live | ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده
سرفصل آگاهی های این فایل شامل:
- اگر مثل اکثریت جامعه فکر کنی و کانون توجه شما مثل آنها عمل کند، همان شرایطی را تجربه می کنی که اکثریت تجربه می کنند؛
- به جای واکنش به اتفاقات نادلخواه، کانون توجه خود را معطوف به آنچه کن که می خواهی؛
- منطق هایی برای “روی برگرداندن” از ناخواسته ها؛
- من باید جریان زندگی ام را با کانون توجه ام بسازم نه اینکه با موجی پیش بروم که حاصل باورهای محدود کننده اکثریت جامعه است؛
- ذهنیت خالق یعنی: مراقبت از کانون توجه؛
- اکثریت جامعه، از صلح درونی با خود خارج شده اند؛
- هر وقت خواستی از آدمها ایراد بگیری، از خودت بپرس: “آیا تاکنون اشتباه کرده ام؟”، اگر جواب منفی بود، آنوقت به خودت حق قضاوت بده؛
- کنترل ذهن یعنی: واکنش نشان ندادن به اتفاقات نادلخواه؛
- وقتی از اتفاقات نادلخواه اعراض کنی و به آنچه می خواهی توجه کنی، از بدنه جامعه جدا می شوی؛
- خداوند در لحظه، به نیازها پاسخ می دهد؛
- به اندازه ای که ساز و کار جهان را درک می کنی و به آن درک عمل می کنی، با خداوند هماهنگ می شوی؛
برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده164MB31 دقیقه
- فایل صوتی live | ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده30MB31 دقیقه














درود
روز پنجاه و ششم از تحول روز شمار زندگی من
سپاس از استاد عزیزم
فایل پر از آگاهی بود ، اینکه انسان های موفق کسانی هستند که ذهنشون رو تونستند کنترل کنند واقعا واسم جالب بود و طبق گفته دوستمون در کامنت ها ، دقیقا من از زمانیکه به پرنده های پشت بام روبروی اتاقم دقت کردم و هر روز نگاهشون کردم و لذت بردم از بال زدنشون، کم کم پشت پنجره ی اتاقم و آشپزخونه یا کریم ها اومدن و کم کم کم کفتر چاهی اومد اونقدر درشت و خوشگل هستند که هر روز اصلا شدندن دلخوشی من، حتی یک بار پنجره باز بود کلاغ اومد داخل خونه ، یک بار هم دوتا یا کریم اومدند و یک ساعتی تو خونمون چرخیدن اصلا انگار نمیخواستند برن .
همین دوتا یا کریم ، دو تا زمستون هست که شب ها میان پشت پنجره ی اتاقم تا صبح میخوابند، تا از گرمای پنجره استفاده کنند و من چقدر لذت میبرم ، و صبح هم صدای آوازشون بی نهایت من رو خوشحال میکنه ، اصلا سال اولی که اومدیم تو این آپارتمان ، انگار نبودند اما الان همیشه هستند و حتی دیشب همسرم رو راضی کردم که پنجره مشجر آشپزخونه رو تعویض کنه و شیشه ها ساده باشند که من واضح تر پرنده ها رو ببینم
و همیشه با خودم فکر میکنم که من نباید از این آپارتمان برم بخاطر این پرنده ها ، اما تو این فایل گفته شد که به هر چیزی که توجه کنی به همون شرایط هدایت میشی و با خودم گفتم که نباید خودم رو وابسته این خونه کنم و راه رو نباید ببندم برای نعمت ها، اگر این پرنده ها خوشحالم میکنه حتما با توجه بهشون اگر مکانم تغییر کنه حتما تو شرایط بهتری با پرنده ها هستم.
و یک چیز جالب دیگه الان که دارم این کامنت رو مینویسم یهو صدای پرنده ی همسایه رو شنیدم که اصلا شبها این صدا به ندرت بوده…
یک سوال هم بود که استاد جواب دادن که بهترین کتابی که خوندید ؟ چقدر جالب استاد باز کردید این سوال و جوابی که دادید تا باحال هیچ جایی نشنیده بودم عالی بود عالی
اصلا شما به همه چیز از، یک زاویه یک دیگه رسیدید
امیدوارم که با تعهد به خودم بتونم از این آگاهی ها در بهترین حالت استفاده کنم که واقعا ناب هستند.