته بودم که ملت دارن فعالیت میکنن دارن قدم برمیدارن حرکت میکنند اما در مسیر درست نیست بعد گفتیم شما بیا روی باورهات کار کن و مثلاً تجسم کن هدفت رو که هدایت بشی به سمت هدفت
چون تو عامل حرکت کردن رو داری
تو داری حرکت میکنی ولی جهت حرکت درست نیست
یه سری از افراد هم هستن توی توهمن حرکتی نمیکنن میگن دارم تجسم میکنم یا دارم جذب میکنم وضعم خوب میشه بعد میگم برنامه روزانهات چیه برای اهدافت چه حرکتی کردی چه برنامههایی داری دنبال علایقت چه جوری رفتی چه جوری استانداردهای خودت رو بردی بالا چه جوری مهارتهات رو بیشتر کردی توی مسیر علایقت چه کارهایی کردی جواب هیچ بود جواب این بود که با خدا راز و نیاز میکنم من از خدا خواستم خدا کریم خدا بزرگه اگه خدا بخواد اگه اراده کنه میتونه در یک شب زندگی منو متحول کنه
نه اینکه هیچ کاری نکنن ولی تمرکز بیشتر روی این بود که یه اتفاقی از بیرون میخواد بیفته حالا اسمش رو هم گذاشته بودن خدا بعضیها میگفتند خدا بعضیا میگفتند یه شانسی من بیارم بعضیا میگفتند بورس اینجوری بشه یا توی قرعه کشی برنده بشم خدا به من قولش رو داده خدا اینجوری گفته اونجوری گفته ولی تو عمل هیچ کاری برای اینکه مهارت دنبال علایقشون برن و بعد در زمینه علایقشون مهارتشون رو ببرن بالا و هر روز و هر روز روی خودشون کار کنن که بهتر و بهتر بشن هیچ کاری نمیکردن
خیلیها هم بودن از بچهها که نتایج عالی گرفتن طبق برنامه پیش رفتن
رفتن سراغ علایقشون مهارتهاشون رو افزایش دادن حرکت کردن ایمان داشتن تصمیمهای درست گرفته بودن بر ترسهاشون غلبه کرده بودند دوره 12 قدم دورهایه که هر کسی عمل کنه به اونچه که گفته میشه نتایج این چنینی میگیره
اما یه سریا هستن در کنار این نتایج خوب و بزرگ یه سری میگن که ما داریم تجسم میکنیم تخیل میکنیم هیچ غلط دیگهای هم نمیکنیم خدا هم قراره بیاد جواب بده پیش خودم گفتم من کجای حرفام کجای صحبتهام کجای رفتارهام این بوده این را نشون میداده که ما هیچ کاری هیچ حرکتی تو زندگی نکنیم مهارتهامونو افزایش ندیم در مسیر
علایق مون حرکت نکنیم بر ترسهامون غلبه نکنیم شخصیتمون رو تغییر ندیم بعد نتایج به وجود بیاد کجا من خودم اینجوری بودم من به یک ایده کوچیک تو هر زمینهای که بهم گفته میشه همون موقع میرم انجام میدم فارغ از اینکه درست باشه یا غلط باشه جواب بده یا جواب نده میگم به من گفته شده باید حرکت کنم احتمالاً اگر جواب بده که خیلی خوبه اگر هم جواب نده حتماً تو دل اون حرکته یه چیز دیگه میخواد به من گفته بشه من باید قدمم رو بردارم و کل دورههام هم همینو گفتم
به خاطر همین اون دوستانی که فکر میکنن نرن مهارتهاشون رو افزایش بدن نرن احساس لیاقت برای خودشون ایجاد کنن با افزایش مهارتها در مسیر علایقشون نرن بر ترسهاشون غلبه کنن نرن تصمیم بگیرن نرن حرکت کنند ما روزانه باید تصمیم بگیریم یه تصمیمی بگیریم برای یه ذره بهبود توی عملکردمون توی روابط عاطفیمون اگر هم مشکل نداریم برای اینکه بهتر بشه من باید هر روز تصمیمهای درست بگیرم در مورد روابط عاطفیم عمل کنم به تصمیماتم نه اینکه بشینم خونه همون آدم قبلی باشم همون شخصیت قبلی باشم همون رفتار قبلی باشم بعد بگم تجسم میکنم بعد به خودم انگیزه بدم بعد بیام به خدا صحبت کنم بعد به بقیه بگم من با خدا در بغل خدا من در آغوش خدام
خدا به من گفته که فلان
کدام پیامبری رو دیدید که نشسته دعا کرده باشه کارها انجام شده باشه
پیامبر اسلام سالی یک ماه میرفت برای خودش تنهایی رو ایجاد میکرد و مراقبه میکرد اون خودش یه حرکت بوده برای دور شدن از جامعه و حرکت کردن و بعدش هم که رسالتش بهش داده شد که خودش میرفت تو دل جنگها میرفت تو دل مسائل ابراهیم رفت تو دل آتیش ابراهیم بهش گفت خونه کعبه رو بساز بلند شد اومد بسازه بهش گفت بت رو برو بشکون رفت بت بزرگ رو بشکونه
مثلاً نوح نشست دعا کنه خدایا منو نجات بده؟ گفتش ایدهای که بهت الهام میشه اینه که کشتی بسازی گرفت کشتیش رو ساخت خدا براش نساخت نوح کشتی رو ساخت
خدا مسیر رو به ما میگه
اینکه ما عمل کنیم یا نکنیم حرکت کنیم مهمه خیلیها فکر میکنن من بشینم پشت کامپیوتر همینجوری پول از اون بالا میاد من میرم توی بورس و فرابورس میرم میشینم و یه عددهایی رو میزنم یه مانیتور میکنم یه چیزایی رو تحلیل میکنم و این پوله همینجوری میاد و روی هم انباشته میشه دوست عزیزی که دنبال تجسم 20 دقیقهای هستی دنبال این باش که 20 دقیقه رو مهارتهات کار کنی 20 دقیقه رو اعتماد به نفست کار کنی 20 دقیقه روی شجاعتت کار کنی حرکت کنی در دل ترسها به خدا روزی نیست که من بیام یه ترس جدید تو وجود خودم شناسایی کنم و بگم من چه جوری باید برم تو دل این ترس یعنی منی که تو زندگیم همه چی خداوند به من داده ولی هر روز دارم روی خودم کار میکنم و سعی میکنم نقاط ضعفم رو پیدا کنم بهبودشون ببخشم نقاط قوتم رو بهبود ببخشم و حرکت کنم،
مراقبه کنترل ذهنه
مراقبه اینه که به چیزهایی فکر نکنید درگیر گذشته و آینده دور نشید مراقبه در لحظه زندگی کردنه هیچ چیز عجیب و غریبی نیست که بعضیها فکر میکنند یه کار عجیب و غریبی هست
مراقبه اینه که این افکار بیماریزا که از گذشته میاد که فلانی بهم بد کرده فلان شده فلان بلا سرم اومده احساس قربانی شدن بوده اینا رو بریزید دور بهش توجه نکنید
اون فکرهایی که بعداً 5 سال آینده میخواد چه اتفاقی بیفته اونم بریزید دور بگید امروز چه کارهایی باید انجام بدم ذهنتون رو روی این لحظه بذارید
برای سرمایهگذاری روی خودتون سرمایهگذاری کنید روی شخصیتتون روی مهارتهاتون روی تواناییهاتون همه چی رو بزارید روی خودتون به خدا وقتی که قوی بشید توانا بشید توانمند بشید اون پولایی که میخواهید توی سرمایهگذاری فلان بهش برسید صدها برابرش رو خودتون توی یه روز میسازید وقتی که همینجوری تکاملی پیشرفت میکنید
مقایسه ما همیشه باید بین خودمون باشه و دیروز خودمون
گذشته خودمون
نه مقایسه ما با دیگران
من خودم توی زندگیم دیگه از جایی که قانون رو درک کردم فقط بحث بحث این بود که من بیام تمرین کنم من بیام همون رو درک کنم همون رو تمرین کنم همون بحث توحید و توکل رو بحث تصمیم گرفتن رو بحث شجاعت رو بحث ایمان رو بحث رفتن تو دل ترسها رو بحث کنترل ذهن رو همون رو تمرین کنم
غلبه بر ترسها اینه که بریم آروم آروم تو دلشون
من از تاریکی میترسم از تو جمع حرف زدن میترسم از شروع یه کار جدید میترسم از جن میترسم برم تو دلش برم تو دل تاریکی برم شب تو قبرستون بغل یه قبری بگیرم نیم ساعت دراز بکشم برم توی جمع همون تمرینی که توی دوره عزت نفس گفتیم خودتون رو برید آگهی تبلیغاتی در مورد خودتون درست کنید برید توی جمع غریبه صحبت کنید خیلیها رفتن توی مترو اون لحظه بلند شدن گفتن که من فلانی هستم یه تمرینی میخوام در مورد عزت نفس انجام بدم استادم گفته من فلانی هستم این ویژگی مثبت هم دارم دوست داشتم که این تمرین را انجام بدم ترسم از جمع صحبت کردن بریزه بعد اومدن گفتن یه آدم دیگهای شدیم بعد از این کار
بنام خداوند بخشنده و مهربان
سلام و عرض ادب و احترام به استادان عزیزم و گرامی
در مورد افزایش مهارت و سرمایه گذاری روی خود استاد صحبت کردین اینجا جا داره من بگم در مسیر علاقه ام که هستم قبل اینکه بخوام شروع کنم و اقدام کنم در مسیر علاقه ام اولین کار و اولین قدمی که برداشتم اینبود مهارتم را افزایش بدم …
از خودم پرسیدم بر فرض مثال من الان کانال یوتیوب زدم و همه چیز فراهم و آماده باشه خب من الان چی دارم برای ارائه ؟؟؟
درسته یه مقدار عکس و فیلم دارم از طرفی من چهارساله سمت هیچ اپلیکشینی نرفتم مطمئنا آپشن های جدید اومده کارایی جدید داره که من بلد نیستم من که نباید به همون تدوین ها و ایده های قبل برای عکاسی و فیلمبرداری اکتفا کنم …
پس بیام قدم اول را بردارم اینشات اپدیت کنم و ببینم الان اینروزها چه نرم افزار حدیدی اومده و روی اونا کار کنم …و انجامشون دادم
اینشات آپدیت شد کپکات و کین مستر نصب کردم و شروع کردم به کار کردن ، هم از چت جی بی تی مراحل کارو میپرسیدم هم از یوتوب و اینترنت سرچ میکردم و فیلم نگاه میکردم و راه افتادم برای تدوین های اولیه و ناگفته نمونه همزمان پریمیر نصب کردم و از سیستم یکی دو روز با پریمیر هم کار کردم ولی دیدم واقعا فعلا نیاز ندارم به پریمیر …
نمیدونم حسم میگفت فعلا با همین گوشی و این نرم افزارها کار کنی اوکیه و وقتی احساس کردم میتونم و از پسش بر میام کانال و زدم و بقیه ماجراهاااا ک گفتم …
و چند روز اول از همون عکسا و فیلمای گوشیم استفاده میکردم و چند روز که باد و بارون شده بود رفتم پارک روی زمین دراز میکشیدم با لذت توی سرما کار انجام میدادم ….
و الانم که شما در مورد افزایشش مهارت حرف زدین میخام با خدا صحبت کنم و بهم بگه هدایتم کنه اکر نیازه که در زمینه عکاسی و فیلمبرداری هم آموزش ببینم هدایتم کنه به مسیر درست و اصلا مقاومتی ندارم و اگر الان زمان درستش باشه برای این کار من از خدامه و انجامش میدم ولی نمیدونم چرا حالا نمیدونم درسته یا نه ؟
میگم من در زمینه عکس و فیلم خلاقیت دارم فقط کافیه در موقعیتش قرار بگیرم ولی با همه ی این وجود مقاومت ندارم برای افزایش مهارتم و هر ایده ای که بهم الهام بشه حتما عملش میکنم ….
الهی شکر
استاد در مورد یک موضوع دیگه ای هم صحبت کردین که تا زمانیکه روی خودتون کار میکنین قانون جواب میده و زمانیکه کار نمیکنین و ادامه نمیدین و فکرای منفی و ذهنتون منفی میشه اولین چیزی که مشخص میشه از مسیر دور شدین جسمتونه …
استاد من ، من اینو با تمام وجودم حس کردم شش ماه تابستون که کلا از مسیر دور شدم ، دچار روزمرگی شدید شدم اولین چیز بیماری بود ، دقیقا بیماری که پارسال با شروع کار کردن روی خودم درمان شد بیناری مزمنی که با کار کردن روی روز شمار من با تغییر باورها شیوه تغذیه را تغییر دادم و درمان شدم ولی اینمدت که که کار نکردم از نوع خیلی شدیدترش شروع شد …
و خدای من و پروردگار من چه خوب خداییه اونقدر دوستم داره وقتی دوباره شروع کردم حتی تعهد کتبی هنوزم اونموقع نداده بودم معجزه استاد با معجزه جواب آزمایشات من در طی 37 سال زندگیم متفاوت بود ، ویتامین دی من ، عفونت ، کم خونی اصلا همه چیز طبیعی طبیعی بود فقط با عمل به الهامی که خداوند هدایتم کرد
یعنی من اگر سجده شکر بجا بیارم خدا میدونه که کمه ….نه تنها اون بیماری مزمن همزمان سه چهارتاذبیماری اومد سراغم که من هیچوقت تجربه نکرده بودم و برای من ثابت شد فهمیدم با گوشت و پوست و استخونم این اولین نشانه ی من بود ک من نفهمیدم و هرروزربیشتر و بیشتر شد
و استاد بد نشد برای من این تضاد موجب شد که دیگه هیچوقت اینجوری کم کاری نکنم ، دیگه بترسم از کم کاری و دور شدن از مسیر …امیدوارم درس عبرتی شده باشه برای من که هیچوقت از این مسیر جدا نشم حتی شده کم ولی ادامه بدم
خداوند را میلیارد میلیارد بار سپاسگزارم بازهم لطفش شامل حالم شد دوباره با تعهد کتبی شروع کردم و حالم خیلی خوبه خیلی حتی از اولم بهتر …
استاد عزیزم بیکران سپاسگزارم
استاد عزیزم انشاالله همیشه سلامت باشید
و خداوند شما را و استاد شایسته عزیزم را برای ما حفظ کنه
الهی تو را شکر