سرفصل آموزش های این فایل:
- چه نوع نگاهی نتیجه می سازد و چه نوع نگاهی دلیل می سازد برای دلسردی بیشتر؛
- ریشه دلسردی، عجله برای زودتر رسیدن به نتایج بزرگی است که فاصله فرکانسی بسیاری با آنها داریم؛
- ریشه این نوع نگاه، کمالگرایی (عدم درک قانون تکامل) و احساس عدم لیاقت است که موجب می شود ارزشمندی خود را به نتایج گره بزنیم. در نتیجه خود را با دیگران مقایسه می کنیم یا می خواهیم زودتر نتایج بزرگی بگیریم که چشم دیگران را کور کنیم یا توسط آنها تاکید شویم یا از قافله آنها عقب نیفتیم؛
- نگاه کمالگرایی است که می خواهد توجه دیگران را جلب کند؛
- ریشه دلسردی مقایسه نتایج خودت با نتایج دیگران است؛
- هرچه قانون تکامل را درک کنی کمتر خودت را مقایسه می کنی، کمتر عجله می کنی و بیشتر از مسیر لذت می بری؛
- هرچه احساس خود ارزشمندی درونی خود را بیشتر ترمیم کنی، کمتر خودت را با دیگران مقایسه می کنی و آرام آرام “دیگران” را از معادله دستاوردهایت حذف می کنی و به آرامش می رسی؛
- رابطه درک قانون تکامل و ساختن پایه های احساس لیاقت؛
- رابطه درک قانون تکامل و لذت بردن از مسیر؛
- رابطه درک قانون تکامل و توانایی تمرکز بر اصل؛
- به جای تقلا برای یافتن یک سهام بهتر در بورس، روی استعدادها و توانایی هایت سرمایه گذاری کن؛
- مهمترین رابطه زندگی ما؛
- انتخاب شریک کاری یا شریک زندگی از دیدگاه فرکانسی؛
- توانایی تمرکز بر خودم و کاشتن بذر این توانایی به وسیله ترمیم احساس لیاقت؛
- “اصل”، فقط درک قانون است. بقیه اش خلاقیت در اجرای بهتر این اصل است؛
- به اندازه ای که قانون را بهتر درک می کنی، مشاور بهتری برای زندگی ات و حل مسائلت می شوی و نیاز شما به مشاورت از دیگران کمتر می شود؛
- به جای تقلا برای یافتن شریک کاری، از همان جایی که هستی و با همان امکاناتی که داری شروع کن؛
- به جای تقلا برای یافتن شریک کاری، توکل خود را بر خداوند بیشتر کن و روی توانایی ات در حل مسائل کار کن؛
- وقتی شما آدم بهتری می شوی، جهان شما را با آدمهای بهتر هم-مدار می کند؛
منابع کامل درباره محتوای این فایل: دوره احساس لیاقت
- به نظر شما، بهبود چه عاملی درونی، می تواند بیشترین تاثیر مثبت را بر کیفیت زندگی بیرونی ما در تمام جنبهها بگذارد؟
- رشد کدام فاکتور درونی، بیش از هر چیز، ظرف وجود ما را رشد می دهد و ما را آماده دریافت نعمت های بیشتر می کند؟
- رشد کدام فاکتور درونی، مسیر رسیدن ما به خواسته هایمان را هموار می کند.
پاسخ این سوال، قطعاً فاکتور احساس لیاقت یا همان احساس خود ارزشمندی درونی است.
حالا که از این عامل اصلی با خبر شدی، چه نمره ای به احساس خود ارزشمندی درونی خود می دهی؟
برای اینکه نمره دقیق تری به خودت بدهی، اجازه بده تعریف ساده و خلاصه ای از “احساس خود ارزشمندی درونی” داشته باشیم. به طور خلاصه، احساس خود ازشمندی درونی یعنی:
تواناییِ ارزشمند دانستن بیقید و شرط خودت در تجربه هر نعمتی؛
یک فرکانس عمیق و با ثبات از آگاهی شما درباره ارزشمند بودن خودت. خود ارزشمندی درونی ای که غیر وابسته به هر اعتبار یا دستاورد بیرونی است. یک باور درونی و غیر وابسته درباره اینکه من صرف نظر از دستاوردها یا شکست هایم، فقط به این دلیل که خلق شدهام و به عنوان یک انسان در این جهان مادی هستم، لایق تجربه آنچه می خواهم، هستم.
به اندازه ای که احساس خود ارزشمندی درونی خود را ترمیم می کنی، درهای نعمت و برکت به زندگی ات باز می شود و حتی تلاش های قبلی شما که ظاهرا بی نتیجه و مایوس کننده بود، به طرز معجزه واری به ثمر می نشیند. زیرا احساس خود ارزشمندی، موانعی نامرئی را از زندگی ات حذف خمی کند که سدّ راه آن نعمت ها به زندگی ات شده بود.
ماموریت دوره «احساس لیاقت»، قدم به قدم هدایت شما برای بازسازی احساس خود ارزشمندی درونی است. در این دوره، فرایند این بازسازی از خودشناسی شروع میشود. در این دوره استاد عباس منش به دانشجوی دوره کمک می کند تا در قدم اول به صورت صحیح و واقعی، احساس لیاقت خود را ارزیابی کند؛ ایرادها را پیدا کند و سپس قدم به قدم، رفع آن ایرادها را در عمل یاد بگیرد. در طی عمل به آگاهی ها و انجام تمرینات، شما متوجه می شوی که:
- ذهن و ناخودآگاه شما چه معیارها و قید و شرطهایی برای خود ارزشمندی و احساس لیاقت شما گذاشته است؛
- این معیارها چقدر ترمزهای مخفی در برابر خواسته های شما ایجاد کرده و مسیر رسیدن به خواسته ها را برای شما سخت و دشوار کرده است؛
- این معیارها به چه شکل در حال آموزش شماست تا هر بار بیشتر بر علیه خودت باشی و به خودت ظلم کنی؛
- چرا نتوانسته ای از مهارت ها و توانایی هایت پول بسازی؛
- دلیل این همه تقلا کردن اما به نتیجه نرسیدن واقعا چیست؛
- چرا ارائه خدمات و محصولات ات برای شما دشوار است؛
- چرا معرفی و تبلیغ خودت برای شما دشوار است؛
- چرا به راحتی، موارد نامناسب را در زندگی خود تحمل می کنی؛
- چرا مرتباً درگیر روابط نامناسب شده ای؛
- چرا به راحتی نمی توانی خواسته های قلبی خود را با همسر یا شریک خود مطرح کنی؛
- چرا با وجود اینهمه توانایی، نمی توانی درخواست ارتقا شغل یا حقوق بیشتر را از کارفرما داشته باشی و چطور باید این مسئله را از ریشه حل کنی؛
- چرا توانایی درخواست از فرد مورد دلخواهت را برای ارتباط نداری و چطور باید این مسئله حل کنی؛
- چرا حتی با خودت صادق نیستی و چطور باید این مسئله را حل کنی؛
- چرا مرتبا نیازها و خواسته های خودت برای تو اولویت پایین تری دارند و چطور باید این ریشه را حل کنی؛
- چطور باید خودت را بی قید و شرط، لایق نعمت هایی که می خواهی، بدانی؛
- منشأ این همه احساس گناه یا احساس قربانی بودن از کجاست و چطور می توانی از این چرخه احساس بد خارج شوی؛
- چطور توانایی هاین را ارزشمند بدانی به گونه ای که برای پول ساختن از آنها، حرکت کنی؛
- چطور اول خودت را لایق یک رابطه خوب، زندگی در شرایط خوب و مکان خوب بدانی تا جهان نیز بتواند شما را لایق بداند و به سمت آن خواسته ها هدایت کند؛
و…
بخش خودشناسی دوره احساس لیاقت، مثل یک آینه، ذهن شما را به شما نشان می دهد. شما را مجبور می کند تا رو راست با خودت مواجه شوی. بدانی چه افکاری در ذهن شما در گردش است؛ چه نگاهی به خودت و توانایی هایت داری؛ ریشه رفتارهای شما اکثرا احساس خود ارزشمندی است یا احساس عدم لیاقت؟! و چطور می توانی این معادله را به نفع خودت تغییر دهی و از درون به احساس ارزشمندی برسی. زیرا به اندازه ای که ما خود را ارزشمند می دانیم، جهان نیز به همان اندازه ما را ارزشمند می داند و نعمت ها را وارد زندگی ما می کند.
هرچه با آگاهی های جلسات این دوره پیش می روی، هم خودت را بهتر می شناسی و هم سرمنشا ناکامی های بیرونی را در درون خودت پیدا می کنی و هم اصلاح آنها را قدم به قدم یاد می گیری. منطقهای قوی ای که استاد در هر جلسه در دست شما می گذارد، هر بار بخش مهم تری از « احساس لیاقت و خود ارزشمندی بیقید و شرط» را در درون شما احیاء می کند. وقتی تمام جلسات را با تعهد و موفقیت می گذرانی، متوجه تغییر عمده ای نه فقط در درون خود بلکه در شرایط بیرونی خود نیز می شوی. خواه اوضاع مالی، روابط، سلامتی و …
آموزش های این دوره ظرف وجود شما را در تمام ابعاد بزرگتر می کند و طبق قانون این ظرف بزرگتر، ظرفیت پیدا می کند تا نعمت های بیشتری را در تمام جنبه ها، در درون خود جای دهد. به همین دلیل دانشجویانی که در این دوره با تعهد به آگاهی های و تمرینات این دوره عمل کرده اند، به نتایجی دست یافته اند و خواسته هایی را محقق کرده اند که قبلاً با وجود تلاش فراوان موفق به تحقق آنها نشده بودند به طوری که، کلاً درباره رسیدن به آن خواسته ها دچار ناامیدی بودند. دلیل این امر هم ساده است. چون طبق قانون، تأثیرگذارترین فرکانس بر کیفیت زندگی ما در هر جنبه ای، “فرکانس احساس لیاقت” است. جهان طراحی شده تا در هر لحظه کیفیت دنیای پیرامون ما را بر اساس کیفیت «احساس لیاقت و خود ارزشمندی درونی» ما بروزرسانی کند. در نتیجه وقتی حتی کمی روی ترمیم احساس لیاقت خود کار می کنی، همین بهبود کوچک، نتیجه قابل توجهی در شرایط بیرونی شما ایجاد می شود.
اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره احساس لیاقت
برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | دلیل دلسردی در مسیر و حلّ ریشه این مسئله145MB18 دقیقه
- فایل صوتی live | دلیل دلسردی در مسیر و حلّ ریشه این مسئله17MB18 دقیقه
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته گرامی و همراهان عزیز.
ما در مسیر خیلی سریع دلسرد میشویم چرا؟ چون انتظار داریم که یک روز تمرین کنیم و یک دفعه نتایجمون تغییر کنه.
مثلا میخواهیم یک مهارتی رو یادبگیریم، یک دوره آموزشیای بگذرونیم، یک باشگاهی بریم، یک کتابی رو بخونیم، و انتظار داریم که با یک روز کار کردن در اون زمینه حرفه ای و عالی بشیم و چون نمیشیم دلسرد میشیم و میگیم قانون جواب نمیده.
آخه مگه میشه یک بذر گلی رو بکاری و بهش آب بدی و فرداش گل بده؟
آخه مگه میشه یک روز بری باشگاه تمرین کنی و بعد عضلات بازوت حجیم بشه؟
آخه مگه میشه یک روز بری کلاس گیتار و بعد گیتاریست حرفهای بشی؟
آخه مگه میشه یک روز بری کلاس زبان و بعد مثل بلبل صحبت کنی؟
آخه مگه میشه یک روز بری کلاس برنامه نویسی و بعد برنامههای عالی بنویسی و مسائل رو به صورت عالی حل کنی؟
آخه مگه میشه یک روز تغذیه ات رو رعایت کنی و بعد لاغر بشی؟
اخه مگه میشه یک روز بری در یک کسب و کار فعالیت کنی و بعد استاد کار بشی؟
نه برای رسیدن به هر مهارت و نتیجهای باید یک روندی رو طی کنی. دقیقا مانند کاشت یک گل که باید چند ماه ازش نگهداری کنی تا به گل بشینه و هر روز باید بهش آب و مواد مغذی و نور بدی و در دمای مناسب نگهش داری.
بنابراین در موضوع مالی هم نمیشه یک روز روی باورهات کار کنی و ثروتمند بشی. باید یک روند تغییر باور رو انجام بدی و بعد از گذشت چند ماه تلاش میبینی که نسبت به روز اول ثروتمندتر شدی. البته به این معنا نیست که اگه یک مدت روی باورهای مالی و ثروتات کار کردی ورودی مالی ای وارد زندگیت نمیشه و نشانهای نمیبینی و باید ماه ها کار کنی، نه دقیقا به محض اینکه یکم ادامه میدی و تغییر میکنی نشانههای ثروت رو میبینی دقیقا مانند بذر گلی که وقتی یک مدت کوتاه بهش آب میدی میبینی جوونه میزنه و سر خاک بیرون میاره و داره رشد میکنه و یک نوک سبز رنگ زده در مورد مسائل مالی هم همینطوره وقتی شروع به کار کردن میکنی میبینی یک پولی از یک جایی وارد زندگیت میشه، میبینی یکی بهت پیشنهاد کار میده، میبینی یکی در مورد ثروت باهات صحبت میکنه، یک آگهی میبینی که نیرو میخوان و دارن استخدام میکنن خلاصه نشونه همون اوایل میاد و باید آگاه باشی و دقیق باشی و به خودت بگی ببین قانون داره جواب میده اگه بیشتر کار کنم شرایط بهتر بوجود میاد و ثروت بیشتر وارد زندگیم میشه دقیقا مانند گلی که وقتی کاشتیش و جوونه زد هر روز آب و نور و مواد مغذی و دما رو براش همچنان فراهم نگه میداری تا به رشدش ادامه بده و با این کار میدونی که به گل هم میرسه. البته استاد همیشه مثال درخت رو میزنه در مورد باورها که وقتی میکاریش و بهش سالها رسیدگی میکنی و شروع به میوه دادن میکنه و نتایج عالی تر و پایدار تر رو ایجاد میکنه و دیگه لازم نیست برای اینکه میوه داشتی باشی مجدد از اول بکاریش مثل صیفیجات و برخی گلها و همیشه محصول خوب داری.
بنابراین دلسرد شدن در مسیر به دلیل درک نکردن قانون تکامل هست و باید به خودمون یادآوری کنیم که مثل کاشتن یک بذر گل که باید همیشه آب و نور و .. بهش بدیم تا رشد کنه باید همیشه هم روی باورهای مالی کار کنیم تا ثروت و ثروت بیشتر بیاد.
در مورد برنامه نویسی هم همینطوره. من خودم دوره آموزشی گرفتم و یک مدت کار میکنم و بعد بی انگیزه میشم. چرا؟ چون انتظار دارم یک روزه یک برنامه نویس حرفه ای بشم.
در مورد ورزش هم همینطوره، یک تمریناتی رو برای خودم آماده میکنم و بعد انجامشون میدم و بعد از یک مدت بی انگیزه میشم. چرا؟ چون فکر میکنم باید خیلی سریع بدنم تغییر کنه.
در مورد کسب و کار هم همینه، یک سری مهارتها باید بدست بیارم بعد یک روز در موردشون میخونم و بعد میبینم نمیفهمم و میگم من به درد این کار نمیخورم یا خیلی سخته. در صورتی که باید مرور کنی و تمرین کنی و خدا روشکر هوشمصنوعی آگاه هم اومده و میتونی از هوش مصنوعی برای واضح تر شدن مطالب و سوالات استفاده کنی و بعد میبینی که نتیجه میگیری.
در مورد خلاقیت و تولید محصول هم همینطوره. مثلا من یک مدت با انرژی میشینم و ایدههای مختلف رو ترکیب میکنم و ایده پردازی میکنم و میارمشون تر و تمیز روی کاغذ که اگه تو کسب و کار مد نظرم چنین ایدههایی رو اجرا کنم و چنین مسائلی رو حل کنم و چنین خدماتی رو تولید کنم میتونم یک پیشرفت عالی داشته باشم و خیلی هم احساسم خوبه ولی وقتی به عمل کردن به این ایدهها نگاه میکنم دلسرد میشم. چرا؟ چون انتظار دارم یک دفعه معجزه بشه و این اتفاقات بیفته یا یک دفعه مهارتهای لازم برای اجراشون رو کسب کنم. در صورتی که نمیشه این کار رو کرد و موفقیت در اون حوزه یک پروسه هست
البته یک اشکال دیگهی کنترل ذهنی رو هم دارم و اونم این هست که وقتی فکر میکنم به اینکه اگر برم توی بازار و این ایدههای عالی و مسئله حل کن رو هم اجرا کنم و کلی مشتری جذب کنم و ثروت هم بیاد، با گذشت زمان شاید نتونم ذهنم رو کنترل کنم و قوی باشم و بازار رو از دست میدم. انگار من همیشه یک ترسی دارم از اینکه توی یک سری حوزهها موفق بشم و میگم بر فرض مثال موفق شدی و رفتی بالا، ولی بعدا میخوای چی کار کنی؟ شاید افراد بهتر از تو بیان و جات رو بگیرن و تو نتونی تو بازار بمونی. ترس از رقبا و کیفیت دارم. چرا؟ چون دقیقا در کسب و کار قبلیای که داشتم نتونستم ذهنم رو کنترل کنم و با تکامل کیفیتم رو بالاتر ببرم و یک دفعه خواستم قدم بزرگ بردارم یا خیلی از مسائلی که بقیه حل کردن و باهاش جذب مشتری انجام دادن رو من انجام ندادم و بعد تصمیم گرفتم از بازار بکشم بیرون و این ترسه مونده در من که در کسب و کارهای دیگه هم شاید نتونی خودت رو قوی نگهداری و ذهنت رو توی کسب و کار دیگه مدیریت کنی و تکامل رو در نظر داشته باشی و اون وقت میخوای چی کار کنی؟ این باور رو دارم که موفق شدن راحته ولی موفق موندن سخته. چرا؟ چون خودم خیلی موفق شدم و شدم نفر اول ایران و چند سال هم حفظش کردم ولی نتونستم بالا بمونم و حالا این ترسه هنوز هست و اجازه نمیده که پرواز کنم. دلیل اینکه این ترس رو دارم این هست که وقتی توی کسب و کار داری به عنوان رتبه یک داری فعالیت میکنی خیلی مسائل بوجود میاد و مدیریت کردن این مسائل واقعا نیاز به یک کنترل ذهن داره که هم بتونی هر روز مسائل جاری رو هندل کنی و هم از یک طرف دیگه حواست به گذر زمان و کیفیتی که باید بالا بره باشی که بتونی توی بالاترین لول بمونی. دقیقا مانند بدنسازها هست. هم باید تمرکز روی این داشته باشن که هر روز تغذیه تمرین و خوابشون خوب باشه و از مسیر خارج نشن و هم حواسشون باشه به اینکه اگر میخوان نفر اول بمونن باید متدهای ورزشیشون رو و علمشون روی تمرین رو بالاتر ببرن و مهمتر از اون ذهنشون و فرکانسشون و احساسشون رو بهبود بدن تا نفر اول بمونن. البته شایدم این دیدگاه من ناشی از آگاهی کمم باشه و شاید یک فرد دیگه طرز فکر بهتری داشته باشه که من بهش برخورد نکردم. تو حوزههای نظامی هم من همین رو دیدم. یک سری توانایی ها رو رو میکنن و آمادگی ایجاد میکنن برای مقابله با تحدیدها و داشتن بهترین عملکرد در عمل اما طرف دیگه به اینها بسنده نمیکنن و به فکر آینده و برتر ماندنشون هستن و دارن هر روز روی پیشرفت اونها کار میکنن و خیلی سلاحها و پیشرفت های تکنولوژیکی رو پیش خودشون نگه میدارن تا وقتی که زمانش برسه رو کنن.
موضوع دیگه بحث فراوانی ایده برای موفقیت هست. چقدر تحسین برانگیزه برام دیدن این خانمی که از فحش ها و دری وری هایی که بهش گفتن استفاده کرده و یک شعر و ملودی ساخته و بعد یک تنظیم جذاب هم روی اون به سبک خودشون ایجاد کرده و بعد اومده اون در برنامه امریکن گاد تلنت اجرا کرده و برنده شده. واقعا چقدر توانایی داشته از زاویه مناسب به رشد نگاه کنه و این کار جذاب رو انجام داده و شرایط رو برای خودش دگرگون کرده و خدا میدونه چقدر تعریف و تمجید به خاطر این کارش دریافت کرده که کل اون دری وری ها رو میشوره و میبره.
من خودم یک باوری دارم و اونم این هست که وقتی یکی میاد بهم میگه کارت خوب نیست یا دوست نداشتم اولا نظرش برام مهم نیست که ناراحتم کنه ولی به بهود خودم فکر میکنم و به شکل یک فرصت در زندگیم بهش نگاه میکنم که این تضاد من رو رشد میده و میگم آیا میتونم ازش بهره ای ببرم و یک چیز مفیدتر و بهتر ارائه کنم؟ چند وقت پیش یکی اومد گفت این ویدیویی که گذاشتی چطور در اوبونتو بدون فیلتر وارد تلگرام بشیم به درد نمیخوره و تو باید یک راه مفیدتر ارائه میکردی که نکردی و من دیسلایکت میکنم. من یک راهکار ارائه کرده بودم که جواب هم میداد ولی نیاز به یک فیلترشکن دیگه داشت و مورد پسند این دوستمون نبود. سپس من یک راه کار ساده تر و بهتر پیدا کردم و در کانال یوتیوبم منتشرش هم کردم که این مسئله رو حل میکنه که این حاصله این باوره که حتی اگر یک کسی برخورد به ظاهر نامناسبی هم داشت به نفع تو هست و به پیشرفت کارت کمک میکنه و به سود تو هست و میتونی ازش استفاده کنی برای یک پیشرفت بیشتر.
یک نکته دیگه ای که این فایل داشت این هست که اگر آدم های دری وری زیادی رو باهاشون برخورد میکنی به این دلیل هست که تو هم فرکانس هات دری وری هست ولی اگر آدم های زیادتری رو باهاشون برخورد میکنی که مناسب و خوب هستن یعنی فرکانس های تو خوب هستند. و در مورد یک دونه آدم بد هم حساس نباش و به کلیت آدمهایی که باهاشون برخورد میکنی نگاه کن.
نکته دیگه هم این هست که در زندگی و روابط ات نباید دنبال آدم خوب باشی بلکه باید تمرکزت روی این باشه که روی خودت کار کنی و فرکانسهات رو بهبود بدی و وقتی قوی تر بشی به نسبت هم کیفیت روابط و آدمها بهتر میشه.
در مورد شریک هم کلا شریک گرفتن اشتباه هست. به قول یک دوستی اگر شریک گرفتن خوب بود خدا هم برای خودش شریک میگرفت که نگرفته. شریک گرفتن به معنای داشتن باورهای اشتباه و محدود کننده هست.
باید به دنبال اصلاح باورها در بحث شراکت باشیم. یعنی اگر فکر میکنیم در کسب و کار توانمندیهایی رو نداریم باید به دنبال پول ساختن بیشتر باشیم تا کارمند استخدام کنیم و باهاش اون مسئلهای که از توانمندیهامون خارج هست رو حل کنیم. در بسیاری از موارد هم میشه که خودمون اون مسئله رو حل کنیم به خصوص با اومدن تکنولوژی خیلی مسائل رو میتونیم خودمون حل کنیم و وقتی به سوددهی بیشتر رسیدیم میتونیم کارمند بگیریم و بسپاریمش دست اون کارمند.
در مورد اینکه فکر میکنیم اون فرد پارتی داره و من ندارم باید روی باورهای توحیدیمون کار کنیم، خلاصه باید نگاه کنیم به اینکه چرا فکر میکنم باید شریک بگیرم تا پیشرفت کنم؟ اگر نگران این هست که پول ندارم چطور فلان کار رو انجام بدم باید بگیم با امکانات فعلیت شروع کن و با کسب و کارهای کوچک تر شروع کن و اون پول رو بساز و بعد اون کاری که میخوای رو راه اندازی کن. یا برو یکجا کار کن پولش رو بدست بیار و بعد کسب و کار رو شروع کن. یا خیلی راه حل های دیگه.
سپاسگزارم از خانم شایسته و استاد عزیز بابت اشتراک گذاشتن این آگاهیها. خداقوت هم میگم به دوستان عزیزم که تا اینجای مطالب رو مطالعه کردن و امیدوارم به بهبود زندگیتون کمک کرده باشه.
دوستتون دارم، امیدوارم که هر روزتون بهتر از دیروز باشه و خداوند در کنترل ذهن کمکمتون کنه که روندهای هر کاری رو طی کنید و نتایج عالی بگیرید.