live | خروج از جامعه "معلولان باوری" و خلق زندگی دلخواه
سرفصل آموزش های این فایل:
- چگونه دلیل اصلی نتایج را از یاد نبریم؛
- چگونه از مسیر عمل به قانون، خارج نشویم؛
- درمان معلولیت باوری و خلق زندگی دلخواه؛
- انسان فراموش کار است. نتایج، خیلی زود برای ما بدیهی می شود، خیلی راحت فراموش می کنیم که دلیل نتایج، کار کردن روی باورهایمان بوده است. در نتیجه از بهبود باورها غافل می شویم و دوباره به مسیر قبلی بر می گردیم. سپس اوضاع هم به همان شرایط نادلخواه قبلی بر می گردد؛
- سپاسگزاری ابزاری است برای خلع سلاح ذهن و دوباره برگشتن به مسیر خلق زندگی دلخوه؛
- وقتی با این باور که : احساس خوب = اتفاقات خوب ذهن خود را کنترل می کنی، فارغ از اینکه شرایط چیست، ورق به نفع تو بر می گردد؛
- چقدر ما توانمند هستیم برای اینکه شرایط زندگی مان را تغییر دهیم و چقدر راحت می توانیم این توانایی را فراموش کنیم و وارد روزمرگی و حاشیه ها شویم؛
- قانون تغییر مکان زندگی؛
برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | خروج از جامعه "معلولان باوری" و خلق زندگی دلخواه194MB26 دقیقه
- فایل صوتی live | خروج از جامعه "معلولان باوری" و خلق زندگی دلخواه25MB26 دقیقه














درود خداوند بر استاد عزیز و همراهان بزرگوار
استاد این هم هدایت امروزم… حمد و سپاس خداوند را برای این هدایت که موضوعی به این مهمی را برای چندمین بار گوش کنم و کلیپ را ببینم..
این چه رسمی از قانون جهان است که همچون تشنه ی آب، ما را بر سر چشمه آورد و هر دفعه طعمی جدید و گوارایی خاص را تجربه می کنیم. واقعا این اصل را چطور باید توضیحش داد که خود ما هستیم که زندگی مان را خلق میکنیم… جوری با درون و قلبمان این را حس می کنیم که نمی توانیم به زبان بیاوریم و توضیح بدهیم…
وقتی من به کلیپ ها و سریال زندگی در بهشت و بقیه کلیپ هاتون نگاه میکنم.. میبینم چطور با مسائل برخورد و آنها را حل می کنید.. در بعضی از مسائل روزمره خودم آنها را یادآوری و الگوبرداری میکنم و میبینم چطور شرایط تغییر میکند.
همین تمرکز بر نکات مثبت و تغییر شرایط: چند روز پیش در راه برگشت به سمت تهران در اتوبان، ماشین ترمز خالی کرد و تمام سرنشین های داخل ماشین ترسیدن و من هم ترسیدم.. اما سریع خودم را کنترل کردم و به شهر زنجان رسیدیم و ظهر روز جمعه یک مکانیکی بیشتر باز نبود و طرف هم مدام تکرار میکرد سرم شلوغه و ….
از طرف ما اصرار و از طرف اون انکار که وقت نمیکنم و نمیرسم..
خلاصه وایستادیم و نگاهش کردیم. و شروع کردم توجه به نکات مثبت و شکرگذاری که به خیر گذشت و اتفاقی نیفتاد و … همینطور تکرار میکردم.. که یهو. دیدم اومد جلو و گفت چیشده… داستان را براش توضیح دادم و گفتم ما تو این شهر غریبیم.. و جایی برای موندن نداریم و الانم سر ظهر.. ماشین بدون ترمز هم که نمیشه حرکت کرد چبرسه رفت تو اتوبان
خودش جک آورد و چرخ هارو باز کرد، موتوری فرستاد لنت جدید خرید، خودش تراشکاری رفت و ساعت 3 و نیم بعدازظهر کار ما تموم شد..
اینقدر راحت کار ما پیش رفت و اوکی شد که برای کسی تعریف میکنم باور نمیکنه
استاد حرف های شمارو باید با طلا نوشت… اگر کسی در مدار و فرکانس فهمیدن اینها قرار داشته باشه و انجام بده.. تغییر شرایط و اتفاقات خوب رو میبینه…
من یک مثلث برای خودم درست کردم
قله این مثلث: باور به قدرت و توانایی خداوند و فراوانی ها
یک طرف شکر گذاری برای زندگی و هر چی داریم و در کل داشته هایمان
و یک طرف توجه و تمرکز بروی زیبایی ها و اتفاقات خوب
حمد و سپاس رب العالمین را و سجد شکر برای تمام نعمات و برکات الهی
شکر و سپاس پرودگار را برای شما استاد
و خسته نباشید به شما و همراهانتان