live | باورهایی برای امکان پذیری آرزوها


سرفصل آگاهی های این فایل شامل:

  • قدرت شگفت انگیز تضادها؛
  • “تضادها”، انگیزه های لازم برای حرکت در مسیر خواسته ها را در ما ایجاد می کنند؛
  • چگونه – حتی در شرایط نامساعد – ذهن خود را به سمت آنچه می خواهیم، جهت دهی کنیم؛
  • شرایط کنونی، حاصل باورهای ماست. به اندازه ی بهبود باورهای ما، شرایط کنونی هم بهتر می شود؛
  • هماهنگی با خداوند یعنی: به احساس خوب رسیدن در دل همین شرایط کنونی؛
  • توقع از دیگران، نمود بزرگی از شرک است؛
  • رابطه ما با خداوند به عنوان انرژی خالق؛

منابع مرتبط با آگاهی های این قسمت:

دوره 12 قدم


برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | باورهایی برای امکان پذیری آرزوها
    108MB
    14 دقیقه
  • فایل صوتی live | باورهایی برای امکان پذیری آرزوها
    13MB
    14 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

642 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «روح اله عبداللهی» در این صفحه: 1
  1. -
    روح اله عبداللهی گفته:
    مدت عضویت: 4281 روز

    تا کنون استاد ۱۵ لایو برگزار کرده و من در اکثر آنها حضور داشتم. هدف استاد از برگزاری لایو معرفی صفحه اینستاگرام و البته پاسخ دادن به سوالات دوستان است. اما من و مسلما تعداد زیادی از دوستان برداشت اشتباهی از این پرسش و پاسخها داریم. در نظر من وقتی استاد به سوال فردی پاسخ می دهد در واقع او را تایید و بقیه را رد می کند. مثل معلم یا مربی که روی چند شاگرد نخبه اش حساب کرده و به سوالات آنها پاسخ می دهد. می دانم که این از عزت نفس پایین نشات می گیرد. اما کنترل نجواها کار سختی است. یاد کودکی ام می افتم که چطور به راحتی از طرف همکلاسی ها، دوستان و خانواده نادیده گرفته می شدم. چطور به سوالات و حرفهایم می خندیدند یا اصلا به من توجهی نمی کردند. بعد من در ذهنم خودم را مسخره می کردم و می گفتم باز یک حرف چرت زدم و باعث تمسخر دیگران شدم. هر قدر بزرگتر شدم بیشتر باور کردم که من فقط چرت و پرت می گویم و حرفهایم ارزش توجه ندارند. بعد به یک دلقک تبدیل شدم که فقط نقش بازی می کند تا دیگران را بخنداند. نمی توانم جدی صحبت کنم و مرز بین جدی و شوخی بودن را گم کرده ام. الان هم در جامعه وقتی می خواهم صحبت کنم یا سوالی بپرسم این افکار شروع می شود که چرا می خواهی با سوالات و حرفهای بی ارزشت وقت دیگران را بگیری؟ بعد موقع صحبت کردن صدایم می لرزد و می ترسم طردم کنند. البته استادی که به ما داشتن عزت نفس را یاد می دهد نمی خواهد ما را تحقیر کند. اما این جهان است که به فرکانس من پاسخ می گوید. فرکانس فردی که نه خودش و نه کلماتش دیده نمی شوند. چون یک ماسک به صورتش زده و فقط دنبال راهی است که تایید دیگران را برای خودش بگیرد. البته الان خیلی عزت نفسم بالاتر رفته. اما هرچه بیشتر خودم را می شناسم بیشتر می فهمم که راه درازی برای رسیدن به عزت نفس بالا در پیش دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 62 رای: