live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی

سرفصل آگاهی هایی که در این فایل توضیح داده شده است:

  • قدم اول برای خلق شرایط دلخواه: مسئولیت 100% زندگی ات را بپذیر؛
  • تفاوت ذهن فقیر و ذهن مولد؛
  • توانایی تشخیص اصل از فرع؛
  • فردی که مسئولیت حل مسائل زندگی اش را نمی پذیرد، به راحتی توانایی درونی اش برای حل مسائل را بلا استفاده می گذارد؛
  • توقع از دیگران، نمود بزرگی از شرک است؛
  • هر زمان از دیگران توقع داری، یعنی در مسیر شرک حرکت می کنی؛
  • هز زمان خودت را مسئول خوشبختی خود می دانی، یعنی در مسیر توحید هستی و بر خداوند توکل کرده ای؛
  • تمام بهانه ها و توجیهات فرد برای نتوانستن یا امکان پذیر نبودن، از شرک نشات گرفته است؛
  • واضح ترین نمود توحید عملی این است که: مسئولیت زندگی ات را بپذیری؛
  • وقتی روی بهبود افکار درونی ات کار می کنی، دنیای بیرونی خودش درست می شود؛
  • “توحید”، تنها مسیر برای تجربه خوشبختی است؛
  • مفهوم عملی ایاک نعبد و ایاک نستعین؛
  • تمرکز بر آنچه می توانم بهبود ببخشم؛
  • خاصیت ایده های الهامی؛

منابع کاملتر درباره درک این آگاهی ها:

 دوره 12 قدم


برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
    195MB
    42 دقیقه
  • فایل صوتی live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
    39MB
    42 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1956 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «محسن مهوری» در این صفحه: 1
  1. -
    محسن مهوری گفته:
    مدت عضویت: 1958 روز

    به نام خدا

    حمد و سپاس پروردگاری که منو هدایت کرد

    سلام به استاد عباس منش و خانم شایسته و همه شما دوستان عزیز

    من محسنم 38 ساله اهل اصفهان این اولین کامنت منه ، در حالی که سالهاست عضو این سایت هستم. من از اون دسته آدمایی بودم که کلا مخالف بود با این موضوعات و رسیدن به ته خط زندگی باعث شد عذابهام تموم بشه و روزهای خوبم شروع بشه. الان که دارم این متن رو می‌نویسم 54 روز از هدایت شدنم به مسیر آگاهی میگذره و باید بگم که لبریز از آرامشم و این آرامش برام قشنگ ترین چیز تو دنیاست.

    نتیجه ی هدایت شدنم به این فایل استاد یه متن شد که تایپش میکنم ، چون حالا قلبم میگه که باید اینکارو انجام بدم :

    *خدایا من تو رو هر روز و هر لحظه برای زندگیم انتخاب میکنم . خدایا من سال های سال بدون تو زندگی کردم . سالهای سال دنبال عشق و محبت می‌گشتم تو وجود آدم هایی که فکر میکردم چون دوستشون دارم منو دوست خواهند داشت . دنبال مرام و معرفت می‌گشتم توی رابطه با دوستام . و چشمم به دست آدم هایی بود که پولدار بودن و فکر میکردم رفت و آمد با اونا می‌تونه پول تو جیب من هم بکنه . ولی همه ی آدما ناامیدم کردن و چقدر کار خوبی کردن همه ی آدما …

    خداوندا ، حالا بعد از گذشتن 38 سال از زندگیم و گذشتن54 روز از هدایت شدنم به این نتیجه رسیدم که عشق واقعیِ من تویی ، آرامش واقعی تویی ، و تمام احساس خوبی که سال ها نداشتم و دنبال یه ذره ازش می‌گشتم فقط و فقط و فقط تویی…

    ته ته ته مرام و معرفت تویی و اونی که وقتی میگه «دوستت دارم» ، واقعی میگه ، فقط تویی ؛ چون وقتی به ته خط زندگیم رسیدم و همه ی زندگیمو از دست دادم و به افسردگی کامل رسیدم ، تو کنارم موندی و با چشمام دیدم که همه ی سال های بد گذشتمو جبران کردی …

    تو این 54 روز ذکر شب و روزم شده :

    پروردگارا سپاسگزارم

    به این میگن رفیق ، به این میگن یار ، به این میگن ته مرام و معرفت ، به این میگن عشق و مهر و محبت و دوست داشتن … به این میگن قدرت

    و من این رفیقو میخام و من خدایا تو رو میخام

    *خدایا تو منو شفا دادی

    *چنان آرامشی دارم که توی تمام سالهای زندگیم حتی یک درصدش رو هم تجربه نکرده بودم

    *ذره ای نگرانی در من نیست و این از لطف بی نهایت توئه پروردگارم

    *ذره ای غم و غصه در وجودم نیست ، در حالی که وقتی به سن 38 سالگی رسیدم یهو به خودم اومدم و دیدم کوهی از غم روی شونه هام سنگینی میکنه؛

    و تو و فقط تو نجاتم دادی و نزاشتی این سنگینی ها منو بشکنه …

    سالهای سال عاشق همه بودم جز خودم . سالها به همه کمک کردم جز خودم. سالهای سال دیگران مهم بودند و من اصلا مهم نبودم . سالهای سال تو قلبم صدام می‌زدی و من نمی‌فهمیدم …

    و اونقدر رفتم و رفتم تا به ته خط رسیدم و همه ی امیدهام ناامید شد و همه رفتند و من موندم و تاریکی مطلق … و تو دل سخت ترین و تلخ ترین و تاریک ترین دوران زندگیم فقط این جمله به ذهنم رسید :

    خدایا حالا دیگه فقط تو رو دارم

    همه ی درهای امید به روم بسته شد ، همه ی امیدهام ناامید شد و همه رفتند و همه چیز از دست رفت و فقط یه دونه در موند و یه دونه امید…

    فقط تو موندی و تمام امیدم به تو بود

    خلاصه که بدترین و تلخ ترین و تاریک ترین روزهای زندگیم ، بزرگترین و زیباترین و بهترین هدیه ی زندگیمو بهم داد و خدایا، تو رو پیدا کردم

    من گمشده ای رو پیدا کردم که سالهای سال توی کوچه و خیابون در به در دنبالش می‌گشتم

    و عشقی رو پیدا کردم که دوری ازش سخت و تلخ و عذاب آور و غم انگیز بود

    من تو رو پیدا کردم و به نهایت آرزوم رسیدم

    و حالا می‌خوام اعتراف کنم که:

    هیچ عشقی واقعی تر از تو نیست و هیچ یاری وفادار تر از تو نیست و هیچ رابطه ای خوشکل تر از رابطه با تو نیست و بی نهایت ازت ممنونم که منو به گمشده ای رسوندی که اکثر آدمهای دنیا در به در دنبالش میگردن

    و حالا احساس میکنم که بسیار خوشبختم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: