live | معجزه تمرکز 100 درصد بر هدف


سرفصل آموزش های این فایل:

  • تمرکز بر اصل، شما را از حاشیه ها دور می کند؛
  • چند اصل ساده برای تحقق اهداف؛
  • وقتی همزمان اهداف زیادی تعیین کنی، تمرکز شما پراکنده می شود، قدرت خلق شما هدر می رود و در هیچکدام از آن اهداف، به نتیجه مد نظر نمی رسی؛
  • قدم اول برای رسیدن به هدف: واضح کردن اهداف و مکتوب کردن آنها؛
  • قدم دوم: ایجاد باور به امکان پذیر بودن؛
  • مهم ترین چیزی که شما را از تحقق هدف دور می کند، تمرکز بر چگونگی رسیدن به آن خواسته است؛
  • اگر خواسته ای داری اما هنوز ایده ای برای تحقق آن نداری، تمرکز خود را از “چگونگی” بردار و فقط روی دلایلی بگذار که می خواهی آن را داشته باشی؛
  • ما به خواسته هایی می رسیم که رسیدن به آن برایمان قابل باور و امکان پذیر باشد؛
  • به اندازه ای که امکان پذیری خواسته را باور می کنی، به همان اندازه فاصله فرکانسی شما با آن خواسته کم می شود؛
  • بهترین شیوه برای باور به امکان پذیری؛
  • باورهایی برای امکان پذیر بودن خواسته ها؛
  • افرادی زیادی برای رسیدن به یک خواسته تلاش می کنند اما به خاطر باورهای ناهماهنگ با آن خواسته، تمام تلاش ها در جهت مخالف با خواسته آنهاست؛
  • اگر می خواهی به هدفی برسی، باید تمام تمرکزت را صرف آن خواسته کنی؛
  • وقتی تمام تمرکز خود را صرف خواسته می کنی، راه حل ها و ایده های کارساز از راه می رسند؛
  • اگر تمام تمرکز خود را روی یک موضوع بگذاری و باورهای قدرتمند کننده درباره آن بسازی، قطعا در آن موضوع، یکی از بهترین ها می شوی؛
  • وقتی روی یک موضوعی تمرکز می کنی، دروازه الهامات به روی شما باز می شود؛
  • کانون توجه خود را بر آن خواسته متمرکز کن و هر روز برای آن خواسته یک قدم بردار؛
  • وقتی خداوند تعهد و اراده و تمرکز شما را می بیند، درها را برایت باز می کند و “چگونگی” را نمایان می کند؛
  • به اندازه ای که تمرکز شما بر هدف معطوف می شود، از حاشیه ها برداشته می شود در نتیجه بیشتر با خواسته ات هماهنگ می شوی. در نتیجه کمتر گمراه می شوی و بیشتر هدایت می شوی؛

منبع کامل درباره محتوای این فایل: دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها

من به عنوان خالق زندگی ام ، تنها یک راه برای رشد ‌ظرف وجودم و دریافت نعمت های بیشتر دارم و آن هم تجربه‌ی خواسته‌هایم است. خواسته‌هایی که در مسیر علائق‌ خود یا از طریق برخورد با تضادها آنها را می‌شناسم و در مسیر تحقق آنها، به توانایی های درونی خود، فرصت بروز می دهم. همان مفهومی که استاد عباس‌منش آن را سودمندترین سرمایه گذاری روی خودمان می داند.

اما مسئله اصلی این است که آدمهای زیادی به خاطر باورهای محدودکننده‌، آنقدر ترمزهای ذهنی مخفی در مقابل خواسته های خود ایجاد کرده اند که از داشتن هدف می ترسند. به گونه ای که اکثرا هدف مشخصی در زندگی ندارند چه برسد به تجربه‌ی آن و چه برسد به رشد دادنِ ظرف وجودشان از طریقِ تحقق و تجربه‌ی آن هدف.

مهم ترین دلیل بی هدفی، غیر ممکن دانستن رسیدن به آن هدف است. اکثر ما، قید خواسته های واقعی مان را زده ایم چون از آنجا که رسیدن به آنها را غیر ممکن می دانیم، به این نتیجه رسیده ایم که اگر در این باره هدفی تعیین نکنیم و خواسته ای نداشته باشیم، کمتر اذیت می شویم. در نتیجه زندگی ما در روزمرگی و بی هدفی می گذرد و قدرت خلق درونی ما بی مصرف لب طاقچه خاک می خورد.

افراد زیادی، ” هدف نداشتن” را به “خوشبینی پیشه کردن” درباره امکان پذیر بودن رسیدن به اهداف خود ترجیح می دهند زیرا می ترسند اگر با خوشبینی قدم ها را بردارند و در نهایت به نتیجه مد نظر نرسند، آن وقت خیلی بیشتر از الان ناامید می شوند و ممکن است دیگر هرگز درباره هیچ چیز خوشبین نباشند؛

افراد زیادی خود را لایق خیلی از خواسته ها نمی دانند. به همین دلیل هرگز حتی در تجسم های خود نیز به خواسته های خود فکر نمی کنند.

اکثر افراد، امکان پذیر بودن رسیدن به یک خواسته را مرتبا با شرایط کنونی خود می سنجند. در نتیجه هدف گذاری برای رسیدن به یک خواسته را به زمانی موکول کرده اند که شرایط آن مهیا شود در حالیکه طبق قانون، شرایط وقتی مهیا می شود که تو قدم بر می داری. جهان هرگز با نسیه کار نمی کند. به همین دلیل هم سالهاست که شرایط مد نظر این افراد مهیا نشده است و با روندی که آنها در پیش گرفته اند، هرگز مهیا نخواهد شد.

اگر کمی دقت کنیم، متوجه می شویم که ذهن ما برای قدم برنداشتن، احساس قربانی داشتن، پذیرفتن ناتوانی مان در تغییر شرایط و کنار آمدن با محدودیت های شرایط کنونی بسیار خلاق است. هر بار شیوه ای خلاقانه دارد تا ما را به این نتیجه برساند که: رسیدن به این خواسته برایم امکان پذیر نیست و …

سوالی که باید از خودت بپرسی این است که:

در مقابل این همه خلاقیت ذهن برای ارائه لیستی تمام نشدنی از دلایل نتوانستن، نرسیدن و غیر ممکن بودن، من به عنوان موجودی که توانایی خلق زندگی اش به او داده شده، چقدر دلیل از امکان پذیر بودن و توانستن برای ذهنم لیست کرده ام؟!

  • خوب که فکر کنی، متوجه می شوی که این موجود خالق، چقدر راحت بازیچه محدودیت های ذهنش شده و رعیت اوست؛
  • چقدر راحت به قول قرآن، وعده های شیطان ذهن را درباره کمبود، ناتوانی و غیر ممکن بودن ها باور کرده است؛
  • و چقدر به راحتی وعده های فزونی، فراوانی و امکان پذیر بودن های نیروی هدایتگر درونی خود را انکار کرده است؛
  • به این فکر کن که چقدر راحت به وعده های ذهن توجه می کنی و از وعده هایی که خداوند درباره هدایت به “چگونگی” داده است، اعراض می کنی؛

در واقع، ریشه اصلی هدف نداشتن ها، حرکت نکردن‌ها، دست روی دست گذاشتن‌ها‌، به تعویق انداختن‌ها‌، تضمین خواستن‌ها‌‌ و در یک کلام دلسردی درباره تحقق خواسته‌ها، بی ایمانی درباره امکان پذیر بودن است. 

  • بی ایمانی یعنی روی عقل انسانیِ خودت که چیزی جز تجربه‌ها و باورهای محدودکننده نیست‌، حساب کردن؛
  • بی‌ایمانی یعنی سنجیدنِ چگونگیِ رسیدن به خواسته‌ و امکان‌پذیری آن با «شرایط محدودکننده‌ی این لحظه‌ات»
  • بی ایمانی یعنی جدّی گرفتن ترس های توهمی ذهن و نادیده گرفتن الهامات هدایتگرانه قلب.
  • یعنی اعتماد نکردن به جریان هدایتگری که همواره با ماست، دید وسیعی به خواسته های ما دارد، سرراست ترین مسیر بین ما و خواسته ها ما را می شناسد و هدایت ما به سمت «چگونگیِ رسیدن به خواسته‌» را بر عهده گرفته است؛
  • بی ایمانی یعنی تقلا برای انجام دادن سمت خداوند، به شیوه‌ی شناخته‌ی شده‌ی ذهن محدودمان و به همین راحتی دستان خداوند را بستن و هدایت های او را ندیدن.
  • بی ایمانی یعنی ناتوانی در خوشبین بودن به امکان پذیری، یعنی ناتوانی درباره داشتن انتظارات مثبت،  یعنی حساب نکردن روی جریان هدایت و نگنجاندن آن در معادله تحقق خواسته ها.
  • بی ایمانی یعنی فراموش کردنِ وعده‌ی انا علینا للهدی خداوند. یعنی به حساب نیاوردنِ وظیفه‌ی این نیرو در هدایت قدم به قدم تو در این مسیر و روشن کردنِ قدم بعدی‌ات بلافاصله پس از برداشتنِ این قدم.

به اندازه ای دلایل امکان پذیر بودن درباره رسیدن به خواسته مان را می بینیم و دریافت می کنیم که از این “بی ایمانی” فاصله می گیریم.

ماموریت آگاهی های دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها، ساختن چنین جنسی از ایمان است. دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها، این ایمان را در یک فرایند تکاملی، به وسیله ساختن باورهای قدرتمند کننده و هماهنگ با خواسته ها، در وجود شما می سازد. باورهای قدرتمند کننده ای که وقتی آنها را وارد معادله هدفگذاری می کنی، تفاوتی عظیم نه فقط در نتیجه نهایی بلکه در مسیر تحقق آن اهداف ایجاد می شود. شما در طی جلسات و تمرینات این دوره، باورهای قدرتمند کننده ای در ذهن خود می سازی که شما را با خواسته هایت هم مدار می کنند. باورهای قدرتمند کننده ای که منطق های محکم برای امکان پذیر دانستن آن خواسته در ذهنت می کارند. باورهای قدرتمند کننده ای که هدایتگر شما می شوند تا به جای چسبیدن به “چگونگی” – که سمت خداوند درباره خواسته شماست – سمت خودت درباره خواسته ات انجام دهی. زیرا خداوند به عنوان انرژ‌‌ی هدایتگر و پشتیبان‌، به اندازه‌ای سمت خودش را انجام می‌دهد و تو را اجابت می کند که تو اول سمت خود را انجام دهی و او را با این جنس از ایمان، اجابت کنی.

در معادله “تحقق خواسته ها” نقش باورهای قدرتمند کننده و هماهنگ با اهداف آنقدر قوی است که هیچ میزان از تلاشِ فیزیکی، نمی تواند نبود آنها را جبران کند. زیرا وقتی باورهای هماهنگ با خواسته ات را می شناسی و ایجاد می کنی، این باورها سرراست ترین مسیر بین شرایط کنونی و شرایط مورد نظر شما را می شناسند و شما را به آن مسیر هدایت می کنند. در نتیجه از سعی و خطاهای بسیاری بی نیاز میشوی که اکثریت جامعه تقریبا یک عمر درگیر آن هستند. این مفهوم راحت رسیدن به خواسته هاست که آگاهی ها دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها، استاد ایجاد آن است.

اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها


برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | معجزه تمرکز 100 درصد بر هدف
    464MB
    63 دقیقه
  • فایل صوتی live | معجزه تمرکز 100 درصد بر هدف
    61MB
    63 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

484 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «ساحل آرامش» در این صفحه: 1
  1. -
    ساحل آرامش گفته:
    مدت عضویت: 1937 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت

    گام 23: معجزه تمرکز 100درصد بر هدف،

    ما خیلی موقع‌ها می‌شینیم هدف‌های زیادی رو می‌نویسیم دفترها پر می‌کنیم برنامه‌ریزی برای سال جدید می‌کنیم

    اما بعد از یک هفته دو هفته یک ماه همه اون ایده‌ها دفتر برنامه‌ریزی‌ها و هدفگذاری‌ها فراموش می‌شه

    یکی از دلایلش تعدد اهدافه

    ما تمرکزی روی یک هدف خاص نداریم

    یعنی 100 تا هدف رو نوشتیم ولی برای هیچ کدومشون هیچ کاری نمی‌کنیم

    چون تعدادشون زیاده

    بهتون پیشنهاد میدم که بیاید یه دفتری رو بردارید بنویسید از خدا چی می‌خواهید

    یعنی هدف رو به اون شکلی که حالا الزاماً همه کارها رو خودتون باید انجام بدید تا به هدفتون برسید رو اینجوری بهش نگاه کنید من یک هدف اصلی برای امسال یک هدف یا نهایتاً دو تا هدف اصلی برای امسال برای خودم با توجه به نیازهام با توجه به تضادهایی که توی زندگیم بهش برخوردم برای خودم انتخاب می‌کنم

    خب ما صدها هدف کوچکتر هم داریم یا شاید هم اندازش کوچکتر نباشه ولی خب بالاخره به اندازه هدف اصلیمون شاید مهم نباشه بیایم فقط بنویسیم

    یعنی کاری که من خیلی بهش اعتقاد دارم و بارها ازش نتیجه گرفتم اینه که بیام خواسته‌هام رو بنویسم

    خدایا مثلاً من می‌خوام این تجربه رو توی زندگیم داشته باشم

    من می‌خوام این مسافرت‌ها رو برم

    من می‌خوام این جنس آدم‌ها توی زندگیم باشه

    من می‌خوام این قد راحت کارهام انجام بشه اینقدر راحت پول بسازم یا این ماشین رو داشته باشم یا این خونه رو داشته باشم

    یا هرچی که هست

    یعنی نگاهتون این باشه که خداوند داره دفتر شما رو نگاه می‌کنه و قدم اول نوشتن باشه،

    خواسته‌هاتون رو بنویسید

    خواسته‌هایی که هیچ ایده‌ای براش ندارید که چه کاری انجام بدید یا حداقل از لحاظ زمانی نمی‌تونید براش برای تمام این خواسته‌ها هر روز قدم بردارید بیاید فقط بنویسیدش که من اینا رو می‌خوام تو زندگیم،

    نمی‌دونید نوشتن چقدر قدرتمنده

    خداوند قسم خورده به قلم

    نوشتن انرژی‌ها رو انرژی ذهنی شما رو کانون تمرکز شما رو بهش خیلی قدرت میده ولی موضوع اینجاست که وقتی ما به هدف‌هامون فکر می‌کنیم به اولین چیزی که فکر می‌کنیم نحوه رسیدن به هدفه

    مثلاً میگی من می‌خوام این خونه رو داشته باشم این ماشین رو داشته باشم این رابطه عاطفی رو داشته باشم و بعد بلافاصله که اینو میگیم به این فکر می‌کنیم که چطور می‌تونم با این شرایط مالی یا با این شرایط جسمی یا با این شرایط روحی چطور می‌تونم به این خواستم برسم

    وقتی که فکر می‌کنیم چطور می‌خوام به خواستم برسم و از اونجایی که اغلب شرایطش رو هم نداریم خیلی زود ناامید می‌شیم مأیوس می‌شیم

    من نگاهم اینجوریه که میام اون چیزی که می‌دونم الان باید اون هدف‌هایی که الان می‌دونم باید براشون چیکار کنم

    یه سری چیزها هست آدم می‌دونه مثلاً آدم می‌خواد زبان انگلیسیش بهتر بشه می‌دونه باید وقت بزاره مطالعه کنه در موردش بنویسه فایل انگلیسی گوش کنه اون چیزایی رو که گوش می‌کنه تکرار کنه

    یه سری چیزها هست آدم می‌دونه که باید انجام بده یا برای کسب و کارش یه سری ایده‌ها داره که مهارت رو کسب کنم اینو یاد بگیرم این ارتباطات رو با مردم یاد بگیرم، خیلی موقع‌ها هست خیلی چیزا رو آدم نمی‌دونه

    یعنی نمی‌دونه چه جوری اونا رو

    من فقط تو دفترم می‌نویسم اونایی که نمی‌دونم میگم خدایا من الان ایده‌ای ندارم منو هدایت کن به ایده‌ای که کمکم می‌کنه برای اینکه به هدفم برسم

    آدم‌ها و شرایطی رو به سمت من بیار اتفاقاتی رو برای من رقم بزن که منو به هدفم برسونه

    مسیر رو برای من کوتاه‌تر کن

    ذهنم رو بازتر کن

    باورهام رو قوی‌تر کن

    بعد میام می‌نویسم

    خواسته هاتون می‌تونه خواسته‌هایی باشه برای امروزتون برای فرداتون برای یک هفته آینده

    خواسته منظورم نه اینکه من هیچی ندارم هفته بعد می‌خوام ماشین آخرین مدل داشته باشم خواسته‌هایی که فکر می‌کنید یه ذره منطقی‌تره برای خودتون قابل باوره،

    ما اون خواسته‌هایی رو بهشون می‌رسیم که برامون قابل باور باشه

    تا براتون یه چیزی قابل باور نباشه بهش نمی‌رسید

    حالا ممکنه شما الان یه خواسته‌ای داشته باشید مثلاً یه خونه خوب می‌خواید بخرید الان هیچی ندارید ولی در طول مسیر آروم آروم با دیدن الگوها با افرادی که مثلاً مثل خودتون شرایط مالی خوبی نداشتن ولی در نهایت خونه‌دار شدن ماشین‌دار شدن زندگی دار شدن شرایطشون خیلی بهتر شد آروم آروم باورتون قوی‌تر می‌شه که می‌شود

    به اون اندازه‌ای که باورتون قوی‌تر می‌شه که امکان پذیره به همون اندازه به هدفتون نزدیک‌تر می‌شید

    یعنی اگر ما تو ذهنمون یه دستاوردی یک خواسته غیر ممکن باشه رسیدن بهش، عملاً بهش نمی‌رسیم

    ولی می‌تونیم در واقع اولش برامون غیر ممکن باشه ولی بگیم الان من فکر می‌کنم خیلی سخته یا نمی‌شه من به این خواسته برسم

    ولی می‌دونم اگر بنویسمش و از خدا بخوام که الگوهایی رو به من نشون بده و تو مسیرش قرار بگیرم به جای اینکه کلاً پاکش کنم از ذهنم می‌نویسمش پاکش نمی‌کنم این خواسته الان برای من خیلی غیر طبیعیه خیلی سخته خیلی غیر قابل باوره ولی من می‌نویسمش توی دفترم،

    خدایا من اینو می‌خوام و بعد می‌دونم که این روندی داره برای اینکه برای من قابل باور بشه من اون روندش رو طی می‌کنم

    بهترین شیوه برای طی کردن روند باورپذیری برای رسیدن به یک خواسته پیدا کردن الگوهای منطقیه که به اون خواسته رسیدن

    افرادی رو پیدا کنیم که به اون خواسته رسیدن نه دقیقاً به اون خواسته به چیزی که توی همون مایه هاست که غیر قابل باور بوده ولی مثلاً بهش رسیدن و اونا را پیدا می‌کنیم بهشون فکر می‌کنیم تحسینشون می‌کنیم ماشالله بهشون میگیم و بعد یه کار دیگه‌ای که انجام میدم اینه که میام نگاه می‌کنم مثلاً در گذشته چه خواسته‌هایی بوده که برای من خیلی غیر منطقی و خیلی غیر قابل باور بوده که بهش رسیدم اونا رو میام می‌نویسم میگم همونجوری که من به اون خواسته رسیدم و همونجوری که اون اتفاق افتاد می‌تونه بقیه خواسته‌هام هم اتفاق بیفته یعنی برای خودم باورپذیر می‌کنم،

    شما هر کسی رو تو زندگیتون تحسین کنید برمی‌گرده به خودتون

    یکی از اون چیزهایی که من خیلی زود توی زندگیم درکش کردم اینه که اگه من کسی رو تحسین کنم انرژیش برمی‌گرده تو زندگی خودم

    اگر من کسی رو تخریب کنم باز هم انرژیش برمی‌گرده به زندگی خودم

    اگر من حسادت بورزم بلاش سر خودم میاد نه سر اون

    اگر من تبریک بگم به افراد خوشبختیش سر خودم میاد فارغ از اینکه اصلاً اون خوشبخت بشه یا نشه

    کلاً تبریک گفتن تحسین کردن می‌دونم آدم حسادت هم می‌کنه یعنی اینجوری نیست که بگیم یه آدمی که تحسین می‌کنه هیچ وقت حسادت نمی‌کنه

    نه منم حسادت می‌کنم منم وقتی یه موفقیت خیلی بزرگی رو می‌بینم ذهنم شروع می‌کنه به قضاوت کردن ذهنم شروع می‌کنه به حسادت کردن ولی تمرین کردم جلوش رو بگیرم تمرین کردم که به جای حسادت کردن انگیزه بگیرم باورپذیر بشه که برام میشه و تحسین کنم طرف رو

    هم جلوی خودش هم پشت سر خودش،

    یعنی من در مورد غیبت خیلی زود این نتیجه رو گرفتم که وقتی آدم پشت سر کسی غیبت می‌کنه به شدت زندگیش به هم می‌ریزه

    همه این الگوها الگوهایی هست که شما تو زندگیتون می‌تونید راحت پیدا کنید

    اینا چیزایی نیست که بگم توی قرآن فقط اومده توی افسانه‌هاست

    واقعیت ندارن

    شما آدم‌هایی رو پیدا کنید که صبح تا شب دارن در مورد بقیه صحبت می‌کنن دارن غیبت می‌کنن تهمت می‌زنن و زندگی خوبی داشته باشن امکان نداره

    نقطه سر خط

    یعنی این یک قانونه

    این یکی از اون درس‌هایی بود که من خیلی زود فهمیدم،

    یه سری از درس‌ها رو هم با چک و لقد فهمیدم و من سعی کردم که پشت سر آدم‌ها چه جلوشون چه پشت سرشون

    جلوشون که خب خیلی‌ها جرات نمی‌کنن حرف چرت و پرت به بقیه بزنن

    اغلب اونایی که غیبت می‌کنن تهمت می‌زنن جراتشون جلوی طرف نیست

    پشت سر طرفه

    جلوش مثل یه موش آب کشیده هستن، پشت سر آدم‌ها سعی می‌کردم خوبی‌هاشون رو بٌلد کنم و با بقیه در مورد خوبی‌هاشون صحبت کنم و این معجزه می‌کنه

    نمی‌تونم بگم که این چقدر قدرتمنده

    اولش آدم شاید احساس سختی بکنه

    یا شاید اولش بعضی‌ها مقاومت کنن،

    من یادمه اون موقع که دانشجو بودم این قانون رو فهمیدم که من برای اینکه بتونم رابطه خوبی با اساتیدم داشته باشم من باید نکات مثبت اون‌ها رو ببینم بنویسم در موردشون با خودم و با دیگران صحبت کنم، بدون اینکه اصلاً استاد بفهمه و بعد شروع کردم این کارو انجام دادن،

    مثلا بچه‌ها شاکی بودن که استاد فلانه بهمانه نمره نمیده ال می‌کنه بعد میومدم می‌گفتم این توانایی رو داره تو این درس خیلی خوب داره کار می‌کنه اینقدر خوش اخلاقه یا اینقدر سر وقت میاد یا چیزی شبیه این، همیشه در مورد این خوبی‌هاشون صحبت می‌کردم و به طور معجزه آسایی من خودم تا حالا ندیدم که یه دانشجویی اینقدر ارتباطش با اساتید خوب باشه و این در حالی بود که من اصلاً آدم خوبی توی ارتباطات نبودم من درب و داغون بودم توی ارتباطات اینو من ساختم

    نه اینکه بگم من خانوادگی آدم‌هایی بودیم که خیلی خوب ارتباط با بقیه برقرار می‌کردیم اصلاً از این خبرها نبود ولی وقتی این کارو انجام دادم اتفاقی که افتاد این بود که همه اساتید عاشق من شدن و اصلاً رابطه خانوادگی شکل گرفت با بعضی از اساتید و همه اینا از اونجایی شروع شد که من تمرکز کردم بر روی نکات مثبتشون و این تمرکز رو تقویت کردم با صحبت کردن در مورد نکات مثبتشون با خودم

    با نوشتن درباره نکات مثبتشون تو دفترم و با صحبت کردن درباره نکات مثبت اون‌ها با آدم‌های دیگه،

    و من هنوز این ویژگی رو توی خودم دارم و این باعث میشه که این فرکانس همیشه ارسال بشه

    این فرکانس دوست داشتن

    رابطه‌هام خوب پیش میره با آدم‌ها

    حتی آدم‌هایی که یه ذره غریبه‌تر هستن که اذعان می‌کنم نمی‌تونم همیشه به همین جوری که الان دارم با شما صحبت می‌کنم باشم بالاخره نجواهای شیطان هست ولی سعی کردم خیلی خوب توی این مسیر حرکت کنم

    شما وقتی کسی رو تحسین می‌کنید بیشتر از اینکه به اون طرف انرژی بدید دارید به خودتون انرژی می‌دید

    این قانون جهانه

    چون به هرچی توجه کنید از جنس همون بیشتر وارد زندگی تون میشه

    فارغ از اینکه وارد زندگی من بشه یا نشه، چون منم دارم زندگی خودم را با کانون توجه خودم ایجاد می‌کنم نه با کانون توجه شما

    هر چقدر هم حسادت کنیم هر چقدر هم بدگویی کنیم هر چقدر هم غیبت و تهمت بزنیم به خودمون برمی‌گرده به اون طرف که برنمی‌گرده

    اینم قانون جهانه

    بچه‌ها سرمایه‌گذاری کنید روی خوبی گفتن پشت سر دیگران

    شاید این بهترین سرمایه‌گذاری زندگیتون باشه

    با اختلاف کاری می‌کنه که آدم‌ها عاشقتون میشن

    وقتی بقیه قضاوت می‌کنن شما رو

    باید یه راهی پیدا کنید که قضاوت اون‌ها به شما احساس بدی نده

    وقتی پشت سر شما بدگویی می‌کنن وقتی بقیه غیبت می‌کنن پشت سر شما وقتی بقیه تهمت می‌زنن پشت سر شما

    باید یه راهی پیدا کنید از یه زاویه‌ای به اون اتفاق نگاه کنید که به شما احساس بهتری بده،

    اون دوستانی که فکر می‌کنن یه سری موفقیت‌ها دروغه به خودشون ضربه می‌زنن، عدم باورپذیری که آدم می‌تونه به هدف‌هاش برسه باعث میشه شما به هدف‌هاتون نرسید، تمرکز اینه که اگر می‌خوای به یک هدفی برسی باید تموم وجودت رو بزاری براش اون موقع که پول نداشتم که چند تا خونه داشته باشم برم اینور و اونور و اون موقع که ایران بودم یه چادر برداشته بودم می‌رفتم توی جنگل تنهایی می‌شستم کتابم رو می‌نوشتم یا می‌رفتم 10 روز توی جنگل بارها و بارها تو جنگل‌های شمال تو طبیعت چادر می‌زدم و این کارو کردم که روی موضوعی که می‌خواستم کار کنم می‌رفتم می‌گفتم خدایا من می‌خوام اینجا تنها باشم مثل همون روشی که پیامبر داشت می‌خوام به هدفم برسم به من بگو چطور منو هدایت کن یه سری کتاب‌ها رو با خودم می‌بردم که احساس می‌کردم به من کمک می‌کنه

    دفتر هم می‌بردم می‌نوشتم می‌خوندم حرف می‌زدم 10 روز تنهای تنها

    اون موقع که موبایل هم نبود ولی نمی‌ذاشتم هیچ چیزی ذهنم رو منحرف کنه و روی اون موضوع کار می‌کردم

    این کلیده

    این کلید برای آرنولد کار می‌کنه

    برای من کار می‌کنه

    برای شما و برای هر کسی که ازش استفاده کنه کار می‌کنه

    این تمرکز عالی با تمام وجود گذاشتن روی یک نقطه خاص کاری که واقعاً آدم‌های بسیار کمی می‌تونن انجامش بدن

    اینه که جادو می‌کنه

    توانایی انسان را بارها و بارها بیشتر می‌کنه در الهامات رو هم باز می‌کنه

    وقتی که شما روی یک موضوعی تمرکز می‌کنید و براش حرکت می‌کنی و تنها می‌کنی خودت رو و بهش فکر می‌کنی نه به این معنا که دیگه اگر ایده‌ای نداشتی همینجوری وایسی بگی خدایا چه جور خدایا چه جور نه یه ذره به خودت استراحت بدی پیاده‌روی کنی بری یه دوش آب سرد بگیری بپری تو آب شنا کنی بری توی جنگل پیاده‌روی کنی ولی تو بدگراند ذهنت این باشه که من حالا تو کد نویسی تو کسب و کار تو هرچی که هست من می‌خوام راه این موضوع رو پیدا کنم این بسیار بسیار به شما کمک می‌کنه برای رسیدن به هدفتون

    بشینید دفتر پر کنید از خواسته‌هایی که دارید هرچی که دوست دارید من می‌خوام این کفش رو دیدم خوشم اومده ازش خدایا این کفش رو می‌خوام این ساعته رو می‌خوام این لباس رو می‌خوام این ماشین رو می‌خوام این مسافرت رو می‌خوام این رابطه رو با این فلانی می‌خوام این زندگی رو می‌خوام این شغل رو می‌خوام این درآمد رو می‌خوام هرچی که هست بنویسید

    یعنی هرچی که خواسته دارید بنویسید بعد یه هدفی را مشخص کنید که بهتون خیلی کمک می‌کنه همیشه میگم یه هدفی رو انتخاب کنید که اگه بهش برسید به خیلی هدف‌های دیگه می‌رسید یعنی هدفی که یه جوری پیش نیاز بقیه هدف‌هاست یا از لحاظ اعتماد به نفسی خیلی اعتماد به نفستون میره بالا که به هدف‌های دیگتون برسید یا اینکه خودش پیش نیازه،

    مثلاً تو روابط ممکنه این باشه که من اگر تو روابط خیلی عالی بشم یاد بگیرم رفتار با انسان‌ها رو یاد بگیرم با آدم‌ها ارتباط خوب برقرار کردن یاد بگیرم نه تنها خیلی تو روابط خیلی خوب هستم نه تنها حالاروابط زناشویی روابط دوستی روابطم خیلی بهتر میشه بلکه تو بیزینسم هم خیلی خوبه میشه چون می‌تونم خیلی راحت‌تر با آدم‌ها ارتباط برقرار کنم پول بسازم به این فکر کنید یه هدف اصلی پیدا کنید بگید هدف اصلی امسال من اینه در حالی که خواسته‌های دیگه‌ای هم دارم برای خدا تو دفترم می‌نویسم اینجوری نباشه که یه بار بنویسید، دوباره اون خواسته‌ها رو بنویسید

    اینجوری نباشه که یه بار برای خدا نوشتید فکر کنید خب همون یه باره

    چون هر بار که می‌نویسی داری بهش توجه می‌کنی داری می‌نویسی وارد فرکانسش بیشتر و بیشتر میشی یه هدف اصلی باشه و هر روز برای اون یه هدف اصلی یه قدم بردارید اصلاً لازم نیست قدم بزرگ باشه یه صفحه کتاب خوندن یه مهارت کوچیک کسب کردن ولی هر روز باشه یعنی تمرکزی باشه راهی براش پیدا کنید یه برنامه‌ای براش بذارید وقتی آدم با تمام وجود بخواد یه راهی پیدا کنه برای تمرکز کردن برای هدفش جهان درها را باز می‌کنه

    وقتی خداوند تعهد شما رو می‌بینه که می‌خواهید روی موضوعی تمرکز کنید درها را باز می‌کنه یه سری اتفاقات میفته یه سری درها باز میشه یه سری شرایط به وجود میاد که واقعا بتونید تمرکز کنید و کار کنید به شرطی که خودت مردش باشی و حرکت کنی من با تمام وجودم می‌خواستم این کارو انجام بدم یکی از اون چیزهایی که وقتی آدم تمرکزش رو می‌ذاره خیلی کمتر میره سراغ حاشیه‌ها

    من همش مواظبم که کانون تمرکزم داره کجا میره یعنی فکر می‌کنم به اینکه نکنه من با دست خودم قبر خودم رو بکنم برم سراغ چیزایی که کانون تمرکزم را به هم می‌زنه شبکه‌های اجتماعی که وحشتناکه برای به هم زدن کانون تمرکز

    به خاطر همین اصلاً تو اینستا فعال نیستم نمی‌دونم مردم تواینستا چیکار می‌کنن،

    سایت ما یکی از اون نشانه‌هایی هست که وقتی تمرکز 100 درصدی بزارید چقدر جواب میده

    من روی اینستا تمرکز خاصی نذاشتم نتیجه خاصی هم نگرفتم

    به خاطر اینکه می‌گفتم اون آدم‌هایی که واقعاً می‌خوان روی خودشون کار کنن اونا هم مثل من متمرکز می‌خوان کار کنن

    به جای اینکه توی اینستا هر بار فایل یکی رو ببینن میان فقط روی موضوع خاص روی سایت کار می‌کنن و کامنت‌ها رو می‌بینن تمرکزشون بیشتر می‌شه

    به خاطر همین رفتم سراغ سایت

    اینا همش درسه

    من همه اونچه که به شما میگم خودم عمل کردم

    عالی بودن مستلزم اینه که همیشه روی خودت کار کنی

    به خودتون بگید امسال یک سال جادویی هست برای من یک سال فوق العاده است بشینید هر اتفاق خوبی که میفته براتون رو بنویسید

    خدایا شکرت امسال این اتفاق افتاد حتی ما اتفاقات خوبی که برای دوستامون میفته رو هم نوشتیم به عنوان نشانه‌ای از معجزات الهی

    پس بیایید اتفاقات خوبی که برای دوستاتون برای خانوادتون برای رفیق‌هاتون میفته رو هم بنویسید جزو اتفاقات خوب امسال

    نه فقط اتفاقات خوبی که برای خودتون میفته و هی سعی کنید به امسال انرژی مثبت بیشتری بدید،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: