live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی - صفحه 126 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
    195MB
    42 دقیقه
  • فایل صوتی live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
    39MB
    42 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1956 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    طاهره گفته:
    مدت عضویت: 1627 روز

    به نام تنها فرمانروا ورب قلب وروح وجسمم

    خانم شایسته عزیزم، استاد مهربانم یک دنیا سپاسگزارم برای تهیه این فایل،

    وسپاسگزارم از خدای مهربونم به خاطر اینکه تو مدار شنیدن این آگاهی ها بودم.

    شنیدن دوباره این آگاهی ها خیلی برام عالی بود انگار که نشست تو وجودم، اینکه من مسئول زندگی خودم هستم، اینکه من خالقم، من نه هیچ کس دیگه

    نه پدرومادر، همسر، دیگران، ریسم، مسئولان هیچ کس

    اینکه قدرت فقط در دست خدای منه، اینکه فقط اون صاحب اختیارم هست، رئیسم هست، فرمانروا هست فقط اون وچقدر عالیه که انسان فرمانروا ورئیسی به این قدرتمندی، به این مهربانی وبزرگی وبخشندگی داشته باشه که همه چی در مسیر اون خیر هست، همه چیز، حتی چیزی که به ظاهر بد بیاد ولی وقتی تو مسیر اون باشی تهش منتهی میشه به یک خیر بزرگ.

    چقدر زندگی با توکل قشنگ تره، اینکه رها کنی مسائل حل نشده ذهنت رو که رو دوشت سنگینی میکنه وبدی دست اون واون با عشق بگه تو فقط توکل کن، تو فقط بشین رو دوشم، من خودم برات حل می کنم فقط شک نکن، فقط دل نزن، فقط به من توجه کن، من برات کافیم من به جای تک تک انسان های اطرافت برات انجام میدم، تمام مسائلت رو حل می کنم، چقدر قشنگه خدا وربی به این زیبایی داشتن، اینکه به هرچی نگاه کنی فقط نشانه های حضور اون رو تو زندگیت ببینی، اینکه برات حل کنه تمام مسائل حل نشدنی رو، این که آسون کنه برات مسائلی که شیطان ذهنت برات سختش کرده، اینکه گوش کنی به ندای آرامش بخشت که از درونت به گوش میرسه ولی تو شک میکنی می گی نکنه دارم اشتباه میکنم وخودش نباشه، ولی خودشه، چون همون ندا رو وقتی بهش توجه میکنی، درونت رو سرشار از آرامش و عشق وامید می کنه، مگه خدا همون عشق وارامش وامید نیست

    هست، هست وهست

    خدای مهربونم به خاطر حس حضورت در این لحظه سپاسگزارم، به خاطر تمامی لحظاتی که درکنارم بودی که همیشه وهر لحظه بوده، چه من حست کرده باشم وچه نه سپاسگزارم، به خاطر اینکه اینقدر خوبی وعشقی سپاسگزارم، به خاطر اینکه همیشه دستم رو میگیری وبهم لطف داری سپاسگزارم.

    به خاطر انسان های خوبی که تومسیر م میزاری چه حضوری که می بینمشون، چه غیر حضوری مثل استاد وخانم شایسته عزیز ودوستان مهربان سایت که کامنت هاشون بهم آگاهی وامید وانگیزه میده وندیده چقدر دوستشون دارم وبا عشق مسیر رشدشون رو دارم می بینم سپاسگزارم.

    خدایا کمکم کن تا همیشه این نکته همیشه تو ذهنم وقلبم پر رنگ ترین چیز باشه

    اینکه تو رب وفرانروام هستی

    واینکه همیشه تنها تور امی پرستم وتنها از تو یاری می جویم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    خانم موفق گفته:
    مدت عضویت: 1730 روز

    سلام به استادعزیز وخانم شایسته توانا و دوستان توحیدی ام

    الانا که باتمرکز بیشتری روی آموزشها کارمیکنم وعملکردها رو رررسی میکنم ونگاهی به اتفاقات گذسته مباندازم بیشتر برام باورپذیر میشه که من توانایی تغییر زندگی دیگران رو ندارم و دیگران هم توانایی تغییر زندگی من رو ندارند .

    واین من هستم که با افکارم با باورهام اتفاقات زندگیمو سفارش میدم به جهان هستی وجهان هستی هم وظیفه اش رو تمام وکمال انجام میده .

    برای نمونه یکی از باورهام احساس گناه ودلسوزی بود که اون رو اتفاقا معنوی میدونستم و به خودم افتخار میکردم و عواقبش رو هم دیدم که انگار ماشینت آماده حرکته اما ترمز دست بالاست . وعملا حرکتی هم نمبتونه بکنه .

    خوب دیگران چطور مبتونستند بهم در زمینه مالی . روابط و سلامتی و… با داشتن این پاشنه آشیل کمک کنند

    یا باور احساس عدم لیاقت یا باور کمبود که هرکدام فلسفه خودشان را دارند .

    و اتفاقا هم دیگران به اندازه وسعشون خاستن بهم کمک کنند اماهم اونها اذیت شدند و هم من . و نه تنها ثمره ای هم نداشت بلکه خدا شاهده برام دردسرهای زبادی داشت .

    واونجا بود که از خدا کمک خاستم البته یه باور خوبی که داشتم این بود که خداوند عادل هست اگرچه به ظاهر نتایج زندگیم این رو نشون نمیداد و هرکی ویژگیهای اخلاقی من که یکی همون دلسوزی وحمایتگرانه بود رو از بیرون میدید ناعادلانه میدونست که من در این جایگاه باشم .

    و عاحز و درمانده تسلیم خدا شدم و با تغییر باورهام از شرک به سمت توحید اتفاقات خوبی برام تو مسیر افتاد واین مسیر همچنان ادامه دارد .

    و وقتی کمی تومسیر استمرار داشتم کم کم همین نجواهای ذهنی بهم کمک کرد تا باورهای شرک الود خودم رو بیشتر پیدا کنم .

    مثلا

    یه روز خونه بودم تلفن خونه زنگ خورد خواهرم بود حال واحوال کردم گفت معده ام اذیت میکنه یهو نجوا اومد که تو چرا سالمی واون داره اذیت میشه یهو حسم بد شد .

    دیدم حس گناه دارم . و چندتا موردهای مشابه که برام تکرارشد و کم کم این پاشنه آشیل رو تونستم پیدا کنم .

    الان همین نحوای ذهنی که در شروع دوره ازش میترسیدم الان خیلی خیلی دوست دارم صداشو بشنوم چون از صداش متوجه میشم درونم چه خبره.

    آخه با اندوسکوپی میشه درون معده رو متوجه شد وبیماری را راحت تشخیص داد . یا با ام ار آی میشه از همه جای بدن تصویر برداری کرد .یا ماشین رو با دیاگ و…. هیچ کس نگفته بود ذهنمون رو چطور عکسبرداری کنیم وعیبشو پیدا کنیم .

    ولی خودم با این آموزشها وعمل بهش در وسع خودم تونستم تصویر برداریهای زیبایی از ذهنم داشته باشم تا پی به عیبش ببرم .

    فقط باید هوشیار باشم و گوش به زنگ . تا یه نجوا اومد بیام ریز بررسیش کنم این نحوا از چه باوریه .

    وبعدش بیام رفتارهامو برسی بکنم و انطباقش بدم با نجوا. وبعدش عمل جراحی ذهن رو انجام بدم .

    ابزار جراحی همون باورهای درست توحیدی است که بامنطق بتونم جاسازیش کنم .

    به من که خیلی کمک کرد این روش و دیگه از نجواها نمیترسم . بلکه ازش در پیشبرد اهدافم کمک میگیرم .

    خانم شایسته عزیز ازتون ممنونم بابت این دسته بندی جدید واینکه یه جور دورهمی خودمونی هر روزه هست که صحبتهاش در مورد توحید و وصل شدن به خدای درونمون هست .

    اتفاقا جاش تو سایت خالی بود چون ما هرزگاهی یه دورهمی باهمکارانمون یا دوستانمون یاخانوادگی داریم و بایچه های سایت نداشتیم .

    البته خوبه ساعت خاص نداره که استرس بگیریم و روزانه باهمدیگه هستیم و به ذهنمون خوش میگذره .

    و تشکر از استاد عزیز بابت آموزشهای توحیدی که چراغ راهی شد برامون تو این مسیر . وما رو با خدای درونمون آشتی داد .

    خدا رو بی نهایت شاکرم بابت هدایت به این مسیر توحیدی ..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    افسانه نوشادی گفته:
    مدت عضویت: 996 روز

    سلام بر استاد خوب خودم

    چقدر خوب که این دسته فایل هارو شروع کردید من این لایوها رو تصویری ندیدم و یا صوتی شو هم همون اوایل عضویتم گوش کردم که دیگه یادم هم رفته

    و چقدر نکات خوبی

    منم که مسئول زندگیه خودمم منم که مسئول شرایط خودمم هر زندگی ای که داشتم و هر زندگی ای که میخوام خودم مسئولشم و خودم هم باید بتونم با تغییر افکارم زندگیم رو خلق کنم منم که باید زندگیم رو بسازم هیچ کسی مسئول نیست هیچ کسی ناجیه من نیست منم بیزارم از قربانی و مظلوم بودن همیشه در طی دوران تحصیلم با هر شرایطی که داشتیم خودم تلاش کردم و درس خوندم و همیشه بهترین بودم با اینکه خیلی ها شرایطشون از من بهتر بود ولی باز من از همشون درسخون تر و بهتر بودم و هیچ وقت خودم رو قربانی شرایط ندونستم در یک برهه ی کوتاهی بعد از تموم کردن تحصیلاتم که دیگر زندگی خوبی میخواستم و خلاف این حرفها را دوست و اطرافیان و خانواده میگفتند نپذیرفتم هیچ وقت اون حرفها با درونم هماهنگ نبود و نخواستم بپذیرم و خداروشکر که به این مسیر هدایت شدم حالا خودم میخواهم رویاهایم را بسازم با تغییر افکار و باورهای خودم در این مسیر شاید سختی و نا امیدی هم داشتم ولی خداروشکر ادامه دادم ادامه میدم من میخوام مثل همون دوران بهترین خودم باشم بهترین زندگی رو داشته باشم من لایقم من یکبار به دنیا اومدم و این یکبار هم میخوام خوب زندگی کنم من قرار نیست دنباله رو باشم قرار نیست قربانی باشم قراره خالق باشم بسازم خودمو زندگی کنم اگر میخوام زندگیه متفاوت از اکثریت رو تجربه کنم باید بتوانم افکاری متفاوت از اکثریت داشته باشم تا متفاوت از اکثریت نتیجه بگیرم

    من میتونم خودمو باور دارم اگر من همون آدمی بودم که به اونجا رسیدم باز هم میتونم حتی اگر تنها باشم در این مسیر من اصلا عاشق این تنهایی ام این باعث میشه جسارتم بیشتر بشه بیشتر روی اهدافم متمرکز باشه بتونم هر جور خودم میخوام زندگیم رو بسازم بتونم قوی تر ادامه بدم من آدم جا زدن نیستم ادامه میدم از خودش کمک خواستم هدایت خواستم مسیر سر راست و مستقیم رو نشونم بده به اصل نزدیکترم کنه هدایتم کنه به مسیر خواسته هام من دارم ایمانم رو نشون میدم بقیش باخودش من بندگیمو میکنم چند روزه همش در دفترم همینارو مینویسم که خدایا من ایمانم رو نشون میدم من توکلم رو نشون میدم من ادامه میدم تو هدایتم کن تو مسیر سر راست و مستقیم رو بهم نشون بده تو از فرعیات دورم کن تو به اصل نزدیکم کن مسیر مستقیم آسون و سرراست رو بهم نشون بده من تسلیمم من هیچ نمیدانم تو فقط بهم بگو من میگم چشم قدم برمیدارم حرکت میکنم تو فقط راهنمای من باش

    فقط به تو چشم دوختم از همه چشم برداشتم چشمم به توئه مطمئنم ایمان دارم پاداش این ایمانم رو میدی من به تو ایمان دارم تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم تنها تویی که میتونی راهنما و هدایتگر من باشی همش تویی تو بهت ایمان دارم و ادامه میدم به امید خودت…

    ممنون بابت این فایل انشالله بتونم به این آگاهی ها عمل کنم

    امیدوارم بتونم با این سلسه فایلها و پروژه ی جدیدی که به راه انداختید همراه بشم و ردپا بزارم از خودم

    مرسی از خانم شایسته ی عزیزم که این فایلها رو بروز رسانی میکنند ودر اختیار همه قرار میدن که خودشون استفاده میکنند و بهشون کمکم میکنه و با همه به اشتراک میزارند این خودش باور به فراوانی ست

    ممنون بابت همه چی

    خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    نفیسه فهیمی گفته:
    مدت عضویت: 1650 روز

    سلام استاد عزیزم سلام مریم جانم

    سلام دوستای خوبم

    من چند روزی بود که کل روتینهای زندگیم تغییر کرده بود و دچار سردرگمی شدیدی شده بودم

    همه ی کارام تو سه ماه تابستون به شکل عالی انجام شد و حالا با پایانش و تغییر فصل یهو کلی از اموراتم هم داشت تغییر میکرد مثلا

    1-همکارم که دوسال کنار هم کار کردیم و دوستای خوبی هم برای هم شدیم داشت از شرکت میرفت و با رفتنش عملا کل مسیولیتهای من تو کارخونه هم تغییر میکرد

    2- با تغییر فصل تعطیلی پنجشنبه ها کنسل و ساعات کاریم هم عوض میشد

    3-با تغییر طول شبانه روز برنامه های خواب و بیداریم و بیرون از خونه بودنم هم تغییر میکرد

    4-با کوتاه کردن و رنگ کردن موهام روتینهای مراقبتیم تغییر میکرد

    5-با پیگیری یه تضاد درمورد سلامتیم روتین ورزش کردن و تغذیه ام هم تغییر میکرد

    6- و اما شغل همسرم که هیچ نظمی توی تک شیفت و دوشیفت بودنش و اینکه شیفت عصر یا صبح باشه نداشت و اینم کلی روتینهای آشپزی و روزمره منو تحت تاثیر قرار میداد

    همه ی اینایی که اشاره کردم و خیلی موارد ریزتر باعث شده بود که من دچار گیجی و سردرگمی بشم و چون تحلیلشون برا ذهنم سنگین بود همه رو گذاشته بودم زمین و خواب رو ترجیح میدادم تا فرار کنم ازشون

    امروز صبح با خودم تصمیم گرفتم بلند شم از رختخواب و شروع کنم به خونه تکونی ذهنم و از ذهنم گذشت که کاش با یه فایل از استاد شروع کنم اما هیچ ایده ای براش نداشتم که از چی شروع کنم فقط اومدم سایت رو باز کردم که یهو معجزه وار فایل مریم عزیزم با عنوان خانه تکانی ذهن اومد بالا و من هیجان زده فایل رو دنبال کردم تا رسیدم به اینجا که یه برنامه سی روزه برا خانه تکانی ذهن رو انگار که مریم جان اختصاصی برا من تدارک دیده

    خدایا شکرت که اینقدر سریع و حساب شده به درخواستای من پاسخ میدی

    و من رو هدایت کردی به اولین فایل درمورد پذیرفتن مسئولیت تمام و کمال اتفاقات زندگیم

    صادقانه بگم ذهن منم خوشش میاد مسئولیتها رو بندازه گردن پدر و مادرم، مسئولین حکومت، همسرم و هرکسی غیر از خودم!

    اما این فایل بهم یاداور شد که فقط و فقط خودم خالق تمام اتفاقات زندگیم با فرکانسم هستم و پای هیچ کس دیگه ای درکار نیست

    فقط و فقط باید روی پروردگار حساب کنم بعنوان مالک کل هستی

    با خلوص درخواست بدم و سریع اجابتش رو دریافت کنم

    از امشب هرشب 2 ساعت تمرکزی روی خانه تکانی ذهنم با مریم شایسته عزیزم وقت میذارم

    و منتظر معجزه ها یکی پس از دیگری بعد از یک ماه اتمام دوره میمونم

    خدایا هزاران بار ممنونم که بهترین هدایتگر منی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    پریسا راستگو گفته:
    مدت عضویت: 985 روز

    سلام میگم به استاد گلم و خانم شایسته عزیز

    خداوند رو هزاران بار سپاسگزارم که با این آگاهی دوباره منو به مسیر صراط مستقیم هدایت کرد

    و هزاران بار سپاسگزارم استاد گلم آقای عباسمنش هستم که کلام خداوند رو با شجاعت و ایمان قلبی بر قلب و جان ما جاری میکنن

    استاد گلم تمام کلمات این فایل رو باید با طلا نوشت کلماتی که کاملا مخالف با جریان و اعتقاد عمومی اکثریت مردم جهان هست با شنیدن این آگاهیها باور کنید هر بار مو به تنم سیخ شده و اشک شوق بر چهره ام جاری میشه مخصوصا اون دقایق آخر که گفتید خدا همه کار میکنه فقط روی خدای درونتون متمرکز باشین به هیچی کار نداشته باشین اون خودش همه چیز رو ردیف میکنه

    استاد جان نمیدونم به چه زبونی و با چه کلماتی اون چیزی رو که فهمیدم بگم تا حق مطلب ادا بشه فقط با تمام وجودم میگم تمام بدبختی‌های بشر از شرکه ولاغیر

    خجالت میکشم از محضر خدا هر بار که احساس ترس میکنم ، شک میکنم ، ناامید میشم

    واقعا شرمم میشه که من خدایی با این عظمت دارم خدایی که هیچ برگی بی اذن اون بر زمین نمی‌افته اونوقت برای داشتن و خواستن یه چیز که اصلا برای اون اندازه یه پشه هم نیست اینهمه نجواهای شرک آلود میاد به سراغم

    ممنونم استاد که دوباره تذکر دادین ، دوباره یادآوری کردین اصل ما رو و متصل شدن به اون اصل رو

    آرزوی قلبی من ایمان و توحید قلبی خیلی بالا و قوی هست و کنترل ذهن قوی

    دوباره باز میشینم روی افکارشرک آلودم کار میکنم

    استاد جان هزاران برابر برکت این فایل وارد زندگیتون بشه که شما واقعا لایق بهترینهایند

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    حسین نظری گفته:
    مدت عضویت: 3376 روز

    به نام خالق هستی

    سلام به همه ی عزیزان

    در مورد اینکه توی ایران که فکر میکنن بلاهای طبیعی مال گناه کردن مردم و بیشتر به خاطر اینکه خانم ها موی سرشون پیداست این بلاهارو خدا داره می‌فرسته تا مارو بیدار کنه و از این چرت و پرت ها که از زمان قدیم از این مسائل بوده ولی وقتی اگاهانه قران رو مطالعه کردم و از سخنان استاد متوجه شدم خداوند یک سیستم هست که نه عصبی میشه نه ناراحت نه نگران نه خوشحال و همیشه در حال هدایت همه ی این جهان هستی هست و هرانچه رو خودمون بفرستیم به خودمون بازمیگردونه به قول استاد مثل اینه است هرجور تو خودت رو ببینی اون هم همونو بهت نشون میده و داستان های قرآنی رو اگر مطالعه کنیم کسی مثل فرعون در مدار سرکشی و طغیان کردن بود و موسی در مدار صلح با خود وخدا و یک پدیده طبیعی مثل جزرو مد که من بهش میگم در یک زمان اتفاق افتاد حالا خدایی که هدایت گره و تو بهش رو اوردی تورو هدایت می‌کنه به زمانی که دریا به قول قران از هم شکافته شده و فرعون که در مدار سرکشی و طغیان بوده زمانی میرسه که دریا به حالت بسته رسیده و غرق میشه و این همزمانی ها و هدایت هاست که می‌تونه مارو از یک پدیده طبیعی نجات بده

    وای استاد شرک به این بزرگی در همه بی داد می‌کنه مخصوصا در این زمان تا رئیس جمهور قبلی بود فهش و ناسزا بهش میگفتن که خودمم جز همون دسته بودم چک و لگدش هم خوردم از زمانی با شما آشنا شدم و بادوره احساس لیاقت کم کم دارم این شرک رو درستش میکنم که منم که مسئول هر اتفاقی که در زندگیم میوفته هستم استاد قبلاً من اگه بچه چیزی میخورد و مریض میشد گردن حسین و همه می‌انداختم الا خودم و مسئولیت این موضوع رو قبول نمی‌کردم وتازه احساس گناه هم میدادم به همه ولی الان خیلی کم شده یا ازدواج درسن کم رو مقصر همه میدونستم الا خودم رو با اینکه به خدا نه کسی زورم کرد نه اسلحه گذاشتن بالا سرم که قبول کن خودم با رضایت قبول کردم اما تا بحثی و ناراحتی پیش میومد بین منو حسین انگشت اشارم سمت همه بود که منو به اینجا کشوندن الا خودم و واقعا هم قبول نداشتم که این منم که دارم حتی رفتار ادم ها با خودم رو خلق میکنم

    استاد اینکه میگید که همون فردی که بچه راهنمایی داره ولی هنوز به پدرش میگه خرج منو تو باید بدی رو ماهم در اقوام بسیار نزدیک داریم هرروز بلا استثنا یک جنگ راه میندازه با پدرو مادرش و مسئول زندگی داغونش رو اونا می‌دونه و همش دنبال دعاست که زندگیش خوب بشه و همش میگه من برای این پیشرفت نمیکنم که یک تواین محلم پدرو مادرم کمکم نمیکنن و برامون دعا گرفتن که من نمیتونم پیشرفت کنم و یه چیز عجیبیه در کل فامیل و وضعیتش از همه پایین تره چون مسئولیت زندگیشو گردن همه میندازه الا خودش و وقتی این رو گفتید یاد این موضوع افتادم

    تو به هر عامل بیرون از خودت وابسته باشی به هر عامل بیرون از خودت حساب کنی مشرکی تمام

    زمان حضرت ابراهیم مردم بت هاشون رو میپرستیدن زمان ما بت هایی به نام رئیس جمهور به نام نماینده های مجلس و هرکسی که یه مقدار شرایطش بهتر از خودش باشه چون این شرک رو دارن که اگه بافلانی جور بشیم دو روز دیگه بچمو می‌بره سرکار های دولتی ..قرض میده بهمون ..

    استاد من خیلی این روز ها سعی کردم که نکات مثبت یا یه چیز زیبا که از دیگران میبینم رو به خودشون هم بگم ولی متاسفانه من فعلا در مدار ادم هایی هستم که بسیار به چشم زخم اعتقاد دارند و به خودم قول دادم اگه نکات مثبت هم دیدم به خودم بازگو کنم تا جهان من رو از این ادم ها جداکنه و در خودم هم دیدم که از این ویژگی ها من در خودم دارم مثلا تا یک لباس خوشگل تن پسرم میکنم ناخوداگاه ماشاالله میگم یا الان که داره حرف میزنه بهش میگم یواش صحبت کن و این نشتی انرژی رو تازه در خودم دیدم وبه نظرم در مورد ثروت هم همینه که اگه من ثروتمند بشم یا همیشه حالم خوب باشه منو چشم میزنن و اینم یک شرک دیگه و فکر میکنم چشم دیگران باعث خراب شدن همه چی میشه ولی مسیولیت اینو قبول نمیکنم که من چه فکری دارم چه فرکانسی دارم که همه چی خراب شد یا بچه میخوره زمین مادرم اولین سوالش اینه داشتی میومدی کی دیدت و متوجه شدم دیگران دارن باور های منو که در ناخوداگاه و حتی خوداگاهم هست رو به من نشون میدن روی اینم حسابی باید کار کنم

    یکی دیگه از شرک هام اینه که حسین مسئول زندگیمه واینو هم همین چند روزا متوجه شدم که چون ازدواج کردم یک مرد باید بیاد من رو به تمام خواسته هام برسونه و خودم رو بی عرضه میدونستم که منم خالقم منم میتونم ثروت خلق کنم چرا اینقدر گیر دادم به حسین تا اون عوض بشه تا من به جایی برسم و همیشه منتظر بودم اوضاع زندگیمون توسط شخص حسین عوض بشه و خودم اصلا علاقه ای که مسئولیت زندگی خودم رو برعهده بگیرم نداشتم و انگار رفع مسئولیت میکردم که اخیش کسی هست که مشکلاتم رو بندازم گردنش

    من که خیلی از این شرک ها دارم و دارم به قول خودتون تکاملی اون هارو برمی‌دارم و خداهم داره کمکم می‌کنه که راحت تر توحید رو متوجه بشم و ازش به خوبی در زندگیم استفاده کنم

    کسی که منتظره یک عامل بیرون از او بیاد تا نجاتش بده خوشبختش کنه تا یه غلطی براش بکنه مشرکه و ادم مشرک سرگردان و حیرانه تا تهش که جهنمه و جهنم رو خودش از همون موقعی که حساب کرد رو بقیه برای خودش ساخت و منم از همینا بودم تا همین چند ماه پیش اره مهم نیست چقدر روی خودت کار می‌کنی یا چقدر توی سایتی ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است تا عمل نکنی به اموزه ها بازم باورهای قدرتمند قدیمیت شرک هات پاشنه آشیل هات بهت حمله میکنند مهم اینه تو در عمل فکر هاتو تغییر داده باشی تا زندگیت روبه تغییر بره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    مرضيه ابراهيمي گفته:
    مدت عضویت: 2472 روز

    به نام خدای مهربانم که هر آنچه دارم از آن اوست

    سلام به همه

    از کجا شروع کنم خدایا تو هدایتم کن،وقتی خداوند بهم گفت مرضیه تو داری تمرکزت رو میزاری روی ناخواسته هات و بعد خودتو آماده میکنی که وقتی برات اتفاق افتاد قوی باشی بعد بیای احساس غرور کنی بگی من قوی هستم حالا بیا به جاش تمرکزت رو بزار روی خواسته هات و بعد وقتی برات اتفاق افتاد،از این بُعد بگو من قوی هستم و احساس غرور کن،گفتم خدایا دقیقا زدی وسط خال چرا من تا حالا نفهمیده بودم،دارم از اینجا ضربه میخورم،بی نهایت خدارو شکر کردم و شکر میکنم،دیگه اومدم به دقت و تمرکز روی ذهنم ببینم نشخوارهای ذهنی ام چی هستن،دیدم ذهنم در حال ساختن بدترین سنایورها هستش،که ناخواسته هستن برای من،گفتم حالا بیام تغییر بدم این سنایورها رو آگاهانه تبدیلشون کنم به خواسته هام،خیلی سخت بود خیلی مثه اهرمی که هر چی زور میزدم یا سختی میچرخید(تجسمم رو به چیزهایی که میخواستم وارد زندگیم بشن) یا اصلا نمیچرخید انگاری که زور ذهنم رو نداشتم،همین امروز صبح بود که تووی خواب و بیداری بودم که ذهنم باز شروع کرد به تمرکز روی چیزهایی که نمیخوام وارد زندگیم بشن،گفتم خدایا من زور ذهنم رو ندارم،من تسلیمم تو هدایتم کن،که اگه هدایتم نکنی از گمراهان خواهم بود،گفتم خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم،کمکم کن،من تسلیمم واقعا احساس عاجز بودن کردم که توان نداشتم جلوی ذهنم رو بگیرم،دوباره خوابیدم وقتی بیدار شدم وارد سایت شدم دیدم روی بیلیورد سایت نوشته«دستورالعمل خانه تکانی ذهن،گام به گام»گفتم ااا این یه چیزه جدیده،دانلود کردم صحبت های خانم شایسته عزیز رو با دل و جون گوش دادم،از اینکه خداوند چقدر دقیق و چقدر سریع جوابمو داد،هی چشمام پر از اشک میشدن و ذهنم شروع کرد به مقاومت کردن،فقط گفتم خدایا کمکم کن که تسلیم ذهنم نشم،من میخوام ذهنم رو گام به گام خونه تکونی کنم،این آشغال ها رو بریزم بیرون،ذهنم جلا بدم،براق کنم تا به آرامش برسم،واقعا آرامش همه چیزه،آرامش،با آرامش که میشه از مسیر لذت برد،من وقتی همه چیز داشته باشم،اما تنها آرامش نداشته باشم زندگیم خوده جهنم میشه،و بریم سراغ گام اول از خونه تکونی ذهنم…

    من باید مسئولیت صددرصد زندگیمو به عهده بگیرم،توقع از دیگران یعنی در مسیر شرک رفتن،خدایا اینقدر دقیق جواب میدی،الله اکبر،این روزها بحثم با پدرم بود راجب پولی که مال برادرم بوده،برادری که وقتی بود،بیشترین قسمت پولش برای من بوده،اما الان نیست،من نمیتونم از پولش مثه قبلا استفاده کنم،فقط توو دلم گفتم خدایا من رها میکنم به قول استاد اگه عرضه دارم خودم بدست میارم اگه ندارم که بمیرم بهتره،اما خیلی درد داشت و هنوزم داره برام که بخوام نگاه مو از روی اون پول بردارم اما صحبت های استاد رو با خودم زمزمه میکردم که گنج هاست دست خداست مرضیه نگاهت به نون خورد توو دسته دیگران نباشه،با خودم تکرار میکردم اما درد رو هم احساس میکردم چون این موضوع مال همین دو سه روزیه که برام اتفاق افتاد،همه چیز مثه همون درختچه های هرز پیچیده شده بهم که این پیچیدگی رو دارم تووی ذهنم احساس میکنم،منم گفتم حالا که اینطور شد من باید احساس لیاقتمو همین جا نشون بدم و وقتی بهم گفتن ماشینتو بده که ما بریم شیراز گفتم نمیدم،نه گفتنی که من تووش خیلی مشکل دارم،چون به عینه دیدم که بارها از خودم گذشتم بخاطره پدرم اما جهان نتیجه ی معکوس بهم داد،بخاطره حس دلسوزی و احساس گناهی که ما وظیفه داریم اگه پدرومادرمون بهمون بدی کنند ما همش باید خوبی کنیم،خوبی که به ما یاد دادن یعنی از خودگذشتگی و فداکاری،که تووی هر موضوعی که یادم میاد از خودم گذشتم بدجور جهان بهم سیلی زد،این دفعه گفتم از خودم نمیگذرم،دیگه خودمو پیاده نمیکنم که اونها سوار بشن،من باید یاد بگیرم هیچکسی مهمتر و باارزش تر از خودم نیست حتی پدر ومادرم،هیچکسی دوست داشتنی تر از خودم نیست حتی پدر و مادرم،نجواها هستند که اگه پدرت مرد بعد تو پشیمون میشی و از این حرفها،گفتم چرا اونها فکر نمیکنند اگه من مردم،پیشمون بشن،نه پشیمون نمیشم،خودم مهمترم،باید آگاهی ها رو تووی عمل اجرا کنم نه فقط مثه مسکن فقط گوش بدم یا بخونم،دیگه خیلی محکم به خودم گفتم مرضیه دیگه روی اون پول تو حساب باز نکن،قانون اینه که وقتی روی چیزی غیر از خدا حساب کنی،بهت نتیجه ی معکوس میده،گفتم خدایا گنج ها دسته توء،میخوام خودم بسازم،از دیروز دوباره شروع کردم به خوندن اهرم رنج و لذت در مورد کارکردن روی دوره ی روانشناسی ثروت یک،با اینکه دارم روی دوره کار میکنم اما احساس کردم انگیزه هام کم شده،دوباره برگشتم به خوندن اهرم رنج و لذت،میخوام همزمان که دارم روی دوره کار میکنم،همزمان این پروژه رو هم با شما همراه باشم تا حدود یک ماهی که خانم شایسته عزیز گفتن،خدایا هدایتم کن که ادامه بدم،تو پاسخ دادی به درخواست من با این پروژه حالا این منم که باید از پاسخ تو استفاده کنم اونم تووی عملکردم،خدایا کمکم کن تسلیم تو باشم نه تسلیم ذهنم و ادامه بدم معتهدانه،جهاداکبر تووی ذهنم راه بندازم

    اولین گام برای من اینه که من مسئول صددرصد زندگیم هستم نه پدرم نه دوستم نه مادرم و نه هیچکس دیگه

    منم که مسئول صددرصد زندگیم هستم،اگه پدرم باهام اونجوری رفتار کرده،من چنین فرکانسی رو به جهان هستی ارسال کردم،منم که شرک ورزیدم نگاهمو به دسته پدرم دوختم نه خداوند،منم که روی پول برادرم حساب کردم نه روی کسی که گنجهای زمین و آسمون دسته اونه،منم که باید این آگاهی ها رو تووی عمل اجرا کنم،خدایا هدایتم کن که اگه هدایتم نکنی از گمراهان خواهم بود

    خانم شایسته ی عزیز خداوند وقتی شما رو هدایت کرد به سمت این فایلهای ارزشمند،داشت منم هدایت میکرد تا به این مرحله برسم که بفهمم ایرادم کجاست و من درخواست کردم و منو شما لاجرم امروز در مدار هم قرار گرفتیم تا با هم این پروژه یک ماهه رو ادامه بدیم و حسابی ذهنمون رو خونه تکونی کنیم،قدم به قدم

    من مرضیه ابراهیمی نسب در تاریخ 1403/06/31 تعهد میدهم تا در پروژه یک ماهه خانه تکانی ذهنم،گام به گام با شما عزیزانم همراه باشم و ذهنمو یک خانه تکونی درست و حسابی کنم از شرک،شرک،شرک

    خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    مرا به راه راست هدایت کن

    راه کسانی که به آنها نعمت داده ایی

    نه راه کسانی که بر آنها غضب کرده ایی

    و نه گمراهان

    خدایا شکرت

    دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1465 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان خوب خودم

    ممنون استاد عزیز هستم که این فایل را برای هدایت من تهیه کرد تا به قدرت افکار و باورهای خودم پی ببرم

    بدانم که همه چیز در دستهای خودم هستم

    من خالق زندگی خودم هستم

    به هر چیزی که توجه کنم از همان جنس بیشتر و بیشتر برای من رخ می دهد

    یادم باشد که خداوند بهترین و برترین قدرت در این جهان است

    او همیشه در حال هدایت کردن من است

    او همیشه در کنار من است

    کافی است که از او بخواهم و او به بهترین شکل و حال ممکن به من کمک خواهد کرد و من را به سمت جلو می برد

    از این صحبت ها من به این نکته و درس پی بردم که نگاهم هرگز و هرگز به دستهای دیگران نباشد

    از هیچ کس هیچ انتظاری نداشته باشم

    همیشه به فکر خودم و خدای خودم باشم و روی قدرت و توانایی او حساب باز کنم

    او واقعا دهنده بی منت است

    او واقعا بی نیازترین کسی و یا چیزی است که به من کمک می کند و هیچ توقع و انتظاری هم در برابر این کمک ندارد و نخواهد داشت

    یادم باشد که اگر روی کسی حساب باز کنم در نهایت برای من رنج و سختی خواهد داشت و آرامش و آسایش من را بهم خواهد زد

    اما هر وقت روی او حساب باز کنم جوری به من کمک می کند که آب در دل من تکان نخواهد خورد و به بهترین راه ممکن در نهایت آرامش و آسایش حال من را خوب خواهد کرد و من را به خواسته خودم می رساند

    من مسئول زندگی خودم هستم

    این من هستم که با ترس ها و وام و افکار و نگرانی های خودم شرایطی را برای خودم رقم می زنم که در نهایت از ادامه راه باز می ایستم و دیگر نمی توانم به موفقیت ها و آرزوهای خودم دست پیدا کنم

    این را تجربه کرده ام

    زمانی که می خواستم تغییر کنم و قدم در راه تغییر خودم گذاشتم خدای مهربان شرایط را به گونه ای برای من هموار کرد تا من بتوانم قم به قدم جلو بروم و اکنون به جایی برسم که خودم صاحب کار خودم هستم

    خودم می توانم برای خودم تصمیم بگیرم

    همه چیز در دستهای خودم هست چرا که خیلی کمتر نسبت به قبل فکر می کردم و سعی می کنم فقط به اکنون فکر کنم نگران فردا و اتفاقات فردای خودم نباشم

    چرا که همان خدایی که امروز برای من شرایط را مهیا کرده است تا بتوانم به آسانی یک قدم به جلو بردارم هم او قدم های بعدی را برای من هموار خواهد کرد و من را جلو خواهد برد

    این درس بزرگی برای من بود

    حال هر موقع که بخواهم قدمی بردارم این اتفاق خوب را برای خودم گوشزد می کنم که همان خدایی که قبل هوای من را داشته است هم او باز هوای من را خواهد داشت و آنوقت آرامش و قوت قلبی در درون من شکل می گیرد که حال من را خوب می کند و برای من بهترین الگو برای حرکت کردن است

    نکته دیگری که باز در این فایل برای من خوب و مهم بود توانایی کنترل کردن ذهن خودم بود

    این را یاد گرفتم که ذهن خودم را از روی ناخواسته ها و آنچه که برای من بد بوده است بردارم و سعی کنم که حال خودم را خوب نگه دارم و بتوانم روی خودم و آنچه که می توانم توجه کنم تا آرامش را به ذهن خودم برگردانم

    درس دیگری که برای من واقعا مهم و ارزشمند بود این است که هرگز دنبال بهانه آوردن نباشم

    من می توانم

    من خواستم و شد پس باز هم می توانم بخواهم و به من داده خواهد شد

    پس فکر و باور و نگاه و دید خودم را تغییر بدهم و به این نکته توجه داشته باشم که همه چیز در دستهای خود من است

    روی خودم کار کنم و تغییر کنم پس جهان بیرون من هم تغییر خواهد کرد

    یاد گرفتم در این فایل که توقع و انتظار خودم را از روی دیگران بردارم

    چشم به دست دیگران و کمک دیگران نداشته باشم

    فقط و فقط

    روی خودم و خدای خودم حساب باز کنم

    موفقیت در ایمان و اعتماد کردن به خدای خودم است و تمام

    سپاس از استاد عزیز

    سپاس از خدای مهربان خودم

    سپاس از خدای قدرتمند خودم

    سپاس از خدای ممکن ها

    سپاس از خدای زیبایی ها

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    مهیار ضیائی گفته:
    مدت عضویت: 3613 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته بی نظیر

    واقعا ممنونم از این خانه تکانی و گام به گام بی نظیر

    توی این سال ها که در سایت عباسمنش هستم و روی فایل ها و دوره ها کار می کنم انگار باید واقعا به این تکامل می رسیدم تا به این نتیجه برسم که مهم ترین کار من بندگی کردنه و مهم ترین و ریشه ای ترین موضوع در زندگی توحید و این از همه جا بهم گفته بشه که تو اگر روی توحید فقط کار کنی بقیه چیزها رو همه رو داری. یعنی اگر من روی ریشه کار کنم همه شاخ و برگ ها رو دارم.

    این جمله که ( کسی که بنده خوبی باشه بندگی خودش رو بکنه واسه خداوند خدا همه کاری براش می کنه) منطق محضه.

    این روزها که به قدرت توحید در تمام جنبه های زندگی پی بردم سوال هر روزه ام از خداوند اینه که می خوام به تو نزدیک تر شم. چی کار کنم که به تو نزدیک تر شم.

    و جواب این سوال از در و دیوار داره میاد از زمین و آسمان داره میاد و واقعا دارم می بینم که خدا فرمان رو گرفته و میگه بذار من میارمت سمت خودم و هر روز این حس خوب این شادی درونی و آرامش در زندگیم داره بیشتر میشه.

    من مهم ترین چیزی که تا به حال در زندگیم بهش دست پیدا کردم احساس خوشبختیه. البته سالهاست دارم با فایل های استاد زندگی می کنم. خیلی بالا و پایین رفتم خیلی توی در و دیوار رفتم خیلی جاها ول کردم ولی در کل توی مسیر موندم چون به حرف های استاد که حرف های خداست ایمان داشتم. هرچی بیشتر روی خودم کار کردم هرچی بیشتر عمل کردم بیشتر نتیجه گرفتم.

    نتیجه ای که الان به من آزادی زمانی و مکانی و مالی داده. کار مورد علاقه ام رو می کنم با یه لپ تاپ و درآمد مناسبی دارم و رابطه بی نظیر با همسرم و کلی داشته های دیگه که شمرده نمیشه. دغدغه های اساسی زندگی رو ندارم و تمرکزم روی رشد و پیشرفته و احساس خیلی خوبی دارم.

    این روز ها که تلاش کردم به خاطر این خوشبختی و آرامش سپاسگزارتر باشم دقیقا مثل خانم شایسته در فایل دستورالعمل گفتم خدایا تو دغدغه های من رو حل کردی حالا می خوام بیشتر پیشرفت کنم و خدا این دوره گام به گام رو برام فرستاد.

    حالا می خوام متعهد تمام تلاشم رو بکنم در این مسیر بمونم تا منم خداوندم رو اجابت کنم و به امید خدا در آخرین روز این دوره و مسیر زیبا از موفقیت ها و تغییراتم براتون بنویسم

    بسیار سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    فاطمه محمدزاده گفته:
    مدت عضویت: 1172 روز

    به نام رب تنها فرمانروا

    سلام ودرود بی کران به استاد ومریم بانو وتمامی دوستان

    باز هم معجزه باز هم سوپرایز خدایا همه چی درست ودر زمان مناسب باز داره رخ میده

    خدایا نمیتونم شکر گزار تو نباشم با این همه نظم و دقت و درستی در زمان درست ودر مکان درست همه چی همیشه رخ میده

    مرسی مریم بانو با این سوپرایز به موقع ات

    خدایا مرسی

    واقعا اولین گام پذیرفتن خلق تمام اتفاقات زندگی است

    وقدرت ندادن به هیچ کس در زندگی است

    وقبول کنی کسی در خلق اتفاقات زندگی تو مقصر نیست

    استاد وقتی تو فایل هاتون از توحید میگید مو به تن آدم سیخ میشه از این همه توحید

    ممنون

    باشد رد پایی از من در این تاریخ تا پایان این دوره ی بی نظیر خانه تکانی ذهن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: