live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز

سرفصل آموزش های این فایل:

  • حساب کردن روی هدایت؛
  • دلیل نتایج پایدار؛
  • توانایی تشخیص اصل از فرع؛
  • به دنبال درک اصلی باش که به شما کمک می کند نه موضوعاتی که شما را گمراه می کند؛
  • وقتی به دنبال درک اصل باشی، به عملکردهایی هدایت می شوی که لازمه موفقیت شماست؛
  • وقتی در مسیر درست باشی، هدایت می شوی به ایده مناسب، فکر مناسب و انجام کار مناسب؛

برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز
    237MB
    18 دقیقه
  • فایل صوتی live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز
    17MB
    18 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

488 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «اميرحسین» در این صفحه: 1
  1. -
    اميرحسین گفته:
    مدت عضویت: 3181 روز

    به نام خدا

    استاد تو این فایل در مورد قانون تکامل صحبت کردید و اینکه اگه واقعا افراد قانون تکامل رو درک کنن، زندگی چقدر “لذتبخش” میشه

    این پاشنه آشیل منه و بشدت توش ضعف دارم، اینکه بدو دیر شد، عجله کن، سریع باش، سنت رفت بالا،مقایسه کردن ها و…

    و توی چند وقت اخیر تازه واقف شدم به این ضعف و اصلا خبر نداشتم من اینجوریم، در صورتی که توی تمام رفتارهام تاثیر داشت…انگار عجله کردن رفته بود توی خونِ من و کل بدنم رو تحت تاثیر قرار میداد از بس که عجله و استرس و اضطراب رخنه کرده بود درونم و از صبح که پامیشدم یه حس بد خودکار درونم استارت میخورد و همش فکر میکردم دیر شد، وقت رفت

    وای استاد، الان که دارم مینویسم داره یادم میاد…من هروقت چندساعت بیشتر بخوابم و مثلا ساعت ۱ ظهر از خواب بلند بشم، نمیدوووووونید که چقدر احساس من بد میشه

    و اصلا هم حواسم نبود که چرا باید احساسم بد باشه؟ و فکر میکردم بخاطر شیمی بدن و تایم بدِ بیدار شدنه…اما نبود..من انقدر و انقدر این عجله و این بدو بدو و این دیر شدن تو وجودم هست، وقتی چند ساعت دیر تر بیدار میشدم بشدددددت احساسم بد میشد و خود سرزنشی شروع میشد که وقت رو از دست دادی، نصف روز از بین رفت

    استاد واقعا این مشکل خیلی ریشه ای و مهمه

    و واقعا حقیقت محضه که این ایراد لذت و احساس خوب رو از آدم میگیره

    آدم از هیچی زندگیش لذت نمیبره اینجوری…

    استاد باورتون شاید نشه، این موضوع انقدررررر ریشه ایه درون من، مثلا میخوام با یه دوستم برم بیرون و باید یجا منتظرش باشم، هروقت یک ربع دیر میکنه، انقدرررر احساسم بد میشه که نگو… و کل روز احساس من بده بخاطر اون!!!

    یا اینکه هرجا با هرکس میخوام برم، هی بهش میگم زودباش زودباش، سریع باش دیگه، چرا راه نمیفتی!!!

    و نکته ی عجیب اینجاست که اصلا و اصلا من حواسم نبود به این رفتارام…تو مدار نبودم…

    توی غذا خوردنمم همینجوریه…همش میخوام سریع غذا بخورم، هی برم سراغ کار بعدی، اون تموم شه برم سراغ بعدی

    حتی حتی حتی توی دیدن فایل های تصویری شما، اصلا من وقتی یک فایل تصویری شمارو میزارم ببینم، و کار دیگه ای نمیکنم، اصلا نمیتونم ۱۰ دقیقه دووم بیارم!! هی میخوام سریع تموم بشه!!!

    اما وقتی صوتی گوش میکنم چون میتونم کارای دیگمم انجام بدم اینجوری نمیشم

    وای استاد این ایراد وحشتنااااااااااااااااک توی منه

    خیلی شدیده خیلی شدید

    مثال میزدید که شما مسافرت میرفتید تمااااااااام مسیر رو بدون توقف رانندگی میکردید…و گفتید که خودتونم همینجوری بودید…و الان میبینم که خیلی خیلی خیلی بهتر شدید و واقعا در عمل هیچ عجله ای ندارید تقریبا

    و واقعا هیچ لذتی از هیچی نمیبره آدم…البته شاید بگم ۲ درصد بهتر شدم از وقتی فهمیدم من اصلا همچین ایرادی دارم…

    اما استاد پاشنه آشیل اصلا به این سادگیا تغییر نمیکنه…

    استاد حتی من توی تغییر باورام هم ضربه خوردم از این باور…یعنی میومئم روی خودم کار میکردم، و چون هی عجله داشتم و هی فکر میکردم دیر شده، و چون تو اون مدت کم نتایج ایجاد نمیشد و تغییری حاصل نمیشد، خیلی سریع دچار افسردگی میشدم!!! و چند روز حالم بد بود و بعدش دوباره بر میگشتم!

    یعنی روتین من شده بود که هر ماه، من چند بار این حالت بهم دست میداد و خودمم نمیدونستم چمه!

    حتی توی تغییر باورها هم هی میخوام زور بزنم و شدید کار کنم و عجله دارم…و چون اصلا با این احساس بد باور خوبی شکل نمیگیره و نتیجه ای هم نمیاد، ناامید و افسرده میشم

    همین الان که این کامنت رو نوشتم پی بردم به دلیل ناامیدی شدن های پشت سرهم خودم…

    استاد در مورد این موضوع خیلی بیشتر توضیح بدید…در مورد باور به فراوانی زمان و فراوانی فرصت ها…خیلی مهمه

    اینارو باید بنویسم همیشه تا یادم نره..چون میدونم این ایرادات به این سادگیا حل نمیشه و اگه فراموشش کنم اوضاع برمیگرده

    و اینم بگم که استاد من نسبت به یک ماه پیشم خیلی بهتر شدم و این احساس بدو بدو و دیر شد از شدتش کاسته شده و حالم خیلی بهتره…اما به قول شما احساس میکنم چندین سال نوری با اونچیزی که میخوام فاصله دارم

    ممنون از شما استاد عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: