اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خداوندا هزار مرتبه شکرت به خاطر هدایتم درست در لحظاتی که کاملا ناامید شده بودم و شک کرده بودم به مسیری که سالها براش زحمت کشیدم و میدونم مسیر الهی من است.
اصل خارپشتی تاکید می کند که روی یک فن متمرکز شویم. برای شغل من مثلا در یک حوزه کاری و پراکنده کار نکنیم که به مرور زمان در ان حیطه توانمند میشیم و با دانستن یک حوزه به صورت کامل و حرفه ای تر از تمام دنیا میتوانیم در ان نامبر وان شویم و کسی نمیتواند شکستمان دهد. تغییر ابتدا کم کم شروع می شود و سپس با تکامل دیدگاه های ما رشد می کند. درست است وقتهایی ممکن است احساسم بد شود ولی بایستی سعی کنم با تغییر فرکانسم لحظاتی که احساس بد میکنم را کمتر کنم.
مسیئولیت زندگی خودمان را بپذیریم و تمام اتفاقاتی که برایمان میفتد مسئول ان ماییم، فهمیدن این کلا باعث ارامشم میشه و احساس قربانی بودنم که همیشه ازارم میده رو از بین میبره.
با خدا به همه چی میرسم. هربار استاد عزیزم یاداوری میکنن خداوند تنها قادر مطلق است و توحید را، دلم قرص می شود و می فهمم چه بسیار جاهایی که به افراد دیگه مانند رییسو غیره قدرت بسیاری دادم و هر جا که به افراد غیر خدا قدرت دادم همانها ناامیدم کردند. اما بسیار تکرار می کنم ولی با گوش دادن با فایلهای استاد کم کم یاد میگیرم به این افراد قدرت ندم انها تنها وسیلن: ایاک نعبدو ایاک نستعین. چقدر قران عمیق بود و ما نفهمیدیم
خدایی که در هر لحظه و هر دم از زندگی من، در حال هدایت من به سمت خواسته هامه. و من با کار کردن بر روی خودم میتونم این هدایت رو دائما از پروردگارم و پروردگار تمام جهان دریافت کنم و به سمت خوسته هام هدایت بشم و بدستشون بیارم.
قانون خارپشتی، اولین اصلی که در دوره قانون آفرینش یاد گرفتم و استاد در موردش صحبت کرد. اصلی که در طی تمامی این سالهایی که استاد رو میشناسم ازش استفاده کردن و روز به روز نتایج بهتر، بزرگتر و عظیم تری رو گرفتن. اصل خارپشتی یک پل مستقیم به درک قانون تکامله. پلی که باعث میشه روند جهان رو بهتر درک کنیم. همونطور که خارپشت در طی زمان یاد گرفته چطور در مواجهه با خطر خودش رو تبدیل به یک کره خاردار بکنه و جون خودش رو نجات بده، این قانون برای تمام موجودات دیگه که روند تکاملی خودشون رو طی کردن هم صادقه. مخصوصا برای انسان که قادر به خلق زندگی خودشه.
وقتی که ما شروع میکنیم به کار کردن بر روی خودمون، وقتی که شروع میکنیم زنگارهای باورهای قدیمی و فرسودمون رو زدودن، پاک کردن غبار ترس و شرک و نگرانی هایی که در وجودمون ریشه دواندن و مانع دستیابی ما به موفقیت های مدنظرمون شدن، شروع میکنیم به شکستن باورهای قدیمی (که خودش نیازمند طی کردن قانون تکامله)، میبینیم که به مرور زمان اتفاقات دور و اطرافمون داره کم کم عوض میشه چون ما داریم کم کم عوض میشیم. چون ما داریم بر روی ذهنمون کار میکنیم و آلودگی ها، ناخالصی ها، زنگارها، زباله ها رو از مغزمون پاک میکنیم و از شرشون خلاص میشیم، جهان اطرافمون هم به مرور زمان همونطور که ما بر روی خودمون کار میکنیم شروع میکنه به زدودن آدم های ناخالص، اتفاقات بد و منفی، اخبار نامناسب و ناراحت کننده، درگیری هایی که همیشه با خودمون یا با بقیه داشتیم و همه اینها به واسطه آروم آروم کار کردن ما بر روی خودمون اتفاق میفته و چقدر به شخصه این تجربه رو داشتم که به محض اینکه کار کردن بر روی خودم رو متوقف کردم دیدم که چطور همه چیز میتونه خیلی سریع برگرده به حالت اولیه. چطور همه چیز میتونه وارونه باشه چون من به قول معروف رها کردم و دوباره برگشتم به همون باورهایی که حاصل کدنویسی مغزم طی سالیان سال زندگی خودم و پدرانم بوده.
تغییر باورها یک نمونه خیلی بارز از قانون تکامله که دوست دارم تشبیهش کنم به مجسمه سازی. فرض کنیم که باور خیلی ضعیف ما در مورد ثروت، مثل یک تکه سنگ بزرگ و صیقل ندادهست و ما میخوایم که یک انسان خیلی خوشگل رو از روی این سنگ بسازیم (به ثروت خیلی بالا برسیم.) این ثروت یک شبه ایجاد نمیشه. این تکه سنگ بزرگی که در برابر ماست، به خودی خود تغییری نمیکنه مگر اینکه ما بر روی اون کار کنیم. به اندازه ای که ما روی اون تکه سنگ کار کنیم، صیقلش بدیم، روی جزئیاتش کار کنیم، با دقت حواسمون به ریزه کاریهاش باشه، به همون اندازه هم سنگ تغییر شکل میده و از یک مکعب مستطیل زمخت به سمت یک مجسمه زیبا، پرجزئیات و قشنگ تغییر شکل میده. یعنی به اندازه ای که ما داریم بر روی باورهامون کار میکنیم، به اندازه ای که ما داریم بر روی رفع موانع ذهنیمون در هر حوزه ای کار میکنیم، داریم آروم آروم خودمون و باورهامون رو و در نهایت، نتایجمون رو به سمت اون مجسمه زیبا و تراشخورده سوق میدیم که البته درست مثل باورهای ما که نیاز به نگهداری دارن،اون مجسمه هم نیاز به نگهداری داره، نیاز به پاکسازی، غبار روبی و مراقبت در برابر بارون و برف داره و اینجوری نیست که بگیم حالا که این مجسمه ساخته شده (این باور عوض شده) دیگه نیاز نیست روش کار بشه و ازش نگهداری بشه.
مثالی که به ذهنم رسید برگرفته از اون مجسمه ایه که یک فردی داره با چکش خودش رو میسازه و شکل میده که بنظر من به خوبی این مجسمه نمایانگر خیلی از قوانین جهانه:
1. اینکه ما خودمون با افکارمون و اعمالمون داریم نتایج شهودی زندگیمون رو رقم میزنیم.
2. اینکه نتایج زندگی ما، حاصل یک روز و دو روز نیستند بلکه حاصل سالیان سال زندگی ما هستند و یک شبه شکل نگرفتهاند برای همین یک شبه نیز تغییر نمیکنند.
3. تا زمانی که ما بر روی خودمان کار میکنیم و برای خودمان ارزش قائل هستیم، نتایجی که در زندگی میگیریم، اتفاقاتی را که تجربه میکنیم، همگی در راستایی هستند که به ما احساس ارزش بیشتری میدهند و احساس خوب بیشتری را به ما انتقال میدهند.
(این پیروزى شما و ترس و شکست کفّار،) سنّت خداوند است که از پیش جارى بوده است و هرگز براى سنّت هاى خداوند، تغییر و تبدیلى نخواهى یافت.
اصل خار پشتی ، اصلی هست که ما در کاری که هستیم بهترین باشیم و نیازی نیست در همه زمینهها مهارت پیدا کنیم و امتحان کنیم .
این اصل مربوط به روانشناسی ثروت یک هست ، یعنی ما وارد شغلی شویم که علاقه داریم و درآن کار مهارت پیدا کنیم، کاری که با انجام آن لذت می بریم و اصلا روز و شب برایمون معنا نداره و فقط دوست داریم ان کار را انجام دهیم .
احساس خوب:
احساس خوب = اتفاقات خوب
برای رسیدن به احساس خوب باید کاری در درون خودمان انجام دهیم و اتفاقی در درون ما بیفتد و نیاز به عامل بیرونی نیست . عامل بیرونی شاید چند ساعتی حال ما بهتر کنه و زود اثرش از بین می ره و همیشگی نیست ،
احساس خوب با تغییر باور اتفاق می افته ، یعنی به مسائل زندگی و اتفاقات جوری نگاه کنیم که به ما احساس بهتری بده یا زاویه دید خودمان را جوری تغییر دهیم که همیشه در همه شرایط حال ما خوب بشه ، این اصل و قانون هست و ما بقی فرعیات هست .
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
گام سوم اصل خارپشتی
وقتی که ما به خدای خودمون وصل بشیم به منبع وصل بشیم و هدایت رو دریافت کنیم هر چیزی رو که لازم باشه دریافت میکنیم پس سعی کنیم که تا جایی که میتونیم قانون رو درکش کنیم و ازش استفاده کنیم، ما خیلی زود قانون رو فراموش میکنیم
پس سعی کنیم هر روز روی خودمون کار کنیم
اصل خارپشتی یعنی اینکه ما یه کاری رو خوب بلد باشیم
به جای اینکه هزار تا فن و تکنیک و آموزش رو حالا تو کسب و کار خودمون، توی علایق خودمون بلد باشیم
اونایی که توی یه کار فوق العاده ان خیلی موفقترن تا آدمایی که 100 تا کار رو بلدن
ولی توی هیچ کدومشون عالی نیستن
اصل کارکرد جهان هستی حرفهای شدن توی کنترل ذهن و درک قوانین و استفاده از اونها در عملِ
در زندگی ما باورهای محدود کننده زیادی از پدرانمون در مورد پول نسل در نسل بهمون رسیده و یه دونه باور نیست که ایراد داشته باشه که باعث بشه که ما از لحاظ مالی رشد نکنیم
زیادتر از یه دونه باورِ
و برای هر کسی هم فرق میکنه
بستگی داره که توی چه خانوادهای بزرگ شده
با چه فرهنگی بزرگ شده
یکی ترسهاش نمیذاره
یکی وابستگیهاش نمیذاره که از لحاظ مالی پیشرفت کنه
اونی هم که باورهای مذهبیش ایراد داره در مورد ثروت، اگه اونو رفع کنه خیلی نتایج خوبی میگیره ولی بازم باورهای دیگه هست که اونا رو هم باید روش کار کنه تا نتایج بزرگ و بزرگتر بشن
ما آدمها خیلی به خاطر باورهایی که از گذشته داریم خیلی باورهای محدود کننده توی وجودمونه
از ابعاد مختلف ما ذهنمون متاسفانه شرطی شده بیمار شده
پس باید بشینیم روش کار کنیم
باید ایراد بزرگها رو پیدا کنیم
اون وقته که اتفاقات خوبی برامون میفته وقتی که همون اصل خارپشتی رو رعایت کنیم،
قانون اینه که یه سری باورها از گذشته توی وجود ما هست که ایراد داره
باید اون باورها رو تغییر بدیم
اون وقت همه چیز تغییر میکنه
ما تا وقتی که داریم روی خودمون کار میکنیم داریم پیشرفت میکنیم
وقتی روی خودمون کار نمیکنیم مثل ورزش کردن مثل بدنسازی یا هر کار دیگهای تا وقتی که داریم کار میکنیم نتیجه میگیریم
وقتی هم که ادامه نمیدیم نتایج هم تغییر میکنه،
یکی از باورهای غلط اینه که اسممون رو عوض کنیم زندگیمون عوض میشه
باید بدونیم که همه چیز مدار و فرکانسه،
ما توی دنیایی زندگی میکنیم و با گذشتهای که داشتیم یه دکمههایی داریم توی وجودمون که بعضی موقعها بعضیا با رفتاراشون فشارش میدن و ما تحریک میشیم
اتفاقاتی میفته شرایط مالی تغییر میکنه روابط اینجوری میشه و اینم طبیعیه
همه ما اینجوری هستیم
فقط مهم اینه که تمرین کنیم قوانین رو و سعی کنیم در زمانهای بیشتری احساس خوب داشته باشیم
یا احساسمون بهتر باشه
اینجوری نیست که ما یه دکمه بزنیم احساسمون خوب بشه
یا بریم مواد مصرف کنیم احساسمون خوب بشه
احساس خوب با تغییر باورها به وجود میاد احساس خوب دائمیِ که تغییر ایجاد میکنه وگرنه اینکه بره مواد بزنه دو ساعت بره تو فضا اون که به جایی نمیرسه
چون اون مواد یه عامل بیرونیه
همه صحبتها برای احساس خوب اینه که ما با تغییر باورهامون با عوامل درونی احساسمون رو خوب کنیم
نه اینکه مثلاً اگه یه کسی توی رابطه با من بود من احساسم خوبه
اگه نبود من حالم بده
این یعنی که عامل بیرونی داره منو مدیریت میکنه
خودم خودم رو مدیریت نمیکنم
این همون قسمت سختِ داستانه که باید کار کنیم روی خودمون،
ما روی چیزهای خیلی کوچیک اول توکل میکنیم به اندازهای که باور میکنیم خداوند هم پاسخ میده
همه پیامبران هم روند تکاملشون رو در توحید طی کردن
هیچ پیامبری نبوده که از روز اول ایمان 100 درصد به خدا داشته باشه
همش یه دوره تکاملی بوده
یه سری آزمون و خطاها بوده
یه سری مسائل بوده
برخورد کردن به خودشناسی رسیدن بعد به خداشناسی رسیدن
همه ما اینجوری هستیم
آروم آروم تغییر میکنیم
مهم اینه که مسیر رو درست بریم
اگه مسیر رو درست بریم حتی اگه آروم هم بریم بالاخره به مقصد و به زیباییها و قشنگی میرسیم
اما اگه هی مسیر رو عوض کنیم هر چقدرم تند بریم مسیر رو تند تند عوض کنیم جهت رو عوض کنیم هیچ وقت به اون خوشبختی و سعادت نمیرسیم
مهم اینه که مسیر رو درست بریم،
خداوند همیشه داره باهامون صحبت میکنه مثل یه ایستگاه رادیویی مدام داره پخش میشه همیشه هست و این نیست که بگیم کِی خدا باهامون صحبت میکنه
خدا همیشه داره با ما صحبت میکنه
همیشه این فرکانسه هست
مثل هزاران موج رادیویی که هست
ما میتونیم رادیو رو بزاریم و بچرخونیم و بشنویم
نه ما الان میبینیم نه میشنویم نه فرکانسی قابل روؤیته نه چیزی قابل شنیدنه با گوش معمولی،
دستگاه گیرنده میخواد
اگه نمیبینیم و نمیشنویم نه به معنای اینه که نیست
به معنی اینه که ما روی فرکانس مناسب نیستیم
پس در موضوع رابطه با خدا اصلاً بحث خدا نیست
بحثِ ماست
خدا همیشه داره هدایت میکنه
همیشه راهنمایی میکنه
وقتی که روی مدار خدا قرار میگیریم
روی احساس خوب قرار میگیریم
روی باورهامون کار میکنیم
وقتی خودمون رو لایق دریافت الهامات خدا میدونیم
نشونه اش اینه که احساسمون خوبه،
وقتی هم که احساسمون خوبه خداوند داره باهامون صحبت میکنه
تو قدم سوم خانه تکانی ذهن ،اصل خارپشتی به معنی اینه که قوانین و درک کنیم و اجرا کنیم باید هر روز روی خودمان کار بکنیم و تا آخر عمر در مسیر باشیم و ادامه بدهیم.
و یک نکته مهمی که واقعاً زندگی ا متحول میکند همین خودشناسی که برسه به خداشناسی و اون باور به خدا در ما قوی و بزرگتر شود و آن وقت است که همه الهامات را دریافت میکنیم.
با باورهای خوبی که درست کردیم و با احساس خوبی که داریم و باور قوی به خدا،آن وقت میتوانیم نتایج را ببینیم و به دست بیاریم.
باز باز هم مثل همیشه خداوند بخشنده و مهربان را سپاسگزارم که مرا در این مسیر قرار داد
اول اینک ما انسانیم و تنهایی فقد مختص خداس ،،همع انسانها دوست دارن با یکی ک دوسش دارن همراه بشنو خوشی زندگیشونو تقسیم کنن ولی اینجوری ک از سوالتون متوجه شدم شما وابسته ب عامل بیرونی هسدین ک بیاد و حال شما رو خوب کنع یا شما رو از تنهایی در بیاره یا بیاد تا شما از زندگیتون لذت ببرین اگر این چنین فکری دارین در مسیر اشتباهی هسدین ،،،آدم باید بدور از هر عوامل بیرونی از زندگیش از تنهاییش لذت ببره و با خودش حال کنع،،وابستگی ب هر عوامل بیرونی شرک هسد «هَلْ یَکْفِی اللهُ عِبَادَهُ؟»آیا خدا برای بندگانش کافی نیسد؟؟با خدت حال کن منتظر هیچ کس و هیچ چیز نباش ک از تنهایی درت بیاره تا از قدم زدن زیر بارون کیف کنی،،بارون ک بارید کلاه بارونیتو بنداز رو سرت هدفنتو بزا تو گوشت و قدم بزن چون قدرتی والا تر از انسان همراهته و باهات قدم میزنع (خدا).تو مسیر درست حرکت کن ب دور از وابستگی ب دور از چشم انتظاری بهر عوامل بیرونی خدام آدمایی رو سر راهت میاره ک باهات هم مدار باشنو هممسیر ،،،
گام سوم : اصل خارپشتی
خداوندا هزار مرتبه شکرت به خاطر هدایتم درست در لحظاتی که کاملا ناامید شده بودم و شک کرده بودم به مسیری که سالها براش زحمت کشیدم و میدونم مسیر الهی من است.
اصل خارپشتی تاکید می کند که روی یک فن متمرکز شویم. برای شغل من مثلا در یک حوزه کاری و پراکنده کار نکنیم که به مرور زمان در ان حیطه توانمند میشیم و با دانستن یک حوزه به صورت کامل و حرفه ای تر از تمام دنیا میتوانیم در ان نامبر وان شویم و کسی نمیتواند شکستمان دهد. تغییر ابتدا کم کم شروع می شود و سپس با تکامل دیدگاه های ما رشد می کند. درست است وقتهایی ممکن است احساسم بد شود ولی بایستی سعی کنم با تغییر فرکانسم لحظاتی که احساس بد میکنم را کمتر کنم.
مسیئولیت زندگی خودمان را بپذیریم و تمام اتفاقاتی که برایمان میفتد مسئول ان ماییم، فهمیدن این کلا باعث ارامشم میشه و احساس قربانی بودنم که همیشه ازارم میده رو از بین میبره.
با خدا به همه چی میرسم. هربار استاد عزیزم یاداوری میکنن خداوند تنها قادر مطلق است و توحید را، دلم قرص می شود و می فهمم چه بسیار جاهایی که به افراد دیگه مانند رییسو غیره قدرت بسیاری دادم و هر جا که به افراد غیر خدا قدرت دادم همانها ناامیدم کردند. اما بسیار تکرار می کنم ولی با گوش دادن با فایلهای استاد کم کم یاد میگیرم به این افراد قدرت ندم انها تنها وسیلن: ایاک نعبدو ایاک نستعین. چقدر قران عمیق بود و ما نفهمیدیم
به نام خدای مهربان
خدایی که در هر لحظه و هر دم از زندگی من، در حال هدایت من به سمت خواسته هامه. و من با کار کردن بر روی خودم میتونم این هدایت رو دائما از پروردگارم و پروردگار تمام جهان دریافت کنم و به سمت خوسته هام هدایت بشم و بدستشون بیارم.
قانون خارپشتی، اولین اصلی که در دوره قانون آفرینش یاد گرفتم و استاد در موردش صحبت کرد. اصلی که در طی تمامی این سالهایی که استاد رو میشناسم ازش استفاده کردن و روز به روز نتایج بهتر، بزرگتر و عظیم تری رو گرفتن. اصل خارپشتی یک پل مستقیم به درک قانون تکامله. پلی که باعث میشه روند جهان رو بهتر درک کنیم. همونطور که خارپشت در طی زمان یاد گرفته چطور در مواجهه با خطر خودش رو تبدیل به یک کره خاردار بکنه و جون خودش رو نجات بده، این قانون برای تمام موجودات دیگه که روند تکاملی خودشون رو طی کردن هم صادقه. مخصوصا برای انسان که قادر به خلق زندگی خودشه.
وقتی که ما شروع میکنیم به کار کردن بر روی خودمون، وقتی که شروع میکنیم زنگارهای باورهای قدیمی و فرسودمون رو زدودن، پاک کردن غبار ترس و شرک و نگرانی هایی که در وجودمون ریشه دواندن و مانع دستیابی ما به موفقیت های مدنظرمون شدن، شروع میکنیم به شکستن باورهای قدیمی (که خودش نیازمند طی کردن قانون تکامله)، میبینیم که به مرور زمان اتفاقات دور و اطرافمون داره کم کم عوض میشه چون ما داریم کم کم عوض میشیم. چون ما داریم بر روی ذهنمون کار میکنیم و آلودگی ها، ناخالصی ها، زنگارها، زباله ها رو از مغزمون پاک میکنیم و از شرشون خلاص میشیم، جهان اطرافمون هم به مرور زمان همونطور که ما بر روی خودمون کار میکنیم شروع میکنه به زدودن آدم های ناخالص، اتفاقات بد و منفی، اخبار نامناسب و ناراحت کننده، درگیری هایی که همیشه با خودمون یا با بقیه داشتیم و همه اینها به واسطه آروم آروم کار کردن ما بر روی خودمون اتفاق میفته و چقدر به شخصه این تجربه رو داشتم که به محض اینکه کار کردن بر روی خودم رو متوقف کردم دیدم که چطور همه چیز میتونه خیلی سریع برگرده به حالت اولیه. چطور همه چیز میتونه وارونه باشه چون من به قول معروف رها کردم و دوباره برگشتم به همون باورهایی که حاصل کدنویسی مغزم طی سالیان سال زندگی خودم و پدرانم بوده.
تغییر باورها یک نمونه خیلی بارز از قانون تکامله که دوست دارم تشبیهش کنم به مجسمه سازی. فرض کنیم که باور خیلی ضعیف ما در مورد ثروت، مثل یک تکه سنگ بزرگ و صیقل ندادهست و ما میخوایم که یک انسان خیلی خوشگل رو از روی این سنگ بسازیم (به ثروت خیلی بالا برسیم.) این ثروت یک شبه ایجاد نمیشه. این تکه سنگ بزرگی که در برابر ماست، به خودی خود تغییری نمیکنه مگر اینکه ما بر روی اون کار کنیم. به اندازه ای که ما روی اون تکه سنگ کار کنیم، صیقلش بدیم، روی جزئیاتش کار کنیم، با دقت حواسمون به ریزه کاریهاش باشه، به همون اندازه هم سنگ تغییر شکل میده و از یک مکعب مستطیل زمخت به سمت یک مجسمه زیبا، پرجزئیات و قشنگ تغییر شکل میده. یعنی به اندازه ای که ما داریم بر روی باورهامون کار میکنیم، به اندازه ای که ما داریم بر روی رفع موانع ذهنیمون در هر حوزه ای کار میکنیم، داریم آروم آروم خودمون و باورهامون رو و در نهایت، نتایجمون رو به سمت اون مجسمه زیبا و تراشخورده سوق میدیم که البته درست مثل باورهای ما که نیاز به نگهداری دارن،اون مجسمه هم نیاز به نگهداری داره، نیاز به پاکسازی، غبار روبی و مراقبت در برابر بارون و برف داره و اینجوری نیست که بگیم حالا که این مجسمه ساخته شده (این باور عوض شده) دیگه نیاز نیست روش کار بشه و ازش نگهداری بشه.
مثالی که به ذهنم رسید برگرفته از اون مجسمه ایه که یک فردی داره با چکش خودش رو میسازه و شکل میده که بنظر من به خوبی این مجسمه نمایانگر خیلی از قوانین جهانه:
1. اینکه ما خودمون با افکارمون و اعمالمون داریم نتایج شهودی زندگیمون رو رقم میزنیم.
2. اینکه نتایج زندگی ما، حاصل یک روز و دو روز نیستند بلکه حاصل سالیان سال زندگی ما هستند و یک شبه شکل نگرفتهاند برای همین یک شبه نیز تغییر نمیکنند.
3. تا زمانی که ما بر روی خودمان کار میکنیم و برای خودمان ارزش قائل هستیم، نتایجی که در زندگی میگیریم، اتفاقاتی را که تجربه میکنیم، همگی در راستایی هستند که به ما احساس ارزش بیشتری میدهند و احساس خوب بیشتری را به ما انتقال میدهند.
درود وقت بخیر بسیار سپاسگزارم بابت فایل های ارزشمند و گران بها تون
مطالبی که من دریافت کردم این فایل:
علت پیروزی خارپشت بر روباه این است که خارپشت بر یک کار تمرکز کرده و در آن موفق است.
در یک کار حرفه ای بودن بهتر از این است که کارهای مختلف را به صورت معمولی انجام بدهیم.
به اندازه ای که باور کنی خداوند بهت پاسخ میدهد.
در مسیر درست حرکت کن وگرنه تلاش هایت
بی فایده خواهد بود.
خداوند همواره در حال صحبت کردن با ما است و ما وقتی خود را لایق دریافت الهامات خداوندی بدانیم صدای خداوند را میشنویم.
به نام خدا
سُنَّهَ اللَّهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّهِ اللَّهِ تَبْدِیلاً (23)
(این پیروزى شما و ترس و شکست کفّار،) سنّت خداوند است که از پیش جارى بوده است و هرگز براى سنّت هاى خداوند، تغییر و تبدیلى نخواهى یافت.
اصل خار پشتی ، اصلی هست که ما در کاری که هستیم بهترین باشیم و نیازی نیست در همه زمینهها مهارت پیدا کنیم و امتحان کنیم .
این اصل مربوط به روانشناسی ثروت یک هست ، یعنی ما وارد شغلی شویم که علاقه داریم و درآن کار مهارت پیدا کنیم، کاری که با انجام آن لذت می بریم و اصلا روز و شب برایمون معنا نداره و فقط دوست داریم ان کار را انجام دهیم .
احساس خوب:
احساس خوب = اتفاقات خوب
برای رسیدن به احساس خوب باید کاری در درون خودمان انجام دهیم و اتفاقی در درون ما بیفتد و نیاز به عامل بیرونی نیست . عامل بیرونی شاید چند ساعتی حال ما بهتر کنه و زود اثرش از بین می ره و همیشگی نیست ،
احساس خوب با تغییر باور اتفاق می افته ، یعنی به مسائل زندگی و اتفاقات جوری نگاه کنیم که به ما احساس بهتری بده یا زاویه دید خودمان را جوری تغییر دهیم که همیشه در همه شرایط حال ما خوب بشه ، این اصل و قانون هست و ما بقی فرعیات هست .
بنام خداوند توانا
سلام خدمت استاد بزرگم
سلام خدمت بانو شایسته عزیزم
سلام ب همه دوستان عزیز این خانواده بزرگ
گام سوم :اصل خارپشتی
چقدرررر قشنگ بود فایل استاد
من به منبع خودم (خدا) وصل میشوم به طوری که مداوم روی خودم کار کنم اینو میدونم که وقتی عمقی وصل شم ب منبع هدایتگرم میشود درنتیجع برنده همیشگی ام
بجای بشینیم فکرو زمانو هدر بدیم مثل تبلیغ یاصدتا کار بلد باشیم اخرش بی نتیجه
من میخام همون خارپشت موفق بشم کاری به بقیه ندارم چیکارمیکنن به ندای درونم گوش میدهم یه سری باورهای غلط دارم که اونا اصلاح کنم تاشاهد پیشرفتم باشم
کل دنیا یه قانونه اون قانون واسه همس از این روشن تر واضع تر
خدایا شکرت بخاطر این سایت باارزش
خدایا شکرت بخاطر هدایتم
دوستتون دارم استاد عزیزم
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
گام سوم اصل خارپشتی
وقتی که ما به خدای خودمون وصل بشیم به منبع وصل بشیم و هدایت رو دریافت کنیم هر چیزی رو که لازم باشه دریافت میکنیم پس سعی کنیم که تا جایی که میتونیم قانون رو درکش کنیم و ازش استفاده کنیم، ما خیلی زود قانون رو فراموش میکنیم
پس سعی کنیم هر روز روی خودمون کار کنیم
اصل خارپشتی یعنی اینکه ما یه کاری رو خوب بلد باشیم
به جای اینکه هزار تا فن و تکنیک و آموزش رو حالا تو کسب و کار خودمون، توی علایق خودمون بلد باشیم
اونایی که توی یه کار فوق العاده ان خیلی موفقترن تا آدمایی که 100 تا کار رو بلدن
ولی توی هیچ کدومشون عالی نیستن
اصل کارکرد جهان هستی حرفهای شدن توی کنترل ذهن و درک قوانین و استفاده از اونها در عملِ
در زندگی ما باورهای محدود کننده زیادی از پدرانمون در مورد پول نسل در نسل بهمون رسیده و یه دونه باور نیست که ایراد داشته باشه که باعث بشه که ما از لحاظ مالی رشد نکنیم
زیادتر از یه دونه باورِ
و برای هر کسی هم فرق میکنه
بستگی داره که توی چه خانوادهای بزرگ شده
با چه فرهنگی بزرگ شده
یکی ترسهاش نمیذاره
یکی وابستگیهاش نمیذاره که از لحاظ مالی پیشرفت کنه
اونی هم که باورهای مذهبیش ایراد داره در مورد ثروت، اگه اونو رفع کنه خیلی نتایج خوبی میگیره ولی بازم باورهای دیگه هست که اونا رو هم باید روش کار کنه تا نتایج بزرگ و بزرگتر بشن
ما آدمها خیلی به خاطر باورهایی که از گذشته داریم خیلی باورهای محدود کننده توی وجودمونه
از ابعاد مختلف ما ذهنمون متاسفانه شرطی شده بیمار شده
پس باید بشینیم روش کار کنیم
باید ایراد بزرگها رو پیدا کنیم
اون وقته که اتفاقات خوبی برامون میفته وقتی که همون اصل خارپشتی رو رعایت کنیم،
قانون اینه که یه سری باورها از گذشته توی وجود ما هست که ایراد داره
باید اون باورها رو تغییر بدیم
اون وقت همه چیز تغییر میکنه
ما تا وقتی که داریم روی خودمون کار میکنیم داریم پیشرفت میکنیم
وقتی روی خودمون کار نمیکنیم مثل ورزش کردن مثل بدنسازی یا هر کار دیگهای تا وقتی که داریم کار میکنیم نتیجه میگیریم
وقتی هم که ادامه نمیدیم نتایج هم تغییر میکنه،
یکی از باورهای غلط اینه که اسممون رو عوض کنیم زندگیمون عوض میشه
باید بدونیم که همه چیز مدار و فرکانسه،
ما توی دنیایی زندگی میکنیم و با گذشتهای که داشتیم یه دکمههایی داریم توی وجودمون که بعضی موقعها بعضیا با رفتاراشون فشارش میدن و ما تحریک میشیم
اتفاقاتی میفته شرایط مالی تغییر میکنه روابط اینجوری میشه و اینم طبیعیه
همه ما اینجوری هستیم
فقط مهم اینه که تمرین کنیم قوانین رو و سعی کنیم در زمانهای بیشتری احساس خوب داشته باشیم
یا احساسمون بهتر باشه
اینجوری نیست که ما یه دکمه بزنیم احساسمون خوب بشه
یا بریم مواد مصرف کنیم احساسمون خوب بشه
احساس خوب با تغییر باورها به وجود میاد احساس خوب دائمیِ که تغییر ایجاد میکنه وگرنه اینکه بره مواد بزنه دو ساعت بره تو فضا اون که به جایی نمیرسه
چون اون مواد یه عامل بیرونیه
همه صحبتها برای احساس خوب اینه که ما با تغییر باورهامون با عوامل درونی احساسمون رو خوب کنیم
نه اینکه مثلاً اگه یه کسی توی رابطه با من بود من احساسم خوبه
اگه نبود من حالم بده
این یعنی که عامل بیرونی داره منو مدیریت میکنه
خودم خودم رو مدیریت نمیکنم
این همون قسمت سختِ داستانه که باید کار کنیم روی خودمون،
ما روی چیزهای خیلی کوچیک اول توکل میکنیم به اندازهای که باور میکنیم خداوند هم پاسخ میده
همه پیامبران هم روند تکاملشون رو در توحید طی کردن
هیچ پیامبری نبوده که از روز اول ایمان 100 درصد به خدا داشته باشه
همش یه دوره تکاملی بوده
یه سری آزمون و خطاها بوده
یه سری مسائل بوده
برخورد کردن به خودشناسی رسیدن بعد به خداشناسی رسیدن
همه ما اینجوری هستیم
آروم آروم تغییر میکنیم
مهم اینه که مسیر رو درست بریم
اگه مسیر رو درست بریم حتی اگه آروم هم بریم بالاخره به مقصد و به زیباییها و قشنگی میرسیم
اما اگه هی مسیر رو عوض کنیم هر چقدرم تند بریم مسیر رو تند تند عوض کنیم جهت رو عوض کنیم هیچ وقت به اون خوشبختی و سعادت نمیرسیم
مهم اینه که مسیر رو درست بریم،
خداوند همیشه داره باهامون صحبت میکنه مثل یه ایستگاه رادیویی مدام داره پخش میشه همیشه هست و این نیست که بگیم کِی خدا باهامون صحبت میکنه
خدا همیشه داره با ما صحبت میکنه
همیشه این فرکانسه هست
مثل هزاران موج رادیویی که هست
ما میتونیم رادیو رو بزاریم و بچرخونیم و بشنویم
نه ما الان میبینیم نه میشنویم نه فرکانسی قابل روؤیته نه چیزی قابل شنیدنه با گوش معمولی،
دستگاه گیرنده میخواد
اگه نمیبینیم و نمیشنویم نه به معنای اینه که نیست
به معنی اینه که ما روی فرکانس مناسب نیستیم
پس در موضوع رابطه با خدا اصلاً بحث خدا نیست
بحثِ ماست
خدا همیشه داره هدایت میکنه
همیشه راهنمایی میکنه
وقتی که روی مدار خدا قرار میگیریم
روی احساس خوب قرار میگیریم
روی باورهامون کار میکنیم
وقتی خودمون رو لایق دریافت الهامات خدا میدونیم
نشونه اش اینه که احساسمون خوبه،
وقتی هم که احساسمون خوبه خداوند داره باهامون صحبت میکنه
یعنی خدا داره صحبت میکنه
ما میریم تو اون فرکانس صداش رو میشنویم،
بسمالله الرحمن الرحیم
سلام به استاد و همه بچه های سایت
من به این مفهوم رسیدم که باید یک اصل را خوب بلد باشم و اون اصل هم این است که باید باور داشته باشم که من خالق زندگیم هستم
یعنی من میتوانم با افکار، فرکانس، باور و احساسم زندگیم را خلق کنم
من اگر این حرف را باورم کنم و تکرار وتمرین کنم میشم مثل یه خار پشت ههههههه که از هیچ چیز نمی ترسه و راه خود را می رود .
و به این مفهوم هم رسیدم که من باید اول از درون تغیر کنم تا بیرونم تغیر کند
چون این باور و فرکانس های هر لحظه من هستن که لحظه بعدی من را می سازند.
نه هیچ عامل بیرونی!
هر خیر و شری که من روبه رو یش میشوم خودم مسؤل اش هستم نه دیگران یا خداوند.
مممممممنو اسسسسستاد
1404/9/26
نکات کلیدی این فایل
1. وصلبودن به خدا یعنی همفرکانسشدن با قوانین هستی.
2. پراکندهکاری ذهن را ضعیف میکند؛ تمرکز، قدرت میآفریند.
3. هرچیز ساده است، اگر قانونش را بدانی و درست عمل کنی.
4. احساس خوب نشانهٔ هماهنگی ما با خدا و مسیر درست است.
5. انسان خالق لحظهٔ بعدِ زندگی خویش با فکر و فرکانس اکنون است.
تاکیدی
1. من با خدا در اتصال هستم و پاسخها بهموقع به من میرسد.
2. من ذهنم را متمرکز میکنم و در مسیر درست قدم برمیدارم.
3. من قوانین زندگی را میشناسم و آگاهانه از آنها استفاده میکنم.
4. احساس خوب من نشان میدهد که با خدا هممسیر هستم.
5. من با افکار و فرکانسهای آگاهانه، زندگی دلخواهم را خلق میکنم.
سلام به همه دوستان عزیز به استاد عزیز
تو قدم سوم خانه تکانی ذهن ،اصل خارپشتی به معنی اینه که قوانین و درک کنیم و اجرا کنیم باید هر روز روی خودمان کار بکنیم و تا آخر عمر در مسیر باشیم و ادامه بدهیم.
و یک نکته مهمی که واقعاً زندگی ا متحول میکند همین خودشناسی که برسه به خداشناسی و اون باور به خدا در ما قوی و بزرگتر شود و آن وقت است که همه الهامات را دریافت میکنیم.
با باورهای خوبی که درست کردیم و با احساس خوبی که داریم و باور قوی به خدا،آن وقت میتوانیم نتایج را ببینیم و به دست بیاریم.
باز باز هم مثل همیشه خداوند بخشنده و مهربان را سپاسگزارم که مرا در این مسیر قرار داد
خدایا شکرت شکرت شکرت
سلام خدمت استاد و دوستان عزیز
خیلی ممنون باید این فایل های عالی ..
یه سوالی برای من ایجاد شد ، اینکه چجوری از تنهایی خودمون لذت ببریم
من دوست دارم یه همراه داشته باشم ، مثلا اگه یه روز بارونی بیاد با اینکه عاشق بارونم ، ولی دوست دارم با یه نفر برم بیرون
و متاسفانه نشده یه دوست یا همراه خوبی داشته باشم ک مدت طولانی با من باشه
بعد دوست دارم زمانی م ازدواج کردم ، همه جا با همسرم برم …
نمیدونم این الان به خاطر عدم لیاقته یا موضوع دیگه ای
ولی کلا من تنهایی رو زیاد دوست ندارم ، البته ک اگه افراد دورم افرادی باشند ک انرژی خوبی ازشون دریافت نکنم ، ارتباطمو قطع میکنم
به نظرتون این موضوع چجوریه؟؛
سلام دوست عزیز
اول اینک ما انسانیم و تنهایی فقد مختص خداس ،،همع انسانها دوست دارن با یکی ک دوسش دارن همراه بشنو خوشی زندگیشونو تقسیم کنن ولی اینجوری ک از سوالتون متوجه شدم شما وابسته ب عامل بیرونی هسدین ک بیاد و حال شما رو خوب کنع یا شما رو از تنهایی در بیاره یا بیاد تا شما از زندگیتون لذت ببرین اگر این چنین فکری دارین در مسیر اشتباهی هسدین ،،،آدم باید بدور از هر عوامل بیرونی از زندگیش از تنهاییش لذت ببره و با خودش حال کنع،،وابستگی ب هر عوامل بیرونی شرک هسد «هَلْ یَکْفِی اللهُ عِبَادَهُ؟»آیا خدا برای بندگانش کافی نیسد؟؟با خدت حال کن منتظر هیچ کس و هیچ چیز نباش ک از تنهایی درت بیاره تا از قدم زدن زیر بارون کیف کنی،،بارون ک بارید کلاه بارونیتو بنداز رو سرت هدفنتو بزا تو گوشت و قدم بزن چون قدرتی والا تر از انسان همراهته و باهات قدم میزنع (خدا).تو مسیر درست حرکت کن ب دور از وابستگی ب دور از چشم انتظاری بهر عوامل بیرونی خدام آدمایی رو سر راهت میاره ک باهات هم مدار باشنو هممسیر ،،،
“فی امان الله”
بسمالله الرحمن الرحیم
سلام به استاد و همه بچه های سایت
من به این درک رسیم که باید یک اصل را خوب بلد باشم و اون اصل هم این است که باید باور داشته باشم که من خالق زندگیم هستم
یعنی من میتوانم با افکار، فرکانس، باور و احساسم زندگیم را خلق کنم
من اگر این حرف را باورم کنم و تکرار وتمرین کنم میشم مثل یه خار پشت ههههههه که از هیچ چیز نمی ترسه و راه خود را می رود .
و به این مفهوم هم رسیدم که من باید اول از درون تغیر کنم تا بیرونم تغیر کند
چون این باور و فرکانس های هر لحظه من هستن که لحظه بعدی من را می سازند.
نه هیچ عمل بیرونی!
هر خیر و شری که من روبه رو یش میشوم خودم مسؤل اش هستم ن دیگران یا خدا.
مممممممنو اسسسسستاد
1404/9/26