live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز
سرفصل آموزش های این فایل:
- حساب کردن روی هدایت؛
- دلیل نتایج پایدار؛
- توانایی تشخیص اصل از فرع؛
- به دنبال درک اصلی باش که به شما کمک می کند نه موضوعاتی که شما را گمراه می کند؛
- وقتی به دنبال درک اصل باشی، به عملکردهایی هدایت می شوی که لازمه موفقیت شماست؛
- وقتی در مسیر درست باشی، هدایت می شوی به ایده مناسب، فکر مناسب و انجام کار مناسب؛
برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز237MB18 دقیقه
- فایل صوتی live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز17MB18 دقیقه






خدای من این فایل یه گنجه
صحبت های ارزشمندتر از طلای ناب، و کامنت های ناب تر از اون
اینهمه کامنت ارزشمند اومده روی این فایل، و هر فرشته ی الهی، از یه زاویه و از تجربه ی خودش از طی کردن یا طی نکردن تکامل گفته! هرچقدر می خوندم سیراب نمی شدم…
خدایا سپاسگزارم در این سایت الهی قرارم دادی، استاد و گروه تحقیقاتی پربرکت، از شما از صمیم قلبم سپاسگزارم برای ضبط و انتشار این آگاهی ها و این بستری که اینقدر رضایت بخشه فراهم کردید، بارها قصد داشتم برای موضوعی از شما تشکر کنم، الان به خاطرم رسید بگم: از اینکه در سایت بنرهای تبلیغاتی با رنگ های پررنگ چشمک نمیزنه، از اینکه با هر کلیک صفحه ی پاپ آپ باز نمیشه و منِ کاربر در نهایت آرامش و رضایتمندی دارم از این گنجینه ی الهی استفاده می کنم، از شما سپاسگزارم. و این نگاه توحیدی تون که نتیجه اش این حد از ایمان برای خلق ثروت هستش رو از صمیم قلب سپاس میگم. مطمئنم شما با شهرت و محبوبیتی که دارید می تونستید کلی بنرهای تبلیغاتی بگیرید و ثروت خلق کنید. بابت این احترام و آرامش که برای کاربران فراهم کردید، هرچقدر بنویسم کم است، چون اکثرا با موس نوشته ها را هایلایت می کنم و میخونم و ناخودآگاه طبق برخی سایت های مرتبط باکارم، انتظار دارم تبلیغات باز شه ولی اینجا از اون تبلیغات ها خبری نیست و همیشه قدر و ارزش این کارتان را میدانم.
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
میرسیم به بحث همیشه در صحنه ی تکامل، استاد تکامل در روابط اولین باری بود که شنیدم، اصلا و ابدا فکر نمی کردم برای داشتن رابطه ی خوب هم باید این تکامل رعایت بشه، چقدر فرقِ خدایا، دانستن این آگاهی ها و نداستن آن ها! چقدر دانستن این آگاهی ها هدایتگرمون هستش برای یک زندگی سراسر لذت بخش، نه اون عشق آتشین که زود میاد و زود هم میره! چیزی که خودم تجربه اش کردم، تکاملی که در بدو آشناییم و ازدواجم با همسر نازنینم (ناآگاهانه) ذره ای رعایتش نکردم. همیشه درحال یافتن پاسخ این سوال بودم که چرا عشق آتشین اون موقع ها از بین رفت؟ فکر می کردم من بد رفتار کردم، همسرم واقعا خوبِ و من طی این سالها یک عالمه خودمو برای تک تک خطاهام سرزنش کردم، اصلا یکی از اهدافِ من برای بودنم در این مسیر شعله ور کردن دوباره ی اون عشق آتشین بود!!!😂😅🤣 و هربار پیگیر بودم و میگفتم شاید غرغر کردم، یا شاید …. یا شاید…. و کلی از رفتارهای خودمو به عنوان اشتباه فرض کرده بودم، دریغ از این مورد! دریغ از اینکه تکاملی باید طی میشده!
ای خدااا، آخه تکامل؟؟ اونم توی روابط؟؟ ذره ای از کسی نشنیده بودم و یاد نگرفته بودم، تازه زوج هایی که مدام باهم هستند، تحسین شدن و من فکر نمی کردم، باید این مورد رو رعایت می کردم. میدونید، منی که قبل از ازدواج تجربه ی ارتباط با جنس مخالف رو نداشتم، شناختی به اون صورت روی آقایون نداشتم، واقعا به تکامل نیاز داشتم. از خداوند سپاسگزارم که امروز به پاسخ سوال چند ساله ام رسیدم!😄 و خداوند هدایتم کنه که توی ریزترین موارد هم این موضوع تکامل رو به یاد بیارم…..چقدر الان وجودم آرام گرفت! خدایا شکرت، یه قدم دیگه بیشتر خودمو بخشیدم و با خودم درصلح قرار گرفتم!
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
جنبه ی دیگه ای که از تکامل و مثالی که از ورزش زدید، میدونید استاد چی توی ذهن من Bold شد؟؟ اینکه خیلی ها مون میدونیم داریم هیجانی عمل می کنیم، یا به خودمون برای ورزش یا کسب و کار فشار میاریم، اما (ریشه ی این کار: خودمونو دوست نداریم، عزت نفس پایین داریم، به روح پاک و زلال الهی وجودمون ارزش قائل نیستیم) و میگیم عیب نداره! وقتی شما مثال ورزش رو زدید، من یاد ورزش های خودم افتادم، روزهای اولی که میرفتم باشگاه و به خودم فشار وارد می کردم و با شدت ورزش می کردم که چربی سوزی داشته باشم، و میدونستم هم قراره عضلاتم درد بگیره، ولی درد رو میپذیرفتم و می گفتم عیب نداره بزار خوش اندام بشم (بازم ریشه اش نگاه و نظر دیگران بود) یعنی لذت بردن از مسیر رو فدا می کنیم برای رسیدن به هدف! و اتفاقا چند ماه پیش یکی از مهمترین پاشنه های آشیل خودمو برای بهبود عزت نفسم برای افزایش خود ارزشی و احساس لیاقت در خودم پیدا کردم، و پرده ای از جلوی چشمانم کنار رفت و آگاه شدم، همین عیب نداره ها ! شاید موضوع ساده باشه، اما همین تضاد ریز و کم درد، بارها و بارها و سالها و سالها برام تکرار میشد (فعل های مضارع قرآن)، متوجه شدم طبق کدام ریشه داره تکرار میشه! و «عیب نداره اگه بعد ورزش درد بکشم» هم یکی از اون شاخه های این مسئله ی ریشه ای بود…
در مورد کسب و کار هم خیلی هامون در زمان هایی به خودمون سخت گرفتیم و میدونیم داریم خودمون رو اذیت می کنیم، ولی می گیم عیب نداره، عوضش رشد می کنم یا کسب و کارم رونق میگیره! اما آیا مطمئنیم که عمر ما تا رشد کسب و کار قد میده؟ چرا از مسیر لذت نبریم؟ توی مقصد هیچ خبر خاصی نیست!
توی مقصد هیچ خبر خاصی نیست! این جمله رو با خواسته هایی که بهش رسیدم، به خودم یادآوری می کنم تا آرامتر باشم و کمتر عجله کنم، دوسال و نیم پیش که وارد این مسیر شدم، تضادهای کم اما پردرد داشتم، و کلی آرزو و خواسته! و در طی این مدت به خیلی از اونها رسیدم، خداروشاکرم براشون، اما موضوعی که درک کردم اینه که رسیدن به اون خواسته به من آرامش و احساس خوب پایدار نداد، بلکه توی مسیر، همین کار کردن ها روی خودم برام لذت بخش بود، یجورایی لذتِ رسیدن به اون خواسته خیلی زود رنگ میبازه! ولی این لذت که هربار یه ترمز توی خودم کشف میکنم، به یه جنبه و عمق وجود خودم آگاه میشم، ویژگی های خداوند رو دارم تجربه می کنم، مثل توانایی و قدرتش، مثل هدایتگر بودنش، مثل نزدیک بودنش بهم و کلی نگاه و تجربه در این مسیر، اینها لذتش پایدارتر بود برام به نسبتِ لذتِ رسیدن به خواسته هام! و با این تجربه سعی می کنم بیزینسم رو با آرامش بیشتری ادامه بدم….
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
اما استاد، این داستان تکامل امیدوارم بیشتر درکش کنم، تا بتونم درعمل انجام بدم! طی این مدت راه اندازی بیزینسم (سایتم)، بخاطر همین نادیده گرفتن تکامل در عمل، ایده هارو به یکباره پیش رفتم، و کار رو سخت کردم، و اتفاقی که افتاد مثل موج سینوسی کار کردم… چند وقت انگیزه می گرفتم و با تلاش بیشتر ساعت های خیلی زیادی پای کار نشستم! و گاهی خسته از اینهمه کاری که برای خودم تعریف کردم و هرکدوم رو تا حدی پیش بردم! و با خودم می گفتم هدف لذت بردنه و دست از کار میکشیدم یا خیلی خیلی کم کار می کردم! میدونم تمام اینها قدم هایی برای طی کردن تکاملم و درک بهتر قوانین و همچنین بیزینسم هستش، چون قبلا بیزینس شخصی نداشتم. ولی این فایل و تفکر بهش، و خوندن کامنت ها هربار بیشتر منو آگاه تر میکرد و مسیر رو برام واضح می کرد. که آهسته و پیوسته و با لذت ادامه بدم. و یکسری کارها برام واضح شد در مورد کارم که چیکار کنم.
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
یکی دیگه از موضوعات مهمی که باعث میشه خیلی هامون تکاملمون رو طی نکنیم، یا نادید بگیریم، اینه که باور نداریم از روش راحت و لذت بخش هم میشه به خواسته رسید! و یکی دیگه از موضوعاتی که در مورد خودم آگاه شدم همین موضوع بود! و اون فایل برام یادآوری شد: مسیر سنگلاخی یا هموار! اون فایل رو من کلمه به کلمه نوشتم و کلی ازش آگاهی دریافت کردم، دیدم شخصیتِ من مسیر سنگلاخی رو پذیرفته! و تا چند روز روی اون فایل و مثال ها و آگاهی هاش کار می کردم و یه دروازه ای از آگاهی به روم باز کرد! اما الان میبینم کافی نبود، انتخاب مسیر سنگلاخی جزئی از شخصیت من شده! شاید توی زبان خیلی راحت بگم:«آره از مسیر راحت و لذت بخش هم میشه به خواسته رسید،» اما عملکرد من چیز دیگه ای رو نشون میده! عملکرد من وقتی موضوعی برام لذت بخشه اونو ادامه نمیده، چون فکر میکنه داره وقت هدر میره و مدام ایده های سخت و پرتلاش توی کسب و کارم بهم پیشنهاد میده و من که اسیر باورهام هستم، اون ایده هارو اجرا می کنم، و اتفاقی که می افته اینه که تلاش و زحمت بیشتر و زمان طولانی تر از من میبره تا به همون نقطه ای برسم که میخواستم!
واضح تر بگم: کار اصلی که شروع کردم، ترجمه ی کارتون ها برای کودکان برای یادگیری انگلیسی بود، البته با سبک جدید خودم که جایی اجرا نشده بود. وقتی خودم دارم کارتون هارو نگاه میکنم، اینقدر غرق لذت میشیم که اصلا گذرساعت رو متوجه نمیشم، دوست دارم هیچ کاری نداشته باشم، خودم از صبح تا شب این کارتون هارو ببینم هم خودم که نیاز دارم انگلیسی ام بهتر بشه، یاد بگیرم، هم قدم بعدی ترجمه شون کنم بزارم سایت. اصلا انگار روحِ لطیف و کودکانه ی منو زنده میکنن این کارتون ها، اون شخصیت ها، اون مدل و چشم ها و حرکت های بامزه شون، اون شعرگونه بودن و رنگ و طرح و فانتزی بودن کارتون ها، صدای شخصیت ها… همه چی خلاصه! حتی از جنبه ی تناسب رنگ ها و طراحی عالی هر شرکت هم لذت میبرم. و اینکه خودم نگاه کنم و دور بعدی ترجمه کنم، اینقدر برام شیرین و البته راحت میاد این کار، که ناخودآگاهم یعنی همون باورهام، به همین اکتفا نکرد تا این مسیر رو بره، فکر نمی کرد که این مسیر به نتیجه برسه، و به مرور کلی آیتم و گزینه ی و جنبه های دیگه غیر از این کارتون ها به دوره ام اضافه کردم، با اینکه اون گزینه ها و آیتم ها خیلی عالی هستن و مشتری ها هم راضی هستند، اما من برای تهیه ی آن ها لذت نبردم. به خودم سختی دادم! و امروز خیلی بیشتر آگاه شدم که چطور این باور انتخاب مسیر سنگلاخی در وجود من ریشه داره، و امروز خودمو با عملکردم شناختم، و تصمیم گرفتم بیشتر از مسیر لذت بخش ادامه بدم، البته چند روزی بود میزان تماشای کارتون ها برای خودم رو بیشتر کرده بودم، ولی این فایل و آگاهی هاش باعث شد، برای تغییر این باور ریشه ای، جدی تر عمل کنم! و هرجا دیدن مسیر سخت شده، برگردم و بشینم پای تماشای کارتون هام😅😅 و البته ترجمه کردنشون!
و خلاصه اینکه اگه دیگران هم تکامل رو در نظر نمیگیرن، شاید اونام توی وجودشون مثل من فکر نمی کنن که با لذت بردن میشه رشد کرد و موفق شد و شاید در زبان این جمله را تکرار کنن، ولی در عمل اون مسیر رو ادامه نمیدن چون باور ندارن، ایمان ندارن که جواب میده! چون منم فکر می کردم بهتره بقیه ی ایده هارو با زحمت اجرا کنم، چون وقتم هدر میره بشینم کارتون نگاه کنم و ترجمه کنم. چون فقط از طریق ترجمه ی کارتون ها که نمیشه به ثروت رسید!!! چون خیلی ساده است، چون باید دوره ام جامع و پر از گزینه و آیتم باشه، پیچیده باشه!!!
حتی در مورد کاهش وزن از مسیر لذت بخش هم الان که دارم کامنت مینویسم خداوند به یادم میاره، که اینم خیلی هامون باور نداریم با لذت هم میشه لاغر شد، اون موقعی که باشگاه میرفتم یکسری حرکت های کششی اجرا می کردم، در اون قسمتی که کشش کار کرده بودم، چربی هاش آب شده بود، خیلی راحت و بدون زحمت، و الان که صدای قلبم رو بهتر میشناسم، میفهمم که بارها بهم گفته بود کِش بیا فقط😄 (کشش ساده ولی همیشگی کار کن). چون حرکات کششی خیلی لذت بخشه دیگه! و ذهن من باور نداشت که میشه اونطوری هم کاهش وزن داشت، و جدیش نمی گرفت و ادامه نمیداد، فقط فکر می کرد با ورزش سخت امکان پذیره! درحالیکه همین حرکت کششی اگه مرتب هر روز انجام بشه، و اینقدر راحت و لذت بخشه اگه در روز دو-سه مرتبه انجام بشه، در طولانی مدت، نتیجه بخش هستش!
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
این مبحث تکامل و ضربه هایی که در تجربه هام ازش خوردم اینقدر زیاده و البته پردرد هستش برام که هی باید گُل بزارم و بنویسم😄، و چقدر نیاز دارم این موضوع برام واضح تر بشه، درونی تر بشه! اوایل که وارد این مسیر شدم و با موضوع تکامل آشنا شدم، اینطور فهمیده بودم که تکامل یعنی ماه اول صدتومن درآمد خواهم داشت مثلا، ماه بعد میشه دویست و الی آخر! همین! تکامل همینِ! بارها هم شنیده بودم یا در مقالات هم خوانده بودم که تکامل صرفا گذر زمان نیست، تکامل فرکانسه! اما هرچقدر میگذره میبینم این موضوع خیلی گسترده تر از اینهاست، هی داره تجربه ها یادم میاد، موقعی که برنامه نویسی اندروید می کردم، عاشق برنامه نویسی هم هستم، اینکه مسئله را تحلیل و بررسی و حلش کنم، به شدت لذت میبردم! الان دارم مینویسم متوجه شدم چرا کنارش گذاشتم، بخاطر رعایت نکردن همین تکامل! وقتی دوره ی برنامه نویسیم تموم شد، تصمیم گرفتم برای خودم یه پروژه تعریف کنم و تکمیلش کنم تا نمونه کارم باشه! و یه نمونه کاری برای خودم تعریف کردم و شروع کردم و به مرور اینقدر اون پروژه رو گسترده کردم و آیتم اضافه کردم، که شد یه پروژه ی عظیم واقعا!!! با اینکه من حداقل روزی 4-5 ساعت پای کار بودم، و شش ماه طول کشید، ولی بازهم تموم نشد! 🤣🤣🤣 الان دارم مینویسم واقعا خنده ام میگیره به کارم!🤣🤣🤣 (خنده ای که از گریه بدتره) بعد همین رعایت نکردن تکامل باعث میشه آدم فکر کنه تنهایی نمیتونه کار کنه، چون خانوم هستم نمیشه! چون ایرانه نمیشه! همون بهتر برم استخدام شم جایی، حداقل حقوق ثابت بدن!😕 و اینطوری اون عشق به کار رو می کُشیم، اون عشقی که اگر از مسیر درست بریم روزی کارآفرین بزرگ و حتی جهانی میشیم! از خدا میخوام هدایتم کنه، تا آگاهانه حرکت کنم در این بیزینسی که شروع کردم، تاچند سال بعد به ناآگاهی های الانم نخندم، خنده ای که از گریه بدتره! بلکه از خوشی و رضایت بخندم!😊😇