live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی

سرفصل آگاهی هایی که در این فایل توضیح داده شده است:

  • قدم اول برای خلق شرایط دلخواه: مسئولیت 100% زندگی ات را بپذیر؛
  • تفاوت ذهن فقیر و ذهن مولد؛
  • توانایی تشخیص اصل از فرع؛
  • فردی که مسئولیت حل مسائل زندگی اش را نمی پذیرد، به راحتی توانایی درونی اش برای حل مسائل را بلا استفاده می گذارد؛
  • توقع از دیگران، نمود بزرگی از شرک است؛
  • هر زمان از دیگران توقع داری، یعنی در مسیر شرک حرکت می کنی؛
  • هز زمان خودت را مسئول خوشبختی خود می دانی، یعنی در مسیر توحید هستی و بر خداوند توکل کرده ای؛
  • تمام بهانه ها و توجیهات فرد برای نتوانستن یا امکان پذیر نبودن، از شرک نشات گرفته است؛
  • واضح ترین نمود توحید عملی این است که: مسئولیت زندگی ات را بپذیری؛
  • وقتی روی بهبود افکار درونی ات کار می کنی، دنیای بیرونی خودش درست می شود؛
  • “توحید”، تنها مسیر برای تجربه خوشبختی است؛
  • مفهوم عملی ایاک نعبد و ایاک نستعین؛
  • تمرکز بر آنچه می توانم بهبود ببخشم؛
  • خاصیت ایده های الهامی؛

منابع کاملتر درباره درک این آگاهی ها:

 دوره 12 قدم


برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
    195MB
    42 دقیقه
  • فایل صوتی live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
    39MB
    42 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1956 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «محمد» در این صفحه: 1
  1. -
    محمد گفته:
    مدت عضویت: 230 روز

    سلام به استاد عزیزم

    من تازه پروژه رو شروع کردم و چقدر سپاسگزارم از اینکه چنین آگاهی های فوق العاده رو دادید بهمون

    من قبلا توی یک آکادمی آموزش زبان کار میکردم

    تقریبا تا 6 ماه اول همچی خوب بود اما بعد از 6 ماه نجواهای ذهنی من شروع شد و اون توقع از کارفرما که چرا حقوق منو افزایش نمیده

    چرا کارفرما بهم ترفیع نمیده و ……

    این افکار شرک آلود من باعث شد من کارم رو دیگه به خوبی سابق انجام ندم و مدام کار رو به تاخیر بندازم، تا اینکه به جایی رسیدم که دیگه جایی توی اون آکادمی نداشتم و نزدیک به اخراج شدنم بود که با یک حال نسبتا بد استعفا دادم

    هرچند جدایی من از آکادمی با مسالمت و آرزوی خیر و خوشی برای خودم و کارفرما انجام شد

    و درمورد توکل و توحید

    استاد من بازم توی حوزه کاری یه روز به شدت غمگین بودم، دلم میخواست استقلال مالی داشته باشم و …

    نشسته بودم روی سجاده ام و به مرحله تسلیم رسیده بودم، گفتم خدایا من تسلیمم، به خودت قسم نمیدونم چیکار کنم، هدایتم کن قربونت برم (این عاشقانه صحبت کردن با خدا رو از آموزه های شما دریافت کردم استاد عزیزم، و چقدر وقتی قربون صدقه خدا میرم ، خدا با نشونه هاش قربون صدقم میره، عشق منه این خدا)

    خلاصه با حس تسلیم بودن از خدا درخواست کردم

    و بعد از مدت کوتاهی یک پیشنهاد کاری زیبا و الهی بهم شد و من مشغول شدم

    چه کارفرمای خوبی ، چه پروژه های دوست داشتنی و …..

    آه خداروشکر، خداروشکر

    واقعا اگه ما بندگی کنیم، خدا توی خدایی کردنش حرف نداره، اصلا جوری میچینه که هیچ انسانی نمیتونه بچینه

    نمیدونم واقعا چی بگم

    فقط خدارو بی نهایت سپاسگزارم

    در این لحظه بسیار احساس خوشبختی و عشق میکنم

    الهی شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: