اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
گام22به نام عشقم وسلام به عشقم که هرروزبه امیدهدایت وحمایت وحفاظت وشفاعتش چشم بازمیکنم.الهی به امیدتوهرروزم راشروع میکنم.سلام به استادوخانواده عباسمنشی که ازاول همیشه لقمه حلال واردزندگیشون میشده که به راه مستقیم هدایت شدن!دوستان به هممون ازاستادتااون کسی که همین امروزروزاولشه حالاهرتاریخی واردسایت شده، میشود. ویاسالهای آینده واردسایت خواهدشد.
وروزیش این بوده که وارداقیانوسی بشه که ازماهیهای ریزتانهنگهای گنده برای صیدصیادان معرفی شده دراین اقیانوس هرچی درتوانشون هست صیدکنن! چه فایلهای دانلودی که ازعمرت مایه میگذاری!چه ازمحصول سایت که هم عمروهم هزینه دارد.خدادرسیستم استادنهاده باشاگردات روبه راست باشی نه یکی رومادرباشی ودیگری رونامادری همیشه توی فایلهاومحصولات فروشی اصل حرف رابزن به موقعش کسی که لایق باشه لقمه رومیخوره ونتیجشومیبینه وکسی هم که لایقش نباشه نه لقمه محصول و نه لقمه ی دانلودی خوردش نمیشه!لقمه رومیگیره دورسرش دورمیده میندازه به قعرجهنم وخودش باهمون لقمه توی چاه است تاابد!وبایدبه قول استادهمونجاباشهچون جای خوبی روانتخاب کرده. حالاورودی همه مون روبه سایت الهی ازصمیم قلب تبریک میگم. یاالله دست یاری ونیازمندی به درگاهت آورده ام کمکم کن که همانطورپدرومادپیرم بازحمتهاشون باآبرومندی به ماازخداکسب روزی حلال کردندن وبه خانه بخت فرستادن توراسپاس میگویم. ودرادامه هم همسرم درخانواده زحمت کشی پدرومادرپیرشون به عرصه رسوندی توراشکرمیگویم.وهنوزاین باورکسب حلال ازپدرمادرامون به ماوبه بچه هامون ارثی رسیده که دستت توسفره خودت باشه نه سفره همسایه اگه توی این مصیرروی افکاروباورهای قدیمی پدرومادرمون که توی قرآن گفته پابگذاریدبابت شرک ولی اینجاباباورلقمه حلالشون همه مون افتخارادامه افکاروباورهشونوباآب طلابه قاب طلاروی سردرکانتات حک میکنیم. که ریشه ی مااین است! پاک ومقدس وانتخاب ماباهدایت الهی این است. سایت مقدس الهی خدابه لقمه خوران حلال معرفی واجازه ورودبرای گفتگوباهمفرکانسهارودارده . من اولی که واردسایت شدم یک فایل9ساعته که ازروانشناسی ثروت حالاثروت چندبود نمیدونم ازاولش هم نبود. وفایل فکرکنم141سوال اگه اشتباه نکنم بودمن دانلودکردم اولش استادمیگن من راضی نیستم من میگفتم من که ازکسی نخریدم چرااینجوری شداولش عقلم نمیکشیدچندوقت پیش گفتم نکنه توی همینجاسایت من که ازاین کارهاسردرنمی یارم کسی گفته دانلودرایگان ولی شک داشتم پاکشون کردم والان اگه اون فایلهاکه به قول من شایدخلاصه یاچکیده حرفهای استادباشه که اگه لازمه من بفهمم خداسرراهم قرارمیده ودوباره توی سایت میبینمشون اگرهم تقلبی توکاربوده من متوجه نشدم نمیدانم ازاینکه گوشم شنیدو درک کردمنم پاک کردم خداراشکرمیکنم.به خودم افتخارمیکنم که اتقدربکرهستم وتوی هیچ شبکه توی گوشی افتخارندادم شرکت کنم! زمانی که گوشی خریده بودم هرچی هرکس گفت :بیافلان جای گوشی ازهم خبرداربشیم یاحتی پیام وتماس تصویری قبول نکردم حتی دوست صمیمیم گفت: اینجورهزینه کمتری داره گفتم: نه وزمانی که تلگرام برام وصل شدخیلی شماره روگوشی آمدبالاحالم بدشد!گفتم: این عکسهاوشماره هاچیین توگوشی من؟ پسرم گفت: مخاطبین مثلامن هم یاهرکسی میادبالا!گفتم ؛نه همه روازگوشیم پاک کن من گوشی شلوغ نمیخوام من که به زندگی کسی کارندارم چرااینهاتوگوشی من اومدن نمیخوام اززندگیم کسی سردربیاره وازاینکه برم جایی یااززندگی شخصیم عکس بذارم لذت نمیبرم ودرآینده دیگه نمیدونم چگونه رفتارداشته باشم خدابهترمیدونه. وازقدیم میگفتن که خانه دزدهمیشه خالیه!ای که مراخوانده ای راه نشانم بده به زیبایی بهشت به نام زندگیم توراسپاس میگویم.خدانگهدارشماوزندگی حلالتون باشه. اول نوشتم ذهنم گفت: چی داری بنویسی؟الان میگم اینوداشتم نوشتم الهی شکرت یادم دادی وازپسش براومدم چمشمتان پرنورباد.
من خودم واقعا در اواخر سال 1395 روانشناسی ثروت یک را خریدم و به قول استاد قورت می دادم مطالب را و بسیار تشنه اش بودم و واقعا از همون موقع شروع شد به نتایج مالی توی حساب بانکی ام ولی متاسفانه بعد مدتی فکر کردم دیگه کافیه و یه جاهای هم قانون را اون طوری که خودم دوست داشتم بر داشت میکردم و نتایج آرام آرام بهم آلارم می داد که مسیر را دارم اشتباه میروم و فقط دارم ادای آدم های آگاه را در مییارم و نتایج و جهان شروع کرد با چک و لگد بهم بفهمونه از مسیر خارج شدم ولی خداروشکر که خداوند همیشه من را عاشقانه دوست داشته و من هم صدای الهاماتش رو شنیدم البته خیلی هم مقاوت داشتم ولی بلاخره مجبور شدم بیام توی مسیر درست والا باید تاوان های سنگین تری میدادم چون کم و بیش قوانین را می دانستم وداشتم خودم را دور میزدم و فکر میکردم میشه خدا و قوانین را هم دور زد ولی به لطف خدایم الان توی مسیرم ،کار راحتی نیست چون واقعا یه جاهای ترسهای بیشتر شده ولی چون یک بار با جدیت این مسیر را رفتم و چیزهای رو دیدم که هیچ وقت باور نمی شد برای من اتفاق می افته افتاد و انشالله با درک قانون تکامل دوباره جدی استارت میزنم .
واقعا ممنون از خانم شایسته عزیز که با اون صدای دلنشینش توی ویس اول پیشنهاد این لایوها رو دادن و ممنون از خودم و خدایم که آمدم توی این مسیر و این بار هم واقعا تشنه بودم و به لطف خدایم شروع کردم و دارم نتایج را میبینم شاید پر رنگ نباشه ولی می دانم مستمر حرکت کردن من و احساس خوبم و توکلم بدون شک جواب میده .و خدا روشکر یه دنیا تجربه به همراه خودم دارم و خیلی ایمانم به خدایم بیشتر است چون الان به معنی واقعی می خواهم و دارم ایاک نعبد وایاک نستعین را زندگی میکنم در مسیر اهدنا صراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم.
سپاس از استاد با در اختیار گذاشتن تجربه های ارزشمندتون
الگو باید پیدا کنم از کسانی که به خواسته ها ی من خیلی راحت رسیدن ،ادم های متفاوت با شرایط متفاوت به این خواسته ها رسیدن
استاد من همیشه میخواستم از راه درست به یک زندگی ال برسم ولی قبلاً فکر میکردم با سختی میتونم ویا با تلاش خسته کننده ،ولی به لطف خدا و هدایتش به سمت شما دارم یاد میگیرم خیلی راحت تر و تکاملی به سمت خواسته هام هدایت بشم من به مرور از فایلهای رایگان شروع کردم و بلاخره تونستم محصول 12قدم و هم بخرم ششتاشو ،میدونم که باید بهای این آگاهی های شفا بخشی بدم تا تو زندگیم اثر بزاره
استاد در مورد ذهن فقیر حرفاتون قبول دارم و چوبشو خوردم من شخصیتم و باید عوض کنم سبک زندگیم ،طرز فکرکردنم ،عمل به ایده ها ،همه سلول هام باید از نو طرز کارشونو یاد بگیرن هیچ اثری از من قبلی ضعیف و فقیر نباید بمونه
خدایا هدایتم کن ارادم و قویتر کن من در مسیر درست نگه دار
سپاس گزار خداوندم بابت بودن درمسیر حقیقت و احساس ارامشی که هرروز درحال بیشتر شدنه
قانون تکرار
جهان داره به افکار من درهر لحظه پاسخ میده
ورودی هایی که به ذهنم میدم داره تمام زندگی منو کنترل میکنه ،مهم نیست تمام دیروز رو روی خودم کار کرده باشم ،هر لحظه باید این کار کردن روی باورها باشه ،چون به راحتی ذهن فراموش میکنه ، ظهر کامنت بچه هارو زیر این فایل خوندم ،الان یه کلمش یادم نیست ،
در واقع تا وقتی که به ابمیوه گیری سیب میدم
به من اب سیب میده و وقتی که هویج بدم ،اون اب هویج به من میده ،یعنی اصلا قضاوت نمیکنه و مهم نیست که هزاران بار سیب دادم بهش ( هزاران روز روی خودم کار کردم ) اگر هویج بدم اون به من اب هویج برمیگردونه ، اگر ورودی بد بدم ،خروجی نامناسبه و تقصیر خداوند و جهان نیست ،فرستنده منم ،
پس اینکه استاد میگن این فایل هاروباید خورد ،یعنی به نظرم هرروز باید تکرار بشن تا قدرت بگیرن و قانون اینه که با افکارم دارم زندگیمو رقم میرنم و بقیش عمل به این قانونه و کنترل ذهنه و تکنیک دیگه ای وجود نداره ،
اونایی که هرروز دنبال یه تکنیک خاصین یا هرروز دنبال یه روش جادویین شاید به این دلیله که فک میکنن خدا هر چند وقت یکبار قوانینشو آپدیت میکنه و ابشن اضافه میکنه به جهان ،در صورتی که از اول خلقت این قوانین پابرجا و ثابت بوده و خداوند برای هیچ پیامبری قوانینش رو نشکونده و برای هیچ کس نخواهد شکوند و قوانین بدون تغییرن .
خیلی جالب جهان داره کار میکنه ،یعنی دقیقا ذهن انسان یک ابزاریه انسان میتونه هر شکلی که بخواد از این ابزار استفاده کنه و تمام اتفاقات زندگی هر شخصی به واسطه ی افکار خودشه و اکثرا ناخوداگاه در حال خلق اتفاقات بد هستند و حتی وقتی انسان اگاه میشه به این قانون ، یک تمرینی رو باید شروع کنه به نام کنترل ذهن ،در واقع یک مهارت به نام کنترل ذهن که باید توش بهتر وبهتر بشه ،
تمام ورودی هایی که به ذهن وارد میشن اصن مهم نیست که فرد اگاهانه یا ناآگاهانه این ورودی هارو وارد ذهنش کرده باشه ،این ورودی ها شروع میکنن به برنامه ریزی ذهن و این ورودی ها و این افکار شروع میکنن به تکثیر خودشون و افکار مشابه ادم های مشابه اون افکار شرایط مشابه اون افکار رو شروع به جذب میکنن و جهان هربار به شخص ثایت میکنه که داره درست فکر میکنه و این باورها ریشه دارتر میشه دروجود شخص و ذهن میشود ارباب شخص ، یک ذهن بیمار و فقیر
اما میشود که از همین ابزار بهتر استفاده کرد
با دادن ورودی های مناسب و تکرار و تکرار و جهان هم هر بار با نشون دادن الگوهای مشابه اون افکار بیشتر به شخص ثابت میکنه که داره درست فکر میکنه .
در واقع خداوند کارش اینه که مهر تایید بزنه در هر لحظه به فکری که از فرستنده ی من (ذهن من) دریافت میکنه ،
جهان ماشین اثبات باورهای منه
هر باوری داشته باشم جهان فقط طراحی سده و مسخر شده تا به اون باور شکل بده ،
خداوند هیچوقت اجبار نکرده و نخواهد کرد ،اون توصیه کرده که این کار خوبه و اون کار خوب نیست برای شما و دیگه بعدش اصلا کاری نداره که ما انتخابمون چیه خوبه یا بده ،در هر لحظه پاسخ خداوند به انتخاب های من و درخواست های من مثبته ،من با قدرت احتیار به این جهان خاکی اومدم و خداوند حتی به خودش اجازه نمیده در انتخاب من دخالت کنه ،خدایا چقدر تو بزرگ و عظیمی و بخشنده و مهربان
ذهن ثروتمند و ذهن فقیر
بحث مدارها
همه چیز ذهنه
همه چیز طبق قانون مندیه
اگر ذهن من فقیر باشه ،یعنی من درمدار فقرم و هر چیزی که در این مدار بهش برخورد میکنم ،هر ادمی هر شرایطی هر چیزی به من کمک میکنه تا فقیرتر شوم
اگر ذهن من ثروتمند باشه ،یعنی من در مدار ثروتم ،به این معنا که در این مدار با هر شخصی و هرموقعیتی و هر شرایطی مواجه بشم ،به من کمک میکنه تا ثروتمندتر شدم
من در مدار ماهی مثلا از نظر مالی صدمیلیون باشم ،هیچ گونه دسترسی به مدار حتی 80میلیون ندارم ،اگر که دارم روی خودم کار میکنم
و اگر من در مدار ماهی 100- میلیون باشم هیچ گونه دسترسی به ایده ای که منو مثبت 100میلیون درماه برسونه ندارم
پس چی شد ؟؟؟
تکامل
تغییر یک ذهن فقیر به یک ذهن ثروتمند حاصل یک روند تکاملیه و با یک جمله و یک ایده و یک کار عجیب و غریب این فاصله پر شدنی نیست و این کار یعنی عدم رعایت قانون تکامل یعنی نادیده گرفتن قوانین خداوند و صددرصد جریمه هایی در پی خواهد داشت طبق قانون
پس پروسه تغییر باورها یک پروسه تکاملیه
و نتایج ارام ارام با تغییر ذهن من تغییر میکنه و جهان در هر لحظه با افکار من داره اپدیت میکنه خودش رو
من تمرکز میکنم روی ساختن ذهن قدرتمند در تمام ابعاد و جهان تمرکز میکنه روی خواسته های من
نکته بعدی
داشتن اعتماد به نفس وبرای خود زندگی کردن
مهم نبودن حرف بقیه
ارامش و احساس خوب رو اولویت قرار دادن
همه ی اینها باعث میشه که یک شخصیت توحیدی و قوی ساخته بشه که شخص برای دل خودش بخره بفروشه تفریح کنه تفریح نکنه و در کل برای خودش زندگی کنه ،
این موضوع که ثروت یک موضوع ذهنیه وتا ذهنمون ثروت رودرک نکنه ونپذیره مهم نیست چقدرمهارت داریم، چه شغلی داریم، ارثیه بهمون برسه، به یک طریقی ازدست میده آدم به معنای واقعی درمکان نامناسب وزمان نامناسب همیشه قرارمیگیریم، مثالش خودم زمانی که خو نموفروختم تواون منطقه خیلی قیمت پاییترازجاهای دیگ بود ومشتری نبودبرای خرید، به محض اینکه من فروختم وخوشحال که فروش رفت 3ماه بعد قیمتش قشنگ 10برابر رشدکرد من اونجاباتمام وجودم درک کروم این موضوع رو که همه چیز باورِ.. اما اینکه فهمیدم به این معنی نبوده که باورم تغییرکرده باشه من هنوز فکرمیکنم باتلاش زیاد میتونم چیزهایی که ازدست دادم رودوباره بدست بیارم، البته به اندازه ای که تغییرکرده باورم نتایج هم بوده ولی بازهم یه چیزی توذهن من هست که میگه پول نمیخوام.. خیلی باورای ریزودرشتی توذهنم متوجه شدم که هست وریشه اش درمذهبه وهمینطورکمبود که دارم روشون باصبر کارمیکنم ودیگ رها نمیکنم میدونم که این روندتغییرباورها تکاملی هست.. کپشن این فایل روکه میخوندم به این جمله که رسیدم (ثروت یعنی حل مساله، هرچه مساعل بزرگتری راحل کنی ثروت بیشتری میسازی، هرچه مساعل آدم های بیشتری راحل کنی ثروت بیشتری میسازی…)
متوجه شدم من بادید واعتقادات خودم چیزایی که فکرمیکنم درسته ارزش کسب وکارها رومشخص میکنم، مثلا اینکه یه شرکت داروسازی داره مسعله مردم روحل میکنه پس لیاقت ثروت روداره وخداهم کمکش میکنه رشد کنه… اما یه کمپانی تولید سبگار که مسعله ای از انسان ها حل نمیکنه تازه باعث زیان هم میشه، نباید رشد کنه!!! پس چرا کمپانی های تولیدسیگار بااینکه بهداشت تواکثرکشورا مجبورشون میکنه تبلیغی رو روی پاکت سیگاربزنن که نشون میده سبگارمضرهست وباعث مرگ میشه ولی پرفروشه ازهرمحصولی فکرمیکننم فروشش درجهان بیشترباشه وگسترش هم پیداکرده کسب وکارشون وثروتمندهم هستن، یامثلا شرکت هایی که دارن موشک وبمب میسازن، وهروز دارن بزرگتر وثروتمندترمیشن… پس نشون میده که دید جهان بادید من فرق داره، اصلا تعریف ارزش یه چیز دیگست برای جهان وخداوند،منظورم این نیست که هزاران کسب وکارکه کلی مساعل روحل کردن وراحتترکردن نادیده گرفتم، این درسته که مسعله دیگران ویاحتی مسعله ی خودش ر. ادم حل کنه نتیجه اش میشه موفقیت دراون کار… منظورم اینه که توذهن من اینجوری بودکه چون یه کاری انجام ندادی که فایده برای کسی داشته باشه به همین دلیل شاید خیلی ثروتمندنشدی، ازطرفی هم دیدم مخترعانی رو، یاتولیدکننده هایی رو که بخاطر نداشتن مشتری دست ازکارشون کشیدن، پس مگه اونا مسعله حل نکردن پس چرا ثروت نتونستن بسازن؟؟ ولی شرکت مشروب سازی، یا تولیدسیگار خیلی موفقه که به ظاهرمسعله مهمی از انسان هاحل نکرده… اینجا بودکه رسیدم به این حرف آقای عطارروشن که دریه کامنتی گفته بودن خداوندبه کیفیت محصولت کاری نداره به احساست پاداش میده، اینکه خودت درموردکاری که داری انجام میدی چه احساسی داری ازنظرخودت کارت درسته یاحس میکنی کارغلطی روداری انجام میدی یاکاربی ارزشی روداری انجام میدی وانتظار نتیجه مالی خوب هم داشته باشی..
من نتونستم منطق درست وپایه ای برای ذهنم درمورد اینکه ارزش به چه معنی هست؟ حل مسعله برای دیگران به چه معنی هست پیداکنم..
من اینودرک کردم که وقتی یه مساله ای روتوی کارت حل میکنی رشد میکنی، ولی اینکه آیا لایق دریافت ثروت هستی باحل مسعله برای خودت باشه وسودشم به خودت برسه، بعد توباسودی که کسب کردی میری خرید میکنی میری ملک میخری یاهرچیزی، این ارزش خلق کردن محسوب میشه؟؟ این سوالای ذهنم دلیلش باورمذهبی هست که اول گفتم چون ارزش توذهن واسه بعضی ازکاراست، همه ی شغلا ارزشمندنیستن، الان خودمم سرگیجه گرفتم یه باورمذهبی درمورد خدمت به دیگران ولایق بودن برای اینکه خدابهت خیروبرکت بده دارم که واضح نیست برام فقط هرچی اومدبه ذهنم نوشتم که اینجا هم بعنوان ردپابمونه که بعدبتونم خودم بخونمش وهم اینکه شاید دوستانی باشن که درک درستتروروشنتری ازارزش ولایق بودن برای ثروت داشته باشن
سپاسگزارم از خانم شایسته ی عزیز برای این دسته فایلهای عالی
سلام دوستان عزیزم
“ثروت”، یک برنامه ذهنی است که باید در ذهن نصب شود و ذهنیت فرد را ثروتمند کند. وگرنه اگر ذهن فقیر باشد، چنین اهرمی از رنج و لذت در ذهن، هرگز به فرد اجازه دسترسی به ایده ها و راهکارهای ثروت ساز را نمی دهد؛
در همین کار فعلی که دارم یادمه وقتی تسلیم خداوند شدم و به چگونگی ورودی ها و راههای ورود پول و فروش از چه راهی و چه طریقی فکر نکردم و به قول استاد عزیزم (بالا هم اشاره کردم)وقتی تسلیم شدم،ذهنیتی که قبلاً داشتم(اینکه فروش آب انار در داخل مغازه برام خیلی مهم بود ،با اینکه میدیم فروش به همکارانم در شهرم وحتا استان و نیز خارج از استان و حتا ایران ،از لحاظ تعداد مشتری هایی که میشد فروخت ،اختلاف بسیار عظیم و فاحش و غیر قابل تصور داشت اما من به قول استاد یک باگ وحشتناک ذهنی داشتم و اون هم فروش داخل مغازه بود و این باگ هم بخاطر مقایسه خودم با برادر کوچکم در شهر دیگر بود )اما من تسلیم شدم و اهرم رنج و لذتی که به لطف خداوند و راهنمایی استاد عزیزم در ذهنم نصب کردم که:
اولاً مسیر هر شخصی با دیگری متفاوت است
دوم من در بازاریابی ،استعداد خوبی دارم
سوم از اینکه در شهرهای مختلف برم و بازاریابی کنم بی نهایت لذت میبرم و ذوق عجیبی دارم.
و چهارم به لحاظ منطقی دیدم فروشی که از این بازاریابی در استان و حتا ایران ،میتونم داشته باشم واقعا قابل قیاس با فروش داخل مغازه نیست
و
و
هزاران دلیل منطقی دیگر.
و در این چند سال اخیر آرام آرام و منطقی ،تلاش میکنم و با عشق هر سال تعداد مشتری های من زیاد میشود و به مسیرهای بهتر و آسانتری هدایت میشوم و توقعی که از خودم و خدای قوانین ثابت،دقیق و درست دارم اینه که منو آسون کنه برای آسانیها و این کاملا طبیعی است اگر من بپذیرم.
طبق تئوری ظرف آب در دوره روانشناسی ثروت 1، وقتی ظرف فرد سوراخ است یعنی حتی اگر فرد پول ساختن را نیز بلد باشد، پول می سازد اما ذهنیت او به شکلی با پول رفتار می کند که همیشه لنگ هزینه ها باشد؛
یعنی حتی اگر به خاطر سایر باورهای قدرتمندکننده، ثروت وارد زندگی فرد شود، دوامی نخواهد داشت زیرا اهرم رنج و لذت نصب شده در ذهنیت فقیر، مراقب است که “ثروت” وارد زندگی فرد نشود یا اگر هم وارد شد، با هر برنامه ممکن، ثروت را از زندگی او خارج می کند؛
طبق تئوری ظرف آب در دوره روانشناسی ثروت 1، راهکار رسیدن به استقلال مالی، تغییر شناسایی اهرم رنج و لذت فعلی ذهن و سپس تغییر آیتم های رنج و لذت در این اهرم است؛
چه ذهنیتی باعث پیشرفت مالی و پایداری نتایج می شود و چه ذهنیتی مانع ورود نعمت ها به زندگی می شود؟
ذهنیتی که قبلاً داشتم فکر میکردم که یک کسب و کار رو راه میندازه و دیگه میرم سمت تفریح و گشتن و …
اما با تمام وجودم کارم رو دوست دارم و مصمم هستم تا زمانی که عمر دارم از کار مورد علاقه ام فقط و فقط لذت ببرم و خالق ثروت و نعمت باشم و باعث گسترش جهان شوم ؛همین نوع نگاه یک عزم جدی به من میدهد و مرا در مسیری که دارم طی میکنم هم لذت فراوان و هم عشق و هم درآمد و هم همه ی چیزهای خوب نصیبم میکند.
“باور به کمبود”، چگونه نعمت هایی را از بین می برد که به خاطر سایر باورهای قدرتمندکننده وارد زندگی می شود؟
باور به کمبود یعنی تمرکز بر کمبود ها که فقر و نکبت نصیبمان میکند که همان وعده ی فقر و فحشا شیطان است و اما باور به فراوانی ،چشم مارا به فراوانی نعمتهایی که در جهان وجود دارد ،رهنمون میکند و این همان وعده ی خداوند به رحمت و مغفرت و فراوانی و گسترش جهان است
سپاس گزارم مریم جان به خاطر دوره خانه تکانی ذهن هر روز که میگذره من ذهنم رو دارم بیشتر و بیشتر میشناسم و همزمان باورمم راجع به قانون زیاد شده میره.
الگو ها زمانی پیدا میشه در زندگیمون که سپاس گزارم نشانه های کوچک باشیم و توجه کنیم بهشون و این تکرار و توجه رو ادامه بدیم زمانش که برسه هدایت میشیم به الگوهای هم جهت با خواسته مون
من استاد به سخنرانی خیلی علاقه داشتم و دارم سال های 91 و 95 که دانشجوی دوره لیسانس بودم هنگام پروژه های صنفی نجواهای ذهنم شروع میشید که تو میخوای جلو اساتید دانشگاه و بزرگان علمی ارایه بدی تو چطور میخوای این کارو انجام بدی هم از لحاظ سنی از شون خوردتری و هم از لحاظ علمی بعد مینشستم والگو میاوردم برای خودم و با خودم تکرارش می کردم که فلانی 8 سالش است چطوری جذاب و با قدرت حرفشو جلو 5000 هزار نفر میزنه و یا فلانی 15 سالشه چگونه با قدرت و اعتماد به نفس شعر دکلمه میکنه در مقابل 2000 نفر و خلاصه همین جوری هر موقع که ذهنم به نجوا شروع می کرد منم هی اینارو تکرار می کردم.
گام22به نام عشقم وسلام به عشقم که هرروزبه امیدهدایت وحمایت وحفاظت وشفاعتش چشم بازمیکنم.الهی به امیدتوهرروزم راشروع میکنم.سلام به استادوخانواده عباسمنشی که ازاول همیشه لقمه حلال واردزندگیشون میشده که به راه مستقیم هدایت شدن!دوستان به هممون ازاستادتااون کسی که همین امروزروزاولشه حالاهرتاریخی واردسایت شده، میشود. ویاسالهای آینده واردسایت خواهدشد.
وروزیش این بوده که وارداقیانوسی بشه که ازماهیهای ریزتانهنگهای گنده برای صیدصیادان معرفی شده دراین اقیانوس هرچی درتوانشون هست صیدکنن! چه فایلهای دانلودی که ازعمرت مایه میگذاری!چه ازمحصول سایت که هم عمروهم هزینه دارد.خدادرسیستم استادنهاده باشاگردات روبه راست باشی نه یکی رومادرباشی ودیگری رونامادری همیشه توی فایلهاومحصولات فروشی اصل حرف رابزن به موقعش کسی که لایق باشه لقمه رومیخوره ونتیجشومیبینه وکسی هم که لایقش نباشه نه لقمه محصول و نه لقمه ی دانلودی خوردش نمیشه!لقمه رومیگیره دورسرش دورمیده میندازه به قعرجهنم وخودش باهمون لقمه توی چاه است تاابد!وبایدبه قول استادهمونجاباشهچون جای خوبی روانتخاب کرده. حالاورودی همه مون روبه سایت الهی ازصمیم قلب تبریک میگم. یاالله دست یاری ونیازمندی به درگاهت آورده ام کمکم کن که همانطورپدرومادپیرم بازحمتهاشون باآبرومندی به ماازخداکسب روزی حلال کردندن وبه خانه بخت فرستادن توراسپاس میگویم. ودرادامه هم همسرم درخانواده زحمت کشی پدرومادرپیرشون به عرصه رسوندی توراشکرمیگویم.وهنوزاین باورکسب حلال ازپدرمادرامون به ماوبه بچه هامون ارثی رسیده که دستت توسفره خودت باشه نه سفره همسایه اگه توی این مصیرروی افکاروباورهای قدیمی پدرومادرمون که توی قرآن گفته پابگذاریدبابت شرک ولی اینجاباباورلقمه حلالشون همه مون افتخارادامه افکاروباورهشونوباآب طلابه قاب طلاروی سردرکانتات حک میکنیم. که ریشه ی مااین است! پاک ومقدس وانتخاب ماباهدایت الهی این است. سایت مقدس الهی خدابه لقمه خوران حلال معرفی واجازه ورودبرای گفتگوباهمفرکانسهارودارده . من اولی که واردسایت شدم یک فایل9ساعته که ازروانشناسی ثروت حالاثروت چندبود نمیدونم ازاولش هم نبود. وفایل فکرکنم141سوال اگه اشتباه نکنم بودمن دانلودکردم اولش استادمیگن من راضی نیستم من میگفتم من که ازکسی نخریدم چرااینجوری شداولش عقلم نمیکشیدچندوقت پیش گفتم نکنه توی همینجاسایت من که ازاین کارهاسردرنمی یارم کسی گفته دانلودرایگان ولی شک داشتم پاکشون کردم والان اگه اون فایلهاکه به قول من شایدخلاصه یاچکیده حرفهای استادباشه که اگه لازمه من بفهمم خداسرراهم قرارمیده ودوباره توی سایت میبینمشون اگرهم تقلبی توکاربوده من متوجه نشدم نمیدانم ازاینکه گوشم شنیدو درک کردمنم پاک کردم خداراشکرمیکنم.به خودم افتخارمیکنم که اتقدربکرهستم وتوی هیچ شبکه توی گوشی افتخارندادم شرکت کنم! زمانی که گوشی خریده بودم هرچی هرکس گفت :بیافلان جای گوشی ازهم خبرداربشیم یاحتی پیام وتماس تصویری قبول نکردم حتی دوست صمیمیم گفت: اینجورهزینه کمتری داره گفتم: نه وزمانی که تلگرام برام وصل شدخیلی شماره روگوشی آمدبالاحالم بدشد!گفتم: این عکسهاوشماره هاچیین توگوشی من؟ پسرم گفت: مخاطبین مثلامن هم یاهرکسی میادبالا!گفتم ؛نه همه روازگوشیم پاک کن من گوشی شلوغ نمیخوام من که به زندگی کسی کارندارم چرااینهاتوگوشی من اومدن نمیخوام اززندگیم کسی سردربیاره وازاینکه برم جایی یااززندگی شخصیم عکس بذارم لذت نمیبرم ودرآینده دیگه نمیدونم چگونه رفتارداشته باشم خدابهترمیدونه. وازقدیم میگفتن که خانه دزدهمیشه خالیه!ای که مراخوانده ای راه نشانم بده به زیبایی بهشت به نام زندگیم توراسپاس میگویم.خدانگهدارشماوزندگی حلالتون باشه. اول نوشتم ذهنم گفت: چی داری بنویسی؟الان میگم اینوداشتم نوشتم الهی شکرت یادم دادی وازپسش براومدم چمشمتان پرنورباد.
به نام خدای عشق و فراوانی
سلام به استاد عشقم و خانم شایسته عشق
من خودم واقعا در اواخر سال 1395 روانشناسی ثروت یک را خریدم و به قول استاد قورت می دادم مطالب را و بسیار تشنه اش بودم و واقعا از همون موقع شروع شد به نتایج مالی توی حساب بانکی ام ولی متاسفانه بعد مدتی فکر کردم دیگه کافیه و یه جاهای هم قانون را اون طوری که خودم دوست داشتم بر داشت میکردم و نتایج آرام آرام بهم آلارم می داد که مسیر را دارم اشتباه میروم و فقط دارم ادای آدم های آگاه را در مییارم و نتایج و جهان شروع کرد با چک و لگد بهم بفهمونه از مسیر خارج شدم ولی خداروشکر که خداوند همیشه من را عاشقانه دوست داشته و من هم صدای الهاماتش رو شنیدم البته خیلی هم مقاوت داشتم ولی بلاخره مجبور شدم بیام توی مسیر درست والا باید تاوان های سنگین تری میدادم چون کم و بیش قوانین را می دانستم وداشتم خودم را دور میزدم و فکر میکردم میشه خدا و قوانین را هم دور زد ولی به لطف خدایم الان توی مسیرم ،کار راحتی نیست چون واقعا یه جاهای ترسهای بیشتر شده ولی چون یک بار با جدیت این مسیر را رفتم و چیزهای رو دیدم که هیچ وقت باور نمی شد برای من اتفاق می افته افتاد و انشالله با درک قانون تکامل دوباره جدی استارت میزنم .
واقعا ممنون از خانم شایسته عزیز که با اون صدای دلنشینش توی ویس اول پیشنهاد این لایوها رو دادن و ممنون از خودم و خدایم که آمدم توی این مسیر و این بار هم واقعا تشنه بودم و به لطف خدایم شروع کردم و دارم نتایج را میبینم شاید پر رنگ نباشه ولی می دانم مستمر حرکت کردن من و احساس خوبم و توکلم بدون شک جواب میده .و خدا روشکر یه دنیا تجربه به همراه خودم دارم و خیلی ایمانم به خدایم بیشتر است چون الان به معنی واقعی می خواهم و دارم ایاک نعبد وایاک نستعین را زندگی میکنم در مسیر اهدنا صراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم.
سپاس از استاد با در اختیار گذاشتن تجربه های ارزشمندتون
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام خدمت استاد عزیزم و سلام خدمت خانم شایسته توحیدی
سلام خدنت همه دوستان عزیزم در این سایت بهشتی
گام 22 الهی شکرت یک روز دیگه تعهد مسیر را دارم با کمک و لطف خدا مهربونم
تغییر باورها
فقط با دیدن الگوها که استادمون استاد تغییر دادن باورهاست به بهترین روش که اونم دیدن الگوهایی که هستند
سرمون را بگردونیم خیلی زیاد هستند اون چیزهایی که الان من نیاز دارم خیلی ها اونو دارن براشون هم خیلی عادی هست
برای من و همه ادمها همینطور هست الگو دیدن و اگاهانه بتونیم به این شکل نگاهمون را عوض کنیم که هر چی که
من میخام الان اون ها دارن منم میتونم داشته باشم فقط حسادت نکنم و تحسین کنم خوشحال بشم چیزی که من
میخام را ادمهای زیادی دارن احساس خوبی بهم بده به این شکل میشه برای خودمون باور سازی کنیم
به نظرم خیلی سادست انقدر که سادس که بهش توجه نمیکنیم ما همه چیزهایی که الان نداریم به خاطر اینه که
ادمهایی را دیدیم چیزهایی را شنیدیم باور کردیم خودمون را محدود کردیم فراوانی ها را ندیدیم به خاطر همینه که
الان چیزهایی که دوست داریم را نداریم باید دقیقا برعکس قبلمون عمل کنیم این چرخه یک روند داره کی طی بشه
شکل فکر کردن ما هم عوض میشه درک میکنیم و بعدش باور شکل میگیره از کجا میفهمم که باور داره کار میکنه از انجایی
که دارم حرکت میکنم باوری که هنوز به مرحله اقدام نرسیده هنوز تثبیت نشده باید مداومت کنیم تا فرکانس هامون
قدرت بگیرن تا اتفاقات را رقم بزنن ما نمیتونیم با چشم فرکانس را ببینیم به خاط همین زود ول میکنیم ولی همین
که احساسمون با کار کردن روی باوهامون بهتر میشه افکار غالبمون بهتر مثبت تر هست یعنی داره کار میکنه باور سازی
فقط باید ادامش بدیم فراموش نکنیم اصل خارپشتی در خصوص کار کردن باورها جواب میده و این راهش هست
در مورد الگوها که استاد در جلسه دوم روانسناسی 1 گفتن منم یک سری ها را خوندم ولی میخام مجدد بخونمشون
خیلی اثر گزاری دارد میخام یک مثال بزنم از یک بنده خدایی که از زیر صفر به ادم ثروتمند رسیده الگو خوبی هست
یک اقایی در شمال شهرستان بابلسر قبلا شغلش وانت نیسان بود از بهشهر بار کشی میکرد اصلا نه سواد نه قیافه
نه طرز بیان نه خانواده خوب همه چی در حد خیلی پایین بود ولی با باور درست خودش با اعتماد به نفسش
بعد دقیقا نمیدونم چند سال الان کلی از سهام بندر شهرمون سوله هاش انبارهاش همه برای ایشون هست
به تاجرها اجاره میده خودش هم بیشتر اوقات کشتی ها دارن بار این اقا را میارن و جزو فکر کنم ریاست اتحادیه
ماشینهای سنگین هست خودش مالکیت 200 تریلی 18 چرخ برای ایشون هست راننده گزاشته براش کار میکنن
کل حمل و نقل ماشینهای سنگین دست ایشون هست یک ویلا ساحلی داره پلاک اول دریا در شهرک برند شمال
کلی ماشین از مازراتی لندکروز ولوو بنز اس 500 و کلی موتور چهار چرخ و دوچرخه و جت اسکی جلوی ویلاش
مثل خونه های ادمهایی مولتی میلیاردرهای جهان پر از ماشینها و زرق و برق ادم کیف میکنه این همه فراوانی را
میبینه اصلا تمام معادلات زهنیش به هم میخوره چرا من نه این با این عقبه با این قیافه نه تحصیلات نه
لحن بیان خوب از همه لحاظ معیار جامعه پایین هنوز هم بسیار ادم خاکی علی بی غم باحال و بخند هست
کلی یتیم تحت حمایت مالی ایشون هست و یک مجموعه تجاری بسیار عالی لوکیشن تاپ دارن میسازن
تو این سه ماه اخیر سه تا ویلا هر کدوم تقریبا یک میلیون دلار در شهرک خزرشهر خریدن مدیر مالیش اشناست
بهم گفت به راحتی میتونه هر ما یک ویلا خرید کنه هر ویلا قدیمی خزرشهر یک میلیون دلار قیمتش هست
کلی لزت بردم از این الگوی اشنا که اطراف خودم هست گفتم ببین ادم میتونه از کجا به کجا برسه هم خودش
خوب با عزت بالا زندگی کنه هم خانواده اطرافیان ادمها همه خیرش به این همه ادم میرسه داره جهان را گسترش
میده خیلی الگوهای دیگه هستند که من یک نمونه به عنوان مثال اوردم هم برای خودم یاد اوری بشه هم
دوستان دیگه باورهاشون تقویت بشه همین شکل ارام ارام زهن مریض مالی بر میگرده به زهن ثرتمند باید
مداومت داشت عوامل بیرونی را صد در صد باید ببندیم در زهنمون شرک رها بشیم میرسیم به ثروت بی انتهای
جهان کسانی هم تکامل را طی نکردن مثل بابک زنجانی ها که استاد مثال زدن الان کجان چند صبا حال کردن
به ظاهر ولی الان یا مردن یا زندانن اصلا ردخور ندارد تکامل رعایت نکنی میری ته دره باید حواسمون باشه
ارام ارام عجله نکنیم یک روند پنج ده ساله در نظر بگیریم به حد ایده عالمون دیگه عجله نمیکنیم و این مسیر
زندگی را با عشق و حال طی میکنی و میفهمی طعم شادی خوشبختی رو الهی شکرت
سپاسگزارم از استادان جان تا روز بعد خدا نگهدارتون باشه
خدا نگهدارتون .
گام 22
سلام
الگو باید پیدا کنم از کسانی که به خواسته ها ی من خیلی راحت رسیدن ،ادم های متفاوت با شرایط متفاوت به این خواسته ها رسیدن
استاد من همیشه میخواستم از راه درست به یک زندگی ال برسم ولی قبلاً فکر میکردم با سختی میتونم ویا با تلاش خسته کننده ،ولی به لطف خدا و هدایتش به سمت شما دارم یاد میگیرم خیلی راحت تر و تکاملی به سمت خواسته هام هدایت بشم من به مرور از فایلهای رایگان شروع کردم و بلاخره تونستم محصول 12قدم و هم بخرم ششتاشو ،میدونم که باید بهای این آگاهی های شفا بخشی بدم تا تو زندگیم اثر بزاره
استاد در مورد ذهن فقیر حرفاتون قبول دارم و چوبشو خوردم من شخصیتم و باید عوض کنم سبک زندگیم ،طرز فکرکردنم ،عمل به ایده ها ،همه سلول هام باید از نو طرز کارشونو یاد بگیرن هیچ اثری از من قبلی ضعیف و فقیر نباید بمونه
خدایا هدایتم کن ارادم و قویتر کن من در مسیر درست نگه دار
به نام خداوندبخشاینده مهربان
سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته نازنین
وهمه ی دوستان عزیزم در این مسیر توحیدی
گام 22
استاد در مورد مبحث ثروت صحبت کردند
اینکه الگو مناسب پیداکنیم برای خواسته هامون
که اقا اگر فلانی با این شرایط و موقعیت تونسته
به همچین خواسته ای برسه من هم میتونم
این خیلی به من کمک میکنه که همیشه به خودم انگیزه بدم
که افراد زیادی هستند که با شرایط که الان من دارم تونستن به موفقیت برسند پس من هم میتونم
رعایت نکردن قانون تکامل و عجله برای یک شبه پولدار شدن همیشهنتایج ناگواری رو داره
که شاید طرف یه مدت یکم بره بالا اما خیلی بد میوفته پایین
تنها راه گذر از ثروت رسیدن بهشه
چقدر این جمله درسته واقعا تا وقتی که ادم به چیزی نرسیده نمیتونه بگه که من ازش سیر شدم
اینا همش بهونست
تنها راه گذر از هر چیزی تجربه و گذر از اون هستش
در پناه حق
به نام خداوند مهربان
سلام به همگی عزیزانم
سپاس گزار خداوندم بابت بودن درمسیر حقیقت و احساس ارامشی که هرروز درحال بیشتر شدنه
قانون تکرار
جهان داره به افکار من درهر لحظه پاسخ میده
ورودی هایی که به ذهنم میدم داره تمام زندگی منو کنترل میکنه ،مهم نیست تمام دیروز رو روی خودم کار کرده باشم ،هر لحظه باید این کار کردن روی باورها باشه ،چون به راحتی ذهن فراموش میکنه ، ظهر کامنت بچه هارو زیر این فایل خوندم ،الان یه کلمش یادم نیست ،
در واقع تا وقتی که به ابمیوه گیری سیب میدم
به من اب سیب میده و وقتی که هویج بدم ،اون اب هویج به من میده ،یعنی اصلا قضاوت نمیکنه و مهم نیست که هزاران بار سیب دادم بهش ( هزاران روز روی خودم کار کردم ) اگر هویج بدم اون به من اب هویج برمیگردونه ، اگر ورودی بد بدم ،خروجی نامناسبه و تقصیر خداوند و جهان نیست ،فرستنده منم ،
پس اینکه استاد میگن این فایل هاروباید خورد ،یعنی به نظرم هرروز باید تکرار بشن تا قدرت بگیرن و قانون اینه که با افکارم دارم زندگیمو رقم میرنم و بقیش عمل به این قانونه و کنترل ذهنه و تکنیک دیگه ای وجود نداره ،
اونایی که هرروز دنبال یه تکنیک خاصین یا هرروز دنبال یه روش جادویین شاید به این دلیله که فک میکنن خدا هر چند وقت یکبار قوانینشو آپدیت میکنه و ابشن اضافه میکنه به جهان ،در صورتی که از اول خلقت این قوانین پابرجا و ثابت بوده و خداوند برای هیچ پیامبری قوانینش رو نشکونده و برای هیچ کس نخواهد شکوند و قوانین بدون تغییرن .
خیلی جالب جهان داره کار میکنه ،یعنی دقیقا ذهن انسان یک ابزاریه انسان میتونه هر شکلی که بخواد از این ابزار استفاده کنه و تمام اتفاقات زندگی هر شخصی به واسطه ی افکار خودشه و اکثرا ناخوداگاه در حال خلق اتفاقات بد هستند و حتی وقتی انسان اگاه میشه به این قانون ، یک تمرینی رو باید شروع کنه به نام کنترل ذهن ،در واقع یک مهارت به نام کنترل ذهن که باید توش بهتر وبهتر بشه ،
تمام ورودی هایی که به ذهن وارد میشن اصن مهم نیست که فرد اگاهانه یا ناآگاهانه این ورودی هارو وارد ذهنش کرده باشه ،این ورودی ها شروع میکنن به برنامه ریزی ذهن و این ورودی ها و این افکار شروع میکنن به تکثیر خودشون و افکار مشابه ادم های مشابه اون افکار شرایط مشابه اون افکار رو شروع به جذب میکنن و جهان هربار به شخص ثایت میکنه که داره درست فکر میکنه و این باورها ریشه دارتر میشه دروجود شخص و ذهن میشود ارباب شخص ، یک ذهن بیمار و فقیر
اما میشود که از همین ابزار بهتر استفاده کرد
با دادن ورودی های مناسب و تکرار و تکرار و جهان هم هر بار با نشون دادن الگوهای مشابه اون افکار بیشتر به شخص ثابت میکنه که داره درست فکر میکنه .
در واقع خداوند کارش اینه که مهر تایید بزنه در هر لحظه به فکری که از فرستنده ی من (ذهن من) دریافت میکنه ،
جهان ماشین اثبات باورهای منه
هر باوری داشته باشم جهان فقط طراحی سده و مسخر شده تا به اون باور شکل بده ،
خداوند هیچوقت اجبار نکرده و نخواهد کرد ،اون توصیه کرده که این کار خوبه و اون کار خوب نیست برای شما و دیگه بعدش اصلا کاری نداره که ما انتخابمون چیه خوبه یا بده ،در هر لحظه پاسخ خداوند به انتخاب های من و درخواست های من مثبته ،من با قدرت احتیار به این جهان خاکی اومدم و خداوند حتی به خودش اجازه نمیده در انتخاب من دخالت کنه ،خدایا چقدر تو بزرگ و عظیمی و بخشنده و مهربان
ذهن ثروتمند و ذهن فقیر
بحث مدارها
همه چیز ذهنه
همه چیز طبق قانون مندیه
اگر ذهن من فقیر باشه ،یعنی من درمدار فقرم و هر چیزی که در این مدار بهش برخورد میکنم ،هر ادمی هر شرایطی هر چیزی به من کمک میکنه تا فقیرتر شوم
اگر ذهن من ثروتمند باشه ،یعنی من در مدار ثروتم ،به این معنا که در این مدار با هر شخصی و هرموقعیتی و هر شرایطی مواجه بشم ،به من کمک میکنه تا ثروتمندتر شدم
من در مدار ماهی مثلا از نظر مالی صدمیلیون باشم ،هیچ گونه دسترسی به مدار حتی 80میلیون ندارم ،اگر که دارم روی خودم کار میکنم
و اگر من در مدار ماهی 100- میلیون باشم هیچ گونه دسترسی به ایده ای که منو مثبت 100میلیون درماه برسونه ندارم
پس چی شد ؟؟؟
تکامل
تغییر یک ذهن فقیر به یک ذهن ثروتمند حاصل یک روند تکاملیه و با یک جمله و یک ایده و یک کار عجیب و غریب این فاصله پر شدنی نیست و این کار یعنی عدم رعایت قانون تکامل یعنی نادیده گرفتن قوانین خداوند و صددرصد جریمه هایی در پی خواهد داشت طبق قانون
پس پروسه تغییر باورها یک پروسه تکاملیه
و نتایج ارام ارام با تغییر ذهن من تغییر میکنه و جهان در هر لحظه با افکار من داره اپدیت میکنه خودش رو
من تمرکز میکنم روی ساختن ذهن قدرتمند در تمام ابعاد و جهان تمرکز میکنه روی خواسته های من
نکته بعدی
داشتن اعتماد به نفس وبرای خود زندگی کردن
مهم نبودن حرف بقیه
ارامش و احساس خوب رو اولویت قرار دادن
همه ی اینها باعث میشه که یک شخصیت توحیدی و قوی ساخته بشه که شخص برای دل خودش بخره بفروشه تفریح کنه تفریح نکنه و در کل برای خودش زندگی کنه ،
الهی شکرت
تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم .
درپناه الله یکتا .
سلاموقتبخیر
فایل زیبا وپراز اگاهیبود
منقبلازاینکبااینقانوناشناشم درآمد خوبی داشتم
ولی خیربرکت نداشتوزندگی منکندپیشمیرفت
اصلافکرماین بود کمتر خرجکنم تموم میشه این باور
منبودوهمیشهپولبود ولی به راه غلطخرجمیشد
من از سال1400تعغیراتشروعشدمنفقطفایلگوش
میکردم وتاتعغیراتشروعشدومنپولدرمیارمولیبهراه
درستخرجکیشهمن الانشکرگذاریهرروزو مینویسم
جقدر خرجکردم
ومینویسمخیلیجوابنید
تشکرازاستادخوبم
بنام خدای همواره حامی وهدایتگرم
این موضوع که ثروت یک موضوع ذهنیه وتا ذهنمون ثروت رودرک نکنه ونپذیره مهم نیست چقدرمهارت داریم، چه شغلی داریم، ارثیه بهمون برسه، به یک طریقی ازدست میده آدم به معنای واقعی درمکان نامناسب وزمان نامناسب همیشه قرارمیگیریم، مثالش خودم زمانی که خو نموفروختم تواون منطقه خیلی قیمت پاییترازجاهای دیگ بود ومشتری نبودبرای خرید، به محض اینکه من فروختم وخوشحال که فروش رفت 3ماه بعد قیمتش قشنگ 10برابر رشدکرد من اونجاباتمام وجودم درک کروم این موضوع رو که همه چیز باورِ.. اما اینکه فهمیدم به این معنی نبوده که باورم تغییرکرده باشه من هنوز فکرمیکنم باتلاش زیاد میتونم چیزهایی که ازدست دادم رودوباره بدست بیارم، البته به اندازه ای که تغییرکرده باورم نتایج هم بوده ولی بازهم یه چیزی توذهن من هست که میگه پول نمیخوام.. خیلی باورای ریزودرشتی توذهنم متوجه شدم که هست وریشه اش درمذهبه وهمینطورکمبود که دارم روشون باصبر کارمیکنم ودیگ رها نمیکنم میدونم که این روندتغییرباورها تکاملی هست.. کپشن این فایل روکه میخوندم به این جمله که رسیدم (ثروت یعنی حل مساله، هرچه مساعل بزرگتری راحل کنی ثروت بیشتری میسازی، هرچه مساعل آدم های بیشتری راحل کنی ثروت بیشتری میسازی…)
متوجه شدم من بادید واعتقادات خودم چیزایی که فکرمیکنم درسته ارزش کسب وکارها رومشخص میکنم، مثلا اینکه یه شرکت داروسازی داره مسعله مردم روحل میکنه پس لیاقت ثروت روداره وخداهم کمکش میکنه رشد کنه… اما یه کمپانی تولید سبگار که مسعله ای از انسان ها حل نمیکنه تازه باعث زیان هم میشه، نباید رشد کنه!!! پس چرا کمپانی های تولیدسیگار بااینکه بهداشت تواکثرکشورا مجبورشون میکنه تبلیغی رو روی پاکت سیگاربزنن که نشون میده سبگارمضرهست وباعث مرگ میشه ولی پرفروشه ازهرمحصولی فکرمیکننم فروشش درجهان بیشترباشه وگسترش هم پیداکرده کسب وکارشون وثروتمندهم هستن، یامثلا شرکت هایی که دارن موشک وبمب میسازن، وهروز دارن بزرگتر وثروتمندترمیشن… پس نشون میده که دید جهان بادید من فرق داره، اصلا تعریف ارزش یه چیز دیگست برای جهان وخداوند،منظورم این نیست که هزاران کسب وکارکه کلی مساعل روحل کردن وراحتترکردن نادیده گرفتم، این درسته که مسعله دیگران ویاحتی مسعله ی خودش ر. ادم حل کنه نتیجه اش میشه موفقیت دراون کار… منظورم اینه که توذهن من اینجوری بودکه چون یه کاری انجام ندادی که فایده برای کسی داشته باشه به همین دلیل شاید خیلی ثروتمندنشدی، ازطرفی هم دیدم مخترعانی رو، یاتولیدکننده هایی رو که بخاطر نداشتن مشتری دست ازکارشون کشیدن، پس مگه اونا مسعله حل نکردن پس چرا ثروت نتونستن بسازن؟؟ ولی شرکت مشروب سازی، یا تولیدسیگار خیلی موفقه که به ظاهرمسعله مهمی از انسان هاحل نکرده… اینجا بودکه رسیدم به این حرف آقای عطارروشن که دریه کامنتی گفته بودن خداوندبه کیفیت محصولت کاری نداره به احساست پاداش میده، اینکه خودت درموردکاری که داری انجام میدی چه احساسی داری ازنظرخودت کارت درسته یاحس میکنی کارغلطی روداری انجام میدی یاکاربی ارزشی روداری انجام میدی وانتظار نتیجه مالی خوب هم داشته باشی..
من نتونستم منطق درست وپایه ای برای ذهنم درمورد اینکه ارزش به چه معنی هست؟ حل مسعله برای دیگران به چه معنی هست پیداکنم..
من اینودرک کردم که وقتی یه مساله ای روتوی کارت حل میکنی رشد میکنی، ولی اینکه آیا لایق دریافت ثروت هستی باحل مسعله برای خودت باشه وسودشم به خودت برسه، بعد توباسودی که کسب کردی میری خرید میکنی میری ملک میخری یاهرچیزی، این ارزش خلق کردن محسوب میشه؟؟ این سوالای ذهنم دلیلش باورمذهبی هست که اول گفتم چون ارزش توذهن واسه بعضی ازکاراست، همه ی شغلا ارزشمندنیستن، الان خودمم سرگیجه گرفتم یه باورمذهبی درمورد خدمت به دیگران ولایق بودن برای اینکه خدابهت خیروبرکت بده دارم که واضح نیست برام فقط هرچی اومدبه ذهنم نوشتم که اینجا هم بعنوان ردپابمونه که بعدبتونم خودم بخونمش وهم اینکه شاید دوستانی باشن که درک درستتروروشنتری ازارزش ولایق بودن برای ثروت داشته باشن
سلام بر استاد عزیزم
سپاسگزارم از خانم شایسته ی عزیز برای این دسته فایلهای عالی
سلام دوستان عزیزم
“ثروت”، یک برنامه ذهنی است که باید در ذهن نصب شود و ذهنیت فرد را ثروتمند کند. وگرنه اگر ذهن فقیر باشد، چنین اهرمی از رنج و لذت در ذهن، هرگز به فرد اجازه دسترسی به ایده ها و راهکارهای ثروت ساز را نمی دهد؛
در همین کار فعلی که دارم یادمه وقتی تسلیم خداوند شدم و به چگونگی ورودی ها و راههای ورود پول و فروش از چه راهی و چه طریقی فکر نکردم و به قول استاد عزیزم (بالا هم اشاره کردم)وقتی تسلیم شدم،ذهنیتی که قبلاً داشتم(اینکه فروش آب انار در داخل مغازه برام خیلی مهم بود ،با اینکه میدیم فروش به همکارانم در شهرم وحتا استان و نیز خارج از استان و حتا ایران ،از لحاظ تعداد مشتری هایی که میشد فروخت ،اختلاف بسیار عظیم و فاحش و غیر قابل تصور داشت اما من به قول استاد یک باگ وحشتناک ذهنی داشتم و اون هم فروش داخل مغازه بود و این باگ هم بخاطر مقایسه خودم با برادر کوچکم در شهر دیگر بود )اما من تسلیم شدم و اهرم رنج و لذتی که به لطف خداوند و راهنمایی استاد عزیزم در ذهنم نصب کردم که:
اولاً مسیر هر شخصی با دیگری متفاوت است
دوم من در بازاریابی ،استعداد خوبی دارم
سوم از اینکه در شهرهای مختلف برم و بازاریابی کنم بی نهایت لذت میبرم و ذوق عجیبی دارم.
و چهارم به لحاظ منطقی دیدم فروشی که از این بازاریابی در استان و حتا ایران ،میتونم داشته باشم واقعا قابل قیاس با فروش داخل مغازه نیست
و
و
هزاران دلیل منطقی دیگر.
و در این چند سال اخیر آرام آرام و منطقی ،تلاش میکنم و با عشق هر سال تعداد مشتری های من زیاد میشود و به مسیرهای بهتر و آسانتری هدایت میشوم و توقعی که از خودم و خدای قوانین ثابت،دقیق و درست دارم اینه که منو آسون کنه برای آسانیها و این کاملا طبیعی است اگر من بپذیرم.
طبق تئوری ظرف آب در دوره روانشناسی ثروت 1، وقتی ظرف فرد سوراخ است یعنی حتی اگر فرد پول ساختن را نیز بلد باشد، پول می سازد اما ذهنیت او به شکلی با پول رفتار می کند که همیشه لنگ هزینه ها باشد؛
یعنی حتی اگر به خاطر سایر باورهای قدرتمندکننده، ثروت وارد زندگی فرد شود، دوامی نخواهد داشت زیرا اهرم رنج و لذت نصب شده در ذهنیت فقیر، مراقب است که “ثروت” وارد زندگی فرد نشود یا اگر هم وارد شد، با هر برنامه ممکن، ثروت را از زندگی او خارج می کند؛
طبق تئوری ظرف آب در دوره روانشناسی ثروت 1، راهکار رسیدن به استقلال مالی، تغییر شناسایی اهرم رنج و لذت فعلی ذهن و سپس تغییر آیتم های رنج و لذت در این اهرم است؛
چه ذهنیتی باعث پیشرفت مالی و پایداری نتایج می شود و چه ذهنیتی مانع ورود نعمت ها به زندگی می شود؟
ذهنیتی که قبلاً داشتم فکر میکردم که یک کسب و کار رو راه میندازه و دیگه میرم سمت تفریح و گشتن و …
اما با تمام وجودم کارم رو دوست دارم و مصمم هستم تا زمانی که عمر دارم از کار مورد علاقه ام فقط و فقط لذت ببرم و خالق ثروت و نعمت باشم و باعث گسترش جهان شوم ؛همین نوع نگاه یک عزم جدی به من میدهد و مرا در مسیری که دارم طی میکنم هم لذت فراوان و هم عشق و هم درآمد و هم همه ی چیزهای خوب نصیبم میکند.
“باور به کمبود”، چگونه نعمت هایی را از بین می برد که به خاطر سایر باورهای قدرتمندکننده وارد زندگی می شود؟
باور به کمبود یعنی تمرکز بر کمبود ها که فقر و نکبت نصیبمان میکند که همان وعده ی فقر و فحشا شیطان است و اما باور به فراوانی ،چشم مارا به فراوانی نعمتهایی که در جهان وجود دارد ،رهنمون میکند و این همان وعده ی خداوند به رحمت و مغفرت و فراوانی و گسترش جهان است
سپاسگزارم و در پناه پر مهر خدای وهابم باشید.
در این مسیر زندگی ،که یکبار
سلام به استاد گرامی و مریم جان!
سپاس گزارم مریم جان به خاطر دوره خانه تکانی ذهن هر روز که میگذره من ذهنم رو دارم بیشتر و بیشتر میشناسم و همزمان باورمم راجع به قانون زیاد شده میره.
الگو ها زمانی پیدا میشه در زندگیمون که سپاس گزارم نشانه های کوچک باشیم و توجه کنیم بهشون و این تکرار و توجه رو ادامه بدیم زمانش که برسه هدایت میشیم به الگوهای هم جهت با خواسته مون
من استاد به سخنرانی خیلی علاقه داشتم و دارم سال های 91 و 95 که دانشجوی دوره لیسانس بودم هنگام پروژه های صنفی نجواهای ذهنم شروع میشید که تو میخوای جلو اساتید دانشگاه و بزرگان علمی ارایه بدی تو چطور میخوای این کارو انجام بدی هم از لحاظ سنی از شون خوردتری و هم از لحاظ علمی بعد مینشستم والگو میاوردم برای خودم و با خودم تکرارش می کردم که فلانی 8 سالش است چطوری جذاب و با قدرت حرفشو جلو 5000 هزار نفر میزنه و یا فلانی 15 سالشه چگونه با قدرت و اعتماد به نفس شعر دکلمه میکنه در مقابل 2000 نفر و خلاصه همین جوری هر موقع که ذهنم به نجوا شروع می کرد منم هی اینارو تکرار می کردم.