live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
سرفصل آگاهی هایی که در این فایل توضیح داده شده است:
- قدم اول برای خلق شرایط دلخواه: مسئولیت 100% زندگی ات را بپذیر؛
- تفاوت ذهن فقیر و ذهن مولد؛
- توانایی تشخیص اصل از فرع؛
- فردی که مسئولیت حل مسائل زندگی اش را نمی پذیرد، به راحتی توانایی درونی اش برای حل مسائل را بلا استفاده می گذارد؛
- توقع از دیگران، نمود بزرگی از شرک است؛
- هر زمان از دیگران توقع داری، یعنی در مسیر شرک حرکت می کنی؛
- هز زمان خودت را مسئول خوشبختی خود می دانی، یعنی در مسیر توحید هستی و بر خداوند توکل کرده ای؛
- تمام بهانه ها و توجیهات فرد برای نتوانستن یا امکان پذیر نبودن، از شرک نشات گرفته است؛
- واضح ترین نمود توحید عملی این است که: مسئولیت زندگی ات را بپذیری؛
- وقتی روی بهبود افکار درونی ات کار می کنی، دنیای بیرونی خودش درست می شود؛
- “توحید”، تنها مسیر برای تجربه خوشبختی است؛
- مفهوم عملی ایاک نعبد و ایاک نستعین؛
- تمرکز بر آنچه می توانم بهبود ببخشم؛
- خاصیت ایده های الهامی؛
منابع کاملتر درباره درک این آگاهی ها:
برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی195MB42 دقیقه
- فایل صوتی live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی39MB42 دقیقه






با سلام
این اولین نظر من در سایت تحقیقاتی استادعباسمنش هست
از وقتی که باور کرده ام مسئولیت صددرصد زندگیم به عهده خودمه زندگیم زیرورو شده ،اعتمادبه نفسم بیشتر شده ،ادم شادتر و شاکر تری شدم ،غر نمیزنم و کیفیت زندگیم چندین و چندین برابر افزایش یافته .
تو فایل گفتین که من حتی وقتی که توی ایران بودم هم وضع مالیم خیلی خوب بود من دقیقاً این موضوع رو توی تقریباً 20 سالگیم از یک نفر توی فامیلمون شنیدم وضع مالی این فامیلی که دارم میگم نسبت به کل نسل خیلی خیلی خوب بود و یک بار وقتی که داشتیم در مورد وضعیت ایران و حتی کیفیت خوراکیهایی که توی ایران هست صحبت میکردیم که چقدر از لحاظ اقتصادی خراب است این فرد ذهنیت عجیبی داشت و حرفی که میزد اینجوری نبود که ما رو آگاه کنه بلکه تراوش ذهنیش بود و اون حرفی که ناخودآگاه آدم به زبون میاره این فرد برگشت گفتش که اتفاقاً توی این شرایط جای پیشرفت خیلی خیلی زیاده و هرکی هرجوری که بخواد میتونه به راحتی پیشرفت کنه من کاری ندارم که این حرف درست بوده یا غلط ولی این باوری که ایشون داشت و باعث پیشرفتش هم همون بود برام جالب بود و جوری نبود که آگاهانه این حرف رو بزنه بلکه مشخص بود که این باور یک باور دیرینهای در این فرد هستش