live | قانون هدایت به سمت خواسته ها
سرفصل آگاهی های این فایل:
- تغییر زندگی را از تصحیح کانون توجه ات شروع کن؛
- به هر آنچه توجه کنی، به تجربیاتی از همان جنس از توجه، هدایت می شوی؛
- اگر آزادی می خواهی اما تمام تمرکز شما بر ناخواسته هایی است که آزادی شما را محدود کرده است، این جنس از تمرکز، شما را در مدار محدودیت های بیشتر قرار می دهد؛
- چه نوع تفکر و رفتاری، فرد را آسان می کند برای سختی ها و چه جنس از تفکر و رفتاری فرد را آسان می کند برای آسانی ها؛
- معنی هر جنسی از احساس بد این است که: شما در ذهن خود در حال توجه به چیزی هستی که نمی خواهی و با آن جنس از توجه، فرکانسی را فعال کرده ای که در حال جذب ناخواسته های بیشتر به زندگی ات است؛
- شما در دنیایی زندگی می کنید که دسترسی یکسانی دارید به ثروت یا فقر؛ به سلامتی یا بیماری؛ به عشق یا نفرت… اما اینکه کدام را انتخاب می کنید بستگی کاملی دارد به کانون توجه شما؛
- اگر هدف را “ماندن در احساس خوب” بگذارید و با این اولویت، کانون توجه خود را مدیریت کنید، فارغ از قوانین آدمها و حکومت ها، فارغ از تجربه اکثریت جامعه، به سمت تجربه هایی هدایت می شوید که شما را به احساس خوب بیشتری می رساند؛
- وقتی در مسیر هماهنگ با خواسته هایت حرکت کنی، درها به صورت خود به خود باز می شوند؛
- پیام قرآن درباره تغییر؛
- کسی که بر نازیبایی ها تمرکز دارد، به نازیبایی های بیشتر هدایت می شود؛
- با هر ناخواسته ای بجنگی، آن ناخواسته را در زندگی ات ماندگارتر می کنی؛
- مفهوم شرک و ارتباط آن با “باور به تاثیر عوامل بیرونی”
- در مورد چیزهایی که دوست نداری صحبت نکن و مراقب باش که به این شکل به آنها انرژی ندهی؛
- با انرژی ای همکاری کن که هم جنس با خواسته هایت است؛
- از همان لحظه ای که کانون توجه خود را به سمت خواسته هایت جهت دهی می کنی، به سمت تجربه های بهتر هدایت می شوی؛
منابع بیشتر درباره محتوای این فایل:
منتظر نظرات زیبا و تأثیرگزارتان هستیم.
سایر قسمت های live با استاد عباس منش
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | قانون هدایت به سمت خواسته ها472MB76 دقیقه
- فایل صوتی live | قانون هدایت به سمت خواسته ها73MB76 دقیقه














به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
گام 28: قانون هدایت به سمت خواستهها
استاد عباس منش یه فایل 50 دقیقهای پر کرد جایی که همه سوار یک موج منفی شدن و همه اون باورها و ارتعاشها و اون پالسهای خودشون رو انگار فراموش کردن تو اینقدر زیبا اینقدر طبق قوانین جهان اومدی نزدیک 50 دقیقه توضیح دادی که این اتفاقها همون سالی که من توی ایرانم بودم افتاد از این بدترشم افتاد این من بودم که انتخاب کردم که مرکز هدفم مرکز توجه و تمرکزم رو میخوام روی این اتفاقها قرار بدم یا اون تارگتهایی که خودم دارم و یه جملهاش که خیلی زیبا بود این بود که من از سالن میومدم بیرون نگاه میکردم میدیدم یا خدا چه جمعیتی تو خیابون اینا دارن چیکار میکنن و حتی من نگاه به این جمعیت نمیکردم که بخوام به اندازه یه نگاه مرکز توجه خودم رو و فرکانس خودم رو تغییر بدم و عوض کنم
به بچهها هم یاد داده بودم بچهها توجه نکنید اینا برای ما نیست اینا انتخاب اوناست اینا دارن انتخاب میکنن
میگن انتخاب ما اینه شما انتخابتون چیه شما که اومدید سمینار شما هم میخواهید از این طریق موفق بشید
یعنی کسی که عملی امتحان تمرکز روی خواستههاش رو توی سال 88 پس داده اومده راجع بهش صحبت نکرده تجزیه تحلیلش نکرده بهش توجه نکرده و هم خودش و هم بچههایی که توی اون سالن تمرینها را برای تغییر میدان فرکانسیشون انجام میدادن همه نتیجه گرفتن،
استاد عباس منش:
خیلی راحته که آدم اینجور مواقع برید اعتراض کنید خیلی راحته یار جمع میکنه چند نفرم میگن آفرین عجب شجاعتی داری عجب تو دلت برای مردم سوخته
توی این شرایط خیلی راحته که دل به دل مردم بدی فالوور جمع کنی
خیلیها اینجور مواقع یار جمع میکنن سعی میکنن که به این شکل معروف بشن
یعنی یه جوی رو میبینن همه دوست دارن همه اعتراض کنن همه خشم خودشون رو نشون بدن بزنن بترکونن بشکونن بکشن کشته بشن اینا هم میان این حرفا رو میزنن به به و چه چه اونا هم به به و چهچه میکنن و یار جمع میکنن
اگر از دید بیزینسی و فالوور جمع کردنه خیلی راحته همونی رو بگی که مردم دوست دارن بشنون همه هم دارن این کارو میکنن خیلی از دوستان میگن که همه دارن میگن برای مردم ایران من جانم فدای مردم من اینجوری بزنید بیاید اعتراض کنید فلان ولی خیلی سخته که توی این شرایط تو روی اصول خودت وایسی و بگی من روی اصول خودم وایمیستم شما همه تون با این اصول مشکل دارید الان جو گرفتتون فحش دارید به من میدید دریوری دارید به من میگید میگی تو خائنی تو وطن پرست نیستی تو دلت برای مردم نسوخته تو فقط به فکر جیب خودتی تو فقط به فکر فروش خودتی خیلی سخته که این موقعها بیای بگی من روی اصول خودم وایمیستم خوشت میاد گوش کن خوشت نمیاد گوش نکن من تغییر نمیکنم من چیزی که ازش نتیجه گرفتم رو عوض نمیکنم به خاطر اینکه چهار تا فالوور بیشتر بگیرم یا اینکه چند نفر بیان بگن تو هم به فکر مردم بودی و این خیلی شجاعت میخواد خیلی ایمان میخواد که واکنش نشون ندی
خیلیها به من گفتن استاد تو باید دلت به حال مردم بسوزه تو باید پشت مردم باشی من جواب کسی رو نمیدم تو ذهن خودم گفتم که اینا قانون رو نمیدونن اینا فکر میکنن اگر مردم همه با هم از این ور رفتن حتماً اون مسیره درسته چون همه دارن میرن اون مسیر رو،
یعنی مردم اینجوری نگاه میکنن که اگه یه اکثریتی داره به یه سمتی میره حتماً اون سمت درسته منم برم بهش جوین بشم منم برم بهش اضافه بشم
من فکر میکنم اینه که من نگاه کنم ببینم قانون جهان چی میگه من نگاه کنم ببینم مسیر درست چی میگه چیکار دارم به اکثریت مردم اصلاً چیکار دارم به افراد دیگه ببینم قانون چی میگه و بیام روی اون مسیر درستی که خودم فکر میکنم درسته پافشاری کنم حتی وقتی که همه دارن مخالفش رو حرکت میکنن
اتفاقا شجاعت بیشتری میخواد این موقعها من خودم چون پدرم سیاسی بودن خیلی همیشه بجنگ با حاکمیت دیگه من به این نتیجه رسیدم یعنی تهش رو دیده بودم هیچ هندونه سربستهای برای من نبود که چی میشه چی نمیشه
به خاطر همین خیلی با اطمینان بیشتر روی اون مسیر موندم و بعدش اتفاقات افتاد و خدا را شکر شرایط هر روز بهتر شد
برای کسی که بتونه ذهنش رو کنترل کنه کسی که دنبال مردم بره دنبال اکثریت بره نتیجهای میگیره که اکثریت گرفتن،
توی قرآن میگه که اگر قاطی کنی ارتعاشاتت به هم میریزه 72 هزار تا کانالت به هم میریزه دانشگاه آکسفورد میگه وقتی تو عصبانی میشی 12 تا سم تو وجودت ترشح میکنه میگه اون لحظه خون تو رو بگیرن به هر حیوانی بزنن میکشدش حتی مار چه جوری الان با این عصبانیت و با این خشم و با این حیله من دنبال موفقیت دارم میگردم این چه سبک موفقیته
اگر ماها مسلمونیم اگر قرآن رو به عنوان یک کتاب پرکتیکال و نسخه موفقیت قبول داریم اون که هیچ جاش اصلاً همچین چیزی نمیگه میگه به محض اینکه تو عصبانی میشی تو از فرکانس من میری بیرون
وَعِبَادُ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلَّذِینَ یَمۡشُونَ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ هَوۡنࣰا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ ٱلۡجَٰهِلُونَ قَالُواْ سَلَٰمࣰا
اینا اینقدر ریلکسن خیلی ریلکسن یعنی نهایت ریلکسی بعد میگه مردم شروع میکنن تو کوچه و خیابون اینا رو میبینن هی تیکه بهشون میندازن مسخرهشون میکنن متلک میندازن ولی اینا همینجوری ملس راحت ریلکس میگن سلام مرسی دوست دارم میگه به این یارو که داره هر روز مسخرهاش میکنه و تیکه بهش میندازه به این لبخند میزنه تشکر میکنه
خب اگر اینا نسخه قرآنی برای موفقیت برای پیشرفته که به من داره میگه حتی اگه همه جمع شدن حال تو رو بد کنن نباید بتونن حال تو رو بد کنن
پس من با این عصبانیت و با این خشم و با این دنیای پر از کینه و رنجش این نسخه رو کی به من داده که الان من دارم با این نسخه دنبال این میگردم
ما توی دنیایی زندگی میکنیم که دو قطبی کره زمین اینجوریه ما وقتی که میخوابیم میریم دنیای پس از مرگ ما هر 24 ساعت یه بار داریم دنیای دو قطبی رو تجربه میکنیم یه بار داریم دنیای تک قطبی رو تجربه میکنیم دنیای دو قطبی ما بالا داریم پایین داریم ما چپ داریم راست داریم گرم داریم سرد داریم زیبا داریم زشت داریم هر کدوم از اینا با اون یکی خودش رو معرفی میکنه یعنی شما کی میفهمی یه چیزی بالاهه اگر مقایسش کنی با چیزی که پایینتره
همه چیز رو از خودش میتونه بفهمه
شما میتونی بگی هوا سرده ولی میگی نسبت به دمای اتاق هوا سرده بعد میری تو آب یخ میبینی که آب یخه سردتر از همون هوای سرد است
بعد همون هوای سرد بیرون میشه گرم به نسبت چی
به نسبت آب رودخونه
به نسبت آب خیلی سرد
ذات این جهان مادی دو قطبی بودنشه
فقر داریم ثروت داریم سلامتی داریم بیماری داریم شادی داریم غم داریم بالا داریم پایین داریم هر کدومشون تعریفشون با خودشون میتونه تغییر کنه که چی نسبت به چی بالاتره چی نسبت به چی ثروتمندتره
میتونی بگی یه آدمی اینقدر ثروت داره به نسبت این یکی آدم
ولی همین آدم که اینقدر ثروتمنده نسبت به اون یکی آدم فقیرتره
این شد فاندامنتال بنیادین تعریف کردن جهانی که ما داریم توش زندگی میکنیم،
جهان اینجوری کار نمیکنه که اگر تو اومدی یه چیزی رو دیدی مثلاً تو اومدی سرما رو دیدی از سرما متنفری اومدی سرما رو دیدی و به سرما توجه کردی به سرما فحش دادی دری وری گفتی سرما بره جاش گرما بیاد
جهان دو قطبی اینجوری کار میکنه که تو به هرچی توجه کنی به سمت همون هدایت میشی اگر به اون چیزی که میخوای تو سرما رو دوست نداری اگر به سرما توجه کنی همش فحش بدی چقدر هوا سرده چقدر برف میاد بابا تگرگ اومد له شدیم چقدر سرده تو فقط هدایت میشی به همون سرمای بیشتر چون جهان دو قطبی تو رو هدایت میکنه به چیزی که داری بهش بیشتر توجه میکنی اصلاً دلیل دو قطبی بودنش اینه که تو میتونی انتخاب کنی به این قطب توجه کنی یا به این قطب توجه کنی
توی بحث داستانهای امروزی اگر شما آزادی میخوای ولی داری به محدودیت توجه میکنی داری به خاطر اینکه داری به محدودیت توجه میکنی عصبانی هستی ناراحتی فحش میدی میگی من آزادی میخوام اون موقع که تو داری میگی من آزادی میخوام و فحش داری میدی در واقع تو توجهت کاملاً به اون شرایط محدودی هست که وجود داره
تو توجهت به آزادی نیست
داری به زبون میگی من آزادی میخوام ولی با افکارت کاملاً صبح تا شب داری به محدودیت توجه میکنی و به محدودیتها غر میزنی که چرا اوضاع اینجوریه چرا دولت اینجوریه چرا حکومت اینجوریه چرا زندگی اینجوریه
وقتی که تو داری به محدودیتها به کمبودها به فقر به بیماری توجه میکنی در این جهان دو قطبی تو فقط میتونی هدایت بشی به محدودیتهای بیشتر
اون تیکهای که من در مورد خدا میفهمم و مخالفم که بگیم خدا عشق مطلقه و فقط به تو خوبی میده اینجاست که من بگم که نه خدا فقط به تو خوبی نمیده خدا اون چیزی رو به تو میده که تو دنبالشی
تو دنبال زشتیها برو خدا درو برات باز میکنه میگه تا اسفل السافلین میبرمت پایین میگه تو برو اون سمت دوست داری من بهت میگم که نرو من هدایتت میکنم اما اگر تو اصرار ورزیدی که به اون سمت بری چنان آسونت میکنم برای سختیها اینقدر کتک خورت رو ملس میکنم که بخوری اینقدر بخوری که دیگه جونت بالا نیاد
این خدای قرآنه
میگه بعضیها رو آسون کردیم برای آسونیها بعضی ها رو هم آسون کردیم برای سختیها
بچهها این کل بازیه که من یادش گرفتم و ازش نتیجه گرفتم ما توی جهان دو قطبی زندگی میکنیم و هرگز در این جهان شما خیر مطلق نخواهید دید
هرگز در این جهان هرگز و هرگز همه افراد ثروتمند نمیشن در این جهان مادی هرگز و هرگز همه افراد سلامت نخواهند بود در این جهان مادی هرگز و هرگز دما یکسان نخواهد بود همه جا هوا گرم نخواهد بود همه جا هوا سرد نخواهد بود این جهان بر پایه دو قطبی بودن ساخته شده برخلاف شبها که میخوابی توی خواب شما نه سردت میشه نه گرمت میشه نه زمان وجود داره نه مکان وجود داره نه پول وجود داره نه بالا وجود داره نه پایین وجود داره
شما در لحظه میری خونه خاله ات
یک ثانیه بعد تو خواب میری خونه عمه ات یک ثانیه بعد میری آمریکا یک ثانیه بعد میری برج ایفل شما نه زمان رو داری توی دنیای پس از مرگ
یک بٌعده همه چیز یک بٌعده
نه گرما رو داری نه گشنگی رو داری نه تشنگی رو داری نه فقر داری و نه ثروت رو داری هیچ کدوم اینا رو نداری
اینا جهانیه که بعد از مرگ واردش میشی هر شب هم واردش میشی قبل از مرگ هم واردش شده بودی و از همون جا هم اومدی ولی الان اومدی به یک دنیای مادی که این قطبها رو داره
بنابراین در دنیای مادی همیشه یه سری افرادی هستن که ظلم میکنن یه سری افرادی هم هستن که ظلم بهشون میشه یه سری افراد هم هستن که خوب پول میسازن یه سری افرادی هم هستن در فقر مطلق زندگی میکنن چون ذات جهان مادی اینه،
ولی زیبایی جهان این جهان مادی اینه که به شما میگه که به هر آنچه که توجه کنی از اساس اون وارد زندگیت میکنم
من فقر رو گذاشتم من ثروت رو گذاشتم تو به فقر توجه کنی به سمت فقر هدایتت میکنم تو به ثروت توجه کنی من به ثروت هدایتت میکنم
من تشنج رو گذاشتم آرامش رو هم گذاشتم به تشنج فکر کنی و توجه کنی و در موردش صحبت کنی و بحث کنی تو به همون سمت هدایت میشی اگر به آرامش فکر کنی توجه کنی در موردش صحبت کنی به آرامش هدایت میشی از کجا بفهمم که توجهم به زیباییهاست به ثروت به نعمت به سلامتی
از احساسم اینو میفهمم
خداوند یک ایندیکیتور گذاشته توی قرآن اسمش رو گذاشته قلب
نه به عنوان فؤاد نه به عنوان قلب فیزیکی به معنای اون جایگاه دریافت احساسات
اگر احساست بده اگر حالت بده
حالت بده یعنی چی
اگر ناراحتی خشمگینی عصبانی هستی افسردهای هر چیزی که در یک قالب کلی میتونیم بگیم احساس بد
داره اینو بهت میگه که داری در چیزی در ذهنت توجه میکنی و فکر میکنی که نمیخوای تو زندگیت اتفاق بیفته
اگر احساست خوبه داری به چیزی توجه میکنی که دوست داری تو زندگیت اتفاق بیفته
خیلی موقعها ما نمیدونیم داریم به چی فکر میکنیم فقط حالمون بده
اگر بفهمی وقتی حالمون بده معلومه که توی بک گراند توی این ذهنمون یه چیزی هست که داریم بهش توجه میکنیم که باعث شده حالمون بد بشه بهتر میتونیم فکرمون رو کنترل کنیم بهتر میتونیم اون موضوع رو پیدا کنیم و بهتر میتونیم تغییرش بدیم
الان من فهمیدم که دارم به چیزای ناجالب تو زندگیم توجه میکنم و طبق قانون بدون تغییر خداوند من هدایت میشم به چیزای ناجالب بیشتر
بنابراین من میام توجهم رو برمیدارم از روی چیزهای ناجالب میذارم روی چیزای جالب که هدایت بشم به چیزهای جالبتر
بچهها اصلاً بحث سیاسی و بحث جمهوری اسلامی نیست فکر نکنید من دارم این حرفها رو میزنم که مثلاً بیام مردم رو آروم کنم یک عنصری هستم از طرف جمهوری اسلامی بلند شدم اومدم مردم رو آروم کنم که جمهوری اسلامی به من پول بده که من این کارو انجام بدم که کمک کنم که جمهوری اسلامی بمونه یا بره
اصلاً این حرفها نیست
من اصلاً برام مهم نیست که جمهوری اسلامی بمونه یا بره آمریکا منفجر بشه یا نباشه اصلاً من میگم که توی این دنیا اگر من توجهم رو بتونم بذارم روی زیباییها و بتونم احساس خوبم رو نگه دارم لاجرم به سمت زیباییها میرم فارغ از اینکه چه اتفاقی توی دنیا میافته
توی جهان دو قطبی که همیشه دو قطبی خواهد بود و همیشه بدیها و خوبیها داره همیشه بالا و پایین داره همیشه زشت و زیبا داره همیشه فقر و ثروت داره همیشه بیماری و سلامتی داره من اگر بتونم تمرکزم رو بذارم روی زیباییها و سلامتی و احساسم رو خوب نگه دارم فارغ از اینکه چه اتفاقی تو ایران میافته چه اتفاقی تو جهان میفته هدایت میشم به جاهای بهتر لاجرم هدایت میشم به آدمهای فوق العاده هدایت میشم به موقعیتهای بیشتر هدایت میشم به سلامتی بهتر
ما توی قرآن هم از این مسائل داشتیم توی قرآن داستان نمرود ابراهیم بوده داستان موسی فرعون بوده داستان محمد و ابوسفیان بوده این شرایط مشابه سازیش توی قرآن بوده شما هرگز در قرآن پیدا نمیکنی که به ابراهیم گفته باشه یا به موسی گفته باشه برو دهن فرعون رو سرویس کن برو باهاش بجنگ یا بگه اگر میخوای زندگیت عوض بشه برو بزن موسی رو بکش تو بشو حاکم مصر برو بزن موسی رو بکش برو مبارزه کن بنی اسرائیل رو جمع کنید با هم بزنید تو خیابونها هرچی فرعونی رو دیدید از سر تیغ بگذرونید و به این شکل شما آزاد خواهید شد کجا تو قرآن همچین چیزی رو داریم،
قرآن به موسی میگه اگر راضی نیستید از اونجا دستتون رو بردارید برید حتی به موسی میگه برو با فرعون با زبان نرم صحبت کن
با فرعون که اینقدر به قول همه دیگه اصل صفاکان بوده نمیگه برو اونجا من خدام برو پشت سرتم برو اونجا بزن تو دهن فرعون من خدام قدرت دارم بهت میگم برو جلوش وایسا
میگه نه برو با زبان نرم با فرعون صحبت کن و بعدش بهش بگو که ما میخواهیم بریم نه با شما کاری داریم نه با شما درگیریم نه میخواهیم شما را عوض کنیم نه میخواهیم بکشیمتون ما فقط دیدیم اینجا جای خوبی نیست برامون ما میخواهیم بریم به سمت چیزهای خوب
شما توی داستان پیامبر کجا دیدید که پیامبر بره با ابوجهل بجنگه با ابوسفیان بجنگه اونا اذیتشون میکردن پیامبر گفتش که برید حبشه
پیامبر میتونست بگه ما باید بجنگیم ما باید با ابوجهل بجنگیم ما باید با ابوسفیان بجنگیم بیایید شروع کنیم اشکالی نداره بجنگید و در راه خدا کشته بشید
گفتش که نه عزیز من برید حبشه اینجا جالب نیست بلند شید برید حبشه
اینا وقتی رفتن حبشه، ابوجهل هم رفتن سراغشون
به پادشاه حبشه گفتن اینا اسرای ما هستند اینا رو به ما بدید که خداوند هدایتشون کرد که اونجا در مورد حضرت مریم صحبت کردند و پادشاه حبتشه گفت اینا اصلاً دین ما رو دارند اینا مثل ما فکر میکنند و اونجا موندن و زندگی کردن
توی داستان شیب ابی طالب اینا اومدن محاصره کردن پیامبر رو
مگه پیامبر رفت جنگید
سه سال و خوردهای اینا تحریم کردن پیامبر رو
اینا تو شیب ابیطالب موندن
کجا پیامبر رفت جنگید کجا رفت گفت برید کشته بشید کجا رفت گفت برید عربستان را آزاد کنید
خدا درها را باز میکنه وقتی تو توی مسیر درست هستی درها برات باز میشه
اینجا اگر جای درستی نیست برات خداوند تو رو هدایت میکنه به جای خوب
محمد رفت یثرب اینجوری درها رو براش باز میکنه نه اینکه فرار کنه آواره بشه پناهنده بشه
بعد رفت اونجا لشکر کفار هم ول نکردن اونا هیچ وقت ول نمیکنن ولی خداوند هدایت میکنه
وقتی تو توی مسیر درست بری هدایتت میکنه یک فردی به نام سلمان فارسی تو جنگ احزاب اومد گفت ما که زورمون به اونا نمیرسه خداوند ایدهای که داد ایده درگیری نبود اومد گفت خندق بزنید دور داستان که اونا نتونن بیان
نه اینکه برید اونا رو بکشید اونا رو نذارید بیان
یه خونه هم از دماغ کسی هم نیومد جنگ احزاب جنگ خندق هم تموم شد و رفت بعدش هم همون ابوسفیان و همون ابوجهل اومدن به محمد گفتند بیا بشو پردهدار کعبه تو بیا بشو رئیس ما به همین راحتی اومد برگشت رفت سرزمینی که به دنیا اومده بود، توی داستان فرعون ما اصلاً نداریم برو بجنگ با فرعون برو بکش فرعون رو چون قانون این نیست
اگر خدا اینو میگفت من به قرآن شک میکردم میگفتم تو اگر بری با یک چیزی که ناجالبه بجنگی داری بهش توجه میکنی و هی اون ناجالبه قویتر هم میشه
هیچ وقت پیروز نمیشی
من باید بیام یه چیزی ناجالبه فرعونه
من به جای اینکه بیام بحث کنم فحش بدم دعوا کنم بجنگم بیام بگم چی جالبه من به اون توجه کنم من به سمت اون حرکت کنم جهان قاعدش اینه قاعدش اینه که چیز ناجالب باشه چیز جالب هم باشه
منم که باید این وسط تصمیم بگیرم که دارم به چی توجه میکنم دوست دارم چه اتفاقی تجربه کنم تو زندگیم
شما کافیه که در مورد رفتار همسرت پارتنرت ناراحت باشی هر روز باهاش بحث کنی به همه در موردش صحبت کنی بگی فلانه بهمانه از هم طلاق بگیرید بره
همه تون که این تجربه رو داشتید وارد یه رابطهای با یه آدم دیگهای میشید که از قبلی هم بدتره
توی کار توی اداره با یکی مشکل داری یا با رئیست مشکل داری هر روز بحث میکنی هر روز میشینی با همکارت صحبت میکنی این رئیس عوضی فلانه بهمانه آخر اخراج میشی یا بالاخره خودت گیواف میکنی میگی اصلاً من نمیام میری استعفا میدی میری یه جای دیگه کار میکنی رئیس بعدی از قبلی هم بدتره
به هر چیزی که شکایت کنی بحث کنی داستان درست کنی از جنس همان بیشتر و بیشتر وارد زندگیت میشه
بازی اینه
بیا بگو که من آزادی رو میخوام الان بحث بحث سر آزادیه بگو من آزادی رو میخوام به جای اینکه بیام بجنگم با محدودیتها بیام توجه میکنم به زیباییها بیام توجه کنم به آزادیها و خداوند طبق قانون منو هدایت میکنه به آزادیهای بیشتر،
شما نمیتونید جهان رو یک دست زیبا کنید هیچکس نمیتونه جهان رو زیبا کنه یک دستش کنه خداوند نمیذاره که دنیا یکدست بشه میگه مگه ما نمیتونستیم کاری کنیم همه ایمان بیارن میگه اگه جهان یک دست بشه جهان فاسد میشه
میگه ما همیشه شما رو بالا و پایین میکنیم یه سریها میان پایین یه سریهای دیگه میرن بالا بعد دوباره اون پایینیها میان بالا اون بالاییها میرن پایین
این کاریه که ما انجام میدیم چون اگه انجام نشه جهان فاسد میشه ساز و کار جهان اینه که همه نازیباییها و زیباییها با هم باشه ولی این وسط تو میتونی تصمیم بگیری که زیباییها رو میخوای یا نازیبایی ها رو، میخواهی بری توی کوه زندگی کنی یا لب ساحل
جهان نمیتونه فقط ساحل باشه نمیتونه فقط کوه باشه همه اینا باید با هم باشن
تو هستی که تصمیم میگیری که چی رو میخوای زیبای جهان اینه که به محض اینکه شما توجهت رو میزاری روی اون چیزی که میخوای که نشونش اینه که احساست خوبه جهان تو رو هدایت میکنه به چیز خوب وقتی که یک فردی تمرکزش روی نازیباییهاست و داره باهاش میجنگه جهان فقط میتونه به نازیباییهای بیشتر هدایتش کنه فقط میتونه اوضاعش رو بدتر کنه وقتی شما دارید با چیزی میجنگید فقط اوضاع بدتر میشه اینقدر بدتر میشه که برسید به نقطهای که قرآن میگه تسلیم
برسی به جایی که بگی خدایا به قول موسی بگی من از هر خیری که از جانب تو به من برسه فقیرم من اشتباه کردم منو هدایت کن برسی به جایی که دیگه جون نداشته باشی برای مبارزه کردن
اینقدر مبارزه کرده باشی که جونش رو نداشته باشی بگی خدایا من دیگه جونش رو ندارم منو هدایت کن
بعد به یک آرامشی برسی و خدا یواش یواش هدایتت میکنه که تو اوضاعت بهتر بشه فارغ از اینکه بقیه مردم بهتر بشه یا نه بچهها این دیدگاه که اگر ایران شرایطش بهتر بشه من زندگیم بهتر بشه از بیس ایراد داره
اینکه من یه کاری کنم که جامعه بهتر بشه تا زندگی من بهتر بشه من یه کاری کنم ایران بهتر بشه که زندگی من بهتر بشه هر کسی این فکر رو میکنه من بهش میگم شرک فکر میکنه که زندگیش رو دیگران دارن حکومت داره درست میکنه من حکومت رو تغییر بدم حکومت بهتر بشه که زندگی من بهتر بشه این یعنی شرک زندگی تو رو حکومت درست نمیکنه اگر اینجوری فکر میکنی داره این اتفاق میافته
زندگی تو رو افکارت داره درست میکنه زندگی تو رو باورهات داره درست میکنه اعمالت داره درست میکنه فکر نکن که اگر الان بری با حکومت بجنگی و حکومت را عوض کنی زندگی تو بهتر میشه جهان به افکار تک تک شما پاسخ میده فارغ از اینکه برادرت چه فکری میکنه یا خواهرت چه فکری میکنه
بارها برادر و خواهرهای دوقلویی رو دیدیم که اعضای یک خانوادهان توی یک خانواده بزرگ شدن پدر و مادر یکی بوده شرایط زندگی یکی بوده شرایط تحصیل یکی بوده توی یک مدرسه رفتن یه نفرشون رفته به اسفل السافلین یه نفرشون رفته به عرش اعلا
حالا اون بیاد بگه که نه من میخوام زندگیم خوب بشه یه کاری کنم که خانوادم خوشبخت باشن که زندگیمون خوب بشه نه تو بیا رو خودت کار کن زندگی تو خوب میشه فارغ از اینکه زندگی خونوادت خوب بشه یا نشه
اونا نتایج افکار خودشون رو میگیرن
من در مورد خانواده صحبت میکنم نه در مورد کشور
تو حتی نمیتونی زندگی بچهات رو بهتر کنی تو حتی نمیتونی زندگی خواهرت رو بهتر کنی مگه کم دارید شماهایی که برادرتون معتاد بوده خواهرتون مسئله داشته اومدید زندگیتون رو وقف اون داستان کردید که من بیام اینو خوشبخت کنم حتی برادرتون حتی خواهرتون حتی پدرتون من بیام اونو خوشبخت کنم زندگی گذاشتید از کارتون زدید از پولتون زدید از وقتتون زدید نشستید کار کردید دیدید که اوضاع بهتر نشده که هیچ بدتر هم شده تو هم بدبخت شدی تو خواستی اونو نجات بدی تو هم رفتی تو چاه اینا بحثهاییه که هر روز داره اتفاق میافته جهان اینجوری عمل نمیکنه که اگه برادرت خوشبخت بشه تو خوشبخت میشی جهان اینجوری عمل میکنه که برادر تو نتیجه افکار خودش رو میگیره تو نتایج افکار خودت رو میگیری خواهرت هم همینطور مردم شهرت هم همینجور مردم کشورت هم همینجور به این کاری نداشته باش که ایران ما میخواهیم ایران را درست کنیم
تو خودت رو باید درست کنی اون وقت جهان تو رو به جایی هدایت میکنه که درسته فارغ از اینکه ایران چه اتفاقی براش بیفته نمیدونم این حرفها رو چند نفر میفهمند خیلی از افراد کتک خورشون ملسه خیلی از شماها باید بخورید فعلاً
وقتی که نابود شدید وقتی له شدید یاد این حرفها میفتید
امیدوارم اون موقع دیگه تصمیم جدی بگیرید روی کنترل ذهنتون روی تغییر خودتون به جای تغییر خانوادتون روی تغییر خودتون به جای تغییر کشورتون،
روی تغییر خودتون به جای تغییر حکومتتون شما روی خودت کار کن جهان تو رو هدایت میکنه به جای بهتر
فارغ از اینکه ایران
من قبلاً در مورد وطن گفتم وطن چیه تو به خاطر اینکه ترک به دنیا اومدی این شده هویت تو
مگه تو هویتت رو انتخاب کردی مگه کسبش کردی لر به دنیا اومدی مگه تو کسبش کردی تو به دنیا اومدی لر بودی به دنیا اومدی ایرانی بودی به دنیا اومدی بلوچ بودی برو چیزی رو که خودت میخوای کسبش کن برو جایی که زیباست
اینکه بیایم وطنمون رو درست کنیم نه آقا تو بیا خودت رو درست کن هدایت میشی به جای زیبا چرا وطن رو بخوای نگهداری
تو اگه ژاپن به دنیا اومده بودی ایران وطنت بود
اینکه تو اینجا به دنیا اومدی چه کاری براش کردی که شده وطنت
چه کاری براش کردی
غیر از اینکه به دنیا اومدی دیدی که ایرانی هستی دیدی که ترکی دیدی که لری دیدی فارسی دیدی عربی دیدی بلوچی غیر از اینه دیدی همینی
بعد اینو کردی هویتت
اینو کردی شخصیت
تو میدونستی که به دنیا میای میری دنبال خواستههات میری دنبال اون چیزی که دوست داری
داری میبینی مردم آشغال میریزن تو خیابون تو ساحل آشغال میریزن تو جنگل آشغال میریزن اگر بهش توجه کنی بحث کنی تابلو بزنی آی مردم آشغال نریزید ساحل رو کثیف نکنید کمپین درست کنید تو همش هر کجا بری آشغال از در و دیوار خونت میاد بالا
تو توجهت رو بذار روی زیباییها خدا هدایتت میکنه به جایی که مردم آشغال نمیریزن تو نمیخواد مردم رو تغییر بدی تو نمیخواد کمپین درست کنی بر علیه آشغال ریختن توی سواحل تو تمرکزت رو بذار روی زیباییها جهان تو رو میبره به جایی که مردم آشغال نمیریزن و فقط تو زیباییها رو میبینی
پس نه به وطن کاری داشته باش نه خودت رو بچسبون به وطن
وطن جایی هست که حالت خوبه وطن جاییه که لذت میبری از زندگیت
تو نمیتونی فرعون رو عوض کنی ولی تو میتونی بری جایی که فرعون نیست
با فرعون مشکل داری برو جایی که فرعون نیست برو صحرای سینا چرا مهاجرت نکردی چرا حرکت نکردی چرا نرفتی سراغ جای زیبا چون چسبیدی به همون جا که اسمش رو گذاشتی وطن به خاطر ترسهات به خاطر نگرانیهات به خاطر وابستگیهات به خاطر شرکی که داری به خاطر این حرکت نکردی و جهان هیچ وقت نمیتونه برای تویی که همیشه با ترس داری زندگی میکنی و همیشه وابستگی داری نمیتونه بهت جای بهتری بده شما توی روابط عاطفی وابسته بشید به روابط عاطفیتون جهنم میشه رابطه عاطفی به هرچی وابسته بشید جهنم میشه به خاطر اینکه وقتی وابستهای همیشه میترسی که از دستش بدی و اون ترسه جواب میده ترس بیشتر رو برات به وجود میاره نابودی بیشتر رو برات به وجود میاره کاری به وطن نداشته باشید بچهها کاری به برادرت هم نداشته باش کار داشته باش به خودت
اگر خواهرت بخواد زندگیش نابود بشه تو زندگی تو تاثیر نداره مگر اینکه تو درگیر کنی خودت رو
اون زندگی خودش جواب خودش رو خواهد گرفت حتی اگر خواهر تو باشه
حتی اگر برادر تو باشه
اگر تو خودت رو درگیر برادر معتادت کنی تو هم نابود میشی
همه تون هم تجربه کردید
تو بیا جهان رو درک کن جهان اینجوری کار میکنه که داره به افکار تو نه به افکار خواهرت نه به افکار برادرت نه به افکار هم وطنت نه به افکار کشورت به افکار تو داره پاسخ میده تو بیا افکارت رو کنترل کن هر روز به احساس بهتر برس هر روز به چیزایی توجه کن که دوست داری تو زندگیت اتفاق بیفته در مورد چیزهایی که دوست نداری صحبت نکن در مورد چیزهایی که دوست نداری صحبت نکن،
یه نازیبایی رو میبینی نیا بشین بگو رفتم فلان جا فلان اتفاق بد افتاد فلان پلیس بد رو دیدم فلان هوملس رو دیدم در موردش صحبت نکن بهش انرژی نده چون در موردش صحبت کنی بهش توجه میکنی بهش توجه کنی به سمتش هدایت میشی
در مورد چیزهایی صحبت کن که دوست داری تو زندگیت اتفاق بیفته
بعد جهان تو رو هدایت میکنه به همون چیزای زیبا فارغ از اینکه خواهرت یا هم وطنت یا هر کس دیگهای هدایت میشه یا نمیشه
اون نتیجه خودش رو میگیره تو هم نتیجه خودت رو میگیری
اینجوری به جهان نگاه کنید فکر نکنید که وقتی زندگی شما خوب میشه که ایران خوب بشه وقتی زندگی شما خوب میشه که شما خوب بشید و شما هدایت میشید به جای خوب حالا ممکنه ایران باشه ممکنه جای دیگهای باشه کاری به اونش نداشته باش وقتی یه آدم خوب توی رابطه عاطفی با تو میاد که تو خوب شده باشی کاری به این نداشته باش که من میخوام حتماً با ممد و تقی و مریم و الناز و اینا ازدواج کنم بگو من میخوام رو خودم کار کنم که آدم بهتری بشم یه آدم خوبی وارد زندگیم بشه فارغ از اینکه اسمش چیه فارغ از اینکه کجا زندگی میکنه خدا هدایتش میکنه به سمت من منم هدایتش میکنه به سمت اون
نچسب به یک آدم خاص برای رابطه عاطفی بچسب به خودت
خودت رو بهتر کن یه رابطه عاطفی خوب برات به وجود میاد
هیچ کاری نداشته باش بذار خداوند هدایتت کنه
نچسب به یک جای خاص برای زندگی روی خودت کار کن نگو که من میخوام تو این شهر زندگی کنم حالا باید یه کاری کنم همه این مردم این شهر آشغال نریزن همه مردم تمیز باشند همه خوب باشند همه مهربون باشند حالا بیایم بجنگیم که این شهرو درست کنیم که بتونم اینجا زندگی کنم واز زندگیم لذت ببرم نه این جواب نمیده تو روی خودت کار میکنی جهان تو رو به یه شهری میبره که همه آلردی خوب هستند شرایط خوب هست همه جا تمیز هست
بیا اینجوری به جهان فکر کن اینجوری فکر کنی نه اینکه بگم 10 سال دیگه نتیجهاش رو میگیری از همون لحظهای که شروع میکنی این فایل رو بارها گوش دادن اون نتیجهاش رو میبینی
میخوام بگم که خیلی زود جهان پاسخ میده جهان عشق خداوند عشقه به این دلیل عشقه که وقتی درست میشی خیلی زود کمکت میکنه فارغ از اینکه چقدر غلط بودی چقدر توی مسیر نادرست رفتی به محض اینکه برمیگردی خیلی زود کمکت میکنه بیارتت بالا ولی اینجوری نیست اگه به محض اینکه برگردی و بری تو مسیر نادرست نابودت کنه توی این مسیر خیلی خیلی آرومتر عمل میکنه اگر هم اشتباه کنی خیلی هم توی مسیر نادرست بری خداوند خیلی آروم بلا سرت میاره ولی به محض اینکه برمیگردی به مسیر درست خیلی زود اتفاقات خوب رو برات رقم میزنه این زیبایی جهانه این زیبایی خداونده
در مورد زیباییها هم صحبت کنید خیلی مهمه که داری در مورد چی صحبت میکنی چون اونی که صحبت میکنی داری بهش فکر میکنی
من هر روز آگاهانه سعی میکنم که هر روز فکر کنم به اینکه من داره فکرم به چی توجه میکنه افکارم داره به چی توجه میکنه دارم میشینم اخبار رو گوش میکنم دارم میشینم شبکههای اجتماعی رو نگاه میکنم دارم میشینم دریوریها و بکش بکشها و صحنههای ناجالب رو میبینم،
اگر میرید سراغ روندی که بقیه مردم رفتن شما هم همان نتایج که بقیه مردم میگیرند رو نتیجه خواهید گرفت
اگر شما میری توجه میکنی به درگیریها و مبارزه میکنی و میجنگی با نازیباییهایی که به نظرت باید با جنگیدن از بین بره تو فقط نازیباییهای بیشتری وارد زندگیت میکنی
ممکنه این حکومت بره ممکنه شاه بره اما افرادی میان که زندگی تو رو بدتر میکنند اون وقت آرزو میکنی که ای کاش برمیگشتی به روزهای قبل
وقتی توی این مسیر قدم برمیدارید منتظر اتفاقات زیبا باشید و فقط اتفاقات خوب براتون میفته اتفاقات زیبا سلامتی اتفاقات زیبا ثروت روابط فوق العاده است احساس آرامشه خواب آرومه اتفاقات زیبا همه ایناست و اینقدر براتون میفته که دیگه خیلی زود خودش رو نشون میده که از وقتی من اومدم این فایل رو گوش دادم و شروع کردم آگاهانه در مورد نازیباییها صحبت نکردم وارد این بحثهای الان شرایط جامعه ایران چه جوریه نشدم وارد نازیباییها نشدم سعی کردم که برم سراغ زیباییها و قشنگیها رو ببینم و برم بگم درسته یه سری نازیباییها هست تو این جهان ولی یه سری زیباییها هم هست من برم توجه کنم روی زیباییها یه سری مشکلات هست یه سری ظلمها هست یه سری درگیریها هست ولی یه عالمه اتفاقات خوب هم داره میفته یه سری مرگها هست ولی یه عالمه تولد هم هست این قاعده جهانه که باید دو گروه باشند من تمرکزم رو بذارم روی اون چیزایی که دوست دارم اتفاق بیفته و بعد بیام روی اونا کار کنم هی بیشتر توجه کنم و از همون جنس اتفاقات وارد زندگی منم میشه اون وقت میفهمید چقدر بازی ساده بوده چقدر راحت بوده چقدر واقعاً این دنیا لذت بخش بوده اگر از همون اول قانون رو درک میکردیم و بهش عمل میکردیم،