live | به جای تکنیک جدید، "اصل" را دوباره تکرار کن


سرفصل آموزش های این فایل:

قانون ازلی و ابدی را درک کن و در اجرای آن هر بار بهتر شو؛

“خوشبختی”، نتیجه درک اصل و تمرکز بر تواناتر شدن در اجرای آن است؛

بهتر شدن در اجرای اصل یعنی بیشتر ماندن در احساس سپاسگزاری، احساس شور و شوق، خوشبینی و امید؛

یک اصل کلی برای خوشبختی وجود دارد و آن، “توانایی کنترل کانون توجه” است که معنی آن نگاه کردن به موضوعات از زاویه ای است که شما را به احساس بهتر می رساند و مدت زمان بیشتری در احساس بهتر نگه می دارد؛

اگر به اصل بچسبی و در آن بهتر شوی، روند رشد شما در تمام جنبه ها تصاعدی می شود؛

به اندازه ای که برای موفق شدن، به دنبال کشف تکنیک های جدید می گردی، از تمرکز بر اصل دور می شوی در نتیجه از خواسته هایت دور می شوی. البته به همان اندازه هم وارد حاشیه هایی می شوی که حتی نتایج قبلی را نیز از بین می برند؛

چرا اساتید حوزه موفقیت، مرتبا دنبال طرح تکنیک های جدید هستند؛

اطلاعات و تکنیک های بیشتر، باعث گمراهی شما می شود تا هدایت تان و شما را از مدار خواسته هایتان خارج می کند؛


کلیدها


برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | به جای تکنیک جدید، "اصل" را دوباره تکرار کن
    327MB
    25 دقیقه
  • فایل صوتی live | به جای تکنیک جدید، "اصل" را دوباره تکرار کن
    24MB
    25 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

442 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «ساحل آرامش» در این صفحه: 1
  1. -
    ساحل آرامش گفته:
    مدت عضویت: 1937 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت

    گام 24 :

    به جای تکنیک جدید اصل را دوباره تکرار کن

    یکی از موضوعاتی که خیلی از ماها توش مشکل داریم اینه که دنبال موضوعات جدید هستیم

    یعنی من اون موقع که تازه با این مباحث موفقیتی آشنا شده بودم هی می‌رفتم کتاب می‌خریدم کتاب‌های جدید که مثلاً ببینم جدید چی اومده ،جدید چی میگن، چه خبر جدیدی هست،

    مثلاً یه قانون جدیدی کشف شده باشه از یه نویسنده جدید

    همینجوری هی کتاب می‌خوندم هی احساس می‌کردم باید یه چیز جدیدی باشه تا من اون نتیجه دلخواهم رو بگیرم،

    بالای 500 تا کتاب تو حوزه موفقیت خوندم خیلی توی فضای این بودم که ببینم جدید چی میگن، یه نکته جدید یه چیز جدید،

    بعد می‌بینم که توی بچه‌ها هم همین حالت هست هر چقدر بیشتر کار کردم یه ذره قانون رو که به صورت کلی درک کردم فهمیدم که یه قانون کلی یه اصل و اساس کلی هست که همون کنترل کانون تمرکز و کنترل کانون توجه هست و احساس خوب و به موضوعات از زاویه‌ای نگاه کنیم که احساس بهتری به ما بده

    وقتی امباپه برای تیم ملی مصاحبه کرده بود می‌گفتن تو اون موقع می‌گفتی از اینجا می‌خوام برم تو ورزشگاه تو رو هو کردن کلی تماشاگرهای پاریس شاکی بودن از دستت هو می‌کردن چه احساسی داشتی

    گفت ببین من از اون زاویه‌ای به این قضیه نگاه می‌کردم که احساس خوبی داشته باشم یعنی اینا وقتی منو هو می‌کردن منو مسخره می‌کردن تو ورزشگاه من می‌گفتم ببین من خیلی آدم مهمی هستم براشون دوست دارن که تو تیمشون بمونم

    چون منو خیلی دوست دارن خیلی ناراحت شدن از اینکه من می‌خوام از این تیم برم

    به خاطر همین نه تنها احساس بدی بهم نمی‌داد این هو کردن‌ها بلکه احساس بهتری بهم می‌داد،

    این نوع نگاه رو شما توی تمام افرادی که به یه جایی تو زندگیشون رسیدن می‌بینید،

    این اصل رو که گرفتم دیگه بعداً سراغ چیز جدیدی نبودم اصلاً و دنبال این بودم که تو این اصل بهتر بشم

    توی کنترل ذهن بهتر بشم

    توی تقوا به قول قرآن بهتر بشم

    توی توکل بهتر بشم

    توی احساس خوب بهتر بشم

    توی نگاه کردن به موضوعات از زاویه‌ای که به من احساس بهتری بده بهتر بشم

    توی کنترل نجواهای ذهن بهتر بشم

    این اصولِ رو توش هی بهتر بشم

    این بهتر شدن تو این اصل هم انتهایی نداره،

    و اون موقعی که من فهمیدم که بچسبم به این اصله و توی همین بهتر بشم من روندم اصلاً باورنکردنی رشد کرد

    یعنی من مثل موشک پرتاب شدم به سمت خواسته‌هام،

    حالا هر خواسته‌ای توی هر زمینه‌ای که بود

    و می‌بینم الان خیلی از بچه‌ها رو که مثلاً میگن استاد یه چیز جدید بگیر،

    یه فایل جدید بگیر

    یا هر روز بیاید به ما یه چیز جدید بگید به ما انرژی بدید انگیزه بدید

    یاد اون موقع‌های خودم میفتم که یه دوره‌ای یه برهه‌ای من همینجوری فکر می‌کردم و توی اون برهه من به هیچ جای خاصی هم نرسیدم

    غیر از اینکه حرف‌های قشنگ می‌شنیدم،

    یکی از اون کتاب‌هایی که به من کمک کرد اصل رو بفهمم قرآن بود

    وقتی شروع کردم به قرآن خوندن دفعه اول خوندم دفعه دوم دفعه سوم دفعه چهارم پنجم دیدم هی یه سری مسائل داره تکرار میشه

    حتی بعضاً آیه‌ها عیناً داره تکرار میشه

    یعنی یه اَ اُ نمی‌شه

    عین هم داره تکرار میشه

    بقیه آیه‌ها هم که عین هم نیست مفاهیمش کاملاً عین همه

    یعنی یه مفهومی رو می‌رسونه

    مفهوم ایمان به خدا

    مفهوم ایمان به آخرت

    مفهوم عمل صالح

    مفهوم تقوا کنترل ذهن مفهوم توکل مفهوم رب

    داره اینا هی تکرار میشه

    هی تکرار میشه

    چیز جدیدی گفته نمی‌شه،

    برداشت من این شد که من اگر این اصلِ رو توی قرآن یاد بگیرم اون وقت می‌تونم ارتباط مناسب‌تری با خدا داشته باشم و این روند همینجوری ادامه پیدا کرد تا اینکه دیگه از یه جایی به بعد دیگه من علاقه‌ای هم نداشتم اصلاً که سراغ اینکه یه چیز جدیدی اومده یا بقیه چه چیز جدیدی میگن برم،

    الان سال‌هاست من توی اون استیت هستم که اصلاً چیزی ندارم

    هیچ علاقه ندارم ببینم بقیه چی میگن

    اصلاً برام مهم نیست که بقیه چی میگن یا مثلاً به چه چیزی رسیدن

    چون من هر باری که بخوام ببینم بقیه چی میگن یا چه چیز جدیدی اومده به همون اندازه من دارم از اصل دور می‌شم

    به همون اندازه من دارم از اون موضوعی که می‌تونه همیشه همه جنبه‌های زندگیم رو تغییر بده دارم دور می‌شم

    به همون اندازه از اون تمرین‌هایی که ذهن منو کنترل می‌کنه می‌تونم روی خواسته‌هام تمرکز کنم بتونم احساسم رو خوب نگه دارم می‌تونم ایمانم رو قوی‌تر کنم دور می‌کنه

    به خاطر همین اصلاً سراغ کتاب و اینا نرفتم بعضی موقع‌ها یوتیوب ساجست میده که توی این حوزه اساتید آمریکایی سخنرانی فایلی میزارن

    یه توضیحی مبحثی رو توضیح میدن

    یه تیکه‌اش رو نگاه می‌کنم می‌بینم واقعاً خیلی‌ها پرت شدن از قضیه

    حتی اون سخنران یا استادی که داره توضیح میده کتاب‌های خوبی نوشته طرف یک نویسنده مطرح آمریکایی یک مربی مطرح آمریکایی خیلی کارهای بزرگی کرده خیلی دستاوردهای خوبی داشته خیلی هم تاثیر گذاشته روی زندگی بقیه ولی وقتی فایل‌های جدیدش رو نگاه می‌کنی می‌بینی دور شده انگار از موضوع اصلی

    حتی از موضوع کتاب‌های خودش هم دور شده

    وقتی فکر کردم که چرا دور شده اون که همه نتایجش رو از همون روند به دست آورده چرا از اون مسیر اصلی دور شده به این نتیجه رسیدم که به خاطر مخاطب دور شده

    ما توی دنیایی هستیم که افراد سعی می‌کنن توجه جلب کنن و طرفی که حالا به عنوان سخنران یا نویسنده یا مربی موفقیت میاد می‌بینه که بقیه کاربراش مخاطب‌هاش میان یه چیز جدید بگو این انرژی چیه این چاکراها چیه حاله چیه اون چیه این چیه

    هی فکر می‌کنه من باید یه چیز جدیدی بگم و این باعث میشه مخاطب‌ها بیشتر دنبال من بیان یا بیشتر توجه کنن به من،

    این اون خط قرمزه هست برای من،

    من وقتی قانون رو فهمیدم اونایی که توی سایت من هستن می‌دونن اونایی که روند منو توی این 10 سال پیگیری کردن فقط چسبیدم به اصل،

    مخاطب من چیز جدیدی می‌خواد اصلاً مهم نیست

    مهم اینه که چی درسته و برای اون افراد و اون سخنران‌های دیگه قشنگ احساس می‌کنم که به دنبال راضی کردن مخاطب هستن

    به دنبال فالوور گرفتن هستن

    به دنبال توجه جلب کردن هستن

    به دنبال اینن که بقیه احساس کنن این آپدیت هست

    این به روزِ این جدیده

    یعنی احساس جدید بودن و آپدیت بودن و به روز بودن بکنن

    که اصلاً اینطور نیست،

    قانون خداوند که قانون ابدی و ازلی بوده چیز جدیدی نیومده

    اصلاً من هر چقدر برم دنبال یه چیز جدید دارم از مسیر دور می‌شم،

    به خاطر همین می‌بینم بعضی ها میان تو سایت ما برنامه‌ها رو استفاده می‌کنن نتایج خوب می‌گیرن بعد یواش یواش میگن بریم ببینیم یه چیز جدید دیگه

    بعد به همون اندازه که شما میرید دنبال یه چیز جدید به همون اندازه از اصل دور می‌شید

    به همون اندازه اصل اهمیتش توی ذهنتون کمتر میشه

    به همون اندازه نشت انرژیتون بیشتر میشه، میبینم بچه‌ها میان یه مدت نتایج خوب می‌گیرن بعد میرن دوباره می‌خورن زمین همه نتایج از بین میره

    دوباره یادشون میاد

    ولی چون مغزشون رو پر از اطلاعات کردن اطلاعات پوچ اطلاعات بیهوده اطلاعاتی که فقط اصل رو تو ذهن آدم کمرنگ می‌کنه نه اینکه بگم اون اطلاعات کمک خاصی می‌کنه نه یه سری اطلاعاتی که بیشتر باعث گمراهی میشه تا هدایت

    مثل همون داستان بنی اسرائیل میگه یه گاوی رو بکشید میگه نر باشه ماده باشه کوچیک باشه بزرگ باشه شکم زاییده باشه یعنی همینجوری اطلاعات بیخود،

    اطلاعات بیخود بود اون چیزی که اونا می‌خواستن،

    مفهوم اصلی این بود که شما باید یک قربانی بدید شما باید یک بهایی پرداخت کنید برای این داستان

    ولی وقتی که طرف میره دنبال اینکه گاو بزرگ باشه کوچیک باشه چند تا شکم زاییده باشه یواش یواش اون مفهوم قربانی دادن یا بها پرداخت کردن اصلاً فراموش میشه

    دنبال اینه که گاوه چه شکلی باشه

    یا اون شتر، شتر صالح،

    اینو دارم میگم که فکر نکنید دارم میگم شماها بگید آه درسته،

    خیلی‌هاتون باید برید دورهاتون رو بزنید ممکنه هم هیچ وقت به این نتایج نرسید به این حرف‌ها هم نرسید

    ولی من یه آدمی هستم که دوست دارم وقتی می‌دونم یه چیزی درسته رو بگم

    فارغ از اینکه مخاطب من خوشش میاد یا خوشش نمیاد

    بارها هم دیدید توی برنامه‌های من کلاً اینکه مخاطب چی دوست داره برای من هیچ ارزشی نداره که مخاطب من چی دوست داره برای من چیزی مهمه که درسته

    اون چیزی که از نظر من درسته اون رو من توضیح میدم در موردش صحبت می‌کنم تکرار می‌کنم بارها و بارها،

    اون چیزی هم که درست نیست در موردش صحبت نمی‌کنم توجه هم بهش نمی‌کنم

    این اون اصله

    این اون چیزیه که باعث شد من توی این مسیر زندگیم از همه لحاظ بهتر و بهتر بشه،

    توی بحث آموزش هم ندیدم هیچکس اینقدر روی اصل متمرکز شده باشه

    من وقتی بعضی از آموزش‌های اساتید آمریکایی رو می‌بینم میگم چقدر حیف داره می‌کنه خودش رو

    چقدر فراموش داره می‌کنه اصل رو

    به اندازه‌ای که داره به فرع توجه می‌کنه داره از اصل دور میشه

    به خاطر همین اگر می‌خواهید نتیجه بگیرید تو زندگیتون از این مباحث اینا رو باید به صورت بنیادین اصل رو پیدا کنید و اونو هی تمرین کنید

    هیچ وقت هم این نیست که بگیم حرفه‌ای شدیم و دیگه خوب شدیم

    پس توی حوزه کاری خودمون توی بحث کنترل ذهن اون اصل رو که آدم یاد بگیره دیگه اونو فقط هی تکرار می‌کنه

    اونو فقط ادامه میده

    اونو روش کار می‌کنه و بعد نتایج میاد

    ولی وقتی هی میگیم ببینم چی جدید اومده ببینیم اون چی میگه ببینیم این چی میگه ما به همون اندازه از مسیر دور می‌شیم و من این خوشبختی رو داشتم و این هدایت پروردگار برای من بوده که وقتی من مسیر رو پیدا کردم فقط رفتم سراغش،

    نه رفتم سراغ حاله درمانی

    نه رفتم سراغ چاکرا درمانی

    نه رفتم سراغ انرژی چی

    نه رفتم سراغ فالگیری

    همون حرف‌هایی که هر بار مد میشه هر بار هم بچه‌ها توی اینستا می‌پرسن این چیه اون چیه

    اصلاً کلاً سراغ اینا نرفتم

    چون می‌دونستم که اینا تله است

    می‌دونستم که من باید توی این مسیر درست هی تمرین کنم و هی بهتر بشم

    توی کنترل ذهن هی بهتر بشم

    توی احساس خوب داشتن هی بهتر بشم توی احساس سپاسگزاری کردن هی بهتر بشم، توی ذوق کردن برای همه چیز،

    یعنی این اون چیزی بود که من سعی کردم انجامش بدم

    نمیگم توش خوب بودم ولی سعی کردم که انجامش بدم و یکی از دلایلی که نتایج خیلی بزرگ تو زندگیم گرفتم این بود که حواسم رو پرت نکردم

    این بود که سراغ چیزهای دیگه نرفتم

    و اون بچه‌هایی که دوست دارن از این مباحث نتیجه بگیرن بشینن یه چیزی که داره جواب میده بهشون رو

    اصلاً قلب آدم به آدم میگه

    بشینن کار کنن اونو

    و من نمی‌گم سایت ما،

    سایت ما به نظرم بهترین سایت توی کیهانه، ولی برن هر جایی که جواب میده و همون موضوع رو ادامه بدن

    همون اصل و همون چیزی که داره بهشون کمک می‌کنه رو توش بهتر بشن به جای اینکه ببینیم چی جدید اومده

    ببینیم چی داره یه چیز جدیدی میگه،

    کنی که 500 تا کتاب خوندم سال‌هاست استاپ کردم این مسائل جدید بودن رو،

    فقط دارم روی اصل کار می‌کنم

    نه اینکه بگم کار می‌کنم دیگه دارم زندگی می‌کنم باهاش

    اونایی که سریال زندگی در بهشت رو می‌بینن می‌دونن داریم زندگی می‌کنیم با این اصول که آموزش میدم یا خودم درکش کردم داریم زندگی می‌کنیم،

    هر بار که آدم بهتر میشه هی کار می‌کنه هی نتایج بزرگتر میشه

    نتایج بزرگتر اعتماد به نفس بالاتری رو برای آدم به وجود میاره

    اعتماد به نفس بالاتر باز ایمان رو قوی‌تر می‌کنه

    ایمان قوی‌تر نتایج رو بزرگتر می‌کنه و این سیکل مثبت همین جور ادامه پیدا می‌کنه، این سوال‌هایی که می‌پرسید همش جوابش داده شده توی سایت

    فقط بچه‌ها فکر می‌کنن که یک بار این فایل رو ببینن فهمیدنش و دیگه بریم سراغ یه چیز جدید

    در صورتی که ما هر روز داریم این فایل‌ها را خودمون استفاده می‌کنیم هر روز داریم محصولات رو استفاده می‌کنیم هر روز داریم آگاهی‌ها رو مرور می‌کنیم

    به خاطر اینکه دنبال چیزهای دیگه‌ای نمیریم،

    تمرکزمون روی اینهاست

    هر روز داریم این‌ها را کار می‌کنیم

    این نیست که بگیم امروز اینو گوش دادم دیگه یادش گرفتم فهمیدم

    نه ما هر روز باید آگاهی‌هامون رو به روز کنیم و اون چیزی که می‌دونستیم رو دوباره به خودمون یادآوری کنیم

    اون چیزی که داره به ما کمک می‌کنه رو دوباره باید به خودمون بگیم و تکرار کنیم تکرار کنیم تا بشه جزئی از وجودمون

    حتی اون موقع هم من باز دارم تکرار می‌کنم با اینکه این همه نتیجه گرفتم

    روزی نیست که من در مورد این مباحث که توی سایتمون هست با خودم صحبت نکنم

    با عزیز دلم صحبت نکنم

    مرور نکنم

    فایل‌ها رو نبینم،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: