اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدا را هزاران بار شاکرم که امروز هدایتم کرد برای شنیدن و دیدن این فایل عالی و پر محتوا
اصل خارپشتی یک کلید واژه مهم برای رسیدن به یک زندگی با چرخ های روان است
با دیدن این فایل فهمیدم که باید اصل کنترل ذهن را خوب فرا بگیرم، هر روز تمرین کنم، ذهنم را در مسیر های درست هدایت کنم، باورهای درست را به جای باورهای غلط گذشته در ذهنم حک کنم، فراوانی را باور کنم و یک مسیر درست و دقیق را آهسته و پیوسته پیش برم به جای اینکه مسیر های مختلف را امتحان کنم
چقدر جالب.. همانطور که شما استاد عزیز برای آماده کردن یک فایل توسط خداوند هدایت میشوید، ما نیز در زمان و مکان مناسب توسط خداوند، برای شنیدن و دیدن فایلها هدایت میشویم
چقدر سرراست ودم دست باشه وامیدوارکننده اینکه یک اصل ثابت وادامه دار که با تقویت ایمان هرچیزی شدنیه اونم عالی واینکه کسانیکه این راه رو رفتن وکسانی که ازتجربیات ارزشمند دیگران استفاده میکنند وموفق میشوند این اعتماد واطمینان رو به بقیه میدن که توهرکاری ممکنه کوتاهی باشه وهمونطور که بیان شد همه انسانیم ونرماله که یه جایی احساسمون ممکنه عالی نباشه ولی میشه باتقویت اون به راه درست برگشت
چیزی ک میشه ب وضوح تو تموم جنبها از استاد و روش زندگیشون و آموزشهاشون درک کرد این توانایی بالایی در شناسایی اصل از فرع دارن تموم اتفاقات سوالات و تمام هرآنچه هست رو اول میارن تو چهارچوب قوانین اگر از نظر قوانین قابل اجرا باشه ک اوکی اگ نع ک میشه فرع .و ابن اصل خارپشتی ک از تونایی بالاشون در از استفاده قانون هست.شخصا باید فقط فقط و فقط رو اصل قانون و عمل کردن ب قانون پیش برم .یعنی هر چیزی در کار روابط یا هر چیزی ک وجود داره رو بیارم تو چهار چوب قانون و تطبیقش بدم با اون چیزایی ک یاد گرفتم و طبق قانون بهش عمل کنم .یعنی فقط و فقط حرفه ای بشم در درک و اجرایه قانون این اصله.و ما بقی همگیییییی میشه فرع
با سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و سایر دوستان بی نظیر
من از جلسه اول رفتم ی دونه از این تسبیح ها که دکمه داره و روی انگشت بسته میشه خریدم و از صبح به انگشتم میبندم چون کنترل ذهنمو نداشتم ولی از جلسه اول این سه روز ی حس ارامشی تو وجودم هست که حالمو عالی کرده و چه اتفاقاتی برام رخ میده تماما به نفع من کوچک ولی شیرین و دوست داشتنی
برای اصل خارپشتی من از سن پایین این باور و داشتم که همیشه کارهای من بیشتر در راستای اداری و موضوعاتی که به ادارجات ربط پیدا میکنه به راحتی انجام میشه بدونه هیچ مشکلی ی نمونه بگم برای خودم که در اون روز اونجا بودم و دیدم و حس کردم هربار که در موردش صحبت میکنم حس بی نظیری تو وجودم شکل میگیره من بعد از مهاجرتم رفتم اقدام کردم برای گواهینامه رانندگی به من دفترچه ای دادن که علائم و میدونستم ولی چون زبان بلد نبودم نمیتونستم تلفظ کنم اومدم و شروع کردم به تمرین کردن به هر شکلی بود من تمرین میکردم که متوجه بشم و تو ذهنم بمونه تا شب قبل امتحان که ی حس قوی از اینکه همه رو بلدی و فردا میترکونی صبح پاشدم رفتم دیدم کلی ادم اومده و انرژی استرس زیادی تو اون مکان بود سعی کردم تا نوبتم بشه دور از اون جماعت بمونم تا حالشون و انرژیشون رو من تاثیر نذاره ، نوبتم شد و رفتم برای امتحان شفاهی اولی و یادم نبود دومی و یادم نبود سومی و اشتباه گفتم چهارمی جزو بلندترین متن ها بود چون خیلی این و تمرینکرده بودم تو نشونه گذاشته بودم گفتم باورتون نمیشه قبولم کرد و مراحل بعد و رفتم و گواهینامه گرفتم بخوام بگم مثل چی بود اینجوری میگم که فقط رفته بودم که جسمم حضور داشته باشه همین و هیچ کاری نکردم چون باور قوی در این زمینه دارم
سلام به استاد عزیزم و خانم مریم مهربان و دوستان هم مسیر
و این هم از گام سوم و نتایج کوچک اما برای من برایم خیلی بزرگ است ، خدا را شکر
من این تغیرا ت را به شکل بسیار طبعی و آرام در زندگی ام متوجه شده ام از زمان که تعهد دادم و آرام آرام به گام ها گوش میدهم ، اول اینکه ذهن ام خیلی آرام شده ، با وجود که قبلا مدیتشن همه روزه میکردم اما با ذهن ام در جنگ بودم ،
به طور ناگهانی هدایت شدم دوباره به خوردن غذا های سالم ، که از مدت طولانی رها کرده بودم و هر بار که تصمیم میگرفتم دوباره شروع کنم ذهن یک بهانه میاورد که الان نه بعدا
دوباره پیاده روی روزانه را شروع کردم اصلا بدون پلان و تصمیم ، فقد گفتم از امروز باید پیاده روی را شروع کنم ، و شروع کردم
دیروز یک اتفاق ناخوشایند برایم پیش آمد ، اصلا توجه نکردم و با خود گفتم از این آموختم برای دفعه بعدی ، و تمام شد و رفت
و از این گام چیزیکه بسیار باید توجه کرد همان اصل است که ما را به همه چیز میرساند ، وصل شدن به خدا ، در یافت هدایت که این همه از حس خوب در مدار بودن و از کنترول ذهن بدست میاید ،
از اینکه دنبال کتاب ها و تکنیک های مختلف برویم باید همواره روی کنترل ذهن و باور های خوب کار کنیم و چون زود فراموش میکنیم باید همیشه در مسیر درست باشیم و بالای افکار خود کار کنیم هر چند آهسته باشد اما را به هدف میرساند ، از این که به مسیر های مختلف و با سرعت هم برویم
به اندازه که خدا را باور کنیم ، خدا پاسخ میدهد پس باید به کوچکترین تغیرات مثبت همه روزه توجه کنیم تا با تکامل ، ایمان و توکل بیشتر به خواسته های بزرگ هم برسیم
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
گام سوم:
اصل خارپشتی
یه قانون ساده و دقیق و کلی هست که اگر زمان زیادی رو بزاریم و اونو خوب درک کنیم و اونو عالی باشیم دیگه اون منبع همه چیزه، یعنی وقتی شما به خدای خودتون وصل بشید به منبع وصل بشید و هدایت رو دریافت کنید هر چیزی رو که لازم باشه دریافت میکنید،
اگر من جای شما بودم همین کاری رو میکردم که الان دارم میکنم
میچسبیدم به قانون و تا جایی که میشد درکش میکردم و ازش استفاده میکردم
یه جوری هم هست که آدم خیلی زود فراموش میکنه قوانین خداوند رو
برای همین آدم هر روز باید روی خودش کار کنه،
در اصل خارپشتی مطالعه میکنن رفتار خارپشت رو با روباه،
بعد توی مبارزه بین روباه و خارپشت، همیشه خارپشت برنده است با اینکه اصلاً حیله و فن و تکنیک بلد نیست،
روباه خیلی تکنیک بلده
خیلی زیرکه خیلی باهوشه همیشه راههای مختلف را امتحان میکنه برای اینکه به خارپشت حمله کنه
ولی خارپشت یه کار بلده اون یه کار رو هم خیلی خوب بلده
یک روش داره فقط برای دفاع،
ولی اون روش رو خیلی خوب انجام میده
به خاطر همین هم خارپشت همیشه برنده است،
اصل خارپشتی یعنی شما یه کاری رو خوب بلد باشید به جای اینکه هزار تا فن و تکنیک و آموزش رو حالا توی کسب و کار خودتون توی علایق خودتون
آدمهایی که توی یک کار فوق العادهان خیلی موفقترن تا آدمهایی که 100 تا کار رو بلدن ولی توی هیچ کدومشون عالی نیستن،
من بعد از اینکه قوانین را توی قرآن پیدا کردم دیگه تمام تلاشم این بود که همین رو حرفهای بشم توش
یعنی حرفهای شدن در کنترل ذهن و درک قوانین و استفاده از اونها در عمل در زندگی، دیگه بشم یه خارپشت به جای اینکه بشم یه روباهی که حالا هر روز هم برم کتابهای مختلف رو بخونم اون چی میگه این چی میگه اون چه تکنیک جدیدی داره
سالهاست این کارو نکردم و بعد از اینکه اصل خارپشتی رو رعایت کردم همه چیز توی زندگیم وارد شد،
در مورد باور ثروتساز ما اینقدر باورهای محدود کننده از پدرانمون در مورد پول داریم که یه دونه باور نیست که ایراد داره که باعث میشه که ما از لحاظ مالی رشد نکنیم خیلی زیادتر از یه دونه باوره که بگیم درست کنیم حل میشه، اولاً برای هر کسی فرق میکنه
بستگی داره که توی چه خانوادهای بزرگ شده با چه فرهنگی بزرگ شده مثلاً کسی که توی خانواده مذهبیه دیدگاهشون در مورد پول این بوده که آدمهای ثروتمند آدمهای ظالمی هستن آدمایی هستن که به بهشت نمیرن،
آدمایی هستن که از دوشیدن خون بقیه از بلا سر بقیه آوردن ثروتمند شدن پاشنه آشیلشونه، توی بحث خدا و روابط نامناسبی که بین خدا و ثروت ایجاد کردن،
حالا یکی هست ترسهاش نمیذاره یکی هست وابستگیهاش نمیذاره که از لحاظ مالی پیشرفت کنه
حتی اون کسی هم که باورهای مذهبیش ایراد داره در مورد ثروت اگه اونو رفع کنه خیلی نتایج خوبی میگیره ولی بازم باورهای دیگه هست که اونا رو هم باید روش کار کنه تا نتایج بزرگتر بشن
ما آدمها خیلی به خاطر باورهایی که از گذشته داریم خیلی باورهای محدود کننده توی وجودمون هست
یعنی از ابعاد مختلف ما ذهنمون شرطی شده به خاطر همین باید بشینیم روش کار کنیم باید ایراد بزرگها رو پیدا کنیم یه سری باورها از گذشته توی وجود ما هست که ایراد داره اون باورها رو که تغییر بدیم همه چیز تغییر میکنه تا وقتی که داریم روی خودمون کار میکنیم داریم پیشرفت میکنیم
مثل ورزش کردن مثل بدنسازی مثل هر کار دیگهای تا وقتی کار میکنیم نتیجه میگیریم وقتی که ادامه نمیدیم نتایج هم تغییر میکنه،
بالا و پایین شدن احساس یه چیز طبیعیه ما آدمیم بالاخره توی دنیایی زندگی میکنیم و با گذشتهای که داشتیم یه دکمههایی داریم توی وجودمون که بعضی موقعها بعضیها با رفتارشون فشارش میدن و ما تحریک میشیم،
اتفاقاتی میفته شرایط مالی تغییر میکنه، روابط اینجوری میشه،
این طبیعیه همه ما اینجوری هستیم
ولی مهم اینه که تمرین کنیم قوانین رو و سعی کنیم در زمانهای بیشتری احساس خوب داشته باشیم
یا احساسمون بهتر باشه
نگیم حالا خوب
چون یه روندِ
احساس عالی به معنای اینکه 100 باشه یا بینهایت باشه نداریم
همیشه به سمت خوبه یا به سمت بده
هر چقدر که سعی کنیم احساسمون به سمت خوب باشه با تغییر باورها،
احساس خوب اصلاً اینجوری نیست که من یه دکمه بزنم احساسم خوب بشه یا من برم مواد مخدر مصرف کنم احساسم خوب بشه
احساس خوب با تغییر باورها به وجود میاد، احساس خوب دائمیه که تغییر ایجاد میکنه وگرنه اینکه بره مواد بزنه دو ساعت بره تو فضا اون که به جایی نمیرسه،
یعنی اون مواد یه عامل بیرونیه
همه صحبتهای ما برای احساس خوب اینه که شما با تغییر باورهاتون با عوامل درونی احساستون رو خوب کنید نه اینکه اگر یک کسی توی رابطه با من بود من احساسم خوبه اگر نبود من حالم بده
این یعنی که عامل بیرونی داره شما رو مدیریت میکنه خودت خودت رو مدیریت نمیکنی
این همون قسمت سخت داستانه
باید کار کنیم روی خودمون،
تکامل در توکل و توحید اینه که شما روی چیزهای کوچک توکل میکنید
یعنی به اندازهای که باور میکنی خداوند پاسخ میده
اول ما نمیتونیم در مورد مسائل و مشکلات خیلی بزرگمون خدا رو خوب باور کنیم روی چیزهای کوچکتر خیلی خوب میتونیم باور کنیم بعد اونا رو باور میکنیم میبینیم خدا پاسخ میده بعد یواش یواش باورهامون قویتر میشه بعد یه ذره مسائل بزرگتر خواستههای بزرگتر دوباره اونا با باورهای توحیدی و توکل دوباره خلق میشه،
مثل تمام پیامبرها که روند تکاملشون رو طی کردند هیچ پیامبری نبوده که از روز اول ایمان 100درصد به خدا داشته باشه
یه سری آزمون و خطاها بوده ،
یه سری مسائل بوده برخورد کردن به خودشناسی رسیدن بعد به خداشناسی رسیدن،
همهمون همینجوری هستیم آروم آروم تغییر میکنیم
مهم اینه که مسیرو درست بریم اگر مسیر رو درست بریم حتی اگر آروم بریم بالاخره به مقصد و به زیباییها و قشنگی میرسیم اما اگه هی مسیر رو عوض کنیم هر چقدر هم تند بریم ولی مسیر رو تند تند عوض کنیم جهت رو عوض کنیم هیچ وقت به اون خوشبختی و سعادت نمیرسیم
مهم اینه که مسیر رو درست بریم
چطور ندای خداوند رو بشنویم
خداوند همیشه داره با ما صحبت میکنه خداوند مثل یک ایستگاه رادیویی هست،
همین الان اینجا پر از فرکانسهای رادیویی که اگر ما یک رادیو رو روشن کنیم هزار تا کانال رادیویی دریافت کنیم
توی همین جایی که چیزی نمیبینیم
هیچی نمیشنویم
خداوند هم همینجوریه
یه ایستگاه رادیوییِ مدام داره پخش میشه همیشه هست
این نیست که بگیم کیِ خدا با ما صحبت میکنه
خدا داره همیشه با ما صحبت میکنه
همیشه این فرکانسه هست
فرکانسهای رادیویی که همین الان هست هرجا که شما هستید پر از فرکانسهای رادیویی
یعنی هزاران موج رادیویی هست که شما میتونید رادیو رو بذارید بچرخونید و بشنوید آهنگ میذارن اخبار هست قرآن هست ورزش هست کتاب میخونن ولی شما نه الان میبینید نه میشنوید نه فرکانسی قابل روؤیته نه چیزی قابل شنیدنه با گوش معمولی
دستگاه گیرنده میخواد
ولی اگر نمیبینیم و نمیشنویم نه به معنای اینه که نیست به معنای اینه که ما روی فرکانس مناسب نیستیم
به خاطر همین در موضوع رابطه ما با خداوند، بحث اصلاً بحث خدا نیست
بحثِ ماست،
اون همیشه هست
همیشه داره هدایت میکنه
همیشه داره راهنمایی میکنه
وقتی که روی مدار خداوند قرار میگیریم روی احساس خوب قرار میگیریم روی باورهامون کار میکنیم وقتی که خودمون رو لایق دریافت الهامات خداوندی میدونیم که نشونش اینه که احساسمون خوبه
لا خوف علیهم ولهم یحزنون
وقتی که احساسمون خوبه خداوند با ما صحبت میکنه
یعنی خداوند داره صحبت میکنه ما میریم تو اون فرکانس صداش رو میشنویم.
خدایاشکرت که فرصت دوباره به من بخشیدی تا بتونم گام سوم رو هم به خوبی گوش بدم و نکته برداری کنم.
اما تجربه ی من که مربوطه به اصل خارپشتی
استاد من سالها پیش تایپیست مغازه ی برادرم بودم و این کار رو خیلی حرفه ای انجام میدادم با اینکه سن کمی داشتم اما کار خسته کننده ای بود و من خیلی اذیت بودم و داشتم تحملش میکردم چون تنوعی نداشت و با روحیه ی من سازگار نبود فقط بخاطر اینکه حقوقی بگیرم ادامه میدادم
بعد بخاطر اینکه محیط بهتری رو برای شغلم تجربه کنم معلم IQMAS و کار با چرتکه شدم و به ظاهر فکر میکردم این کار مورد علاقه ی منه ولی من باز هم بخاطر حرف مردم که پول توی این کاره سمتش رفته بودم و خیلی اذیت بودم تا اینکه فهمیدم باید برم دنبال شغلی که مورد علاقمه و باید با عشق انجام بدم شغلی که با روحیات من سازگار باشه چون دوست داشتم در خانه کار کنم و کارم تنوع داشته باشه و رفتم سراغ فروش لباس و آنلاین شاپ و 6ساله دارم این کار رو انجام میدم و توی این کار حرفه ای هستم و چون مورد علاقمه این شغل تداوم پیدا کرد
بارها ب خودم میگفتم نکنه این کار رو هم نباید ادامه بدم تا هدایت شدم به این فایل و فهمیدم من باید در مورد این شغل ک دوسش دارم باید حرفه ای تر بشم و باورهامو تقویت کنم و همین کار رو ک بهش علاقه دارم با عشق و ایمان ادامه بدم.
ازتون ممنونم استاد عباسمنش و استاد شایسته ی عزیز برای همهی وقتی که برای ما میذارید تا ما آگاه تر بشیم
خدایاشکرت که فرصت دوباره به من بخشیدی تا بتونم گام سوم رو هم به خوبی گوش بدم و نکته برداری کنم.
اما تجربه ی من که مربوطه به اصل خارپشتی
استاد من سالها پیش تایپیست مغازه ی برادرم بودم و این کار رو خیلی حرفه ای انجام میدادم با اینکه سن کمی داشتم اما کار خسته کننده ای بود و من خیلی اذیت بودم و داشتم تحملش میکردم چون تنوعی نداشت و با روحیه ی من سازگار نبود فقط بخاطر اینکه حقوقی بگیرم ادامه میدادم
بعد بخاطر اینکه محیط بهتری رو برای شغلم تجربه کنم معلم IQMAS و کار با چرتکه شدم و به ظاهر فکر میکردم این کار مورد علاقه ی منه ولی من باز هم بخاطر حرف مردم که پول توی این کاره سمتش رفته بودم و خیلی اذیت بودم تا اینکه فهمیدم باید برم دنبال شغلی که مورد علاقمه و باید با عشق انجام بدم شغلی که با روحیات من سازگار باشه چون دوست داشتم در خانه کار کنم و کارم تنوع داشته باشه و رفتم سراغ فروش لباس و آنلاین شاپ و 6ساله دارم این کار رو انجام میدم و توی این کار حرفه ای هستم و چون مورد علاقمه این شغل تداوم پیدا کرد
بارها ب خودم میگفتم نکنه این کار رو هم نباید ادامه بدم تا هدایت شدم به این فایل و فهمیدم من باید در مورد این شغل ک دوسش دارم باید حرفه ای تر بشم و باورهامو تقویت کنم و همین کار رو ک بهش علاقه دارم با عشق و ایمان ادامه بدم.
ازتون ممنونم استاد عباسمنش و استاد شایسته ی عزیز برای همهی وقتی که برای ما میذارید تا ما آگاه تر بشیم
نکات مهمی که امروز از دیدگاه من بهش اشاره شد این بود:
به جای اینکه کار زیادی در حوزه مختلف انجام بدیم و الکی خودمون رو خسته کنیم
روی اصل این زندگی کار کنیم روی قوانین ساده و جواب دهنده خدواند که به جای هزاران چیز برای
ما ثروت آفرین است.
زمانی که احساسات ما به صورت هیجانی به اوج خودشون میرسند ما نباید به هیچ عنوان غمگین بشیم از این موضوع
شرایط و چالش های زندگی آماده اند تا ما ارتقا دهند تا رشد کنیم و ما بعد از این اتفاق ها و حال هایی که داریم
بازهم امکان مثبت بودن با چیز های کوچک مثل یادآوری اتفاقات مثبت و شکرگزاری کردن داریم این گونه هم حال خوبی داریم در آن شرایط و هم نیرو جهت ادامه دادن را به دست می آوریم.
من باید تکامل خودم را طی کنم و به صورت مستمر بهبود کنم، همه چیز در طبیعت به آرامی تغییر می کند اما تغییر می کند.
به نام خداوند عشق
خدا را هزاران بار شاکرم که امروز هدایتم کرد برای شنیدن و دیدن این فایل عالی و پر محتوا
اصل خارپشتی یک کلید واژه مهم برای رسیدن به یک زندگی با چرخ های روان است
با دیدن این فایل فهمیدم که باید اصل کنترل ذهن را خوب فرا بگیرم، هر روز تمرین کنم، ذهنم را در مسیر های درست هدایت کنم، باورهای درست را به جای باورهای غلط گذشته در ذهنم حک کنم، فراوانی را باور کنم و یک مسیر درست و دقیق را آهسته و پیوسته پیش برم به جای اینکه مسیر های مختلف را امتحان کنم
چقدر جالب.. همانطور که شما استاد عزیز برای آماده کردن یک فایل توسط خداوند هدایت میشوید، ما نیز در زمان و مکان مناسب توسط خداوند، برای شنیدن و دیدن فایلها هدایت میشویم
ایجاد رد پا در اینجا یعنی داشتن استمرار
خدایا شکرت.. خدایا شکرت.. خدایا شکرت
سلام چه احساس خوبیه که بدونیم همه چی میتونه
چقدر سرراست ودم دست باشه وامیدوارکننده اینکه یک اصل ثابت وادامه دار که با تقویت ایمان هرچیزی شدنیه اونم عالی واینکه کسانیکه این راه رو رفتن وکسانی که ازتجربیات ارزشمند دیگران استفاده میکنند وموفق میشوند این اعتماد واطمینان رو به بقیه میدن که توهرکاری ممکنه کوتاهی باشه وهمونطور که بیان شد همه انسانیم ونرماله که یه جایی احساسمون ممکنه عالی نباشه ولی میشه باتقویت اون به راه درست برگشت
خدایاشکرت
سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان شایسته
گام سوم
چیزی ک میشه ب وضوح تو تموم جنبها از استاد و روش زندگیشون و آموزشهاشون درک کرد این توانایی بالایی در شناسایی اصل از فرع دارن تموم اتفاقات سوالات و تمام هرآنچه هست رو اول میارن تو چهارچوب قوانین اگر از نظر قوانین قابل اجرا باشه ک اوکی اگ نع ک میشه فرع .و ابن اصل خارپشتی ک از تونایی بالاشون در از استفاده قانون هست.شخصا باید فقط فقط و فقط رو اصل قانون و عمل کردن ب قانون پیش برم .یعنی هر چیزی در کار روابط یا هر چیزی ک وجود داره رو بیارم تو چهار چوب قانون و تطبیقش بدم با اون چیزایی ک یاد گرفتم و طبق قانون بهش عمل کنم .یعنی فقط و فقط حرفه ای بشم در درک و اجرایه قانون این اصله.و ما بقی همگیییییی میشه فرع
با سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و سایر دوستان بی نظیر
من از جلسه اول رفتم ی دونه از این تسبیح ها که دکمه داره و روی انگشت بسته میشه خریدم و از صبح به انگشتم میبندم چون کنترل ذهنمو نداشتم ولی از جلسه اول این سه روز ی حس ارامشی تو وجودم هست که حالمو عالی کرده و چه اتفاقاتی برام رخ میده تماما به نفع من کوچک ولی شیرین و دوست داشتنی
برای اصل خارپشتی من از سن پایین این باور و داشتم که همیشه کارهای من بیشتر در راستای اداری و موضوعاتی که به ادارجات ربط پیدا میکنه به راحتی انجام میشه بدونه هیچ مشکلی ی نمونه بگم برای خودم که در اون روز اونجا بودم و دیدم و حس کردم هربار که در موردش صحبت میکنم حس بی نظیری تو وجودم شکل میگیره من بعد از مهاجرتم رفتم اقدام کردم برای گواهینامه رانندگی به من دفترچه ای دادن که علائم و میدونستم ولی چون زبان بلد نبودم نمیتونستم تلفظ کنم اومدم و شروع کردم به تمرین کردن به هر شکلی بود من تمرین میکردم که متوجه بشم و تو ذهنم بمونه تا شب قبل امتحان که ی حس قوی از اینکه همه رو بلدی و فردا میترکونی صبح پاشدم رفتم دیدم کلی ادم اومده و انرژی استرس زیادی تو اون مکان بود سعی کردم تا نوبتم بشه دور از اون جماعت بمونم تا حالشون و انرژیشون رو من تاثیر نذاره ، نوبتم شد و رفتم برای امتحان شفاهی اولی و یادم نبود دومی و یادم نبود سومی و اشتباه گفتم چهارمی جزو بلندترین متن ها بود چون خیلی این و تمرینکرده بودم تو نشونه گذاشته بودم گفتم باورتون نمیشه قبولم کرد و مراحل بعد و رفتم و گواهینامه گرفتم بخوام بگم مثل چی بود اینجوری میگم که فقط رفته بودم که جسمم حضور داشته باشه همین و هیچ کاری نکردم چون باور قوی در این زمینه دارم
بنام خدای مهربان ،
سلام به استاد عزیزم و خانم مریم مهربان و دوستان هم مسیر
و این هم از گام سوم و نتایج کوچک اما برای من برایم خیلی بزرگ است ، خدا را شکر
من این تغیرا ت را به شکل بسیار طبعی و آرام در زندگی ام متوجه شده ام از زمان که تعهد دادم و آرام آرام به گام ها گوش میدهم ، اول اینکه ذهن ام خیلی آرام شده ، با وجود که قبلا مدیتشن همه روزه میکردم اما با ذهن ام در جنگ بودم ،
به طور ناگهانی هدایت شدم دوباره به خوردن غذا های سالم ، که از مدت طولانی رها کرده بودم و هر بار که تصمیم میگرفتم دوباره شروع کنم ذهن یک بهانه میاورد که الان نه بعدا
دوباره پیاده روی روزانه را شروع کردم اصلا بدون پلان و تصمیم ، فقد گفتم از امروز باید پیاده روی را شروع کنم ، و شروع کردم
دیروز یک اتفاق ناخوشایند برایم پیش آمد ، اصلا توجه نکردم و با خود گفتم از این آموختم برای دفعه بعدی ، و تمام شد و رفت
و از این گام چیزیکه بسیار باید توجه کرد همان اصل است که ما را به همه چیز میرساند ، وصل شدن به خدا ، در یافت هدایت که این همه از حس خوب در مدار بودن و از کنترول ذهن بدست میاید ،
از اینکه دنبال کتاب ها و تکنیک های مختلف برویم باید همواره روی کنترل ذهن و باور های خوب کار کنیم و چون زود فراموش میکنیم باید همیشه در مسیر درست باشیم و بالای افکار خود کار کنیم هر چند آهسته باشد اما را به هدف میرساند ، از این که به مسیر های مختلف و با سرعت هم برویم
به اندازه که خدا را باور کنیم ، خدا پاسخ میدهد پس باید به کوچکترین تغیرات مثبت همه روزه توجه کنیم تا با تکامل ، ایمان و توکل بیشتر به خواسته های بزرگ هم برسیم
در پناه خدای یکتا شاد و موفق باشید
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
گام سوم:
اصل خارپشتی
یه قانون ساده و دقیق و کلی هست که اگر زمان زیادی رو بزاریم و اونو خوب درک کنیم و اونو عالی باشیم دیگه اون منبع همه چیزه، یعنی وقتی شما به خدای خودتون وصل بشید به منبع وصل بشید و هدایت رو دریافت کنید هر چیزی رو که لازم باشه دریافت میکنید،
اگر من جای شما بودم همین کاری رو میکردم که الان دارم میکنم
میچسبیدم به قانون و تا جایی که میشد درکش میکردم و ازش استفاده میکردم
یه جوری هم هست که آدم خیلی زود فراموش میکنه قوانین خداوند رو
برای همین آدم هر روز باید روی خودش کار کنه،
در اصل خارپشتی مطالعه میکنن رفتار خارپشت رو با روباه،
بعد توی مبارزه بین روباه و خارپشت، همیشه خارپشت برنده است با اینکه اصلاً حیله و فن و تکنیک بلد نیست،
روباه خیلی تکنیک بلده
خیلی زیرکه خیلی باهوشه همیشه راههای مختلف را امتحان میکنه برای اینکه به خارپشت حمله کنه
ولی خارپشت یه کار بلده اون یه کار رو هم خیلی خوب بلده
یک روش داره فقط برای دفاع،
ولی اون روش رو خیلی خوب انجام میده
به خاطر همین هم خارپشت همیشه برنده است،
اصل خارپشتی یعنی شما یه کاری رو خوب بلد باشید به جای اینکه هزار تا فن و تکنیک و آموزش رو حالا توی کسب و کار خودتون توی علایق خودتون
آدمهایی که توی یک کار فوق العادهان خیلی موفقترن تا آدمهایی که 100 تا کار رو بلدن ولی توی هیچ کدومشون عالی نیستن،
من بعد از اینکه قوانین را توی قرآن پیدا کردم دیگه تمام تلاشم این بود که همین رو حرفهای بشم توش
یعنی حرفهای شدن در کنترل ذهن و درک قوانین و استفاده از اونها در عمل در زندگی، دیگه بشم یه خارپشت به جای اینکه بشم یه روباهی که حالا هر روز هم برم کتابهای مختلف رو بخونم اون چی میگه این چی میگه اون چه تکنیک جدیدی داره
سالهاست این کارو نکردم و بعد از اینکه اصل خارپشتی رو رعایت کردم همه چیز توی زندگیم وارد شد،
در مورد باور ثروتساز ما اینقدر باورهای محدود کننده از پدرانمون در مورد پول داریم که یه دونه باور نیست که ایراد داره که باعث میشه که ما از لحاظ مالی رشد نکنیم خیلی زیادتر از یه دونه باوره که بگیم درست کنیم حل میشه، اولاً برای هر کسی فرق میکنه
بستگی داره که توی چه خانوادهای بزرگ شده با چه فرهنگی بزرگ شده مثلاً کسی که توی خانواده مذهبیه دیدگاهشون در مورد پول این بوده که آدمهای ثروتمند آدمهای ظالمی هستن آدمایی هستن که به بهشت نمیرن،
آدمایی هستن که از دوشیدن خون بقیه از بلا سر بقیه آوردن ثروتمند شدن پاشنه آشیلشونه، توی بحث خدا و روابط نامناسبی که بین خدا و ثروت ایجاد کردن،
حالا یکی هست ترسهاش نمیذاره یکی هست وابستگیهاش نمیذاره که از لحاظ مالی پیشرفت کنه
حتی اون کسی هم که باورهای مذهبیش ایراد داره در مورد ثروت اگه اونو رفع کنه خیلی نتایج خوبی میگیره ولی بازم باورهای دیگه هست که اونا رو هم باید روش کار کنه تا نتایج بزرگتر بشن
ما آدمها خیلی به خاطر باورهایی که از گذشته داریم خیلی باورهای محدود کننده توی وجودمون هست
یعنی از ابعاد مختلف ما ذهنمون شرطی شده به خاطر همین باید بشینیم روش کار کنیم باید ایراد بزرگها رو پیدا کنیم یه سری باورها از گذشته توی وجود ما هست که ایراد داره اون باورها رو که تغییر بدیم همه چیز تغییر میکنه تا وقتی که داریم روی خودمون کار میکنیم داریم پیشرفت میکنیم
مثل ورزش کردن مثل بدنسازی مثل هر کار دیگهای تا وقتی کار میکنیم نتیجه میگیریم وقتی که ادامه نمیدیم نتایج هم تغییر میکنه،
بالا و پایین شدن احساس یه چیز طبیعیه ما آدمیم بالاخره توی دنیایی زندگی میکنیم و با گذشتهای که داشتیم یه دکمههایی داریم توی وجودمون که بعضی موقعها بعضیها با رفتارشون فشارش میدن و ما تحریک میشیم،
اتفاقاتی میفته شرایط مالی تغییر میکنه، روابط اینجوری میشه،
این طبیعیه همه ما اینجوری هستیم
ولی مهم اینه که تمرین کنیم قوانین رو و سعی کنیم در زمانهای بیشتری احساس خوب داشته باشیم
یا احساسمون بهتر باشه
نگیم حالا خوب
چون یه روندِ
احساس عالی به معنای اینکه 100 باشه یا بینهایت باشه نداریم
همیشه به سمت خوبه یا به سمت بده
هر چقدر که سعی کنیم احساسمون به سمت خوب باشه با تغییر باورها،
احساس خوب اصلاً اینجوری نیست که من یه دکمه بزنم احساسم خوب بشه یا من برم مواد مخدر مصرف کنم احساسم خوب بشه
احساس خوب با تغییر باورها به وجود میاد، احساس خوب دائمیه که تغییر ایجاد میکنه وگرنه اینکه بره مواد بزنه دو ساعت بره تو فضا اون که به جایی نمیرسه،
یعنی اون مواد یه عامل بیرونیه
همه صحبتهای ما برای احساس خوب اینه که شما با تغییر باورهاتون با عوامل درونی احساستون رو خوب کنید نه اینکه اگر یک کسی توی رابطه با من بود من احساسم خوبه اگر نبود من حالم بده
این یعنی که عامل بیرونی داره شما رو مدیریت میکنه خودت خودت رو مدیریت نمیکنی
این همون قسمت سخت داستانه
باید کار کنیم روی خودمون،
تکامل در توکل و توحید اینه که شما روی چیزهای کوچک توکل میکنید
یعنی به اندازهای که باور میکنی خداوند پاسخ میده
اول ما نمیتونیم در مورد مسائل و مشکلات خیلی بزرگمون خدا رو خوب باور کنیم روی چیزهای کوچکتر خیلی خوب میتونیم باور کنیم بعد اونا رو باور میکنیم میبینیم خدا پاسخ میده بعد یواش یواش باورهامون قویتر میشه بعد یه ذره مسائل بزرگتر خواستههای بزرگتر دوباره اونا با باورهای توحیدی و توکل دوباره خلق میشه،
مثل تمام پیامبرها که روند تکاملشون رو طی کردند هیچ پیامبری نبوده که از روز اول ایمان 100درصد به خدا داشته باشه
یه سری آزمون و خطاها بوده ،
یه سری مسائل بوده برخورد کردن به خودشناسی رسیدن بعد به خداشناسی رسیدن،
همهمون همینجوری هستیم آروم آروم تغییر میکنیم
مهم اینه که مسیرو درست بریم اگر مسیر رو درست بریم حتی اگر آروم بریم بالاخره به مقصد و به زیباییها و قشنگی میرسیم اما اگه هی مسیر رو عوض کنیم هر چقدر هم تند بریم ولی مسیر رو تند تند عوض کنیم جهت رو عوض کنیم هیچ وقت به اون خوشبختی و سعادت نمیرسیم
مهم اینه که مسیر رو درست بریم
چطور ندای خداوند رو بشنویم
خداوند همیشه داره با ما صحبت میکنه خداوند مثل یک ایستگاه رادیویی هست،
همین الان اینجا پر از فرکانسهای رادیویی که اگر ما یک رادیو رو روشن کنیم هزار تا کانال رادیویی دریافت کنیم
توی همین جایی که چیزی نمیبینیم
هیچی نمیشنویم
خداوند هم همینجوریه
یه ایستگاه رادیوییِ مدام داره پخش میشه همیشه هست
این نیست که بگیم کیِ خدا با ما صحبت میکنه
خدا داره همیشه با ما صحبت میکنه
همیشه این فرکانسه هست
فرکانسهای رادیویی که همین الان هست هرجا که شما هستید پر از فرکانسهای رادیویی
یعنی هزاران موج رادیویی هست که شما میتونید رادیو رو بذارید بچرخونید و بشنوید آهنگ میذارن اخبار هست قرآن هست ورزش هست کتاب میخونن ولی شما نه الان میبینید نه میشنوید نه فرکانسی قابل روؤیته نه چیزی قابل شنیدنه با گوش معمولی
دستگاه گیرنده میخواد
ولی اگر نمیبینیم و نمیشنویم نه به معنای اینه که نیست به معنای اینه که ما روی فرکانس مناسب نیستیم
به خاطر همین در موضوع رابطه ما با خداوند، بحث اصلاً بحث خدا نیست
بحثِ ماست،
اون همیشه هست
همیشه داره هدایت میکنه
همیشه داره راهنمایی میکنه
وقتی که روی مدار خداوند قرار میگیریم روی احساس خوب قرار میگیریم روی باورهامون کار میکنیم وقتی که خودمون رو لایق دریافت الهامات خداوندی میدونیم که نشونش اینه که احساسمون خوبه
لا خوف علیهم ولهم یحزنون
وقتی که احساسمون خوبه خداوند با ما صحبت میکنه
یعنی خداوند داره صحبت میکنه ما میریم تو اون فرکانس صداش رو میشنویم.
امروز جلسه خانه تکانی ذهن هم تموم شد
من اینقدر حسم قشنگه و امیدوارم به اینکه همه چیزو خودم خلق میکنم
شاید خیلی از نتایج مماوس نباشه
اما خدا شاهده انقلابی عظیم درمن ایجاد کرده
28 جلسه که تموم شد نتایج رو کامل براتون توضیح میدم
به نام خدای یکتا
درود به دوستان هم مدارم
خدایاشکرت که فرصت دوباره به من بخشیدی تا بتونم گام سوم رو هم به خوبی گوش بدم و نکته برداری کنم.
اما تجربه ی من که مربوطه به اصل خارپشتی
استاد من سالها پیش تایپیست مغازه ی برادرم بودم و این کار رو خیلی حرفه ای انجام میدادم با اینکه سن کمی داشتم اما کار خسته کننده ای بود و من خیلی اذیت بودم و داشتم تحملش میکردم چون تنوعی نداشت و با روحیه ی من سازگار نبود فقط بخاطر اینکه حقوقی بگیرم ادامه میدادم
بعد بخاطر اینکه محیط بهتری رو برای شغلم تجربه کنم معلم IQMAS و کار با چرتکه شدم و به ظاهر فکر میکردم این کار مورد علاقه ی منه ولی من باز هم بخاطر حرف مردم که پول توی این کاره سمتش رفته بودم و خیلی اذیت بودم تا اینکه فهمیدم باید برم دنبال شغلی که مورد علاقمه و باید با عشق انجام بدم شغلی که با روحیات من سازگار باشه چون دوست داشتم در خانه کار کنم و کارم تنوع داشته باشه و رفتم سراغ فروش لباس و آنلاین شاپ و 6ساله دارم این کار رو انجام میدم و توی این کار حرفه ای هستم و چون مورد علاقمه این شغل تداوم پیدا کرد
بارها ب خودم میگفتم نکنه این کار رو هم نباید ادامه بدم تا هدایت شدم به این فایل و فهمیدم من باید در مورد این شغل ک دوسش دارم باید حرفه ای تر بشم و باورهامو تقویت کنم و همین کار رو ک بهش علاقه دارم با عشق و ایمان ادامه بدم.
ازتون ممنونم استاد عباسمنش و استاد شایسته ی عزیز برای همهی وقتی که برای ما میذارید تا ما آگاه تر بشیم
خداوند شما رو حفظ کنه
به نام خدای یکتا
درود به دوستان هم مدارم
خدایاشکرت که فرصت دوباره به من بخشیدی تا بتونم گام سوم رو هم به خوبی گوش بدم و نکته برداری کنم.
اما تجربه ی من که مربوطه به اصل خارپشتی
استاد من سالها پیش تایپیست مغازه ی برادرم بودم و این کار رو خیلی حرفه ای انجام میدادم با اینکه سن کمی داشتم اما کار خسته کننده ای بود و من خیلی اذیت بودم و داشتم تحملش میکردم چون تنوعی نداشت و با روحیه ی من سازگار نبود فقط بخاطر اینکه حقوقی بگیرم ادامه میدادم
بعد بخاطر اینکه محیط بهتری رو برای شغلم تجربه کنم معلم IQMAS و کار با چرتکه شدم و به ظاهر فکر میکردم این کار مورد علاقه ی منه ولی من باز هم بخاطر حرف مردم که پول توی این کاره سمتش رفته بودم و خیلی اذیت بودم تا اینکه فهمیدم باید برم دنبال شغلی که مورد علاقمه و باید با عشق انجام بدم شغلی که با روحیات من سازگار باشه چون دوست داشتم در خانه کار کنم و کارم تنوع داشته باشه و رفتم سراغ فروش لباس و آنلاین شاپ و 6ساله دارم این کار رو انجام میدم و توی این کار حرفه ای هستم و چون مورد علاقمه این شغل تداوم پیدا کرد
بارها ب خودم میگفتم نکنه این کار رو هم نباید ادامه بدم تا هدایت شدم به این فایل و فهمیدم من باید در مورد این شغل ک دوسش دارم باید حرفه ای تر بشم و باورهامو تقویت کنم و همین کار رو ک بهش علاقه دارم با عشق و ایمان ادامه بدم.
ازتون ممنونم استاد عباسمنش و استاد شایسته ی عزیز برای همهی وقتی که برای ما میذارید تا ما آگاه تر بشیم
خداوند شما رو حفظ کنه
سلام به هم مسیران عزیز
از خدا ممنونم برای پیش رفتن در این دوره
نکات مهمی که امروز از دیدگاه من بهش اشاره شد این بود:
به جای اینکه کار زیادی در حوزه مختلف انجام بدیم و الکی خودمون رو خسته کنیم
روی اصل این زندگی کار کنیم روی قوانین ساده و جواب دهنده خدواند که به جای هزاران چیز برای
ما ثروت آفرین است.
زمانی که احساسات ما به صورت هیجانی به اوج خودشون میرسند ما نباید به هیچ عنوان غمگین بشیم از این موضوع
شرایط و چالش های زندگی آماده اند تا ما ارتقا دهند تا رشد کنیم و ما بعد از این اتفاق ها و حال هایی که داریم
بازهم امکان مثبت بودن با چیز های کوچک مثل یادآوری اتفاقات مثبت و شکرگزاری کردن داریم این گونه هم حال خوبی داریم در آن شرایط و هم نیرو جهت ادامه دادن را به دست می آوریم.
من باید تکامل خودم را طی کنم و به صورت مستمر بهبود کنم، همه چیز در طبیعت به آرامی تغییر می کند اما تغییر می کند.
شاد و پیروز باشید
خدایا شکرت