live | قانون هدایت به سمت خواسته ها - صفحه 12 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | قانون هدایت به سمت خواسته ها
    472MB
    76 دقیقه
  • فایل صوتی live | قانون هدایت به سمت خواسته ها
    73MB
    76 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

733 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سارا سهیلی گفته:
    مدت عضویت: 2055 روز

    سلام به استاد عزیز دو تا تجربه هست که دوست دارم تعریف کنم که بیشتر منطقی تر بشه صحبتهای این فایل یکیش در مورد ماشینهامون هست و اون یکی هم در مورد یکی از شوهر خاله هام هست

    یه روزی حدود ده یا یک سال پیش پدر مادر من با دو تا از فامیلهامون یه تصادف سنگینی کردن که خداروشکر همه سالم موندن و اتفاقات جانی نیافتد ولی خب تصادف سنگین بود و یه سری مراحل قانون نیاز داشت

    ماهم مقصر شناخته نشدیم

    خب اول سفر این اتفاق افتاده بود و پدر مادرم به ما گفتن که به کسی اطلاع ندین همچین اتفاقی افتاده ماهم گفتیم اکی و تموم شد دیگه ، یک هفته بعد که برگشتن از سفر هم پدرپ و هم مادرم به ده ها نفر از دوست و اشنا و غریبه هی جریان این اتفاق رو تعریف کردن

    گذشت چندماهی و هی این جریان تعریف کردن این اتفاق همچنان ادامه داشت اول از همه ماشین 6 ماه زمان برد تعمیر بشه ، میتونست زودتر تعمیر بشه ولی به عناوین خیلی الکی هی عقب میافتاد

    مثل اینکه فلان قطعه رو نداریم

    صافکار سرش شلوغه هنوز نوبتتون نشده وو…. از این داستانا

    خودمو خیلی مبرا نمیدونم که منم مثل پدر مادرم این جریاناتو تعریف نکردم کردم ولی خیلی کمممم خیلی خیلی کمتر

    ماشین درست شد و دیگه این جریان تعریف نشد ولی هر چند ماه یکبار اتفاقات عجیب و غریب برای ماشین هامون میافتاد

    یه بار پلیس میگرفت میخوابوند یکیشو ، یه بار درخت افتاد رو یکی از ماشینها ، یه بار یه ایرادی یهو پیدا میکرد که نمیتونستیم ماشینو تکون بدیم

    در حدی بود که داد بابام دراومده بود که بابا بسه دیگه اینهمه تصادف پشت سر هم ، فک کنین هر یکماه یکبار اینطوری میشد

    همشم به خاطر اون توجه بیش از حد روی همون اتفاقا ناجالب اولیه بود ، حالا خداروشکر متوقف شده خیلی وقته ولی خیلی برام جالب بود و واضح که توجه رو این موضوع چه نتایجی رو داشت

    جالبه براتون بگم که زمانی که داشتم این تجربه رو مینوشتم بعد از مدت ها باز یکی از اعصای خانوادم دوباره راجع به همون اتفاق بعد از ماه ها صحبت کرد

    چه قدر کانون توجه تیزه واقعا

    یه جریان دیگه ای هم هست راجع به ارتقاء شغلی شوهر خالم ، ایشون توی شهر ما یک نظامی خیلی سطح پایینی بودن ، ولی خب کلن حالشون با خودشون خوب بود ، خیلی درگیر حواشی و این چیزا نبود فقط سعی میکرد کارشو انجام بده ، از اون نظامی ساده الان تبدیل شده به معاون یکی از سران نظامی کشور ، و مهاجرت کردن به تهران ، خیلی جالبه یکبار تعریف میکرد میگفت این ادما اسم و رسمشون بزرگه مگرنه هممون آدمیم ، حتی الانش هم که اینقدر ارتقاء شغلی و درامدی داره ، اصلا صحبت سیاسی نمیکنه ، پدر من خیلی علاقه داره به ایشون کرم بریزه:) و یکم بگه چرا اونطور چرا اینطور ولی این ادم اصلن انگار نه انگار براش مهم نیست

    و جالبه که خیلی راحتتر هم جواب همین علی بی غم بودنش رو گرفته ، همیشه شغلش ارتقاء داده شده و جالبه همیشه هم خونه بهش دادن این سازمان ها تقریبا بدون اجاره ی خاصی

    واقعا آدج از حاشیه ها سعی کنه دوره بشه چه قدر خوبه

    چه قدر زندگی اروم و رو به رشدی داره

    مواردی که من با توجه به صحبتهای استاد به ذهنم رسید که انجام بدم ،

    واقعیت من اصلا شخص خوبی برای تمرکز رو زیبایی ها نیستم خیلی سختمه

    این چند وقت که شروع کردم سپاس گزاری رو اگاهانه بیارم توی طول روزم ، خیلی راحتتر دارم زیبایی ها رو هم میبینم

    الان فقط به ذهنم رسید همونطور که من تونستم اون دعواهای ذهنی رو کمش کنم اونم فقط با یک برگه یاد داشت که تو محل کارمه

    بزار برای زیبایی هام یه متن بنویسم که یادم بمونه

    و چشمم که بهش افتاد براش تمرین کنم

    مورد بعدی استاد خانواده بود ، من بیش از حد تا قبل از اینکه باقانون آشنا بشم به نظر خانواده اهمیت میدادم با قانون که اشنا شدم هر بار پله به پله کارایی که میخواستم رو انجام دادم که دقیقا خیلی هاش برخلاف نظر خانواده بود

    اصلا قبلن انجام نمیدادم چون از خانوادم میترسیدم

    اولین قدمم رفتن تو شغل دلخواهم بود و ادامه ندادن رشته ی دانشگاهیم

    قدم بعدیم معرفی پارتنرم به خانوادم بود که این ترسمم زیر پا گزاشتم ولی اینبار یه سری ترسهای ریشه ای تری بیرون زد نسبت به خانوادم

    مثل اینکه مثلن من با یه سری تعصبات برمیخوردم که من فلانیم اهل فلان شهر نباید اینطوری باشم بعد از اون طرف خدای درونم میگفت خب تو اینطوری باشی ، الان چی میخوای

    بین یک جدال گیر افتاده بودم از اینکه خانواده مخالفه ، ولی خدای درون من موافقه

    خلاصه شما تو این فایل یک صحبت جالبی کردین. ، اینکه من الان تو این خانواده با این مدل رفتار به دنیا اومدم رو کسب نکردم

    من اینجا بودم

    اگر توی فلان خانواده بودم ایا بازم بهم میگفتن تو از خانواده ی سهیلی ها هستی و باید اینطوری باشی؟

    نه نمیگفتن

    پس من اومدم به این جهان که خواسته هامو خلق کنم چیکار دارم یکی از اینکه من فلان خواسته رو داشته باشم خوشش میاد یا نمیاد

    چرا شرک میورزم و فکر میکنم تاثیر داره نظر بقیه تو زندگیم

    با اوردن این منطق ها خیلی الان راحتتر با پارتنرم قطعا ارتباط خواهم داشت

    و البته با خیال راحتتر و لذت بخش تر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  2. -
    عارفه گفته:
    مدت عضویت: 1500 روز

    به نام خالقی که مرا خالق زندگی خود آفرید

    سلام به خانواده عزیزم

    سلام به پدر این خانواده استاد جانم

    استاد عزیزم دقیقا من از همون روزی که شما اون فایل تغییر….. را گذاشتید پشتش اینستاگرام را کامل پاک کردم با اینکه فاعل بودم اونجا گفتم ضررش بیشتر از سودشه و. چقدر عالی بود از وقتی پاک کردم

    چقدر تک تک حرفاتون را قبول دارم و دقیقا چند وقت پیش به داداشی م داشتم میگفتم قبلا می‌گفتند جامعه کوچک خانواده است که باید ساخته بشهکه بعد جامعه بزرگ ساخته بشه ولی من میگم جامعه درون خود ماست

    من اگه خودم را بسازم خانواده ام ساخته میشه و جایی حضور پیدا می‌کنم که کهخودم دوست دارم باشم

    دقیقا در مورد وطن صحبت کردید یاد این صحبت افتادم که یک عمر تو گوش ما کردندتعصب به وطن تعصب به کشورت برای کشورت تلاش کن و…..

    ولی گاهی یادمون میره برای این کشوری تلاش کنیم که خودشون نمی‌دونند از دنیا چی می‌خواند همین هایی که بیرون هستند با هم هم عقیده نیستند

    یکی برلی حجاب بیرونه

    یکی برای گرونی

    یا کی برای شغل

    و

    و

    و

    پس من دارم زندگی خودم را می‌سازم و اصلا هم دنبال اینجور خبر ها نیستم وچقدر حالم خوبه به عشق دارم به دوره 12قدمم میرسم با عشق دارم به قانون‌ سلامتیم میرسم

    و کلی آگاهی خودم خانواده ام داره میره بالا و تاثیرش را می‌بینم و وقتی میبینم فهم دوقلوهای 9ساله ی من خیلی بالاتر از آدم های چندساله است میگه همینه خودش مسیر درسته

    استاد عزیزم پیش بینیتون دقیقا درسته و بارها نمونه هاش را دیدیم تا احمدی نژاد بود چقدر حرف می‌زدند بعد که رفت همه می‌گفتند صد رحمت به اون و دعا دعا می‌کردند تا برگرده

    این مردم تا وقتی به این باور نرسند منجی زندگیشون خودشون هستند هیچ اتفاقی نمیفته

    نه حکومت

    نه ملت

    نه مردم

    نه امام زمان

    نه

    نه

    نه

    به رشد کشی کمک نمیکنه مگر اینکه خودش بخواد

    تمام و خلاص️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  3. -
    سید محمد رضا موسوی گفته:
    مدت عضویت: 947 روز

    سلام و درود خدمت انرژی مقدس خالق و فرمانروای کل کائنات و خالق آفرین من ،،

    بچه ها ی خواسته ای الان توی ذهنم اومد و خیلی اصرار داشت که حتماً تو سایت برای بچه ها بنویسش !!

    کسی هست که بتونه ادعا کنه الان همین لحظه دقیقاً توی خواسته های چند سال پیشش نیست و دقیقاً خواسته چند سال پیشش رو زندگی نمیکنه ؟؟

    حالا میخواد یک روز پیش باشه یا ده سال پیشش !!

    واقعاً از فکر کردن بهش مغذ آدم سوت میکشه !!

    خدایا صد هزار مرتبه شکرت ،،

    خدایا صد هزار مرتبه شکرت که منرا از بَدو تولد اشرف مخلوقاتت و لایق بهترینهایت آفریدی شکرت ،،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  4. -
    جلال مسعودی گفته:
    مدت عضویت: 2689 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام دوستان و همراهان عزیز

    چند روزی هست که استاد و خانم شایسته گرامی این فایل رو روی سایت گذاشتند و علی رغم این که قبلاً بارها دیده بودم باز هم اونو با دقت دیدم. اما هر بار که میخواستم کامنت بنویسم ، جور نمی شد و به قول استاد کامنت نوشتن روان و سلیس نبود.

    برای همین منم تمایلی برای اجرای تعهدی که از ابتدا برای نوشتن کامنت داده بودم ، نداشتم.

    و منتظر یه نشونه ای بودم تا برای نوشتن کامنت قلقلکم بده .

    چند روز پیش که دخترم رو از مدرسه برداشتم و به خونه بردم توی راه بهم گفت: دوستاش امروز پاستا آورده بودن مدرسه و منم خیلی هوس پاستا کردم . منم بهش گفتم ، قولت نمی دم اگه یادم بود شب برات از رستوران همیشگی مون می‌گیرم .

    شب تا دیر وقت مغازه بودم و دستام رو شستم و لباس هامو عوض کردم و بطرف خونه حرکت کردم .

    نمی‌دونم شما هم اینطوری هستید یا نه

    وقتی یه موضوعی رو طی روز چندین بار توی فایل ها میشنوید ، بیشتر روی اون مطلب حساس میشید .

    خلاصه توی راه به خودم گفتم ، من مسیر خاصی برای خونه رفتن مشخص نمی‌کنم ، هر طور پیش اومد حرکت می‌کنم.

    به مسیر ادامه دادم ، هر مسیری که بازتر بود و ترافیک کمتری داشت یا چراغ قرمزی نداشت می رفتم. یهو متوجه شدم که توی همون خیابونی هستم که رستوران مورد علاقه دخترم اونجا بود ، یادم افتاد که پاستا براش بگیرم و ببرم تا خوشحال بشه

    وقتی به مسئول ثبت سفارش که تا حالا توی اون مجموعه ندیده بودمش گفتم ، یه پاستای چیکن برام بگذارید بنام فلانی

    یه مکثی کرد و گفت کارتش رو بکشید بعد پرسید دختر شما چند دقیقه پیش سفارش پاستا ندادند؟

    گفتم : چطور مگه ، از کجا فهمیدید؟

    گفت : چون فامیل شون مثل شما بود .

    اما پاستای رست بیف سفارش دادند.

    زنگ دختر بزرگم زدم ، بهش گفتم

    من فلان جا هستم ، شما پاستا واسه خواهرت سفارش دادی

    با کمال تعجب و نا باوری گفت: آره

    شما از کجا فهمیدید ؟ من چند دقیقه پیش تلفنی سفارش دادم. و قرار بود بیام بگیرم.

    خیلی عجیب و غیر منتظره بود براشون که چطور من در زمان درست در مکان درست قرار داشتم.

    خود منم تلنگری خوردم و گفتم ببین پسر

    اگه اعتماد کنی ، خدا همواره هدایتت می‌کنه.

    زیاد روی خودت حساب نکن ، فکر نکن خیلی بلدی و دیگه نیازی به هدایتش نداری

    به قول استاد ، خدا میگه وظیفه من هدایت شما است.

    خداوندا تو شکر گزارم که اینطور واضح و شفاف هدایتت رو به اشکال گوناگون شامل حال من کردی و یقین دارم دوباره هم می‌کنی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  5. -
    مانلیا گفته:
    مدت عضویت: 1886 روز

    استاد تموم حرفاتون کاااملا درست و خوده واقعیته

    خداروشکر میکنم که فارسی زبانم و هم دوره زمانی شما بدنیا اومدم و در مدار شما قرار گرفتم و باتون اشنا شدم

    مگه اگر شما نبودید الان نه در مسیر شغل مورد علاقه ام و رسالتم بودم و نه حالم الان خوب بود

    حرفایی که زدید منو یاد فلسطین انداخت

    هم فلسطین هم لبنان

    توی این کشورا هم همین جنگ ها و درگیری ها اتفاق افتاد

    اما یک سری از مردم رفته بودن مناطقی که جنگی نیست و در صلح و ارامشه یا مهاجرت کرده بودن و داشتن زندگیشونو میکردن

    و یک سری هم پیر و جوون و زن و مرد که با خودشون در صلح نبودن رفته بودن به جنگ و کشتار و دفاع و این چیزا

    و خب کشته شدن

    استاد مردم و منه چندین سال پیش

    فکر میکردم اگر مثلاً جنگ یا انقلاب بخاد بشه هر یک نفر که بجنگه میتونه تاثیری بذاره در نتیجه ی بهتر

    اما اینجور نیست بخدا اینجور نیست

    اسرائیلی ها کشور خودشونو ساختن حتی اگه هزار تا فلسطینی دیگه کشته میشدن هیچ تغییری در نتیجه به وجود نمیومد

    جمهوری اسلامی به حیات خودش ادامه خواهد داد چون هم فرکانس با کلیت مردم ایران هست حتی اگر ده هزار نفر دیگه کشته بشن هیچ تغییری به وجود نمیاد تا تغییر فرکانسی به وجود نیاد

    طالبان حکومتشون رو برپا میکردند چون هم فرکانس با کلیت مردم افغانستان بودن حتی اگر امریکا هزار میلیارد دیگر و چهل سال دیگر میجنگید و یک عده کوچیک از مردم افغانستان باز هم میجنگیدند و همشون در این راه میمردند

    هییییچ تغییری به وجود نمی اومد بخدا قانون قانونه

    فرکانس کار خودشو میکنه

    هر چیزی الان توی این دنیا هست بخدا سر جای خودشه بخدا درسته خوده عدالته

    این ماییم که باید خودمون از قیل و قال باورهای محدود کننده مثل وطن پرستی و این چیزا رها کنیم و توجه کنیم به مثبت ها به اهدافمون به خواسته هامون

    تا جهان ما رو ببره اون جایی که فقط لذت و خوبی و خوشی هست .

    درگیری ما با این مسائل فقط و فقط نتیجه اش کشته شدن و نابود شدن خوده ما هست نه هیچ چیز دیگه و نه داشتن کوچکترین تاثیری

    و اینکارو خود جهان و کائنات میکنه نه فلان حکومت اونا فقط وسیله ان

    چرا ؟؟

    چون جهان میگه هر چیزی که الان هست سرجاشه

    تو فکر میکنی من تو کارم اشتباهی هست ؟؟؟

    تو فکر میکنی من بی عدالتم ؟؟؟

    تو میخای با اون عدالتی که من با هم فرکانسی ساختمش بشکنی و تغییرش بدی ؟؟؟

    عصبانی هستی ؟ داری به کشته شدن و شهادت توجه میکنی ؟ داری به بی عدالتی توجه میکنی ؟

    باشه منم همینا رو بهت میدم

    استاد وطن من جایی هست که من لذت ببرم و بتونم به راحتی به سمت اهدافم حرکت کنم

    من مربی رقص هستم

    ولی وقتی توی ایران به من اجازه داده نمیشه که به راحتی برقصم و کلاس هامو به راحتی برگزار کنم اینجا کشور من نیست من اینجا رو ترک میکنم

    البته به منم افکاره منفی خیییلی رسوخ میکنه

    که عه اگه نشه چی و فلان

    اما استاد یاده خودتون میوفتم

    من میگم استاد تونست توی ایران کارشو با حد اعلا برسونه و چون مدارش درست بود با هیچ درگیری مواجه نشد

    من هم میتونم

    منم توی همین ایران میتونم به اخرین حد مهارت و موفقیت در رقص خودمو برسونم و بعدش که جای بیشتری نیست برام خوده جهان منو میبره به کشوری بهتر به راحتی

    من وقتی به منفی ها توجه نکنم

    به مثبت ها ، به زیبایی ، به عدالت جهان و خدا ، به ازادی ، به لذت بردن ، به ثروت و … توجه کنم خدا توی همین ایران به من این چیزا رو نشون میده .

    الان توی این مدت خدا بهم گفت بشین روی زبان اسپانیایی هم کار کن

    و استاد یه اپی دارم که دارم رایگان و سریع زبان اسپانیایی که عشقه بچگیم تا حالا بوده رو یاد میگیرم . و از یوتیوب هم کمک میگیرم .

    میدونم که در زمان و مکان مناسب هدایت میشم به اون کشوری که عاشق رقص و فرهنگشونم به راحتی

    و اونجاست که وطن منه

    خوده خدا به بنده های مستضعف اش میگه

    مگه زمین من پهناور نبود که مهاجرت کنید

    یعنی خوده خدا هم میگه اگه توی سرزمینی که هستی بی عدالتی هست ناخواسته هست برو یه جای دیگه

    من زمین رو خونه ی تو کردم برای تو افریدم

    چرا فکر میکنی چند متر مربعی که توش بدنیا اومدی فقط مال توعه و بقیش نیست ؟؟؟

    یعنی خدا کل زمین رو خونه ی من کرده

    کل کره ی زمین وطن من هست

    حالا من به چیش توجه میکنم ؟؟

    به بیابون اش توجه میکنم ؟ خب جهان منو میبره توی بیابون اش

    به جنگلو رود خونه توجه میکنم ؟ خب جهان منو میبره توی جنگل ها و رود خونه هاش

    کل زمین خونه ی منه

    و هیچ قانونی نمیتونه جلوی منو بگیره از ترک کردنه مکانی که هم فرکانس من نیست

    و ورود من به مکانی که هم فرکانس من هست

    اگر من هنوز ایرانم حتما فرکانسم اونقدر قوی نشده که جهان منو بکشونه به کشورهایی که عاشق زبان و فرهنگشونم و ازاده

    پس من رو خودم کار میکنم همین و بس

    البته من نمیگم که کشورمو دوست ندارم

    نه اتفاقا همیشه افتخار میکنم به ایرانی بودنم و فارسی زبان بودنم وقتی هم مهاجرت کنم به همه با افتخار میگم ایرانی ام چون چیزی هست که خدا بهم داده مثل دختر بودنم که اونم خدا بهم داده و من به تصمیمه خدا برام افتخار میکنم .

    ولی اینجا بحث ما این نیست که من کشورم رو دوست دارم یا نه

    بلکه بحث فرکانس هست

    ایا من هم فرکانس جایی که توشم هستم ؟؟؟ اگر نه خب ترکش میکنم

    مثل یک خانواده

    مثلا اگه خانوادم مذهبی باشن و به زور بخوان چادر سرم کنن من میام باشون درگیر بشم پدر مادرمو خواهرمو فحش بدم و بکشم که مثل من فکر نمیکنن و بم ازادی نمیدن ؟

    نه من دوستشون دارم در عین حالی که مثل اونا فکر نمیکنم

    پس رهاشون میکنم و ازشون دور میشم و میرم یک خانواده ای خودم تشکیل میدم که عاشقشونم و هم فرکانسم باهاشون و به اون توجه میکنم .

    درست مثل همین خانواده ی صمیمی عباسمنش .

    وااااای استاااد عاشقتونم یه بوس گنده از همینجا به شما و شایسته خانوم .️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  6. -
    سجاد طبسی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 3129 روز

    به نام‌ خداوند زیبایی ها

    سلام به خانواده عزیزم

    توجه به نکات زیبا=احساس زیبا=اتفاقات زیبا

    چقدر خوشحالم از حضور بسیار گرم و صمیمی آقای عرشیانفر عزیز واقعا ایشون هم خیلی عالی و دوست داشتنی هستند،

    خدایا شکرت از اینکه اولین نشانه حرکت کردنم در این مسیر درست از لحظه بیدار شدنم از اول صبح امروز دیدم

    تو خواب میدیدم که من یه مکانی ایستادم اما بااینکه خلوت بود و خبر خاصی نبود خیلی زود اونجا رو ترک کردم و رفتم جلوتر دو نفر ازم پرسیدن چرا اونجا رو بدون دلیل خاص ترک کردی گفتم چونکه احساس قلبیم اینو بهم گفت و من همیشه سعی میکنم در مسیر احساس قلبم باشه چونکه میخوام همیشه تسلیم درگاه الهی باشم

    وقتی از خواب بیدار شدم گفتم خدایا شکرت این میگه که من در مسیر درست دارم حرکت میکنم چونکه دیشبم با مجدد گوش دادن همین فایل خواب رفتم

    گفته و تضمین استاد اینکه این جنگ و درگیری های مردم با دولت اگر منجر بشه به تغییر این حکومت و دولت،حکومت بعدی میاد دیگه از این خیلی خیلی بدتر چرا !؟

    چونکه همچین تغییری داره از ورودی در منفی و جنگ وارد میشه پس خروجیش هم جنگ و نکات منفی بیشتره

    اما متاسفانه 99 درصد مردم نمیخواند اینو بپذیرند و واقعا حرف استاد دقیقا حرف دل منه که حتی خیلی از افرادی که سلبریتی و موفق هستند هم از این نوع تفکرات و باورهای چرند دارند و چقدر طرز تفکراتشون برا من خنده داره فکر میکنند با این جور کارها دیگه خیلی کارشون درسته و چقدر خوبه که مردم بگن فلان سلبریتی ،فلان هنرمند ،فلان آدم دمش گرم که بخاطر ما مردم رفت جنگید

    اما واقعا من که اصلا اینجور تفکرات تو‌ کتم‌ نمیره و همون مردم هم روزی با سر میکوبنت به زمین چونکه هم تو اتفاقات واقعی قبل از انقلاب این چیزها رخ داده هم قبل ترش هم بعدترش و در تمام طول تاریخ و در تمام نقاط جهان این نوع اتفاقات کم‌ و زیاد رخ داده و اینکه من در مقیاس کوچکتر در تجربه های مختلف زندگی خودم تجربه کردم البته بخصوص تا قبل هدایتم به این مسیر و این آگاهی ها در شغل های مختلف

    دوستان مختلف

    اقوام مختلف

    مدرسه

    در خدمت سربازی یادمه از اولش تا یه مدت حالم اکثرا خوب نبود و حتی بهترین آدمها برام بدترین ها میشدن اما از یه جایی به بعد انگار بازی ذهن و جهان رو بهتر فهمیدم

    اما ناآگاهانه و یادمه با ساده ترین کارها و تمرینات ذهنی اتفاقات و تجربه ها به شکلی پیش میرفت که اکثر اوقات برام لذتبخش سپری میشد و یادمه حتی بدترین پرسنل هام باهام خوب شده بودن و میگفتن تو یکی از بهترین نیروهای اینجا هستی و یادمه دیگه چندتا از یگان های خدمتی دیگه خیلی دلشون میخواست منو ببرن پیش خودشون اما رئیس یگان خودمون گفت نه این بهترین نیروی منه و به خودم گفت تو اولین سربازی هستی که تا الان از روز اول تا روز آخر اینجا موندی اما من همه رو جابجا میکردم و الان بهتر درک میکنم که من در هر شغل در هر مکان و کشور و هرجایی که باشم باید اول خودمو درست کنم

    توجهمو،فرکانسمو،حالمو درست کنم خودمو اصلاح کنم همیشه و در هر لحظه اونوقت هرکجا که باشم برام بهشته

    برام وطنه

    افراد دوربرم خانواده ام هستند

    همه عاشقم میشند

    چرا چونکه من قبل از هرچیزی خودمو خوب کردم و در مسیر زیبایی ها قدم برمیدارم

    و منم وقتی که از روزی این درگیری ها در کشور رخ داد و همه ی آدمها تمام زندگیشون شده بود نکات منفی و ناسپاسی کردن

    اما من بیشتر از همه با این خانواده در حرکت بودم و هستم و استاد ورزشیم هم روزهای اول کمی ناراحت بود اما من بهش گفتم استاد نگران نباش وظیفه ما اینه که فقط حال خودمونو خوب نگه داریم در مسیر درست باشیم خدا هم خودش کارهارو درست میکنه و هرروز باهاش تماس میگرفتم و کلی با همدیگه حرف میزدیم و من مدام توجهم رو حل مسائل حرفه مون بود و استاد هم خیلی زود حالش بهتر شد و باعث شد من یه عالمه حل مساله کنم و به مسیرهایی هدایت بشم

    و چندروز بعدش بهم زنگ میزد و گوشی و میداد دست بقیه دستن در کارها میگفت این آقا سجاد طبسی ست و خیلی پرانرژی و اونا هم باهام آشنا میشدن و یه عالمه تقدیر و تشکر میکردن

    و اینقدر ادامه دادم و همچنین الان بیشتر

    که دیشب استاد بهم زنگ زد گفت امروز یه نفر اومده اینجا پیشم خودش اصرار کرده گفته شما بهت میخوره بنیانگذار یه کاری باشی و من بهش گفتم و گفته من از همین الان کار قبلیم رو میذارم کنار و میخوام فقط با شما کار کنم و راه حل کارهای دفتری و یه عالمه از این کارها دست منه و دیشب واقعا معجزه خداوند رو دیدم و گفتم استاد یادت هست تا همین چندروز قبل چقدر من میگفتم همونطور که تا الان خداوند کارهارو درست کرده از این به بعدشم خودش درست میکنه و واقعا چقدر خداوند مهربون و جهانش بر اساس کبوتر با کبوتر باز با باز هست

    خب این بنده خدایی که میگم خودش اومده داوطلب اعلام همکاری کرده باعث میشه چقدر کار بنیانگذار و منو بقیه راحت تر بشه و از اونجایی هم که ایشون یه فرد با تجربه و کار بلده خیلی برا همه ی ما سودآوره و چقدر باعث میشه ما راحت تر بتونیم به مهارت ها و درآمدمون برسیم چونکه مسیر درست رو داریم حرکت میکنیم خداوند هم همچین فردی رو آورده به کمک مون،،

    چونکه یه جورایی مساله ما هم شده مانند جنگ خندق پیامبر اسلام در مقابل یه عالمه افراد زیاد و پیامبر بخاطر توجه به زیبایی ها و ایمانش باعث شد کسی مثل سلمان فارسی بیاد به کمکش و منم از همون چندماه پیش همیشه اینو به خودم میگفتم خدایا مهم نیست اون افراد زیاد که الان با ما چند نفر مخالفند مهم اینه که من حرکت میکنم و ایمان خودمو حفظ میکنم و بنیانگذار بارها بهم میگه سجاد جان نزدیک 20 سال کسی مثل تو نبود که بیاد اینجور با عشق و ایمان و انرژی قدم برداره و دنبال حل مسائل باشه

    و من چقدر از ایشون و مهمتراز همه از خدای خودم تشکر کردم و همش میگم خدایا تو باعث شدی که من بتونم در همچین مسیری گام بردارم و با قدرت حرکت کنم هرچند واقعا اونجور باید از عملکرد خودم راضی نیستم اما نسبت به قبل خودم خیلی بهترم،،

    استاد عزیز بخدا من میفهمم شما داری چی میگی چونکه خیلی قبل تمام این چک و لگدهایی که میگی رو من خورده ام از یه جایی به بعد گفتم خدایا من تسلیمم و بعضی جاها زود تسلیم شدم بعضی جاها دورتر

    و چقدر این جماعت که در فقط در این موضوع بلکه در تمام موضوعات زندگی دیدم چقدر ساقه برگن یه بار اینوری یه بار اونوری

    هستند و چقدر زود ناسپاس میشند و به همین دلیله با اکثریت بر نمیخورم چونکه متاسفانه اکثریت تو‌ در و دیوارند فقط ناسپاسی میکنند و توجهشون رو نکات منفی ست،،

    شاید باورتون نشه من مدتها قبل از این درگیری های کشور بارها با یسری از دوستان صحبت میکردم میگفتم مگه اکثر مردم کشورمون نمیگن حکومت قبل بهتر بود اما همین مردم بودن که اون زمان میگفتن اون حکومت بده

    پس به چه نتیجه ای میرسیم اینکه این مردم 99 درصدشون همیشه در مسیر ناسپاسی و منفی هستند و میگن قبلا خوب بود الان بده و…

    اما من واقعا ممنون این خدای رزاق و زیبا هستم که منو به این مسیر شگفت انگیز هدایت کرد که با استادانی آشنا بشم و با دوستانی آشنا بشم که خودشون رو از بدنه جامعه جدا کردن و همیشه سعی میکنند در مسیری که نعمت و هدایت الهی هست خودشونو بسپارند به تنها رب جهان و اونوقت تفاوت ها هم مشخص میشه،،

    و امروز به این فکر افتادم هر کی از اهالی محله ام که از مسیر منفی تغییر میکنن به مسیر زیباتر شدن میاد با من ارتباط برقرار میکنه چونکه تا الان 3/4 نفر همینجور شدن و همیشه میگن ما خیلی افتخار میکنیم که با تو رفاقت میکنیم چونکه تو‌همیشه یه آدم شکرگذار و خواهان خوشبختی دیگران هستی

    و منم ازشون تشکر میکنم و نکات مثبت شون رو بهشون میگم،،

    پس در هر مکان،زمان،و شرایط حتی بظاهر بد ما میتونیم اتفاقات فقط خوب رو جذب و تجربه کنیم و ساختن حال خوب ما فقط وظیفه هرکدوم از خود ما هست

    ساختن و داشتن حال خوب من فقطو فقط وظیفه منه که بسازمش نه خانواده ام

    نه دولت

    نه استاد عباسمنش

    نه مریم بانوی مهربان

    نه دوست و رفیقهام

    و نه حتی خداوند بلکه وظیفه منه و خداوند هم میگه سجادجان تا اون زمانی که اغلب نکات منفی رو‌ انتخاب میکردی آگاهانه یا ناآگاهانه منم همونارو بهت میدادم الانم نکات مثبت رو انتخاب میکنی پس اینارو بهت میدم اونموقع ها همش به فرش بودی بهت دادم الان میخوای به عرش بری بازم بهت میدم

    و خداروسپاس که هرروز چقدر زندگیم داره بهتر میشه از خیلی لحاظ ها،،

    همیشه یکی از اولین دعاها برا خودم اینه که خدایا ازت میخوام همیشه اینقدر دردهارو زود احساس کنم که قبل از چک و لگدها خودمو درست کنم و هواسم باشه که دارم در چه مسیر قدم برمیدارم،،

    راستی دیشب یه خواب بسیار عالی دیگه هم دیدم ،دیدم مریم بانو خیلی زیباتر و جوان تر از الان شده و دوتا دستکش قرمز تزئینی پوشیده و احساسش خیلی عالیه و من گفتم مریم بانو چقدر شما زیبا و احساس خدایی داری واقعا خیلی لذت بردم از دیدن اون ظاهر بسیار زیبا و حال خدایی بودن رو

    خدایا شکرت از اینکه بهترین الگوی بانو در زندگیم اینجا حضور داره مریم عزیز انشاالله که هم شما هم استاد عزیز هزاران سال با عزت و شادابی داشته باشید و همچنین دوستان عزیزم،،

    خداروشکر بابت داشتن همتون

    یادمون باشه برا تغییر و زیباتر شدن هرچیزی ازجنس خود زیبایی به جهان هدیه بدیم تا اون هم از جنس زیبایی ها بهمون هزاران برابر هدیه بده

    اگر از در جنگ‌ وارد بشیم اونم از در جنگ وارد زندگیمون میشه

    اگر از در زیبایی وارد بشیم اونم از در زیبایی وارد زندگیمون میشه

    پس دیگه انتخاب درهای جنگ اصلا باید از توجهمون حذف شود

    مانند پیامبر اسلام که تمام جنگ هاش فقط دفاع بودن چونکه اون شروع کننده جنگ نبود و به همین دلیل هم خدا بهش میگه تو که سنگ نزدی خدا سنگ زد

    استاد بخدا من حتی خیلی سال پیش که اصلا هیچکدوم از این آگاهی هارو نداشتم اما اکثر مواقع میگفتم ای خدا چی میشد کسی باشه حرف دل منو بزنه و متضاد حرفهای اکثریت رو بزنه و الان دارم میبینم و بهترین استاد دنیا رو دارم

    خیلی حرف زدم اما چندین برابر این حرفام حالم عالیتر شد

    بهترینهارو برا همتون آرزو میکنم

    ️️️️️️️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
    • -
      مانلیا گفته:
      مدت عضویت: 1886 روز

      سجاد عزیز خیلی از خوندن کامنتتون لذت بردم و قبلا هم کامنتاتون و داستانه زیباتون رو خوندم و باتون اشنایی دارم و هر وقت عکس شما رو میبینم میام کامنتتون رو میخونم .

      اینجا گفتید که من خواب دیدم که عملی رو انجام دادم و وقتی ازم پرسیدن چرا گفتم چون قلبم بهم میگه .️

      من خییلی از این تیکه لذت بردم خیلی خیلی زیاد

      و یاد اوری کرد برام که نگار باید خیلی روی خودت کار کنی تا اینها بره توی ضمیره ناخوداگاهت تا وقتی اونقدر زیاد فکر نمیکنی به این باورا که شب خوابشونو ببینی یعنی نهادینه نشدن توت .

      و تجربه اش رو هم داشتم منم یه مدت خوب روی خودم کار کردم و توی اون مدت یادمه یه بار خوابه بد دیدم که یک هیولایی دنبالمه ولی من همون موقع جلو چشمامو گرفتم و ایستادم یه گوشه ای و گفتم نگار عباسمنش میگه نباید بترسی نباید نگران باشی پس الان هم نگران نباش و توجهتو بذار روی خواسته ات

      ، بهش توجه نکن بهش فکر نکن ، خودش حل میشه …

      و بعد اون هیولا رفت و من از خواب با ارامش بیدار شدم .

      نمیدونید چه قدر این خاطره برام عزیزه …

      یعنی اونقدر من این باورها در ناخوداگاهم رسوخ کرده بود که با اینکه نمیتونستم بفهمم که دارم خواب میبینم و واقعیت نداره این هیولا ، اما استاد عباسمنش و راهکاره ایشون رو به یاد اوردم ️️

      و اینه که نشون میده ما چه قدر نهادینه کردیم باورهای درست رو در خودمون .

      ارزو میکنم جوری بشه که هر شب خواب استاد و کار کردن روی باورها و توجه به خواسته هامو ببینم .

      بعدش درباره ی سربازیتون گفتید

      و اونجا هم تحسینتون کردم کلی

      و یک دلیل منطقی و الگو شدید برام که من تغییر کنم اطرافم هم تغییر میکنه .

      تحسینتون میکنم که بعد از چندین سال کار کردن توی شغل های مختلف اخرش رفتید توی کاری که عاشقش هستید یعنی ورزش

      وقتی درباره ی استاد ورزشتون گفتید یادم به داستانتون که قبلا خوندم افتادم … همین که استاد ورزش شما خیلی راحت حرفاتون رو پذیرفت و باتون همسو شد خودش خییلی جای شکر داره و نشون میده بین همه استادای ورزش شما اون کسی رو جذب کردید که با خودش بیشتر در صلحه

      کامنتتون رو سیو میکنم و بارها میخونم تا همه ی اینها یاداوریم بشه .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        سجاد طبسی نژاد گفته:
        مدت عضویت: 3129 روز

        به نام خداوند عشق و زیبایی

        سلام به نگار خانم عزیز

        اولا که شما لطف داری که کامنتمو خوندین و تحسین کردی و چقدر از حضور شما خرسند و خوشبختم واقعا از وجود کسانی مثل شما در این خانواده عزیز همیشه خداوند رو شکرگذارم

        چونکه هرجایی همچین جمع زیبا و خدایی پیدا نمیشه

        و اینکه شما تو خواب اون هیولا رو‌ دیدی و همینکه احساس میکردی واقعی نیست این خودش خبر خیلی خوبی ست به این معناست شما همیشه سعی داری نکات منفی رو واقعیت نبینی و تلاش داری نکات مثبت رو واقعی و مهم بدونی

        اینکه شما قدرت تحسین کردنو داری به این معناست توجهت به زیبایی ها و فراوانی های خداونده

        خیلی هم از عکس با انرژی مثبت شما لذت بردم

        و منم بارها شده از مسیر درست خارج شدم

        اما ناآگاهانه و اونطور که میخواستم حال و احساسم نبوده اما بعد از مدتی دوباره سعی کردم حرکت در مسیر درست رو ادامه بدم و خیلی اشتباهات و آزمون و خطاها کردم و اما این خداوند مهربان هممون بوده که دوباره دستمو گرفته و آورده در مسیر درست الهی

        و من همیشه قبل از خواب و بعداز بیداری لذت میبرم با خوندن کامنتها شروع کنم و الان اومدم قبل از خواب کامنت مطالعه کنم دیدم پاسخ زیبای شما اومده

        و امیدوارم هرروز بیشتر و بهتر در این مسیر درست عالی تر و بیشتر بدرخشی

        در پناه الهی باشی.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    فرهاد مصلی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 2232 روز

    سلام بر استاد عزیزم عاشقتم و مریم جان و دوستان هم فرکانسی

    استاد جان شما در دوره دوازده قدم جلسات قرآنی و قدم هفتم در مورد این مو ضوع کامل توضیح دادید با گوش دادن این فایل اولین چیزی که به ذهنم رسید این آیه از قرآن بود

    آنان که فرشتگان، جانشان را در حالی که ظالم به خود بوده‌اند می‌گیرند، از آنها پرسند که در چه کار بودید؟ پاسخ دهند که ما در روی زمین مردمی ضعیف و ناتوان بودیم. فرشتگان گویند: آیا زمین خدا پهناور نبود که در آن هجرت کنید؟! و مأوای ایشان جهنم است و آن بد جایگاه بازگشتی است. 97 نسا

    دسترسی فرکانسی مهمه نه فیزیک و جغرافیا

    دانستن این موضوع مهم هیچکس که تو زندگی ما قدرت نداره و ما هم قدرتی برای تغییر زندگی دیگران نداریم

    درک صحیح مفهوم ظلم در قرآن در جلسه قرآنی کامل توضیح دادید

    و هر کسی هر جایی هست جای درستش است که قرار داره و دری به تخته نخورده و حاصل فرکانس های خود آن شخص است

    درک سیستمی بودن خدواند

    و

    خداوند چیزی برای ما انتخاب نمی کند نقطه سر خط

    جمله طلایی استاد بارها تکرار می کنه و آن یاد بگیریم

    (به من چه به تو چه )

    و سرمون داخل زندگی خودمون و تمرکزمان روی خودمون باشد

    و طبق آیه 7 سوره العمران دنبال اصل باشیم نه حاشیه

    موضوع مهم اعراض که جلسه قرآنی کامل توضیح دادید

    انسانها همیشه در حال اعراض هستند اکثریت افراد از زیبایها اعراض می کنند و به نازیبایها و ناخواسته ها توجه می کنند

    و افراد خیلی کمی می توانند از نازیبایها اعراض کنند و به زیبایها توجه کنند و پاداش و اتفاقات عالی برای افراد است که بتوانند ذهنشون را کنترل کنند .

    موضوع صدق به الحسنی و کذب به الحسنی

    کامل داخل دوره توضیح دادید

    پرسیدن این دو سوال که هر روز از خودم می پرسم

    چرا هیچ پیامبری اصلی و اسمشون داخل قران آمده شهید نشدن ؟

    چرا هیچ پیامبری شروع کننده جنگ‌نبود ؟

    و تمام جنگها زمان پیامبر دفاعی بود

    موارد کلیدی فایل که داخل دفترم هر روز به خودم یاد آوری می کنم

    تجربیات شخصی خودم این موارد انجام دادم

    حذف اخبار

    حذف فیلتر شکن روی گوشی

    حذف آدمها در مورد ناخواسته صحبت میکنند

    که اگر خواسته داریم آن خواسته مون را نگه داریم و بقول معروف با فرعیات و ابزار دور زدن قوانین مثل فیلتر شکن از اینترنت استفاده نکنیم

    همان طوری خداوند از جهرم به بوشهر و از بوشهر به مشهد مهاجرت کردم به آسانی و خود به خود به کشوری اینتریت آزاد باشه مهاجرت می کنم

    و اتفاق عالی برام افتاده درآمد من پنج برابر بیشتر شده و درآمدم مستمر شده و هر روز در حال افزایش است

    استاد جان شما در دوره دوازده قدم یک نکته فرمودید این جمله این بود که وقتی اوضاع جامعه به ظاهر نا جالب میشه و خر تو خر میشه

    بتوانی ذهنت کنترل کنی و توجه بزاری روی خواسته و تمرکز لیزی بزاری بیشتر می توانی پول بسازی

    یکی دیگر راهها کنترل ذهن انجام می دهم تمرین ستاره قطبی و در طول روز توجه به زیبایها

    نوشتن و تکرار عبارت تاکیدی توحیدی

    کنترل گفتگوهای درونی (واگویه) با قدرت کلام و تکرار عبارت توحیدی و به یاد آوری قانون و گوش دادن فایلها محصولات و پوز کردن و صحبت کردن آن با خودمون

    خواندن کامنتهای سایت

    و

    الهامات که به من گفته میشه را سریع انجام میدم

    راهکارها عملی هر روز انجام می دهم

    استاد جان عاشقتممم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  8. -
    صفاگنجی گفته:
    مدت عضویت: 2044 روز

    به نام خداوند عزت دهنده ی بی منت

    سلامودرود خدا برشما عزیزانم و امیدوارم هرکجای دنیا هستید درهرلحظه به سمت خوشی ها و زیباییهای بیشتری هدایت بشید

    چقدر این فایل رو دوست دارم و چقدرنیازدارم هزاران باردیگر اون رو باجونودلم گوش بدم و بهش عمل کنم

    استاد ازت سپاسگزارم که باهرکسی ازدوستانتون لایو گذاشتید انقدر عالی سنگ تموم میذارید،و انقدر کامل وجامع قانون جهان رو با زبانی شیوا بیان میکنید

    چقدراین قانون توجه به خواسته ها‌وناخواسته ها برام‌هزاران بار تواین مدتی که بهتر قانون‌رو درک کردم تجربه شده

    دقیقا وقتی به ناخواسته ها‌ توجه کردم از اصل واساس اون رو توزندگیم تجربه کردم،یعنی قشنگ میفهمم بخاطر توجهم به فلان موضوع بود که اتفاقی شبیه به همون موضوع رو به زندگیم‌دعوت‌کردم

    چقدر نیازداریم اول ازهمه روی اعتمادبنفسمون و خودارزشمندیمون کارکنیم که برامون مهم نباشه چه اتفاق ناخواسته ای دیگران رو مخصوصا خانواده‌و فامیل درگیرکرده،و اینکه چه نظری درمورد ما میدن که چرا نسبت به مشکلشون اهمیت نمیدیم، خیلی قضاوتشون مهم نباشه

    من و‌همسرم یک مسیر کاملا متفاوت رو دراین‌مورد انتخاب کردیم و من نتیجه ی توجه‌نکردنم به‌موضوعات ناخواسته رو میبینم و همسرم هم نتیجه ی توجه کردن به‌ناخواسته هارو داره میگیره ولی وقتی بهش میگم بخاطر توجهت به فلان موضوع،درگیر این اتفاق شدی،خیلی جدی نمیگیره،یااگرم جدی بگیره یجورایی قضاوت اطرافیانش براش خیلی مهم شده…

    مثلا کسی که توی فامیل یاخانوادشون دچار مشکلی باهمسروفرزندشون میشن،همسرم یجورایی دایه ی دلسوزتر از مادر میشه تا اختلاف بین اونهارو حل کنه،و خیلی برام جالبه که بلافاصله بعداز حل اون مشکلات،خودش دچار سردرد شدید یا سرماخوردگی شدید میشه،یااینکه دچار یه آدمایی تو مغازش میشه که خیلی باعث اعصاب خوردی بیشتر ایشون میشه،من کاملا میفهمم که چون یه مدت طولانیی توجهش روی مشکل اون خانواده بوده الان داره نتیجش رو میگیره.

    من دیگه تاحدود نسبتا خوبی دارم کنترل کانون توجهم رو دستم میگیرم و تا میبینم کسی ازجمله خواهرم،مادرم،یاهمسرم میخواد درمورد یک اتفاقی صحبت کنند که حال منو دگرگون میکنه،جوری بی توجهی میکنم که اونها متوجه میشن من خیلی علاقه ای به شنیدن این موضوعات ندارم

    و خداروشکر دراکثر مواقع در سلامتی کامل به سرمیبرم،مگر اینکه زیادی خودمو درگیر جمع هایی بکنم که سرشاراز گفتگوهای ناخواسته باشه و من دچار یک تپش قلب شدید میشم،یااینکه خودبخود یه حالت عصبانیت بهم دست میده که اون حالت باعث میشه بی جهت به همسرم یافرزندم گیر الکی بدم،یعنی دقیقا میفهمم چون تو اون جمع بودم و گوشم کلی حرفای چرتوپرت شنیده بود،باعث شد که ذهنم دوباره مثل یک اسب چموش به هرطرف یورتمه بره…

    هرموقع تاچندین روز توی خونه میشینم و به این آگاهیا گوش میدم،بعدش که خونه ی پدرم میرم،قشنگ میفهمم یه آدم دیگه شدم،چون خیلی درک نمیکنم چرا پدرمادرم توی فلان موضوع انقدر واکنش نشون میدن و من اصلا عین خیالم نیست،بعد تعجب میکنم میگم چرا باید اونا با یک موضوع غیرمهم انقدر عصبانی بشن،اون‌وقت تازه میفهمم که چقدر شنیدن و درک کردن و عمل کردن به این آگاهیا به آدم آرامش عجیبی میده و انگار که آدم بی خیال میشه و خندش میگیره از آدمایی که انقدر بخاطر یک موضوع پوچ وبیهوده واکنش های وحشتناک نشون میدن

    واقعا دیگه خیلی از موضوعات رو درک نمیکنم،مغزم اِرور میده که چرا فلانی متوجه عیب خودش نیست وقتی باهمسرش اختلاف پیدامیکنه،میخواد یجورایی خودشو بی تقصیر جلوه بده،ولی برای من کاملا واضحه که داره چوبِ فلان خصوصیت اخلاقیش رو میخوره یااینکه بخاطر نالیدن بیش ازحدش ازیک موضوعه که انقد داره ازون جنس اتفاق رو جذب میکنه،اون وقت جالبه که وقتی اختلافشون رو مثلا برای همسرم تعریف میکنند،جوری رفتارمیکنند که مظلوم دیده بشن،و همسرم جوری قضاوت کنه که طرف مقابل مقصر بشه!

    دوست دارم تو یهمچین موضوعات فریاااد بزنم بگم آقا خودتم مشکل داری،روی خودت کار کنی همه چیزخود به‌خود حل میشه،و دیگه نیاز نیست کل فامیل رو خبر دارکنی،اما کو گوش شنوا…

    دیگه بقول استاد باید این رو بپذیرم که هرکسی هرکجایی هست سرجای درستش قرارگرفته،و نیازی نیست من فریاد بزنم که تو مسیرت نادرسته…

    من خودم مسئول صد درصد زندگی خودم هستم،فارغ ازاینکه همسرم تو چه مسیری داره حرکت میکنه،یا خانوادم چه مسیری رو انتخاب کردند برام مهم نباشه….

    اگرر من خودم درمسیر درست حرکت کنم فارغ از مسیری که دیگران انتخاب کردند،من هدایت میشوم به سمت آدمهایی که بامن هم جهت و هم مدار هستند…

    واقعا تو موضوع توجه نکردن به ناخواسته ها نیازداریم هرروز بخودمون یاداوری کنیم،چون اونقدر این ذهن چموشه و عادت کرده به توجه کردن به ناخواسته ها،که باید تایک مدت طولانی آگاهانه افسار ذهن رو به دست بگیریم که نخواد درگیر موضوعات پوچو بیهوده بشه

    استادجان این انرژی عالیی که تو حین صحبت کردن باآقای عرشیانفر داشتید رو بسیار تحسین میکنم،واقعا تحسین برانگیزه این حداز تسلط برآموزش این قانون و این حداز کنترل ذهن برای اینکه قضاوت هیچ یک از افراد جامعه براتون مهم نباشه و مسیری که میدونید نتیجش انعمت علیهم هست رو با ایمان محکمتری ادامه میدید

    خداروصدهزارمرتبه شکر و بی نهایت سپاسگزارم از لطف شماعزیزان که از هرزاویه ای مارو آگاه وبیدار میکنید…

    هرکجاهستید شادوپیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  9. -
    سید محمد رضا موسوی گفته:
    مدت عضویت: 541 روز

    سلام و درود خدمت انرژی مقدس خالق و فرمانروای کل کائنات ، یگانه خالق آفرین من ،،

    سلام و درود خدمت پروردگار مهربان تنها تنها تنها هدایتگر من و تک تک مخلوقات خود ،،

    خدای مهربانم صد هزار مرتبه شکرت که منرا چند سال پیش هدایت کردی به این لایو فوق العاده و منرا با استاد جان دلم آشنا کردی درگیر کردی ،، شکرررررررت خدا جونم ،،

    به به ،، چه شود ،، آقااااا چه تغییراتی!!

    چه چرخ هایی که خوردیم و الان تو این شب رویایی با این بارون رویایی و زیبای فراوانی خداوند متعال هدایت شدم به عشق به نور آگاهی خودم ،،

    بچه ها هر چقدر بگم از اشک ها و لبخند هایم در این بازگشت به این لایو مقدس این صحبت ها و آگاهی های پروردگارم تو این لایو کم گفتم ،،

    خدااااجونم شکرت مهربونم ،،

    اونجایی که استاد عشقم می‌فرماید همه دنیا هر چی دلش میخواد به من بگه من نتایجمو میکوبم تو دهنش داره جون میده تو قلب و روح من این عزت نفس الهی این قدرت الله مقدس این انرژی مقدس خالق که بیدار شده و داره کودتاه میکنه ،،

    خدایا صد هزار مرتبه شکرت ،،

    آقا سید محمد رضا ی عزیز کجا بودی اون شب یادته ؟؟؟؟؟

    کجا ها رفتی ؟؟

    چیارو تجربه کردی از اون شب تا حالا ؟؟

    چقدر آرامش پیدا کردی ؟؟

    چقدر ارتباطت با رب خودت با الله کریم ات بیشتر و قشنگ تر شده ؟؟

    چند تا بلی شنیدی ؟؟

    چیارو برات هدیه داد ؟؟

    چقدر فراوانی و نعمت و ثروت و سلامتی و سعادت و کمال پیدا کردی تا امشب که باز کشوندت اینجا پای صحبت عشق خودش ,,

    الله اکبر ،،

    آقاااا

    دوست عزیزم ، خانوم ، آقایی که میگی لمس خداوند متعال چیجوری بیا این حس منه!!

    این عشق که میبردت چندسال میچرخونتت توی عشق و صفا و دوستی و محبت خودش و باز میکشونتت تو بغل خودش میگه سلام ،،

    سلام عزیزدلم ، خوبی ؟ حالت عالیه ؟ چیا دیگه میخوای ؟ کجا ها دوست داری ببرمت ایندفعه ؟ چیا میخوای برات تهیه کنم ؟ سلامتی ؟ دماغت چاغه ؟ دلت صافه ؟ خداااااا دلت خوبه فرزندم ؟؟

    فقط میشه سجده کرد به درگاهش و اشک شوق ریخت از این همه عشق و نور ،،

    خدایا شکرت ، صد هزار مرتبه شکرت برای این همه در بسته که گشودی برام ،،

    خدایا صد هزار مرتبه شکرت برای آبروم که حفظ کردی ،،

    خدایا صد هزار مرتبه شکرت برای آگاهی های بیشماری که به دستان مهربان ات استاد عشقم این بنده ی شریف و ارزشمندت که بهم هدیه دادی ،،

    خدایا صد هزار مرتبه شکرت برای این همه این همه فراااااوااااااانی که بهم دادی خداااااا شکرت

    خدااااااجونم من تمام هستی ام را از تو دارم من به هر خیری از تو محتاجم ، من موسی توام ای الله مهربانم ،، خدا جونم هر چی تو زندگی دارم و تمام خوبی ها صفات خوبی که تجربه کردم همه و همه هزار درصد کردیت به تو میرسه ای مهربان به خواست لطف و کرم تو بود خدااااااجونم ،،

    وای که چه هدیه ای بهم دادی ،،

    عشقم تویی

    جانم تویی

    نورم تویی

    نفسم تویی

    راهم تویی

    خوایم تویی

    خوراکی تویی

    کارم تویی

    رابطه ام تویی

    علاقم تویی

    تمام بند بند وجودم ، جسمم ، جانم ، روحم همه و همه فقط تویی تویی تویی ،،،

    شککککککرررررررتتتتتتت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  10. -
    javad aghaahmadi گفته:
    مدت عضویت: 3793 روز

    به نام خداوند جان

    الهی به امید تو

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستان هم فرکانسیم

    این فایل امروز به عنوان نشونه من بود.

    قبلا هم این فایل رو دیده بودم. اما خدامیدونه که هیچ کدوم از این اگاهی هارو دریافت نکرده بودم

    اما امروز که این فایل رو نگاه کردم و بارها شنیدم چیزهایی رو شنیدم که تا به حال نشنیده بودم

    اینکه من مسئول تمام و کمال زندگی خودم هستم و هر چیزی رو که دارم تو زندگیم تجربه میکنم رو خودم خلق کردم

    الان چند وقتی هست که با همسرم به مشکل خوردم و واقعا تا همین امروز فکر میکردم ایشون در حق من ظلم کرده که من و فرزند ده سالم رو ول کرده و رفته خونه پدرش

    اما امروز وقتی این فایل رو دیدم و گوش کردم و نشستم بهش فکر کردم متوجه شدم که نه

    وقتی قانون جهان داره میگه کسی جز من نمیتونه تاثیری در زندگی من داشته باشه و من تنها مسئول خلق هر چیزی در زندگی خودم هستم به این نتیجه رسیدم که اقا جواد تو کردی

    هر چیزی رو که تجربه کردی و داری تجربه میکنی فقط از سمت خودت بوده.

    تو همه این ها رو خلق کردی.

    دنبال مقصر کجا میگردی؟؟؟؟

    خدا بزرگی کرده و بی منت هر چیزی که خواستی رو بهت داده.

    تو همه این چیز ها رو خلق کردی.

    حالا میخوای متفاوت نتیجه بگیری ؟؟؟ شروع کن به متفاوت فکر کردن، به متفاوت عمل کردن، به ایجاد ورودی های متفاوت

    و مطمئن باش خداوند بازم طرف خودشو انجام میده و تو به خواسته هات میرسی.

    استاد ممنونم که اینقدر با صحبت هات دست خداوند میشی در زندگی ما.

    خدایا به خاطر هدایت هات ازت ممنونم

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای: