live | انتخاب شغل از زاویه "باور به فراوانی و احساس لیاقت" - صفحه 18 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | انتخاب شغل از زاویه "باور به فراوانی و احساس لیاقت"
    179MB
    21 دقیقه
  • فایل صوتی live | انتخاب شغل از زاویه "باور به فراوانی و احساس لیاقت"
    21MB
    21 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

346 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فریبا فاضلی گفته:
    مدت عضویت: 2409 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به اساتید بزرگم

    و سلام خدمت دوستان خوبم در این سایت الهی

    پروژه خانه تکانی ذهن گام به گام

    گام نوزدهم

    انتخاب شغل از زاویه باور به فراوانی و احساس لیاقت

    هدف از زندگی خوشبختی و لذت بردن از زندگی مادیست.

    مهمترین مسئله در زندگی اینه که ببینیم ما از فرصت‌هایی که تو زندگی داشتیم درست استفاده کردیم یا نکردیم.

    شغل باید دوست ما باشه نه اینکه ما بگیم شغل داریم کار می‌کنیم نه ما باید به شغلمون به چشم عشقمون نگاه کنیم.

    پول نتیجه طبیعی لذت بردن از زندگیه

    الرزق ورزقان

    شما با کارتون باید عشق کنین لذت ببرین

    علاقه واستعداد و مهارت میشه کار

    میشه عشق

    این نکته رو هم بزنین سردر خونتون و هر روز نگاهش کنین

    اینکه

    شما فکر کنید یه پولی رو بدید به یه کسی یه دولتی یه بانکی یک سرمایه‌داری یه کارخونه داری و اون کار کنه اون مغز بزاره اون توانایی بزاره اون استعداد بزاره بعد پولدار بشه بعد سود پول من رو بده که من پولدار بشم این 100درصد غلط و ابلهانه س

    این باور اشتباه است این باور فقیر است باور بدبخت کننده است این باور کمبود است

    و نتیجه نخواهد داد.

    این اتفاق نمی‌افته نخواهد افتاد و هیچ وقت نیفتاده نقطه سر خط.

    به خدا استاد عزیز ما این کار رو کردیم چندین سال قبل سرمایه داشتیم سرمایه‌مونو یه ماشین خریدیم دادیم دست یک نفر کار کنه به ما پول بده نه تنها هیچ پولی به ما نمی‌داد که هرچی هم در می‌آوردیم خرج ماشین می‌کردیم تازه از خرج درآمدهای دیگمونم می‌ذاشتیم روش تا ماشین بتونه سرپا بشه و راه بره و خلاصه که ما این تجربه رو داشتیم و من این رو هیچ وقت یادم نمیره و دیگه این کار رو نکردیم

    شما کاملاً درست می‌فرمایید

    پس بهتره بریم روی مغز خودمون سرمایه‌گذاری کنیم

    روی استعدادهای خودمون سرمایه‌گذاری کنیم روی توانایی‌های خودمون سرمایه‌گذاری کنیم

    روی چیزهایی که عاشقشیم سرمایه‌گذاری کنیم و کار کنیم و خودمون مولد ثروت باشیم و و اینو بدونیم تو همه شغل‌ها هم ثروت و پول وجود داره

    و من و همسرم این کارو کردیم حدوداً 30 سال پیش تو حوزه مورد علاقمون کارمون رو شروع کردیم و ادامش دادیم و گسترشش دادیم و هنوزم مشغول هستیم خدا را شکر راضی هم هستیم

    نگاهمون کیفیت زندگی باشه

    خوب زندگی کردن باشه نه عدد بانکی زیاد

    وقتی عشق و علاقه تو کار باشه خود به خود عدد بانکیم زیاد میشه

    پول همه جا هست تو هر حوزه‌ای پول و ثروت هست فقط تو با علاقه پیش برو تو کارت

    پول خودش دنبالت میاد

    خدایا شکرت به خاطر این همه آگاهی

    خدایا شکرت به خاطر این سایت الهی

    خدایا شکرت به خاطر استاد عباس منش عزیز و بانو شایسته گرامی

    خدایا شکرت به خاطر دوستان خوبم که کامنت‌های عالی می‌نویسند

    ومن خدا را شکر می‌کنم که حداقل روزی دو ساعت توی سایتم و کامنت‌های عالی دوستانم رو می‌خونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    نگار گفته:
    مدت عضویت: 2444 روز

    بنام خدا

    هر کاری قابلیت ثروتمند شدن داره

    چقدر شغلها الان هست که ی زمانی اصلا نبوده

    یا ی زمانی واقعا مضحک بوده ، سبک بازی بوده

    ولی جهان دایما درحال تغییر

    و ب این‌معنی که اگر الان‌تو‌جایکاه یا کاری هستی که از دید ادمهای مهم زندگیت یا جامعه

    زشته

    سبک‌بازی

    ممکنه فردا ترند بشه

    یا ی چیز عادی بشه

    الان یادم اومد من تو بچگی فقط یبار گفتم ( جلو پدر و خانواده عمه ام

    که من دلم میخواد رقاصه بشم

    و نمیتونم نگاه های تحقیر امیز و حرفهای عمه ام و خجالت پدرم رو توصیف کنم

    در حالیکه الان چندین سال که این ی هنر پولساز و مورد توجه شده

    تو ایران چقدررر جا افتاده

    ولی برای ی دختر 10 11 ساله در اون زمان

    بودن تو ی خانواده مذهبی

    با باورهای له و لورده

    این موقعیت‌ کافی بود که اون عشق رو در نطفه خفه کنه)

    و منم چون ادم محتاطی بودم

    ترس از نگاه دیکران داشتم

    کلا دورش رو خط کشیدم

    چون میشنیدم این شغل بی حیایی

    چون رقصیدن گناه بود جز جلوی همسر ( یعنی من خودم ادم نیستم)

    حتی چندسال پیش هم که اینجا کلاسهای رقص برکزار میشد با اینکه دوست داشتم

    ولی تو ذهنم میگفتم اگه والدین زبان اموزام من رو اینجا ببینن‌چی

    زشته

    و الان‌ک باشگاه میرم کلاس رقص زومبا هست

    و‌جقدر خانم شرکت میکنن

    و‌این هم درامد برای باشگاه

    هم مربی

    هم انگار ی سرگرمی و ورزش و هنر شده باهم

    یا کاشت ناخن

    یا کشیدن نقاشی گوشه دفتر مشق که خودم از این‌کار نقاشی کلی پول ساختم

    واقعا هر ی مدت تو ایران ی چیزی باب میشه

    ی مدت بلاگری بود

    هر ننه قمری ب هر قیمتی ( شده مسخره کردن خودش و شوهرش) میومد پیج بلاکری و روزمرگی و لایف استایل میزد

    سیرک ب تمام معنا

    این وسطا هم ی عده‌که واقعا خودشون بودن

    و از انجام شغلشون عشق کردن بُردن

    خوشحالم من تو هر شغلی بودم دوسش داشتم

    و از شغل الانم هم راضیم

    و دلم بهتر و بهتر بشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    مجتبی کاظمی گفته:
    مدت عضویت: 3640 روز

    به نام خداوند هدایتگر مهربان

    خدایا من هرآنچه که دارم از آن توست و از تو به من رسیده است

    پول و ثروت توشه راه است که به مسافری که در راه رسالت و علاقه خودش قدم برمی‌دارد خودبخود داده می‌شود،

    یک مثالی را یک استاد مطرح کردند خیلی برام جالب بود و خیلی مناسب موضوع این فایل دیدم:

    ایشان می‌گفتند فرض کنید که یک شخصی برای انجام یک ماموریت از طرف شرکتی که در آن کار می‌کند به کشور چین اعزام شود

    قصد این ماموریت مثلاً انعقاد یک قرارداد به یک کارخانه برای خرید یک محصول می‌باشد و تمام هزینه‌های این شخص توسط آن شرکت مبدا تامین شده باشد؛

    مثلاً پول بلیط رفت و برگشت، هزینه هتل، خردوخوراک، کرایه حمل تا محل قرار و هزینه‌هایی برای تفریح در زمانی‌که در حال انجام این ماموریت باشد؛

    حال تصور کنید که مدت زمان انجام این ماموریت باتمام رسیده و شخص باید به کشور خود بازگردد و نتیجه ماموریت خودش را به اطلاع مافوق برساند،

    اگر این شخص در این مدت فقط بدنبال انجام کارهای شخصی خودش بوده باشد و بجای اینکه ماموریت را انجام داده باشد، بدنبال انجام کارهای بیهوده رفته باشد، صاحب آن شرکت از آن فرد بازخواست کرده که من تمام هزینه‌های ترا متقبل شدم که تو این ماموریت را انجام بدهی و فلان قرارداد را تنظیم کنی، ولی تو دست خالی برگشتی؟

    مثال بالا دقیقا شبیه رسالت ما می‌باشد در این جهان مادی،

    خداوند به من ماموریت داده که به این جهان برو، در آن به عشق و علاقه خودت بپرداز و کمک کن که جهان جای بهتری بشود برای زندگی کردن،

    ولی من بعد از آمدن به این دنیا رسالت و ماموریت خودم را فراموش کرده و وارد حواشی شدم و وقتی بخودم آمدم که فرصتم تمام شده بود ولی من بخاطر مشغول بودن به مسائل حاشیه‌ای و اینکه بگردم ببینم کجا می‌توانم پول بیشتری بدست آورم، از ماموریت اصلی خودم که همان شاد بودن و لذت بردن است غافل شدم

    اگر آن شخص اول ماموریت خودش را درست انجام داده بود و با دست پر به کشورش بازگشته بود، شرکت هم هر هزینه‌ای بیشتری انجام داده بود را متقبل می‌شد مثلا یک ماساژ اضافه هم گرفته بود یا به شهربازی هم رفته بود

    پول و ثروت و نعمت، تنها بعنوان وسیله‌ای هستند که ما را در جهت انجام ماموریت ما، به ما بصورت طبیعی داده خواهد شد این جزء شرایط و مفاد قراردادی که ما با خداوند بسته‌ایم گنجانده شده ونیازی نیست که ما بابت هزینه‌های این سفر نگرانی داشته‌باشیم، ولی ما بعد از اعزام به این ماموریت فراموش کردیم که بخاطر چه رسالتی به این دنیا پا گذاشته‌ایم و بفکر تامین هزینه‌های این ماموریت بدست خودمان و توسط خودمان افتاده‌ایم و غافل شده‌ایم که پول و ثروت در مسیر بصورت طبیعی به ما تزریق خواهد شد و جای هیچ‌نگرانی نیست.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    سید محسن فاطمی گفته:
    مدت عضویت: 2539 روز

    سلام استادجان

    استاد جوری ک من درس گرفتم از قرض دادن

    و پول دادن ب یه عامل بیرونی و اون پول بسازه

    یادم نمیره‌و تا این حد فرکانس بی ارزشی فرستادم

    و خیلی اذیت شدم و بدجور چک ولقتا خوردم ک

    یه درسی بزرگی بود تو این سن و تااخر عمر یادم

    نمیره و دیگه بعد از این تجربه یکی دوبار بازهم

    دوستان پیشنهاد دادن و راحت گفتم نه و تمامش

    کردم وقتی ک تو ذهنم این باور قوی شد دیگ

    کسی نیومد پیشنهاد بده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    یاسمن اسدنژاد گفته:
    مدت عضویت: 2188 روز

    سلام بر عزیزانم

    گام نوزدهم

    این سوال که در لحظه مرگم از خودمم بپرسم آیا واقعا از زندگیم لذت بردم یا نه سوال خیل مهمیه و منو به خودم میاره و من اگر در همین لحظه بخوام بمیرم و این سوالو از خودم بپرسم جوابش قطعا نه خواهد بود

    من باید آزادانه تر زندگی کنم

    من باید رها تر باشم

    من باید راحتر باشم

    من باید عاشق باشم عشق در وجود من گم شده و من باید پیداش کنم و عاشقانه زندگی کنم

    من باید به خودم فرصت بدم قطعا خداوند هم به من فرصت خواهد داد

    استاد جان و خانم شابسته جان خیلی ازتون سپاسگذارم این فایل هم فوق العاده بود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    علی ممبینی گفته:
    مدت عضویت: 1745 روز

    درود بر استاد عزیز که باز هم دست خداوند شد که از طرف او مارو هدایت کنه،خسته نباشید میگم بهتون بابت این دوره فوق العاده

    همین الان که نشسته بودم داخل کافه و برای بار دوم داشتم این فایل رو گوش میکردم و نکته برداری میکردن کسی رو دیدم که دقیقا دنبال عشقش رفته بود و به موفقیت های فوق العاده ای رسیده بود و سوالاتی ازش پرسیدم که حرفای شما رو برای بار هزارم ثابت کرد بهم،من خودم موضوعی هست که کمی راجبش باور محدود کننده دارم و فقط وقتی علاقه ام بهش رو‌ متوجه میشم که کمی در مسیرش حرکت کنم و احساس میکنم خیلی از دوستان دیگه هم اینطوری باشن،جدای از اینکه این عشق شماست یا صرفا یک علاقه هستش باید باورهای محدودکنندتون رو از بین ببرید و باورهای حمایت کننده رو جایگزین کنید و رو به جلو حرکت کنید و به این آگاهی های اصیل که از چند هزارسال پیش تا الان به ما رسیده و استاد به صورت کامل تر و تکامل یافته تر برای ما داره بازگو میکنه عمل کنید این رو به خودم میگم و به شما هم پیشنهاد میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    لطیفه هستم گفته:
    مدت عضویت: 888 روز

    به نام نامی یزدان

    چو آنکه برگزید من را از میان این همه خوبان

    گام 19

    انتخاب شغل از زاویه باور ب فراوانی

    سلام و درود بر پیامبر امروزمان استاد عباس منش و مریم بانوی کم نظیر و دوستان فوق العاده ی هم فرکانسی ام

    بقول دوست عزیزمون شکیبا جان. چقد قشنگ و بجا گفت ک این سایت

    هم بلحاظ مطالب، بهترین و پویا ترین و هم بلحاظ کیفیت کاربر و نوع کامنت ها اصلا عجیب و غریب ترین سایت دنیاست، اما قلب من گواهی میده آنچه که اینجا رخ میده، این تعامل، این حد از آگاهی و کیفیت هیچ جا نخواهد بود، چرا که رابطه ی ما یک رابطه ی قلبی هست و اینجا همه چیز از جنس خداست

    گاهی انقدر از اصلمون دور میشیم که تنها میخوایم به یه دستاویزی چنگ بزنیم و خودمون رو بالا بکشیم، اما احتمالا بلحاظ مداری که توش قرار داریم، جنس اون دستاویز هم از اصل و اساسمون خیلی دوره

    استاد قشنگم.من واقعا روی ماه شما و مریم عزیزم رو میبوسم چرا که راه و رسم شاد زندگی کردن در هر لحظه رو به من یاد دادین، راه و رسم رسیدن به خواسته هام و خالق اونها بودن رو بهم آموزش دادین، الله مهربانی ها رو با شما شناختم، خدای وهابم که نه به قدر لیاقت من، که به قدر بزرگی خودش بی حد و حساب به من میبخشه رو بهم نشون دادین، بهم یاد دادین چقدر با توحید و بندگی الله به قدرت میرسم، و چقدر تا حالا بطور مخفی شرک میورزیدم و البته که نتیجه رو هم دیدم، چه آن زمان و چه حالا

    استاد این سایت دریاااااااییییی بیکران از آگاهیه، از عهده ی من خارجه که بتونم در مورد این حد از آگاهی ها صحبت کنم، گاهی میخوام زمان استپ کنه و من مدتها اینجا باشم

    استاد آگاهی ای که شما تو این سایت به اشتراک گذاشتین، چه در محصولات و چه فایل های دانلودی نه برای دیروز و امروز که برای هزاران سال آینده درست و اصله، و من که بسیاری از محصولات رو دارم گواهی میدم شما عاشقانه و سخاوتمندانه تمام قانون رو در فایل های دانلودی هم به شیوایی بیان کردین

    من امروز به پاس قدردانی و تنها جبران ذره ای از لطف و محبت شما وظیفه ی خودم میدونم که روی فایل ها کامنت بذارم، که البته بیش از اینکه قدردانی شما رو به جا بیارم خودم با تکرار نکات بهره میبرم و تو ذهنم تثبیت میکنم اونهارو

    کامنت های دوستانم که واقعا گاهی هر چقدر اسکرول میکنم میام پایین هنوز ادامه داره و میگم خدای من، یعنی نوشتن این کامنت چقدرررررر زمان برده،3 ساعت، 4 ساعت 5 ساعت

    اصلا این حرفها چقدر جنسشون متفاوته، اون لحظه دوست دارم از راه دور دست اون دوستانم رو به گرمی بفشارم و تشکر کنم

    و اینها همه از لطف خداست

    وقتی تو مسیر درست قرار بگیری خود به خود به رفتار درست هدایت میشی

    وقتی تو مسیر درست قرار بگیری خود به خود به ایده های مناسب هدایت میشی

    وقتی تو مسیر درست قرار بگیری خود به خود به آدم های مناسب هدایت میشی

    وقتی تو مسیر درست قرار بگیری خود به خود به فکر مناسب هدایت میشی

    تمام این هارو با گوشت و پوستم درک کردم، از وقتی متعهد تر شدم روی آموزش ها افراد نامناسب خود به خود حدف شد، هر لحظه هدایت الهی رو دریافت میکنم، از غذایی که میخورم، از حتی فایل ها و کامنت هایی که بهشون تو سایت هدایت میشم، و ایده هایی که درست ترن و اینو قلبم بهم میگه

    خدایا شکرت که چقدر قانون عادلانه ای برای جهان وضع کردی

    و خدایا تو را هزاران بار سپاس بابت حضور آگاه ترین استاد جهان

    و تو را هزاران سپاس که لیاقت دریافت این آگاهی هارو به من دادی

    استاد عزیزم، شمارو تحسین میکنم

    از خدا برای شما سلامتی، شادی، عشق و ثروت بیشتر خواستارم

    در پناه امن خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    مرضیه قدیری گفته:
    مدت عضویت: 3369 روز

    به نام خدای فراونی و عشق

    سلام و درود بر استاد عشقم و خانم شایسته عشق

    خداروهزار مرتبه شکر که تا امروز سر تعهد بودم و خیلی وقتها یک فایل را چندین بار گوش دادم تا درک کنم یا حتی فقط بفهمم ولی خداروشکر واقعا عمقی از درون تغییراتم را احساس میکنم و نشانه ها و الهامات رو میبینم البته در کنارش نجواها را هم دارم ولی به لطف و یاری خدایم کنترل ذهنم هم نسبت به قبل بهتر شده و افسار ذهنم خیلی بهتر از قبلم دست خودم هست خداروشکر میتونم به جرات بگم سالهاست دارم روی قوانین کار میکنم و واقعا الان درک عجیبی ازش دارم به لطف خدایم حتی بعضی وقتها ذهنم هنگ میکنه ولی یاد گرفتم که چطور خودم را رها کتم و کانون توجه ام را چطوری به دست بگیرم و این فایل هم از اون فایل های بود که تجربه های واقعا متفاوت برای من داشت به قول استاد آدم های که من دوست داشتم باهاشون ارتباط بگیرم ارتباط گرفتم از طریق الهاماتم و جالی که آخر بار اون ها می‌گفتند انشالله زود ببینمتون و این نشانه های بسیار زیبا رو دارم میبینم که به من میگه در مسیر درست هستم و تصمیم گرفتم با این آگاهی ها و فرکانس‌های الانم ثروت یک و دو را که دارم استارت بزنم و مطمئنا نتیجه های عالی تر میبینم و شکر گذارتر میشوم .

    الهی بر امید تو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    Farnazq گفته:
    مدت عضویت: 3185 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته مهربان و عزیزو دوستان خیلی خوب

    خداروشکر که منم تونستم علاقه م رو پیدا کنم و حتی تو حوزه موردعلاقه م سبک وشاخه موردعلاقه م رو پیدا کردم

    چون جوینده یابنده ست

    میشه گفت از همون کودکی کار مورد علاقه م رو پیدا کرده بودم اما فراموش کرده بودم و با بزرگتر شدن تجربه هاو علایق دیگه رو امتحان کردم و به مسیرهای دیگه هم علاقه مند شدم و تو یه بازه زمانی دچار سردرگمی شدم و دوباره از نو خودمو پیدا کردم به لطف و بخشندگی خدای مهربان

    اما هنوزم برای کسب درآمد از علاقه م جای کار دارم و دچار ابهام شدم در این که باید دقیقا چیکار کنم

    و اینکه باید تمرکزم رو از روی باورهای محدود کننده م بردارم چون خیلی ازم انرژی میگیره

    مثلا من فهمیدم این باور که پول تو هنر نیست باعث شده انرژیم کم بشه

    پس باید باور های درست بسازم و قدم های درست بردارم

    این باورها که ثروت نتیجه انجام کار موردعلاقه مونه و مشتری و ثروت خودش میاد وقتی در مسیر درست باشیم و در هر حوزه ای میشه بی نهایت ثروت خلق کرد

    و اینکه هنر بسیار ارزشمنده

    و در هر حوزه ای افرادی هستن که از علاقه شون ثروت بسیاری تونستن بسازن

    خدایا شکرت برای همه نعمت‌ها و برکتهایی که به ما عطا کردی

    مارا به راه راست هدایت کن

    راه کسانی که به آنها نعمت دادی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    یوسف و سپیده گفته:
    مدت عضویت: 1450 روز

    گام نوزدهم از خانه تکانی ذهن

    لایو “انتخاب شغل از زاویه باور به فراوانی و احساس لیاقت”

    انسانی که باور داشته باشه جهان پر از فراوانی و برکته ،هیچ وقت نگاه نمیکنه که بقیه دارن از چه کارهایی پول خوبی درمیارن اونم همون کارو انجام بده بلکه دنبال علایق و سلایق خودش میره و کاری رو شروع میکنه که با عشق و احساس خوب باشه، البته که باید احساس ارزشمندی و لیاقت داشته باشه تا بتونه از همون کار مورد علاقه کلی پول و ثروت بسازه…

    منظورم از ساختن پول و ثروت این نیست که پدر خودشو در بیاره یا کلی زجر بکشه تا بتونه نتیجه بگیره ،بلکه با باورهای ثروت سازی که ساخته و ایمان قلبی و حس خوبی که داره، طبق قوانین جهان هستی پول و ثروت به صورت کاملا طبیعی وارد زندگیش میشه…

    ولی متاسفانه نود درصد افراد دارن نگاه میکنن که چه کارهایی ترند شده و بقیه دارن پول خوبی درمیارن که اوناهم همون کارو شروع کنن، یا به قول استاد پولشونو بدن به یه نفر دیگه که کاربلدتره براشون کار کنه و بهشون سود بده که من با چشم خودم دیدم که یسری از دوست و آشنایان چه ضررهای هنگفتی کردن و کل سرمایشون به باد رفته…

    یه زمان‌هایی در زندگی هست که ما مجبوریم برای طی کردن تکامل و رشد اولیمون یسری کارهای غیر مرتبط به علاقمون انجام بدیم تا بتونیم روزمرگی هارو بگذرونیم ولی آماده کار اصلی بشیم که این دوره دو تا حسن عالی داره؛

    یک: کلی تجربه های خوب کسب میکنیم که بعدها در کار اصلی مورد علاقمون به کارمون میاد

    دو: میدونیم که این روزا موقت و گذراست و قرار نیست کل عمرمون رو تو این کار بمونیم

    برای خود من به شخصه این تجربه اتفاق افتاد که چهار سال توی کارهای غیر مرتبط به علاقم گذشت ،اصلا آسون نبود ولی همون روزا هم میدونستم که همش گذراس و من دارم چیزای جدید یاد میگیرم و تکاملمو طی میکنم، تا اینکه دو سال پیش استارت کار خودمو زدم و خدارو هزاران بار شکر میکنم که منو به این مسیر و کار هدایت کرد تا بتونم رییس خودم باشم و دیگه برای کسی کار نکنم…

    من از استاد عزیزم یاد گرفتم که:

    معنوی ترین کار جهان ثروتمند شدن هست

    ثروت هم که طبق قانون، به صورت کاملا طبیعی و راحت و خود به خود وارد زندگی ها میشه

    پس کار اصلی من اینه که بعد از شروع کسب و کار مورد علاقم که با اشتیاق براش وقت میذارمو به قول استاد دیگه اون کارم نیست بلکه تمام عشق و زندگیمه، باید روی رشد شخصیتی خودم، احساس لیاقت و ارزشمندیم، و باورهای درست ثروتمند شدنم کار کنم تا با هم فرکانس شدن با انرژی پول همزمان اتفاقات بزرگی هم در زندگیم بیفته بدون ذره ای اذیت شدن…

    چطور میتونیم تا زمان رسیدن به خواسته هامون نگران نباشیم و اذیت نشیم ؟!؟

    با داشتن احساس خوب و قدردان بودن از تمام نعمت های که در حال حاضر داریم باعث میشیم که تمام نگرانیها از ما دور بشن و آرامش درونی داشته باشیم، چون میدونیم که اون کار و پول و فراوانی که همین الان هم هست و وجود داره فقط کافیه ما هم مدارش بشیم…

    پروردگارا ازت سپاسگزارم که منو در مسیر مورد علاقم قرار دادی و با درک و آگاهی هایی که به واسطه این سایت الهی داری در اختیارم میذاری ،ظرف وجودی منو بزرگ و بزرگتر میکنی تا فراوانی بیشتری در زندگیم جاری باشه و با داشتن ثروت بیشتر در زندگی خودم، باعث گسترش بیشتر جهان هستی بشم…

    معبودم مارو در این مسیر زیبای آگاهی ثابت قدم نگه دار و در پناه خودت شاد و سلامت و توحیدی و سعادتمند بگردان…

    با عشق سپیده️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: