live | قانون هدایت به سمت خواسته ها - صفحه 50 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | قانون هدایت به سمت خواسته ها
    472MB
    76 دقیقه
  • فایل صوتی live | قانون هدایت به سمت خواسته ها
    73MB
    76 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

733 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حافظ گفته:
    مدت عضویت: 1358 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    پروردگارم هر چه دارم از ان توست

    درود خداقوت خدمت استاد عزیر و خانوم شایسته مهربان

    استاد عزیز گران قدرم خدارو شکر خداوند من هدایت کرد به این سایت الهی

    چقدر اگاهی چقدر ارامش چه ایمانی چقدر اگاهی شما چقدر رو خودتون کار کردید که انقدر قشنگ راز جهانی که انقدر ساده است برای ما توضع میدید سپاس گذارم ازتون

    این که ما بخواهیم یک نفر یا یک جامعه رو تعقیر بیدم این از دست ما خارج

    من فقط می تونم رو خودم کار کنم و کانون توجه ما فقط روی خودم باشه که از مسیر خارج نشم

    خداوندا تورا شکر خوشحالم که تونستم هدایت به شم به این فایل

    خداوندا تورا شکر هدایت شدم به سمت خواسته هام

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    مهناز رضا گفته:
    مدت عضویت: 1088 روز

    به نام خدا

    تمرکز کردن روی نکات مثبت در هر شرایطی

    اعراض کنیم از نکات منفی

    یادمه دو هفته پیش بود که مشتری های ما به شدت کاهش پیدا کرده بود

    ولی من و خواهرم که باهم شریکیم اعراض کردیم و سعی کردیم حال خودمون رو خوب کنیم

    12 قدم رو باهم خریداری کردیم و شروع کردیم به گوش دادن

    هر وقت حالمون بد میشد سریع یا 12 قدم میدیم یا سریال یوسف پیامبر و باهم راجب قانون حرف میزدیم

    نتیجه چی شد

    اینکه این هفته پر از برکت بود و هست

    مهم حاله خوبه و تو حال خوب موندنه

    استاد هر روز این نکته رو به خودم یاد آوری میکنم که باید تو حال خوب بمونم و ذهنمو کنترل کنم

    خدا انشالله کمک کنه تا بتونم این قولمو انجام بدم و اینجا بتونم رد پا بذارم

    خدایا ما رو به راه راست هدایت کن

    خدایا کمکم کن بتونم ذهنمو کنترل کنم

    استاد ممنون بابت این فایل ارزشمند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    بنفشه بنفشه گفته:
    مدت عضویت: 519 روز

    امشب از خدا سر نمازم کمک خاستم.. و چقدر زیبا هدایت شدم به این فایل.. و چقدر به آگاهی های این سایت نیاز داشتم.. امیدوارم بتونم بهش عمل کنم… و سر حرفم بمونم… یه بار یه فایل گوش دادم از استاد عباس منش… فایلی به نام قانون بخشش.. اونقد حالم بد بود روزش که حد و اندازه نداشت… یادمه یه کسی بهم بدی کرده بود و من شب ها آهنگ میزاشتم گریه میکردم آهنگ سفر فریدون فرخ زاد اون موقع فایل بخشش رایگان بود( حدودا فک کنم سالای 95_یا96بود)اگر اشتباه نکنم.مشکل مو عقل کل سرچ کردم یکی از کاربرا لینک گذاشته بود منم هدایت شدم به اون فایل… و نه بهتره بگم به بهشت.. دیگه رهای رها شدم.. نمیدونم این حس و تجربه کردین که ذهن تون رها بشه؟؟ آزاد بشه؟ من تجربه کردم.. به حد وصف ناپذیری تشنه میشی و یه حال خوبی بهت دست میده.. و مغزت احتیاج به قند پیدا میکنه… بخدا همینجوریه یعنی برای من اینطور بود.. میدونی چرا چون واقعا خون به مغز نمیرسه وقتی آدم ناراحته یا شاید مصرف انرژی بدن بالاست وقتی افکارش منفیه.. برای همین آدمای منفی مریض میشن و پیر میشن …( بعدا هر چقدر داخل سایت گشتم فایل بخشش و پیداش نکردم) … مدام گریه می‌کردم و بعد معجزه اتفاق افتاد … همه اتفاقات ناخوشایند گذشته یادم رفت بخشیدم اون آدم و… واقعا بخشیدم… و یادم رفت.شدم یه آدم شاد و پرانرژی که فقط به آرزوهام فک میکردم . و بعدش جالبه دوستان.. از اون آدم چیزهایی فهمیدم که هرگز دلش نمی‌خواست لااقل من بدونم… و جالبه اونقدر قلب من نسبت بهش رقیق شده بود که من رازش و به هیچچچ کسی افشا نکردم… و الان که راجبش فکر میکنم تعجب می‌کنم… مگه ازش متنفر نبودم؟؟؟؟؟ استاد گفت ببخشید و رهاش کنید.. من بخشیدم و رها کردم.. وهیچ وقت سعی نکردم باهاش ارتباط بگیرم.. اون مسائلی هم که فهمیدم اتفاقی فهمیدم

    ….. حالا از خدا میخوام این فایل همون تاثیر و روم بزاره.و آزاد بشم .. چون یه ناخواسته هایی تو زندگی دارم که داره پیرم میکنه… بخدا دارم دچار مشکل جسمی میشم و دارم پیر میشم به معنی واقعی از بس فکر میکنم بهش … و میخام با کمک این فایل فراموش کنم شون… فایل و دانلود میکنم.. خداروشکر که رایگانه… یعنی امکان داره که این فایل همون اثری رو روی من بزاره که فایل بخشش گذاشت؟؟ خدایا هدایتم کن خاهش میکنم امیدوارم نتیجه بگیرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    زینب مرادی گفته:
    مدت عضویت: 1280 روز

    به نام خدای مهربان وبخشنده که هرچه دارم از لطف کرم اوست

    اوکه مرابه این مسیر زیباهدایت کرد

    وبه من میآموزد راه درست زندگی چیست

    ازطریق یکی از بهترین بندگانش

    خدایاشکرت که مرااز جایی که همیشه گله وشکایت میکردم همیشه حسادت میکردم وحتی از ناراحتی بقیه خوشحال میشدم به خاطر باور کمبود درذهنم که فکر میکردم اگر بقیه همه چیز داشته باشند دیگر به من چیزی نمیرسد

    واز خوشحالی بقیه ناراحت بودم

    منی که نمیدونستم شکرگذاری چی هست

    نمیدونستم خدایی دارم که هرلحظه بامنه ومن نمیدیدمش

    حسش نمیکردم و به همه رومیکردم برای اجابت خواسته هایم الا پروردگارم که بینهایت به من مهربان است

    وخدای من معبودم توباهمه ی بدیهایم مراپذیرفتی آغوش بازکردی وگفتی زینب من بیا

    گذشته ی تومهم نیس الان بامن باش همه چی بهت میدم توفقط بامن باش

    توفقط تسلیم باش

    بنده ی من من که چیز زیادی ازت نمیخوام فقط یادم باش ببین چطور ازمسیر زندگی دستت رومیگیرم وآرام وروان توروعبور میدم

    خدایا من ممنونم که به خاطر همین چیزی که الان هستم وازت میخوام

    میخوام ظرف وجودم روبزرگتر کنی

    وزندگی بایاد تو هرلحظه زیباتر وآسانتر میشود ازهمه لحاظ

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    لیلا توسلی گفته:
    مدت عضویت: 1061 روز

    144مین مدارتجربه ی روزشمارزندگی بارهبریت الهی.

    به نام خدا وسلام به خدا.

    سلام به بهشت کره ی خاکی. که چندصباحی مارامیزبان است باکلی خدمات که همه به تسخیرماست.

    سلام به استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم.

    الهی‌ توراسپاسگذارم که سالم وثروتمندباکل خانواده ی بهشت سایت وخانواده ی گرم خودم دنیاراتجربه میکنیم.

    وبابت جیگرگوشمم تابی نهایتهاشکرت. ایموجی بوس باچشمک وخنده به خدا.

    الهی شکرامروزمشهدهوای عالی داشت وبرای پیاده روی حال میدادنمازظهرخواندم رفتم سمت میدون برم نونوایی لواش.

    گفتم : ازتوی محوطه ی فروشگاه فرهنگیان که 2تادرب دارد، ازدر سمت میدون واردبشم ازدرپائین فروشگاه به مسیرم ادامه بدم.

    امروزقصداجرای پیام بازرگانی داشتم !

    ولی ذهنم اصلا حس ،حال نداشت!

    واردمحوطه ی فروشگاه شدم 2تاخانم باشخصیت روی نیمکت نشسته بودن.

    سلام کردم وشروع کردم به پیامهای الهی،خیلی بااحترام به حرفهام گوش میدادن.وتحسین میکردن.

    یکیشون پرسیدازکی زندگیتون اینقدرآرام وباب دلتون شده!؟گفتم ازوقتی که این انگشت پَلَشت. قضاوت،گله،شکایت روازروی همه برداشتمو360درجه روی خودم چرخوندم.به محض قطع شدن انگشت من ازعوامل بیرونی!فوراً. اتصالم به منبع انرژی برقرارشد. وراههابازوبازترشدوکلی لذت بردن هنگام خداحافظی هر2خانم به نشانه احترام وخداحافظی دستشون رو، روی سینه شون گذاشتن وازجابلندشدن خیلی تشکرکردن ودعای خیربرام داشتن منم متقابلاً تشکرودعای خیرکردم.

    توی مسیربه مغازه ی گل فروشی شیرینی فروشی سلام وقبولی عبادات میگفتم.

    گوشیم زنگ زدبرداشتم دیدم عروس بزرگ برادرم که برادرپدری من است. عروسشون زنگ زدن احوال منوبپرسن چون روزاول ماه زنگ زدن ماه مبارک روتبریک بگن.

    کمی سرماخوردگی داشتم. بازامروزداشته میرفته حرم زنگ زده عمه جون بهتری؟گفتم آره بنده ی خدا ازتولدامام سجادپسرش توبیمارستان بستری آ ی سی

    یو. شده چندبارعمل سر انجام دادن خداهمه روشفابده. انشاالله.

    ازاینکه نفس رایگان میکشم وتمام نعمات به صورت هدیه مسخرمن است .

    هرچی خداروشکرکنم کم میارم!

    رسیدم نونوایی ذهنم میگفت اگه عرضه داری برای آقایون هم پیام بازرگانی اجراکن منم توصف برای 2تاآقاپیام اجراکردم.

    توی مسیربرای یک حاج خانم پیام اجراکردم کلی کیف کردحالش عالی شد.یک عالمه دعام کرد.

    الهی شکرت که مراپیام رسان شادی به نوبه ی خودم قبولم کردی.

    من قبلآ برای بیگانه وآشناازجون ودل مایه میذاشتم ولی الان خودم هستم باعزیزدلم و4تاشاهزاده هام وعروس گلم.

    هفته ی قبل از ماه مبارک عقددخترخواهرم بود.

    که خواهرجون جونیش (خواهربزرگه)نیومده بود مجلس به علت دعوت نکردن پسرش تویک ساختمون زندگی می‌کنند دلخوربود.

    وداداش کوچیکه رودعوت نکرده بوددلخوربودن توی مراسم نبودن ¡!!!!!!!!!!!

    منم هیچ تماسی باخواهروبرادرم نگرفتم که چراتومجلس نبودین بی اعتنا بودم. ولی روزقبل ازماه به 3تاخواهرهام و2تابرادرهام که همشون ازمن بزرگترن تماس گرفتم وماه مبارک روتبریک گفتم.

    شب پسربزرگم پرسیدتوی محضر چقدرکادو دادی ؟؟چون این دخترخواهرم چندوقتی من بهش شیردادم میگن به بچه هات محرمه!!!!من خودم قبول ندارم و به خاطرهمین حرفهاشون کمی دلخوری بین خودشون وعروس من راه افتاد!

    گفتم :این تومان! گفت: چون خاله بادخترخاله بزرگه گله میکردونفرین میکردمهمانهانیامدن وخبرندادن که به جاشون کسی رودعوت کنیم یابه محضرتعدادمیهمان بدیم!وهرکی که آمده بودکادوکم دادن ناله ونفرین داشته.

    به پسرم گفتم: جهان آینه است روزعقدداداشت قهرکرد.کادو. کم فقط به دامادداد.به عروسمون بی احترامی کردوهمین آبجی جون جونیش بادخترهاش روزعقدداداشت هیچی نخوردن به خاطراین خواهرسومی.

    حالاهمون خواهربزرگه برای دخترخواهرسومی نیامد.

    به قول خدابیامرز مادرم.

    ( گویش روستایی مشهدی)(ای کشتی گزارخودروی هرچه بکری مدروی )یعنی:

    هرکسی هرچه کاشت همون رو، درومیکند.

    گندم ازگندم بروید. جوز جو.

    به پسرم گفتم به حرفهاش توجه نکن اون همیشه مظلوم نمایی میکنه. الان یک هفته بیشترازمجلس میگذره خاله وخواهرزاده. هروز باهم هستندومدام تلفنی درارتباطن.

    همین امشب که تورفتی خونه شون بایداین حرفهابشه!؟اونم دامادجدیدازهیچی خبرنداره !

    پسرم گفت: دامادش تواتاق بودخواهرم باتلفن بلندبلندحرف میزده ناله ونفرین به ماهاداشته وگریه میکرده!گفتم اوناباهم همفرکانسن غصه نخورکمتربروخونه ی آبجیم!

    ولی بازهم من به همین خواهرم زنگ زدم وماه رمضان روتبریک گفتم.

    ودیشب دیروقت دختردایی عزیزدلم چندتاپیام پشت سرهم داد هنوزنخوندم تک زنگ نصف شب سریع وصل کردم جواب ندادبعدپیام دادببخشیدشارژندارم خیلی اوهم مظلوم نمایی میکنه درست سرپرست نداره ولی!!!!کمکم کن چیزی بخرم والی آخر.

    منم یک ‌کم بلاخره انسانم ناراحت شدم چون موقعیت کمک کردن به کسی روندارم وهی روخودم کارمیکردم نبایدحسم خراب بشه تاصبح که بیدارشدم همش پیامش توسرم بودازخانه که بیرون رفتم وبرگشتم آرومترشدم. عزیزدلم ازسرکاررسیدبراش تعریف کردم گفت مهم نیست فکرشونکن.واین ردپارواینجاگذاشتم.

    راستی دوتاپسرای بزرگم شکرخدادرمشیت الهی‌ برای ‌سفرکاری رفته بودن شهرستان.

    الهی شکرکه کارهاشون انجام شده وتوی کامنت دیشب گفتم 10 میلیون ضمانت نامه داشتن براشرکتشون امروزواریزشده الهی شکرت.

    کریدیت تمام کارها روبه خدامیدم.

    یک معجزه دیگه امروزرخ داد.

    برای واحدپیش خریدمون چندوقت پیش150ملیون وام واریزکردن برجی 6میلیون بایدواریزکنیم .

    قراره ازجایی این مبلغ به حساب عزیزدلم بیادچندروزدیرترواریزشدکه همزمان شدامروزاون پول هم براقسط واحدمون رسید دمت گرم خدااینقدقشنگ برنامه ریزی کردی.

    عاشقتونم مدام روی احساسم کارمیکنم که توی پَرقو ازش نگهداری کنم.ومدام به خودم یادآوری میکنم لیلا خانم موقع سفربه بهشت کره ی خاکی خداتمام اسپانسری این سفررابه عهده گرفت الا کنترل ذهن توراکه ابزارخلق زندگی تویه که به خودت درصحت سلامتی کامل داد.

    حالاجون بکن ببینم همین یک کنترل روعرضه داری نگهداری خدایاتویِ نگهداری همین یک قلمی که به من واگذارکرده ای از. ازل اجدادم تاابد. اولادخاتممان خودت نگهداری کن.

    به خدابدون توازپس این کاربرنمی آییم یاریمان ده آمین.

    حالاخودمونیم ولی لحظه تحویل کنترل ذهن وتعهدنامه هیچی یادم نیست اینوصادقانه میگم.

    ولی باالاجباربایدقبول کنم درصحت وسلامتی کامل بودم.

    اینوچه جوری باورکنم!!!؟؟؟؟

    استاددوست دارم درک وفهم کنم که چرا تن به این سفردادم!!!!!؟؟؟؟؟؟؟

    خدایاخیلی روانتربرام بگو.!!¡!!!!!!!!!!!!!!!!

    چرااینکار روکردم!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    یاحق جوابگوباش.راضیم به رضای خداولی دوست دارم برای انجام هرکارخیرونیک برای دل خودم کارکنم نه برای ثواب خدایاسیرم کن.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    مریم الماس گفته:
    مدت عضویت: 832 روز

    بنام خدای آرزوهای من

    سلام و درود

    روزشمار تحول زندگی : تعهد 144

    در دنیای مادی که ذاتش دوقطبیه و خیر مطلق نیست … بلکه اگر ما خواسته ای بخوایم ولی توجهمون به ناخواسته و محدودیت و کمبود هست ما فقط به همون محدودیت ها وحتی بیشتر هدایت میشیم

    در وجود ما یک قطب نما هست به نام احساسات … اگر احساسمون بد باشه یعنی داریم به چیزی توجه میکنیم که خواسته ما نیست و اگر حسمون خوبه یعنی طبق خواسته ی ماست

    پس اگر به زیبایی توجه کنیم لاجرم به سمت زیباییها و سلامتی بهتر ادمهای بهتر ووو… هم میریم… فارغ از شرایط موجود

    اگر منتظر باشیم جامعه درست بشه تا زندگیمون درست بشه این یعنی شرک … چون زندگی مارو خودمون با اعمال و باورهامون میسازیم پس اول روی تغییر خودمون کار کنیم

    روی مکان خاص زمان خاص فردخاص تمرکز نکنیم بلکه فقط کافیه روی خودمون کار کنیم جهان مارو به سمت مکان و شخص مناسب هدایت میکنه…

    به زیباییها توجه کنیم تا احساس خوب داشته باشیم و بعداز اون اتفافات خوب هم سراغمون بیاد آسان بگیریم تا آسانیها مارو پیدا کنند … اصلا بهتره علی بی غم باشیم

    خدایاشکرت دوستت دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    الهام اقایی گفته:
    مدت عضویت: 435 روز

    به نام‌خدا

    سلام به استاد عزیزومریم بانو جان

    پیشاپیش سال نو برشما ودوستان عزیزم مبارک

    استاد این فایل فوق العاده بود من باید توسال جدید خودما تغییر بدم نه همسر وبچه هام ونه کس دیگه‌ای را ؛توسال جدید فقط به زیبایی ؛ارامش؛سلامتی تمرکز کنم ؛خدایا ممنونم که تواین شب زیبا به این فایل هدایت شدم وتوی سال جدید بتونم خودما بهتر بشناسم وتمرکز را بزارم روی بهترینها,خدایا خودت مرا به بهترینها هدایتم کن ؛خداراشکر؛خداجونم هرچقدر هم شکر گزاری کنم بازهم کمه؛خداجونم این سال جدید سالی پراز سلامتی ارامش؛سعادت وثروت باشد.برای همه عزیزانم دراین خانواده صمیمی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    مریم رشیدی گفته:
    مدت عضویت: 805 روز

    به نام خدای بخشاینده

    تعهد238

    به محض این که عصبی بشم از فرکانس خدا خارج میشم و تمام ارتعاشاتم بهم میریزه باید روی خودم اینقدری کار کنم که هیچ کس و هیچ چیزی نتونه عصبیم کنه حالمو بد کنه منو بهم بریزه و واکنش نشون ندم چون قدرت واقعی تو سکوته

    ما در جهانی زندگی میکنیم که دو قطبیه یعنی هر چیزی با متضادش وجود داره و سنجیده میشه و هیچ وقت جهان خیر مطلق خوبی مطلق قشنگی مطلق نمیشه همه چیز باهم وجود داره و خدا تو قران گفته اگه من میخواستم میتونستم ی کاری کنم که همه مردم به من ایمان بیارن همه چیز یکدست باشه مطلق خیر باشه ولی این با معشیت من سازگار نیست پس این منم که انتخاب میکنم توی این جهان دو قطبی به چی توجه کنم و به هر چیزی توجه کنم و راجبش حرف بزنم از جنس همون بیشتر وارد زندگیم میشه و خدا همون چیزی رو بهم میده که من دنبالشم و دارم به نوعی به هر وسیله ای بهش توجه میکنم حالا صحبت در موردشه دیدنشه گوش کردنشه و خلاصه هر طور که دارم بهش توجه میکنم

    اگه احساسم بده یا هر نجنس از احساسی که بده دارم این نشون میده تو ذهنم تو فکرم دارم به چیزی توجه میکنم فکر میکنم که نمیخوام تو زندگیم اتفاق بیفته پس هر لحظه باید توجه کنم اگاهانه بفهمم دارم به چی فکر میکنم توی مغزم ذهنم و کنترلش کنم به چیزایی که میخوام تو زندگیم اتفاق بیفته فکر کنم راجبش صحبت کنم

    وقتی تو مسیر درست باشم درها برام باز میشه و خداوند هدایتم میکنه به شرطی که بهش ایمان داشته باشم و ازش هدایت بخوام و برا قدم اول ی حرکتی انجام بدم که ایمانمو در عمل بهش نشون داده باشم و اونوقت این میشه توکل واقعی

    فقط باید وقت ارزشمندمو بزارم برای تغییر خودم تغییر افکار خودم باورهای خودم روی کار کردن روی شخصیت خودم توانایی های خودم و دنبال تغییر خانواده و خواهرو برادرو همسر و دوست و هیچکس دیگه ای نباشم

    وقتی که من افکارمو و جهت دهی افکارمو تغییر بدم بسیار زودتر از انچه که فکرشو بکنم اتفاقات معجزه اسا رخ میده تو زندگیم یعنی هر روز زندگیه من معجزه میشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    اکرم گفته:
    مدت عضویت: 1397 روز

    سلام به استاد عزیزم و سلام به خانم شایسته عزیز و سلام به دوستان فرکانسی

    استاد شما گفتید کسی در زندگی دارید که علی بی غم باشه

    پسرم خیلی آرام خیلی صبور وخیلی با حوصله و خدا خیلی قشنگ هدایتش میکنه به مکان عالی به جایی مناسب

    استاد از اول که رفت مدرسه چه معلم های خوبی داشت چقدر این معلم ها مهربان بودن

    بعد کم کم که بزرگ شد رفت هنرستان رشته خوبی اورد بعد دیبلم گرفت رفت سربازی دوماه اموزشی خدمت سربازی چه جای خوبی افتاد چه فرمانده خوبی داشت

    بعد از دوماه اموزشیش دوسال خدمتش بهتر ین جا افتاد چه غذا های خوبی

    به هرکه میگفتیم در این پادگان افتاده میگفتن اینجا مثل هتل هست چقدر همه دوستش داشتن باز اینجا فرمانده عالی داشت همه میگفتند چه شانسی داره

    چقدر اتفاق های خوبی براش افتاد

    استاد درباره ی پسر م یه موضوعع را بگم پسر من یه ماشین خرید و یه دوماهی این ماشین راداشت خیلیم بهش رسید بعد از چند وقتی یه اتفاقی بدی برای این ماشین افتاد

    واقعا میگم این ماشین اسقاطی شد هر کسی جا پسرم بود خیلی عصبی میشد ناراحت بود ولی پیش ما چیزی نمیگفت و به هر طریقی حالشو را خوب میکرد

    و این را بگم مقصر این تصادف خودش نبود و کسی دیگری بود

    و خیلی تو حال غم وغصه نبود نا خدا اگاه توجه به نا خواسته هانمیکرد

    و خدا انقدر قشنگ برا ش چید که از طریق این ماشین خیلی چیز های دیگری نصبیش شد

    و خدا خیلی کمکش کرد خداهدایتش کرد خدا دستش را گرفت چون با خودش در صلح بود چون توجه نه ناخواسته نمیکرد همش میگفت باشه خدا خودش درست میکنه

    خدا دید که من چقدر این ماشین را دوست داشتم همش میگفت خدا خودش درست میکنه

    این جمله را بگم با خودش درگیر نبود خودشو نخورد خودشو اراموم میکرد

    ولی اون پسرم دومم انقدر منفی باف هست و اتفاق های نا جوری براش پیش میاد چون همش با خودش درگیره همیشه ذهن منفی داره همیشه حالش بده میخواستم اینا بگم که اگر حالت خوب باشه اتفاق های خوبی برات پیش میاد

    و این پسر اولم

    خیلی با خودش در صلح هستش و من از خدا ممنونم بابت این هدیه خوب

    و دعا میکنم که خدا پسر دوم را هدایت کنه به مسیر خوب مسیر صلح و آرا مش مسیر پر از برکت فراوانی

    استاد ازشما مچکرم

    که خداا

    مشب منا هدایت کرد به این فایل و من خیلی درس گرفتم

    ممنون استاد گرامی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1192 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربانم خدایا شکرت سپاسگزارتم برای تمام داشته هایم

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانو مهربانم

    من و همسر چند روزپیش به یه مجلس عروس یکی از اقوام طرف همسرم دعوت شدیم اما از اونجایی که با بعضی از اقوام همسرم صحبت و رفت و آمد نداریم اونا هم دعوت بودن

    و من آرام بودم و تو مجلس اصلا اذیت نشدم انگار اونارو نمیشناسم و ذهنمو سمته زیباییها بردم

    کنترل ذهن داشتم و روی اصول خودم موندم

    و تو جمعشون نرفتم که بگم با خودم بقیه چی میگن درباره من یا برم منم بشینم کنارشون و الکی صحبت هم بکنم تا مردم درباره من خوب فکر کنن

    نه هیچ کدوم از ابن کارها رو نکردم

    و لذت بردم از اون مجلس و روز بعد هم‌اومدیم

    و کاری به هیچ کس نداشتم

    وفتی چیزی رو یا کسی رو دوست نداری و اعراض میکنی ازشون باید در هر شرایطی همونطور عمل کنی و جسارت به خرج بدی و مواظب احساست باشی و افکار تو کنترل کنی

    و این یعنی ارزش قائل شدن برای خودت و احساست

    استاد ممنونتم سپاسگزارتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: