live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی

سرفصل آگاهی هایی که در این فایل توضیح داده شده است:

  • قدم اول برای خلق شرایط دلخواه: مسئولیت 100% زندگی ات را بپذیر؛
  • تفاوت ذهن فقیر و ذهن مولد؛
  • توانایی تشخیص اصل از فرع؛
  • فردی که مسئولیت حل مسائل زندگی اش را نمی پذیرد، به راحتی توانایی درونی اش برای حل مسائل را بلا استفاده می گذارد؛
  • توقع از دیگران، نمود بزرگی از شرک است؛
  • هر زمان از دیگران توقع داری، یعنی در مسیر شرک حرکت می کنی؛
  • هز زمان خودت را مسئول خوشبختی خود می دانی، یعنی در مسیر توحید هستی و بر خداوند توکل کرده ای؛
  • تمام بهانه ها و توجیهات فرد برای نتوانستن یا امکان پذیر نبودن، از شرک نشات گرفته است؛
  • واضح ترین نمود توحید عملی این است که: مسئولیت زندگی ات را بپذیری؛
  • وقتی روی بهبود افکار درونی ات کار می کنی، دنیای بیرونی خودش درست می شود؛
  • “توحید”، تنها مسیر برای تجربه خوشبختی است؛
  • مفهوم عملی ایاک نعبد و ایاک نستعین؛
  • تمرکز بر آنچه می توانم بهبود ببخشم؛
  • خاصیت ایده های الهامی؛

منابع کاملتر درباره درک این آگاهی ها:

 دوره 12 قدم


برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
    195MB
    42 دقیقه
  • فایل صوتی live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
    39MB
    42 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1956 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «هیوا» در این صفحه: 1
  1. -
    هیوا گفته:
    مدت عضویت: 260 روز

    به نام خودت، رب من!

    سلام عزیزان دل

    خوشحالم بابت اولین کامنتی که دارم می ذارم:)

    استاد جونم! ممنون به خاطر توضیحات روان و خوبتون و به اشتراک گذاشتن این همه آگاهی!

    خانم شایسته عزیزم! سپاسگزارم که این سری فایلا رو جمع آوری کردید، واقعاً ارزشمنده.

    اول باید هدفم رو از نوشتن برای خودم واضح کنم، تا بهتر بتونم بنویسم. من می نویسم تا بعداً ببینم از کجا شروع کردم و چقدر تغییر کردم، می نویسم برای خودم تا بتونم ذهنم رو بهتر سازماندهی کنم و هم جهت ترش کنم با قلبم، می نویسم چون شاید نوشته های من بتونه به دوستان کمک کنه، درست همون طور که نوشته های دوستان عزیزم به من تا حالا خیلی کمک کرده. و مطمئنم نوشتن خیلی تأثیرات جادویی دیگه هم می تونه داشته باشه که من در ادامه ی مسیر بهش می رسم. حتی می تونم تکاملم تو نوشتن رو هم طی کنم. دوستت دارم خدا! شکرت!

    «من مسئول 100 درصد زندگی خودمم. » من یه زمانی یه دوستی داشتم که باعث شد اعتماد به نفس من بره زیر سؤال و من 4 سال از زندگیم رو به خاطر همون دوستی و «مقصر دونستن دوستم»، با احساس بد و پسرفت های زیادی گذروندم.(باوجود اینکه رابطه ام رو به پایان رسونده بودم) بعد که تصمیم گرفتم تغییر کنم و هدایت شدم به این سایت،گفتم دیگه بسه بهونه آوردن و مقصر دونستن اون آدم، من خودم مسئول زندگیمم و خودم با اون آدم دوست شده بودم، و خودم اون احساس رو به وجود آورده و ادامه داده بودم. بعد شروع کردم به کار کردن روی خودم و به عهده گرفتن مسئولیت کار هام و زندگیم. من یاد گرفتم که هر کس الان هر جایی که هست، به قول قرآن «ذره ای بهش ستم نشده». و در جای درستی قرار داره. به خاطر فرکانس ها و اعمالش ، دقیقاً همون جایی هست که باید و در وضعیت مناسب و متناسب با آنچه که از پیش فرستاده هست. (خدایا شکرت که هر سری با یه دیدگاه متفاوت و بهتر از قبل به آیات قرآن نگاه می کنم)

    یه مثال بزنم از به کار گرفتن این قانون و نتیجه اش تو زندگیم: استاد ما بهمون قول داده بود که برای امتحان نهایی درس مربوطه برامون کلاس بذاره، ما سهم خودمون رو انجام داده بودیم و به ایشون یادآوری کرده بودیم برای کلاس ؛ ولی اینجا بود که من خودم مسئولیت خوندن رو به عهده گرفتم ؛ خدا جون، یار همیشگیم، بهم یادآوری کرد که نباید توقع داشته باشم از استادم و باید خودم درسم رو بخونم و جالب اینکه استادمون کلاس نذاشت، من اون درس رو خوندم و امتحانم رو بیستتتتتتت شدمممم:))))))

    من همچنان باید روی قدرت و توانمندی خودم حساب کنم و تنها و تنها از خودم و خدای نازم توقع داشته باشم. نباید به هیچ عامل بیرونی قدرت بدم، این منم که زندگیم رو می سازم و هیچ کسی نمی تونه هیچ گونه تأثیری در زندگی من داشته باشه. من با باورهام زندگیم رو می سازم. واقعاً واقعاً همین طوره. من از زمانی که شروع کردم به کار کردن رو افکارم و سامون دادم بهشون، رفتار دوستام و خونوادم باهام تغییر کرد. اونا که همون آدمان، چیزی که این وسط تغییر کرد ، باورای من بود!

    ممنونتم خدا! مرسی به خاطر این آهنگ قشنگی که الان داره پخش میشه. مرسی که کمکم کردی اولین کامنتم رو بنویسم و کمال گرایی رو بالاخره بذارم کنار:)

    یه چیز دیگه که الان یادم اومد، اینه که من تو درس زیست، معلمی داشتم که خیلی رابطه با خوبی باهاش نداشتم. من به علت قدرت دادن به رفتار اون معلم و نسبت دادنش به درس زیست، از این درس کلا بدم اومد و شد نقطه ضعفم، تا همین اواخر که وقتی بدون پیش زمینه ی بد و با حس توانمندی زیست رو خوندم، فهمیدم که من حتی زیست رو دوست دارم و چقدر خلاقم تو قسمت های ترکیبی!!!! تا این حد مهمه حساب کردن روی خود و پذیرفتن مسئولیت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: