اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من باید تو این دو سه روز حقوقم واریز میشد ولی نشد تا این ساعت .و نگران شدم امروز چرا واریز نشد و هزاران فکر اومد به ذهنم اگه واریز نکن چی میشه؟ اجاره خونم چی، بنده خدا که نمیتونه بخاطر من وایسه؟! ا من میخواستم از دوره های استاد بخیرم، اگه 15 بشه و من نتونم بخرم دوره هایی که دوس دارم رو چیکار کنم بعد باید بیشتر پرداخت کنم!؟
وای از این فکرها و تو این فکرا یکم مکث کردم و فکر کردم من چرا اینجوری میکنم!
باخودم گفتم درسته درامدم ثابت شده و به ی استیبلی رسیده حالا باید چیکار کنم؟!
چرا اقدامی نمیکنم برای بیشتر کردنش ؟؟ مگه ثروت دوست نداره مگه درامد و نعمت های بیشتر نمیخوام؟! چرا تلاشی نمیکنم؟؟
چرا دوره هامو گوش نمیکنم؟؟
چرا اینهمه نگرانم
چرا تلاشی نمیکنم و مثل ی ادمی که نشسته تا پول از اسمون براش بیفته، شدم؟؟
چرا چرا چرا؟؟
استاد تو فایلاتون میگین ،درسته رو باور کار کردن خوبه ولی باید حرکت کنی، مثل شما که رو تاکسیتون کار میکردین و پول میساختین و روی باوراتون هم کار میکردین !
باید بشینم با خودم پای صحبت ،باید با خودم سنگامو وابکنم ، باید مسیرم رو عوض کنم به مسیر درست ! این مسیری که دارم میرم بن بسته و به راهی ختم نمیشه!
یه اتفاق عجیبی افتاد هممین که الان که من کامنتت رو خوندم !
من الان که ساعت نزدیک شش صبح و سرکارم توی شیفت هستم ، همکارام داشتن میگفتن که حقوق ماهم قراره چند روز دیگه و با تاخیر واریز بشه اولش یه لحظه حسم بد شد بعد گفتم بیخیال سمیه خدا روزی رسونه .. همین الان که کامنت شما رو خوندم اونم توی این ساعت دقیقا وسط خوندن کامنت پیام واریز حقوق هم اومد برام …
الله اکبر از این نشانه ها و همزمانی ها ..
ان شاءالله که خدا چشمامون رو به دیدن راه هاش باز کنه
وای نمیدونی چه حس خوبی داشتم وقتی نور ابی رو دیدم کنار اسممه. باورم نمیشد و شد نشونه امروزم. ازت ممنونم
حقیقتشو بخوای من فکر نمیکردم که حقوق نریختن اینقد بهمم بریزه و یکی از ترمزهامو پیدا کردم که وابسته شدم به این پول و درامد و میشه گفت مشرک شدم به الله مهربان (اخه هم نگرانی اورد برام هم احساس کمبود و حالم رو بد کرد )فهمیدم هم حقوق واریز میشه چقد خوشحال میشم ولی جالبیش میدونی چیه اینکه هم واریز میشه برام چاله چوله اینقد درست نمیشه که که به ده برج نمیرسه متاسفانه و اینم متوجه شدم که با مدار ثروت خیلی فاصله دارم و باید رو باگهام کارکنم.
ممنونم که برام نوشتی از خودت و ی دوست توحیدی دیگه پیداکردم.
تشکر فراوان دارم از استاد عباسمنش وخانم شایسته برای این فایل های هدیه ای ارزشمند وسرشار از آگاهی….
چقدر شجاعانه استاد عباسمنش اعتراف میکنند که در گذشته با وجودی که ثروت زیادی میساختند،اما باور کمبود به حدی در استاد عباسمنش زیاد بوده است که به جای خوردن ساندویچ همبرگر،فلافل با دونان اضافه میل میکردند…
چقدر زیبا استاد عباسمنش در دوره ای روانشناسی ثروت یک باور فراوانی را برای ما توضیح میدهند و از دیگر موارد دوره ای روانشناسی ثروت یک این است که هرگز بیکار نباشید و همیشه در حال ساختن پول باشید.
من برای فرار از بیکاری مدتی با ماشین خودم در تاکسی اینترنتی اسنپ مشغول به کار بودم،اما چندی پیش بیمه ای اتومبیل من تمام شد و به خاطر اینکه با خودم عهد کردم که دیگر هیچ چیز قسطی نخرم،ماشین را در پارکینگ خانه گذاشته ام وسوارش نمیشوم وروزم را با مرور آموزش های سایت استاد عباسمنش و چند ساعت دوچرخه سواری و یادگیری زبان پرتغالی که مسیر مورد علاقه ام است سپری میکنم.
با وجودی که من مدتی است که ورودی مالی آنچنانی نداشتم اما آنقدر باور فراوانی را در مغز خودم گسترش داده ام که وقتی برای خرید شیر به سوپر مارکت میروم باکیفیت ترین و گران ترین بسته ای شیر آن فروشگاه را خریداری میکنم وبه جای خرید شیر نالیونی, پروشیر پاکتی با چند برابر قیمت را خریداری میکنم وخدارو شکر هرگز لنگ هزینه ای آن نشده ام و از طعم عالی و درصد بالای پروتئین آن لذت میبرم و انشالله به زودی شغلی پیدا میکنم که هزینه های روزانه من از قبیله بیمه کردن ماشین،خرید لباس،ورزش و… را تأمین کنند.
امروز توی سایت یک ساله شدم 365 روزه که با شمام و یک ساله داره بهم آگاهیی ناب الهیی جاری میشود
اولی که من اومدم سایت شما دوستم سایت شما رو معرفی کرد و گفت اول برو فایل های رایگان توحید در عمل رو گوش بده و وقتی من این فایل هارو گوش دادم تازه مفهوم توحید رو درک کردم و فهمیدم چقدر من دور بودم از خدا چقدر من توی در و دیوار بودم…
قبلش من توی زمینه آگاهیی لایو میزاشتم و کلی با دوستام راجب آگاهیی صحبت میکردیم و جلسه میزاشتم….
بعد از شنیدن حرف های شما من میخکوب گوش دادن به شما شدم اصلا فقط دلم میخواست بشنوم ….
رفتم توی فایل های دانلودی و فایل پشت فایل فایل پشت فایل گوش دادم دوستام میومدن میگفتن سهند برامون حرف بزن من میگفتم اصلا حرفم نمیاد و فقط دلم میخواد گوش کنم و
از وقتی هم که رفتم توی فرکانس شما دوستام کم و بیش کم رنگ شدن و انگار هنوز توی مدار شما نبودن…
به جز یکی از دوستام که ازمنم جلو تر بود و حتی دوره 12 قدم شما رو هم تهیه کرده بود و بهم این دوره رو پیشنهاد کرد و من بهمن پارسال خریدم قدم اول رو شروع کردم به گوش دادن انگار مثل این قحطی زده ها بودم که منتظر رسیدن غذا بود و وقتی رسیدم به حرفهای شما گفتم بابا اصلا من کجا این فرکانس کجا….
دیگه هیچی تا به امروز در خدمت شما هستیم و هرچی میرم جلو تر تازه میفهمم هیچ نمیفهمم و به قول شاعر مولانا
چه دانمهای بسیار است لیکن من نمیدانم
که خوردم از دهانبندی در آن دریا کفی افیون
و همکنون دیگر اصل رو شناختم و چسپیدم به اصل و قدم به قدم میریم جلو ببینیم خیر و مصلحت ما چیست….
فرایند تغییر باورها یک فرایند همیشگی هست و با یکبار و دوبار تکرار و با شنیدن یه جمله یا حتی صرفا با داشتن یه دوره خاص امکان پذیر نیست. ما باید این آگاهی ها رو میلیون ها بار تکرار کنیم و کامنت ها رو بخونیم و کامنت بنویسیم و با هربار انجام این کارها یه قدم به جلو میریم و مسیر برامون روشن تر میشه .
جذابیت این مسیر اینه که به محض تعهد و به محض شروع کردن به تمرین و تکرار جهان خیلی سریع بهم واکنش نشون میده و خودش هم به کمکم میاد تا ادامه بدم. در حال حاضر انجام این تمرینات برام شده مثل جایزه که به خودم میدم بعد از یه شیفت کاری به خودم میگم آخ جون الان میرم فایل جدید رو میبینم و کامنتها رو میخونم .
منتطرم کلاسی که دارم تموم بشه و سریع بیام و سایت رو بالا پایین کنم و بازم خودمو درگیر این آگاهی ها کنم.
جلسات رو پوشه بندی میکنم و هربار برنامه ریزی میکنم که کدوم رو در مسیر رفت و برگشتم تو ماشین گوش بدم .
یه ایرپاد جدید و دوست داشتنی گرفتم که وقتی میرم باشگاه هم از این آگاهی ها دور نباشم .
دقیقا حسش برام این شکلیه که مثلا بچه بودیم از ذوق پوشیدن لباس نوهامون شب عید خوابمون نمیبرد . ( میخوام قشنگ لمس کنید چه حال خوبی برام ساخته این گام ها توی این روزها )
بقول یکی از دوستان عزیز حریص شدم به شنیدن و تکرار قانون . میدونین دوستان بخدا قسم که اگه میخوایم تغییر کنیم باید همینطور وقت و انرژی و زمان بذاریم برای تغییر . منی که سالهاست توی این سایت بودم اینو میگم که نمیشه فقط بگیم حالا روزی یه بار یه فایلی گوش میدیم دیگه بسه . اصلا کافی نیست . ما از صبح تاشب مورد تهاجم افکار و صحبت ها و ورودی های نا جالب و ناخواسته هستیم . باید خودمون رو مجهز کنیم. آقا من که هر وقت رها کردم جهان هم منو رها کرده و قشنگ مشت و لگد خوردم .
بقول یکی دیگه از دوستان عزیز باید متعهد باشیم و به تعهدمون عمل کنیم حتی جاهایی که خسته هستیم جاهایی که کارهامون زیاده جاهایی که فکر میکنیم وقت نداریم. اگه با این چیزا خودمون رو توجیه کنیم .جهان هم با اتفاقات ناخواسته ما رو کاملا توجیه میکنه !!!
البته با این چیزای که گفتم فکر نکنیم اینجا بودن کار سختیه و باید زجر بکشیم در مسیر درست باشیم نه اصلا اینطور نیست اتفاقا بسیار مسیر دوست داشتنی و قشنگیه ولی جناب ذهن محترم یکم شیطونی میکنه و .. خلاصه باید حواسمون بهش باشه.
استاد جان در مورد تهیه دوره هاتون از طریق درست من یه تجربه داشتم خواستم اینجا بگم که خب من از اول خیلی درست وارد سایت شدم و هر دوره ای که دارم خودم گرفتم یه بار یکی از نزدیکانم یکی از دوره های شما رو که من نداشتم در اختیار من گذاشت و البته که من فقط سرسری گوش دادم و زیاد چیزی ازش دستگیرم نشد اما دوره رو داشتم توی ذخیره های گوشیم و اتفاقی که افتاد این بود که اس دی کارد گوشیم کلا خراب شد و به اصطلاح سوخت و بجز اون دوره بقیه اطلاعاتم هم از دست رفت ! و بعد اونم فلش مموری که داشتم هم گم کردم و هنوزم پیدا نشده ! قشنگ اون لحظه چراغ هایی توی سرم روشن شد که سمیه بخاطر اون دوره بود که متعلق به تو نبوده ! من گفتم خدایا شکرت که اینقدر سریع نشونم دادی .
و ایمانم به قوانین بازم بیشتر شد .
الان باید برم کامنت های جلسه دو ثروت 1رو بخونم با این تاکیدی که شما داشتین حتما باید نتایج خوبی در پی داشته باشه.
سپاسگزارم خانم شایسته عزیز و استاد گرانقدرم.
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میطلبم
مرا به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت دادی نه گمراهان و غضب شده گان .
واقعا همین فایل نکته هایی بی نهایت ارزشمندی داخلش وجود داشت
من با این فایل فهمیدم ک من در سوراخ بودن سطلم مشکلی ندارم و نباید نگران باشم من تو م
پولسازی مشکل دارم فعلا
البته ک قبول میکنم تو اون مورد هم مشکل دارم ولی بیشتر تمرکزم باید روی پولساز باشه تا ببینم چ اشکالاتی دارم در مراحل بعدی
ارزشمند بودن این فایل ها نشون دهنده ی صداقت استاد در نتایجی ک گرفته و خیال هر فردی رو راحت میکنه ک استاد نمیخاد ک فقط فروش بره محصولش و بیشتر دنبال تغییره
ی جورایی ضمانته
استاد میگه قبلش ی کمی طعم محصولاتی ک دارم رو بچش بعد ک دیدی کیفیت بالاس حالا بیا هزینش رو بده قدم بزار در راه خدا و مسیر درست
همه آدم ها دنبال رسیدن ب آرزوهاشون هستن و فکر میکنن با رسیدن ب رویاهایشان تمومه
در خالی ک اکثریت مردم نمیدونن ک همه ما تشنه آرامش هستیم و در حالی ک هم میدونیم هم نمیدونیم چ جوری باید بهش برسیم میرن تا ب مال دنیا برسن چون فکر میکنن بعد رسیدن ب این ها آرامش رو بدست میارن
اما اول باید در هر شرایطی ک انسان هس باید اول به ارامش برسه ک زیربنای تمام موفقیت هاس اگر آرامش رو الان بدست نیاریم هیچ موقع ب لرامش نمیرسیم حتی اگر از همه نعمت ها بهترین هارو داشته باشیم
و ب قول استاد پایه تمام آرامش ها توحیده
الا بذکرالله تطمئن القلوب
خود خدا میگه الکی دور نچرخ آرامش تو منم بنده عزیزم
یکی از باورهایی که استاد خیلی روی آن تاکید دارد، باور فراوانی است.
بنا به گفته استاد، وقتی باور فراوانی ساخته میشود، خود به خود هزاران باور محدودکننده (یعنی تُرمز) از وجودت حذف میشود.
و ترمزها موانعی هستند که جلوی رسیدن ما به خواسته های مان را میگیرند
بنابراین برداشتن ترمزها خیلی مهم و ضروری است تا ما به آنچه که می خواهیم برسیم.
در همین راستا من بعضاً دنبال الگوهایی برای تقویت باور فراوانی می گردم
و اصلاً یک دفتر دارم مخصوص همین کار
بعضی موارد رو هم قبلاً در سایت کامنت کردهام.
======================================
چند وقت پیش خبری خواندم که شرکت گوگل به یک کارشناس برجسته هوش مصنوعی، مبلغ 2.7 میلیارد دلار میدهد که این بابا رو جذب خودش کند و طرف راضی بشود که بیاید با گوگل کار کند.
من یک کمی با اعداد و ارقام بازی میکنم:
به فرض اگر مدت زمان این قرارداد پنج ساله باشد
و به فرض اگر کل این پول به این کارشناس برسد
و به فرض اگر دلار 63 هزار تومانی الان را 55 هزار تومان در نظر بگیرم:
این فرد نسبتاً جوانِ 48 ساله ، هر روز 82 میلیارد تومان کاسب است
برکت جاری باد!
که میشود ساعتی حدود 3 و نیم میلیارد تومان
یعنی این آقا با همین قرارداد و با در نظر گرفتن سه فرض فوق، در تمام ساعات این پنج سال، راحت و شیرین، ساعتی 3.5 میلیارد تومان درآمد دارد
در تک تک ساعات این پنج سال، چه شب و چه روز و چه نیمه شب و چه هر وقت!
ماشاءالله
ماشاءالله به فراوانی
خدایا شکرت
======================================
حالا من از یک منظر دیگه هم به این قضیه نگاه کردهام
برای این که به ذهن منطقی ام باور فراوانی رو القا کنم و بهش بفهمانم که بابا «پول و ثروت فراوان است و بسیار»
و آن این که حالا ما می آییم و حقوق ماهانه یک کارمند رو در ایران 23 میلیون تومان در نظر میگیریم
و این حقوق، هر ماه به طور کامل و بدون کسری، به حساب کارمند واریز شود.
(که در فضای کارمندی، حقوق خوبی محسوب میشود، و حتی شاید آرزوی خیلی از کارمندها باشد که چنین درآمدی داشته باشند)
درآمد این شخص – یعنی این کارشناس هوش مصنوعی – در یک روز، دیدیم که 82 میلیارد تومان است
یعنی این شخص در یک روز برابر با 3280 روز یک کارمند پول میسازد
به عبارت دیگر، درآمد این کارشناس در یک روز مساوی است با درآمد یک کارمند در 10 سال!
و باز هم به عبارت دیگر، پولی که این کارشناس در یک ماه میسازد، برابر است با پولی که یک کارمند با حقوق خوب، در 300 سال میسازد!!
وای
حتی باور کردنش هم سخته
ولی اینها واقعیت است
شاید اگر خودم به دنبال این الگوها نبودم باورم نمی شد که چطور و با چه روش و از طریق چه کاری، یک فرد میتواند در یک ماه برابر با 300 سال حقوق یک کارمند، پول بسازد!!
اصلاً اینها با هم تناسبی ندارند: یک ماه در برابر 300 سال !!
ولی اینها هست، اینها واقعیت امروز دنیاست
پول ساختن روز به روز راحت تر و راحت تر میشود
مخصوصاً با ورود فناوریهای جدید و گسترش فضای مجازی
======================================
یک نکته دیگه ای هم به ذهنم رسید که خوبه اینجا بگم و آن این که گوگل، دها سرویس و محصول و پروژه در حوزههای مختلف دارد که هوش مصنوعی یکی از آنهاست.
در همین حوزه هوش مصنوعی هم خدا میداند که گوگل چند تا پروژه دارد و چند تا کارشناس و کارمند دارد و چقدر سرمایهگذاری کرده
سوال این است که گوگل چقدر سود و درآمد دارد که برای یکی از حوزههای کاری اش و برای یکی از قراردادهای این حوزه، چنین پولهای کلانی میدهد؟!
======================================
یک پیشنهاد هم به آن دسته از دوستان عزیزم در سایت دارم که روی باور فراوانی کار میکنند
به نظرم اگر اینها هم بیایند و چنین الگوهایی رو کامنت کنند، به همه ما کمک میکند که این باور مهم رو بیشتر و بهتر به ذهن مان بقبولانیم
چرا که مهمترین باور نه فقط برای خلق ثروت بلکه برای خلق هر چیزی تو زندگیمون باور فراوانی هست
سلام سید مهدی عزیز داداش لذت بردم از کامنت زیبایی که گذاشتی اره واقعا همینه اگه ما بتونیم کمی دریچه افکارمونو بروی باورها باز کنیم فراوانی انقدر زیاده که باور کمبود خود به خود محو ونابود میشه باور فراوانی الگوهای این چنینی میخواد که لطف کردی گذاشتی ممنون
من به مدت طولانی در سایت هستم ،وخیلی چیز هم یاد گرفتم ولی اصلاح باور ها را نمیدانم علم استفاده از این آگاهی ها را نمیدانم ،وخیلی غصه میخورم که چرا کم می توانم عمل کنم البته شکر خدا نسبت چند سال قبل خوبتر هستم ولی زیاد خوب نیستم ،الان باور به فراوانی ام بهتر شده الحمدلله ،در پناه خداوند بخشنده شاد سلامت و ثروت مند باشیم
سلام به دوستان من در این سایت که ان شاء الله برگزیدگان خدا هستید
چند وقت پیش یک ماجرایی برایم اتفاق افتاد که فکر میکنم اگر اینجا بگویم، هم به خودم کمک میکند و هم به شما، تا بیشتر به این مسیر ایمان بیاوریم ، و بهتر روی خودمان کار کنیم ، و ذهن مان را در ناخواسته ها بهتر کنترل کنیم.
ماجرا از این قرار است که من چند وقتی بود از لحاظ مالی به قدری مشکل برخورده بودم
داشتم فکر میکردم که چه کنم و چه راه حلی پیدا کنم برای برطرف کردن این معضل
یادم افتاد یک زمانی یعنی چندین سال پیش ، من برای یک سایت خبری، به عنوان مترجم انگلیسی به فارسی، اخباری رو ترجمه میکردم و به آنها می دادم تا روی سایت شون منتشر کنند.
البته این کار به صورت دورکاری انجام میشد و آن شرکت هم فکر کنم دفتر اصلی اش در هلند بود
در آن زمان، این شرکت به من پیشنهاد داد که شما یک وَلِت (Wallet) یعنی یک کیف پول ارز دیجیتال بساز تا ما دستمزد شما را به صورت بیت کوین به آن واریز کنیم.
آن موقع من نه می دانستم ولت چیه، و نه از بیت کوین خبری داشتم.
تو دلم هم ناراحت بودم که ای بابا ! حالا من چه می دونم ولت و بیت کوین چیه ، و مهمتر این که چطور این پول رو به تومان تبدیل کنم
همان سالها، چند روز بعد از واریز حقوقم، داشتم با خانمی که مسئول کار من بود صحبت میکردم سر حقوق و اینها، که یک جمله ازش یادم موند که گفت: آقای جزایری شما همین الان هم کلی سود کردی
من اون موقع درست و حسابی نفهمیدم منظورش چی بود و پیگیر نشدم
چند وقت بعدش هم من خودم کار با اون مجموعه رو متوقف کردم
چند سال از این ماجرا گذشت، حدود هفت سال، و من همه چیز رو فراموش کرده بودم
یک زمانی به تضاد و مشکل مالی برخوردم و می بایست بابت خدمات چند شرکت و شخص، بهشون پول می دادم و البته که آن زمان پولی در بساط نداشتم و این من رو اذیت میکرد
آن موقع با استاد و مکتب استاد آشنا شده بودم و سعی میکردم به هر ضرب و زوری که هست حالم رو خوب نگه دارم و سپاسگزاری انجام بدهم و به آن تضاد توجه نکنم
البته اعتراف میکنم واقعاً سخته که ولی طلبکارها مرتب زنگ می زنند و تو در مضیقه مالی هستی و برای بعضی خریدهای روزمره هم دستت خالیه، بتوانی تمرکزت رو بذاری روی چیزهای مثبت
ولی خب، من با نتایجی که قبلاً گرفته بودم یک جورایی تهِ دلم مطمئن بودم به این راه و روش
و می دانستم که به قول استاد «جواب میدهد»
یک روز داشتم با خودم فکر میکردم ، که یک دفعه یادم آمد قضیه این شرکتی که براشون کار میکردم ، و ماجرای ولت و بیتکوین به ذهنم خطور کرد
من چیز خاصی در ذهنم نمانده بود، چون – همانطور که گفتم – از این قضیه چندین سال گذشته بود
ولی سخن استاد به یادم آمد که تو برو، تو اقدام بکن، تو حرکت کن، تو عملی انجام بده، درها به رویت باز میشود
من رفتم و در ایمیلم سرچ کردم و ایمیل آن شرکت رو پیدا کردم
ایمیل زدم که من چند سال پیش در کارهای تحقیق و ترجمه با شما همکاری داشته ام و الان سوالی دارم. اگر میشه جواب بدهید
چند روزی صبر کردم، هیچ جوابی به ایمیل من داده نشد
به آن سایت هم مراجعه کردم و دیدم دیر به دیر و به صورت نامنظم آپدیت میشود و اخبار و مطالب جدید روی آن منتشر میشود
حدس زدم که شاید آن تیم مدیریت قبلی ، از این شرکت رفته یا شاید کارشان آرام آرام داره به سمت متوقف شدن پیش میرود و شاید هم چند وقته دیگه سایت به طور کامل غیرفعال شود .
مانده بودم چه کار کنم
در یکی از فایلهای ورد که بعضی مطالب مهم رو آرشیو میکنم و نگه می دارم، یک دفعه آدرس ولت رو دیدم
رفتم سرچ کردم در سایت بلاکچین ، دیدم بله ! آدرس ولت درسته ، ولی مشکل اصلی اینجا خودش رو نشان داد: برای ورود به ولت، از من پسورد می خواست و من اصلاً پسوردم رو به یاد نداشتم
رفتم قسمت راهنمایی (هِلپ) سایت بلاکچین و آن قسمتی که مربوط به بازیابی پسورد بود رو خواندم
یکی از راهکارهایی که داده بود این بود که شما به حافظه کش موبایل یا کامپیوترتان مراجعه کنید شاید آنجا چیزی دستگیرتان شود
و البته این کار برای من که سالها از آن موضوع گذشته بود، هیچ افاقه نکرد
در همان قسمت راهنمایی سایت، یک قسمتی لینک زده بود و نوشته بود که این شرکت (یا این افراد متخصص) کارشون بازیابی رمز عبور یا همان پسورد است
من روی آن لینک زدم و مطالبش رو کمی خواندم . دیدم یک آدرس ایمیل هم هست آنجا
رفتم یک متن آماده کردم و براشون فرستادم و شرح دادم
آدرس ولت م رو هم بهشون دادم و در آخر نوشتم که: لطفاً اگر ممکن است مرا کمک کنید که پسورد ولت را بازیابی کنم (البته به زبان انگلیسی)
اینها به من جواب دادند و گفتند ما تلاش خودمان رو می کنیم. اگر رمز رو پیدا کنیم، 20 درصد موجودی رو بر می داریم و الباقی مال شماست. اگر رمز رو پیدا نکنیم که هیچ هزینه ای برای شما ندارد
من گفتم باشه موافقم
چند روز بعدش گفتند داریم روی آن کار می کنیم ولی نتوانستیم رمز عبور رو به دست بیاریم ، و شما یک فشاری به مغز مبارکت بیار که بلاخره چی بوده این پسورد!
من چند تا عبارت رو که احتمال می دادم سال های قبل در رمزهایم از آنها استفاده میکردم بهشون دادم و منتظر ماندم که آیا این کار به درد می خوره یا نه
یک روز – در همان ایام بی پولی – که یکی از طلبکارها با من تماس گرفته بود و یک جورهایی تهدید کرده بود، و من مستاصل شده بودم و نمی دانستم واقعاً چه کنم، یک ایمیلی از این افراد متخصص به من آمد که نوشته بود: ما خبر خوبی برای شما داریم و توانسته ایم رمز ولت شما رو پیدا کنیم.
من خیلی خوشحال شدم ، و با کمی هماهنگی با اینها و انجام یک سری کارهای فنی، رمز رو به من دادند و البته قبلش 20 درصد دستمزد خودشان رو برداشت کرده بودند
با کمال تعجب دیدم که من 56 میلیون تومان پول دارم ، بدون این که اصلاً ذره ای احتمال بدهم
در واقع 200 هزار تومان من ، در گذر زمان و بدون این که هیچ کار خاصی انجام بدهم، شده بود 56 میلیون تومان
خیلی خوشحال و شاکر شدم ولی سر و کله چالش بعدی پیدا شد
چالش بعدی این بود که من چطور این پول رو به حسابم در بانکهای ایران منتقل کنم و به عبارتی آن را به تومان تبدیل کنم
چون ولت یک چیزی است که در اینترنت است و ربطی به بانکها ندارد اصلاً
اینجا هم خدا کمک کرد و یکی از دستانش را برایم فرستاد: یکی از دوستانم از قبل می شناختمش و در کار جابجایی پول بود
قضیه رو به او گفتم و او هم بعد از چند بار تلاش، پول رو به ولت خودش منتقل کرد و به ازای آن تومان به من تحویل داد
البته این وسط هم چند تا جوجه چالش (!) داشتم ولی من دیگه کنترل ذهن رو تا حدی یاد گرفته بودم و ایمان داشتم که با اعراض کردن و تمرکز نشدن بر منفی ها، این موانع کوچولو هم از سر راه برداشته میشود
خلاصه این که خدا کاری کرد که 200 هزار تومان من تبدیل بشود به بیش از 56 میلیون تومان
بدون هیچ تلاش خاصی ، بدون این که اصلاً به این قضیه فکر کنم یا نگران باشم ، و بدون این که هیچ کار خاصی انجام بدهم برایش
این رو هم بگم که نه 200 هزار تومان در هفت سال پیش پول زیادی بود و نه این 56 میلیون تومان ، الان پول عجیب و غریبی است ، ولی این که من با عمل به الهامات ام، قدم به قدم هدایت شدم به این مبلغ خیلی برایم جالب و دلچسب بود
و ایمان من رو تقویت کرد که: این راه درست است و این مسیر جواب میدهد
======================================
ضمناً من در این قضیه، از سناریونویسی و تجسم استفاده می کردم.
برای دوستان عزیزی که نمی دانند، می گویم که گول اسم «سناریونویسی» رو نخورید و فکر نکنید که کار سخت و پیچیده ای است
در سایت استاد مطالب زیادی هست و در قسمت عقل کل هم پرسش و پاسخ های خوبی در این مورد هست و من برای این که مطلبم طولانی تر نشود به این موضوع نمی پردازم
======================================
فقط در پایان، و برای حُسن ختام، قسمتی از سخنان استاد در جلسه 2 قدم دوم دوازده قدم رو (که در مورد اهمیت و قدرت تجسم است) اینجا نقل میکنم:
این جمله رو یک میلیارد بار به خودت بگو:
چیزی که بتوانی تجسمش کنی و خودت رو در نقطه پایانی احساس کنی، صد در صد اتفاق می افتد. صد در صد
اگر می توانی تجسمش کنی می توانی خلقش کنی
اگر می توانی خودت رو در نقطه پایانی رسیدن به یکی از خواسته هایت ببینی، صد در صد می تونه اتفاق بیفته.
گاهی که میرم مغازه ی آقا جمال و حرف قانون پیش میاد و جوابهای فوق العادشون در عقل کل ، سارا جون هم ذکر خیرش میاد وسط و فضا عطرآگین تر میشه ، میدونم که میدونی چی میگم : عطری که فقط باید اهل دل باشی تا درکش کنی ، همون عطری که در فضای وجودت حسش میکنی ، همون عطری که فقط با چشم بسته میشه بوییدش و کم کم در محیط بیرون هم قابل درک میشه .
وقتی حس حضورت و لمس میکنم ، خودبخود توی دفترم نامت ، حالت ، بیانت نوشته میشه ،
آدمی نیستم اینجا زیاد بنویسم ، نوشته هام در دفتر مخصوص خودمه و اون خصوصی ترهاش توی اشکهای درون و بیرونمه که میدونم به وقتش بهت میرسه ، حالا چرا از بین اینهمه دوست مجازی در این سایت و یا خارج از این مجموعه ، دلم به دلت گره خورده ، نمیدونم
شایدم میدونم ولی نمیشه نوشتش
وقتی از قلب بازم برات صلح و آرامش و عشق و نور میفرستم ، خودم میدونم چقدر گسترده تر میشم و لذتی برام داره که میدونم بارها تجربش کردی ،
اینکه چی شد نوشتم :
راستش دیگه تاب تحمل از کف رفت و بسکه اومدم توقلبت و سرک کشیدم و جانم سیراب شد ، گفتم بزار بهت بگم که یک نفر این طرف دنیا باهات داره زندگی میکنه و شاید خوب باشه که بدونی ،
من دبوونه ام سارا ، دیوونه ی آگاهی و قدرتی که آگاهم بهش .
دلم میخواد یه روز تنگ بغلت کنم و ببوسم دستت رو که مینویسی و قلبم و آتیش میزنی
بدون که هستی برام ، نزدیک و شیرین ، مثل اکسیژن ، مثل نور ، مثل خودم .
عشقم و از شمال هلند به شهر زیبای تبریز تقدیم میکنم
زهره جونم چقدر در زمان مناسب این پیام عاشقانه رو برام فرستادی
امروز برای یه کاری نشانه از خدا درخواست کردم و دقیقا پیام شما تیر خلاص و زد
زهره جونم دل به دل راه داره
من هر وقت عکست ومیبینم یاد جریان خونه گرفتنت میافتم و تحسینت میکنم
یادته رفته بودی شمال و با کلی امید اما ایمانت با شرایط به ظاهر نازیبا از بین نرفت و خدا پاداش امید و ایمانت و داد ؟؟!!
زهره جونم چقدر خوبه که همدیگر رو داریم و به هم عشق هدیه میدیم
با عشق آگاهی ها مون ، تجربه هامون ، هدایت هامون و تقسیم میکنیم و چراغی در مسیر هم روشن میکنیم تا آسان بشیم برای دریافت نعمت ها عزیزم
خودت نمیدونی که پیامت چه ارزشی برام داشت
وای چقدر خوب که با آقا جمال حضوری در مورد زیبایی ها صحبت میکنید ، سپاسگزارم که برام نوشتی عزیزم
سلام من هم به آقا جمال گل برسون
از طرف من بهش بگو آقا خیلی کارت درسته دمت گرم
زهره جونم خیلی دوست دارم این قدرت و داشتم تا از دنیای مجازی به دنیای واقعی دعوتت میکردم ، محکم بغلت میکردم تو چشمهات نگاه میکردم بهت میگفتم زهره تو بینظیری من عاشقتم بعدش باهم چایی میخوردیم ، عشق میکردیم و از معجزات زندگی مون برای هم حرف میزدیم
میدونم این اتفاق میافته
خدایا من نمیدونم چطوری و کجا !
خدا جونم خودت ردیفش کن به آسانی ، سپاسگزارتم
زهره ی عشقولی زیبا و مهربون با کلمات عاشقانه یی که نثارم کردی ، روحم و نوازش کردی
1. تعهد بدید به خودتون کل فایل های سایت رو بارها گوش کنید و تعهد بدید که انجامش بدید و کامنت ها رو بارها و بارها بخونه اصلا شکل فکر کردن مغزت عوض میشه و باورها اینجوری تغییر می کنه
2. مستند داستان میداف و پونزی رو بخونید. ممکنه در مسیر نادرست دو روز به شما پول میده ولی آخرش با خفت و خواری از بین رفتن.
3. مهم نیست چقدر پول درمیاری یا میسازی ذهن فقیر باعث میشه نفهمی اون درآمد چی میشه. نگاه کمبود باعث میشه نتونی ازش استفاده ببری.
4. ثروت قرار است به شما خدمت کند نه اینکه شما به ثروت خدمت کنید.
5. شما باید به ثروت برسید و آنچه که دوست دارید تجربه کنید تا بتوانید به ساده زیستی برسید و سبکبار شوید
من برای تغیر شرایط مالیم ورشد وپیشرفت اومدم تو این سایت بهشتی و بعد با خدای واقعی ومهربون آشنا شدم با قانون ومنطق جهان هستی.
یادم گرفتم که خودم خالق صد درصد زتدگیم هستم و خودم مسئول تمام اتفاقات زندگیم هستم وهیچکسی مسئول زندگی من نیست…ن پدرم ن مادرم ن داداشام و…..
یادم گرفتم فقط روی خدا و ایمان خودم به خدا حساب کنم.. هرجایی اتفاقات خوب بود خدا برام فرستاده و من ایمانم رو درست نشون دادم و هرجا اتفاق بدی برام رخ داده خودم صد درصد مقصر بودم وتمام
چه بسا چیزى را ناخوش دارید، در حالى که خیر شما در آن است و چه بسا چیزى را دوست دارید، در حالى که ضرر و شرّ شما در آن است. و خداوند (صلاح شما را) مىداند و شما نمىدانید.
یه کامنتی از دوست عزیزی خوندم گفت که اگه در تمام لحظه ها واتفاقات زندگیت چه خوب وچه به ظاهر بد تو شاد باشی و تمام اتفاقات رو زیبا ببینی عباس منشی هستی..
گفت بچه ها اگه این دنیا و تمام اتفاقات زندگیت رو زیبا بینی وخوشحال باشی.نیازی نیست دست وپا بزنی ثروت میاد.
چیزی که استاد میگه ثروت یک ذهن هستش.
وتو اگه از مسیر زندگیت لذت ببری خود به خود ثروت میاد تو زندگیت..
شاید بارها وبارها تو تمام دوره های استاد شنیدم.کامنت مریم جان رو خوندم امااااااااا این ذهن این فرکانس من هنوز ثروت رو یک عامل بیرونی میدونه…الان بازار خوابیده وکساده و…..
از خدا مدام هدایت خواستم.خودم رو بستم به قدم ها و این خونه تکونی ….
من باید تغیر کنم و من باید این باورهای سیمانی ذهنم رو بشکونم و از کارم که علاقه من هست و پتانسیل ساخت ثروت رو داره..همینطوری که لیلا عزیز تونسته منم میتونم...ثروت خلق کنم وخودم یک مولد ثروت باشم ..و قدرت خرید بالایی داشته باشم..و ورودی مالیم از خروجی من بالا باشه و نشتی نداشته باشم…..
من الهام همینجا دوباره تعهد میدم که روی باورهای ثروتم کار کنم..و حال خوب واحساس عالیم رو از تمام وجودم داشته باشم.وتوحیدی عمل کنم وتمام اتفاقات زندگیم رو زیبا ببینم ویاد بگیرم زیبا بین واقعی باشم و رها وآزاد این مسیر لذت بخش زندگی رو ادامه بدم.ولاجرم جهان مجبوره نعمت ها وثروت رو زیبایی های بیشتری رو وارد زندگی من کنه…
خدایااااااااشکرررررررت
خدایا تنها ترا میپرستم وتنها از تو یاری وکمک میخواهم.
بنام الله مهربانم
سلام به استادان جان و دوستای نازنینم
گام 22
فرایند تغییر باورها
استاد این جلسه برا من مشرک گفتین
من باید تو این دو سه روز حقوقم واریز میشد ولی نشد تا این ساعت .و نگران شدم امروز چرا واریز نشد و هزاران فکر اومد به ذهنم اگه واریز نکن چی میشه؟ اجاره خونم چی، بنده خدا که نمیتونه بخاطر من وایسه؟! ا من میخواستم از دوره های استاد بخیرم، اگه 15 بشه و من نتونم بخرم دوره هایی که دوس دارم رو چیکار کنم بعد باید بیشتر پرداخت کنم!؟
وای از این فکرها و تو این فکرا یکم مکث کردم و فکر کردم من چرا اینجوری میکنم!
باخودم گفتم درسته درامدم ثابت شده و به ی استیبلی رسیده حالا باید چیکار کنم؟!
چرا اقدامی نمیکنم برای بیشتر کردنش ؟؟ مگه ثروت دوست نداره مگه درامد و نعمت های بیشتر نمیخوام؟! چرا تلاشی نمیکنم؟؟
چرا دوره هامو گوش نمیکنم؟؟
چرا اینهمه نگرانم
چرا تلاشی نمیکنم و مثل ی ادمی که نشسته تا پول از اسمون براش بیفته، شدم؟؟
چرا چرا چرا؟؟
استاد تو فایلاتون میگین ،درسته رو باور کار کردن خوبه ولی باید حرکت کنی، مثل شما که رو تاکسیتون کار میکردین و پول میساختین و روی باوراتون هم کار میکردین !
باید بشینم با خودم پای صحبت ،باید با خودم سنگامو وابکنم ، باید مسیرم رو عوض کنم به مسیر درست ! این مسیری که دارم میرم بن بسته و به راهی ختم نمیشه!
ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده
راه نشانم بده
راه نشانم بده.
سلام معصومه عزیز
امیدوارم در بهترین حال ممکن باشی
یه اتفاق عجیبی افتاد هممین که الان که من کامنتت رو خوندم !
من الان که ساعت نزدیک شش صبح و سرکارم توی شیفت هستم ، همکارام داشتن میگفتن که حقوق ماهم قراره چند روز دیگه و با تاخیر واریز بشه اولش یه لحظه حسم بد شد بعد گفتم بیخیال سمیه خدا روزی رسونه .. همین الان که کامنت شما رو خوندم اونم توی این ساعت دقیقا وسط خوندن کامنت پیام واریز حقوق هم اومد برام …
الله اکبر از این نشانه ها و همزمانی ها ..
ان شاءالله که خدا چشمامون رو به دیدن راه هاش باز کنه
سلام سمیه جانم
روزت گلبارون از اتفاقات خوب.
وای نمیدونی چه حس خوبی داشتم وقتی نور ابی رو دیدم کنار اسممه. باورم نمیشد و شد نشونه امروزم. ازت ممنونم
حقیقتشو بخوای من فکر نمیکردم که حقوق نریختن اینقد بهمم بریزه و یکی از ترمزهامو پیدا کردم که وابسته شدم به این پول و درامد و میشه گفت مشرک شدم به الله مهربان (اخه هم نگرانی اورد برام هم احساس کمبود و حالم رو بد کرد )فهمیدم هم حقوق واریز میشه چقد خوشحال میشم ولی جالبیش میدونی چیه اینکه هم واریز میشه برام چاله چوله اینقد درست نمیشه که که به ده برج نمیرسه متاسفانه و اینم متوجه شدم که با مدار ثروت خیلی فاصله دارم و باید رو باگهام کارکنم.
ممنونم که برام نوشتی از خودت و ی دوست توحیدی دیگه پیداکردم.
ارزوی بهترین بهترینها رو برات دارم.
به نام خدا
سلام بر تمامی کاربران سایت گروه تحقیقاتی عباسمنش
تشکر فراوان دارم از استاد عباسمنش وخانم شایسته برای این فایل های هدیه ای ارزشمند وسرشار از آگاهی….
چقدر شجاعانه استاد عباسمنش اعتراف میکنند که در گذشته با وجودی که ثروت زیادی میساختند،اما باور کمبود به حدی در استاد عباسمنش زیاد بوده است که به جای خوردن ساندویچ همبرگر،فلافل با دونان اضافه میل میکردند…
چقدر زیبا استاد عباسمنش در دوره ای روانشناسی ثروت یک باور فراوانی را برای ما توضیح میدهند و از دیگر موارد دوره ای روانشناسی ثروت یک این است که هرگز بیکار نباشید و همیشه در حال ساختن پول باشید.
من برای فرار از بیکاری مدتی با ماشین خودم در تاکسی اینترنتی اسنپ مشغول به کار بودم،اما چندی پیش بیمه ای اتومبیل من تمام شد و به خاطر اینکه با خودم عهد کردم که دیگر هیچ چیز قسطی نخرم،ماشین را در پارکینگ خانه گذاشته ام وسوارش نمیشوم وروزم را با مرور آموزش های سایت استاد عباسمنش و چند ساعت دوچرخه سواری و یادگیری زبان پرتغالی که مسیر مورد علاقه ام است سپری میکنم.
با وجودی که من مدتی است که ورودی مالی آنچنانی نداشتم اما آنقدر باور فراوانی را در مغز خودم گسترش داده ام که وقتی برای خرید شیر به سوپر مارکت میروم باکیفیت ترین و گران ترین بسته ای شیر آن فروشگاه را خریداری میکنم وبه جای خرید شیر نالیونی, پروشیر پاکتی با چند برابر قیمت را خریداری میکنم وخدارو شکر هرگز لنگ هزینه ای آن نشده ام و از طعم عالی و درصد بالای پروتئین آن لذت میبرم و انشالله به زودی شغلی پیدا میکنم که هزینه های روزانه من از قبیله بیمه کردن ماشین،خرید لباس،ورزش و… را تأمین کنند.
دوستدار شما هستم
O prazer é todo meu
Chave
درود و عشق بر استاد جان
خدا قووت بر شما باد
تشکر برای این فایل زیبا….
امروز توی سایت یک ساله شدم 365 روزه که با شمام و یک ساله داره بهم آگاهیی ناب الهیی جاری میشود
اولی که من اومدم سایت شما دوستم سایت شما رو معرفی کرد و گفت اول برو فایل های رایگان توحید در عمل رو گوش بده و وقتی من این فایل هارو گوش دادم تازه مفهوم توحید رو درک کردم و فهمیدم چقدر من دور بودم از خدا چقدر من توی در و دیوار بودم…
قبلش من توی زمینه آگاهیی لایو میزاشتم و کلی با دوستام راجب آگاهیی صحبت میکردیم و جلسه میزاشتم….
بعد از شنیدن حرف های شما من میخکوب گوش دادن به شما شدم اصلا فقط دلم میخواست بشنوم ….
رفتم توی فایل های دانلودی و فایل پشت فایل فایل پشت فایل گوش دادم دوستام میومدن میگفتن سهند برامون حرف بزن من میگفتم اصلا حرفم نمیاد و فقط دلم میخواد گوش کنم و
از وقتی هم که رفتم توی فرکانس شما دوستام کم و بیش کم رنگ شدن و انگار هنوز توی مدار شما نبودن…
به جز یکی از دوستام که ازمنم جلو تر بود و حتی دوره 12 قدم شما رو هم تهیه کرده بود و بهم این دوره رو پیشنهاد کرد و من بهمن پارسال خریدم قدم اول رو شروع کردم به گوش دادن انگار مثل این قحطی زده ها بودم که منتظر رسیدن غذا بود و وقتی رسیدم به حرفهای شما گفتم بابا اصلا من کجا این فرکانس کجا….
دیگه هیچی تا به امروز در خدمت شما هستیم و هرچی میرم جلو تر تازه میفهمم هیچ نمیفهمم و به قول شاعر مولانا
چه دانمهای بسیار است لیکن من نمیدانم
که خوردم از دهانبندی در آن دریا کفی افیون
و همکنون دیگر اصل رو شناختم و چسپیدم به اصل و قدم به قدم میریم جلو ببینیم خیر و مصلحت ما چیست….
و این چیستی را فقط اوس کریم میداند و بس….
من عاشقتونم سهند(:
به نام رب اجابت کننده روزی دهنده
سلاام
گام بیست و دوم
فرایند تغییر باورها یک فرایند همیشگی هست و با یکبار و دوبار تکرار و با شنیدن یه جمله یا حتی صرفا با داشتن یه دوره خاص امکان پذیر نیست. ما باید این آگاهی ها رو میلیون ها بار تکرار کنیم و کامنت ها رو بخونیم و کامنت بنویسیم و با هربار انجام این کارها یه قدم به جلو میریم و مسیر برامون روشن تر میشه .
جذابیت این مسیر اینه که به محض تعهد و به محض شروع کردن به تمرین و تکرار جهان خیلی سریع بهم واکنش نشون میده و خودش هم به کمکم میاد تا ادامه بدم. در حال حاضر انجام این تمرینات برام شده مثل جایزه که به خودم میدم بعد از یه شیفت کاری به خودم میگم آخ جون الان میرم فایل جدید رو میبینم و کامنتها رو میخونم .
منتطرم کلاسی که دارم تموم بشه و سریع بیام و سایت رو بالا پایین کنم و بازم خودمو درگیر این آگاهی ها کنم.
جلسات رو پوشه بندی میکنم و هربار برنامه ریزی میکنم که کدوم رو در مسیر رفت و برگشتم تو ماشین گوش بدم .
یه ایرپاد جدید و دوست داشتنی گرفتم که وقتی میرم باشگاه هم از این آگاهی ها دور نباشم .
دقیقا حسش برام این شکلیه که مثلا بچه بودیم از ذوق پوشیدن لباس نوهامون شب عید خوابمون نمیبرد . ( میخوام قشنگ لمس کنید چه حال خوبی برام ساخته این گام ها توی این روزها )
بقول یکی از دوستان عزیز حریص شدم به شنیدن و تکرار قانون . میدونین دوستان بخدا قسم که اگه میخوایم تغییر کنیم باید همینطور وقت و انرژی و زمان بذاریم برای تغییر . منی که سالهاست توی این سایت بودم اینو میگم که نمیشه فقط بگیم حالا روزی یه بار یه فایلی گوش میدیم دیگه بسه . اصلا کافی نیست . ما از صبح تاشب مورد تهاجم افکار و صحبت ها و ورودی های نا جالب و ناخواسته هستیم . باید خودمون رو مجهز کنیم. آقا من که هر وقت رها کردم جهان هم منو رها کرده و قشنگ مشت و لگد خوردم .
بقول یکی دیگه از دوستان عزیز باید متعهد باشیم و به تعهدمون عمل کنیم حتی جاهایی که خسته هستیم جاهایی که کارهامون زیاده جاهایی که فکر میکنیم وقت نداریم. اگه با این چیزا خودمون رو توجیه کنیم .جهان هم با اتفاقات ناخواسته ما رو کاملا توجیه میکنه !!!
البته با این چیزای که گفتم فکر نکنیم اینجا بودن کار سختیه و باید زجر بکشیم در مسیر درست باشیم نه اصلا اینطور نیست اتفاقا بسیار مسیر دوست داشتنی و قشنگیه ولی جناب ذهن محترم یکم شیطونی میکنه و .. خلاصه باید حواسمون بهش باشه.
استاد جان در مورد تهیه دوره هاتون از طریق درست من یه تجربه داشتم خواستم اینجا بگم که خب من از اول خیلی درست وارد سایت شدم و هر دوره ای که دارم خودم گرفتم یه بار یکی از نزدیکانم یکی از دوره های شما رو که من نداشتم در اختیار من گذاشت و البته که من فقط سرسری گوش دادم و زیاد چیزی ازش دستگیرم نشد اما دوره رو داشتم توی ذخیره های گوشیم و اتفاقی که افتاد این بود که اس دی کارد گوشیم کلا خراب شد و به اصطلاح سوخت و بجز اون دوره بقیه اطلاعاتم هم از دست رفت ! و بعد اونم فلش مموری که داشتم هم گم کردم و هنوزم پیدا نشده ! قشنگ اون لحظه چراغ هایی توی سرم روشن شد که سمیه بخاطر اون دوره بود که متعلق به تو نبوده ! من گفتم خدایا شکرت که اینقدر سریع نشونم دادی .
و ایمانم به قوانین بازم بیشتر شد .
الان باید برم کامنت های جلسه دو ثروت 1رو بخونم با این تاکیدی که شما داشتین حتما باید نتایج خوبی در پی داشته باشه.
سپاسگزارم خانم شایسته عزیز و استاد گرانقدرم.
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میطلبم
مرا به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت دادی نه گمراهان و غضب شده گان .
سلام خدمت استاد و دوستانی که کامنت رو میخونند
استاد گفتین ک فایل های رایگان حیلی ارزشمندند
واقعا همین فایل نکته هایی بی نهایت ارزشمندی داخلش وجود داشت
من با این فایل فهمیدم ک من در سوراخ بودن سطلم مشکلی ندارم و نباید نگران باشم من تو م
پولسازی مشکل دارم فعلا
البته ک قبول میکنم تو اون مورد هم مشکل دارم ولی بیشتر تمرکزم باید روی پولساز باشه تا ببینم چ اشکالاتی دارم در مراحل بعدی
ارزشمند بودن این فایل ها نشون دهنده ی صداقت استاد در نتایجی ک گرفته و خیال هر فردی رو راحت میکنه ک استاد نمیخاد ک فقط فروش بره محصولش و بیشتر دنبال تغییره
ی جورایی ضمانته
استاد میگه قبلش ی کمی طعم محصولاتی ک دارم رو بچش بعد ک دیدی کیفیت بالاس حالا بیا هزینش رو بده قدم بزار در راه خدا و مسیر درست
همه آدم ها دنبال رسیدن ب آرزوهاشون هستن و فکر میکنن با رسیدن ب رویاهایشان تمومه
در خالی ک اکثریت مردم نمیدونن ک همه ما تشنه آرامش هستیم و در حالی ک هم میدونیم هم نمیدونیم چ جوری باید بهش برسیم میرن تا ب مال دنیا برسن چون فکر میکنن بعد رسیدن ب این ها آرامش رو بدست میارن
اما اول باید در هر شرایطی ک انسان هس باید اول به ارامش برسه ک زیربنای تمام موفقیت هاس اگر آرامش رو الان بدست نیاریم هیچ موقع ب لرامش نمیرسیم حتی اگر از همه نعمت ها بهترین هارو داشته باشیم
و ب قول استاد پایه تمام آرامش ها توحیده
الا بذکرالله تطمئن القلوب
خود خدا میگه الکی دور نچرخ آرامش تو منم بنده عزیزم
دنبال چی هستی؟همه رو بهت میدم فقط آروم باش
همه جیز. رو راحت بهت میدم
همون راحت شدن برای راحتی ها
ب غیر از این هر راهی راه رنج و اشتباهی هس
و رنج همی جور نعمته چون نشانه اشتباه بودن راهه
سلام استاد عزیزم
سلام مریم جان
سلام دوستان دوست داشتنی ام در این سایت بهشتی
یکی از باورهایی که استاد خیلی روی آن تاکید دارد، باور فراوانی است.
بنا به گفته استاد، وقتی باور فراوانی ساخته میشود، خود به خود هزاران باور محدودکننده (یعنی تُرمز) از وجودت حذف میشود.
و ترمزها موانعی هستند که جلوی رسیدن ما به خواسته های مان را میگیرند
بنابراین برداشتن ترمزها خیلی مهم و ضروری است تا ما به آنچه که می خواهیم برسیم.
در همین راستا من بعضاً دنبال الگوهایی برای تقویت باور فراوانی می گردم
و اصلاً یک دفتر دارم مخصوص همین کار
بعضی موارد رو هم قبلاً در سایت کامنت کردهام.
======================================
چند وقت پیش خبری خواندم که شرکت گوگل به یک کارشناس برجسته هوش مصنوعی، مبلغ 2.7 میلیارد دلار میدهد که این بابا رو جذب خودش کند و طرف راضی بشود که بیاید با گوگل کار کند.
من یک کمی با اعداد و ارقام بازی میکنم:
به فرض اگر مدت زمان این قرارداد پنج ساله باشد
و به فرض اگر کل این پول به این کارشناس برسد
و به فرض اگر دلار 63 هزار تومانی الان را 55 هزار تومان در نظر بگیرم:
این فرد نسبتاً جوانِ 48 ساله ، هر روز 82 میلیارد تومان کاسب است
برکت جاری باد!
که میشود ساعتی حدود 3 و نیم میلیارد تومان
یعنی این آقا با همین قرارداد و با در نظر گرفتن سه فرض فوق، در تمام ساعات این پنج سال، راحت و شیرین، ساعتی 3.5 میلیارد تومان درآمد دارد
در تک تک ساعات این پنج سال، چه شب و چه روز و چه نیمه شب و چه هر وقت!
ماشاءالله
ماشاءالله به فراوانی
خدایا شکرت
======================================
حالا من از یک منظر دیگه هم به این قضیه نگاه کردهام
برای این که به ذهن منطقی ام باور فراوانی رو القا کنم و بهش بفهمانم که بابا «پول و ثروت فراوان است و بسیار»
و آن این که حالا ما می آییم و حقوق ماهانه یک کارمند رو در ایران 23 میلیون تومان در نظر میگیریم
و این حقوق، هر ماه به طور کامل و بدون کسری، به حساب کارمند واریز شود.
(که در فضای کارمندی، حقوق خوبی محسوب میشود، و حتی شاید آرزوی خیلی از کارمندها باشد که چنین درآمدی داشته باشند)
درآمد این شخص – یعنی این کارشناس هوش مصنوعی – در یک روز، دیدیم که 82 میلیارد تومان است
یعنی این شخص در یک روز برابر با 3280 روز یک کارمند پول میسازد
به عبارت دیگر، درآمد این کارشناس در یک روز مساوی است با درآمد یک کارمند در 10 سال!
و باز هم به عبارت دیگر، پولی که این کارشناس در یک ماه میسازد، برابر است با پولی که یک کارمند با حقوق خوب، در 300 سال میسازد!!
وای
حتی باور کردنش هم سخته
ولی اینها واقعیت است
شاید اگر خودم به دنبال این الگوها نبودم باورم نمی شد که چطور و با چه روش و از طریق چه کاری، یک فرد میتواند در یک ماه برابر با 300 سال حقوق یک کارمند، پول بسازد!!
اصلاً اینها با هم تناسبی ندارند: یک ماه در برابر 300 سال !!
ولی اینها هست، اینها واقعیت امروز دنیاست
پول ساختن روز به روز راحت تر و راحت تر میشود
مخصوصاً با ورود فناوریهای جدید و گسترش فضای مجازی
======================================
یک نکته دیگه ای هم به ذهنم رسید که خوبه اینجا بگم و آن این که گوگل، دها سرویس و محصول و پروژه در حوزههای مختلف دارد که هوش مصنوعی یکی از آنهاست.
در همین حوزه هوش مصنوعی هم خدا میداند که گوگل چند تا پروژه دارد و چند تا کارشناس و کارمند دارد و چقدر سرمایهگذاری کرده
سوال این است که گوگل چقدر سود و درآمد دارد که برای یکی از حوزههای کاری اش و برای یکی از قراردادهای این حوزه، چنین پولهای کلانی میدهد؟!
======================================
یک پیشنهاد هم به آن دسته از دوستان عزیزم در سایت دارم که روی باور فراوانی کار میکنند
به نظرم اگر اینها هم بیایند و چنین الگوهایی رو کامنت کنند، به همه ما کمک میکند که این باور مهم رو بیشتر و بهتر به ذهن مان بقبولانیم
چرا که مهمترین باور نه فقط برای خلق ثروت بلکه برای خلق هر چیزی تو زندگیمون باور فراوانی هست
عاشق همتون هستم
در پناه حق باشید
سلام سید مهدی عزیز داداش لذت بردم از کامنت زیبایی که گذاشتی اره واقعا همینه اگه ما بتونیم کمی دریچه افکارمونو بروی باورها باز کنیم فراوانی انقدر زیاده که باور کمبود خود به خود محو ونابود میشه باور فراوانی الگوهای این چنینی میخواد که لطف کردی گذاشتی ممنون
یاغنی ،
سلام به استاد همه اعضای سایت خودمون ،
من به مدت طولانی در سایت هستم ،وخیلی چیز هم یاد گرفتم ولی اصلاح باور ها را نمیدانم علم استفاده از این آگاهی ها را نمیدانم ،وخیلی غصه میخورم که چرا کم می توانم عمل کنم البته شکر خدا نسبت چند سال قبل خوبتر هستم ولی زیاد خوب نیستم ،الان باور به فراوانی ام بهتر شده الحمدلله ،در پناه خداوند بخشنده شاد سلامت و ثروت مند باشیم
داستان بلاکچینی من!
سلام به استاد عزیزم
سلام به مریم عزیزم
سلام به دوستان من در این سایت که ان شاء الله برگزیدگان خدا هستید
چند وقت پیش یک ماجرایی برایم اتفاق افتاد که فکر میکنم اگر اینجا بگویم، هم به خودم کمک میکند و هم به شما، تا بیشتر به این مسیر ایمان بیاوریم ، و بهتر روی خودمان کار کنیم ، و ذهن مان را در ناخواسته ها بهتر کنترل کنیم.
ماجرا از این قرار است که من چند وقتی بود از لحاظ مالی به قدری مشکل برخورده بودم
داشتم فکر میکردم که چه کنم و چه راه حلی پیدا کنم برای برطرف کردن این معضل
یادم افتاد یک زمانی یعنی چندین سال پیش ، من برای یک سایت خبری، به عنوان مترجم انگلیسی به فارسی، اخباری رو ترجمه میکردم و به آنها می دادم تا روی سایت شون منتشر کنند.
البته این کار به صورت دورکاری انجام میشد و آن شرکت هم فکر کنم دفتر اصلی اش در هلند بود
در آن زمان، این شرکت به من پیشنهاد داد که شما یک وَلِت (Wallet) یعنی یک کیف پول ارز دیجیتال بساز تا ما دستمزد شما را به صورت بیت کوین به آن واریز کنیم.
آن موقع من نه می دانستم ولت چیه، و نه از بیت کوین خبری داشتم.
تو دلم هم ناراحت بودم که ای بابا ! حالا من چه می دونم ولت و بیت کوین چیه ، و مهمتر این که چطور این پول رو به تومان تبدیل کنم
همان سالها، چند روز بعد از واریز حقوقم، داشتم با خانمی که مسئول کار من بود صحبت میکردم سر حقوق و اینها، که یک جمله ازش یادم موند که گفت: آقای جزایری شما همین الان هم کلی سود کردی
من اون موقع درست و حسابی نفهمیدم منظورش چی بود و پیگیر نشدم
چند وقت بعدش هم من خودم کار با اون مجموعه رو متوقف کردم
چند سال از این ماجرا گذشت، حدود هفت سال، و من همه چیز رو فراموش کرده بودم
یک زمانی به تضاد و مشکل مالی برخوردم و می بایست بابت خدمات چند شرکت و شخص، بهشون پول می دادم و البته که آن زمان پولی در بساط نداشتم و این من رو اذیت میکرد
آن موقع با استاد و مکتب استاد آشنا شده بودم و سعی میکردم به هر ضرب و زوری که هست حالم رو خوب نگه دارم و سپاسگزاری انجام بدهم و به آن تضاد توجه نکنم
البته اعتراف میکنم واقعاً سخته که ولی طلبکارها مرتب زنگ می زنند و تو در مضیقه مالی هستی و برای بعضی خریدهای روزمره هم دستت خالیه، بتوانی تمرکزت رو بذاری روی چیزهای مثبت
ولی خب، من با نتایجی که قبلاً گرفته بودم یک جورایی تهِ دلم مطمئن بودم به این راه و روش
و می دانستم که به قول استاد «جواب میدهد»
یک روز داشتم با خودم فکر میکردم ، که یک دفعه یادم آمد قضیه این شرکتی که براشون کار میکردم ، و ماجرای ولت و بیتکوین به ذهنم خطور کرد
من چیز خاصی در ذهنم نمانده بود، چون – همانطور که گفتم – از این قضیه چندین سال گذشته بود
ولی سخن استاد به یادم آمد که تو برو، تو اقدام بکن، تو حرکت کن، تو عملی انجام بده، درها به رویت باز میشود
من رفتم و در ایمیلم سرچ کردم و ایمیل آن شرکت رو پیدا کردم
ایمیل زدم که من چند سال پیش در کارهای تحقیق و ترجمه با شما همکاری داشته ام و الان سوالی دارم. اگر میشه جواب بدهید
چند روزی صبر کردم، هیچ جوابی به ایمیل من داده نشد
به آن سایت هم مراجعه کردم و دیدم دیر به دیر و به صورت نامنظم آپدیت میشود و اخبار و مطالب جدید روی آن منتشر میشود
حدس زدم که شاید آن تیم مدیریت قبلی ، از این شرکت رفته یا شاید کارشان آرام آرام داره به سمت متوقف شدن پیش میرود و شاید هم چند وقته دیگه سایت به طور کامل غیرفعال شود .
مانده بودم چه کار کنم
در یکی از فایلهای ورد که بعضی مطالب مهم رو آرشیو میکنم و نگه می دارم، یک دفعه آدرس ولت رو دیدم
رفتم سرچ کردم در سایت بلاکچین ، دیدم بله ! آدرس ولت درسته ، ولی مشکل اصلی اینجا خودش رو نشان داد: برای ورود به ولت، از من پسورد می خواست و من اصلاً پسوردم رو به یاد نداشتم
رفتم قسمت راهنمایی (هِلپ) سایت بلاکچین و آن قسمتی که مربوط به بازیابی پسورد بود رو خواندم
یکی از راهکارهایی که داده بود این بود که شما به حافظه کش موبایل یا کامپیوترتان مراجعه کنید شاید آنجا چیزی دستگیرتان شود
و البته این کار برای من که سالها از آن موضوع گذشته بود، هیچ افاقه نکرد
در همان قسمت راهنمایی سایت، یک قسمتی لینک زده بود و نوشته بود که این شرکت (یا این افراد متخصص) کارشون بازیابی رمز عبور یا همان پسورد است
من روی آن لینک زدم و مطالبش رو کمی خواندم . دیدم یک آدرس ایمیل هم هست آنجا
رفتم یک متن آماده کردم و براشون فرستادم و شرح دادم
آدرس ولت م رو هم بهشون دادم و در آخر نوشتم که: لطفاً اگر ممکن است مرا کمک کنید که پسورد ولت را بازیابی کنم (البته به زبان انگلیسی)
اینها به من جواب دادند و گفتند ما تلاش خودمان رو می کنیم. اگر رمز رو پیدا کنیم، 20 درصد موجودی رو بر می داریم و الباقی مال شماست. اگر رمز رو پیدا نکنیم که هیچ هزینه ای برای شما ندارد
من گفتم باشه موافقم
چند روز بعدش گفتند داریم روی آن کار می کنیم ولی نتوانستیم رمز عبور رو به دست بیاریم ، و شما یک فشاری به مغز مبارکت بیار که بلاخره چی بوده این پسورد!
من چند تا عبارت رو که احتمال می دادم سال های قبل در رمزهایم از آنها استفاده میکردم بهشون دادم و منتظر ماندم که آیا این کار به درد می خوره یا نه
یک روز – در همان ایام بی پولی – که یکی از طلبکارها با من تماس گرفته بود و یک جورهایی تهدید کرده بود، و من مستاصل شده بودم و نمی دانستم واقعاً چه کنم، یک ایمیلی از این افراد متخصص به من آمد که نوشته بود: ما خبر خوبی برای شما داریم و توانسته ایم رمز ولت شما رو پیدا کنیم.
من خیلی خوشحال شدم ، و با کمی هماهنگی با اینها و انجام یک سری کارهای فنی، رمز رو به من دادند و البته قبلش 20 درصد دستمزد خودشان رو برداشت کرده بودند
با کمال تعجب دیدم که من 56 میلیون تومان پول دارم ، بدون این که اصلاً ذره ای احتمال بدهم
در واقع 200 هزار تومان من ، در گذر زمان و بدون این که هیچ کار خاصی انجام بدهم، شده بود 56 میلیون تومان
خیلی خوشحال و شاکر شدم ولی سر و کله چالش بعدی پیدا شد
چالش بعدی این بود که من چطور این پول رو به حسابم در بانکهای ایران منتقل کنم و به عبارتی آن را به تومان تبدیل کنم
چون ولت یک چیزی است که در اینترنت است و ربطی به بانکها ندارد اصلاً
اینجا هم خدا کمک کرد و یکی از دستانش را برایم فرستاد: یکی از دوستانم از قبل می شناختمش و در کار جابجایی پول بود
قضیه رو به او گفتم و او هم بعد از چند بار تلاش، پول رو به ولت خودش منتقل کرد و به ازای آن تومان به من تحویل داد
البته این وسط هم چند تا جوجه چالش (!) داشتم ولی من دیگه کنترل ذهن رو تا حدی یاد گرفته بودم و ایمان داشتم که با اعراض کردن و تمرکز نشدن بر منفی ها، این موانع کوچولو هم از سر راه برداشته میشود
خلاصه این که خدا کاری کرد که 200 هزار تومان من تبدیل بشود به بیش از 56 میلیون تومان
بدون هیچ تلاش خاصی ، بدون این که اصلاً به این قضیه فکر کنم یا نگران باشم ، و بدون این که هیچ کار خاصی انجام بدهم برایش
این رو هم بگم که نه 200 هزار تومان در هفت سال پیش پول زیادی بود و نه این 56 میلیون تومان ، الان پول عجیب و غریبی است ، ولی این که من با عمل به الهامات ام، قدم به قدم هدایت شدم به این مبلغ خیلی برایم جالب و دلچسب بود
و ایمان من رو تقویت کرد که: این راه درست است و این مسیر جواب میدهد
======================================
ضمناً من در این قضیه، از سناریونویسی و تجسم استفاده می کردم.
برای دوستان عزیزی که نمی دانند، می گویم که گول اسم «سناریونویسی» رو نخورید و فکر نکنید که کار سخت و پیچیده ای است
در سایت استاد مطالب زیادی هست و در قسمت عقل کل هم پرسش و پاسخ های خوبی در این مورد هست و من برای این که مطلبم طولانی تر نشود به این موضوع نمی پردازم
======================================
فقط در پایان، و برای حُسن ختام، قسمتی از سخنان استاد در جلسه 2 قدم دوم دوازده قدم رو (که در مورد اهمیت و قدرت تجسم است) اینجا نقل میکنم:
این جمله رو یک میلیارد بار به خودت بگو:
چیزی که بتوانی تجسمش کنی و خودت رو در نقطه پایانی احساس کنی، صد در صد اتفاق می افتد. صد در صد
اگر می توانی تجسمش کنی می توانی خلقش کنی
اگر می توانی خودت رو در نقطه پایانی رسیدن به یکی از خواسته هایت ببینی، صد در صد می تونه اتفاق بیفته.
شک نکن.
چطور؟
من نمی دانم، هیچ کس نمی داند
بچه ها دوست تان دارم
در پناه حق باشید
بنام خداوندی که برای بنده اش کافی است
سلام به روی ماهت آقا مهدی عزیز
چقدر به موقع هدایت شدم به کامنت فوق العاده و توحیدی شما
سپاسگزارم که تجربه زیباتون و به اشتراک گذاشتین
چند تا کلید مهم داشت برام که دقیقا پاسخ سوالاتی بود که طی چند ساعت پیش داشتم
خداروشکر برای این محیط روحانی و رویایی
اصلا همین که وارد میشم به سایت احساس شادی و آرامش تمام وجود آدم و میگیره خدایا شکرت
خدایا سپاسگزارم برای دوستهای بینظیری مثل مهدی جان که مثل الماس ارزشمند هستن
خدایا سپاسگزارتم که به راه کسانی که بهشون نعمت دادی هدایتم کردی
خدای مهربون و بخشنده ام که به نهان ها آگاهی و سریع العجابه هستی
خدایا تو برام کافی هستی
مهدی جان نوش جونت فراوانی نعمت ها
نوش جونت قوی شدن ِ ایمانت
نوش جونت نعمت هایی که در راه داری
سلام سارا جون
میخوام حرف دلم و برات بنویسم
خیلی وقته میشنماسمت بانو
خیلی وقته باهات دقیقه ها رو گذروندم
خیلی وقته باهات قدم زدم و توی نوشته هات غرق شدم
توی کوچه پسکوچه های درون و بیرون باهات زندگی کردم
گاهی که میرم مغازه ی آقا جمال و حرف قانون پیش میاد و جوابهای فوق العادشون در عقل کل ، سارا جون هم ذکر خیرش میاد وسط و فضا عطرآگین تر میشه ، میدونم که میدونی چی میگم : عطری که فقط باید اهل دل باشی تا درکش کنی ، همون عطری که در فضای وجودت حسش میکنی ، همون عطری که فقط با چشم بسته میشه بوییدش و کم کم در محیط بیرون هم قابل درک میشه .
وقتی حس حضورت و لمس میکنم ، خودبخود توی دفترم نامت ، حالت ، بیانت نوشته میشه ،
آدمی نیستم اینجا زیاد بنویسم ، نوشته هام در دفتر مخصوص خودمه و اون خصوصی ترهاش توی اشکهای درون و بیرونمه که میدونم به وقتش بهت میرسه ، حالا چرا از بین اینهمه دوست مجازی در این سایت و یا خارج از این مجموعه ، دلم به دلت گره خورده ، نمیدونم
شایدم میدونم ولی نمیشه نوشتش
وقتی از قلب بازم برات صلح و آرامش و عشق و نور میفرستم ، خودم میدونم چقدر گسترده تر میشم و لذتی برام داره که میدونم بارها تجربش کردی ،
اینکه چی شد نوشتم :
راستش دیگه تاب تحمل از کف رفت و بسکه اومدم توقلبت و سرک کشیدم و جانم سیراب شد ، گفتم بزار بهت بگم که یک نفر این طرف دنیا باهات داره زندگی میکنه و شاید خوب باشه که بدونی ،
من دبوونه ام سارا ، دیوونه ی آگاهی و قدرتی که آگاهم بهش .
دلم میخواد یه روز تنگ بغلت کنم و ببوسم دستت رو که مینویسی و قلبم و آتیش میزنی
بدون که هستی برام ، نزدیک و شیرین ، مثل اکسیژن ، مثل نور ، مثل خودم .
بنام خداوندی که برای بنده اش کافیه
سلام سلام سلام به روی ماهت زهره جونم
دختر من و با این نوشته های آسمانی ات دیونه کردی
عشق کردم ، لذت بردم
از سپاسگزاری و فرکانس عشق گریه کردم
عشقم و از شمال هلند به شهر زیبای تبریز تقدیم میکنم
زهره جونم چقدر در زمان مناسب این پیام عاشقانه رو برام فرستادی
امروز برای یه کاری نشانه از خدا درخواست کردم و دقیقا پیام شما تیر خلاص و زد
زهره جونم دل به دل راه داره
من هر وقت عکست ومیبینم یاد جریان خونه گرفتنت میافتم و تحسینت میکنم
یادته رفته بودی شمال و با کلی امید اما ایمانت با شرایط به ظاهر نازیبا از بین نرفت و خدا پاداش امید و ایمانت و داد ؟؟!!
زهره جونم چقدر خوبه که همدیگر رو داریم و به هم عشق هدیه میدیم
با عشق آگاهی ها مون ، تجربه هامون ، هدایت هامون و تقسیم میکنیم و چراغی در مسیر هم روشن میکنیم تا آسان بشیم برای دریافت نعمت ها عزیزم
خودت نمیدونی که پیامت چه ارزشی برام داشت
وای چقدر خوب که با آقا جمال حضوری در مورد زیبایی ها صحبت میکنید ، سپاسگزارم که برام نوشتی عزیزم
سلام من هم به آقا جمال گل برسون
از طرف من بهش بگو آقا خیلی کارت درسته دمت گرم
زهره جونم خیلی دوست دارم این قدرت و داشتم تا از دنیای مجازی به دنیای واقعی دعوتت میکردم ، محکم بغلت میکردم تو چشمهات نگاه میکردم بهت میگفتم زهره تو بینظیری من عاشقتم بعدش باهم چایی میخوردیم ، عشق میکردیم و از معجزات زندگی مون برای هم حرف میزدیم
میدونم این اتفاق میافته
خدایا من نمیدونم چطوری و کجا !
خدا جونم خودت ردیفش کن به آسانی ، سپاسگزارتم
زهره ی عشقولی زیبا و مهربون با کلمات عاشقانه یی که نثارم کردی ، روحم و نوازش کردی
عزیزم سپاسگزارتم
خیلی دوستت دارم
گام بیست و دو: فرآیند تغییر باورها/ 30 مهر 1403
1. تعهد بدید به خودتون کل فایل های سایت رو بارها گوش کنید و تعهد بدید که انجامش بدید و کامنت ها رو بارها و بارها بخونه اصلا شکل فکر کردن مغزت عوض میشه و باورها اینجوری تغییر می کنه
2. مستند داستان میداف و پونزی رو بخونید. ممکنه در مسیر نادرست دو روز به شما پول میده ولی آخرش با خفت و خواری از بین رفتن.
3. مهم نیست چقدر پول درمیاری یا میسازی ذهن فقیر باعث میشه نفهمی اون درآمد چی میشه. نگاه کمبود باعث میشه نتونی ازش استفاده ببری.
4. ثروت قرار است به شما خدمت کند نه اینکه شما به ثروت خدمت کنید.
5. شما باید به ثروت برسید و آنچه که دوست دارید تجربه کنید تا بتوانید به ساده زیستی برسید و سبکبار شوید
سلام به استاد عزیزم ومریم جان
موضوع مهم ثروت…
من برای تغیر شرایط مالیم ورشد وپیشرفت اومدم تو این سایت بهشتی و بعد با خدای واقعی ومهربون آشنا شدم با قانون ومنطق جهان هستی.
یادم گرفتم که خودم خالق صد درصد زتدگیم هستم و خودم مسئول تمام اتفاقات زندگیم هستم وهیچکسی مسئول زندگی من نیست…ن پدرم ن مادرم ن داداشام و…..
یادم گرفتم فقط روی خدا و ایمان خودم به خدا حساب کنم.. هرجایی اتفاقات خوب بود خدا برام فرستاده و من ایمانم رو درست نشون دادم و هرجا اتفاق بدی برام رخ داده خودم صد درصد مقصر بودم وتمام
وبقول قران
عَسى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
چه بسا چیزى را ناخوش دارید، در حالى که خیر شما در آن است و چه بسا چیزى را دوست دارید، در حالى که ضرر و شرّ شما در آن است. و خداوند (صلاح شما را) مىداند و شما نمىدانید.
یه کامنتی از دوست عزیزی خوندم گفت که اگه در تمام لحظه ها واتفاقات زندگیت چه خوب وچه به ظاهر بد تو شاد باشی و تمام اتفاقات رو زیبا ببینی عباس منشی هستی..
گفت بچه ها اگه این دنیا و تمام اتفاقات زندگیت رو زیبا بینی وخوشحال باشی.نیازی نیست دست وپا بزنی ثروت میاد.
چیزی که استاد میگه ثروت یک ذهن هستش.
وتو اگه از مسیر زندگیت لذت ببری خود به خود ثروت میاد تو زندگیت..
شاید بارها وبارها تو تمام دوره های استاد شنیدم.کامنت مریم جان رو خوندم امااااااااا این ذهن این فرکانس من هنوز ثروت رو یک عامل بیرونی میدونه…الان بازار خوابیده وکساده و…..
شاید ذهنم منو گول بزنه وبه ظاهر شاد باشم امااااااااا
نتایج مشخصه من چه فرکانس های دارم ارسال میکنم…….
از خدا مدام هدایت خواستم.خودم رو بستم به قدم ها و این خونه تکونی ….
من باید تغیر کنم و من باید این باورهای سیمانی ذهنم رو بشکونم و از کارم که علاقه من هست و پتانسیل ساخت ثروت رو داره..همینطوری که لیلا عزیز تونسته منم میتونم...ثروت خلق کنم وخودم یک مولد ثروت باشم ..و قدرت خرید بالایی داشته باشم..و ورودی مالیم از خروجی من بالا باشه و نشتی نداشته باشم…..
من الهام همینجا دوباره تعهد میدم که روی باورهای ثروتم کار کنم..و حال خوب واحساس عالیم رو از تمام وجودم داشته باشم.وتوحیدی عمل کنم وتمام اتفاقات زندگیم رو زیبا ببینم ویاد بگیرم زیبا بین واقعی باشم و رها وآزاد این مسیر لذت بخش زندگی رو ادامه بدم.ولاجرم جهان مجبوره نعمت ها وثروت رو زیبایی های بیشتری رو وارد زندگی من کنه…
خدایااااااااشکرررررررت
خدایا تنها ترا میپرستم وتنها از تو یاری وکمک میخواهم.