live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
سرفصل آگاهی هایی که در این فایل توضیح داده شده است:
- قدم اول برای خلق شرایط دلخواه: مسئولیت 100% زندگی ات را بپذیر؛
- تفاوت ذهن فقیر و ذهن مولد؛
- توانایی تشخیص اصل از فرع؛
- فردی که مسئولیت حل مسائل زندگی اش را نمی پذیرد، به راحتی توانایی درونی اش برای حل مسائل را بلا استفاده می گذارد؛
- توقع از دیگران، نمود بزرگی از شرک است؛
- هر زمان از دیگران توقع داری، یعنی در مسیر شرک حرکت می کنی؛
- هز زمان خودت را مسئول خوشبختی خود می دانی، یعنی در مسیر توحید هستی و بر خداوند توکل کرده ای؛
- تمام بهانه ها و توجیهات فرد برای نتوانستن یا امکان پذیر نبودن، از شرک نشات گرفته است؛
- واضح ترین نمود توحید عملی این است که: مسئولیت زندگی ات را بپذیری؛
- وقتی روی بهبود افکار درونی ات کار می کنی، دنیای بیرونی خودش درست می شود؛
- “توحید”، تنها مسیر برای تجربه خوشبختی است؛
- مفهوم عملی ایاک نعبد و ایاک نستعین؛
- تمرکز بر آنچه می توانم بهبود ببخشم؛
- خاصیت ایده های الهامی؛
منابع کاملتر درباره درک این آگاهی ها:
برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی195MB42 دقیقه
- فایل صوتی live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی39MB42 دقیقه






به نام قدرتمند ترین فرمان روای جهان
سلام
دیروز من خیلی هدایتی رسیدم به پروژه خانه تکانی ذهن و تصمیم گرفتم از فردا صبح بطور جدی شروعش کنم
امروز صب زود تر از همیشه ی دفعه بیدار شدم ودیگه خابم نبرد
منم رفتم سراغ اولین فایل بادقت گوش دادم و جملاتی ک تو گوشم زنگ میزد و برام قابل تامل بودن رو یادداشت کردم
خدا میدونه از همون اول صب اتفاقای جالبی برام افتاد
یکی دوتای اولی شاید خیلی مهم نباشه ولی چیزی بود ک برام اصلا پیش نیومده بود
دختر من همیشه با گریه بیدار میشد و تا مودش خوب بشه یک ساعتی طول میکشید
امروز خیلی خوش اخلاق از خاب بیدار شد و اصلا گریه نکرد و بهونه نگرفت و خودش مشغول بازی شد و من به کارام رسیدم
خونه ما رو ب پارکه
از پنجره بیرون ونگاه کردم و ی پروانه خیلی زیبا دیدم و خیلی لذت بردم
من تا الان با چنین صحنه ای روبرو نشده بودم
حالا بگم براتون از اتفاق های مهم تر
من بعد از ی مدت طولانی مثلا بعد از 8_9سال دوباره نشستم پشت فرمون ماشین ک رانندگی کنم
ماشین همسرم سمنده و همش میگفت بذار ی پراید بگیرم ک هم جمع و جوره هم کم استهلاک تر هم خانما باهاش راحت ترن
اما من دلم پراید نمیخاست و هیچ جوره راضی نشدم ب خریدش
حدودا 4 ماهی ماشین زیر پای من بود و هرجا کاری داشتم انجام میدادم
تا این ک همسرم تصمیم گرفت ماشینو عوض کنه
ماشینو برد گذاشت بنگاه و ی مشتری براش اومد ولی مشتری ماشین رو برده بود تعمیرگاه نشون داده بود ظاهرا موتور ماشین آب و روغن قاطی کرده و کلی خرج برداشته
همسرم ب من زنگ زد و کلی شاکی شد ک ببین نذاشتی ماشینو عوض کنم چقد خرج برداشته
اما من حس خودم رو عالی نگه داشتم و ته دلم قرص بود ک هرچی بشه ب نفع منه
این در حالیه ک نجواها میگفت همسرت دیگه ماشین بهت نمیده هر ماشینی دستت باشه چون دست فرمونت خوب نیست زود خراب میشه تو باعث ضرر مالی شدی و ….
ولی من بهشون اجازه ندادم و دخترم رو بردم پارک و کلی بازی کردیم و کلا یادم رف
تا امروز ک خود همسرم ماشینو برده بود تعمیر گاه و رنگ زد گفت ماشین هیچ مشکلی نداره اونا بخاطر شبنم صبحگاهی فکر کردن ماشین آب و روغن قاطی کرده و ماشین کاملا سالم
امروز صب این خبرو شنیدم و خیلی خیلی خوشحال شدم
اتفاق بعدی این ک مدارک سمند همیشه داخل داشبورد ماشین بودن
و این مدت همیشه ماشین دست من بود نه همسرم.
حالا ک ماشین رو برای فروش برده بود متوجه شد ک مدارک نیستن
و من روحمم خبر نداشت ک کجا ممکنه باشن
و همسرم شاکی ک ماشین دست تو بوده چطور نمیدونی مدارک کجان
حالا کلی دردسر میشه
باید برم المثنی بگیرم
کلی وقتم هدر میره و ….
باز نجواها اومدن ک چقد حواس پرتی چرا مراقب نبودی دیکه ماشین بهت نمیده دیگه اعتمادش سلب شد و غیره
تا این ک باز امروز ک برده بود تعمیرگاه زیر صندلی رو نگاه انداخته و دیده مدارک زیر صندلی شاگرد افتاده بودن
من ی دختر 3 ساله دارم و احتمال میدم اون برداشته و از دستش افتاده رفته زیر صندلی
ب هر حال من از پیدا شدن مدارک خیلی امروز خوشحال شدم و شکرگذاری کردم
امروز قبل این ک کارای خونه رو انجام بدم رفتم اتاق خیاطی و لباس مشتریم رو حاضر کردم همین ک کارم تمام شد و بلند شدم برق رفت باز خیلی ذوق زده شدم ک ببین هدایت شدم ک اول خیاطی کنم ک برق میره بد قول نشم بعد برم سراغ ناهار و بقیه کارا
بعدش با خیال راحت رفتم تو آشپزخونه اما همش ک در حال کار کردن بودم خیلی گرمم شد از طرفی دخترمم بهونه میگرفت گفتم خدایا کاش برق میومد کولر میزدم ی کارتن هم برای بچه میذاشتم منو ول میکرد
تو همین فکرا بودم ک برق اومد
ینی اینجا برق همیشه دوساعتی میره
ولی امروز ساعت9 رفت و 9:45برق اومد
اینم باز برام خیلی جالب بود خدایا شکرررتتت ک انقد سریع الجوابی شکرت
این ها واقعا برای شروع برام خیلی دلگرمیه و خاستم اینجا ثبت بشه تا یادم بمونه و بازم زیبایی ها و اتفاقاتی ک خودم خلق میکنم رو ببینم و بفهمم و لذت ببرم و تو همین مسیر ثابت قدم بمونم