live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
سرفصل آگاهی هایی که در این فایل توضیح داده شده است:
- قدم اول برای خلق شرایط دلخواه: مسئولیت 100% زندگی ات را بپذیر؛
- تفاوت ذهن فقیر و ذهن مولد؛
- توانایی تشخیص اصل از فرع؛
- فردی که مسئولیت حل مسائل زندگی اش را نمی پذیرد، به راحتی توانایی درونی اش برای حل مسائل را بلا استفاده می گذارد؛
- توقع از دیگران، نمود بزرگی از شرک است؛
- هر زمان از دیگران توقع داری، یعنی در مسیر شرک حرکت می کنی؛
- هز زمان خودت را مسئول خوشبختی خود می دانی، یعنی در مسیر توحید هستی و بر خداوند توکل کرده ای؛
- تمام بهانه ها و توجیهات فرد برای نتوانستن یا امکان پذیر نبودن، از شرک نشات گرفته است؛
- واضح ترین نمود توحید عملی این است که: مسئولیت زندگی ات را بپذیری؛
- وقتی روی بهبود افکار درونی ات کار می کنی، دنیای بیرونی خودش درست می شود؛
- “توحید”، تنها مسیر برای تجربه خوشبختی است؛
- مفهوم عملی ایاک نعبد و ایاک نستعین؛
- تمرکز بر آنچه می توانم بهبود ببخشم؛
- خاصیت ایده های الهامی؛
منابع کاملتر درباره درک این آگاهی ها:
برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی195MB42 دقیقه
- فایل صوتی live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی39MB42 دقیقه






به نام پروردگار مهربان
اجرای توحید در عمل 18
استاد عزیزم سلام
چقدر خوشحالم که بعد از دو روز برگشتم و از توحید میشنوم و مینویسم
الهی شکر
با تموم وجود
استاد عزیزم موضوعی که مطرح کردین شاید الان برای ذهن من بدون هیچ بحثی پذیرفته باشه ،من هیچ مقاومتی براش ندارم.
ولی برمیگردم به سال 99 سال آشنایی من با شما
میخوام این بار بجای نکاتی که باید تغییر کنه ،خودم رو تحسین کنم برای تغییراتی که کردم.
این مطالب ،این که همه چیز رو از خودتون بخواین ، درگیر شرایط کشور نباشین ،از پدر و مادر انتظار نداشته باشین الان تو تموم وجودم رفته ولی واقعا 5 سال پیش اینطور نبود.
من به شدت درگیر عوامل بیرونی بودم و هیچ وقت فکر نمیکردم باید همه چیز از من و خدای درونم شروع شه.
لذت بخشه که نگاه میکنم و میبینم چقدر تغییر کردم ، دیگه چیزی از اون عاطی که درگیر عوامل بیرونیه نمونده ، هر چند جوونه ی توحیدش تازه داره جوون میگیره ولی اینو دیگه حداقل با خودش اتمام حجت کرده که اون بیرون خبری نیست .
همه چیز از من شروع میشه.
انگاری سال 99 شروع این باور بود ، من این باور رو خوب کاشتم و اتفاقا درخت تنومندی هم شد ولی چند سال فقط تو همین استیت در جا زدم .
یادم رفت در کنارش باید مادر اصلی جوونه ی توحید رو بکارم.
انگار وارد فازی شدم که همه چیز رو از خودم میخواستم ، و می دیدم خب من انسانم و محدود ، پس توانایی خارق العاده ای که باید بهم کمک کنه کجاست؟
از لحاظ تئوری میدونستم پروردگار اون قطعه ی گم شده ست ،حتی ظاهرا هم باهاش در ارتباط بودم ولی اون ارتباط عمیق و واقعی ؟
نه
این شد که تبدیل شدم به کسی که تقلا میکنه ، نه امیدی به بیرون داره نه اتفاقی از درون رخ میده ..
پشتم رو کرده بودم به نور و تو تاریکی دنبال رشد جوونه ی درونم بودم ،غافل از اینکه جوونه ی توحید درونم که درخت جاودانگیه، و میوه هاش همه ی اون چیزهایی هستن که من میخوام با نور پروردگار رشد میکنه.
نو رو دیدم ،رو مو کردم به سمت پروردگار ، از تاریکی ها فاصله گرفتم کمی ، ولی دیدم باز دارم به سمت تاریکی ها کشیده میشم
نور میخواست بهم بتابه ،منم رومو به سمتش کرده بودم ولی با دستام جلوی نور رو میگرفتم
توی قدم 17 از سفرم توی اجرای عمل در توحید به رهایی و تسلیم رسیدم.
دیدم
باید رها بود
باید قلبم رو وا کنم
باید رها باشم تا جوونه ی توحیدم آزادانه رشد کنه
راه رو نشونم بده
و
من آزادی واقعی رو تجربه کنم ..
رهایی درس این چند روز من بود و میسینگ پیس زندگی من
چرا که توحید تو زندگی من جایی نداشت