live | اصل خارپشتی
سرفصل آگاهی هایی که در این فایل توضیح داده شده است:
ساز و کار جهان هستی چیست؟
روند تکاملی پیشرفت در توکل و توحید عملی به چه صورت است؟
تغییر شرایط زندگی یک فرایند از کار کردن روی باورها و تغییر آنهاست
مفهوم باورهای ثروت ساز؛
اصل خارپشتی برای تحول اوضاع مالی؛
مهم نیست اگر گاهی احساس شما بد می شود، بلکه مهم نماندن در احساس بد و تلاش برای بیشتر ماندن در احساس خوب است؛
منابع کاملتر درباره محتوای این فایل:
برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری | اصل خارپشتی182MB22 دقیقه
- زیبایی های Moab-Utah392MB20 دقیقه
- فایل صوتی | اصل خارپشتی21MB22 دقیقه






به نام خدای مهربان
خدایی که در هر لحظه و هر دم از زندگی من، در حال هدایت من به سمت خواسته هامه. و من با کار کردن بر روی خودم میتونم این هدایت رو دائما از پروردگارم و پروردگار تمام جهان دریافت کنم و به سمت خوسته هام هدایت بشم و بدستشون بیارم.
قانون خارپشتی، اولین اصلی که در دوره قانون آفرینش یاد گرفتم و استاد در موردش صحبت کرد. اصلی که در طی تمامی این سالهایی که استاد رو میشناسم ازش استفاده کردن و روز به روز نتایج بهتر، بزرگتر و عظیم تری رو گرفتن. اصل خارپشتی یک پل مستقیم به درک قانون تکامله. پلی که باعث میشه روند جهان رو بهتر درک کنیم. همونطور که خارپشت در طی زمان یاد گرفته چطور در مواجهه با خطر خودش رو تبدیل به یک کره خاردار بکنه و جون خودش رو نجات بده، این قانون برای تمام موجودات دیگه که روند تکاملی خودشون رو طی کردن هم صادقه. مخصوصا برای انسان که قادر به خلق زندگی خودشه.
وقتی که ما شروع میکنیم به کار کردن بر روی خودمون، وقتی که شروع میکنیم زنگارهای باورهای قدیمی و فرسودمون رو زدودن، پاک کردن غبار ترس و شرک و نگرانی هایی که در وجودمون ریشه دواندن و مانع دستیابی ما به موفقیت های مدنظرمون شدن، شروع میکنیم به شکستن باورهای قدیمی (که خودش نیازمند طی کردن قانون تکامله)، میبینیم که به مرور زمان اتفاقات دور و اطرافمون داره کم کم عوض میشه چون ما داریم کم کم عوض میشیم. چون ما داریم بر روی ذهنمون کار میکنیم و آلودگی ها، ناخالصی ها، زنگارها، زباله ها رو از مغزمون پاک میکنیم و از شرشون خلاص میشیم، جهان اطرافمون هم به مرور زمان همونطور که ما بر روی خودمون کار میکنیم شروع میکنه به زدودن آدم های ناخالص، اتفاقات بد و منفی، اخبار نامناسب و ناراحت کننده، درگیری هایی که همیشه با خودمون یا با بقیه داشتیم و همه اینها به واسطه آروم آروم کار کردن ما بر روی خودمون اتفاق میفته و چقدر به شخصه این تجربه رو داشتم که به محض اینکه کار کردن بر روی خودم رو متوقف کردم دیدم که چطور همه چیز میتونه خیلی سریع برگرده به حالت اولیه. چطور همه چیز میتونه وارونه باشه چون من به قول معروف رها کردم و دوباره برگشتم به همون باورهایی که حاصل کدنویسی مغزم طی سالیان سال زندگی خودم و پدرانم بوده.
تغییر باورها یک نمونه خیلی بارز از قانون تکامله که دوست دارم تشبیهش کنم به مجسمه سازی. فرض کنیم که باور خیلی ضعیف ما در مورد ثروت، مثل یک تکه سنگ بزرگ و صیقل ندادهست و ما میخوایم که یک انسان خیلی خوشگل رو از روی این سنگ بسازیم (به ثروت خیلی بالا برسیم.) این ثروت یک شبه ایجاد نمیشه. این تکه سنگ بزرگی که در برابر ماست، به خودی خود تغییری نمیکنه مگر اینکه ما بر روی اون کار کنیم. به اندازه ای که ما روی اون تکه سنگ کار کنیم، صیقلش بدیم، روی جزئیاتش کار کنیم، با دقت حواسمون به ریزه کاریهاش باشه، به همون اندازه هم سنگ تغییر شکل میده و از یک مکعب مستطیل زمخت به سمت یک مجسمه زیبا، پرجزئیات و قشنگ تغییر شکل میده. یعنی به اندازه ای که ما داریم بر روی باورهامون کار میکنیم، به اندازه ای که ما داریم بر روی رفع موانع ذهنیمون در هر حوزه ای کار میکنیم، داریم آروم آروم خودمون و باورهامون رو و در نهایت، نتایجمون رو به سمت اون مجسمه زیبا و تراشخورده سوق میدیم که البته درست مثل باورهای ما که نیاز به نگهداری دارن،اون مجسمه هم نیاز به نگهداری داره، نیاز به پاکسازی، غبار روبی و مراقبت در برابر بارون و برف داره و اینجوری نیست که بگیم حالا که این مجسمه ساخته شده (این باور عوض شده) دیگه نیاز نیست روش کار بشه و ازش نگهداری بشه.
مثالی که به ذهنم رسید برگرفته از اون مجسمه ایه که یک فردی داره با چکش خودش رو میسازه و شکل میده که بنظر من به خوبی این مجسمه نمایانگر خیلی از قوانین جهانه:
1. اینکه ما خودمون با افکارمون و اعمالمون داریم نتایج شهودی زندگیمون رو رقم میزنیم.
2. اینکه نتایج زندگی ما، حاصل یک روز و دو روز نیستند بلکه حاصل سالیان سال زندگی ما هستند و یک شبه شکل نگرفتهاند برای همین یک شبه نیز تغییر نمیکنند.
3. تا زمانی که ما بر روی خودمان کار میکنیم و برای خودمان ارزش قائل هستیم، نتایجی که در زندگی میگیریم، اتفاقاتی را که تجربه میکنیم، همگی در راستایی هستند که به ما احساس ارزش بیشتری میدهند و احساس خوب بیشتری را به ما انتقال میدهند.