live | فرایند تغییر باورها

سرفصل آموزش های این فایل:

  • “ثروت”، یک برنامه ذهنی است که باید در ذهن نصب شود و ذهنیت فرد را ثروتمند کند. وگرنه اگر ذهن فقیر باشد، چنین اهرمی از رنج و لذت در ذهن، هرگز به فرد اجازه دسترسی به ایده ها و راهکارهای ثروت ساز را نمی دهد؛
  • طبق تئوری ظرف آب در دوره روانشناسی ثروت 1، وقتی ظرف فرد سوراخ است یعنی حتی اگر فرد پول ساختن را نیز بلد باشد، پول می سازد اما ذهنیت او به شکلی با پول رفتار می کند که همیشه لنگ هزینه ها باشد؛
  • یعنی حتی اگر به خاطر سایر باورهای قدرتمندکننده، ثروت وارد زندگی فرد شود، دوامی نخواهد داشت زیرا اهرم رنج و لذت نصب شده در ذهنیت فقیر، مراقب است که “ثروت” وارد زندگی فرد نشود یا اگر هم وارد شد، با هر برنامه ممکن، ثروت را از زندگی او خارج می کند؛
  • طبق تئوری ظرف آب در دوره روانشناسی ثروت 1، راهکار رسیدن به استقلال مالی، تغییر شناسایی اهرم رنج و لذت فعلی ذهن و سپس تغییر آیتم های رنج و لذت در این اهرم است؛
  • چه ذهنیتی باعث پیشرفت مالی و پایداری نتایج می شود و چه ذهنیتی مانع ورود نعمت ها به زندگی می شود؛
  • “باور به کمبود”، چگونه نعمت هایی را از بین می برد که به خاطر سایر باورهای قدرتمندکننده وارد زندگی می شود؛

منابع کامل درباره محتوای این فایل: دوره روانشناسی ثروت 1

هر کدام از ما، توانایی منحصر به فردی برای تبدیل علائق، ایده ها و توانایی های خود به “ثروت” داریم. “مولد بودن”، جزو ذات ماست و همه ما در درون خود این توانایی را داریم. بنابراین، موضوع ناتوانی در ساختن ثروت نیست بلکه موضوع در باور نداشتن به این توانایی درونی است. باور محدود کننده ای که به دلایل مختلف، رسیدن به استقلال مالی را برای ما غیر ممکن می داند. در نتیجه، افراد زیادی حتی قدم اول را هم در مسیر ساختن استقلال مالی بر نمی دارند و با تمام محدودیت های مالی خود کنار می آیند. به این ترتیب، توانایی درونی آنها برای خلق ثروت، هرگز فرصت بروز پیدا نمی کند.

آگاهی های دوره روانشناسی ثروت۱، با ارائه‌ی منطق‌های قوی درباره‌ی “امکان پذیربودنِ رسیدن به استقلال مالی‌ برای شما”، به شما کمک می کند تا شرایط نادلخواه مالی خود را تحمل نکنی و غیر قابل تغییر ندانی، ضمن اینکه منتظر هم نمانی بلکه از همین جایی که هستی و همین شرایط و امکاناتی که داری، جهادی اکبر برای تغییر اوضاع مالی خود راه بیاندازی.

آگاهی های این دوره، منطق هایی قوی از امکان پذیر بودن در دست شما قرار می دهد تا استدلال های ذهن را درباره غیر ممکن بودن ها به شدت زیر سوال ببری. به همین دلیل دیگر مثل قبل، محدودیت های مالی خود را به عنوان یک واقعیت غیر قابل تغییر نمی پذیری و اولین قدم محکم را برای تغییر شرایط بر میداری آنهم با همین امکانات و شرایطی که داری.

“ثروت”، یک فرکانس و برنامه‌ی ذهنی که وقتی روی ذهن نصب می شود، شخصیتی از اساس متفاوت با شخصیت قبلی در وجود فرد شکل می دهد که با ثروت‌ هم‌فرکانس است. این شخصیت‌ِ متکی بر باورهای قدرتمند کننده و ثروت آفرین‌، موتور حرکت و هدایت فرد به سمت ایده‌ها‌، راهکارها و فرصت‌هایی می‌شود که یکی از خروجی های آن، استقلال مالی است.

آگاهی‌های دوره روانشناسی ثروت 1‌، همان کدهای ثروت‌سازی هستند که باید روی ذهنت نصب کنی. این کدهای ثروت ساز، شما را در مدار ثروت قرار می دهد و بهترین مشاور شما برای رشد اوضاع مالی شما می شود. این کدهای ثروت ساز، اهرم رنج و لذت را در ذهن شما به گونه ای برنامه ریزی می کند که برعکس گذشته، از فقر فرار می کند و مشتاق رفتن به سمت ثروت و ایده های ثروت ساز است.

ثروت یعنی حل مسئله. هرچه مسائل بزرگتری را حل کنی، ثروت بیشتری می سازی. هرچه مسائل آدمهای بیشتری را حل کنی، ثروت بیشتری می سازی. اما توانایی شما برای حل مسائل، به اندازه ای بروز می کند که ظرف وجود شما از مسائل، بزرگتر می شود. آگاهی های دوره روانشناسی ثروت 1، با منطق های محکم، چگونگی بزرگتر شدن از مسائل را به شما می‌آموزد و شخصیتِ حلال مسائل بودن را در وجودت شکل می‌دهد و هدایتگر شما می شود تا از توانایی هایت، راه حل بسازی برای حل مسائل مردم و پول بسازی.

به دلیل توانایی حل مسئله است که افراد موفق، به مسائلی که بقیه جامعه به عنوان فاجعه می بینند، به عنوان فرصت نگاه می کنند و از همان شرایطی برای رشد مالی بهره برداری می کنند که بقیه، به عنوان دلیل اصلی شکست های خود یاد می کنند. 

تا کنون دوستان زیادی تجربیات و نتایج خود از دوره روانشناسی ثروت 1 را در بخش نظرات این دوره ثبت کرده اند. در نوشته های این دوستان‌، به وضوح ردپاهایی از تغییرات اساسی در باورهای آنها درباره ثروت و “توانایی آنها درباره ثروت ساختن”، دیده می‌شود:

  • تغییر باور کمبود‌ به “باور به فراوانی” که خود را در قدم‌هایی نشان می دهد که فرد برای اجرای ایده‌هایش و فعالیت در حوزه مورد علاقه اش بر می‌دارد بی آنکه نگران کمبود مشتری، کمبود فرصت و هر کمبود دیگری در مسیر خود باشد؛
  • تغییر باورِ احساس عدم لیاقت به “باور احساس لیاقت”، که خود را در ورود به دل ترس‌هایی نشان می‌دهد که مدت ها او را متوقف ساخته بود؛ از توانایی هایی بهره برداری می کند که تاکنون بی ارزش دانسته بود؛ برای اجرای ایده هایی قدم بر می دارد که تا کنون آنها را جدی نگرفته بود و …

به دلیل این حد از تغییرات اساسی در باورها و شخصیت دانشجویان این دوره است که شرایط مالی آنها نیز بسیار تغییر می کند. خیلی از افراد از درآمد صفر به کسب و کار شخصی خود رسیده اند آنهم بدون نیاز به سرمایه اولیه.

ماموریت دوره روانشناسی ثروت 1، استفاده از سرمایه های درونی برای ساختن استقلال مالی است. بنابراین‌، مهم نیست چه شغلی داری‌، کجا زندگی می‌کنی‌، چند سال داری‌، چه موانع و محدودیت‌هایی پیش پایت قرار گرفته‌ است. زیرا این قانون و وعده‌ی خداوند است که‌: شرایط و نتایج شما تغییر می‌کند وقتی‌، شخصیت شما و نگرش شما از اساس درباره ثروت  ثروت تغییر می‌کند.

راهکارهای عملی این دوره، به شما یاد می‌دهد فارغ از اینکه دیگران چه نگاهی به نوعِ کسب و کار یا وضعیت اقتصادی جامعه دارند‌، علایق خود را بشناسی، ارزشمند بدانی، باورهای قدرتمند کننده و ثروت آفرین درباره علاقه ات بسازی تا نه تنها از حرکت در مسیر علاقه ات لذت ببری، بلکه ثروت هم بسازی.

منطق هایی که آگاهی های این دوره در دست شما می گذارد، می فهمی همه ی شغل‌ها و استعدادها‌، پتانسیل یکسانی برای ساختنِ ثروت دارند‌. آنچه تفاوت را در نتایج ایجاد می‌کند‌، ارزشمند دانستن خودت و علاقه ات و ساختن باورهای ثروت ساز در آن زمینه است. جلسه به جلسه ی این دوره‌، به شما کمک می کند این نوع نگاه را به خودت و علائق ات بسازی

جلسه به جلسه این دوره، منطق هایی قوی‌ در دست شما می گذارد تا امکان پذیر بودنِ رسیدن به خواسته های مالی ات را برای ذهن خود منطقی کنی.

منطق هایی که به شما کمک می کند تا فراوانی را باور کنی و به خاطر این باور برای تحقق خواسته هایت قدم برداری. به عنوان مثال، به خاطر کار کردن روی آگاهی های این دوره، آرام آرام باور به کمبود که سالها به شما اجازه ی ثروت ساختن از علائق و استعدادهایت را نداده بود آنهم به خاطر ترس از کمبودِ مشتری‌،  تبدیل می‌شود به توانایی در دیدنِ مشتری‌ها و بازارهایی که هر روز در حال گسترش هستند و تو بدون نیاز به سرمایه اولیه، می توانی محصول و خدمات خود را در این بازارها ارائه کنی، مسائل را حل کنی و ثروت بسازی.

آگاهی های این دوره از شما یک مولد ثروت می سازد. یعنی به شما هوشیاری می دهد تا به جای توهمِ یک شبه ثروتمند شدن و گرفتاری در دام کلاهبرداری ها یا باختنِ کل زندگی‌ یک شبه در بور‌س‌، از توانایی های درونی ات برای حل مسائل بهره برداری کنی و ثروت بسازی.

اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره روانشناسی ثروت 1


برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

428 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «ساحل آرامش» در این صفحه: 1
  1. -
    ساحل آرامش گفته:
    مدت عضویت: 1939 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت

    گام 22 :فرایند تغییر باورها،

    سوال میپرسن چه جوری جذب مالی داشته باشیم

    اینا اینجوری نیست که من یه جمله بگم جواب بگیرید

    اینه که یک روند تغییر باور رو باید شروع کنید

    به خاطر همین تو سایتمون میگم برید و شروع کنید به خوردن فایل‌ها

    نه فقط گوش دادنش

    بخورید فایل‌ها رو انجام بدید تعهد بدید بارها و بارها گوش کنید در موردش بنویسید تو قسمت کامنت‌ها فعال باشید کامنت‌های بقیه بچه‌ها رو بخونید،

    باز یه نکته‌ای رو من بگم توی دوره روانشناسی ثروت 1 جلسه دومش من یه تمرینی دادم در مورد اینکه بیایید الگوهای مناسب پیدا کنید در مورد باورهایی که به ما کمک می‌کنه

    مثلاً یه سری باورهای محدود کننده هست ذهن فقیری داره که من چون سنم زیاده نمی‌تونم پول بسازم

    یا چون سنم کمه نمی‌تونم

    یا چون زنم یا چون تو ایرانم یا چون تو محله فقیرم چون بابام آدم فقیری بوده یا چون قیافم زشته یا چون سرمایه اولیه ندارم یا چون پارتی ندارم

    بیایید الگوهایی رو پیدا کنید که ثابت می‌کنه اینا همش بهونه است و افرادی بودن که مثلاً برخلاف این توقعاتی که مردم دارن به نتایج خیلی خوبی از لحاظ مالی رسیدن هزار کامنت توی جلسه دوم روانشناسی ثروت یک بچه‌ها در مورد الگوها نوشتن که من همون موقع که می‌خوندم می‌گفتم یکی فقط بشینه این کامنت‌ها رو بخوره

    یعنی بشینه فقط این‌ها رو بارها و بارها بخونه اصلاً شکل فکر کردن مغزش در مورد اینکه من چون زنم نمی‌تونم یا چون سنم کمه نمی‌شه یا چون سنم زیاده نمی‌شه یا چون سرمایه اولیه ندارم نمی‌شه

    چون تحصیلات ندارم نمیشه

    اصلاً مغزش فکرش عوض میشه

    به خاطر اینکه این همه الگو بچه‌ها آوردن توی جلسه دوم روانشناسی ثروت 1 که این نتایج رو گرفتن بدون هیچ کدوم از اون چیزایی که شما می‌گید باید باشه برای موفقیت،

    یعنی این باورها اینجوری تغییر می‌کنه،

    این کارهایی که من انجام دادم و بچه‌ها هم دارن تو دوره‌ها انجام میدن،

    چند ده هزار پیج به اسم من باز شده هیچکدوم مال من نیست هیچ کدوم هم رضایت ندارم و فقط محصولات توی سایت فروخته میشه

    هر کسی به هر طریقی از هر جای دیگه‌ای به دستش رسیده من راضی نیستم که استفاده کنه می‌تونه بیاد از فایل‌های رایگان استفاده کنه از اون‌ها نتیجه بگیره با وجدان درست با خیال راحت تو مسیر درست بره،

    اتفاقاً یه مجموعه برنامه‌ای هست به نام امریکن گرید یا طمع آمریکایی چند تا از قسمت‌هاش رو دیدم اگر دوست داشتید برید ببینید از اینکه قانون داره واضح خودش رو نشون میده

    آدم‌هایی رو نشون میده که با دروغ و با کلک و با مسیر نامناسب به پول‌های خیلی زیادی رسیدن

    یکی از معروف‌ترین‌هاشونم همین ترفند پونزی بود که توی آمریکا به حد اعلا رسوند، داستان افرادی رو میگه که از مسیر نادرست حرکت کردن با دروغ با دزدی با کلاهبرداری با مسیر نادرست به هر شکل و اینا به پول‌های خیلی زیادی رسیدن توی برهه‌ای از زندگیشون

    مید آف دیگه ترکونده بودن در حد 500 میلیون دلار یا بیلیون دلار پول داشتن

    قایق تفریحی کشتی فلان خونه 500 اتاق خوابه ماشین فراری توی برهه‌ای بود

    و بعد گند قضیه دراومد

    بعد اینا یا زندان رفتن یا توسط اون افرادی که قربانی شده بودن کشته شدن

    خلاصه نتیجه‌شون رو هم گفتن

    این مید آف خیلی داستانش جالبه به خاطر اینکه تو زندان مرد

    یعنی این مسیر نادرست رو رفت اینقدر هم اعتبار و شهرت در حدی که شده بود پروردگار وال استریت یا مزدک

    می‌گفتن کلی کار انجام داده کلی معروف شده بود ولی بعدش اینجوری شد که نه تنها همه داراییش رو در حدی که بازم اگر مستندش رو ببینید شورت‌هاش رو هم فروختن

    یعنی اومدن برای مالباخته‌ها برای اینکه پول مالباخته‌ها رو بدن اومدن گفتن تمام داراییش رو خونه‌ها ماشین ساعت زندگی هرچی که داره بفروشیم که پول کنیم بدیم به مالباخته‌ها

    شورت‌هاش رو هم داشتن می‌فروختن

    در این حد

    چند وقت پیش هم فوت کرد

    بعدش پسرش هم خودکشی کرد

    خیلی داستان عبرت آموزی هست

    مسیر نادرست شاید دو روز پول به شما بده فکر کنی الان چه خبره،

    فکر نکنید پول داشتن نشون میده که شما مسیرت درست بوده

    خیلی از کلاهبردارهای تاریخ خیلی پول‌های خیلی گنده‌تری از این حرف‌ها داشتن

    ولی آخرش با بدبختی رفتن زندان یا اعدام شدن یا تیربارون شدن یا توسط گروه‌های رقیب کشته شدن یا توسط مالباخته‌ها کشته شدن،

    خلاصه مسیر نادرست کسی که می‌خواد آموزش‌هایی رو ببینه و زندگیش عوض بشه اگر بره سراغ دزدی اصلاً همون اول داره بنیان رو کج می‌ذاره،

    توی زندگی خودم دیدم ذهن فقیر چه جوری عمل می‌کنه

    مهم نیست شما چقدر پول دارید یا چقدر پول در میاری یا می‌سازی

    یه چیز دیگه‌ای مهمه

    من درآمدم نسبت به بچه‌های همسنم خوب بود نسبت به کل فک و فامیل درآمدم بالاتر بود ولی این ذهن فقیره باعث می‌شد اون درآمد بالا نمی‌دونم چی می‌شد

    یعنی بعداً به این مسائل فکر کردم یعنی اون گذشته‌ای که داشتم خیلی به من کمک کرد که بهتر بتونم رمزگشایی کنم که چی میشه که آدم از لحاظ مالی پیشرفت می‌کنه

    چی میشه که از لحاظ مالی پیشرفت نمی‌کنه یعنی اون درآمد بالا به خاطر ذهنِ فقیرِ من که همیشه نگران آینده بودم

    یا مثلاً همیشه باور کمبود داشتم اون باور کمبوده داشت کارو انجام می‌داد

    با اینکه من پول می‌ساختم از اون پول استفاده نمی‌شد

    با اینکه من همیشه جیب‌هام پر از پول بود حتی اینم بگم آرزو به دل بودم که یه دونه همبرگر بخورم شاید باورتون نشه من یه دونه همبرگر نخوردم با اینکه اینقدر پول داشتم و فلافل می‌خوردم با دو تا نون اضافه به خاطر اینکه می‌گفتم ارزون‌تر بشه

    یعنی می‌خوام بگم که ذهن فقیر اینجوریه، هنوز هم مشکل دارم توی این قضیه

    اینا پاشنه‌های آشیلیه که به این راحتی برطرف نمی‌شه

    یعنی اون نگاه کمبود باعث می‌شد من از اون پول‌ها استفاده نکنم

    درسته خیلی بهتر شدم ولی وقتی در مورد پاشنه آشیل صحبت می‌کنیم در مورد چیزی صحبت می‌کنم که هیچ وقت حل نمی‌شه می‌تونه بهتر بشه ولی همیشه اون زیر هست و باید حواست بهش باشه

    به خاطر همین من از بچگی پول داشتم و استفاده نمی‌کردم و اون پول‌ها به یه طریقی از بین می‌رفت،

    خیلی از بچه‌ها میگن چه جوریه ما هرچی می‌خریم ارزون میشه هرچی می‌فروشیم گرون میشه

    ما هر وقت می‌خریم سهم می‌خریم طلا می‌خریم دلار می‌خریم موقعی که ما می‌خریم بعدش ارزون می‌شه

    ما گرون خریدیم بعدش ارزون میشه،

    وقتی که می‌فروشیم یهویی قیمتش میشه 4 برابر

    چقدر این جمله براتون آشناست

    این جمله نشون میده که ذهن فقیری دارید، منم همینجوری بودم یعنی موضوع پول نداشتنه نبود

    موضوع اینه که پول استفاده نمی‌شد

    یا اگر استفاده می‌شد تو این مسیرها خرج می‌شد

    یعنی آب می‌رفت و من همون همبرگر هم تو رویاهام مونده بود

    من به خاطر شرایطی که توش بزرگ شده بودم یاد گرفته بودم که پول بسازم

    ولی راه استفاده کردن از اون پول و لذت بردن از پول رو بلد نبودم

    بعدش که با قوانین ثروت آشنا شدم اومدم اصلاً ذهنم را تغییر دادم

    یعنی همون موقع هم که اومدم تهران کار کردیم ما از لحاظ درآمدی درآمدمون خیلی خوب بود

    بازم می‌رسیم به پول آب رفتن

    نه اینکه درآمد نداشته باشیم

    درآمدمون خیلی خوب بود

    ولی به دلیل باورهای نادرست و بحث شراکت هزینه‌ها اینقدر رفته بود بالا بعد من نشستم همه این‌ها رو گذاشتم بغل همدیگه فکر کردم اصلاح کردم باورهام رو فهمیدم کجا ایراد دارم

    مخصوصاً تو بحث باور فراوانی تو بحث ارتباط بین پول و خدا

    همون چیزهایی که توی دوره روانشناسی 1 و 2 و 3 گفتیم

    بعد اومدم تغییر دادم بعد دیگه هم ورودی خیلی رفت بالا با سرعت بالاتری رفت بالا همین که سعی کردم یه ذره بیشتر استفاده کنم

    ولی اینکه از پول‌ها استفاده کنم یا مثلاً خیلی خرج کنم هنوزم آدم خراجی نیستم، یعنی هنوزم اگه یه چیزی ببینم که خودم دارمش نمیرم یه دونه دیگه ازش بخرم

    شاید اگر لباس رو ببینم خوشم بیاد برم بگیرم

    نه اینکه حالا برم خرج‌های الکی بکنم،

    الانم هنوز من هزینه‌هام بالا نیست

    یعنی من از اون آدم‌هایی هستم که آدم پرهزینه‌ای نیستم که بگیم هزینه‌هام بالاست اگر درآمد نداشته باشم چه بلایی سرم میاد نه هزینه‌هام کاملاً منطقیه و حتی خیلی شاید پایین باشه و درآمد رفت بالا

    یعنی من اومدم روی این بحث کار کردم ولی هر چقدر درآمد رفت بالا سعی کردم اون چیزایی که دوست داشتم تهیه کنم

    اون چیزی که نیاز بود تهیه کنم نه اینکه حالا بیام شعاف کنم

    حالا بیام ساعت رولکس دست کنم الماس بزارم توش بگم من رولکس دارم

    یا مثلاً یه ماشین لامبورگینی بخرم که به بقیه بگم من سوار لامبورگینی هستم،

    من دو برابر پول لامبورگینی دادم یه آروی خریدم آروی هم کسی تو خیابون نمی‌بینه افتاده گوشه خونه

    وقتی میریم مسافرت ازش استفاده می‌کنیم دو برابر پول لامبورگینی هست

    برای اینکه استفاده می‌شد گرفتم

    نه برای اینکه شوآف کنم،

    یه مارجین خیلی زیادی بین ورودی درآمدم از وقتی روی باورهام کار می‌کردم بین ورودی ثروت تو زندگی منه و خروجی،

    یعنی اینجوری نیست که هرچی بیاد همون بره یا مثلاً هرچی بیاد دیگه باید یه درصد قابل توجهی از اون خرج بشه و هزینه بشه، نه یه مارجین خیلی خیلی زیاد نسبت به آنچه ورودی وارد زندگی من میشه از لحاظ مالی و آنچه که من خرج می‌کنم و من خیلی راضیم

    چون اون چیزی که می‌خوام رو دارم

    سر خودم رو هم شلوغ نکردم

    یعنی می‌خوام بگم هر چقدر هم بیشتر گذشت دیدم به یه سری چیزها احتیاجی ندارم

    یه سری چیزها رو خریدم فکر کردم نیاز دارم بهش

    یا مثلاً بنز دلیلش این بود که دوست داشتم جزئ آرزوهام بود ولی بعد الان نگاه می‌کنم تازه داره تمرکز منو می‌گیره باید مواظبش هم باشم

    هرچی بیشتر می‌گذره هی ساده‌تر می‌شه انگار زندگی

    هی دارم به سمت سادگی بیشتری میرم

    هر چقدر که بیشتر از لحاظ مالی شرایطم بهتر میشه هی بیشتر از لحاظ زندگی دوست دارم زندگیم ساده‌تر باشه و خوشحالم از این بابت

    یعنی احساس می‌کنم من بنده پول نمی‌شم بیام یه عالمه ماشینو تجهیزات و اینا رو بگیرم بعد من بشم یک حمالی که بیام این‌ها رو روی دوشم بذارم که هر بار اینو درست کنم هر بار اونو سرویس کنم

    هر بار اینو فلان کنم مواظبشون باشم

    یعنی دیدم که من باید کسی باشم که برم مواظب ملک‌ها باشم

    اگر قرار باشه ثروت به من خدمت کنه نه اینکه من به ثروت خدمت کنم

    یعنی با این تفکر دارم هی زندگیم رو ساده‌تر می‌کنم

    البته شاید نیاز بوده که این مسیر رو برم و سیر بشم و بعد بیام سراغ این

    یعنی نمی‌خوام بگم که این مسیر قبلی مسیر اشتباهی بوده

    یعنی اگر سیر نمی‌شدم یا اگر این همه خونه نداشتم توی آمریکا یا توی ایران اگر مثلاً این همه ماشین نداشتم شاید حالا فکر می‌کردم اگر هر روز سوار یه ماشین بشی چه اتفاق جالبی میفته،

    یعنی می‌خوام بگم که اون زندگی گذشته من باعث شد یه سری چیزها رو بخوام تجربه کنم

    اگر اینا نبود این اتفاقه نمی‌افتاد

    یعنی باید همه این‌ها رو در نظر بگیرید نمی‌خوام بگم که ساده زیستی خوبه و بیخیال ثروت بشید یا بیخیال داشتن این نعمت‌ها بشید

    من باید به اون‌ها می‌رسیدم و بعد ازشون سیر می‌شدم

    ولی خب آدم خوبه که سیر بشه

    آدم خوبه که بفهمه که این نباشه که به خاطر اینکه مردم فکر کنن من وضعم خوبه این ماشین رو نگه دارم

    به خاطر اینکه مردم فکر کنن من وضعم خوبه این رستوران‌ها رو برم،

    نه آدم بهتره که اعتماد به نفسش رو ببره بالا اون چیزی که دوست داره تجربه کنه

    بگذره ازش و هی سبک بارتر بشه هی بارش رو کمتر کنه،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: