live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز
سرفصل آموزش های این فایل:
- حساب کردن روی هدایت؛
- دلیل نتایج پایدار؛
- توانایی تشخیص اصل از فرع؛
- به دنبال درک اصلی باش که به شما کمک می کند نه موضوعاتی که شما را گمراه می کند؛
- وقتی به دنبال درک اصل باشی، به عملکردهایی هدایت می شوی که لازمه موفقیت شماست؛
- وقتی در مسیر درست باشی، هدایت می شوی به ایده مناسب، فکر مناسب و انجام کار مناسب؛
برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز237MB18 دقیقه
- فایل صوتی live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز17MB18 دقیقه






به نام خدای حکیم و مهربان
اول تشکر کنم از استاد عزیزم که من پیامبر ابلاغی صداشون میکنم استاد عباس منش و همسر عزیزشون
نمیدونم از کجا شروع کنم من از سال 98 با آقایی آشنا شدم و حدود یکسال بعد رفتیم تو رابطه 6ماه اول همه چی عالی بود هرچند که مادر ایشون دائم از روابط قبلی عشقم صحبت میکرد از یه خانم دکتر که اونا میخواستن باهم ازدواج کنن و به دلائلی نشد هر وقت که حرف ایشون میشد من حالم بد میشد احساس بی ارزشی میکردم با وجود اینکه عشقم منو خیلی دوست داشت و به من عشق میداد ولی حرفای مادرش تو ذهن من نشست و بعد از 6ماه یه خانم دکتری پیداشد وسط رابطمون البته یادم رفت بگم که عشق من به لحاظ مالی شرایط متوسطی داشتن وایشون شغلی نداشت یعنی شکستهای قبلی که در شغل داشت باعث شده بود اون مدت داخل خونه باشه ما هردو ازدواج قبلی داشتیم من بهپسر دارم و اون یه دختر من از عشقم 10سال بزرگترم ولی به شکر خداوند هم لحاظ چهره هم جسمی حتی از عشقم هم سنم کمتر دیده میشه زمانی که عشقم احتیاج به پول داشت برای کلیپش از این خانم دکتر که عاشق عشق من شده بود و شب و روز رو گوشیش بود پول قرض کرو زمانی که من دیگه پولی نداشتم هرچقدر پس انداز داشتم طلا داشتم هرچی داشتم داده بودم بهش و دیگه چیزی نبود که بدم و اون بخاطر اینکه آبروش نره قرض کرد واین باعث شد که اون خانم باعشق من صحبت کنه و بگه که با اون ازدواج کنه و عشق من هم کم کم پذیرفت و به من گفت ما آینده ای باهم نداریم 2 سال پیش حال من خیلی بد بود به زمین و زمان چنگ میزدم تا اینکه بهم گفت کمکش کنم تا از شر این دختر نجات پیدا کنه من خونه خیلی خوبی داشتم تصمیم گرفتیم خونه منو بفروشیم قرض این دختر و بدیم با بقیش کار کنه خونه رو فروختیم و یه خونه اجاره ای گرفتم و عشقم اینبار شروع کرد به ساخت فیلم وباز کم آورد و باز از این دختر که لحظه ای بی خیال عشق من نمیشد پول قرض کرد وهیچ قت این فیلم درست نشد و تمام پولها رفت عشق من در منطقه عالی تهران هم خونه اجاره کرد و هم دفتر فیلم سازی و همه پولها به باد رفت بعد از دوسال که داخل تهرانه هرچی پول داشت رفت و حالا اون دختر باز بهش پیشنهاد داد که با من ازدواج کن و عشق من باز منو ترک کرد حالا من نه خونه ای دارم نه عشقی من دوره های زیادی برداشتم تا اینکه تصمیم گرفتم وارد سایت استاد عزیزم استاد عباس منش بشم و دوره روابط عشق ومودت رو گرفتم دوستان من شرایط روحی خیلی بدی رو پشت سر گذاشتم این داستان که من هرچه که داشتم از دست دادم رو حتی خانواده من نمیدونن بدون پول بدون یاور با پسری باهوش و درسخون شروع کردم به ادامه زندگی و به اینکه چطور موضوع خونمو پولامو به خانوادم بگم چون مطمئنم که مامانم سکته میکنه چون بشدت ضعیفه به لحاظ روحی سعی کردم خودمو جمع کنم و با صحبتهای استاد زندگیمو دوباره بسازم امروز جلسه 4دوره عشق رو گوش دادم من همدوره رو 7بار گوش دادم مطمئن بودم که حالم خوبه و آرامش دارم ولی امروز باز هم با عشقم اتفاقی حرف زدم و اون دوباره منو شکست من به خدا گفتم خدایا من که از تو یاری خواستم که دوباره بلند شم چرا دوباره ضعیفم تا این نشونه رو دیدم خداروشکر که جوابمو گرفتم من از خودم توقعم زیاد بود من باید تکامل و طی کنم و کم کم از این داستان رها بشم و بشم یه انسان توحیدی با باورهای عالی و حال خوب من دوهفته ست که فایلها و گوش میدم با انرژی سر کارم میرم به لطف خدا مشتریها بیشتر شدن و خیلی همه چیز بهتر از قبل شده من شب و روز دائم ویسهای استاد و گوش میدم و مطمئنم ایمان دارم که یه روز میام اینجا و به همتون میگم که من الان آمریکا هستم پیشه استاد عزیزم و به هرچه که میخواستم رسیدم به بهشت رسیدم واز همین حالا خدارو شکر میکنم خدایا شکرت به هرچه که میخوام رسیدم براتون بهترینهارو از رب العالمین آرزو دارم در پناه خدا باشید