live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز
سرفصل آموزش های این فایل:
- حساب کردن روی هدایت؛
- دلیل نتایج پایدار؛
- توانایی تشخیص اصل از فرع؛
- به دنبال درک اصلی باش که به شما کمک می کند نه موضوعاتی که شما را گمراه می کند؛
- وقتی به دنبال درک اصل باشی، به عملکردهایی هدایت می شوی که لازمه موفقیت شماست؛
- وقتی در مسیر درست باشی، هدایت می شوی به ایده مناسب، فکر مناسب و انجام کار مناسب؛
برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز237MB18 دقیقه
- فایل صوتی live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز17MB18 دقیقه






سلام استاد و دوستان ارجمند
چه نشونه ی به موقع و زیبایی بود
من چند روزی بود که تصمیم گرفتم بر اساس برنامه ریزی روزم رو سپری کنم و وقتی هم شروع کردم قسمت کردن روزم به خودم گفتم که نرگس این یه ایده ی اولیست و خامه و تو تو مسیر نقاط ضعف و قوتت رو پیدا می کنی و ایدت رو پخته ترش می کنی پس اونو ثابت و بدون تغییر نگاه نکن که نگرانی باعث بشه که با کوچکترین ناهماهنگی فلج بشی و نتونی به حرکتت ادامه بدی…اتفاقی که بارها برام افتاد و من هربار که میخواستم برنامه ریزی مجدد کنم اون ناکامی های قبلیو فلج شدنا یادم میوفتاد و میترسیدم و ترجیح می دادم کجدار و مریض، لنگ لنگان پیش برم تا اینکه فلج بشم و مدت ها با سرزنش و خودخوری یه گوشه بیوفتم
احساس بهتری دارم به این مسیر و بارها برای خودم تمرار کردم که نرگس اشکال نداره هرجاش ایراد داشت و نشد یه راه براش پیدا می کنیم مثل فلان موقع
و حالا نشانه ی امروز من سندی بر تمام این صحبت هایی بود که خداوند در جواب کمکم کن ها در گوشم گفت
تکامل، واقعا برای من به شدت عجوله کم تحمل و کم طاقت موضوعی بود با درک سخت
دونستن با فهمیدن خیلی فرق می کنه من تقریبا تو اکثر فایل هاتون این جمله رو شنیدم که باید تکاملت طی بشه ولی فهمش برای من خیلی سخت بود بکار بردنش سختتر
چون شاید یکی از دلایل محکمش مقایسه ی الانم با الان آدم های خیلی جلوتر از منه و وقتی دست به اقدام میزنم و نتیجه متفاوته ناامید میشم و سرخورده
قانون رهایی جزء جدا نشدنی از تکامل
دقیقا همینیه که شما میگین اگه قراره به یه نقطه ای برسیم که یه لذتی رو تجربه کنیم اون لذته رو باید همیشه داشته باشیم
و به نظرم همینه،آره همینه استاد ،من باگمو پیدا کردم،من چون فکر می کنم باید به اون نقطه مدنظرم برسم تا احساس خوبی داشته باشم عجله دارم میخوام زودتر برسم به اون حس خوبه به اون ارامشه در صورتی که اگه برسمم باز اون حس خوبه رو ندارم چیزی که بارها برام اتفاق افتاده و من هربار از خودم پرسیدم پس چرا هیچ حسی ندارم چرا خوشحال نمیشم چراقلبم تند تند نمیزنه، باز نمیشه شگفت زده نمیشم
چون اون احساس رو باید همیشه در خودمون ایجاد کنیم و احساس خوبمونو به هدف خاصی به ادم خاصی به زمان و مکان خاصی گره نزنیم
این سوال الان اومد تو ذهنم اگر خودم تنهای تنها بودم تو این جهان،نگران قضاوت ها و نظرها و نگاه های کسی نبودم، نگران تمام شدن ها و دیر شدن ها نبودم، نگران نکنه نشه ها نبودم بازم انقدر عجول و کم تحمل بودم؟
جوابم، الان که بهش فکر می کنم خودم رو میبینم که فارق از هر چیزی با آرامش پیش میرم و تجربه می کنم
مرسی استاد
مرسی بابت این بخش نشانه،بی نظیره
مرسی از دوستان که کامنتاشون اکثرا چراغ هایی رو در ذهن من روشن می کنه