live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی

سرفصل آگاهی هایی که در این فایل توضیح داده شده است:

  • قدم اول برای خلق شرایط دلخواه: مسئولیت 100% زندگی ات را بپذیر؛
  • تفاوت ذهن فقیر و ذهن مولد؛
  • توانایی تشخیص اصل از فرع؛
  • فردی که مسئولیت حل مسائل زندگی اش را نمی پذیرد، به راحتی توانایی درونی اش برای حل مسائل را بلا استفاده می گذارد؛
  • توقع از دیگران، نمود بزرگی از شرک است؛
  • هر زمان از دیگران توقع داری، یعنی در مسیر شرک حرکت می کنی؛
  • هز زمان خودت را مسئول خوشبختی خود می دانی، یعنی در مسیر توحید هستی و بر خداوند توکل کرده ای؛
  • تمام بهانه ها و توجیهات فرد برای نتوانستن یا امکان پذیر نبودن، از شرک نشات گرفته است؛
  • واضح ترین نمود توحید عملی این است که: مسئولیت زندگی ات را بپذیری؛
  • وقتی روی بهبود افکار درونی ات کار می کنی، دنیای بیرونی خودش درست می شود؛
  • “توحید”، تنها مسیر برای تجربه خوشبختی است؛
  • مفهوم عملی ایاک نعبد و ایاک نستعین؛
  • تمرکز بر آنچه می توانم بهبود ببخشم؛
  • خاصیت ایده های الهامی؛

منابع کاملتر درباره درک این آگاهی ها:

 دوره 12 قدم


برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
    195MB
    42 دقیقه
  • فایل صوتی live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
    39MB
    42 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1956 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «نیلوفر صادقی» در این صفحه: 1
  1. -
    نیلوفر صادقی گفته:
    مدت عضویت: 2078 روز

    به نام قدرتمند ترین فرمان روای جهان

    سلام

    دیروز من خیلی هدایتی رسیدم به پروژه خانه تکانی ذهن و تصمیم گرفتم از فردا صبح بطور جدی شروعش کنم

    امروز صب زود تر از همیشه ی دفعه بیدار شدم و‌دیگه خابم نبرد

    منم رفتم سراغ اولین فایل بادقت گوش دادم و جملاتی ک تو گوشم زنگ میزد و برام قابل تامل بودن رو یادداشت کردم

    خدا میدونه از همون اول صب اتفاقای جالبی برام افتاد

    یکی دوتای اولی شاید خیلی مهم نباشه ولی چیزی بود ک برام اصلا پیش نیومده بود

    دختر من همیشه با گریه بیدار میشد و تا مودش خوب بشه یک ساعتی طول می‌کشید

    امروز خیلی خوش اخلاق از خاب بیدار شد و اصلا گریه نکرد و بهونه نگرفت و خودش مشغول بازی شد و من به کارام رسیدم

    خونه ما رو ب پارکه

    از پنجره بیرون و‌نگاه کردم و ی پروانه خیلی زیبا دیدم و خیلی لذت بردم

    من تا الان با چنین صحنه ای روبرو نشده بودم

    حالا بگم براتون از اتفاق های مهم تر

    من بعد از ی مدت طولانی مثلا بعد از 8_9سال دوباره نشستم پشت فرمون ماشین ک رانندگی کنم

    ماشین همسرم سمنده و همش میگفت بذار ی پراید بگیرم ک هم جمع و جوره هم کم استهلاک تر هم خانما باهاش راحت ترن

    اما من دلم پراید نمیخاست و هیچ جوره راضی نشدم ب خریدش

    حدودا 4 ماهی ماشین زیر پای من بود و هرجا کاری داشتم انجام می‌دادم

    تا این ک همسرم تصمیم گرفت ماشینو عوض کنه

    ماشینو برد گذاشت بنگاه و ی مشتری براش اومد ولی مشتری ماشین رو برده بود تعمیرگاه نشون داده بود ظاهرا موتور ماشین آب و روغن قاطی کرده و کلی خرج برداشته

    همسرم ب من زنگ زد و کلی شاکی شد ک ببین نذاشتی ماشینو عوض کنم چقد خرج برداشته

    اما من حس خودم رو عالی نگه داشتم و ته دلم قرص بود ک هرچی بشه ب نفع منه

    این در حالیه ک نجواها میگفت همسرت دیگه ماشین بهت نمیده هر ماشینی دستت باشه چون دست فرمونت خوب نیست زود خراب میشه تو باعث ضرر مالی شدی و ….

    ولی من بهشون اجازه ندادم و دخترم رو بردم پارک و کلی بازی کردیم و کلا یادم رف

    تا امروز ک خود همسرم ماشینو برده بود تعمیر گاه و رنگ زد گفت ماشین هیچ مشکلی نداره اونا بخاطر شبنم صبحگاهی فکر کردن ماشین آب و روغن قاطی کرده و ماشین کاملا سالم

    امروز صب این خبرو شنیدم و خیلی خیلی خوشحال شدم

    اتفاق بعدی این ک مدارک سمند همیشه داخل داشبورد ماشین بودن

    و این مدت همیشه ماشین دست من بود نه همسرم‌‌.

    حالا ک ماشین رو برای فروش برده بود متوجه شد ک مدارک نیستن

    و من روحمم خبر نداشت ک کجا ممکنه باشن

    و همسرم شاکی ک ماشین دست تو بوده چطور نمیدونی مدارک کجان

    حالا کلی دردسر میشه

    باید برم المثنی بگیرم

    کلی وقتم هدر میره و ….

    باز نجواها اومدن ک چقد حواس پرتی چرا مراقب نبودی دیکه ماشین بهت نمیده دیگه اعتمادش سلب شد و غیره

    تا این ک باز امروز ک برده بود تعمیرگاه زیر صندلی رو نگاه انداخته و دیده مدارک زیر صندلی شاگرد افتاده بودن

    من ی دختر 3 ساله دارم و احتمال میدم اون برداشته و از دستش افتاده رفته زیر صندلی

    ب هر حال من از پیدا شدن مدارک خیلی امروز خوشحال شدم و شکرگذاری کردم

    امروز قبل این ک کارای خونه رو انجام بدم رفتم اتاق خیاطی و لباس مشتریم رو حاضر کردم همین ک کارم تمام شد و بلند شدم برق رفت باز خیلی ذوق زده شدم ک ببین هدایت شدم ک اول خیاطی کنم ک برق میره بد قول نشم بعد برم سراغ ناهار و بقیه کارا

    بعدش با خیال راحت رفتم تو آشپزخونه اما همش ک در حال کار کردن بودم خیلی گرمم شد از طرفی دخترمم بهونه میگرفت گفتم خدایا کاش برق میومد کولر میزدم ی کارتن هم برای بچه میذاشتم منو ول میکرد

    تو همین فکرا بودم ک برق اومد

    ینی اینجا برق همیشه دوساعتی میره

    ولی امروز ساعت9 رفت و 9:45برق اومد

    اینم باز برام خیلی جالب بود خدایا شکرررتتت ک انقد سریع الجوابی شکرت

    این ها واقعا برای شروع برام خیلی دلگرمیه و خاستم اینجا ثبت بشه تا یادم بمونه و بازم زیبایی ها و اتفاقاتی ک خودم خلق میکنم رو ببینم و بفهمم و لذت ببرم و تو همین مسیر ثابت قدم بمونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای: