live | باورهایی برای امکان پذیری آرزوها
سرفصل آگاهی های این فایل شامل:
- قدرت شگفت انگیز تضادها؛
- “تضادها”، انگیزه های لازم برای حرکت در مسیر خواسته ها را در ما ایجاد می کنند؛
- چگونه – حتی در شرایط نامساعد – ذهن خود را به سمت آنچه می خواهیم، جهت دهی کنیم؛
- شرایط کنونی، حاصل باورهای ماست. به اندازه ی بهبود باورهای ما، شرایط کنونی هم بهتر می شود؛
- هماهنگی با خداوند یعنی: به احساس خوب رسیدن در دل همین شرایط کنونی؛
- توقع از دیگران، نمود بزرگی از شرک است؛
- رابطه ما با خداوند به عنوان انرژی خالق؛
منابع مرتبط با آگاهی های این قسمت:
برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | باورهایی برای امکان پذیری آرزوها108MB14 دقیقه
- فایل صوتی live | باورهایی برای امکان پذیری آرزوها13MB14 دقیقه














به نام رب
سلام به استادان عزیزم
سلام به همراهانم در این مسیر زیبای خودشناسی وخداشناسی وپاکسازی ذهن
استاد جانم ومریم عزیزم بی نهایت سپاسگزارم بخاطر این سری از فایلها که روی سایت گذاشتین …
خیلی وقته که کامنت نذاشتم.
از خدا هدایت خواستم وگفت برو شروع کن من برات هم میگم وهم مینویسم ..
از سال 97 با شرایط بسیار سخت شروع کردم .
سخت ونامناسب از هر لحاظ
بدهکاری ورشکستگی مالی
روابط بسیار متشنج وپر از تنش با همسرم واطرافیان
قلبی پر از غم واندوه وگله وشکایت از خدا
بیماریهای عجیب وغریب
مستاجری
خانه ای که در تصاحب بانک بود
در رنج و در رنج ودر رنج بودم.
تا اینکه اردیبهشت 97 بسیار اتفاقی نام شمارا از زبان یکی از مخالفینتون شنیدم .
کنجکاو شدم این شخص کیه ؟
سرچ کردم در یوتیوب…
وشروع آشنایی من از اونجا بود ..
از فایلهای توحیدی ..
انگار گنج پیدا کرده بودم…
شبانه روز گوش میکردم وگریه وگریه وگریه…
حرفهاتون مثل مرهمی روی زخمهای چندساله ام بود..
ارامش ورهایی میداد..
خودم رو به خدا نزدیکتر ونزدیکتر حس میکردم. شروع یه حرکت بود به سمت اصلم.
آنقدر به دلم مینشست که تصمیم گرفتم وتعهد داشتم که مثل وحی بدون چون وچرا باور کنم هرآنچه که از زبان شما میشنیدم.
وضعیت مالی بسیار بدی بود.
با فایلهای رایگان درون سایت شروع کردم به تغییر باورهام.
با خوندن کامنتها این تغییرات در عمق وجودم نفوذ بیشتری میکرد وتثبیت بهتری پیدا میکرد.
در آن زمان شغل جگرکی داشتم در یک مغازه ی کوچک اجاره ای که حتی از پس هزینه های خود مغازه هم مثل اجاره وقبوض آن برنمیادیم.
با بدهکاری به زغال فروش وگوشت فروش والا ماشالله.
درآمد ماهیانه ام تقریبا دو ملیون بود.
در خانه ای کوچک 60 متری قدیمی اجاره نشین بودم.
خانه ی خودم هم به علت بدهکاری به بانک توسط بانک مصادره شده بود..
تمام این تضادها در دلم پر از آشوب ونگرانی بود.
تا قبل از این اگاهیها خداوند را بخاطر بی عدالتی اش مورد گله وشکایت قرار میدادم.
ولی وقتی فهمیدم قانون چیه ومن چطور با این شکوه وشکایت دارم به سرعت خودم رو از مسیر خوشبختی وارامش وثروت وسلامتی دور میکنم به خودم اومدم.
تصمیم گرفتم طبق آموزه های استاد عمل کنم.
گشتم در زندگیم ببینم چی دارم که بخاطرش شکر گزار باشم.
ذهنم میگفت چیزی نداری.تو چیزی نداری…
ولی من میگفتم چرا سلامتی خودم وهمسرم وبچه هام که هست پس برای همین نعمت بزرگ سپاسگزارم.
وشب وروزم را برای این نعمت مینوشتم وشکر میکردم
میرفتم سر یخچال برای یک غالب کره ی داخل یخچالم که تنها چیزی بود که در یخچال بود از عمق وجودم شکر میکردم.
می رفتم برای تراس کوچک یک در یکم شکر میکردم.
برای فرش زیر پام شکر میکردم.
برای چندتا اسکناس که توی کیفم بود شکر میکردم.
برای هفته ای یکبار میوه خریدنم شکر میکردم.
برای سالی یکبار خرید کفش ولباس برای بچه هام شکر میکردم.
برای گلدان های سبز پتوسم توی آشپزخونه شکر میکردم.
برای نوشیدن یک لیوان چای رو به پنجره با عطر باران شکر میکردم.
برای دیدن ستاره ها وماه وابرها وخورشید شکر میکردم…
برای چشمان زیبای پسرم ودخترم شکر میکردم.
برای تک تک مشتریهای جگرکی شکر میکردم..
برای حمام برای آب گرم برای هرچیز که در آن زمان داشتم ومیدیدم شکر میکردم.
برای خانه ی 3 خوابه ی دوستم شکر میکردم.
برای ماشین شاسی بلند اون یکی دوستم شکر میکردم.
برای مبل قشنگ خونه خواهرم شکر میکردم.
برای مغازه ی بزرگ برادرم شکر میکردم.
برای تن سالم ورزشکاری خواهر کوچکم نداطلایی شکر میکردم.
برای سفرها وامکانات رفاهی دوستانم شکر میکردم..
ودر قلبم باور داشتم که با این شکر گزاری ها احساس بهتری داشتم.
حسم هر لحظه بهتر وبهتر میشد.
ویا این حس خوب باورم به مسیر قویتروقویتر میشد .
میگفتم درسته که چیزی ندارم ولی همینکه از شکایت به سپاسگزاری واز دل آشوبی ونگرانی به آرامش رسیدم همین کافیه.
ارامش وحس خوشبختی انقده توی وجودم عمیق وعمیقتر میشد که من به بی نیازی قبل از بی نیازی رسیدم.
شبها تا نیمه شب وحتی گاهی تا صبح دفترها پر میکردم از شکر خداوند واز عشقبازی با او .
فایلهای رایگان را تماما دانلود میکردم وده ها بار گوش میکردم .مینوشتم.ودر زندگی عمل میکردم.
هر الهامی شد که متناسب با شرایطم بود انجام دادم…
با ترسهام روبه رو شدم.
از شرکهام دست برداشتم.
توجهم رو از ناخواسته ها برداشتم از کمبودها برداشتم وروی داشته ها وزیباییها گذاشتم.
روی ورودیهای ذهنم توجه کردم.
تا اینکه خداوند اتفاقات رو جوری رقم زد که در وهله ی اول بدهیها پرداخت شد.
چون درآمدم در عرض کمتر از یک ماه 3 برابر شد.
وبعد به خرید قدم های 12 قدم هدایت شدم وداستان خرید قدم اول را در قسمت معرفی 12 قدم گفته ام که آن هم بسیار شیرین وشنیدنیست.
با شروع 12 قدم وتعهد بی قیدوشرط من زندگیه من تحول چشمگیری در تمام ابعاد پیدا کرد که البته آنقدر نامحسوس بود که اگر من در قدم اول چکاب فرکانسی را انجام نداده بودم در قدم 12 متوجه این حد از تغییرات آن هم به صورت کاملا طبیعی نمیشدم..
الان به لطف خداوند واموزشهای استاد عزیزم بیشتر محصولات را دارم .
و هم اکنون که این کامنت را ثبت میکنم برای قویتر شدن ایمان خودم ودوستان برای ادامه ی مسیر مینویسم که کجا هستم…از کجا به کجا رسیدم .
جگرکی کوچک تبدیل شده به دوتا شعبه ی بزرگ که مجموع آنها نزدیک به 400 متر هست.
درآمد 2 ملیونی فکر میکنم الان بالای ماهی 500 ملیون باشه ..
خانه ی مستاجری 60 متری قدیمی تبدیل شده به دوتا خونه ی 3 خوابه 160 متری و130 متری
خانه ای که درآن چند ماهه ساکن شدم پراست از امکانات رفاهی با کیفیت وعالی مثل مبل وفرش دستبافت وتی وی بزرگ ویخچال ساید وماکرفر و ماشین ظرفشویی ولباسشویی وتخت وکمد دیواری برای هر سه خواب وناهار خوری وتراس بزرگ با کف چمن مصنوعی وصدها نعمت وامکان دیگه مثل کتابخانه ی شخصی ومیزوصندلی کار برای خودم
وبرای بچه هام هر کدام جدا
مطبخ کوچک ولی کامل با کف چوب ترمو
پنجره های بلند وبزرگ در هر طرف خانه
165 متر خانه ی بسیار زیبا و روشن
کابینتهای ترک وبا کیفیت وزیبا که هرکس میاد خونمون از زیبایی وقشنگ بودن وبا کیفیت بودن این خونه به شوق میاد وبارها وبارها خدارو شکر میکنن.
عزیزانی که گذشته ی من رو دیدن وقتی میان خونه وزندگی وامکانات منو می بینن بی اختیار منو بغل میکنن واشک میریزن وبهم میگن تو لیاقتش رو داری
وچقدر باورشون به مسیر من قویتر میشه.
به اینکه مسیر رسیدن به خواسته ها فقط از راه توجه کردن به داشته ها میگذره.
چون اونها شاهدن که من توی این 5 سال فقط داشتم روی خودم کار میکردم.
روی باورهام کار میکردم.
روی احساس خوب سپاسگزاری کار میکردم.
وبه الهامات عمل میکردم.
با هر چیزی که داشتم حالم خوب بود ..
حتی برای داشته های دیگران فقط شکر گزاری میکردم والان خودم توی امکانات وشرایطی زندگی میکنم که بسیار عالیه ودیگران دارن برای من شکرگزاری میکنن.
جهان آیینه وار وریاضی وار همه ی احساسات منو داره بهم برمیگردونه.
سفرهایی که هرسال به نقاط مختلف کشور میرم بسیار با کیفیته توی این مداری که هم اکنون هستم شده فقط هزینه ی ویلا برای 3شب من بشه 25 ملیون تومان.
وجنگلها وابشارها ودریاچه ها وجزیره هایی رو رفتم ودیدم که مثل رویا ومثل بهشت بودن ..وسریال سفر به دور امریکا وزندگی در بهشت در این مورد خیلی کمک کرده وفرکانس سفرهای من با دیدن این سریالها ارسال شده وخیلی زود خودم رو در موقعیت طبیعی اون مکانهایی که شما نشونمون دادین دیدم وگفتم عه چه جالب چقدر شبیه اونجایی هست که استاد ومریم جان رفتن…
تبدیل شدن یه غالب کره توی یه یخچال کوچیک الان به وفور ونعمت وفراوانی میوه ونوشیدنی وغذاهای متنوع در حد ترکیدن یخچال ساید هست.
تبدیل شدن یک بدن چاق وبیمار به یک تناسب اندام فوقالعاده وبدنی پراز انرژی ونشاط وشادابی وطراوت ودر سن 43 سالگی مثل یک جوان 25 ساله شدم به برکت دوره ی باارزش قانون سلامتی..
تبدیل شدن روابط داغونم با همسرم وعزیزان به رابطه هایی عاشقانه وپراز احترام وارامش وبدون هیچ وابستگی وبا عشق بدون قیدوشرط با همه خصوصا با همسرم وبچه هام..
ارامش درونی وحس خوشبختی که از شروع مسیر تا به امروز بامن بوده وهست.به لطف آموزش ها واگاهیهای شما استاد عزیزم هر روز چشمم را در بهشت باز میکنم با احساس بهشتی وخوشبختی وسعادت زندگی را با ستاره ی قطبی شروع میکنم .
آسان هستم برای هر آسانی.
قدم های کوچک واما مستمر برداشتم.
همیشه با شما بودم هرچندکه کامنت ننوشتم.
به الهامات عمل کردم چون وصل بودم شنیدم واقدام کردم.
وخودمو لایق دریافت الهامات وایده ها باور کردم.
سپاسگزار بودم حتی برای تضادها چون باورم این بود که در دل این تضاد از طرف خداوند برای من نعمت وبرکت عظیمی فرستاده شده چون من همیشه در مسیر دریافت نعمت وبرکتم وباور داشتم که خداوند عاشق منه واین تضاد هم در دلش عشقی وخدمتی وجود داره …
با هر سختی آسانی هست.
ودر هر اتفاقی خیری هست.
بچهها بچهها بچهها مسیر رسیدن به خواسته ها خیلی خیلیییییییییییییی راحته من که فقط سوت زدمو تو مسیر سرسبز زندگی سر خودمو به هر چی خواستم رسیدم .
فقط با شکر گزاری برای هرچی که توی همی لحظه نعمته .
شکر گزاری برای چیزی که فکر میکنی مشکله برات ولی نیست این توهم ذهنمونه.
چون خداوند عشق مطلقه .خیر مطلقه فقط با این جهان دوقطبی با این تضادها خواسته هامون روشنتر میشه وانگیزه هامون قویتر میشه و پیشرفت میکنیم به مراحل بالاتر ودرجا نمیزنیم ورشد میکنیم .
همه ی ما از خداییم تجلی خدا روی زمین هستیم .
خداوند از طریق ما داره تجربه میکنه وبه گسترش وپیشرفت جهان کمک میکنه.
پس بیایید روی خودمون کار کنیم .
کاری به بیرون از خودمون نداشته باشیم .
با هر مساله ای راه حل اون مساله هم هست .
فقط هدایت میشیم اگر با باورمناسب در احساس بهتر قرار بگیریم وبه این روند ادامه بدیم به راه حل های مناسب هدایت میشیم.
استادان عزیزم عاشقتونم.
وسپاسگزار شما هستم .
سلام مریم عزیزم
منم مشتاقانه دیدگاههای شما رو میخونم ودنبال میکنم.
براتون خیلی خوشحالم.
خداروشکر میکنم که توی این مسیر ثابت قدم بودم.
ومتعهدانه ادامه دادم تا هم خودم نتیجه گرفتم وهم چراغ ایمان به مسیر و دردل دوستان گلی مثل شما روشن میکنم.
مسیر همینه فقط باید ادامه داد .
از شما سپاسگزارم برای لطف بی نهایت شما.
مریم عزیزم من هم روی ماه شمارو میبوسم.
سلام میکنم به دانای عزیزم
شاید دیر باشه ولی مطمئنم بهترین زمان الان بوده برای پاسخ
تمرین ستاره قطبی
دانای قشنگم هیچ تکنیک خاصی نداره .
فقط دفترت رو درسکوت صبحگاهی باز کن وقلمت رو دست بگیر و به دوروبرت نگاه کن وبگو خداجون من الان توی این لحظه چی دارم که براش شکر کنم …
اگه چیزی نظرت رو جلب نکرد یه نگاهی به دستات به انگشتان دستت به چشمات به گوش هات به نفسهات به پاهات …
حسشون کن..
ببین اگر یکیشون نبود اوضاع چطور بود..
بعد کم کم میبینی که هر نعمت وداشته ای میاد جلوی چشمت ویه عرض اندامی میکنه و میگه منم هستم برای منم شکر کن ،اگه من نبودم اینطوری میشد واونطوری میشد …
واصلا یه شورو شوقی ایجاد میشه که احساس میکنی تمام ذرات اطرافت تمام نعمتهات و تمام داشته هات به رقص درمیان ،همشون خوشحال وسرمستند از اینکه وارد زندگی تو شدن تا بهت خدمت کنند وهمه خود خدا هستند که داره بهت عشق میرسونه خدایی که به شکل موبایل درومده
خدایی که به شکل عزیزانمون درومده ..
خدایی که به شکل اب وقهوه ی صبحگاهی درومده ..
خدایی که به شکل گلدان درومده..
خدایی که به شکل دفتر وخودکار ومیز وصندلی درومده …
خدایی که به شکل قالی درومده …
اره درسته دانا جان ..
درست فهمیدی …
هر چیزی که مشاهده میکنی و حتی چیزهایی که در ظاهر به تو خدمت نمیکنه خداست ..
خدایی که به اشکال وفرم های مختلف در زندگی با ما ملاقات میکنه تا به ما عشق وخدمت برسونه ..
تا ما زندگی را زندگی کنیم ..
اخه ماهم خود خداییم ..
دانای خوبم
خداوند از طریق ما در بدن ما این دنیای مادی رو تجربه میکنه ..
و اسباب و وسایل وتمام چیزهای مورد نیاز و پاسخ تمام مسائل رو باخودش داره وایجاد میکنه …
پس دانای قشنگم
بیا برای یه فنجان چای شکر گزاری کن چون این خداست که میخواد تو طعم خوش چای رو حس کنی ..
برای آسمان شکرگزار باش که خداونده که میخواد باعث گشایش قلبت بشه …
برای خورشید شکرگزار باش که خداونده که میخواد نور وگرما وروشنی بهت برسه …
برای والدین سپاسگزاری کن که خداست که در بدنهای پدرومادر میخواد مهرو عشق وعطوفت خودش رو بهت برسونه …
برای غذای گرم سپاسگزار باش که خداست که میخواد به تو قوت وانرژی ببخشه و تو با چشیدن احساس لذت کنی …
دانای عزیزم..
بیا واز خواسته ها بگذر واونها رو به دست همین خدا بسپار
وفقط تنها کاری که میکنی این باشه که امروز چه دارم که برایش سپاسگزار باشم وچرا باید سپاسگزار باشم ..
مگر این نعمت برای من چه حسی دارد واگر نباشد چه وضعی خواهم داشت …
آن گاه خواهی دید که خداوند چگونه خودرا به فرم خواسته ها و امکانات و انسانها ونیازهای تو درآورده و وارد زندگیه تو میشود..
رها باش با این باور که میشود وچگونه شدن کار من نیست ..
دانای خوبم ..
خواسته های غالب من در دفتر ستاره ی قطبیم اینهاست ..
والبته که هربار تکامل یافته وبه این شکل درآمده..
پس از سپاسگزاری برای هر داشته ونعمتی که هست مینویسم..
خدایا شکررررررت که امروزم هدایت هات رو دریافت میکنم پس به واضح وروشن هدایتم کن جوری که بفهمم ودرک کنم ..
خدای مهربونم شکرت که هرلحظه تحت حمایت وپناه تو قرار دارم ..
خدای من سپاسگزارم برای اینکه همواره حضورت را حس میکنم تو هرلحظه بامنی..
خدای من از اینکه خودرا به شکل انسانها و اتفاقات و رویدادها به من نشان میدهی وبه من خدمت میکنی وعشق میورزی از تو سپاسگزارم.
خدای من از اینکه به من قدرت پذیرش انسانها در هر فرم و غالبی که هستند بدون برچسب و قضاوت را میدهی از تو سپاسگزارم.
همیشه به یاد میآورم که همه چیز و همه کس تو هستی و هرکسی را آنطور که هست بپذیرم ودست از تغییر دیگران و مقاومت با آنها بردارم با این باور که این شخص خدایی است که آزاد است هرآنچه میخواهد باشد همانطور که من آزادم..
خلاصه وار نوشتم عزیزم ..
چون هرروز تمرین ستاره قطبیم با روز قبل با توجه به فرکانس آن روزم گمی متفاوته ولی در کل و به صورت غالب اینطوره و تاشب من روی موج خداوند تنظیم هستم و تمام اتفاقات وادمها هم تقریبا بامن سازشون کوکه…
تورو به خدای عزیزم میسپارم .
به نام نزدیکترین نزدیک
سلام میکنم به مریم زیبا
سلام میکنم به استادان عزیزم ودوستان سلام به همراهان جان
چقدر خوشحالم که یک نفر دیگر از اعضای خانواده ام به من نزدیکه وخداوند بزودی ما رو به ملاقات هم هدایت میکنه ..
بله درسته مریم جان ما همون شهرکبابیم که گفتین ..
هرروزم با این ارزو میگذره که استادم و مریم عزیز و سایر عزیزانم بیان شهرکباب
فقط بگم استاد جان مسیرتون برای همه جواب میده ..
بگم استاد قانون برای همه یکیه …
اگه من و همسرم با رعایت قانون و قدم در مسیر هدایت گذاشتن تونستیم یه مغازه ی کوچیک جگرکی رو با کلی بدهکاری با طی کردن مسیری که استاد عزیزم اموزش داد وما فقط مثل وحی منزل پذیرفتیم وانجام دادیم و از زندگی لذت بردیم و باعشق تلاش کردیم تلاش به معنای لذت در مسیر مورد علاقه نه تقلی و رنج البته،الان تونستیم سومین شعبه ی خودمون رو ،شهرکبابمون رو افتتاح کنیم .
اینجا شهرکباب خداست .
ما فقط دستان خداییم برای اینکه با عشق خدمت کنیم و مولد ثروت باشیم وباعث گسترش جهان باشیم ..
مریم عزیزم..
ندا طلایی، زهره ،پروین ستاره ای در آسمان هفتم و حالا تو عزیز دلم مریم شجاعی خدارو شاکرم که هرروز تعدادمون بیشتر میشه ..
منم برای شما ارزوی موفقیت و ثروت وفراوانی و خوشبختی وخوشنودی دارم ..
منم بیصبرانه منتظرم تا روزی شمارو درآغوش بگیرم واز اون اشکهای نابی که با دیدن پروین وزهره ریختم ،جاری بشه ..
از اون اشکهای نابی که هر بار ندا رو در آغوش میکشم ،جاری میشه، جاری بشه..
این کامنت رو با حس وحال عالی در شهرکباب تایپ میکنم ..
هر روز از ساعت 11ونیم صبح تا 12 شب با عشق اینجا هستم و شانه به شانه ی همسرم با قدرت و باعشق فراوانی و وفور نعمت وبرکت خداوند رو بغل میکنم ..
از کارم ،از نتیجه ی تغییر مسیرم ،از نتیجه ی تکاملم ،از بودن با خدا واستاد با اینجا بودنم لذت زیادی میبرم واصلا گذر زمان رو حس نمیکنم .
عاشقتم دوست عزیزم .
به نام نزدیکترین نزدیک
سلام به محسن عزیز
لینک مربوطه
https://abasmanesh.com/fa/following-god-laws-transform-our-lives/?tx=5495
دوست خوبم چقدر خوشحالم که از مونترال کانادا پیامی دریافت میکنم از دوست همکارم و هم فرکانسم
داستان در چند کلمه خلاصه میشه …
سپاسگزاری برای آنچه داری.
قدرت دادن فقط به خدا
خود را لایق دریافت خواسته ها دانستن ..
سپاسگزاری. توحید واحساس لیاقت وارزشمندی
هرکدام از این سه کلمه کتاب کتاب حرف داره برای هرشخص ،بسته به شرایطی که درش قرار داره
ولی در عمل بسیار ساده و روشن و راحته وانجام پذیره
ونتایج مانند معجزه اتفاق میافته ..
وکم کم همین معجزات میشه بدیهی ترین رخدادهای زندگی..
محسن جان برای شماهم
ارزوی موفقیت روز افزون دارم .
درپناه خداوند سالم و خوشبخت باشید .
بیشتر برام بنویس از چالشهایی که دارید ومنم مینویسم و با حل کردن مسائل وچالشهای کسب وکارمون چقدر بزرگتر میشیم و چقدر به گسترش جهان کمک میکنیم و چقدر با انتشار اگاهیهامون از خودمون برای خودمون و اعضای خانواده ردپا میگذاریم.
دوستدار شما
لیلا بشارتی
به نام جان
سلام میکنم به سارای عزیزم
سارا جان وقتی که چیزی رو درخواست میکردم ،توجهم روی نبود اون درخواست بود
ولی وقتی دارم سپاسگزاری میکنم برای چیزی که هست سپاسگزارم وتوجهم روی بودنه نه کمبود یا نبودنش
واینکه عزیزم من درخواستهای روزم رو مثل برنامه ریزی تیتر میکنم و با سپاسگزاری مینویسم .
مثلا خداجونم سپاسگزارم امروز خونم براحتی تمیز ومرتب میشه.
خداجونم سپاسگزارم امروز نیروهای کارم کارشون رو باعشق انجام میدن.
خداجونم سپاسگزارم امروزم فراوانی و نعمت وبرکت خارج از تصور م بهم عطا میکنی
و…..
حالا اگه به این شیوه ی سپاسگزاری میشه گفت هم برنامه ی روزانه رو نوشتم و ذهنم مرتب میشه
هم سپاسگزاری کردم گویی که پیشاپیش نعمت رو دریافت کردم.
امیدوارم تونسته باشم منظورم رو برسونم.
ویه مورد دیگه اینکه
ستاره ی قطبی هم مثل نماز یه امر شخصیه.
وهرکس با هر زبونی که خودش حس خوبی داره مینویسه .
موضوع واصل احساسه سارا جان