live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
سرفصل آگاهی هایی که در این فایل توضیح داده شده است:
- قدم اول برای خلق شرایط دلخواه: مسئولیت 100% زندگی ات را بپذیر؛
- تفاوت ذهن فقیر و ذهن مولد؛
- توانایی تشخیص اصل از فرع؛
- فردی که مسئولیت حل مسائل زندگی اش را نمی پذیرد، به راحتی توانایی درونی اش برای حل مسائل را بلا استفاده می گذارد؛
- توقع از دیگران، نمود بزرگی از شرک است؛
- هر زمان از دیگران توقع داری، یعنی در مسیر شرک حرکت می کنی؛
- هز زمان خودت را مسئول خوشبختی خود می دانی، یعنی در مسیر توحید هستی و بر خداوند توکل کرده ای؛
- تمام بهانه ها و توجیهات فرد برای نتوانستن یا امکان پذیر نبودن، از شرک نشات گرفته است؛
- واضح ترین نمود توحید عملی این است که: مسئولیت زندگی ات را بپذیری؛
- وقتی روی بهبود افکار درونی ات کار می کنی، دنیای بیرونی خودش درست می شود؛
- “توحید”، تنها مسیر برای تجربه خوشبختی است؛
- مفهوم عملی ایاک نعبد و ایاک نستعین؛
- تمرکز بر آنچه می توانم بهبود ببخشم؛
- خاصیت ایده های الهامی؛
منابع کاملتر درباره درک این آگاهی ها:
برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی195MB42 دقیقه
- فایل صوتی live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی39MB42 دقیقه






سلام
من میخوام تجربه ام از توقع داشتن از دیگران رو بنویسم
و تا وقتی ک این فایل رو درک کردم نمیفهمیدم
دیروز اولین جلسه خانه تکانی ذهن رو شروع کردم و امروز صبح دوباره شروع کردم تو دفترمم نوشتم
و ب این درک رسیدم و میخوام اینجا هم ثبتش کنم تا ردپا باشه برام
من چهار ساله ک ازدواج کردم و هرسال از شوهرم توقع دارم ک برام تولد بگیره برام هدیه بخره و یکاری کنه ک کلی ب من خوش بگذره منو بیرون ببره و هرطور شده منو خوشحال کنه
و از همون سال اول ازدواج دیدم ک شوهرم برام کیک نخریده بود گل نخریده بود و فقط بهم پول داد گفت خودت هدیه بگیر من نمیدونم چی برات بگیرم کلی گریه کردم خیلی زیاد ازش ناراحت شدم
کلی باهاش قهرکردم و سال دوم شوهرم فقط کیک گرفت ک من ناراحت نشم ولی باز من کلی گریه کردم ناراحت شدم چون توقع داشتم برام یه تولد قشنگ بگیره و هی میگفتم شوهرم ب من اهمیت نمیده و هم حال خودم رو بد میکردم ناراحت میشدم هم شوهرمو ناراحت میکردم و الان ک 4سال گذشته ولی من بازم همون مدلی ام هرسال توقعم از شوهرم بیشتر میشه هرسال اون یکاری میکنه ک منو خوشحال کنه ولی من باز ازش انتظار بیشتری دارم و امسال کلی ناراحتی درست کردم چرا برای من هدیه تولدم رو کم دادی وقتی ک هم کیک بود هم گل هم بیرون باز من ب هدیه گیر دادم و ناراحتی درست کردم و شوهرم گفت این اخرین باری بود ک برات تولد میگیرم هرسال تو همینطوری هستی
و من با تیکه و ناراحتی گفتم حالا چیکارمیکنی ک من دق کنم بگم وای دیگه برام تولد نمیگیره
خب نگیر گفت هرکار ک میکنم دیگ همونم نمیکنم
و درسی ک من الان متوجهش شدم این بود ک شوهرمن مسئول خوشحال کردن من نیست
شوهرمن مسئول حال خوب من نیست
شوهرمن وظیفش نیست ک برای من تولد بگیره و منو خوشحال کنه
من برای شوآف کردن برای نگاه مردم برای اینکه استوری و پست بزارم تو اینستا و ب بقیه نشون بدم ک شوهرم خیلی ب من اهمیت میده خیلی دوستم داره برام تولد عالی میگیره
و همیشه با ناراحتی هم ک شده میخواستم ب این هدفم برسم
و چقدر تو مسیر غلط بودم
خودم و شوهرمو کلی ناراحت میکردم ک ب مردم الکی نشون بدم ک چقدر من خوشبختم
خداروشکر ک خداوند هدایتم کرد
و شوهرم برای این اومده بوده ک ب من درس بده ک توقع از کسی نداشته باشم
من میپذیرم ک مسئول صددرصد زندگی خودم هستم
من با افکارم و فرکانسهام و باورهام شرایط زندگیم رو میسازم
من افکارم رو تغییر میدم باورهام رو تغییر میدم و شرایط زندگیم تغییرمیکنه رفتار شوهرم مادرشوهرم و اطرافیانم با من تغییر میکنه چون اون رفتاررو خودم با افکارم برای خودم بوجود اوردم
و ب یکبارهم چیزی تغییر نمیکنه
باید صبرداشته باشم و روی خودم روی باورهام کارکنم
من ب خداوند تکیه میکنم و ایرادات رو در درونم درست میکنم جهان اطرافم تغییر میکنه
وقتی ک من شخصیتم تغییرکنه
وقتی ک من باورهام تغییر کنه
وقتی ک من عمل کنم ب این آگاهی ها
خدایا بینهایت ازت سپاسگزارم برای دریافت این آگاهی ها
خدایا کمکم کن درک کنم و عمل کنم
استاد عزیزم ازشماهم بینهایت سپاسگزارم
خدایا کمکم کن دراین مسیر سابت قدم بمون الهی آمین
ب نام خداونده بخشنده مهربان
جلسه اول (پروژه خانه تکانی ذهن )
من چون تا دفتر خودکاربرمیدارم دخترم میادازم میگیره و نمیزاره نکته برداری کنم همین الان ب ذهنم رسید ک خب استاد ک همیشه میگه تو کامنتا بنویسید چرا همینجا نمینویسی ؟
اینجا بهترین جا برای نت برداریه دخترم کاری نداره با گوشیم هم میتونم گوش کنم هم یادداشت کنم
خدایا شکرت برای این سایت الهی
(هرکس داره نتیجه افکار خودش رو میبینه )
من میپذریم ک مسئول صد درصد زندگی خودم هستم .
پدر، مادر، همسر ، فرزند ، کارفرما، رئیس جمهور و هیچکس دیگر مسئول زندگی من نیست و فقط خودم مسئولم .
شوهرمن مسئول شرایط زندگی من نیست
هیچ آدمی بیرون از ما مسئول زندگی ما نیست
اگر من بشینم تو خونه و هیچکار نکنم و انتظارداشته باشم ک شوهرم هزینه های منو بده این یعنی من بیمصرف ترین ادمم بدردنخورم
پس این نگاه رو میزارم کنار
و هزار بار تکرار میکنم تا قبولش کنم ک شوهرمن مسئول زندگیع من نیست
من خودم باید پول بسازم
هیچکس نمیتونه شرایط زندگی منو تغییر بده
و فقط خودم و خودم و خودم هستم ک میتونم زندگیمو تغییر بدم من با تغییر افکارم و توانایی هام و توکل ب خدا میتونم زندگیم رو تغییر بدم .
محل زندگی من ربطی ب ثروتمندشدنم نداره .
فقط ب باورهام ربط داره
شرایط زندگی من نتیجه افکار و باورهای منه .
ذهن فقیر میگه وظیفه شوهرته ک ب تو پول بده هزینه هاتو مخارجه تو بده اون مسئوله
ولی اون دوقرون دوهزاری ک شوهرم ب من بده جلوه میلیون ها و میلیاردهاتومن پول و ثروت رو ب زندگیم میگیره
پس من باید ب توانایی های خودم ب خدای خودم
ب قدرت درونیه خودم تکیه کنم
اگر تفکرمن بصورت بنیادین تغییر کنه و من بپذیرم ک خودم مسئول زندگی خودم هستم با تغییر تفکرم و باورهام با توکل بخدا با توانایی های خودم میتونم میلیون ها و میلیاردها ثروت بسازم و ب بهترین شهرها و کشورها با بهترین امکانات سفرکنم
میتونم هرچی ک میخوام بخرم و راحت زندگی کنم.
من خودم دارم اتفاقات زندگیم رو رقم میزنم و نیازی نیست منتظر حقوق شوهرم باشم
من ب درون خودم نگاه میکنم ب افکارم و ب باورهام و سعی میکنم ایرادات رو تو درون خودم پیدا کنم و درستشون کنم .
مسائل و مشکلاتمون رو خودمون باید حل کنیم و منجی نمیتونه از بیرون بیاد مشکلات منو حل کنه .
یکباره هیچی تغییر نمیکنه باید صبرکنیم تا افکارجدید رشدکنه و عمل کنم ب این آگاهی ها
و رفتارم و عملم باید نشون بده ک من پذیرفتم ک خودم مسئول شرایط زندگیمم
و هرلحظه ک فکرکنم پدرم مادرم شوهرم مسئول شرایط زندگیمه من در مسیر غلط هستم .
من باید بهانه هارو کناربزارم و زندگیم رو اونطورک میخوام خلق کنم .
آدمای بدبخت ازدیگران توقع دارن ک اونارو خوشبخت کنن هرکس ک از دیگران مثل شوهرپدرمادر دوست خواهربرادر یا هرکسی بیرون ازخودش انتظارداشته باشه ک اونو شادش کنه حالشو خوب کنه خوشبحتش کنه اون ادم بااین طرز فکر بدبخته
و تمام آدمای خوشبخت و ادمای موفق خودشون رو مسئول زندگی خودشون میدونن مسئول شادی حال خوب و خوشبختی و صفرتاصد زندگیشون شخص خودشون هستند و این یکی از ویژگیهای ادمای خوشبخته
اگر من باورهای درست داشته باشم
اگر من ایده های درست داشته باشم
اگر من مسئله مو خودم حل کنم
تو بیزینسم رشد میکنم و اگر من مشتری ندارم اگر من فروش ندارم و هر مشکلی ک دارم بخاطر باورهای محدودکننده منه بخاطر باورهای شرک آلود منه و اگر مسائلی ک برام پیش میاد رو بپذیرم ک خودم مسئولم اون مسئله روهم میتونم حلش کنم
باور درمورد خداوند باورها باید اونقدر تکرارشوندک جزئی از وجودمون بشه باید بنویسم و تکرار کنم .
خداوند همیشه داره منو هدایت میکنه
من باوردارم ک خداونددرونه منه و همیشه درحال هدایت کردن منه و من ازخدا درخواست میکنم ک منو ب راه راست راه کسانی ک ب آنها نعمت داده هدایت کنه و باید باورکنم ک میشود باید مسئولیت زندگیمو گردن دیگران نندازم و از دیگران کمک نخوام باید بپذیرم ک خودم مسئول زندگیمم ک هدایت شوم
هرکس ک بندگی خودشو ثابت کنه برای خدا بندگی کنه خداهم براش خدایی میکنه
مثال : وقتی ما میخواییم بریم یه شرکت معتبرکارکنیم خیالمون راحته ک خونه خوبی حقوق خوبی بهمون میده همکارای خوبی داریم امکانات خوبی داریم درمورد شرکتا ما این نگاهو داریم چطوری درمورد خدا این نگاهو نداریم؟
وقتی ک ما خدارو باورکنیم بعنوان قدرتمندترین فرمانروای دنیا ما میگیم سپاسگزار الله ای هستم ک فرمانروای همه دنیاست رب تمام جهانهایت قدرت کل دنیا دستشه
وقتی ک تو اینارو باورکنی ازین مواحبشم استفاده میکنی
میتونیم باورکنیم اگ بریم یه شرکت خوب کارکنیم اون شرکت کلی حقوق خوب امکانات خوب بهمون میده ولی نمیتونیم باور کنیم ک خدایی ک کل جهان رو خلق کرده و داره هدایتش میکنه میتونه مارو هم هدایت کنه ؟ اگ ما بپذیریم خدایی ک فرمانروای کل دنیاست اگر ما بندگیشو بکنیم میتونه همه چیزبهمون بده از ثروت سلامتی نعمت و امکانات کل دنیارو بهمون میده اگر من بندگی خدارو بکنم خدا خداییشو خوب بلده
من باید باورتوحیدی بسازم
(جمله طلایی: اگر من مثل بقیه عمل کنم مثل بقیه نتیجه میگیرم )
اگر من میخوام ک با بقیه متفاوت باشم باید متفاوت فکر کنم و متفاوت عمل کنم
اگر من کاری کنم ک مردم خوششون بیاد نگاهم ب مردم باشه این یعنی شرک من باید کاری کنم ک خدای خودم خوشش بیاد و خودم و قلبم خوشش بیاد
(نگاه شرک آلود یعنی نگاهت ب مردم باشه
نگاه توحیدی یعنی نگاهت ب خدا باشه)
من باید تمرکز کنم رو کار خودم و ب مردم کاری نداشته باشم من خدای خودم رو بشناسم همه چیز خودش درست میشه
توحید عملی یعنی من مسئولیت زندگیم رو بپذیرم و نباید دنبال فالوور دنبال لایک دنبال این باشم مردم منو ببرن بالا.
من باید رو خودم کار کنم درون خودم رو درست کنم و نگرانی بیرونی نداشته باشم بیرون خودش درست میشه مشتری میاد پول میاد ثروت میاد سلامتی میاد نعمت میاد
و هراتفاقی بیوفته نباید بگم ک خدا خواست خدا اینکارو کرد نه من میپذیرم ک مسئول صددرصد زندگی خودم هستم و هر اتفاقی بیوفته ب سود منه و منو ب خواستم میرسونه
سلام
امروز اولین روز تعهد من است تاریخ 24/6/404
من مدت زیادی است ک عضو سایت هستم و دوره 12 قدم و ثروت 1 رو هم دارم ولی مشکل من اینجاست ک فک میکردم اگ دوره بخرم سریع پولدارمیشم
دوره هارو فقط گوش میکنم و انتظاردارم شرایط زندگیم تغییر کنه
من الان ک موجودی کارتم فقط 250 هزارتومنه و حسابی چک و لگد خوردم از جهان
دست از تلاش بیهوده برمیدارم تلاشهایی ک همه مردم همکارام دوستام میکردن و منم دنبال اونا همش تو اینستا دنبال لایک و کامنت و ویو بودم کلی وقت و انرژی کلی مواد و هزینه کردم کلی مدل های زمانبر زدم گذاشتم تو پیجم اما برام مشتری نیومد اونقدری ک روی خودم کار کردم همونقدر هم مشتری و پول برام اومد منی ک فک میکردم اگ دوره ثروت 1 رو بخرم دیگه تمومه ثروتمند شدم الان نزدیک ب یک ساله ک دارمش و درماه یکی دوتا مشتری داشتم با دستمزد خیلی کم
دیگه وایستادم گفتم دوره خریدن و عمل نکردن فایده نداره اونایی ک نتیجه گرفتن عمل کردن و بقول استاد شخصیتشون تغییر کرده ک شرایط زندگیشون هم تغییر کرده
گفتم خدایا بهم بگو چیکار کنم من میخوام درآمدپایدارداشته باشم میخوام هرروز مشتری داشته باشم میخوام ورودی مالی داشته باشم
بعد ک اومدم تو سایت دیدم زده (ورود و عضویت)
زدم ورود ایملم رو زدم و دوباره عضو شدم
اونجا قدم ب قدم بهم گفته شد چیکار کنم
منم دیگه بدون بهانه با تعهد 7 صبح بیدارشدم و تعهدی ک گفته شده بود رونوشتم
قدم اول پروژه خانه تکانی ذهن
قدم دوم ذهنیت قدرتمندکننده دربرابر ذهنت محدود کننده
قدم سوم گفتگویه استاد با دوستان و نتایج دوستان از آموزه های استاد عباسمنش
قدم چهارم مهاجرت ب مداربالاتر
من زهره کاظمی متعهدهستم ک حداقل 4 ماه طبق این برنامه پیش برم و برای کارکردن رویه باورهاام وقت بزارم برای گوش کردن و یادداشت برداری از آموزه های استاد و عمل کردن ب آگاهی هایی ک دریافت میکنم وقت بزارم و بهشون عمل کنم .
اولین جلسه امروزم رو گوش کردم و تانصفه یادداشت برداری کردم دخترم بیدارشد و نشد دیگه نکته برداری کنم
(اصلی ک باید باتمام وجودم بپذیرمش اینکه من مسئول صددرصد زندگی خودم هستم )
یعنی حتی شوهرم هم مسئول شرایط زندگی من نیست من اگ از شوهرم انتظارداشته باشم ب من پول بده با این نگاه جلو میلیون ها و میلیارها تومن پول ب زندگیم رو میگیرم
پس من ب توانایی های خودم و خدای خودم توکل میکنم و این نگاه ک همیشه میگفتم شوهرم باید ب من پول بده رو میزارم کنار
من خودم این توانایی رو دارم ک از شغل و هنرم بینهایت پول بسازم
من یک هنرمندم و اینکه بچه کوچیک دارم یک بهانه و یک ترمز هست ک نزاره من ب درآمد برسم
خیلی از بافتکارهاهستند ک هم بچه کوچیک دارن هم خیلی راحت دارن تو خونشون بصورت مجازی و آنلاین میلیون ها تومن پول درمیارن
ک من ب چشم خودم دیدم درماه صدها نفر دوره های مجازیشون رو میخرن
فقط من باید وقت بزارم و فیلم های باکیفیت آماده کنم با همین امکاناتی ک دارم من خودم رو با اساتید بزرگ و معروف مقایسه نمیکنم و با همین امکاناتی ک دارم یعنی گوشی دستم و رینگ لایک کوچیکم ک پایه موبایلم میشه باید شروع کنم
.
ایده ب ذهنم رسید ک آموزش ضبط کنم و بزارم تو کانال یوتیوب اما چندتا ک گذاشتم ول کردم و بعداز جنگ دیگ ادامه ندادم .
ایده اومد ک حالا ک نمیتونی بری سالن یا مشتری تو خونه نمیادبرات خب مو مصنوعی بفروش کش دم اسبی بفروش دوتا درست کردم بلطف خدا فروختم اما برای سومی مشتری پیدا نشد منم دیگ درست نکردم .
چرا من اینطوریم ؟
من باید شخصیت ام رو تغییر بدم من باید عملگرا باشم از خدامیخوام ک دراین مسیر هدایت و حمایتم کنه خدایا توکل ب خودت از امروز ک ب خودم تعهد دادم و شروع کردم میخوام تغییر کنم و هرکاریو شروع کردم ب پایان برسونمش انشاالله
این اولین قدم منه پروژه خانه تکانی ذهن
روز اول و میخوام تا روز 30 ام هرروز کامنت بزارم و این پروژه رو تموم کنم انشاالله بعدبرم قدم بعدی ..