live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
سرفصل آگاهی هایی که در این فایل توضیح داده شده است:
- قدم اول برای خلق شرایط دلخواه: مسئولیت 100% زندگی ات را بپذیر؛
- تفاوت ذهن فقیر و ذهن مولد؛
- توانایی تشخیص اصل از فرع؛
- فردی که مسئولیت حل مسائل زندگی اش را نمی پذیرد، به راحتی توانایی درونی اش برای حل مسائل را بلا استفاده می گذارد؛
- توقع از دیگران، نمود بزرگی از شرک است؛
- هر زمان از دیگران توقع داری، یعنی در مسیر شرک حرکت می کنی؛
- هز زمان خودت را مسئول خوشبختی خود می دانی، یعنی در مسیر توحید هستی و بر خداوند توکل کرده ای؛
- تمام بهانه ها و توجیهات فرد برای نتوانستن یا امکان پذیر نبودن، از شرک نشات گرفته است؛
- واضح ترین نمود توحید عملی این است که: مسئولیت زندگی ات را بپذیری؛
- وقتی روی بهبود افکار درونی ات کار می کنی، دنیای بیرونی خودش درست می شود؛
- “توحید”، تنها مسیر برای تجربه خوشبختی است؛
- مفهوم عملی ایاک نعبد و ایاک نستعین؛
- تمرکز بر آنچه می توانم بهبود ببخشم؛
- خاصیت ایده های الهامی؛
منابع کاملتر درباره درک این آگاهی ها:
برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی195MB42 دقیقه
- فایل صوتی live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی39MB42 دقیقه






سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عزیزم آقای عباس منش و خانم شایسته گرامی.وتیم سایت عباس منش.من 39روز هست که افتخار عضویت در سایت الهی عباس منش را دارم ..دراین 39روز بارها پروڑه خانه تکانی ذهن را مرور کردم .و فایلهای صوتی28گام را گوش کردم .ولی به خودم اجازه نمی دادم که دیدگاه خودم را ثبت کنم .که در نهایت تصمیم گرفتم امشب با خواندن مجدد مطالب وگوش دادن به فایل صوتی گام اول خانه تکانی ذهن .دیدگاهم را ثبت کنم .من سالها است که به لطف خدا مسئولیت زندگی خودم را پذیرفته ام .ودر هیچ مورد از ناکامیهایی که داشتم کسی را مقصر ندانسته ام .به خود خداوند متعال قسم که همیشه خداوند را در زندگیم باور داشته ام .ولی نه بطور 100درصد .خودم قبول داشتم و دارم واقعا اعتراف میکنم به این که نتوانسته ام .ایمانم را قوی کنم .ولی به امید خدا و راهنماییهای .استاد عزیزم عباس منش.این هم محقق خواهد شد .در خصوص توقع از دیگران هم هیچوقت در سراسر زندگیم .از کسی توقع نداشتم که به من کمک کند .و همیشه با اینکه ایمان م قوی نبود .می گفتم فقط خدا ….در مورد ذهن فقیر و ذهن ثروتمند.قبول دارم که همیشه با ذهن منطقی زندگی کردم و همیشه بجای اینکه روی برکت از سوی خدا حساب کنم .دو دوتا چهار تا میکردم تا همین چند روز قبل .که این هم به امید خدا توسط استاد عزیزم.حل میکنم ..بطور کلی آدمی نبودم که خدا را نشناسم .توکل به او نکرده باشم .انسانها را دخیل در زندگیم دانسته باشم .نه اصلا اینطور نبوده است ..ولی با همه این اوصاف .از شرایطم هم هیچوقت رضایت کامل نداشتم .و الان میخواهم حقیقت زندگی با قوانین خدا و رسیدن به تمام خواسته هایم را کشف کنم .واز این حسرت های به دلم مانده رها بشوم .چون ته قلبم همیشه میگفت که اینجوری نباید باشه .یه راهی برای بهتر زندگی کردن هم هست .همیشه دیدگاهم این بوده که خدایی هم هست .در پناه الله یکتا