live | خروج از جامعه "معلولان باوری" و خلق زندگی دلخواه
سرفصل آموزش های این فایل:
- چگونه دلیل اصلی نتایج را از یاد نبریم؛
- چگونه از مسیر عمل به قانون، خارج نشویم؛
- درمان معلولیت باوری و خلق زندگی دلخواه؛
- انسان فراموش کار است. نتایج، خیلی زود برای ما بدیهی می شود، خیلی راحت فراموش می کنیم که دلیل نتایج، کار کردن روی باورهایمان بوده است. در نتیجه از بهبود باورها غافل می شویم و دوباره به مسیر قبلی بر می گردیم. سپس اوضاع هم به همان شرایط نادلخواه قبلی بر می گردد؛
- سپاسگزاری ابزاری است برای خلع سلاح ذهن و دوباره برگشتن به مسیر خلق زندگی دلخوه؛
- وقتی با این باور که : احساس خوب = اتفاقات خوب ذهن خود را کنترل می کنی، فارغ از اینکه شرایط چیست، ورق به نفع تو بر می گردد؛
- چقدر ما توانمند هستیم برای اینکه شرایط زندگی مان را تغییر دهیم و چقدر راحت می توانیم این توانایی را فراموش کنیم و وارد روزمرگی و حاشیه ها شویم؛
- قانون تغییر مکان زندگی؛
برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | خروج از جامعه "معلولان باوری" و خلق زندگی دلخواه194MB26 دقیقه
- فایل صوتی live | خروج از جامعه "معلولان باوری" و خلق زندگی دلخواه25MB26 دقیقه













سلاااااام و عشققققق
تا وقتی که این مسیر را ادامه بدید
آخرین جمله شما در این فایل من رو به فکر فرو برد و مرور خاطرات گذشته م
وقتی که اواخر بهمن 402 عضو سایت شدم پر بودم از بدهی، خدای مننننن اوضاع ذهنی وحشتناک داشتم. ترس از پرداخت بدهیام داشتم و روزانه به خاطر افسردگیم 50 میلی سرترالین میخوردم دارویی که تصمیم گرفته بودم تا آخر عمرم ازش استفاده کنم و تنها آرزوم این بود که حال روحیم خوب باشه و اون حمله های عصبی رو برای 1ثانیه هم دوباره تجربه نکنم و خیلی چیزهای دیگه وارد سایت شدم و مسیر را ادامه دادم خیلی جاها لنگان لنگان رفتم جلو خیلی جاها پر شور و اشتیاق اما هر طور بود من با سایت و آموزه هاش بودم از پول برا لباس و تفریح وخورد و خوراک زدم و بدهیا پرداخت شد خیلی جاها از نیازهای مادیم گذشتم و رو خودم سرمایه گذاری کردم دوره های استاد رو خریدم و آروم آروم رفتم جلو خیلی جاها افسار ذهنم از دستم در رفت ولی خیلی جاها هم سواری خوبی بهم داد من پاییز 403 داروی سرترالین رو با دنیایی از اطمینان خاطر به رب العالمینم و مشاوره با پزشکم گذاشتم کنار
و من دلیل این نتایج رو ادامه دادن این مسیر توحیدی و ایمان به خداوندی که راه خروج نوزاد رو از شکم مادر بهش نشون میده دونستم
خدایی که به شدت کافیست و خدایی که همه کار برام کرد همه کار من چطور میتونستم بفهمم که افسردگی گرفتن که من میگم بدترین مرض دنیاست اینقدر من رو رشد بده اینقدر مسیر من رو به سمت خداوند ببره چون وقتی افسردگی گرفتم برای رهایی ازش برای پیدا کردنحال خوب افتادم به کتاب خونی و پیاده روی و حتی منی که وحشت از بیرون رفتن داشتم چه برسه به کار کردن تصمیمگرفتم برمدونبال علایقم و در نهایت هدایت شدم به معدن ارامبخشترین جای جهان یعنی این سایت من چطور میتونستم اونقدر عالی پلن بریزم من نمیتونستم، من نمیتونستم اون همه کاره است الانم که چند روزه یه هدف برامانتخاب کرده واقعا خودم رو در برابرش تسلیم میبینم هیچ میبینم و برنامه ریزیش ایمان دارم ایمان دارم خدایا ایمان دارم بهت
هر چند شاید از کمالگراییه خیلی جاها ار از کارکردن خودم راضی نیستم ولی من واقعا نتیجه دستمه نتیجه به لطف خدای مهربان و حالا اگر این مسیر توحیدی ادامه بدماون نتایج ثابت میمونه و من از لحاظ سلامتی و ثروت بازم رشد خواهم کرد و اکر این مسیر رو ادامه بدم قطع به یقین به هدف بزرگ زندگیم تجربه خوشبختی و عشق خواهم رسید
استاد عزیزم، شما در این فایل بیشتر روی مبحث سپاسگزاری حرف زدین و من خب تمام عمرم میتونم بگم بیشتر اوقات ناسپاس بودم ولی با ورود به سایت و طی کردن تکاملم میلی به میلی در حال انجام سپاسگزاری بودم ولی دروغ چرا اونقدرا جدی نگرفتم و بهش بها ندادم
اما اما اما ،الان چند روزی میشه که من با پوست و گوشت و استخونم دارم به این باور میرسم که سپاسگزاری بزرگترین دروازه رسیدن به نعمت هاست
با اینکه میگم الانم از سپاسگزار بودنم راضی نیستم اما با همین سپاسگزاری کوچک من انگار تاااااااازه متولد شدم مثل یه بارون نم نم زیبا شدم حس خوب بعد از باریدن بارون تو کوچه خاکی دارم حس اینکه نور رو بیشتر دریافت کردم
خیلی سبک و رها شدم و با اینکه نجوا ها هستش ولی من ارومممم آرومه آروم
با سپاسگزاری واقعی میتونیم بدترین شرایط را به بهترین شرایط تغییر بدیم
استاد عزیزم بی نهایت از شما سپاسگزارم
بزرگمرد تاریخ زنده باشید
ساناز عزیزم سلام به روی ماهت
دوچشمون سیاهت ؛قلب پر قدرتت
کلام نافذت ،به وجود پرمهرت دختر خدا
میدونی اونقدر انرژی کامنتت بالا بود که وسطای کامنت قلبم من رو دعوت به نوشتن سپاسگزاری از چندین ساعت قبلم کرد و من نوشتم، نوشتم با جان نوشتم فیلم نبود عینه واقعیت بود
دختر قلبم با کامنتت اونقدر پر نور شد که دعا کردم تمام وجودت هر لحظه هر جا تحت هرشرایطی پر باشه از نور الله
دمت گرم که زمانی به ندای قلبت گوش دادی و نوشتی برای ارزوی امروز
نوش جونت گوارای وجودت تک تک داشته هات
تو لایقی تو خیلی لایقی
صبحونه هات با عشق نوش جان کن
نوش جونت ،چشیدم طعم تلخ نداشتن اشتها برای صبحانه ای که عاشقش بود
چه نعمتی رو به یادم انداختی اشکم در اومد دمت گرم دختر یه دونه ای عشقی عشققققق
خدایا شکرت برای بهترین حال الانم
خدایا اینا رو فقط تو دونستی من در چه سطحی از انرژی بالا نوشتم من در این کامنت کوتاه خدای مهربانم تو رو دیدم من ارزش سپاسگزاری رو با خوندن کامنت ساناز در سلول به سلول تنم حس کردم عجب فرکانس بالایی داره خدای من کمکم کن دور نباشم از این اصل اساسی
استاد عزیزم همیشه فریاد میزنن کامنتها رو بخونید همینه همینه!
خدایا بهم بگو چطور شکرت رو کنم که لایقت باشه
گاهی میگم یه جایی باشه از ته دلم فریاد بزنم خدایا عاشقتمممممممممممممم و بیصدا فریاد میزنم عاشقتممممممم تو از رگ گردن به من نزدیکتری
ساناز عزیزم موفقیتهات روز افزون
قلب فراواااااان