live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی

سرفصل آگاهی هایی که در این فایل توضیح داده شده است:

  • قدم اول برای خلق شرایط دلخواه: مسئولیت 100% زندگی ات را بپذیر؛
  • تفاوت ذهن فقیر و ذهن مولد؛
  • توانایی تشخیص اصل از فرع؛
  • فردی که مسئولیت حل مسائل زندگی اش را نمی پذیرد، به راحتی توانایی درونی اش برای حل مسائل را بلا استفاده می گذارد؛
  • توقع از دیگران، نمود بزرگی از شرک است؛
  • هر زمان از دیگران توقع داری، یعنی در مسیر شرک حرکت می کنی؛
  • هز زمان خودت را مسئول خوشبختی خود می دانی، یعنی در مسیر توحید هستی و بر خداوند توکل کرده ای؛
  • تمام بهانه ها و توجیهات فرد برای نتوانستن یا امکان پذیر نبودن، از شرک نشات گرفته است؛
  • واضح ترین نمود توحید عملی این است که: مسئولیت زندگی ات را بپذیری؛
  • وقتی روی بهبود افکار درونی ات کار می کنی، دنیای بیرونی خودش درست می شود؛
  • “توحید”، تنها مسیر برای تجربه خوشبختی است؛
  • مفهوم عملی ایاک نعبد و ایاک نستعین؛
  • تمرکز بر آنچه می توانم بهبود ببخشم؛
  • خاصیت ایده های الهامی؛

منابع کاملتر درباره درک این آگاهی ها:

 دوره 12 قدم


برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
    195MB
    42 دقیقه
  • فایل صوتی live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
    39MB
    42 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1956 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «محمد صادق خرمی» در این صفحه: 2
  1. -
    محمد صادق خرمی گفته:
    مدت عضویت: 710 روز

    ادامه ی کامنت قبل

    بلا استثنا افکار و باور های ما نتایجمون رو رقم میزنن تغییر زاوییه ی دید یعنی تغییر افکار که‌‌‌‌‌ باعث تغییر نتایج میشه و تکرار این عمل باعث تغییر باور ها میشه

    مثال ؛

    وقتی که که بیپولیم حالمون بده و فکر میکنیم دنیا زشته و هیچی بهمون حال نمیده و حوصله نداریم

    اما وقتی میایم میشینیم فکر میکنیم که آقا علت این بیپولی چیه و رفتارو باور هایی که باعث این مشکلش شدن رو شناسایی میکنیم مثل اینکه آقا من منابع مالیمو خوب مدیریت نکردم ،یا نباید به بقیه پول قرض بدم کم خودم کم نیارم ،یا من فلان چیز رو باید پل پس انداز میکردم توی ماهه بعد میخریدم،یا این که باید باورم رو درمورد رابطه ی ثروت با خداوند تغییر بدم و یا…

    وابا این عملکرد باعث میشه که درهاباز بشن و شرایط بهتر بشه

    وتوی مسائل معنوی،روابط با دوستا یا همسر،توی سلامتی و هرچیزی وقتی از جنس این مشکل میاد هر بار شما با فکر کردن میشینین و حلش میکنین ،این تکرار و این موفقییت شما باعث پیشه این باور در شما به وجود بیاد که آقا هر مشکلی که به وجود میاد یه تضاده که میتونه منو با حل کردن و گذر کردن ازش بزرگتر کنه

    این باور با تکرار چند عمل نتیجه بخش به وجود اومد و این نگرش هم با تغییر زاویه دید به وجود اومد و نیومدیم مثل اکثر مردم بزنیم توی سره خودمون و بگیم ما بدبختیم و خداهمش بلا سرمون میاره ،بلکه دیگه هروقت هر مشکلی پیش میاد میریم مثل استاد دنبال موهبتش میگردیم

    5 صبر کنیم افکاره جدیدمون قدرت بگیره و بعد به دانسته هاو الهامات عمل کنیم

    مثال وقتی توی یک کسب و کاره جدید شروع میکنیم از روزه اول همون ایده هاو نتایج نمیاد وقتی ما ادامه میدیدم و بیشتر کانون توجه مان رو روی کسب کارمون میزاریم و اطلاعاتی درموردش کسب میکنیم این اطلاعات باعث میشه ایده ها و موضوعاتی شبیه به همان ها را به سمت خودمون جذب میکنیم و یه فاصله ی زمانی هست بین فرستادن آگاهی ها و دریافت الهامات و ایده ها برای همین خدا میگه صبر داشته باشید

    6 تما اتفاقات بد یا تضاد ها باعث میشه که ما انگیزه بگیریم برای زندگی بهتر و شرایط بهتر رو بخوابیم و برای داشتنش حرکت کنیم و از خداوند سوال و درخواست کنیم

    مثال

    اگر حقوق اسناد عباسمنش توی بندر عباس پرداخت میشد استاد الان یک سوپر وایزر بایک حقوق مهندسی بود

    ولی عدم پرداخت به موقع حقوق ایشون باعث انصراف از کارش شد و انصراف از کارش باعث شد که بشه سوپر وایزر با کلی موهبت و امکانات عالی و حقوق بالا

    این معجزه ی تضاده

    9وقتی تو خدارو به عنوان قدرتمند ترین فرمان روای دنیا باور کنی اون وقته که از مواهبش هم استفاده میکنی

    مواهبش چیه؟

    آرامش

    سلامتی کامل جسمی

    زندگی و روابط زیبا بدون وابستگی

    خوشبتخی و سعادتمندی در دنیا و آخرت

    ثروت هم مادی و هم معنوی

    احترام و جایگاه والا هم نزد مردم و هم نزد خداوند

    کلی لذت بردن از زندگی و آزادی مالی،زمانی و مکانی

    10توبندگی خدارو بکن ،خداوند خوب بلده خداییشون بکنه

    در این مورددیگه هممون مثال داریم

    11اگر مثل بقیه فکر کنی بخدا مثل بقیه نتیجه میگیری

    اغلب مواقع تفکر مخالف تفکره جامعه درسته

    مثال؛ زندگی کردن و غذا خوردن به شیوه ی قانون سلامتی(اون هایی که به این شیوه زندگی میکنن میدونن چی میگم)

    12هرکاری که میکنید که مردم خوششون بیاد از شما شرکه و مسیره اشتباهه

    کسی به خدا ایمان داشته باشه برای مردم کاری نمیکنه ؛راهه درست رو میره

    13 اگر توحید توی وجودمون بیشتر بشه نظرمون و نحوه ی فکر کردنمون درمورد همه چیز تغییر میکنه؛این مورد رو دیگه همه تجربه کردن و تمام تغییر فکر بچه های این سایت به منزله ی توحیدی تر شده

    هنوز هم مواردی دیگه ای هست ولی احساس میکنم باری روزه اولم کافیه

    دوستون دارم امیدوارم بتونم با این نوشته میسر خودم و دوستان هم مسیر رو برای قرار گرفتن در مسیر نعمت هارو هموار تر کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    محمد صادق خرمی گفته:
    مدت عضویت: 710 روز

    به نام خدا

    من قبلا یک بار این دوره رو تا جلسه ی 7 رفتم ولی ادامه ندادم همون موقع که روی سایت قرار گرفت اما نمیشه از حق گذشت توی همون چند روز کلی تغییر داشتم و حالم عالی تر شده بود

    والان با نشونه ای که خداوند امروز بهم داد تصمیم گرفتم از اول اون رو باتعهد انجام بدم

    و با عشق فایل اول رو گوش دادم و میخام درکم رو و هرچی رو که خداحین نوشتن بهم الهام میکنه رو بنویسم

    1خدا یک سیستم و انرژی هست که بدون هیچ گونه احساسی به فرکانس های ما پاسخ میده

    توضیح بیشتر:یادم میاد اون موقع که با استاد تازه اشنا شده بودم وقتی این مطلب رو توی کتاب چگونه فکر خدارو بخونیم’ خوندم،خیلی برام جالب و البته قابل باور بود چون تا قبل از این من هرچی رو از خدا میخاستم با گریه و زاری میخاستم و یا سعی میکردم ترحم خدارو جلب کنم تا دلش برام بسوزه و اون نعمت رو بهم بده و یا مشکلم رو حل کنه و این باعث میشد تا برای بعدم هم فرکانس ترحم بفرستم و همیشه این فرکانس رو از مردم دریافت میکردم که به شدت اعتماد به نفس و عزت نفسم رو نشونه میرفت ولی بعد از خوندن حدودا 15 باره این کتاب کم کم این موضوع با درک من درونی شد و دیگه هیچ وقت سعی نکردم با جلب ترحم خداوند از اون کمک بخوام و حتی در برابر افراد متفاوت عمل کنم چون برای دیگران هم همینه وقتی با جلب ترحم دیگری از او میخاهیم کاری برامون انجام بده داریم وجودمون رو کوچک و خار میکنیم در برابر اون و انجام این عمل در برابر خداوند نشان دهنده عدم احساس لیاقت ما در مورد دریافت نعمت هاست

    2اینی که استاد میگه که وام نگیریم و قرض نکنیم و اگر این کار هارو میکنیم برمیگرده به عدم باور به این که من مسئولییت100درصدی زندگیمو خودم به عهده میگیریم اگر مسئول تمام زندگیت خودت هستی توی موقعی که یه مشکلی مالی پیش میاد اگر به غیر از خودت و خداوند به هر منبع دیگری مثل افراد مثل بانک یا …رجوع میکنی یعنی تو باور نداری که این مشکلی که پیش اومده به وسیله ی باور های خودته و میخای با موضوعی مثل وام یا قرض که همون عوامل بیرونی ان توی این مثال، صورت مسئله رو پاک کنی و فرار کنی از حل مسئله

    بیایم فرض کنیم توی یه کشور غریبه هستیم و هنوز موبایل کشف نشده ؛اگر کیف پولیمون رو بزنن توی اون کشور غریبه که نه پول داری و نه کسیو داری که ازش قرض کنی و نه مدارک هویتی و نه ضامنی داری که وام بگیری اونوقت چیکار میکنی برای حل مشکل مالیت ؟اونوقت غیر از خدا میتونی به کی رجوع کنی ؟

    یا همون مثالی که استاد میگن اگر توی یه جزیره ی دور افتاده فقط خودت باشی و جانوران و خداوند وقتی یه مشکل جانی برات پیش بیاد و یا بیمار بشی و یا نیاز غذایی داشته باشی غیر از خدا میتونی به کی رجوع کنی ؟آیا گزینه ی دیگری داریم؟ حالا جواب اینه که توی اونجایی که هستیم فارغ از این که چقدر آشنا و قوم وخیش داریم توی هر مسئله ای باید فکر کنیم توی همون کشور غریبه هستیم و فقط از خداوند کمک بخایم و دیگر هیچ البته برای هممون این ایمان آوردن کم کم اتفاق میافته

    یه مثال از خودم بزنم ماله همین پری روزه

    من الان 6 روزه زندگی به سبک قانون سلامتی رو شروع کردم از پیش پری روز تا دیروز خیلی زیاد گشنمون شد با خانمم و پولی نداشتیم که گوشت بخریم (کارم چند روزه بنا به دلایلی چون تازه شروعش کردم خوابیده وکار نداشتم)من قول داده بودم که باید ایمانم رو به خدا نشون بدم و هر گز قرض نکنم تا در ها باز بشه .پری روز خیلی حالمون از گشنگی بد بود ما دوتاییمون لاغریم و چیزی برای چربی سوزی نداریم که بخاییم چند روز طاقت بیاریم خانمم گفت از کسی طلب نداری گفتم نه ،گفت چیزی برای فروش نداری گفتم چرا گذاشتم سایت ولی چون بهش چسبیدم و رها نیستم کسی زنگ نزده گفت زنگ بزن از یه کسی قرض بگیر و یا بریم فلان مرغ وگوشت فروشی که آشنات هست قرض بگیریم گفتم نه قرض نمیگیرم گفت لا اقل از برادرت قرض بگیر گفتم اصلا نمیگیرم به غرورم برمیخوره پیشه خودش بگه که این قانون جذب که میگفتی حالا میخای از من قرض بگیری ،خلاصه رفتیم یه گشت زدیم بلکم توی پارک جنگلی درخت ها یه میوه داشته باشن بخوریم اما دریغ از یه میوه و اومدیم خونه ،خانمم از بیحالی دراز کشید و من رفتم توی انباری یه لحظه چشمم افتاد به یک ابگرمکن بلا استفاده سریع گذاشتمش استوری و توی سایت بعد از حدودا ده دقیقه یکی زنگ زد گفت سالمه گفتم اره به دلیل نصب پکیج بازش کردم گفت من همین قیمتی که گذاشتی میخام فقط یه شهر دیگه ام ببر ترمینال موقع تحویل ماشین برات واریز میکنم اگر میخای تا بیعانه هم بزنم گفتم نمیخاد میبرم بار بری اونجا همشو یک جا واریز کن

    خانومم رو بیدار کردم و خوشحال رفتیم توی شهر تحویل دادیم و با پولش 4نمونه گوشت خوب خریدیم کلی خرید های دیگه حتی شبش هم یه کیسه برنج محلی و کلی چیزای دیگه بهمون سوغات رسید که اونم بخاطر عدم مجاز بودن توی قانون سلامتی بردیم فروختیم و همون پول آبگرمکن که خرج کرده بودیم بهمون باز گشت و این بود نتیجه ی صبر وپایداری در مسیر درست واعتماد به خداوندخیلی به خودم افتخار کردم که تونستم خودم رو نگه دارم و ثابت کنم

    فکر کنم با این مثال براتون واضح ترشد معنی توحید در عمل

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: