این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/10/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-13 02:22:152024-10-13 09:48:46live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز
488نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته نازنین ودوستان بزرگوار تشکر از شما استاد عزیزم که این قدر عاشقانه تمام موضوعات را برای درک بیشتر ما توضیح میدهید قانون تکامل خیلی مهمه با این قانون من یاد یه ضرب المثل افتادم که میگویند
رهرو آن نیست که گهی تند و گهی آهسته رود * رهرو آن است آهسته و پیوسته رود
یعنی باید در هر کاری عجله نکنیم وبه این درک برسیم که هر چیزی برای رشد و توسعه نیاز به زمان داره درختان برای رشد نیاز به زمان دارند
جنین برای رشد نیاز به تکامل داره درک این موضوع که وقتی با این قوانین آشنا میشویم نیاز به تکامل داره ولی وقتی تکامل طی شود می افتیم رو دور تصاعد در صورت صبر و استقامت
چقدر شما عالی نظر خودتون را بدون هیچ گونه نگرانی بیان میکنید اون جایی که پرسیدن از قرآن صحبت نکنید عالی دیدگاه خودتون را گفتید این نشان از عزت نفس شما داره یعنی شما اون کاری که درست انجام می دهید فارغ از اینکه که کسی خوشش بیاید یا نه در محصولات خیلی عالی هستند فایل های دانلودی خودشون یه محصول بی نظیر هستند
خدا را شکر برای دریافت آگاهی های امروزم انشالله که بتوانم این مسیر الهی همیشه مستدام
بمانم
خدایا مرا آسان کن برای آسانی ها تنها تو را می پرستم وتنها از تو کمک می خواهم
ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت دادهای نه راه گمراهان
سلام به همه اعضای دوست داشتنی سایت عباس منش .من امروز این فایل رو گوش دادم و یا بهتره بگم هدایت شدم بهش.من یه نشانه جالب از کار کردن روی خودم.من سه سال پیش خیلی عالی داشتم روی خودم کار میکردم روی عزت نفسم روی احساس خوب روی حال خوب و خیلی جالبه که ما با یک سری از دوستامون میرفتیم دور همی باغ غذا درست میکردیم و پنج شنبه جمعه ها با هم تفریح می رفتیم جنگل میرفتیم و کلا با هم بودیم بیشتر آخر هفته ها و انسان های خوبی بودن ولی حرف های ناامید کننده و گله و شکایت و کلا آدم های خیلی شادی نبودن و خیلی احساس خوشحالی و خوبی کنارشون نداشتم احساس بدی هم نداشتم ولی خب اون موقع توی همون فرکانس بودم بعد اتفاق جالب داشتم روی خودم کار میکردم که اصلا رفت و آمدمون کمتر شد نمیدونم چطور و اصلا گرایش داشتم دیگ باهاشون زیاد تعامل داشت باشم انگار مدارم داشت میرفت بالاتر یکی از این خانواده ها به ظاهر آدم شوخ طبعی بود ولی خیلی حرفای جدیش انرژی منفی بود و دیدم ورودی نامناسب داره به من میده و خودمم آگاه شدم کارم اشتباه زیاد در تعامل باشم و انگار وقتی روی خودت و شخصیتت و ارزش قائل شدم روی خودت کار میکنی جهان بیکار نمیشینه و بهت کمک میکنه و یه مدت رفت و آمدمون کم شد بعدش یه مراسمی شد از اقوام همسرم که یه چندتا از دوستامون که میشه گفت دوست که نه یکی دوبار توی یه مهمونی دیده بودمشون اونجا بودن بعد خش و بش کردیم همون غروبش دعوتشون کردیم باغ و رفت و آمد ها شروع شد آنقدر آدم های شاد بزن و برقص بی حاشیه و اصلا واقعا باهاشون لذت بردم اون مدتی که دور همی زیاد داشتیم و ب راحتی جهان برامون مهیا کرد آدم های یک درجه بلاتر از آدم های قبلی یعنی شادتر بیخیال تر اهل خوشی و رقص اون چیزی که من دوست دارم و واقعا این خیلی توی ذهن من جاودانه شد و به خودم همش یاد آوری میکنم و اینم بگم الان مدارم دارم روش کار میکنم و دیگه چند وقتی هست دوس ندارم باهاشون ارتباط بگیرن و آدم های بهتر و مثبت تر و با شخصیت تر و هدفمند تر و جایگاه اجتماعی بالاتر و دورهمی های سالم تر چون دیگ از دورهمی های قلیون و مشروب این چیزا خوشم نمیاد قبلا دوس داشتم ولی الان جمع هایی میخوام که دور هم موسیقی بنوازن حرف های زیبا بزنن .چیزهای خوب از هم یاد بگیریم و در کل انسان های با لول بالاتر و میدونم باید روی شخصیتم عزت نفسم ارزشمندیم نکات مثبت آدم ها توجه کنم تا زمان مناسب هدایت بشم به این خواسته.
خیلی از خودم ممنونم بخاطر تعهدم برای نوشتن کامنت که امروز این دومین کامنتی که به فاصله چند ساعت توی سایت میذارم چون متوجه شدم کامنت نوشتن هم به نفع خودمه هم به نفع دوستانم هم باعث گسترش جهان گسترش آگاهی و درسته که استاد قسمت عظیم رو دارن انجام میدن برای نشر آگاهی والی ما هم میتونیم یه قسمت این داستان باشیم و به بقیه خودمون کمک کنیم و آگاهی نشر بدیم
خانواده عزیز سایت دوستون دارم و ممنونم از نشر آگاهی های زیبا و در س آموزان.
سلام استادجونم الهی خدا حفظتون کنه که توی این راه موندین و با اینکه میتونستین بیزینس های گنده ای ران کنید اما اینجا پیش ما موندین یه دنیااااا سپاسگذارتونم
وخدای بییینهایت مهربونم رو شکر میکنم و چقدر بیشتر متوجه شدم سیستمی بودن این انرژی ای که ما میگیمش خدا
این کامنت این موقع نصف شبو فقططط دوست دارم به عنوان رد پا بنویسم مطمئنم بعدا لازمم میشه
استاد من دقیقا نمونه ی کسی هستم که شما گفتین بعضیا اینقدرررر موفق میشم که وقت ندارن بیان کامنت بزارن
خدا شاهده الان دوساعته تو تختم چپ و راست شدم و تلاش کردم بخوابم چون از کله صبح بیدارم و فردا دوباره کله صبح باید پاشم
اما انگار اگه ننویسم خوابم نمیبره
از شدت فکر و خیال خابم نمیبرد و چون موضوعی که بهش فکر میکردم به شدت با قوانینی که از استاد یاد گرفتم بهم حس خوبی نمیداد این بود که اومدم با یه حااال عجیبی به خدا گفتم هدایت میخاااام سریییییع هدایت میخام
و دکمه نشانه منو زدم
ماجرا چیه؟
خلاصه بگم:
من حدودا 27-8 روزه تقریبا رسیدم لندن اونم با ویزای کاری و اسپانسر و به قول بعضیا فرش قرمز واسم انداختن به معنای واقعی و به شدتتتت ساپورت شدم از روزی که اومدم
از پول ها و حقوق هایی که جلو جلو بهم دادن از کورس های آموزشی خفنی که برام گذاشتن از هتل های لاکچری ای که برام گرفتن و از جاهای خوشگل و سرسبزی که رفتم و همه و همه
و خب قاعدتاً اینهمه تلاش کردم تا به اینجا رسیدم طبیعیه که بخام چارتار عکس خوشگل موشجل هم توی اینستا بزارم
امشب توی صحبت هام با شوهرم برداشت بهم گفت :( تو عقده ای هستی که میخای خودتو به بقیه نشون بدی و…)
این حرفش خییییلی دلمو شکوند عمییییقا دلمو شکوند و با خودم گفتم ببین مریم کسی که ده ساله میگه عاشقته و از طریق من داره میاد انگلیس و اجازه ی کار هم داره و یه ذره تلاشی نکرده و اصصصلا حتی به خودش زحمت نداده موقعی که من به شدت درگیر پر کردن ویزا اپلیکیشن برای اون بودم به خودش زحمت نداده بیاد دلداریت بده و الان خودش به کللللل فامیلش داره پز منو میده که خانمم لندنه و منم تا دوماه دیگ میرم پیشش و … اینا رو میگه
بعد چقدررررر بابت چندتا عکس من توی طبیعت و اینکه ببینه من موفق شدم به آرزوم برسم اونم با افتخار نه زیر منت کسی ، چقدررر حسادت میکنه که با لحن بد به من بگه عقده ای!!!!
وااااااای خدایا شکرت
و منی که نتونستم حسمو خوب کنم و چندتا اتفاق کوچیک اما حال خراب کن برام افتاد
ولی سیستمی که همیییشه درست عمل میکنه وقتی من هدایت خواستم این فاااایل عاااالی رو بهم نشون داد
که فقطططط روی اصل تمرکز کن مررریم
بقیه همه فرعیاتن
اصل چیه؟
اینکه من روی خودم کار کنم ،ظرفمو بزرگ کنم ثروت و نعمت همییینجووور میاد
بزار حسودا بترکن اصلا برات مهم نباشه مریم و اصلا حرف هاشون برات مهم نباشه
حتی اگه اون شوهرت باشه
و مورد بعدی اینکه روی اصصصل تمرکز کنم ،من وقتی هم مدار و هم فرکانس باشم با خواسته ام اون خودش میاد سر راهم لازم نیس من زووور بزنم
اتفاقا همین امشب یه اپلیکیشنی نمیدونم سایتیه چیه که فقط باید روش ضربه بزنید و سکه بهت میده و اگه به 5 میلیون سکه برسه میتونی 5 میلیون تومان ازش برداشت کنی و همزمان خواهرم و بابام و دوستای همه شون اینو یهو عین بمب انگار ترکوندن بین همه
خب من به وضوووح متوجه شدم چندتا اصل رو
1-چیزی که همه مردم عام میرن سمتش من نباید برم چون مسیر درست مسیر اقلیت هاست و بقول استاد گوسفند نیستم و فهمیدم اگه همه دارن انجامش میدن پس صد در صد اشتباه
2- مدل این ماجرا اینه که هرکی بهت میگه راجبش این حسو در تو میخاد به وجود بیاره که بدو بدو این یه فرصته خوب پول میده و ممکنه از دست بره و … که هزااار در صد از باور و حس کمبود و عدم فراوانیه
3- اینم دقیقا مثل ایده ی پونزی هست که استاد باررر ها و بار هاااا بهمون تذکر داده که هر کسی اومد گفت بیا من یه آفر ویژه و خاص دارم برات باید زنگ توی گوشت به صدا در بیاد که قطعا طرف یکی از میلیون ها پونزی هست
پس خدایا وااااقعا شکرت که من اینقدر عااالی تونستم ذهنم رو کنترل کنم و واکنش گرا نباشم
خیییلی درد بود برام اینو از همسرم شنیدم اما مطمئنم تا وقتی که ارتعاشمون در یک راستا باشه باهم هستیم
من ادامه میدم به کار کردن روی خودم انشالله که خدا هردومون رو هدایت کنه
من لیااااقت بهترین هارو. دارم
من لایق جاییکه الان هستم ،هستم
من لایق بهترین هتل ها و امکانات هستم
من با ارزش هستم (حتی اگه شوهرم بگه عقده ای هستی این چیزی از ارزش های من کم نمیکنه)
من خااالق بهترین ها هستم
من خودم عرضه دارم که پول بسازم لازم ندارم به کسی وابسته باشم
من خیلی زود یاد میگیرم پس هرررچیزی که لازمه ی رسیدن به هدفمه رو یاد میگیرم
من هدااایت میشم من توسط خدای خودم و جهان هدایت میشم و باور دارم که هدایت میشم پس منتظر تک تک معجزات یکی پس از پیگیری هستم
و منتظر صدای بلند هدایت درونم هستم که هر لحظه بهم راهو نشون میده
سلام به استاد خوبم و مریم بانوی نازنینم و دوستای عزیزم
نشانه امروز من لایو با استاد عباسمنش قسمت 31
نکاتی که از این فایل یادداشت کردم
استاد درمورد سایت و بخصوص قسمت دانلودها توضیح داد، که موضوعات بصورت دسته بندی شده در اونجا قرار داده شده و جواب خیلی از سؤالاتمونو میتونیم اونجا پیدا کنیم
همینجا از استاد و مخصوصاً مریم جان خیلی سپاسگزاری می کنم که خیلی برای نظم و دسته بندی فایلها بشکل خیلی خوب و اساسی واقعاً با عشق و علاقه وقت میگذارند و زحمت می کشند
نکته بعدی اینکه استاد تمرکزشو رو سایتش گذاشته و این تمرکز کردن خیلی مهمه
استاد دوست داره آن چه را که درک می کنه و ازش نتیجه گرفته با دیگران به اشتراک بزاره
و نکته مهم اینجا بود که استاد گفت دوست داره به اونی که آماده است و دوست داره تغییر کنه کمک کنه و حاضر نیست حتی یک ثانیه وقت و انرژیش رو برای کسی که مشتاق تغییر زندگیش نیست بزاره حتی اگر نزدیکترین اعضای خونواده اش باشه
موارد زیادی رو سایت گذاشته شده تا اونی که آماده است برای تغییر بیاد ببلعه مطالب رو
فایلهایی که دیدگاه های زیادی براش اومده برای هر فایل بعضاً چند هزار دیدگاه که هر کدامشون چند صفحه است
کسانی که میخوان با این آگاهی ها آشنا بشن میتونن از فایلهای دانلودی شروع کنن و استفاده کنن و بعد که نتیجه گرفتن از نتیجه مالی شون محصولات رو بخرن تا یه level بالاتر برن
نکته مهم بعدی اینه که ما فکر می کنیم یکبار یک فایلی رو ببینیم دیگه اونو فهمیدیم، و میخوایم که دوباره بریم سراغ یه چیز جدید
در صورتی که هر روز باید از این فایلها استفاده کنیم و این آگاهی ها رو مرور کنیم
تمرکزمون رو این آگاهی ها باشه و هر روز باید آگاهیهامونو بروز کنیم و اونچه که میدونیم و اون چیزی که داره بما کمک می کنه رو دوباره باید بخودمون بگیم و یادآوری کنیم و تکرار و تکرار کنیم تا بشه جزئی از وجودمون
کاری که استاد با این همه نتایج درخشان و بینظیری که در زندگیش گرفته روزی نیست که در مورد این مباحث با خودش و مریم جان صحبت نکنه و فایلها رو نبینن و مرور نکنن
زحمتی که رو این سایت کشیده شده و کارهای بسیار زیادی که براش انجام شده باعث شده که سایت عباسمنش دات کام تو تمام سایت های موفقیت دنیا به هر زبانی، با اختلاف پر بازدیدترین و با کیفیتترین سایت موفقیت دنیا باشه
حرف هایی که رسانه ها در مورد افراد موفقی مثل ایلان ماسک میگن و ما به یه جمله اش استناد می کنیم و اون رو برمیداریم (که ظاهراً گفته بوده خودم باور نداشتم که موفق بشم) اون حرف اصلی اون شخص نیست وگر نه خودش میگه اگر فکر می کنید این درست بود کسی که باور نداشته باشه موفق میشه بنظر شما میاد این همه کار می کنه؟
اینا همه اش همون فرعیاته که ما رو از مسیر دور می کنه
ایلان ماسک اومده کل زندگی و دارایی و انرژی و اعتبار و آبروشو گذاشته رو یه سری پروژه ها بعد باور نداشته که موفق میشه؟!!
بعد این یه جمله رو ما گرفتیم؟
اینا همون میس آندرستندینگ هاست که اصل رو از فرع تشخیص نمیدیم
سؤالای گمراه کننده و بیمورد که بما کمکی نمی کنه رو نباید بپرسیم
سؤالهای درست از خودمون بپرسیم
دنبال موضوعات اصلی و اساسی باشیم دنبال چیزی که بما کمک می کنه
این جمله از استاد چقدر زیبا و امیدوار کننده است که
وقتی شما تو مسیر درست قرار می گیرید شما هدایت میشید به کارهای درست
واقعاً هم همین جوریه، برای اینکه هر چقدر جلوتر میریم هی بهتر اصل رو از فرع تشخیص میدیم و سعی می کنیم کارهای بیهوده رو کمتر انجام بدیم
وقتی ما تو مسیر درست قرار می گیریم خود بخود هدایت میشیم به رفتار درست و انجام کارهای درست
خدا خودش آدم مناسب ایده مناسب فکر مناسب تو ذهن ما میاره
اینکه بخوایم گروه تشکیل بدیم که آدمهای هم مدار با هم جمع بشیم و درباره مباحث مثبت صحبت کنیم مشخص می کنه که قانون رو نمی دونیم
وقتی من دارم دنبال یه آدمی می گردم که با من هم جهت باشه یعنی نمی دونم قانون چیه
چون من وقتی درستم، جهان لاجرم آدمای هم جهت رو تو زندگیم میاره، اصلاً من نمیخواد دنبال کسی بگردم
من دنبال پول هم نمیخواد برم
وقتی تو مسیر درستم پول دنبالم میاد
قانون اینه که
کبوتر با کبوتر باز با باز
کند هم جنس با هم جنس پرواز
من وقتی تو مسیر درست قرار می گیرم آدمای درست میان تو زندگیم نمیخواد دنبالشون بگردم
ایده های درست میاد تو ذهنم نمیخواد من دنبالشون بگردم
یعنی اگر اون ایده توی کتابی باشه اون کتابه خودش در مسیر من قرار میگیره
من نیاز نیست دنبال آدم مناسب بگردم
من نیازه رو خودم کار کنم آدم مناسب میاد تو زندگیم
من نیازه رو خودم کار کنم ایده های ثروت آفرین میاد تو ذهنم
وقتی اصل رو درک کنیم و رو اصل تمرکز کنیم زندگیمون کم کم از حالت سینوسی در میاد و با یه شیب خوبی آروم آروم بسمت بالا میریم
خدا رو شکر برای این فایل بسیار عالی و نکات اساسی و مهمی که ازش دریافت کردم
تشکر ویژه از استاد و همچنین مریم جان
و با تشکر از دوستان عزیزم برای کامنت های زیبایی که می نویسند
خداروشکر میکنم برای یک روز عالیه دیگه که خداوند مهربانم، باز هم با نشانه هاش با من صحبت کرد و بهم نشون داد که راهم درسته. احساس میکنم این همزمانیها، نشانه تائید خداونده.
چون خودم همش سعی میکنم، هم به اتفاقات فکر کنم، و هم تصمیماتی رو که میگیرم رو با معیار قوانین بررسی کنم. و به نظرم می رسید که دارم درست عمل میکنم و از اینجا به بعدش رو باید صبر کنم تا درآینده مشخص بشه که آیا تصمیمم درسته بوده؟
درست مثل اینه که یه فرمول داری، و داری طبق اون فرمول مواد رو باهم ترکیب میکنی. در لحظه آخر میری چند بار دیگه فرمول رو چک میکنی، اندازه مواد رو چک میکنی، همه وسایل رو چک میکنی و ترکیبشون میکنی.
الان من توی همچین شرایطی هستم. مرحله به مرحله دارم این کار رو انجام میدم و پیش میرم. میدونم که بعد از انجام هر مرحله هم باید آروم باشم. آروم باشم و ایمان داشته باشم به خدایی که داره مسیر رو به من نشون میده.
تنها کار من اینه که با ایمان به جریان هدایت، به این جریانی که نمیبینیمش ولی درکش میکنم، خودم رو بهش بسپارم و اجازه بدم هدایتم کنه.
الهی به امید خودت:
دیروز موقع شستن ظرفها، هدفونم رو گذاشتم توی گوشم و یکی از فایلهای 12 قدم رو که توی فیوریتم گذاشته بودم رو پلی کردم. با اینکه یکی از فایلهای مورد علاقه ام بود، ولی بعد از چند لحظه گفتم نه اینو نمیخوام. میخوام اونی که مربوط به هدایت بود رو گوش کنم. فایل جلسه اول از قدم 6 که با داستان اون بز شروع میشه. که اتفاقا به طرز جالبی زمان فایل، با زمان انجام کارهای خونه هماهنگ شد و وقتی کارهام تموم شد، فقط 2 دقیقه از فایل باقی مونده بود.
امروز که فایل نشانه ام رو شروع کردم که گوش بدم، وقتی استاد صحبتشون رو با این جمله شروع کردن:
در مورد هدایت و شهود و اینا توی دوره هامون گفتیم…
پیش خودم گفتم: ااا چه جالب. منم دیروز دنبال فایلهای هدایت بودم.
و فکر کردم خوب اینم از همزمانیه فایل امروز. ولی قضیه بیشتر از این چیزها بود.
…………………………………………………………………………….
یکی دو روز پیش، در مورد یه موضوع کاری مربوط به تابستون پیشِ روست، یه سوالی برام پیش اومد، اما خیلی هم مایل نبودم بهش فکر کنم و بهش توجه کنم.
ولی چون چند بار یادم اومد، احساس کردم که این یک هدایته و باید این سوال رو بپرسم.
به اون کسی که با این موضوع ارتباط داشت پیغام دادم و اون هم گفت که منم اینو نمیدونم ولی برات میپرسم. فرداش برام پیغام گذاشت و گفت رفتم بپرسم ولی اون فردی که اطلاع داشته نبوده و همکارش هم گفته که حتما باید از خودش بپرسید. حالا فردا سعی میکنم دوباره برم سمتش و بپرسم.
منم تشکر کردم و گفتم باشه.
شبش توی تمرین ستاره قطبیم برای خدا نوشتم که طبق الهامی که به من کردی، من اقدام کردم و حالا خودت بهم خبرهای خوب رو برسون. این بخشی از اون نوشته است:
سلام سلام و صد سلام دوست و راهنمای به نیکی خوان من. سلام سرپرست و وکیل کارساز و خشنود و وفادار من. سلام ای به نیکی خوان. طبق امر و دستور خودت به بنده خوب و متوکلت پیغام دادم که برای اون موضوع بپرسه. نتیجه رو به خودت میسپارم. تو وکیل و کارساز و چاره ساز و به آسانی ساز من هستی. تو تنها قدرت هستی ای خشنود. فردا با پیغامهایی شاد و مسرور و رضایت بخش من رو بیدار و شادان بگردان و چنان کن که من راضی و خشنود و سپاسگزار باشم و از خوشحالی سجده شکر به جا بیاورم. ان شا الله که تو هم از من راضی و خشنود و باشی خدای خوبم خدای قشنگم خدای مهربانم. سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم.
صبح که خواب بیدار شدم، دیدم برام پیغام گذاشته که امروز دوباره رفته و پرسیده و بهش گفتن که انجام این کار حدود 2 ماه زمان میبره. و بهم گفت که اگر میخوایش، الان وقتشه.
خوب این یه چیزی بود که من اصلا خبر نداشتم و هیچ چیز جز هدایت خداوند نمیتونست من رو از این موضوع مطلع کنه.
نکته دیگه ای هم که من ازش متوجه میشم اینه که:
این یادآوری، و هدایت شدن به اینکه این سوال رو بپرسم، یعنی اینکه باید انجامش هم بدم.
احساس میکنم این از اون جاهاییکه باید تسلیم و آرام باشم و همه چیز رو به خدا بسپارم.
و چون حس کردم که معنی این هدایت اینه که پس باید انجامش هم بدم، توی ستاره قطبی امروز صبحم نوشتم:
«دوست عزیز و قدرتمندم… خالق و فرمانروا و خشنودِ بلندمرتبه من، هزاران بار سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم برای پیغام فوق العاده و عالیی که امروز من رو با شنیدنش بیدار کردی. سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم. سپاسگزارم برای اینکه این بنده خوب و صالحت رو سر راه من قرار دادی و سپاسگزارم که بهم الهام کردی که بهش پیغام بدم. سپاسگزارم که هدایتم کردی برای این کار.
و اینکه تو اینو به یاد من آوردی رو، نشونه این میدونم که میخوای این کار رو انجام بدم. پس حتما خودت هم همه کارهاشو رو انجام میدی به حول و قوه الهی ان شا الله خدایا خیلی خوشحالم و خیلی سپاسگزارم ازت همه کارها و ملحقاتش رو به خودت میسپارم که تو بهترین کاردان و کارساز و آسان ساز منی و میدانم به آسانترین و شادترین و باحالترین حالت و روش همه کارها رو جفت و جور میکنی و خودت همه کارها رو انجام میدی. من این کار رو به خودت میسپارم و خودم آزاد و رها به سر میبرم. سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم». (البته این خلاصه شده اشه)
وقتی توی دقیقه 22:35 فایل، بعد از چند لحظه سکوت، استاد جان [خیلی بی مقدمه] گفتن:
خدارو صد هزار مرتبه شکر
دست خدا سپردی؟… دست خوب کسی سپردی.
من اینو یک نشانه و پیغام واضح از خدا میدونم که قلبم رو مطمئن تر میکنه…. ایمانم رو بیشتر میکنه…. قدمها رو محکمتر و استوارتر میکنه. خدایا شکرت
…………………………………………………………………………….
این فایل یک هدایت و همزمانی دیگه هم برام داشت که دونستنش برای خودم خیلی مهمه.
حس میکنم یکی از ترمزها و باورهای محدود کننده ام رو در چند روز گذشته پیدا کردم، و خدا هم از زبان استاد بهم گفت که درست متوجه شدی… این همون چیزیه که باید متوجه میشدی و حالا دیگه میتونی درستش کنی.
داستان از این قراره که من طبق یه احساسی که نسبت به انجام یه کاری (پروژه ای) داشتم، و قبلا هم توی چندتا از کامنتهام راجع بهش نوشتم، هدایت شدم به اینکه اون کار رو انجام بدم. درواقع خدا از طریق کامنت دوست خوبم غزل جان باهام حرف زد و هدایتم کرد به انجام اون پروژه.
در تمام روزهای قبل از دریافت اون کامنت، هر بار که یادم به اون پروژه میوفتاد، یه ترکیبی از احساس عذاب وجدان و سردرگمی از اینکه اصلا نمیدونم باید انجامش بدم یا نه، این هدایته یا نه، رو در خودم احساس میکردم.
تا اینکه بعد از اون کامنت متوجه شدم که خوب صد درصد باید انجامش بدم.
خلاصه من شروع کردم، و لا به لای کارهای دیگه ام هر وقت فرصت میشه، دارم بخشیش رو انجام میدم.
ولی دوباره یه عذاب وجدان دیگه اومد سراغم که: خدا از کلی وقت پیش بهت گفته بود این کارو شروع کن. ولی تو هی گوش ندادی و این همه مدت که وقت آزاد بیشتری داشتی رو از دست دادی و هدرش دادی.
خوب این نجواها، جسته گریخته میومدن توی ذهنم و میدونستم چون حس ناخوبی در من ایجاد میکنن، نجواهای شیطانن. ولی دلیل قانع کننده ای هم نمیتونستم براش بیارم که احساسم رو خوب کنه.
(از اینجا به بعد، این مسیر رو مینویسم که هم اگر خودم در آینده لازم داشتم، و هم برای دوستانی که این فایل رو میخونن. شاید در آینده بتونیم از روشهای مشابه در مسائلمون استفاده کنیم).
یه روز داشتم توی عقل کل جوابهای دوستان رو به یه سوالی میخوندم (یه سوال دیگه ای بود ربطی به این موضوع نداشت)، که رسیدم به یکی از جوابها (فکر کنم جواب آقا ابراهیم بود) که نوشته بود: ممکنه ذهنت فلان جور بگه، اگه گفت، تو هم در جواب بگو فلان و بهمان. و یه چیزی راجع به اینکه اشکال نداره، خدا کمکم میکنه و خدا انجام میده براش نوشته بود.
حتی الان درست یادم نیست موضوع چی بود و جواب چی بود. فقط یادمه وقتی خوندمش یه لحظه احساس کردم با اون جواب، ذهنم خلع سلاح شد.. نتونست ادامه بده…. نتونست ایراد دیگه ای توی اون ماجرا پیدا کنه.
بعد از این بود که (به صورت ناخودآگاه) منم هر بار اون نجوا درمورد از دست دادن زمان میومد توی ذهنم، یه جوابهایی شبیه به این بهش میدادم. مثلا میگفتم:
اشکال نداره، خدا به وقت من برکت میده که توی همین زمان بتونم کلی از کارهاش رو انجام بدم.
یا اینکه: اشکال نداره، خدا کمکم میکنه که توی زمان کمتری به اون نتیجه ای که میخوام برسم.
و اینجوری ذهنم ساکت میشد…
بعد از چند وقت، اینم بهش اضافه شد که:
اصلا خدا از اول میدونست که من ممکنه دیر تصمیم به انجام این کار بگیرم، به خاطر همین از اون موقع به من الهام کرد که من در زمان درستش کار رو شروع کنم.
(البته این چیزایی که مینویسم به این معنی نیست که بگم خوبه کارها رو به تعویق بندازیم و بعدش با این حرفا خودمون رو آروم کنیم. نه… نکته اینه که منم دارم تکاملم رو در عمل کردن و اطمینان کردن به الهاماتم طی میکنم… در اعتماد کردن به جریانی که نمیبینمش ولی وجود داره.
و حالا که دیگه اون کار رو شروع کردم، نمیخواستم نجواها احساسم رو بد کنن. اما درعین حال دارم یاد میگیرم که دفعه های بعد سریعتر و راحتتر به الهاماتم عمل کنم).
خلاصه هربار، یه چیزی بهم الهام میشد که در مقابل نجواهای ذهنم بهش بگم و ساکتش کنم. تا اینکه دیروز یا پریروز بود که این موضوع به فکرم اومد که مگه تو همیشه دلت نمیخواست که شرایطت یه جوری باشه که وقت آزاد زیادی داشته باشی؟
مگه همین چند روز پیش برای خدا ننوشتی دوست دارم شغلی داشته باشم که به راحتی بتونم برای سایت، دوره ها، کامنت گذاشتن و کامنت خوندن وقت بزارم؟
پس چرا حالا فکر میکنی این دو ماه رو هدر داری چون فقط روی سایت و دوره ها کار کردی و روی اون پروژه کار نکردی؟
به غیر از اینه که تو فکر میکنی زمانی داری از وقتت استفاده مفیدی میکنی که عین تراکتور بشینی پشت سیستم و کار کنی؟
اگه اینطور نیست چرا احساس بدی داری از اینکه چرا زودتر این کار رو شروع نکردی؟
بعد یادم اومد که من بارها با خودم به این نتیجه رسیده بودم که من باور کمبود وقت دارم. حتی چند بار هم توی کامنتها و عقل کل راجع بهش سرچ کردم و نکات کامنتها رو توی یه فایل برای خودم کپی کردم.
احساس میکنم همه اینها به هم گره خوردن و ربط دارن.
بعد بهم گفته شد چرا فکر میکنی این پروژه حتما باید چند ماه طول بکشه؟
چرا پیش فرضت رو روی چند ماه گذاشتی، که حالا ناراحت این باشی که 2 ماهش از دست رفت؟
چرا فکر نمیکنی که خدا یک هفته ای میتونه انجامش بده؟ (حتی الان که دارم مینویسمش هم ذهنم مقاومت داره! میگه نه یک هفته ای که نمیشه!)
بعد از این دریافت، برای خدا نوشتم:
خدای قشنگم، خدای زیبابین و زیباپسندم، من تازه امروز متوجه شدم که باید برای این شروع دوباره پروژه و هدایتهایی که دارم دریافت میکنم سپاسگزار باشم ازت. باید از مهشید درونم هم سپاسگزار باشم که داره تلاش میکنه که دعوت خدای خودش رو لبیک بگه و آروم آروم داره در این راه قدم برمیداره. خدایا سپاسگزارم به خاطر وجودت… به خاطر وجود داشتنت در وجودم…. بخاطر وجود خودم… به خاطر وجود مهشید درونم… سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم.
خلاصه…
خیلی کامنتم طولانی شد…
وقتی استاد این فایل گفتن:
««بعضیا میگن بیاین پدر خودمون رو در بیاریم…. بدو بدو بدو
یعنی استاد، فکر کنم این اولین باره که من اینقدر واضح دارم مفهوم گاز و ترمز رو متوجه میشم. اتفاقا توی فایل امروز روز شمار هم بهش اشاره کردید.
یعنی من از یه طرف یه زندگی آرام و ریلکس از خدا میخوام، که هم کارهام رو به سادگی و با آرامش انجام بدم، و هم بتونم روی خودم و روی این آگاهی ها کار کنم،…
ولی از طرفی هم، وقتی در حال بدو بدو نیستم، احساس میکنم که دارم وقتم رو تلف میکنم. و زمانی از خودم راضیم که پدرم دراومده باشه از بس پشت سیستم نشستم!!! یعنی انگار تند تند باید همه کارها و هدفها رو انجام بدی که بری مرحله بعد و برنده بشی وگرنه سوختی!
حس میکنم الان خدا یه موقعیت دِمو از آینده بهم داده و داره میگه ببین حست چجوریه؟ اوکی باهاش؟
استاد چقدررررر این فایل برام آگاهی داشت. بینهایت ازتون سپاسگزارم. چقدر حرف داشت برای من.
…………………………………………………………………………….
یه چیز دیگه هم بگم
این درمورد فایلهای دانلودیه استاده….
دوستانی که در مورد قیمت محصولات و اینجور چیزها میگن، به عنوان کسی که پول خرید دوره های استاد رو داشت، و خرید، ولی فقط تونست از اوناییش استفاده کنه که در مدارش بود، بهتون میگم:
تا زمانیکه در مدار دریافت اون آگاهی ها نباشیم، چیزی ازش دریافت نمیکنیم. حتی اگر استاد بیاد بگه آقا این دوره رایگان، ببر و استفاده کن.
من دوره رواشناسی ثروت 1 و عزت نفس رو چند سال پیش خریدم. ولی هنوز نتونستم ازشون استفاده کنم. یعنی پیش نمیره… هی شروع میکنم، ولی ادامه پیدا نمیکنه.
دلیلش هم اینه که همش از دوره 12 قدم برام نشانه میومد، ولی من فکر میکردم خوب من که پولش رو دارم، بزار اونارو هم بخرم. فکر میکردم اینجوری سریعتر به نتیجه میرسم. (باز هم همون زیاد کار کردن و عجله کردن)
من فکر میکنم حتی اگر اون دوره ها رایگان هم بودن، اونی که در مدار دریافت اون آگاهی ها نباشه، مثل همین فایلهای دانلودی باهاشون برخورد میکنه و احتمالا ساده از کنارشون میگذره. همونطور که الان ساده از کنار فایلهای دانلودی میگذره.
اصلا به نظرم کاش اسم فایلهای دانلودی، «دوره های دانلودی» یا «دوره های رایگان» بود، که دوستانی که نمیتونن فعلا از دوره های پولی تهیه کنن، با خیال راحت از اینا استفاده کنن. و فکر نکنن تا از دوره های پولی استفاده نکنن نتیجه نمیگیرن. تا فکر نکنن که چون اسم «دوره» روی اینا نیست، پس فایده ای هم ندارن.
یادمه خود من هم که برای بار اول که درباره سایت استاد شنیدم، اون 2 تا دوست خوبی که هدایتم کردن به آشنایی با استاد، بهم گفتن که به جز فایلهای دوره ها، کلی فایل رایگان هست که میتونی دانلود کنی و ازشون استفاده کنی… ولی من پیش خودم فکر کردم: خوب فایلهای رایگانی که ملت میذارن توی سایتهاشون که فایلهای اصلیشون نیست… فایل اَلَکیا رو رایگان میزارن….
اما اشتباه میکردم.
میخوام بگم، چون خودم هم همینطور فکر میکردم، برای همین هم حس این دوستان رو میفهمم. ولی الان میبینم که چقدر فایلهای دانلودی نکته دارن و بعضی وقتها ساعتها طول میکشه که نکاتشون رو یادداشت کنم.
نکته اش اینه که:
باید با فایلهای دانلودی هم مثل فایلهای دوره ها برخورد کنیم.
باید دفترمون رو بزاریم جلومون و ریز به ریز نکاتش رو بنویسیم.
باید بارها و بارها گوششون بدیم.
کامنتهاشون رو بخونیم.
اگه تمرین داره، تمرینش رو انجام بدیم.
برداشتمون رو از اون فایل توی کامنتها بنویسیم.
دقیقا همون کارهایی که استاد توی فایلهای دوره ها میگن که انجام بدیم.
در نهایت، چیزی که من در این مدت از نتایج و کامنتهای دوستان توی سایت متوجه شدم اینه که، اگر کسی از فایلهای دانلودی استفاده کنه، یا مستقیما به اون نتیجه ای که دنبالش هست هدایت میشه، و یا اینکه به خرید اون دوره ای هدایت میشه که بهش کمک میکنه به اون خواسته اش برسه… یعنی یکی از نتایج استفاده درست از فایلهای دانلودی همین هست که: پول خرید دوره مورد نیاز جور میشه.
قصدم این بود که نکات این فایل رو هم بنویسم، ولی اینقدر کامنتم طولانی شد که حس کردم بهتره اونارو اینجا ننویسم.
استاد جان، استاد عزیزم،
نمیدونم چطور ازتون تشکر کنم و چطور احساس قلبیم رو بهتون منتقل کنم.
شما زندگی من (و میدونم زندگی هزاران نفر دیگه) رو نجات دادید… شما زندگی رو برای من شیرین کردین…
من در بزرگترین رویاهام هم چنین احساسی رو نمیدیدم…
وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ
و هر کس نفسی را حیات بخشد مثل آن است که همه مردم را حیات بخشیده.
(بخشی از آیه 32 سوره مائده)
خیلی ازتون سپاسگزارم. بینهایت سپاسگزارم…
میدونم که دوست دارید شاگرداتون با نتایجشون باهاتون صحبت کنن… ان شا الله نتایجم اون قدر واضح و بزرگ بشن که بتونم بیام با افتخار براتون تعریفشون کنم.
خانم شایسته عزیزم، مثل هزاران باری که توی خیالم در آغوش گرفتمون، در آغوش میگیرمتون و میبوسمتون.
امروز صبح همین طور که توی رختخواب بودم سراغ نشانه روزم رفتم واین فایل اومد وکامنت زیبای شما.
نشانه روز شما نشانه من شد.
بیشتر از هر چیز ونکته ای عاشق حرف زدنتون با خدا شدم چقدر قشنگ دوست خطابش کردید چقدر راحت باهاش حرف زدید.
به خودم گفتم فاطمه ببین تو هنوز خدا رو اینقدر نزدیک نمی بینی هنوز انگار یه فرمانروایی که نشسته روی تخت پادشاهیش اون بالاها وتو این پایین ازش خواهش والتماس می کنی.
اما مهشید عزیز باهاش دوست شده اوردتش کنار خودش به راحتی باهاش درد دل می کنه ازش می خواد کمکش کنه وکارها رو بهش می سپاره.
طرز حرف زدنتون با خدا من رو به یاد فایلی از استاد انداخته که می گفت خدا همه چیز هست وهیچ چیز نیست خدا تو خدا من خدا یه حشره یه پروانه و…..
من دیگه الان کاملا به این نکته رسیدم که راه حل همه مشکلات وچاره همه کارها فقط توحیده اول از همه باید این مساله برام حل بشه باید به خداشناسی برسم باید با خدا دوست باشم باید حاضر ببینمش باید بدونم همیشه وهمه جا هدایتم می کنه فقط باید گوش بدم وعمل کنم بقیه کارها مثل آب خوردن حل می شه.
مهشید جان متشکرم روزم رو ساختی با این نامه های زیبات برای خدا.
تصمیم گرفتم من هم همین جور عاشقانه ودوستانه با خدا حرف بزنم.
خدا رو سپاس برای نشانه امروز برای وجود استاد ومریم جان برای این سایت الهی وبرای دوستانی چون مهشید جان.
سپاسگزار وجود ارزشمند تون هستم و هر لحظه شکر حضورتون که اینقدر زیبا و راحت آگاهی میدین این فایل هارو من سمت اولیش هدایت شدم و هرو به ترتیب زدم و هر کدوم برام ده ها و ده ها نکات و آگاهی های ارزشمند داشت
اینکه اصل مهمه رو توی این چند روز واقعا بهش رسیدم توی همین چند روزی که متعهد شدم که روزی نباشه که بدون سایت عباسمنش و آگاهی هاش زندگی رو شب کنم و توی مسیر قرار گرفتم به ناخدا آگاه چقدر تغییر رو در خودم احساس میکنم ، مثلاً من تنبلی که دیر به دیر کارهامون انجام میدادم و مثلاً میزاشتم ظرف ها همه جمع بشه بعد یهو بشورم ، چند روزه که نمیدونستم چرا دلم میخواست همه جا مرتب باشه و هی تمیز کاری میکنم ، الان که در مورد فنگ شویی گفتین و گفتین که وقتی در مسیر درست باشی هدایت میشوی دقیقا همینه به سمت جریان انرژی و پاکیزگی بدون اینکه خودم متوجه باشم هدایت شدم یعنی این احساس در من ایجاد شد و چقدر نکته جالبی بود و من با گوشت و استخوان متوجه شدم چی میگین ،
عجیب تر اینکه هر روز که میام توی سایت و هی به صحبت ها و راهنمایی هاتون گوش میکنم مشتری ها بیشتر شده روزی نیست که پیامی از مشتری های مختلف دریافت نکنم ، نمیگم همشون صد درصد شدن ، اما پیام میدن که مثلاً فلان رنگ رو اگر بخوام چند یا مدلش و اگر اینجوری بخوام میتونین بزنین در صورتی که من در طی چهار ماه گذشته کلا خیلی کم در حد دو تا مشتری داشتم ، و پیام اینجوری که هیچی ، و این به من نشون میده که دارم میام توی مسیر و چقدر زیبا قانون عمل میکنه همینطور که شما گفتین به محظی که شروع میکنی نشانه ها ورود میکنن و من این و قشنگ دارن میبینم ، خدارو صد هزار مرتبه شکر بخاطر مسیر بخاطر وجود شما عزیزان به خاطر حضور خداوند در زندگیم ، امروز واسه چکم کم داشتم و به هیچ عنوان نمیخواستم به کسی رو بزنم و در لحظه ی آخر جوی شد ، و توی همین حدود ده روزی که به خودم و خداوند متعهد شدم حدود 20 درصد از بدهی هامو تسویه کردم ، به امید خدا بقیه شو هم تسویه کنم تا بتونم آرامش رو تجربه کنم و به آرامی توی مسیر قرار بگیرم
اینی که گفتین تکامل هم دقیقا همینطوره و متوجه میشم بارها بوده پول یهویی برام اومده اما چون در مدار تکاملش نبودم دیدم که چطور از دستم خارج شده ، چون تکامل رو طی نکرده بودم ، و این تلنگری در من زد که به خودم زمان بیشتری بدم برای تکامل در رشد درآمدم برای پرداخت دیونم و برای همه موضوعات مختلف
خداروشکر میکنم برای این آگاهی های ناب
سپاس از استاد عزیزم که آگاهی هارو به صورت رایگان و با عشق در اختیار ما میزارید و ایمان دارم که به زودی اولین پکیج استادم رو با عشق خریداری میکنم
سلام بر استاد عزیزم، مریم بانوی نازنین و دوستان عزیزم
خیلی وقتا ما دنبال فرعیات میریم بخاطر اینکه اصلو درست درک نکردیم و درست عمل نکردیم ولی توهم می زنیم که من قانونو درک کردم دارم عمل می کنم پس اگه نتیجه ای که می خوامو نمی گیرم برم دنبال یه چیز دیگه، شاید یه چیز دیگه هم لازمه بدونم.
برای خود من هروقت رفتم سراغ یه سری مطالب دیگه به همین علت بوده، نفهمیدم که من اصلو نفهمیدم و عمل نمی کنم. اگه اصلو درک کنم نیازی به چیز دیگه ای نیس.
ذهن این وقتا میگه حالا فلان چیزم یاد بگیری که ضرری نداره ولی بزرگترین ضررو داره و اون دور شدن از اصله.
اصل کنترل ذهنه، اصل ایمان و اعتماد به خداست، اصل تسلیم بودنه و اصل هدایته.
اینکه درک کنیم که قانون همیشه جواب میده و اگه در موردی من نتیجه نمی گیرم اشکال از منه نه قانون خیلی مهمه. اگه آرامش ندارم اشکال از باورهامه باید اونا رو درست کنم وگرنه انواع و اقسام روشهای مراقبه و غیره اگه به من آرامشی هم بدن موقتیه. اینو خودم تجربه کردم. در مورد مسائل مالی و چیزهای دیگه هم همینه.
ممنونم استاد از این آگاهیهای ناب.
در چسبیدن به اصل شما بهترین الگویید. هنوزم گاهی اینو فراموش می کنم و فکر می کنم بد نیس برم فلان چیزو یاد بگیرم. خدا رو شکر که این فایل، تلنگری بود تا توی دام نیفتم.
سپاس گزار خداوندم بابت بودن در مسیر درست و بودن در مدار این آگاهی های ناب
الهی شکرت بابت نعمت های بیشمارت که بر زندگیم جاریه ،الهی سپاس گزارم که به من توفیق سپاس گزاری عطا میکنی ،الهی سپاس گزارتم بابت تک به تک هدایت هات ، الهی شکرت بابت تمام لحظه هایی که حواست به این بنده ی ضعیفت هست و مراقبشی با تمام قلبم سپاس گزارم مهربان من .
استاد عزیزم شما استاد تشخیص اصل از فرعی
از دقیقه 13به بعد رو بالای 6بار گوش دادم فک کنم و الان ساعت 3ونیم صبه و دارم مینویسم با عشق ، استاد دوس دارم ساعت ها از هدایت الله بگی و ساعت ها و روزها و ماه ها و حتی سالها گوش بدم با جان و دل تا بره توی وجودم ،تا حواسم باشه که یکی هست که همهی کارها رو برام انجام میده تا افکار زنگ زده و پوچ ذهنم جاشونو با این آگاهی های ناب عوض بشه و مدام این رنگ سفید رو بریزم روشون تا آخر عمر
انقد تکرار بشن و تکرار بشن که با تمام وجودم باور کنم در هر لحظه که یک نیروی برتری که برگی بی اذنش زمین نمی افته مراقب من هست و تعهد داده که مراقب من باشه ،تعهد داده که هدایتم کنه واز هر لحظه ای که بخواهم منو هدایت میکنه و سره هیچ موضوعی اجبارم نمیکنه ، خدای قانون های سعادت و خوشبختی و عاقبت به خیری در دنیا و آخرت ، زندگی تک تک ما پر از هدایت های پروردگاره مهربانه ،هدایت هایی که در بهترین زمان و بهترین حالت های ممکن میان ،چقدر خوبه این خدا که میگه تو دنبال آدم قوی نگرد خودت قوی شو ،اون آدم قوی خودش میاد تو زندگیت ،دنبال آدم متعهد به رابطه و به کسب وکارت و… نگرد ،تو متعهد شو اون خودش میاد تو زندگیت ، دنبال ایده برا کسب و کارت نگرد و به در و دیوار نزن فقط روی خودت کار کن و در مسیر درست (مسیر احساس خوب )باش اون ایدهه میاد سراغت ،دنبال عشق نگرد ،عشق رو در وجودت پیدا کن و عشق بورز و عشق سراسر زندگیتو فرا خواهد گرفت ،خب چطوری !!!یعنی خودشون میان ؟؟؟؟ نه من برات میارمشون ،من کارها رو برات انجام میدم تو فقط اعتماد کن همین تو فقط با احساس خوبت با رهابودنت با ایمانت با باورهای درستت منو اجابت کن تو ورودی درست بده ،خروجی خوب بامن دیگه چی از این بهتر ؟؟؟تو یعنی با ذهن منطقیت میخوای دنباله سوزن تو انبار کاه بگردی؟؟؟چرا رها نمیکنی ؟؟؟چرا نمیسپری به من تا بهت دقیقا بگم کجای این انبار بزرگه و تا لحظه ی رسیدن بهش خودم ببرمت و راه و نشونت بدم ؟؟؟چرا حاضری این همه زجر بکشی ؟؟؟چرا تمام باری که سنگینی میکنه رو نمینداری رو دوش من؟؟؟ چرا نمیخوای از هدایت من پیروی کنی ؟؟؟تو فقط روی خودت کار کن بقیش با من ،چی از این بهتر؟؟؟؟؟تو فقط تسلیم هدایت باش همین و بدون که مسیر من برای انجام کارها با مسیری که بلدی ویا مسیرهایی که ذهن منطقیت جلوتر میزاره خیلی متفاوته ،پس تسلیم باش و بسپار
الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت این قوانین ساده و بدون تغییر ،الهی شکرت که قدرت خلق زندگیمو دادی دست باورهای من ،الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت جریان هدایت
الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت تمرکزم برروی افکار مثبت و شخصیت خوبی که دارم و هرروز دارم بهتر و بهتر میشم .پروردگارا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم .
خدایا همواره هدایتم کن به مدارهای بالاتر از آگاهی و همواره هدایتم کن به گرفتن تصمیمات درست به اصل به درک اصل به اجرای اصل در لحظه به لحظه زندگیم (الهی آمین) خدایا با تمام قلبم سپاس گزارتم که همیشه هستی و خدای من خواهی بود من عاشقتم من خیلی عاشقتم ،
سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته نازنین ودوستان بزرگوار تشکر از شما استاد عزیزم که این قدر عاشقانه تمام موضوعات را برای درک بیشتر ما توضیح میدهید قانون تکامل خیلی مهمه با این قانون من یاد یه ضرب المثل افتادم که میگویند
رهرو آن نیست که گهی تند و گهی آهسته رود * رهرو آن است آهسته و پیوسته رود
یعنی باید در هر کاری عجله نکنیم وبه این درک برسیم که هر چیزی برای رشد و توسعه نیاز به زمان داره درختان برای رشد نیاز به زمان دارند
جنین برای رشد نیاز به تکامل داره درک این موضوع که وقتی با این قوانین آشنا میشویم نیاز به تکامل داره ولی وقتی تکامل طی شود می افتیم رو دور تصاعد در صورت صبر و استقامت
چقدر شما عالی نظر خودتون را بدون هیچ گونه نگرانی بیان میکنید اون جایی که پرسیدن از قرآن صحبت نکنید عالی دیدگاه خودتون را گفتید این نشان از عزت نفس شما داره یعنی شما اون کاری که درست انجام می دهید فارغ از اینکه که کسی خوشش بیاید یا نه در محصولات خیلی عالی هستند فایل های دانلودی خودشون یه محصول بی نظیر هستند
خدا را شکر برای دریافت آگاهی های امروزم انشالله که بتوانم این مسیر الهی همیشه مستدام
بمانم
خدایا مرا آسان کن برای آسانی ها تنها تو را می پرستم وتنها از تو کمک می خواهم
ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت دادهای نه راه گمراهان
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
چرا ایلان ماسک گفته خودم باور نداشتم موفق شوم؟
جملاتی که افراد موفق درباره ی موفقیت های خود بیان می کنند:
باورهای اصلی آنها نیست و صرفا برای خوشایند مخاطب است اصل را از فرع و حاشیه تشخیص دهیم.
اگر کسی باور نداشته باشد موفق می شود:
هیچ اقدامی انجام نخواهد داد.
از پرسیدن سوالاتی که سوالات بیشتری برای ما به وجود می آورد و تمرکز آن بر فرع است خودداری کنیم.
همیشه سعی کنیم سوالات مناسبی که به رشد و پیشرفت ما کمک میکند از خود بپرسیم.
استانداردهایی بالاتر از عموم جامعه در تمام زمینه ها برای خود در نظر بگیریم.
زمانی که در مسیر صحیح قرار بگیریم:
لاجرم و ناخودآگاه به سمت کارهای صحیح هدایت میشویم.
نیاز نیست به مسائل فرعی و حاشیه ای فکر کنیم تمرکز خود را بر روی اصل قرار دهیم. با داشتن باورهای درست:
تمام مسائل ما خود به خود درست خواهد شد
و خود به خود به رفتار درست هدایت خواهیم شد
زمانی که در مسیر درست قرار بگیریم:
افراد شرایط موقعیت ها لاجرم به سمت ما هدایت خواهند شد
حرف مردم را کنار بگذاریم و تمام کارها را صرفا برای رسیدن به احساس خوب خودمان انجام دهیم.
به دنبال افراد هم جهت نباشیم:
اگر باورهای درست داشته باشیم جهان لاجرم افراد مناسب را به سمت ما هدایت می کند
کبوتر با کبوتر باز با باز
اگر در مسیر درست باشیم:
ثروت به دنبال ما خواهد آمد لازم نیست ما به دنبال آن باشیم.
ایده های درست به ذهن ما خواهد آمد:
لازم نیست به دنبال آن ها باشیم. در مسیری قرار خواهیم گرفت که ایده ها از هزاران طریق به دنبال ما می اید
هر آن چیزی که بخواهیم:
در خواب به ما گفته شده
در کتابی می خوانیم
تصویری می بینیم
ایده ای در ذهن ما شکل میگیرد
افراد مناسب وارد زندگی ما خواهند شد.
کافی است بر روی باورهای خود :
به درستی کار کنیم
وقتی خداوند را بشناسیم:
نیازی به زجر کشیدن نیست
اتفاق رخ خواهد داد
خدایا شکرت
عاشقتونیم
سلام به همه اعضای دوست داشتنی سایت عباس منش .من امروز این فایل رو گوش دادم و یا بهتره بگم هدایت شدم بهش.من یه نشانه جالب از کار کردن روی خودم.من سه سال پیش خیلی عالی داشتم روی خودم کار میکردم روی عزت نفسم روی احساس خوب روی حال خوب و خیلی جالبه که ما با یک سری از دوستامون میرفتیم دور همی باغ غذا درست میکردیم و پنج شنبه جمعه ها با هم تفریح می رفتیم جنگل میرفتیم و کلا با هم بودیم بیشتر آخر هفته ها و انسان های خوبی بودن ولی حرف های ناامید کننده و گله و شکایت و کلا آدم های خیلی شادی نبودن و خیلی احساس خوشحالی و خوبی کنارشون نداشتم احساس بدی هم نداشتم ولی خب اون موقع توی همون فرکانس بودم بعد اتفاق جالب داشتم روی خودم کار میکردم که اصلا رفت و آمدمون کمتر شد نمیدونم چطور و اصلا گرایش داشتم دیگ باهاشون زیاد تعامل داشت باشم انگار مدارم داشت میرفت بالاتر یکی از این خانواده ها به ظاهر آدم شوخ طبعی بود ولی خیلی حرفای جدیش انرژی منفی بود و دیدم ورودی نامناسب داره به من میده و خودمم آگاه شدم کارم اشتباه زیاد در تعامل باشم و انگار وقتی روی خودت و شخصیتت و ارزش قائل شدم روی خودت کار میکنی جهان بیکار نمیشینه و بهت کمک میکنه و یه مدت رفت و آمدمون کم شد بعدش یه مراسمی شد از اقوام همسرم که یه چندتا از دوستامون که میشه گفت دوست که نه یکی دوبار توی یه مهمونی دیده بودمشون اونجا بودن بعد خش و بش کردیم همون غروبش دعوتشون کردیم باغ و رفت و آمد ها شروع شد آنقدر آدم های شاد بزن و برقص بی حاشیه و اصلا واقعا باهاشون لذت بردم اون مدتی که دور همی زیاد داشتیم و ب راحتی جهان برامون مهیا کرد آدم های یک درجه بلاتر از آدم های قبلی یعنی شادتر بیخیال تر اهل خوشی و رقص اون چیزی که من دوست دارم و واقعا این خیلی توی ذهن من جاودانه شد و به خودم همش یاد آوری میکنم و اینم بگم الان مدارم دارم روش کار میکنم و دیگه چند وقتی هست دوس ندارم باهاشون ارتباط بگیرن و آدم های بهتر و مثبت تر و با شخصیت تر و هدفمند تر و جایگاه اجتماعی بالاتر و دورهمی های سالم تر چون دیگ از دورهمی های قلیون و مشروب این چیزا خوشم نمیاد قبلا دوس داشتم ولی الان جمع هایی میخوام که دور هم موسیقی بنوازن حرف های زیبا بزنن .چیزهای خوب از هم یاد بگیریم و در کل انسان های با لول بالاتر و میدونم باید روی شخصیتم عزت نفسم ارزشمندیم نکات مثبت آدم ها توجه کنم تا زمان مناسب هدایت بشم به این خواسته.
خیلی از خودم ممنونم بخاطر تعهدم برای نوشتن کامنت که امروز این دومین کامنتی که به فاصله چند ساعت توی سایت میذارم چون متوجه شدم کامنت نوشتن هم به نفع خودمه هم به نفع دوستانم هم باعث گسترش جهان گسترش آگاهی و درسته که استاد قسمت عظیم رو دارن انجام میدن برای نشر آگاهی والی ما هم میتونیم یه قسمت این داستان باشیم و به بقیه خودمون کمک کنیم و آگاهی نشر بدیم
خانواده عزیز سایت دوستون دارم و ممنونم از نشر آگاهی های زیبا و در س آموزان.
خدا نگهدار و هدایت گر هممون باشه
سلام استادجونم الهی خدا حفظتون کنه که توی این راه موندین و با اینکه میتونستین بیزینس های گنده ای ران کنید اما اینجا پیش ما موندین یه دنیااااا سپاسگذارتونم
وخدای بییینهایت مهربونم رو شکر میکنم و چقدر بیشتر متوجه شدم سیستمی بودن این انرژی ای که ما میگیمش خدا
این کامنت این موقع نصف شبو فقططط دوست دارم به عنوان رد پا بنویسم مطمئنم بعدا لازمم میشه
استاد من دقیقا نمونه ی کسی هستم که شما گفتین بعضیا اینقدرررر موفق میشم که وقت ندارن بیان کامنت بزارن
خدا شاهده الان دوساعته تو تختم چپ و راست شدم و تلاش کردم بخوابم چون از کله صبح بیدارم و فردا دوباره کله صبح باید پاشم
اما انگار اگه ننویسم خوابم نمیبره
از شدت فکر و خیال خابم نمیبرد و چون موضوعی که بهش فکر میکردم به شدت با قوانینی که از استاد یاد گرفتم بهم حس خوبی نمیداد این بود که اومدم با یه حااال عجیبی به خدا گفتم هدایت میخاااام سریییییع هدایت میخام
و دکمه نشانه منو زدم
ماجرا چیه؟
خلاصه بگم:
من حدودا 27-8 روزه تقریبا رسیدم لندن اونم با ویزای کاری و اسپانسر و به قول بعضیا فرش قرمز واسم انداختن به معنای واقعی و به شدتتتت ساپورت شدم از روزی که اومدم
از پول ها و حقوق هایی که جلو جلو بهم دادن از کورس های آموزشی خفنی که برام گذاشتن از هتل های لاکچری ای که برام گرفتن و از جاهای خوشگل و سرسبزی که رفتم و همه و همه
و خب قاعدتاً اینهمه تلاش کردم تا به اینجا رسیدم طبیعیه که بخام چارتار عکس خوشگل موشجل هم توی اینستا بزارم
امشب توی صحبت هام با شوهرم برداشت بهم گفت :( تو عقده ای هستی که میخای خودتو به بقیه نشون بدی و…)
این حرفش خییییلی دلمو شکوند عمییییقا دلمو شکوند و با خودم گفتم ببین مریم کسی که ده ساله میگه عاشقته و از طریق من داره میاد انگلیس و اجازه ی کار هم داره و یه ذره تلاشی نکرده و اصصصلا حتی به خودش زحمت نداده موقعی که من به شدت درگیر پر کردن ویزا اپلیکیشن برای اون بودم به خودش زحمت نداده بیاد دلداریت بده و الان خودش به کللللل فامیلش داره پز منو میده که خانمم لندنه و منم تا دوماه دیگ میرم پیشش و … اینا رو میگه
بعد چقدررررر بابت چندتا عکس من توی طبیعت و اینکه ببینه من موفق شدم به آرزوم برسم اونم با افتخار نه زیر منت کسی ، چقدررر حسادت میکنه که با لحن بد به من بگه عقده ای!!!!
وااااااای خدایا شکرت
و منی که نتونستم حسمو خوب کنم و چندتا اتفاق کوچیک اما حال خراب کن برام افتاد
ولی سیستمی که همیییشه درست عمل میکنه وقتی من هدایت خواستم این فاااایل عاااالی رو بهم نشون داد
که فقطططط روی اصل تمرکز کن مررریم
بقیه همه فرعیاتن
اصل چیه؟
اینکه من روی خودم کار کنم ،ظرفمو بزرگ کنم ثروت و نعمت همییینجووور میاد
بزار حسودا بترکن اصلا برات مهم نباشه مریم و اصلا حرف هاشون برات مهم نباشه
حتی اگه اون شوهرت باشه
و مورد بعدی اینکه روی اصصصل تمرکز کنم ،من وقتی هم مدار و هم فرکانس باشم با خواسته ام اون خودش میاد سر راهم لازم نیس من زووور بزنم
اتفاقا همین امشب یه اپلیکیشنی نمیدونم سایتیه چیه که فقط باید روش ضربه بزنید و سکه بهت میده و اگه به 5 میلیون سکه برسه میتونی 5 میلیون تومان ازش برداشت کنی و همزمان خواهرم و بابام و دوستای همه شون اینو یهو عین بمب انگار ترکوندن بین همه
خب من به وضوووح متوجه شدم چندتا اصل رو
1-چیزی که همه مردم عام میرن سمتش من نباید برم چون مسیر درست مسیر اقلیت هاست و بقول استاد گوسفند نیستم و فهمیدم اگه همه دارن انجامش میدن پس صد در صد اشتباه
2- مدل این ماجرا اینه که هرکی بهت میگه راجبش این حسو در تو میخاد به وجود بیاره که بدو بدو این یه فرصته خوب پول میده و ممکنه از دست بره و … که هزااار در صد از باور و حس کمبود و عدم فراوانیه
3- اینم دقیقا مثل ایده ی پونزی هست که استاد باررر ها و بار هاااا بهمون تذکر داده که هر کسی اومد گفت بیا من یه آفر ویژه و خاص دارم برات باید زنگ توی گوشت به صدا در بیاد که قطعا طرف یکی از میلیون ها پونزی هست
پس خدایا وااااقعا شکرت که من اینقدر عااالی تونستم ذهنم رو کنترل کنم و واکنش گرا نباشم
خیییلی درد بود برام اینو از همسرم شنیدم اما مطمئنم تا وقتی که ارتعاشمون در یک راستا باشه باهم هستیم
من ادامه میدم به کار کردن روی خودم انشالله که خدا هردومون رو هدایت کنه
من لیااااقت بهترین هارو. دارم
من لایق جاییکه الان هستم ،هستم
من لایق بهترین هتل ها و امکانات هستم
من با ارزش هستم (حتی اگه شوهرم بگه عقده ای هستی این چیزی از ارزش های من کم نمیکنه)
من خااالق بهترین ها هستم
من خودم عرضه دارم که پول بسازم لازم ندارم به کسی وابسته باشم
من خیلی زود یاد میگیرم پس هرررچیزی که لازمه ی رسیدن به هدفمه رو یاد میگیرم
من هدااایت میشم من توسط خدای خودم و جهان هدایت میشم و باور دارم که هدایت میشم پس منتظر تک تک معجزات یکی پس از پیگیری هستم
و منتظر صدای بلند هدایت درونم هستم که هر لحظه بهم راهو نشون میده
خدایاااا شکرت هرچقدر شکرت کنم بازم کمه
مررررسی از استاد جااانم
خدا حفظت کنه استاااد عزیییزم
بنام خدای مهربان
سلام به استاد خوبم و مریم بانوی نازنینم و دوستای عزیزم
نشانه امروز من لایو با استاد عباسمنش قسمت 31
نکاتی که از این فایل یادداشت کردم
استاد درمورد سایت و بخصوص قسمت دانلودها توضیح داد، که موضوعات بصورت دسته بندی شده در اونجا قرار داده شده و جواب خیلی از سؤالاتمونو میتونیم اونجا پیدا کنیم
همینجا از استاد و مخصوصاً مریم جان خیلی سپاسگزاری می کنم که خیلی برای نظم و دسته بندی فایلها بشکل خیلی خوب و اساسی واقعاً با عشق و علاقه وقت میگذارند و زحمت می کشند
نکته بعدی اینکه استاد تمرکزشو رو سایتش گذاشته و این تمرکز کردن خیلی مهمه
استاد دوست داره آن چه را که درک می کنه و ازش نتیجه گرفته با دیگران به اشتراک بزاره
و نکته مهم اینجا بود که استاد گفت دوست داره به اونی که آماده است و دوست داره تغییر کنه کمک کنه و حاضر نیست حتی یک ثانیه وقت و انرژیش رو برای کسی که مشتاق تغییر زندگیش نیست بزاره حتی اگر نزدیکترین اعضای خونواده اش باشه
موارد زیادی رو سایت گذاشته شده تا اونی که آماده است برای تغییر بیاد ببلعه مطالب رو
فایلهایی که دیدگاه های زیادی براش اومده برای هر فایل بعضاً چند هزار دیدگاه که هر کدامشون چند صفحه است
کسانی که میخوان با این آگاهی ها آشنا بشن میتونن از فایلهای دانلودی شروع کنن و استفاده کنن و بعد که نتیجه گرفتن از نتیجه مالی شون محصولات رو بخرن تا یه level بالاتر برن
نکته مهم بعدی اینه که ما فکر می کنیم یکبار یک فایلی رو ببینیم دیگه اونو فهمیدیم، و میخوایم که دوباره بریم سراغ یه چیز جدید
در صورتی که هر روز باید از این فایلها استفاده کنیم و این آگاهی ها رو مرور کنیم
تمرکزمون رو این آگاهی ها باشه و هر روز باید آگاهیهامونو بروز کنیم و اونچه که میدونیم و اون چیزی که داره بما کمک می کنه رو دوباره باید بخودمون بگیم و یادآوری کنیم و تکرار و تکرار کنیم تا بشه جزئی از وجودمون
کاری که استاد با این همه نتایج درخشان و بینظیری که در زندگیش گرفته روزی نیست که در مورد این مباحث با خودش و مریم جان صحبت نکنه و فایلها رو نبینن و مرور نکنن
زحمتی که رو این سایت کشیده شده و کارهای بسیار زیادی که براش انجام شده باعث شده که سایت عباسمنش دات کام تو تمام سایت های موفقیت دنیا به هر زبانی، با اختلاف پر بازدیدترین و با کیفیتترین سایت موفقیت دنیا باشه
حرف هایی که رسانه ها در مورد افراد موفقی مثل ایلان ماسک میگن و ما به یه جمله اش استناد می کنیم و اون رو برمیداریم (که ظاهراً گفته بوده خودم باور نداشتم که موفق بشم) اون حرف اصلی اون شخص نیست وگر نه خودش میگه اگر فکر می کنید این درست بود کسی که باور نداشته باشه موفق میشه بنظر شما میاد این همه کار می کنه؟
اینا همه اش همون فرعیاته که ما رو از مسیر دور می کنه
ایلان ماسک اومده کل زندگی و دارایی و انرژی و اعتبار و آبروشو گذاشته رو یه سری پروژه ها بعد باور نداشته که موفق میشه؟!!
بعد این یه جمله رو ما گرفتیم؟
اینا همون میس آندرستندینگ هاست که اصل رو از فرع تشخیص نمیدیم
سؤالای گمراه کننده و بیمورد که بما کمکی نمی کنه رو نباید بپرسیم
سؤالهای درست از خودمون بپرسیم
دنبال موضوعات اصلی و اساسی باشیم دنبال چیزی که بما کمک می کنه
این جمله از استاد چقدر زیبا و امیدوار کننده است که
وقتی شما تو مسیر درست قرار می گیرید شما هدایت میشید به کارهای درست
واقعاً هم همین جوریه، برای اینکه هر چقدر جلوتر میریم هی بهتر اصل رو از فرع تشخیص میدیم و سعی می کنیم کارهای بیهوده رو کمتر انجام بدیم
وقتی ما تو مسیر درست قرار می گیریم خود بخود هدایت میشیم به رفتار درست و انجام کارهای درست
خدا خودش آدم مناسب ایده مناسب فکر مناسب تو ذهن ما میاره
اینکه بخوایم گروه تشکیل بدیم که آدمهای هم مدار با هم جمع بشیم و درباره مباحث مثبت صحبت کنیم مشخص می کنه که قانون رو نمی دونیم
وقتی من دارم دنبال یه آدمی می گردم که با من هم جهت باشه یعنی نمی دونم قانون چیه
چون من وقتی درستم، جهان لاجرم آدمای هم جهت رو تو زندگیم میاره، اصلاً من نمیخواد دنبال کسی بگردم
من دنبال پول هم نمیخواد برم
وقتی تو مسیر درستم پول دنبالم میاد
قانون اینه که
کبوتر با کبوتر باز با باز
کند هم جنس با هم جنس پرواز
من وقتی تو مسیر درست قرار می گیرم آدمای درست میان تو زندگیم نمیخواد دنبالشون بگردم
ایده های درست میاد تو ذهنم نمیخواد من دنبالشون بگردم
یعنی اگر اون ایده توی کتابی باشه اون کتابه خودش در مسیر من قرار میگیره
من نیاز نیست دنبال آدم مناسب بگردم
من نیازه رو خودم کار کنم آدم مناسب میاد تو زندگیم
من نیازه رو خودم کار کنم ایده های ثروت آفرین میاد تو ذهنم
وقتی اصل رو درک کنیم و رو اصل تمرکز کنیم زندگیمون کم کم از حالت سینوسی در میاد و با یه شیب خوبی آروم آروم بسمت بالا میریم
خدا رو شکر برای این فایل بسیار عالی و نکات اساسی و مهمی که ازش دریافت کردم
تشکر ویژه از استاد و همچنین مریم جان
و با تشکر از دوستان عزیزم برای کامنت های زیبایی که می نویسند
در پناه خدای مهربان شاد و سلامت و سعادتمند باشیم
لایو اموزنده ای بود ممنون
دقیقا ما اصل را بارها رها کردیم چسبیدیم به مباحث بی اهمبت بعذ هم شکایت که چرا نتیجه نمیگیرم
اصل حال خوب اتفاقات خوبه حالا با روشهای مختلف
اینکه فنگشویی حال منو خوب میکنه یا نه
ایا برای حال خوبم انجامش میدم یا برای افزایش جذب
ایا من اعتقاد دارم فنگشویی راه ثروته یا اعتقاد دارم ثروت بی پایان برام هست راه نمیخواد فقط درخواستش کنم
ایا من نیاز دارم به یک واسطه یا خدا مستقیم بهم میده
این سوالات بپرسیم مسیر گم نمیکنیم
وقتی بپرسی چرا من میخوام فنگشویی انجام بدم
چون میخوام پولدار شم
ایا کساییکه فنگشویی بلدن پولدارن؟
پس داستان فنگشویی نیست
من وقتی برای خودم منطقی صحبت میکنم جواب دذست هم میشنوم و تمام
ممنون استاد
چند روزه دلم کتاب خوب میخواد بعد از خودم پرسیدم کتاب میخوام که بخونم چه اتفاقی بیفته
ایا هدفم ثروته
پس فایلها استاد از صدتا کتاب بهتزن
ایا هدفم تفریحه پس فایلها استاد تفریحن
سفر به دور امریکا ببین لذت ببرم
استاد ممنون
به نام خدای مهربانم
فایل نشانه امروزم: لایو استاد-شماره 33
سلام به اساتید عزیزم، سلام به دوستان خوبم
خداروشکر میکنم برای یک روز عالیه دیگه که خداوند مهربانم، باز هم با نشانه هاش با من صحبت کرد و بهم نشون داد که راهم درسته. احساس میکنم این همزمانیها، نشانه تائید خداونده.
چون خودم همش سعی میکنم، هم به اتفاقات فکر کنم، و هم تصمیماتی رو که میگیرم رو با معیار قوانین بررسی کنم. و به نظرم می رسید که دارم درست عمل میکنم و از اینجا به بعدش رو باید صبر کنم تا درآینده مشخص بشه که آیا تصمیمم درسته بوده؟
درست مثل اینه که یه فرمول داری، و داری طبق اون فرمول مواد رو باهم ترکیب میکنی. در لحظه آخر میری چند بار دیگه فرمول رو چک میکنی، اندازه مواد رو چک میکنی، همه وسایل رو چک میکنی و ترکیبشون میکنی.
الان من توی همچین شرایطی هستم. مرحله به مرحله دارم این کار رو انجام میدم و پیش میرم. میدونم که بعد از انجام هر مرحله هم باید آروم باشم. آروم باشم و ایمان داشته باشم به خدایی که داره مسیر رو به من نشون میده.
تنها کار من اینه که با ایمان به جریان هدایت، به این جریانی که نمیبینیمش ولی درکش میکنم، خودم رو بهش بسپارم و اجازه بدم هدایتم کنه.
الهی به امید خودت:
دیروز موقع شستن ظرفها، هدفونم رو گذاشتم توی گوشم و یکی از فایلهای 12 قدم رو که توی فیوریتم گذاشته بودم رو پلی کردم. با اینکه یکی از فایلهای مورد علاقه ام بود، ولی بعد از چند لحظه گفتم نه اینو نمیخوام. میخوام اونی که مربوط به هدایت بود رو گوش کنم. فایل جلسه اول از قدم 6 که با داستان اون بز شروع میشه. که اتفاقا به طرز جالبی زمان فایل، با زمان انجام کارهای خونه هماهنگ شد و وقتی کارهام تموم شد، فقط 2 دقیقه از فایل باقی مونده بود.
امروز که فایل نشانه ام رو شروع کردم که گوش بدم، وقتی استاد صحبتشون رو با این جمله شروع کردن:
در مورد هدایت و شهود و اینا توی دوره هامون گفتیم…
پیش خودم گفتم: ااا چه جالب. منم دیروز دنبال فایلهای هدایت بودم.
و فکر کردم خوب اینم از همزمانیه فایل امروز. ولی قضیه بیشتر از این چیزها بود.
…………………………………………………………………………….
یکی دو روز پیش، در مورد یه موضوع کاری مربوط به تابستون پیشِ روست، یه سوالی برام پیش اومد، اما خیلی هم مایل نبودم بهش فکر کنم و بهش توجه کنم.
ولی چون چند بار یادم اومد، احساس کردم که این یک هدایته و باید این سوال رو بپرسم.
به اون کسی که با این موضوع ارتباط داشت پیغام دادم و اون هم گفت که منم اینو نمیدونم ولی برات میپرسم. فرداش برام پیغام گذاشت و گفت رفتم بپرسم ولی اون فردی که اطلاع داشته نبوده و همکارش هم گفته که حتما باید از خودش بپرسید. حالا فردا سعی میکنم دوباره برم سمتش و بپرسم.
منم تشکر کردم و گفتم باشه.
شبش توی تمرین ستاره قطبیم برای خدا نوشتم که طبق الهامی که به من کردی، من اقدام کردم و حالا خودت بهم خبرهای خوب رو برسون. این بخشی از اون نوشته است:
سلام سلام و صد سلام دوست و راهنمای به نیکی خوان من. سلام سرپرست و وکیل کارساز و خشنود و وفادار من. سلام ای به نیکی خوان. طبق امر و دستور خودت به بنده خوب و متوکلت پیغام دادم که برای اون موضوع بپرسه. نتیجه رو به خودت میسپارم. تو وکیل و کارساز و چاره ساز و به آسانی ساز من هستی. تو تنها قدرت هستی ای خشنود. فردا با پیغامهایی شاد و مسرور و رضایت بخش من رو بیدار و شادان بگردان و چنان کن که من راضی و خشنود و سپاسگزار باشم و از خوشحالی سجده شکر به جا بیاورم. ان شا الله که تو هم از من راضی و خشنود و باشی خدای خوبم خدای قشنگم خدای مهربانم. سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم.
صبح که خواب بیدار شدم، دیدم برام پیغام گذاشته که امروز دوباره رفته و پرسیده و بهش گفتن که انجام این کار حدود 2 ماه زمان میبره. و بهم گفت که اگر میخوایش، الان وقتشه.
خوب این یه چیزی بود که من اصلا خبر نداشتم و هیچ چیز جز هدایت خداوند نمیتونست من رو از این موضوع مطلع کنه.
نکته دیگه ای هم که من ازش متوجه میشم اینه که:
این یادآوری، و هدایت شدن به اینکه این سوال رو بپرسم، یعنی اینکه باید انجامش هم بدم.
احساس میکنم این از اون جاهاییکه باید تسلیم و آرام باشم و همه چیز رو به خدا بسپارم.
و چون حس کردم که معنی این هدایت اینه که پس باید انجامش هم بدم، توی ستاره قطبی امروز صبحم نوشتم:
«دوست عزیز و قدرتمندم… خالق و فرمانروا و خشنودِ بلندمرتبه من، هزاران بار سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم برای پیغام فوق العاده و عالیی که امروز من رو با شنیدنش بیدار کردی. سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم. سپاسگزارم برای اینکه این بنده خوب و صالحت رو سر راه من قرار دادی و سپاسگزارم که بهم الهام کردی که بهش پیغام بدم. سپاسگزارم که هدایتم کردی برای این کار.
و اینکه تو اینو به یاد من آوردی رو، نشونه این میدونم که میخوای این کار رو انجام بدم. پس حتما خودت هم همه کارهاشو رو انجام میدی به حول و قوه الهی ان شا الله خدایا خیلی خوشحالم و خیلی سپاسگزارم ازت همه کارها و ملحقاتش رو به خودت میسپارم که تو بهترین کاردان و کارساز و آسان ساز منی و میدانم به آسانترین و شادترین و باحالترین حالت و روش همه کارها رو جفت و جور میکنی و خودت همه کارها رو انجام میدی. من این کار رو به خودت میسپارم و خودم آزاد و رها به سر میبرم. سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم». (البته این خلاصه شده اشه)
وقتی توی دقیقه 22:35 فایل، بعد از چند لحظه سکوت، استاد جان [خیلی بی مقدمه] گفتن:
خدارو صد هزار مرتبه شکر
دست خدا سپردی؟… دست خوب کسی سپردی.
من اینو یک نشانه و پیغام واضح از خدا میدونم که قلبم رو مطمئن تر میکنه…. ایمانم رو بیشتر میکنه…. قدمها رو محکمتر و استوارتر میکنه. خدایا شکرت
…………………………………………………………………………….
این فایل یک هدایت و همزمانی دیگه هم برام داشت که دونستنش برای خودم خیلی مهمه.
حس میکنم یکی از ترمزها و باورهای محدود کننده ام رو در چند روز گذشته پیدا کردم، و خدا هم از زبان استاد بهم گفت که درست متوجه شدی… این همون چیزیه که باید متوجه میشدی و حالا دیگه میتونی درستش کنی.
داستان از این قراره که من طبق یه احساسی که نسبت به انجام یه کاری (پروژه ای) داشتم، و قبلا هم توی چندتا از کامنتهام راجع بهش نوشتم، هدایت شدم به اینکه اون کار رو انجام بدم. درواقع خدا از طریق کامنت دوست خوبم غزل جان باهام حرف زد و هدایتم کرد به انجام اون پروژه.
در تمام روزهای قبل از دریافت اون کامنت، هر بار که یادم به اون پروژه میوفتاد، یه ترکیبی از احساس عذاب وجدان و سردرگمی از اینکه اصلا نمیدونم باید انجامش بدم یا نه، این هدایته یا نه، رو در خودم احساس میکردم.
تا اینکه بعد از اون کامنت متوجه شدم که خوب صد درصد باید انجامش بدم.
خلاصه من شروع کردم، و لا به لای کارهای دیگه ام هر وقت فرصت میشه، دارم بخشیش رو انجام میدم.
ولی دوباره یه عذاب وجدان دیگه اومد سراغم که: خدا از کلی وقت پیش بهت گفته بود این کارو شروع کن. ولی تو هی گوش ندادی و این همه مدت که وقت آزاد بیشتری داشتی رو از دست دادی و هدرش دادی.
خوب این نجواها، جسته گریخته میومدن توی ذهنم و میدونستم چون حس ناخوبی در من ایجاد میکنن، نجواهای شیطانن. ولی دلیل قانع کننده ای هم نمیتونستم براش بیارم که احساسم رو خوب کنه.
(از اینجا به بعد، این مسیر رو مینویسم که هم اگر خودم در آینده لازم داشتم، و هم برای دوستانی که این فایل رو میخونن. شاید در آینده بتونیم از روشهای مشابه در مسائلمون استفاده کنیم).
یه روز داشتم توی عقل کل جوابهای دوستان رو به یه سوالی میخوندم (یه سوال دیگه ای بود ربطی به این موضوع نداشت)، که رسیدم به یکی از جوابها (فکر کنم جواب آقا ابراهیم بود) که نوشته بود: ممکنه ذهنت فلان جور بگه، اگه گفت، تو هم در جواب بگو فلان و بهمان. و یه چیزی راجع به اینکه اشکال نداره، خدا کمکم میکنه و خدا انجام میده براش نوشته بود.
حتی الان درست یادم نیست موضوع چی بود و جواب چی بود. فقط یادمه وقتی خوندمش یه لحظه احساس کردم با اون جواب، ذهنم خلع سلاح شد.. نتونست ادامه بده…. نتونست ایراد دیگه ای توی اون ماجرا پیدا کنه.
بعد از این بود که (به صورت ناخودآگاه) منم هر بار اون نجوا درمورد از دست دادن زمان میومد توی ذهنم، یه جوابهایی شبیه به این بهش میدادم. مثلا میگفتم:
اشکال نداره، خدا به وقت من برکت میده که توی همین زمان بتونم کلی از کارهاش رو انجام بدم.
یا اینکه: اشکال نداره، خدا کمکم میکنه که توی زمان کمتری به اون نتیجه ای که میخوام برسم.
و اینجوری ذهنم ساکت میشد…
بعد از چند وقت، اینم بهش اضافه شد که:
اصلا خدا از اول میدونست که من ممکنه دیر تصمیم به انجام این کار بگیرم، به خاطر همین از اون موقع به من الهام کرد که من در زمان درستش کار رو شروع کنم.
(البته این چیزایی که مینویسم به این معنی نیست که بگم خوبه کارها رو به تعویق بندازیم و بعدش با این حرفا خودمون رو آروم کنیم. نه… نکته اینه که منم دارم تکاملم رو در عمل کردن و اطمینان کردن به الهاماتم طی میکنم… در اعتماد کردن به جریانی که نمیبینمش ولی وجود داره.
و حالا که دیگه اون کار رو شروع کردم، نمیخواستم نجواها احساسم رو بد کنن. اما درعین حال دارم یاد میگیرم که دفعه های بعد سریعتر و راحتتر به الهاماتم عمل کنم).
خلاصه هربار، یه چیزی بهم الهام میشد که در مقابل نجواهای ذهنم بهش بگم و ساکتش کنم. تا اینکه دیروز یا پریروز بود که این موضوع به فکرم اومد که مگه تو همیشه دلت نمیخواست که شرایطت یه جوری باشه که وقت آزاد زیادی داشته باشی؟
مگه همین چند روز پیش برای خدا ننوشتی دوست دارم شغلی داشته باشم که به راحتی بتونم برای سایت، دوره ها، کامنت گذاشتن و کامنت خوندن وقت بزارم؟
پس چرا حالا فکر میکنی این دو ماه رو هدر داری چون فقط روی سایت و دوره ها کار کردی و روی اون پروژه کار نکردی؟
به غیر از اینه که تو فکر میکنی زمانی داری از وقتت استفاده مفیدی میکنی که عین تراکتور بشینی پشت سیستم و کار کنی؟
اگه اینطور نیست چرا احساس بدی داری از اینکه چرا زودتر این کار رو شروع نکردی؟
بعد یادم اومد که من بارها با خودم به این نتیجه رسیده بودم که من باور کمبود وقت دارم. حتی چند بار هم توی کامنتها و عقل کل راجع بهش سرچ کردم و نکات کامنتها رو توی یه فایل برای خودم کپی کردم.
احساس میکنم همه اینها به هم گره خوردن و ربط دارن.
بعد بهم گفته شد چرا فکر میکنی این پروژه حتما باید چند ماه طول بکشه؟
چرا پیش فرضت رو روی چند ماه گذاشتی، که حالا ناراحت این باشی که 2 ماهش از دست رفت؟
چرا فکر نمیکنی که خدا یک هفته ای میتونه انجامش بده؟ (حتی الان که دارم مینویسمش هم ذهنم مقاومت داره! میگه نه یک هفته ای که نمیشه!)
بعد از این دریافت، برای خدا نوشتم:
خدای قشنگم، خدای زیبابین و زیباپسندم، من تازه امروز متوجه شدم که باید برای این شروع دوباره پروژه و هدایتهایی که دارم دریافت میکنم سپاسگزار باشم ازت. باید از مهشید درونم هم سپاسگزار باشم که داره تلاش میکنه که دعوت خدای خودش رو لبیک بگه و آروم آروم داره در این راه قدم برمیداره. خدایا سپاسگزارم به خاطر وجودت… به خاطر وجود داشتنت در وجودم…. بخاطر وجود خودم… به خاطر وجود مهشید درونم… سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم.
خلاصه…
خیلی کامنتم طولانی شد…
وقتی استاد این فایل گفتن:
««بعضیا میگن بیاین پدر خودمون رو در بیاریم…. بدو بدو بدو
توی زندگی…. بدوو این کارو بکنیم… بدو موفق بشیم… بدو فلان کنیم… بدو بهمان کنیم
همش زور ردن و همش دویدن و همش زجر کشیدن…»».
دیدم اااا… اینکه همین فکر چند روز پیش منه…
یعنی استاد، فکر کنم این اولین باره که من اینقدر واضح دارم مفهوم گاز و ترمز رو متوجه میشم. اتفاقا توی فایل امروز روز شمار هم بهش اشاره کردید.
یعنی من از یه طرف یه زندگی آرام و ریلکس از خدا میخوام، که هم کارهام رو به سادگی و با آرامش انجام بدم، و هم بتونم روی خودم و روی این آگاهی ها کار کنم،…
ولی از طرفی هم، وقتی در حال بدو بدو نیستم، احساس میکنم که دارم وقتم رو تلف میکنم. و زمانی از خودم راضیم که پدرم دراومده باشه از بس پشت سیستم نشستم!!! یعنی انگار تند تند باید همه کارها و هدفها رو انجام بدی که بری مرحله بعد و برنده بشی وگرنه سوختی!
حس میکنم الان خدا یه موقعیت دِمو از آینده بهم داده و داره میگه ببین حست چجوریه؟ اوکی باهاش؟
استاد چقدررررر این فایل برام آگاهی داشت. بینهایت ازتون سپاسگزارم. چقدر حرف داشت برای من.
…………………………………………………………………………….
یه چیز دیگه هم بگم
این درمورد فایلهای دانلودیه استاده….
دوستانی که در مورد قیمت محصولات و اینجور چیزها میگن، به عنوان کسی که پول خرید دوره های استاد رو داشت، و خرید، ولی فقط تونست از اوناییش استفاده کنه که در مدارش بود، بهتون میگم:
تا زمانیکه در مدار دریافت اون آگاهی ها نباشیم، چیزی ازش دریافت نمیکنیم. حتی اگر استاد بیاد بگه آقا این دوره رایگان، ببر و استفاده کن.
من دوره رواشناسی ثروت 1 و عزت نفس رو چند سال پیش خریدم. ولی هنوز نتونستم ازشون استفاده کنم. یعنی پیش نمیره… هی شروع میکنم، ولی ادامه پیدا نمیکنه.
دلیلش هم اینه که همش از دوره 12 قدم برام نشانه میومد، ولی من فکر میکردم خوب من که پولش رو دارم، بزار اونارو هم بخرم. فکر میکردم اینجوری سریعتر به نتیجه میرسم. (باز هم همون زیاد کار کردن و عجله کردن)
من فکر میکنم حتی اگر اون دوره ها رایگان هم بودن، اونی که در مدار دریافت اون آگاهی ها نباشه، مثل همین فایلهای دانلودی باهاشون برخورد میکنه و احتمالا ساده از کنارشون میگذره. همونطور که الان ساده از کنار فایلهای دانلودی میگذره.
اصلا به نظرم کاش اسم فایلهای دانلودی، «دوره های دانلودی» یا «دوره های رایگان» بود، که دوستانی که نمیتونن فعلا از دوره های پولی تهیه کنن، با خیال راحت از اینا استفاده کنن. و فکر نکنن تا از دوره های پولی استفاده نکنن نتیجه نمیگیرن. تا فکر نکنن که چون اسم «دوره» روی اینا نیست، پس فایده ای هم ندارن.
یادمه خود من هم که برای بار اول که درباره سایت استاد شنیدم، اون 2 تا دوست خوبی که هدایتم کردن به آشنایی با استاد، بهم گفتن که به جز فایلهای دوره ها، کلی فایل رایگان هست که میتونی دانلود کنی و ازشون استفاده کنی… ولی من پیش خودم فکر کردم: خوب فایلهای رایگانی که ملت میذارن توی سایتهاشون که فایلهای اصلیشون نیست… فایل اَلَکیا رو رایگان میزارن….
اما اشتباه میکردم.
میخوام بگم، چون خودم هم همینطور فکر میکردم، برای همین هم حس این دوستان رو میفهمم. ولی الان میبینم که چقدر فایلهای دانلودی نکته دارن و بعضی وقتها ساعتها طول میکشه که نکاتشون رو یادداشت کنم.
نکته اش اینه که:
باید با فایلهای دانلودی هم مثل فایلهای دوره ها برخورد کنیم.
باید دفترمون رو بزاریم جلومون و ریز به ریز نکاتش رو بنویسیم.
باید بارها و بارها گوششون بدیم.
کامنتهاشون رو بخونیم.
اگه تمرین داره، تمرینش رو انجام بدیم.
برداشتمون رو از اون فایل توی کامنتها بنویسیم.
دقیقا همون کارهایی که استاد توی فایلهای دوره ها میگن که انجام بدیم.
در نهایت، چیزی که من در این مدت از نتایج و کامنتهای دوستان توی سایت متوجه شدم اینه که، اگر کسی از فایلهای دانلودی استفاده کنه، یا مستقیما به اون نتیجه ای که دنبالش هست هدایت میشه، و یا اینکه به خرید اون دوره ای هدایت میشه که بهش کمک میکنه به اون خواسته اش برسه… یعنی یکی از نتایج استفاده درست از فایلهای دانلودی همین هست که: پول خرید دوره مورد نیاز جور میشه.
قصدم این بود که نکات این فایل رو هم بنویسم، ولی اینقدر کامنتم طولانی شد که حس کردم بهتره اونارو اینجا ننویسم.
استاد جان، استاد عزیزم،
نمیدونم چطور ازتون تشکر کنم و چطور احساس قلبیم رو بهتون منتقل کنم.
شما زندگی من (و میدونم زندگی هزاران نفر دیگه) رو نجات دادید… شما زندگی رو برای من شیرین کردین…
من در بزرگترین رویاهام هم چنین احساسی رو نمیدیدم…
وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ
و هر کس نفسی را حیات بخشد مثل آن است که همه مردم را حیات بخشیده.
(بخشی از آیه 32 سوره مائده)
خیلی ازتون سپاسگزارم. بینهایت سپاسگزارم…
میدونم که دوست دارید شاگرداتون با نتایجشون باهاتون صحبت کنن… ان شا الله نتایجم اون قدر واضح و بزرگ بشن که بتونم بیام با افتخار براتون تعریفشون کنم.
خانم شایسته عزیزم، مثل هزاران باری که توی خیالم در آغوش گرفتمون، در آغوش میگیرمتون و میبوسمتون.
براتون خیر و برکت و خوشبختی آرزو میکنم عزیزانم
فَانْظُرْ إِلَى آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ کَیْفَ یُحْیِی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ ذَلِکَ لَمُحْیِی الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿50﴾
پس به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمین را پس از مرگش زنده مى گرداند در حقیقت هم اوست که قطعا زنده کننده مردگان است و اوست که بر هر چیزى تواناست.
وَلَئِنْ أَرْسَلْنَا رِیحًا فَرَأَوْهُ مُصْفَرًّا لَظَلُّوا مِنْ بَعْدِهِ یَکْفُرُونَ ﴿51﴾
و اگر بادى بفرستیم و [کشت خود را] زردشده ببینند قطعا پس از آن کفران مى کنند.
فَإِنَّکَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِینَ ﴿52﴾
تو نمیتوانی صدای خود را به گوش مردگان برسانی، و نه سخنت را به گوش کران هنگامی که روی میگردانند.
وَمَا أَنْتَ بِهَادِ الْعُمْیِ عَنْ ضَلَالَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلَّا مَنْ یُؤْمِنُ بِآیَاتِنَا فَهُمْ مُسْلِمُونَ ﴿53﴾
و تو کوران را از گمراهیشان به راه نمى آورى تو تنها کسانى را مى شنوانى که به آیات ما ایمان مى آورند و خود تسلیمند. (سوره روم)
خدایا شکرت
به نام پروردگار مهربان وهدایتگر.
سلام مهشید عزیز.
امروز صبح همین طور که توی رختخواب بودم سراغ نشانه روزم رفتم واین فایل اومد وکامنت زیبای شما.
نشانه روز شما نشانه من شد.
بیشتر از هر چیز ونکته ای عاشق حرف زدنتون با خدا شدم چقدر قشنگ دوست خطابش کردید چقدر راحت باهاش حرف زدید.
به خودم گفتم فاطمه ببین تو هنوز خدا رو اینقدر نزدیک نمی بینی هنوز انگار یه فرمانروایی که نشسته روی تخت پادشاهیش اون بالاها وتو این پایین ازش خواهش والتماس می کنی.
اما مهشید عزیز باهاش دوست شده اوردتش کنار خودش به راحتی باهاش درد دل می کنه ازش می خواد کمکش کنه وکارها رو بهش می سپاره.
طرز حرف زدنتون با خدا من رو به یاد فایلی از استاد انداخته که می گفت خدا همه چیز هست وهیچ چیز نیست خدا تو خدا من خدا یه حشره یه پروانه و…..
من دیگه الان کاملا به این نکته رسیدم که راه حل همه مشکلات وچاره همه کارها فقط توحیده اول از همه باید این مساله برام حل بشه باید به خداشناسی برسم باید با خدا دوست باشم باید حاضر ببینمش باید بدونم همیشه وهمه جا هدایتم می کنه فقط باید گوش بدم وعمل کنم بقیه کارها مثل آب خوردن حل می شه.
مهشید جان متشکرم روزم رو ساختی با این نامه های زیبات برای خدا.
تصمیم گرفتم من هم همین جور عاشقانه ودوستانه با خدا حرف بزنم.
خدا رو سپاس برای نشانه امروز برای وجود استاد ومریم جان برای این سایت الهی وبرای دوستانی چون مهشید جان.
خدارو سپاس برای حس قشنگ الانم.
خدارو سپاس که می تونم شکر وسپاس بگم.
در پناه خدا.
درود به استاد عزیزم
سپاسگزار وجود ارزشمند تون هستم و هر لحظه شکر حضورتون که اینقدر زیبا و راحت آگاهی میدین این فایل هارو من سمت اولیش هدایت شدم و هرو به ترتیب زدم و هر کدوم برام ده ها و ده ها نکات و آگاهی های ارزشمند داشت
اینکه اصل مهمه رو توی این چند روز واقعا بهش رسیدم توی همین چند روزی که متعهد شدم که روزی نباشه که بدون سایت عباسمنش و آگاهی هاش زندگی رو شب کنم و توی مسیر قرار گرفتم به ناخدا آگاه چقدر تغییر رو در خودم احساس میکنم ، مثلاً من تنبلی که دیر به دیر کارهامون انجام میدادم و مثلاً میزاشتم ظرف ها همه جمع بشه بعد یهو بشورم ، چند روزه که نمیدونستم چرا دلم میخواست همه جا مرتب باشه و هی تمیز کاری میکنم ، الان که در مورد فنگ شویی گفتین و گفتین که وقتی در مسیر درست باشی هدایت میشوی دقیقا همینه به سمت جریان انرژی و پاکیزگی بدون اینکه خودم متوجه باشم هدایت شدم یعنی این احساس در من ایجاد شد و چقدر نکته جالبی بود و من با گوشت و استخوان متوجه شدم چی میگین ،
عجیب تر اینکه هر روز که میام توی سایت و هی به صحبت ها و راهنمایی هاتون گوش میکنم مشتری ها بیشتر شده روزی نیست که پیامی از مشتری های مختلف دریافت نکنم ، نمیگم همشون صد درصد شدن ، اما پیام میدن که مثلاً فلان رنگ رو اگر بخوام چند یا مدلش و اگر اینجوری بخوام میتونین بزنین در صورتی که من در طی چهار ماه گذشته کلا خیلی کم در حد دو تا مشتری داشتم ، و پیام اینجوری که هیچی ، و این به من نشون میده که دارم میام توی مسیر و چقدر زیبا قانون عمل میکنه همینطور که شما گفتین به محظی که شروع میکنی نشانه ها ورود میکنن و من این و قشنگ دارن میبینم ، خدارو صد هزار مرتبه شکر بخاطر مسیر بخاطر وجود شما عزیزان به خاطر حضور خداوند در زندگیم ، امروز واسه چکم کم داشتم و به هیچ عنوان نمیخواستم به کسی رو بزنم و در لحظه ی آخر جوی شد ، و توی همین حدود ده روزی که به خودم و خداوند متعهد شدم حدود 20 درصد از بدهی هامو تسویه کردم ، به امید خدا بقیه شو هم تسویه کنم تا بتونم آرامش رو تجربه کنم و به آرامی توی مسیر قرار بگیرم
اینی که گفتین تکامل هم دقیقا همینطوره و متوجه میشم بارها بوده پول یهویی برام اومده اما چون در مدار تکاملش نبودم دیدم که چطور از دستم خارج شده ، چون تکامل رو طی نکرده بودم ، و این تلنگری در من زد که به خودم زمان بیشتری بدم برای تکامل در رشد درآمدم برای پرداخت دیونم و برای همه موضوعات مختلف
خداروشکر میکنم برای این آگاهی های ناب
سپاس از استاد عزیزم که آگاهی هارو به صورت رایگان و با عشق در اختیار ما میزارید و ایمان دارم که به زودی اولین پکیج استادم رو با عشق خریداری میکنم
به نام خدای هدایتگر
سلام بر استاد عزیزم، مریم بانوی نازنین و دوستان عزیزم
خیلی وقتا ما دنبال فرعیات میریم بخاطر اینکه اصلو درست درک نکردیم و درست عمل نکردیم ولی توهم می زنیم که من قانونو درک کردم دارم عمل می کنم پس اگه نتیجه ای که می خوامو نمی گیرم برم دنبال یه چیز دیگه، شاید یه چیز دیگه هم لازمه بدونم.
برای خود من هروقت رفتم سراغ یه سری مطالب دیگه به همین علت بوده، نفهمیدم که من اصلو نفهمیدم و عمل نمی کنم. اگه اصلو درک کنم نیازی به چیز دیگه ای نیس.
ذهن این وقتا میگه حالا فلان چیزم یاد بگیری که ضرری نداره ولی بزرگترین ضررو داره و اون دور شدن از اصله.
اصل کنترل ذهنه، اصل ایمان و اعتماد به خداست، اصل تسلیم بودنه و اصل هدایته.
اینکه درک کنیم که قانون همیشه جواب میده و اگه در موردی من نتیجه نمی گیرم اشکال از منه نه قانون خیلی مهمه. اگه آرامش ندارم اشکال از باورهامه باید اونا رو درست کنم وگرنه انواع و اقسام روشهای مراقبه و غیره اگه به من آرامشی هم بدن موقتیه. اینو خودم تجربه کردم. در مورد مسائل مالی و چیزهای دیگه هم همینه.
ممنونم استاد از این آگاهیهای ناب.
در چسبیدن به اصل شما بهترین الگویید. هنوزم گاهی اینو فراموش می کنم و فکر می کنم بد نیس برم فلان چیزو یاد بگیرم. خدا رو شکر که این فایل، تلنگری بود تا توی دام نیفتم.
به نام خداوند مهربان
سلام به همگی عزیزانم
سپاس گزار خداوندم بابت بودن در مسیر درست و بودن در مدار این آگاهی های ناب
الهی شکرت بابت نعمت های بیشمارت که بر زندگیم جاریه ،الهی سپاس گزارم که به من توفیق سپاس گزاری عطا میکنی ،الهی سپاس گزارتم بابت تک به تک هدایت هات ، الهی شکرت بابت تمام لحظه هایی که حواست به این بنده ی ضعیفت هست و مراقبشی با تمام قلبم سپاس گزارم مهربان من .
استاد عزیزم شما استاد تشخیص اصل از فرعی
از دقیقه 13به بعد رو بالای 6بار گوش دادم فک کنم و الان ساعت 3ونیم صبه و دارم مینویسم با عشق ، استاد دوس دارم ساعت ها از هدایت الله بگی و ساعت ها و روزها و ماه ها و حتی سالها گوش بدم با جان و دل تا بره توی وجودم ،تا حواسم باشه که یکی هست که همهی کارها رو برام انجام میده تا افکار زنگ زده و پوچ ذهنم جاشونو با این آگاهی های ناب عوض بشه و مدام این رنگ سفید رو بریزم روشون تا آخر عمر
انقد تکرار بشن و تکرار بشن که با تمام وجودم باور کنم در هر لحظه که یک نیروی برتری که برگی بی اذنش زمین نمی افته مراقب من هست و تعهد داده که مراقب من باشه ،تعهد داده که هدایتم کنه واز هر لحظه ای که بخواهم منو هدایت میکنه و سره هیچ موضوعی اجبارم نمیکنه ، خدای قانون های سعادت و خوشبختی و عاقبت به خیری در دنیا و آخرت ، زندگی تک تک ما پر از هدایت های پروردگاره مهربانه ،هدایت هایی که در بهترین زمان و بهترین حالت های ممکن میان ،چقدر خوبه این خدا که میگه تو دنبال آدم قوی نگرد خودت قوی شو ،اون آدم قوی خودش میاد تو زندگیت ،دنبال آدم متعهد به رابطه و به کسب وکارت و… نگرد ،تو متعهد شو اون خودش میاد تو زندگیت ، دنبال ایده برا کسب و کارت نگرد و به در و دیوار نزن فقط روی خودت کار کن و در مسیر درست (مسیر احساس خوب )باش اون ایدهه میاد سراغت ،دنبال عشق نگرد ،عشق رو در وجودت پیدا کن و عشق بورز و عشق سراسر زندگیتو فرا خواهد گرفت ،خب چطوری !!!یعنی خودشون میان ؟؟؟؟ نه من برات میارمشون ،من کارها رو برات انجام میدم تو فقط اعتماد کن همین تو فقط با احساس خوبت با رهابودنت با ایمانت با باورهای درستت منو اجابت کن تو ورودی درست بده ،خروجی خوب بامن دیگه چی از این بهتر ؟؟؟تو یعنی با ذهن منطقیت میخوای دنباله سوزن تو انبار کاه بگردی؟؟؟چرا رها نمیکنی ؟؟؟چرا نمیسپری به من تا بهت دقیقا بگم کجای این انبار بزرگه و تا لحظه ی رسیدن بهش خودم ببرمت و راه و نشونت بدم ؟؟؟چرا حاضری این همه زجر بکشی ؟؟؟چرا تمام باری که سنگینی میکنه رو نمینداری رو دوش من؟؟؟ چرا نمیخوای از هدایت من پیروی کنی ؟؟؟تو فقط روی خودت کار کن بقیش با من ،چی از این بهتر؟؟؟؟؟تو فقط تسلیم هدایت باش همین و بدون که مسیر من برای انجام کارها با مسیری که بلدی ویا مسیرهایی که ذهن منطقیت جلوتر میزاره خیلی متفاوته ،پس تسلیم باش و بسپار
الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت این قوانین ساده و بدون تغییر ،الهی شکرت که قدرت خلق زندگیمو دادی دست باورهای من ،الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت جریان هدایت
الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت تمرکزم برروی افکار مثبت و شخصیت خوبی که دارم و هرروز دارم بهتر و بهتر میشم .پروردگارا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم .
خدایا همواره هدایتم کن به مدارهای بالاتر از آگاهی و همواره هدایتم کن به گرفتن تصمیمات درست به اصل به درک اصل به اجرای اصل در لحظه به لحظه زندگیم (الهی آمین) خدایا با تمام قلبم سپاس گزارتم که همیشه هستی و خدای من خواهی بود من عاشقتم من خیلی عاشقتم ،
تویی همهی وجود من .
در پناه الله یکتا .