live | پاسخ های کلیدی به چند سوال - صفحه 54 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

783 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهراهنرمند گفته:
    مدت عضویت: 1974 روز

    بنام خدای وهاب

    خداروشکر که در روز ۷۶ سفرنامه هستم .امروز با یکسری تضاد مواجه شدم و فهمیدم جهان از این طریق نشونم داد که رو کدوم قسمت از افکارم باید بیشتر کار کنم تا نتیجه بهتری بگیرم .

    مثلا در زمینه تیپ ؛ ادمای موفق مثل دکتراها و کارگردان و تهیه کننده هایی رو دیدم که بسیییار ساده پوش بودن و افراد فقیری رو هم دیدم که تیپهای انچنانی میزنن . در نتیجه که این باورهاست که رقم میزنن زندگی مارو ..

    سپاسگزار خداوندی هستم که زندگیمو در دست خودم قرار داده نه عوامل بیرونی 🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    میثم شهریاری گفته:
    مدت عضویت: 2050 روز

    به نام رب جهانیان

    سلام به استاد، خانم شایسته و دوستان عزیز

    ردپای۷۶

    چقدر زیبا و دلنشین است این شهر با این بنای بی نظیر و رودخانه جاری و تمرکز بر این زیبایی ها که ما رو به دیدن زیبایی بیشتر هدایت می‌کند.

    خدایا شکرت که استادی داریم که هم این زیبایی ها رو برامون به تصویر می کشه و با کلام دلنشین شون قوانین رو به ما گوشزد میکنه. قوانینی که خودش با اجراشون در زندگیش به این زیبائی ها و این آزادی مالی،زمانی و مکانی هدایت شده.پس من هم با دیدن این تصاویر و کنترل ذهنم به شیوه استاد به راحتی و به صورت کاملا طبیعی به تمام خواسته هایم میرسم چون نمونه این اتفاق رو دارم میبینم وباور میکنم.

    خدایا بابت هدایت شدن به مدار نعمت ها ،ثروتها و زیبایی ها سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    احمد فردوسی گفته:
    مدت عضویت: 1760 روز

    به نام خداوندهدایتگر

    به نام خداوندزیبایی ها

    سلام دوستان

    این فایل برای نشونه من اومد

    چقدرقانون درست جواب میده وچقدراستادعریزم به خداوندنزدیکه واین معجزاتی که دربخش نشانه هاوجودداره وجواب سوالاتمون دراون هست

    ازخداپرسیدم برای یک مسعله ای که توخواب چراجواب منونمیدی وجوابموگرفتم توحرف های استادکه بایداحساس لیاقت خودم روافزایش بدم وخداوندهمیشه داره ماروهدایت میکنه وبه ماالهام میکنه چه توخواب چه بیداری واین که من تومسیردرست هستم چون اکثراوقات حال من خوبه خداروشکر

    استادمیگه من یک قانون ساده روگذاشتم =احساس خوب =اتفاقات خوب واگرواقعاتمرین کنیم واقعاسادس برعکس خیلی ازاساتیددیگه که توقوانین سخت می گیرندوهزارراه پرپیچ وخم برای رسیدن به موفقیت به مایادمیدن

    بچه هاواقعازندگی من قبل ازاشناشدنم بااستادعزیزم داغون بودوحالم بدبود واین به واسطه طی کردن تکامل من بودچون 2سال کتاب های دیگه وفایل های دیگه ازاساتیددیگه روگوش میکردم وسمینارمیرفتم ولی همچنان حالم بد ومن دنبال حقیقت برای خوشبختی بودم به خدااینجابهشته ومن مسیرروتااخرعمرم ادامه میدم تابمیرم چون ازش دارم نتیجه میگیرم واقعااین قوانین اگردرک کنیم سادس وبایدهرروزبیشترروی خودمون کارکنیم وفقط روی خداوندمتعال حساب کنیم وازاویاری بخوایم

    خدایاازت میخوام که بتونم الهامات ونشانه های خودت روبهتردرک کنم وبشنوم ومدارم بالاتربره وتکاملم طی بشه

    شادوموفق باشید

    احمدفردوسی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    زهرا راستروان گفته:
    مدت عضویت: 1199 روز

    سلام خدمت استاد گرامی و خانم شایسته گرامی و هم فرکانسی های محترم،

    به صحبت های شما که گوش می دهم لبخند هم همراهیم می کند.

    واقعا جمله ی خیلی قشنگی فرمودید.

    اینکه فهمیدم شاید بااندکی تغییر:

    وقتی حس خوب داشته باشیم ،حتی اتفاقات به ظاهر ناخوشایند هم ما را در جهت خواسته هدایت می کند و شاید دقیق همان چیزی باشد که ما را به خواسته سریع تر می رساند.

    و به یاد آیه ی زیبای قرآن 216 بقره می افتم که فرمود چه بسا چیزی راناخوشایند می پندارید اما به سود شماست.

    و نیز

    به حسادت پرو بال دادن یعنی خودتحقیری.

    انسانی که در مسیر خداست برای پیشرفت مادی معنوی تلاش می کند وعلاوه بر تقابل با حسادت درونی اش برای خوشحالی و پیشرفت دیگران خدارا شکر می کند. ان شاءالله خدا یاریمان کند تا همیشه اینگونه باشیم.

    کنترل ذهن یعنی اگر در میان سیاهی ها تو را بیاندازند همان قدر سفید و پاک بمانی که در حالت عادی بودی و عزت نفس داشتن و در نهان و آشکار مومن و موحد بودن و مانند نادان ها همرنگ هر جماعتی نشدن.

    اینکه غالبا در طبیعت و در کنار چمن ها و درختان زیبا هستید بسیار حس خوشایندی منتقل می کند.

    اینجا مملو از شکرگزاری است و به عطر ایمان و عشق به خداوند مهربان آغشته است مهربان ترین مهربانان.یالطیف و یاخبیر یاسمیع و یا بصیر.

    الحمدلله علی کل نعمه کانت او هی کائنه

    شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند.

    در مسیر خوشبختی مانا و سربلند و دلارام باشید. سپاس فراوان.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    مریم دیناشی گفته:
    مدت عضویت: 1330 روز

    روز 76 فصل سوم روز شمار تحول زندگی من:

    به نام خدای فراوانی ها خدای روزی دهنده پر برکتم

    نکات مهمی که من از این لایو دریافت کردم:

    تمرکز بر روی زیبایی ها ما رو به سمت زیبایی های

    بیشتری هدایت میکنه.

    هدف مسیر رو توجیح نمیکنه برای رسیدن به هدف باید مسیر درست رو انتخاب کنیم(بهای پرداخت محصولات و آموزش)

    خداوند یک انرژی کلی هست که به صورت سیستمی و نه احساسی و انسان گونه با ما رفتار میکنه

    یعنی هر کسی بازتاب باورها افکار و فرکانس های خود رو از جهان و این سیستم دریافت میکنه.

    تحسین کردن موفقیت ها و دستاوردهای انسانها

    زیبایی هاشون و نقاط قوتشون

    و اینکه بدونیم هر کسی در هر جایگاه و شرایطی هست بازتاب فرکانس هاش هست و در جای درستی هستش.

    این دو موضوع حس حسادت رو کنترل میکنه.

    احساس خوب : اتفاقات خوب

    پروردگارا شکر که من این آرامش و آگاهی را دریافت کردم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    مرتضی فتوحی گفته:
    مدت عضویت: 1532 روز

    سلام به همه دوستان عزیزم

    من باید آگاهانه تلاش بکنم زیبای این جهان و آدمهارو ببینم من با دیدن زیبایها هدایت میشوم به زیبایهای بیشتر این قانون جهان هست

    من باید اونقدر که برای غذا خوردنم وسواس به خرج میدم باید برای ورودی ها که میشود دیدن شنیدن حرف زدن وفکر کردن هم وسواس به خرج بدهم چون زندگی منو دگرگون میکنه

    من هر چه قدر توانای کنترل ذهنو بیشتر داشته باشم بیشتر موفق میشوم

    من در هر شرایطی باشم میتوانم با تغییر خودم همه شرایط هارو میتوانم تغییر بدهم

    من با توجه به اتفاقات خوبی که افتاده میتوانم بیشتر در احساس خوب بمانم من با تغییر نگاهم به اتفاقات میتوانم به احساس خوب برسم

    من فقط به حدفم توجه بکنم و به راهش فکر نکنم چون خداوند قدرت بی نهایت هست میتواند منو به حدفم برساند من باید فقط به خداوند باور داشته باشم و قدرت را به غیر خداوند ندهم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    نفیسه فهیمی گفته:
    مدت عضویت: 1638 روز

    درود استاد عزیزم

    درود مریم جانم

    درود دوستان عزیزم

    تلاش آگاهانه برای دنبال زیبایی ها بودن

    واکنشگر نباشیم به اتفاقات

    آگاهانه انتخاب کنیم به چی توجه کنیم

    غذای ذهن و روحمون رو کنترل کنیم شاید مو توش باشه. واقعا تو غذای روح هم ممکنه مو باشه ها دقت کن

    تقوا کنترل ذهنه

    کنترل ذهن تو شرایط سخت عین تقواست و نتیجه ها رو بوجود میاره

    هرکسی دقیقا تو جایگاهی هست که باید باشه پس حسادت نکن با این دیدگاه

    تو هر شرایطی میشه برگشت با کنترل ذهن

    حفظ احساس خوب با کنترل ذهن

    تو زمانایی که اتفاق خوب میفته بیشتر تمرکز کنیم روش

    تنها با تغییر بنیادین باورها میشه به احساس خوب رسید

    خداوند همواره داره با قلبمون صحبت میکنه احساس لیاقت من که بالا بره این صدا رو میشنوم

    جهان به افکار و باورهای شما پاسخ میده

    خدا بخواد ببرتت بالا کسی نمیتونه پایین بیاره

    خدایا هزاران مرتبه شکرت که جهان قانونمنده

    ممنون استاد و مریم عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    رضا دهنوی گفته:
    مدت عضویت: 2889 روز

    به نام خدای مهربان

    خانه تکانی ذهن / گام پنجم / پاسخ های کلیدی به چند سوال

    سلام و احترام

    مراقب وروردی های ذهنم باشم و واقعا خیلی حواسم جمع تره نسبت به قبل .. اگر کسی منفی بافی کنه سریع محیط رو عوض میکنم.. توی شبکه های اجتماعی هم نیستم .. تی وی و اینا کلا تعطیله

    از وقتی اینستا رو پاک کردم اینقدر مغزم ازاد شده ها ،، اینایی که صبح تا شب توی اینستاگرامن واقعا شبیه دیوانه ها شدن .. اینستاگرام واقعا دیونه خونس…

    تقوی یعنی کنترل ذهن… کنترل ذهن در لحاظ سخت کار راحتی نیست ولی باید راهی پیدا کرد که ارامش خودمون رو حفظ کنیم و راهش فقط تغیبر بنیادین باورهاست ..تغیبر بنیادین ذهن

    یادم باشه به هرچی توجه کنم توی زندگیم گسترش پیدا میکنه پس تا میتونم به نکات مثبت توجه کنم ..

    قوانین مهاحرتی نمیتونه جلوی مهاجرت گرقتن من رو بگیره مگر اینکه خودم جلوی خودم رو بگیرم.. نکران این موضوعات بیرونی نباشم ..

    همه چیز میتونه تغییر کنه وقتی من و افکارم تغییر کنیم .. همه چیز میتونه بهبود پیدا کنه .. باید همیشه امیداور بود.. و امیدواری با کنترل ذهن و کنترل ورودی ها و تغییر باورها ایجاد میشه .. همیشه باید ادامه بدم و کم نیارم .. همیشه باید جلو تر و جلوتر برم..

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    رویا وثوقی گفته:
    مدت عضویت: 1170 روز

    سلام

    چقدر خوبه که این فایلها دقیقا زمانی به ما میرسه که بیشترین راهنمایی رو در همون مورد میخوایم

    خدایا شکرت

    امروز من واقعا باید یاد میگرفتم یا نه بهتر بگم باید بهم یاداوری میشد چون من شاگرد دوره ی بی نظیر دوازده قدم هستم و استاد با قلبشون به ما درس میدن و اینو یاد گرفتم که تمرین و استمرار و یاداوری باعث میشه خبره بشیم

    امروز باید میشندیم آیا شرایط نادلخواه در زندگی رو میشه تغییر داد ؟

    و جواب این که بله

    با به وجود آوردن باورهای درست با اعراض از ناخواسته ها با تمرکز بر نکات مثبت و دیدن نعمات بیشمار

    من امروز خیلی به این جملات نیاز داشتم

    خدایا شکرت

    خانم شایسته عزیز از صمیم قلبم قدردان شما هستم شما یکی از دستان عالی خداوند هستید

    استاد خیلی سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    سهیل شیبانی گفته:
    مدت عضویت: 881 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلامی عاشقانه از صمیم قلبم خدمت الگوی تمام عیار زندگی ام استاد سیدحسین عباس منش و سلامی صادقانه و خالصانه خدمت استاد دوست داشتنی ام بانو شایسته عزیز و تمامی هم فرکانسی های عزیزم

    پروژه خانه تکانی ذهن | گام به گام (گام پنجم)

    خدایا هزاران بار شکرگزارتم که سرعت نوشتن کامنت هایم بهتر و با کیفیت تر شده خدایا از صمیم قلبم سپاسگزارتم

    میخوام مثال هایی از شخص خودم بزنم در مورد تقوا (کنترل ذهن) که در چه شرایط هایی تونستم کنترل ذهن داشته باشم و نتیجه اش برام چی بود

    مثال اول

    یادم میاد مازندران شهرستان آمل بودم توی یک رستوران فسفودی کار میکردم توی ظرفشور خانه بودم و بسیار بسیار همکارای عالی داشتم ، یه روزی از روزها که کار میکردم یه مقداری ظرف شسته و خشک کرده باید تحویل بالابر میدادم که بره طبقه بالا برای مشتری ها یکی از همکاران به من گفت چیکار کنم و من خیلی حواسم بهش نبود درست گوش ندادم و چون تازه هم شروع به کار کرده بودم خیلی با محیط آشنا نبودم ظرف های شسته و خشک کرده رو به جای اینکه بدم به بالابر ببره طبقه بالا دادم به بچه های میز سرخ کن برگشتم سمت ظرفشور خانه همکارم گفت ظرف هارو بردی منم گفتم آره دادم به بچه‌های میز سرخ کن بعد همکارم دید من اشتباه کردم نتونست خودشو کنترل کنه جلوی بقیه همکاران شروع کرد به تهدید کردن من و من هیچی نگفتم فقط تا میتونستم ذهنم رو کنترل میکردم و بارها و بارها به خودم و تو مغزم تکرار میکردم تنها با یاد خدا قلب ها آرامش میگیرد همین جمله رو هی تکرار میکردم تو ذهنم و ذهنم رو به شدت کنترل میکردم که واکنش نشون ندم دیدم که احساسم بهتر شد آرام تر شدم بهتر شدم و همه چی به نفع من شد و همه چی برعکس شد یه خانمی مدیر ظرفشور خانه بود خیلی خانم مهربان و صبوری بود ، بعد بهم گفت دیدم که خیلی خوب خودت رو کنترل کردی…

    مثال دوم

    یادم میاد استان گیلان شهرستان لاهیجان یه سوئیت اجاره کرده بودم فکر کنم برج 4 سال 1403 همین امسال بود روزش رو یادم نیست خلاصه تقریباً بین ساعت 2 الی 3 شب بود دیدم صاحب خانه در میزنه و هی در میزنه و صدا میزنه آقا ابوالفضل آقا ابوالفضل آقا ابوالفضل رفتم در باز کردم دیدم وای چنان بارانی گرفته که سیل اومده تو خونه ، سوئیت من رو آب گرفته و حالا من باید هی با کاسه و لگن آب جمع کنم بریزم دور همون موقع گفتم خیره ، خیره ، خیره و احساسم رو خووووب نگه داشتم و کلی فایل های استاد رو گوش کردم و به خودم گفتم 100٪ خیره و صبحش پدر و مادر آقا فرشید که صاحب خانه من بود اومدن سوئیت رو کمکم کردن و تمیزش کردن مادر آقا فرشید بیشتر کارها و تمیزکاری هارو خودش انجام داد برام

    مثال سوم

    پدر من قبلاً نظامی بوده جبهه رفته و خلاصه از این بحث ها تقریبا دو سه هفته پیش شهرستان خودمون که کازرون میشه از پادگان نظامی براش یه نامه گرفتم برای درست شدن یه سری از کارای جبهه اش ، خودش هم شیراز بود باید براش با اتوبوس می فرستادم ، خلاصه من نامه رو گرفتم سوار موتور شدم رفتم ترمینال رسیدم ترمینال که نامه رو بدم اتوبوس ببره یهو دیدم نامه نیست ، همون لحظه دررررررجا گفتم خیره گفتم این اتفاق برای من خیره حتما یه خیریتی برای من داره ابوالفضل این اتفاق خیره ، خدا شاهده به وضوح دیدم که نجواهای ذهنی ام کلا خفه شدن اصلا احساس نمیکردم که نجوایی در ذهنم باشه و مدام به خودم میگفتم خیره حتماً خیره این اتفاق ، خلاصه سوار موتور شدم و از همون مسیری که اومدم برگشتم یعنی خلاف رفتم تو راه که میرفتم با خودم تکرار میکردم این اتفاق خیره من توکلم به خداست و رفتم رفتم و هی رفتم ولی پیداش نکردم ولی امید تو قلبم بود یه جا از مسیر به خدا گفتم من تسلیمم من تسلیمت هستم تو بگو چیکار کنم؟ کجا برم؟

    خلاصه مسیری که با موتور رفته بودم ترمینال شفاف تر بهش هدایت شدم و یه جا از مسیر نامه رو پیداش کردم.

    از زمانی که فهمیدم نامه رو گم کردم فقط کنترل ذهن داشتم و تسلیم خداوند شدم و به مسیر های صحیح هدایت شدم و نامه رو پیدا کردم

    مثال چهارم

    یادم میاد زمانی که تو رستوران فسفودی کار میکردم از ظرفشور خانه ارتقاء پیدا کردم رفتم روی میز پیتزا ، پیتزا محصول اصلی اون رستوران بود کارشون خیلی حساس و سرعتی بود ، سرعت که میگم خدایی سررررررعتی بودا یه خانمی مدیر میز پیتزا بود خودش خیلی کار میکرد ماشاءالله به منم میگفت ابوالفضل وقتی داری کار میکنی پیتزا میزنی باید احساس کنی که داری منفجر میشی بااااااااید تمام وجودت رو بزاری که سرعتی پیتزا تحویل فر داده بشه پخته بشه و تحویل مشتری داده بشه خلاصه بچه های میز پیتزا خیلی سرعتی کار میکردن و استرسی کار میکردن و بااااااااید زود زود یاد میگرفتی من توی یاد گرفتن باید خیلی تکرار میکردم تا به خورد ذهنم بره توی همین حین یاد گرفتن بود که خانم فلانی که مدیر میز پیتزا بود به من یه حرف نادرستی زد که نمیخوام بگمش که اون جمله چی بود فقط همین رو بگم که به این عنوان بود که مثلاً ابوالفضل تو دور یاد میگیری

    مطمئنا هرکسی باشه ناراحت میشه یا خیلی خیلی بهم میریزه و حالا خود خوری و خود سرزنشی میکنه خودش رو

    من همون لحظه دقیقا همون لحظه تو ذهنم گفتم خدایا به عزت جلالت قسم بخشیدمش و همون لحظه نجواهای ذهنم خاموش شد ، حالم بهتر شد ذهنم آروم تر شد و بعدش دیدم خانم مدیر حرفش رو عوض کرد و رفتارش بهتر شد

    خیلی مثال های دیگه دارم در مورد تقوا (کنترل ذهن)

    اینم بگم که خیلی جاها هم نتونستم ذهنم رو کنترل کنم و نتیجه عذابش هم دیدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: