live | اصل خارپشتی - صفحه 70

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

870 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حبیب گفته:
    مدت عضویت: 357 روز

    به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

    با سلام خدمت استاد عباسمنش و همه دوستان

    من هم سالها پیش با استاد آشنا شدم و دیگر سراغ این سایت نیامدم و فقط از طریق دوستانم فایل های استاد و دیگر اساتید در این حوزه به دستم می رسید و گوش میدادم ؛

    و اوایل ذهنم خیلی مقاومت داشت دربرابر این آگاهی ها !

    بعضی از آگاهی ها را براحتی می پذیرفتم و ذهنم هیچ مقاومتی نداشت و بعضی از آگاهی ها خیلی زمان برد تا تبدیل به باور و تبدیل به عمل شدند؛

    در این راه هم اساتید هم الی ماشالله زیاد بودند و من نمیدانستم کدام را انتخاب کنم و هرکدام هم برای خودشان دوره و مکتب خاصی داشتند !

    و زیاد که به فایل های رایگان همه این اساتید گوش دادم بعد از مدتی سرخورده و سردر گم شدم و به قول قرآن : (ان سعیکم لشتی ) یعنی دیدم دارم پراکنده کاری میکنم و به هیچ جا هم نمی رسم!

    و این اساتید هم هرکدام برای خودشان یک روشی مثل فنگشویی یا آلفا یا غیره داشتند و من دیدم دیگه واقعا نمیتونم با همه اینها ادامه بدم و این مثال استاد که یک فن را باید بلد باشیم و در اون قوی باشیم کاملاً منطقی و درست هست.

    ولی از این میان فایل های استاد یک تفاوت اساسی داشت و اون امید وشوق و اشتیاق و احساس خوبی بود که بعد از گوش دادن این فایلها در آدم بوجود می آورد!!

    و این شد که من بعد از یه مدت دیگه همه فایلهای دیگر اساتید را از گوشیم حذف کردم و به خودم تعهد دادم فقط فایلهای استاد عباسمنش را استفاده و گوش بدم؛

    و من از فایلهای رایگان استاد نتایج زیادی در دیدم و ایمانم برای پیمودن این مسیر در کنار دوستان قوی تر شد و تا الان در این مسیر هستم و جالب این هست که وقتی آدم کمی از این مسیر خارج میشه کاملاً مشخص میشه و جهان پس کله ای را میزنه که برگرد به مسیر و دیگه بیرون رفتن از این مسیر برای من یکی دیگه تقریباً غیر از ممکن شده و بیرون رفتن از این مسیر مثل خودزنی میمونه!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    هدیه گفته:
    مدت عضویت: 55 روز

    بنام خدای یکتا

    سلام به استاد عزیزم و دوستان گل

    خدارا شکر بخاطر سلامتی روح و جسم م

    خداراشکر بخاطر همین لحظه و فرصت

    اصل مهم شروع کردن به تغییر است حتی اگه شده با سرعت کم و خارپشتی

    من چند وقتی هست بهتر کنترل ذهن م را دارم و تا اندازه ای پیشرفت کردم دیروز با عزیزی داشتم حرف میزدم

    بهش گفتم خداراشکر که تونستم تا اندازه ای تغییر کنم بهم گفت خیلی خوبه اما سرعت تغییرت کمه،

    من هم بهش گفتم اونی که الان برام ارزشمنده،اینه

    که تو مسیر تغییر به لطف خدا قرار گرفتم و

    همین سرعت کمش هم برام لذت بخشه

    خداروشکر که اینجا هستم و توی مسیر خودشناسی و خداشناسی دارم قدم برمیدارم

    درپناه خدا شاد باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    سمیرا شاهیوندی گفته:
    مدت عضویت: 91 روز

    شکر پروردگار جهان بخاطر فرصت دوباره ای که به من دادی تا زندگی کنم و تجربه های جدیدی کسب کنم

    شکر بخاطر سلامت جسم و جانم و شکر بخاطر تک تک سلول های بدنم که در سلامت کامل و هماهنگ با نظم جهانی کار میکنند

    شکر بخاطر حضورم در این لحظه و این تجربه ی متفاوت از دیدن زیبایی های خارق العاده ی این مکان شگفت انگیز که با کمک استاد عزیزم لیاقت دیدن آن را پیدا کردم

    امیدوار و مطمعنم که یک روزی خدای بزرگ‌و مهربانم این فرصت رو به من میده که خودم از نزدیک این زیبایی هارو ببینم

    امروز یاد گرفتم که طبق اصل خارپشتی بجای اینکه مدام از این شاخه به اون شاخه بپرم تمرکز خودم رو روی یک‌مهارت و تقویت اون تا حد استاد شدن بذارم به این صورت همیشه موفق خواهم بود.و این که موفقیت برایندی از قدم های کوچک و ساده ای هست که شاید به چشم نیاد ولی در نهایت نتایج شگفت انگیزی رو رقم میزنند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    مهدی قربانی گفته:
    مدت عضویت: 492 روز

    بنام خداوند توبه پذیر

    بنام انرژی معجزه گر

    خدایا شکرت بابت این اگاهی ها

    خدایا شکرت بابت این انسان توحیدی که سر راه من گذاشتی

    همیشه تو فکر خودم با خودم سوال می پرسیدم اگر زمان پیامبر بود حتما من سمت پیامبر می رفتم

    ولی الان خدایا شکرت به درک نسبی رسیدم که استاد همان پیامبر هست برای من که می خدا مرا با خدا اشنا کنه چه فرقی میکنه وبیام با دل جون به اگاهی ها گوش کنم وسپاسگزار باشم

    خدایا شکرت که بهتر شدم

    باید قانون تکاملم درک کنم

    باید باور کنم خداوند از من حمایت میکنه

    باید باور کنم عوامل بیروی تاثیری در زندگی من ندارن

    باید بپذیرم که من از کنترل دیگران ناتوانم

    باید بپذیرم من ادم لیاقتمندی هستم واصلن نیازی به نیست کاری از بیرون برا خدا انجام بدم وبپذبرم خدا بی نیاز هست وما به نیاز من

    خدایا شکرت من می پذیرم بی نهایت باور نادرست در مورد خداوند در مورد خودم در مورد پول ثروت در مورد قانون در مورد روابط دارم

    واین هم طعبیی باید بپذیزم که من فقط خالق زندگی خودم هستم واحساساتی نشوم بخوام قانون به دیگران یاد بدم وضربه اون یک بار دیگر بخورم

    باید بپذیرم باید از وابسنگی های ذهنی که یک عمر فکر می کردم چیزه خوبی هست جدا بشوم خدایا شکرت تعغیر کردن باورها برام راحت شده خدایا شکرت که به این باور رسیدم در هر نقطه ای در هر وضعتی که باشی وقتی از دل جون خدا صدا برنی خدایا می خواهم برگردم به سمت خودت خداوند بدون قضاوت هماهنگی لازم انجام میده والان درخواستم از خداوند این هست فقط خدایا من می خواهم باورهایم گذشته ام به صورت ریشه تعغیر بدم نه وفقط برای یک مدت کوتاه ویا برای زسیدن به یک خواسته ویا برای فرار کردن از یک شرایط طوری اگر بایک تضاد بزخوردم باورهایم انقدر ریشه ای شده باشن که بتونم ایمان خودم را حفظ کنم واحساس خودم را برگردونم به مسیر درست خدایا شکرت راه مسیر ترفند های زیادی امتخان کردم برای رسیدن خواسته ولی نشد ولی الان می خوام یک چیز رو خودم درک کنم ویاد بگیرم اون هم قانون احساس خوب وفکر خوب کنم. الان دارم متوجه میشوم این همه زجر برای تعغیر عواملی که کنترلی روی اونا ندارم

    همش چک می کردم دیگران رو وکنترل می کردم دیگران کسی خودش از درون باور داشته باشه بدون قید شرط نه فوش کسی نگران میشه ونه از تعریف تمجید کسی مغرور میشه از خدایا شکرت که این درس بهم دادی تو خالق زندگی خودم کردی من خودم از درون خودم لذت ببرم ونگاهم از بیرون بردارم خدایا شکرت الان دارم متوجه میشم چقدر افتاده بودم دنیال چرا های شیطان وچراها مرا خالق درونی خودم واز خوشبختی خودم دور کرده وخوشبختی من تو درونم خودم بوده ولی من همیشه بیرون از خودم دنبالش میگشتم خدایا اماده هم فرکانس با تو هستم وقتی هم فرکانس با خداوند میشی اون قدر خودتو میبنی اون وقت دیگه مثل گذشته اعمال کسی رفتار کسی برات مهم نیست به جای تمرکز کردن بر اشتباهات خودت از اون درس میگیری حرکت میکنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    علی زمانی گفته:
    مدت عضویت: 80 روز

    درود و سپاس بیکران به بینظیر ترین بی‌همتا ترین پروردگار عالم شکر بابت متصل شدن به حال خوب شکر بابت متصل شدن به خودشناسی

    شکر بابت متصل شدن به مسیر درست و ایمان به مسیر شکر بابت راهنمایی هایی الهی شکر گزاری مخصوص اوست و سپاس گزاری لایق او

    الهی در مسیر قرار گرفته ثابت قدم قرار دهید من را تا بتوانم به خداشناسی پرداخته و بندگی درگاه ایزدمنان را به عالی ترین روش ممکن بجای آورم روز به روز عالی ترشوم در این را من را همراهی کن ودراین راه به من سلامت ذهنی سلامت جسمی و ثروت بیکران ورستگاری لطف کن

    شکر و سپاس بیکران بابت یادگیری اصل خارپشتی وهدایت به سمت کنترل ذهن وباور های درست که موجب جهت دادن درست به زندگی میشود

    شکروسپاس بیکران بابت کمک به من تا بتوانم باور های محدود کننده را پیدا و آن هارا ازبین برده روز به روز به تکامل وخوبی نزدیکی کنم گرچه راه بی پایان است

    شکروسپاس بیکران بابت نگهداری حال خوب و عالی به سبب عوامل درونی مانند کنترل ذهن ،باور های درست و خوشبینی و………

    شکر بخاطر ارتباط با استاد وعمل به دانش و آگاهی های او که موجب موفقیت در تمام جوانب مختلف زندگی میشود

    در امان خدا شاد و پیروز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    مهدی قربانی گفته:
    مدت عضویت: 492 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    خدایا شکرت بابت اینکه توی سایت هستم

    خدایا شکرت که زره ای احساسم بهتر شده

    تحسین میکنم استاد خودم را با این نوع نگاه واین نوع باورهای درست توحیدی

    همیشه آرزم این بوده وهست خدایا میشه من هم تو همین فضای فرکانسی قرار بگیرم

    میشه من هم تو مدار مناسب با باورهای مناسب قرار بگیرم حالا اگر یه روزه ای احساس بدی داشتم گذار باشه

    من اقرار میکنم خدایا ذهنم بیمار شده به باورهای نامناسب وعاشق راه درست هستم

    خدایا شفافت ذهنم را به هر شکلی که خودت می دانم از تو می خواهم خدایا توانایی تمرکز بر روی درونم خودم را به خودم بده یک عمر دنبال یک عامل بیرونی بودم که مسائل ذهنم را حل کنه وشکل وراهای مختلف اصلن جواب نداد به

    وخدایا قانون را من بیاموز تا خودم مسائل خودم را حل کنم ومن اقرار اون چیزی که من در مورد قانون ذهن من دریافت کرده بود اصلن قانون نبوده بوده وبیشر برای من شرک وترس ایجاد کرده بود

    تا احساس خوب این قانون را طوری ذهنم من دریافت کرده بود که همه فراری بودم از ارتباط با ادم ها یعنی تمام اعتماد بنفس خودم وخودارزشمندی خودم عزت نفسم را از دست داده بودم یعنی همش حواسم به این بود نکنه احساس بد بشه واتفاق بد برام بیوفته وهمین باعث شده بود که من در یک فرکانس بد گرفتار بشوم نمی دانم ولی واقعا شاید این جزی از این مسیر تکاملی من وشاید همین باعث بزرگ شدن درون من وخواسته من از خداوند شده باشد به هر حال امروز تنها چیزی فهمیدم این هست که خودم را در احساس خوب بیشتری قرار بدم بعد هم احساس خوب من ارتباطی با بیرون نداره یک مسئله درونی هست

    احساس خوب من فقط با باورهای خوب بدست میاد نه با مشروب سیگار مواد ورابطه ناسالم ونه پرخوری

    وفقط با یک نگاه خوب احساس من خوب میشه که من این نگاه خوب را از خداوند می خوام چون لیاقتشو درون خودم احساس میکنم هرچند به خاطر گذشته داشتم بارها در سایت هم بدون ترس اقرار کردم چه وضعیت ذهنی داشتم دارم خودم را از نظر خداوند فراموش شده وبدترین حرف ها بدترین لقب ها ویدترین برجسب ها را به خودم میزدم ولی تهه درونم متوجه ارزشمندی خودم می شوم که من لیاقتم خیلی بیشتر از این وضعیت کنونی هست من باید حداقل آن هم فرکانس با خدای باشم که عشق حال کنم زیبای را ببینم تحسین ویک ذهنم ارام را تجربه کنم واز او حالت واکنشی نسبت به اعوامل بیرونی بیام بیرون چون اون نگاه نادرست به قانون باعث شده بود من به دنیای بیرون از خودم واکنش نشون بدم وخودم جدا از اونا بدونم والان فهمیدم اونا انسان هستن فقط من دارم ازقانونی برای خودم استفاده کنم فکرم را تعغیر دهم من اصلن دوچار این توهم شده بود جهان را تعغیر دهم والان خدایا خودت مرا در مدار مناسب فرکانس خودت قرار بده

    خدایا شکرت فهمیدم تا یه حدی خداوند به احساس من پاسخ میده نه به ذهنم من ومن هم احساس خوبم را فقط از درون خودم دریافت میکنم نه بیرون خودم یعنی بیرون من هرچی بگن تعریف کنن فوش بدن وقتی من ممترکز بر روی درون خودم باشم می تونم احساسم خوب نگه دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    نگین گفته:
    مدت عضویت: 2943 روز

    به نام رب یگانه فرمانروای هستی کسی که قدرت آسمان ها و زمین در دستان اوست.

    درود و سلام استادان عشقم.

    اجازه بدین که به خودم تبریک بگم که بازم دارم متعهدانه قدم هام رو برمیدارم. هرچند کوچیک اما مستمر و در مسیر درست.

    اصل خارپشتی رو بددد قبوول دارم.

    یعنی فقط اگر من همین جمله ی شما که حال خوب برابر هست با اتفاقات خوب رو به صورت خارپشتی سرلوحه ی زندگیم قرار بدم دیگه همه چیز تمومه. اصلی که در درونش داره توحید رو فریاد میزنه.

    چیزی که همیشه از وقتی که شنیدمش به شدت مسیر من رو هموار کرد و من رو از حاشیه رفتن دور کرد.

    این اصل قشنگ آدم رو مجاب میکنه برای اینکه حالش رو خوب کنه به مسایل از دیدی نگاه کنه که حالش خوب شه و ازونجایی که هیچ خوب و بدی انتهایی نداره و خاصیت جهان مادی ما هست فقط رو به بهبود رو به فزونی میریم.

    چیزی که هر بار صیقلی تر شد و کم کم من رو از شرک دورتر و موحدتر کرد.

    امکان نداره بخوای حالت خوب باشه و افکارت با توحید گره نخوره. قدرتی که تو رو به عرش میرسونه.

    استاد جانم من لذت میبرم از شنیدن حرفاتون.

    شما اینجا چیزی رو دوباره تکرار کردین که حااال من رو باز بهتر کرد.

    اینکه ما انسانیم طبیعیه یه جاهایی حالمون بالا پایین شه. ما به قول آمریکایی ها هات باتم هایی داریم که گاها توسط دیگران یا شرایطی فشرده میشن و ممکنه در مسیر زندگی شرایطی پیش بیاد که مطلووبمون نباشن ولی چقدر ایییین مهمهههه که بدونیم اینا طبییییعت زندگی هستااا.

    به نظرم تکرارش خصوصا برای افرادی که مدت هاست تو این مسیرن خیلی مهمه. نمیخوام منطقیش کنم که مسایل باید پیش بیان میخوام بگم که مسایل به ظاهر ناخوشایند پیش خواااهند آمد خاصیت زندگیه اماااا مهارت تسلط بر فکر و احساساتمون که قطب نمای مسیر درست ما هست برداشت ما از مسااایل رو شکل میده که این قویییی ترین ابزار ما هست برای گذر کردن و سپری کردن زندگیمون.

    مساله ای که از یه جایی به بعد من باهاش مواجه شدم این بود که دیگه توقع برخورد با هیچ ناخواسته ای رو نداشتم و به خودم سخت میگرفتم که چیکار کردی که اینطوری شد. اما در صورتیکه این خاصیت جهانی هست که داریم توش زندگی میکنیم و فقط باید بدونیم کلیت تصویر قطعاااااااا بارها و بااارها از خواسته های قلبیمون قشنگتر هست و میییشه و دید و برداشت و نگاه لحظه ای من به مسایل هم وقتی آرام و زیبا و خووب باشه کلااا میشه یه بازیه برد برد میشه لذت از مسیر.

    میدوونید چیزی که پر واضحه که چقدر دیشب در موردش با پوریا جان حرف زدیم که واااقعاااا انقدر ماها برامون نعمت هامون زوود عادی میشه که یادمون میره الان داریم تو رویاهامون زندگی میکنیم یادمون میره اینا آرزوهای همییین دو سه سال پیشمون بوودناااا.

    ای انسااان

    ای انساااان

    کلنی هدف رشد و گسترش بیشترمونه. به قول استاد در دوره عزت نفس حد خودمو که افزایش بدم مثلا از 10 بشم 9 مسایل در حد 3 یا 4 که مساله نیستن. میدووونی هر چی دنیا رو به چشم بازی به قول قرآن ببینیم خیلییی قشنگتر میشه. داریم پیش میریم و در لحظه لذت میبریم و بازی میکنیم و مسایلی رو رفع میکنیم. هی مهارتمون بیشتر میشه. البته نه که هی مسایلم بزرگ شن. نههه. حد مسایل از یه جایی به بعد جلوی رشد ما کم میاره امااا ما دایم باید تو مسیر درست باشیم دیگه. یعنی آاااااااااای ازین پاشنه آشیلاااا. اما دیگه اوستاکاار نرم کردن و رفع کردن پاشنه آشیلا شدیم. والااااا :))))

    راااستی مهمونامونم نیومدن :)))

    من کاریو که باید میکردم تلفنی انجام دادم. امیدوارم که خداوند از من راضی باشه و مسیر دوستانم رو روشن و واضح کنه. در واقع که کار خدا همینه امیدوارم که اونا بفهمنش.

    شاید درس این داستان برای ما اینه که بدونیم رابطه ی الهی که با پوریا ساختیم چقدددر ارزشمنده. دیشب انقدر باهم حرف زدیم و جشن گرفتیم و خوش گذروندیم. تمام روزای قدیممون رو مرور کردیم. باورم نمیشه که از ازدواجمون 4 سال و 3 ماه بیشتر میگذره و عشق بین ما با اوون آزادی و راحتی که تو رابطمون داریم با همه گذر کردن از مسیرایی که رفتیم چقدر بییییشتر و عمیق تر شده.

    فکر میکردم بعد از گذر زندگی هرچقدرم اینجا میگفتیم ولییییی عشقه کمتر میشه طراوته کمتر میشه. ولی واقعااا نشده که خیلییییییی بیشترم شده.

    خدااایی خدا جوونم این نعمتت رو چطوووری سپاسگزاری کنم. اصلا چه بهایی میتونم براش بذارم.

    میدونی به خودم میگم نووش جونم این رابطه. من لایقشم. من پای ایده آلام ایستادم و برای شناخت خودم قدم برداشتم. بله که مسیرش چالشم داره. بهشت را به بها میدهند نه به بهانه.

    پس میرسیم به نکته ی اصلی که تو این فایل برای من بولد شده.

    مثل قرآن مثل حرفای استاد نازنینم دید منطقی به خودم داشته باشم. انسانم و در محیط فیزیکی این جهان مادی زندگی میکنم.

    مورد بعدی اصل خارپشتی حس خووب برابر هست با اتفاقات خوب با عصاره ی توحید رو مثل اوایل مسیر سرلوحه ی زندگیم قرار بدم.

    تنها کاری که من کردم اوایل همین بود. کم کم خودم رو لاایق تجربه ی حس های خوووب متعالی تر و عمیق تر دونستم. از هر چیزی که حالم رو بد میکرد حالا چه فکر بود چه موزیکی حتی چه شخصی بود چه مکانی بود دور میکردم. خودم برای خودم مادری کردم واقعا. اهمیت خودم رو فهمیدم. من غرق شدم در شادی درونی و بقیه کارها رو خدا میکرد.

    خودم رو لایق خواسته های با کیفیت تر دونستم خودم رو توانمند در برداشتن یه سری قدم ها دونستم و همییییین همییین شد کل کار من.

    انگاری زمان که میگذره از خودم توقع معجزه دارم. والاااااا. نه دختر جووون هر چند سااال که بگذره داستان فقط همینه. تو کارت گذر لذت بخش و عاشقانه از مسیره. اصل خارپشتی که باید بهش بپردازی همینه. معجزه کار کس دیگه ایه. مسیر خودش بهت میگه کجا برو چیکار بکن.

    تو خود پای در راه بنه و هیچ مپرس

    خود راه بگویدت که چون باید کرد

    بااازگشت غرورآمیز خودم رو مجددا تبریک عرض میییکنم :)))))))))))))

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    واحد حران اف گفته:
    مدت عضویت: 845 روز

    سلام خدمت استاد عزیز ودوستان

    خداروشکر گام سوم هستیم

    من قبل از آشنایی با استاد خیلی فایلهای موفقیت گوش میدادم

    ولی یکبار یکی از دوستان که میدونست من توی این مسیر هستم استاد عباسمنش رو به من معرفی کرد و وقتی که شروع کردم به گوش کردن خیلی به دلم نشست

    کلا همه فایلهایی که داشتم رو پاک کردم و هدایت شدم به سایت استاد

    وحدود 2سال فقط فایلهای رایگان رو گوش میدادم و بعد شروع به خرید دوره کردم

    بجز این سایت و حرفهای استاد به صحبتهای هیچ کس گوش نمیدم چون متوجه شدم اینجا همون جایی بوده که من دنبالش بودم

    (اصل خارپشتی)

    و دقیقا متوجه شدم من باید تغییر کنم تا جهانم تغییر کنه

    حتی تلویزیون و شبکه های اجتماعی رو چند ساله ندارم

    یه مقدار از باورهای غلط و ترمز های ذهنی خودمو متوجه شدم ولی چون دقیق و کامل نیست و خیلی جای کار داره انشاله بعدا واستون مینویسم

    خداروشکر که اینجا هستم و توی مسیر خودشناسی و خداشناسی دارم قدم برمیدارم.

    تشکر از استاد عزیز و دوستان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    ماهرخ گفته:
    مدت عضویت: 531 روز

    سلام استاد جان

    سلام بچه‌های فوق العاده سایت

    نمی‌دونید چه احساسات عجیبی رو این روزها دارم تجربه می‌کنم

    و پشت سر هم باید اشکامو پاک کنم تا بتونم ببینم که بنویسم

    امروز نشستم یک دفتر گذاشتم برای نوشتن آرزوهام

    چون هدایت نشانه امروزم جلسه بی‌نظیر مفهوم عملی ایمان به غیب بود

    نجواها میومد که حالا فعلاً ولش کن

    ولی از دو سه روز قبل به صورت عجیبی چیزهایی می‌شنیدم در مورد این 107 آرزو که توی این یک سال و نیم حتی یک بار این کلمه 107 رو نشنیده بودم خود خدا می‌دونه که میگم مگه میشه این فایل‌های سایت تموم نشن من این همه نگاه کردم…

    دفتر رو گذاشتم و شروع کردم به نوشتن و عرض چند دقیقه به خودم اومدم که 73 تا آرزو نوشتم زی که یادم اومد این بود که خیلی‌ها وقتی می‌خوان بنویسن قبل از اینکه به 10 تا برسن انگار آرزوهاشون تموم میشه اینو از خود بچه‌ها می‌شنیدم یا از خود استاد که بچه‌ها اینجوری گفتن…

    اما من 73 تا آرزو نوشتم

    توی آرزوهای 50 بودم که احساس کردم دستم به شدت به خاطر تند تند نوشتن و نوشتن درد گرفته ….

    به خدا گفتم خدایا خیلی دستم درد می‌کنه …

    دستم نمی‌کشه بنویسم…

    ولی تو داری همینجور میگی تا من بنویسم …

    الان که این همه انگیزه دارم و ولع دارم برای اینکه خواسته‌هامو بگم نباید استپ کنم…

    میخوام بنویسم …

    میخوام بازم بنویسممم…

    و بهم گفت همینو ازم بخواه…

    و آرزوی 55 شد این:

    55. خداوندا دستان من را برای نوشتن و نوشتن و نوشتن تواناتر کن….

    و به محض اینکه اینو نوشتم و رفتم سراغ آرزوی بعدیم یادم رفت آرزوی 55 رو …

    چون غرق آرزوهای بعدی شده بودم…

    و چند تا آرزو بعد..

    احساس کردم که یه حس خاصی دستم داره …

    دستم اصلاً اذیت نبود ..

    نمیدونم چجوری بگم …

    یه حسی بود …

    یه لحظه انگار دلیل این حس رو بهم گفت…

    خدا می‌خواست بهم بگه چک کن درد دستتو..

    کمی پیش دیگه نمیتونستی از دردش ادامه بدی…

    ببین دستت دیگه درد نمی‌کنه…

    ببین من سریع الاجابم…

    و ذهنم مدام اصرار داشت بگه نه بابا این درده…

    تو داری نمی‌فهمی…

    می‌خوای الکی خودتو گول بزنی که خدا سریع جواب داده.؟!…

    ولی من دیدم که و حس کردم که درد نبودم…

    آگاهی بود..

    یک آگاهی که می‌خواست به یاد من بیاره خداوندم چه توانایی ای داره….

    من تو این مسیر دارم غرق میشمم استاد جان…

    اما هرچی بیشتر می‌فهمم از این خدا می‌خوام بیشتر و بیشتر بفهمم….

    تمام روزم شده فکر کردن به این خدا…..

    درس‌های مربوط به رشته کاریم رو می‌خونم خدا رو توش می‌بینم…

    آدما رو می‌بینم خدا رو توشون می‌بینم…

    بچه‌هامو همسرمو می‌بینم خدا رو توشون می‌بینم…

    توی بی‌نظمی‌ها و نظم‌های دنیا همیشه خدا رو می‌بینم…

    هرچی جلوتر میرم خدا پررنگ‌تر می‌شه….

    هرجا رو نگاه می‌کنم خدا حواس منو به خودش جمع می‌کنه….

    همین الان که دارم می‌نویسم تنها قسمتی از اذان که صداش بلند شد از بیرون از خونه و من شنیدم لا اله الا الله بود….

    فکر کنید هیچ صدایی نباشه سکوت محضه وقت اذان تنها جمله‌ای را که تو بشنوی صدای لا اله الا الله باشه…

    همین الان احساسم گفت تو این رو شنیدی به خاطر اینکه به تو بگم معلومه که من خدام…

    معلومه که هیچ خدایی توانایی خدایی کردنو مثل من نداره…

    معلومه که جز من هیچ خدایی وجود نداره…

    برای وقت گذاشتن برای فهمیدن ولعی دارم که تمومی نداره…..

    تا چند وقت پیش دهنمو محکم می‌بستم که همسرم در این مورد نخواد منو قانع کنه و من از مسیر گمراه بشم…..

    ولی انقدر همه چی برای من قوی داره قوانین و این خدا رو پایه گذاری می‌کنه که عین خیالم نیست که همسرم چی فکر می‌کنه و چی میگه…

    و البته که ایشون به شدت آروم شدن راجع به این موضوعات…

    یعنی بیشتر شنونده هستند و هیچی نمیگن….

    و امروز به خودم گفتم ببین ماهرخ….

    خدا حتی آدم‌های اطرافتو برای تو متحول کرده…

    خدایا شکرت بابت این قوانین ثابتت….

    اون هم توی این دنیایی که همه فکر می‌کنن هیچ قانون ثابتی وجود نداره…

    ————–

    در مورد درس امروز گام سوم :

    لازمه بگم من این‌ها رو قبلاً شنیده بودم بارها…

    ولی اصلاً چیزی نمی‌فهمیدم…

    اولین موضوع موضوع فراوانی بود

    موضوع اینکه توی این دنیا جاهایی هست که به حدی پرمخاطبه که به زبان‌های مختلف دفترچه چاپ می‌کنند تا امکانات یک پارک رو معرفی کنند ….

    و این برای من درس داشت

    که هست …

    زیاد هست …

    خیلیها دارن از این زیادها استفاده می‌کنند ماهرخ جان…

    تو هم استفاده کن….

    یه مورد توی همین جا بود که استاد گفتن می‌خواستم تست کنم ببینم توی بیابون هم اینترنت هست یا نه و از یک تست استاد جان برای ما درس خداشناسی ساختند… و در نهایت گفتند که این هدایتی بود که باید این فایل ضبط می‌شد….

    خدایا شکرت که ما به این هدایت وصلیم….

    و بهره می‌بریم…

    مورد بعدی اصل خارپشتی بود که منبع اصلی محتواهای روانشناسی هست

    که اگه این اصل خارپشتی رو یاد بگیریم دیگه مهم نیست نظر دیگر کتاب‌های روانشناسی راجع به پیشرفت چیه….

    در یک مسیر باش..

    مثل خارپشت که فقط یک راه رو برای دفاع از خودش بلده….

    و همون کار رو به بهترین نحو داره انجام میده…

    و همیشه برنده است در مقابل روباه…

    (این مثال مثال آدمی هست که توی یک مسیر قدم برمی‌داره آروم آروم پیش میره به در و دیوار نمی‌خوره یا کمتر می‌خوره و مثل داستان خرگوش و لاک پشت که برنده لاک پشت هست اینجا هم خارپشت برنده است یا اون شخصی که توی یک مسیر مشخص داره خودش رو و مهارت‌هاش رو افزایش میده)

    البته یک راه دیگه‌ای هم هست که اکثراً دارن این راه رو انجام میدن و نتایجشون هم مشخصه…

    مثل روباه انواع و اقسام حیله‌ها ترفندها مهارت‌ها شغل‌ها و حرفه‌ها را بلد باشی و هرکی ببینتت بهت بگه به به تو چقدر چیزهای مختلفی بلدی…

    اما نون نداشته باشی بخوری…

    فکر می‌کنم انقدر توی اطرافیان هممون این اشخاص هستند که همه‌مون یه چند تایی مثال داریم از این نوع افراد همه فن حریف…..

    نتیجه اصل خارپشتی این هستش که راه خارپشته رو بریم نه راه روباهه همه فن حریف رو….

    —————————

    موضوع بعدی که به موضوع قبلی کاملا مرتبطه این هست که در مورد قوانین پیشرفت ثروت و موفقیت یک اصلی رو پیدا کنید و همون اصل رو دنبال کنید دیگه به فکر این نباشید نظر افراد دیگه در این رابطه چیه و اونا چه حرفی برای گفتن دارند؟….

    خود من تا وقتی که این شکلی فکر می‌کردم طی سال‌های زیادی که گذشت به هیچ جا نرسیدم…

    تصمیم بگیر متعهد باش ثابت قدم باش و بمون پای حرفت ببین اون تصمیم نتیجه‌اش چی میشه……

    در این مسیر باورهای زیادی هستند که جلوی کسب ثروت و پولدار شدن افراد را می‌گیرن…

    در واقع می‌تونیم بگیم ذهن ما یک ذهن بیمار شده ست….

    ذهنی که باید بشینی روش کار کنی تا درمانش کنی….

    و این روند رو تا همیشه ادامه بدی مثل غذا خوردن….

    چون این ذهن هیچ وقت ضد ضربه نمی‌شه….

    چون این موضوعات غذای روح هستند….

    گاهی آدم یادش میره انسان فراموش کاره باید مدام یاد خودت بیاری اصل خارپشتی رو…

    ——————-

    قانون خیلی خیلی ساده است….

    و استاد این رو توی تمام دوره‌ها بارها فریاد زده….

    ——————

    موضوع بعدی که بچه‌ها سوال پرسیدند راجع به بالا پایین شدن احساساته…

    ما آدم هستیم و این برای ما طبیعیه که احساساتمون بالا و پایین بشه….

    این طبیعیه که گاهی اوقات کسی روی حساسیت های ما دست بذاره و ما اذیت و عصبی بشیم…

    و تمرین کنیم تمرین کنیم و تمرین کنیم تا تعداد دفعات این عصبی شدن رو کم کنیم… تا این عصبی شدن‌ها رو به ناراحت شدن تبدیل کنیم…. تا این ناراحت شدن‌ها رو به چند لحظه احساس کمی بد تبدیل کنیم…. تا جایی که سریعا آگاه بشیم و این احساس رو بتونیم کنترلش کنیم به احساسات خوب… خوبتر… خیلی خوبتر… و عالی…

    خدایا چه چیزهایی گفته شد…..

    اگر همین‌ها رو خودم بتونم رعایت کنم معرکه است……

    حال خوب با عوامل درونی درست میشه …..

    عوامل بیرونی حال خوب کنک‌های موقتند…

    پس دنبال خوب کردن حالمون از طریق بیرون نباشیم…

    راه درسته رو انتخاب کنیم….

    تا حال خوبمون همیشگی بشه….

    —————–

    موضوع بعد در مورد مسیر بود…

    مسیر درست…

    مهم اینه که مسیر درست رو بریم…..

    چه آروم بریم چه تند مهم نیست…

    مهم صحیح بودن مسیره…..

    شما اگر مسیر صاف و درست رو بری هر چقدر هم که آروم بری زودتر از اون شخصی به مقصد می‌رسی که مدام داره تصمیماتش رو تغییر میده و مسیرش رو عوض می‌کنه……

    باز هم موضوع و جریان مسابقه خرگوش و لاک پشت میاد تو ذهن من……

    ————

    موضوع بعد موضوع قرآن بود..

    قرآن خیلی درس داره توش…

    قوانین اصلی کیهان توی قرآن نوشته شده…

    و این قوانین به وضوح توش نوشته شده…

    و به سادگی…

    حتی یک درصد آدم‌ها هم توی این مسیر قرآنی نیستند…

    توی این مسیر و آگاهی و فهمیدن قوانین اصلی کیهانی نیستند….

    ————-

    یه موضوع جالب دیگه که برای خودم نوشتمش این بود…

    استاد به هیچ عنوان دایرکت‌ها رو جواب نمیده…

    قبلاً بارها این جمله را از ایشون شنیده بودم و نمی‌فهمیدم چرا….

    ولی با دوباره شنیدن همین صحبت و توضیحشون در حد تکاملم فهمیدم…

    هیچ دلیلی نداره ایشون دایرکت‌ها رو جواب بده…

    ایشون یک سایتی دارن که صادقانه تمام آگاهی‌هایی که بهشون داده می‌شه رو دارن توی فایل‌ها ارائه میدن….

    با توضیحاتی تمام و کمال در حد تکاملشون….

    اگر کسی میاد سوال می‌پرسه یعنی می‌خواد یکی دیگه به جاش فکر کنه….

    و به هیچ عنوان این جواب نمیده…

    به خداوندی خدا قسم ن روز اولی که احساس کردم این صحبت‌ها حقیقت محضه و همون روزهای اولی که وارد سایت شده بودم و با استاد آشنا شده بودم شروع کردم به خریدن فایل‌ها و فقط گوش می‌دادم….

    خدا شاهده من این همه فایل‌های پولی رو خریدم و گوش دادم امروز نتایجم رو دارم از فایل‌های رایگان می‌گیرم….

    گاهی میگم خدایا چقدر تو راحت در دسترسی که من حتی نیاز نبود پول بدم برای فهمیدن قوانین….

    چندین و چند دوره خریدم …

    ولی خداوند می‌خواست از راحت‌ترین راه به من بفهمونه خودش رو….

    تا چند وقت پیش خیلی سختم بود و زورم میومد که از توی فایل‌های رایگان درس‌هام رو بگیرم…

    به خودم می‌گفتم بابا تو اون دوره رو 10 میلیون تومن خریدی ب برو اونو گوشش بده چیه همش می‌پلکی توی فایل‌های رایگان….

    بعد به خودم گفتم چه اهمیتی داره…

    اصل فهمیدنه..

    نه چه جوری فهمیدن…..

    مگه مهمه که از چه طریقی باشه از چه دستی باشه….

    به خداوندی خدا قسم خوندن کامنت‌ها که رایگان بودن کلی برام درس داشتند…..

    ولی تکامله دیگه….

    و خود همین تکامل درس‌ها توشه…

    اتفاقا منو مطمئن‌تر می‌کنه که این مسیر مسیر درسته….

    ——————-

    و صحبت آخری که شد در فایل گام 3 موضوع این بود که خداوند میشه و همواره داره با ما صحبت می‌کنه…..

    مثل یک ایستگاه رادیویی که همیشه داره امواج رو پخش می‌کنه…

    و ما باید خودمون رو تنظیم کنیم و موجمون رو تنظیم کنیم و فرکانس‌هامون رو تنظیم کنیم روی موج مربوط به خداوند…

    موج مربوط به خداوند همون موجیه که توش تمام خوبی‌هاست..

    موجی که خداوند توشه توش ثروت و نعمت و سلامت و فراوانیه…

    و این موج موجیه که هر شخصی که درش باشه لا خوف علیهم ولا هم یحزنون میشه براش….

    نترسی هست بر او و نه غمی…

    کی؟!

    کی نترسی هست بر او و نه غمی؟!

    وقتی که فقط خدا رو بپرستی و فقط از او بخوای که هدایتگرت باشه که نعمت و ثروت رو وارد زندگیت کنه و فقط چشمت به اون باشه فقط و فقط…

    و اما راه رو براش باز بزاری و به اون بسپاری که از چه طریقی می‌خواد اون‌ها رو به تو بده…

    خداوندا بی‌نهایت سپاسگزارم ابت آگاهی‌های امروز که قبل از نوشتن این متن فکر می‌کردم خیلی خوب فهمیدمشون و الان بعد از نوشتن این متن هم فکر می‌کنم بهتر فهمیدمشون…

    و اما قانون تکامل همیشگی ست….

    و این دنیایی که باهاش آشنا شدیم دنیای بی‌نهایت‌هاست…..

    —————-

    به لطف خدای بزرگم با تعهدی که به خودم دادم که زیر هر کدوم از گام‌هایی که پیش میرم کامنتی بزارم رو دارم انجامش میدم…

    و درس‌هام رو ازش می‌گیرم….

    و رشد می‌کنم….

    ——–

    خیلی خیلی ممنونم از شما دوست عزیزی که کامنت من رو خوندی….

    آرزوی این رو دارم که همیشه صدای هدایت‌های خدای خودت رو به وضوح و به آسانی بشنوی…..

    عمل کنی و پیشرفت کنی….

    باز هم از استاد عزیز و توحیدی خودم ممنونم …

    خدا رو واقعاً شکر می‌کنم که اون دستی که قرار بود منو به حقیقت برسونه شما بودید….

    شما دست بسیار قشنگی هستید….

    شما دست بسیار مطمئن و و سر راستی هستید….

    مریم جان شایسته عزیزم واقعا همیشه ازتون ممنونم …

    عاشق شدن شما نسبت به این مسیر ما رو هم داره رشد میده…

    همیشه میگم خدایا شکرت که خانم شایسته دوست داره فایل ضبط کنه از زندگیش..

    همیشه میگم خدایا ممنونم ازت که همچین شخصی هست که علاقه‌اش از اون سر دنیا داره به درد من می‌خوره….

    ممنونم ازت عزیزم ممنونم واقعاً…

    طعم نوشتن کامنت توی سایت واقعا شیرینه…

    خدایا شکرت بابت همه این آگاهی‌ها..

    و خدانگهدار همه شما باشه….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    آذر گفته:
    مدت عضویت: 83 روز

    بنام‌ربّم ،،بنام اویی ک بی منت می‌بخشد

    سلام استاد گرامی و خانم شایسته عزیز و دوستان هم مدار و هم مسیر

    سپاسگزار ربّی هسدم ک بار دیگر ب من این توفیقو عنایت کرد ک ی گام دیگر ب جلو حرکت کنمو کامنت بنویسم .

    دو روزه تو این فکر بودم ک چ نوع کامنتی بنویسم ک بقیه بپسندند و اینجا فعمیدم کارم اشتباه بوده ک بخاطر بقیه کاری کنم پس هرچی خاکی و خودمونی بنویسم هم بهتره هم بقیه متونن بهتر درک کنن.

    اصل خارپشتی:

    از وخدی با استاد آشنا شدم ک حدود س چهار ساله دستو پا شکسته فایلهاشونو دنبال میکردم ولی چون تو این مدار نبودم نتونسدم متعهد باشم ،،بعد این ک ب فایل های استاد عزیزم گوش داده بودم دیگه حرف هیش روانشناسی رو قبول نداشدم چون حرف استادم عجیب احساسمو بهتر میکرد حالا ی ماهیه تعهد دادمو اینجا با شما هم‌مسیرم این ینی اینک میخام تو یک کار با یه روش و با یه استاد کار کنمو حرفه ای بشم و نتیجم روز ب روز عظیم و عظیمتر بشه و در کنار این کار از بقیه استادان و قانونی استفاده نکنم و فقد توجهمو رو این اصل بزارمو عالی بشم ینی،، استادم:آقای عباسمنش

    هدف:درک قوانین و کنترل ذهن

    مسیر:تکاملی

    نتیجه:حرفه ای شدن تو یک حرفه

    و این ینی اصل خار پشتی .

    شبکه های مجازیو تلویزیونو ب کل کنار گذاشدم.

    خدایا! لذت حرف زدن باهاتو ب هیچ ثروتی نمیفروشم تو همیشه و همه جا همراه و هدایتگر منی این منم ک با احساس بد و افکار منفی از مدارت خارج میشمو الهاماتتو دریافت نمیکنم ولی اینو یاد گرفدم ک ما انسانیم و احساسمون بالا پایین میشه برد با اونیه ک تو احساس بد نمونع و تلاش کنع احساسشو رو ب بهترسوق بده چون وخدی میدونم احساسم اگ بد باشع بهر دلیلی دنیوی و نتونم رو مدار ربّم باشم ک الهاماتشو دریافت کنم ب هیچ قیمتی ارزششو نداره ک بخاطر اتفاقای این دنیای فانی احساسمو بد کنمو الهامات ربّمو دریافت نکنم.

    پروردگارم میدونم باید تو توکل و توحید تکاملمو طی کنم چون حتی پیامبرانت هم نیز از اول ایمان کامل ب خدا نداشدن اونا هم تکاملشونو طی کردنو قدم ب قدم ایمانشون قوی شد پس هیچ عجله ای ندارم جز اینک هر روز میخام بهتر از دیروز خدم باشم.

    کلی باورهای مخرب درباره سلامتی ثروت روابط داریم ک با تغیر یک باور نمیشه درسدشون کرد بلکه باید روی تمام باور هایی ک از بچگی از خونوادمون از مدرسمون از دانشگاهمون و از جامعه تو ذهنمون جا باز کردن کار کنیم و با باورهای جدید و مثبت جایگزینشون کنیم،ولی نکته مهم اینه ک باید هر روز روی این باورهامون و کنترل ذهنمون کار کنیم چون اگ کار نکنیم زود فراموش میکنیمو از مدار خارج میشیم،،اونجوری ک باید ب روتین پوستی رسید تا پیر نشه و نیوفده یا با باشگاه رفدن بدنمون فرم میگیره اگ ی چن روز نتونی بری باز بدنت برمیگرده ب حالت اولیه،،این کارم روتین ذهن و قوانین کائناته.

    عمرتون بلند و باعزت استادم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: