live | ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده
سرفصل آگاهی های این فایل شامل:
- اگر مثل اکثریت جامعه فکر کنی و کانون توجه شما مثل آنها عمل کند، همان شرایطی را تجربه می کنی که اکثریت تجربه می کنند؛
- به جای واکنش به اتفاقات نادلخواه، کانون توجه خود را معطوف به آنچه کن که می خواهی؛
- منطق هایی برای “روی برگرداندن” از ناخواسته ها؛
- من باید جریان زندگی ام را با کانون توجه ام بسازم نه اینکه با موجی پیش بروم که حاصل باورهای محدود کننده اکثریت جامعه است؛
- ذهنیت خالق یعنی: مراقبت از کانون توجه؛
- اکثریت جامعه، از صلح درونی با خود خارج شده اند؛
- هر وقت خواستی از آدمها ایراد بگیری، از خودت بپرس: “آیا تاکنون اشتباه کرده ام؟”، اگر جواب منفی بود، آنوقت به خودت حق قضاوت بده؛
- کنترل ذهن یعنی: واکنش نشان ندادن به اتفاقات نادلخواه؛
- وقتی از اتفاقات نادلخواه اعراض کنی و به آنچه می خواهی توجه کنی، از بدنه جامعه جدا می شوی؛
- خداوند در لحظه، به نیازها پاسخ می دهد؛
- به اندازه ای که ساز و کار جهان را درک می کنی و به آن درک عمل می کنی، با خداوند هماهنگ می شوی؛
برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده164MB31 دقیقه
- فایل صوتی live | ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده30MB31 دقیقه














الهی به امید تو که مهربان ترین و تواناترینی
خدا جونم سپاس بابت همه ی خوبیات
استادعزیز جناب عباسمنش دوست داشتنی سپاس
خانم شایسته نازنین سپاس
هشتمین جلسه از پروژه خانه تکانی ذهن رو با عشق، شادی و امید آغاز کردم. کنترل ذهن موضوع مهمیه که همواره باید انجام بشه و بسیار بسیار حیاتیه چون اگر مثل بقیه به مسائل نگاه کنیم نتایجی مشابه بقیه می گیریم پس باید به دنبال کنترل ذهن باشیم و از زاویه ای به موضوعات نگاه کنیم که به ما ایمان و آرامش میده.یه جاهایی ممکنه نتونیم ذهن رو کنترل کنیم ولی وقتی آگاهانه تلاش کنیم ذهن مون رو کنترل کنیم کم کم هدایت می شیم به جاهایی که با تلاش کمتر موفق به کنترل ذهن می شیم.ما باید جریان زندگی رو خودمون خلق کنیم نه اینکه اجازه بدیم جریان مارو با خودش همراه کنه!
واکنش ما به اشتباهات بقیه وقتی تغییر می کنه که خودون رو جای اون نفر بذاریم و بگیم اگه من جای اون نفر بودم آیا ممکن نبود همون اشتباه رو انجام بدم؟
کنترل ذهن یعنی واکنش ندادن به اتفاقات نادلخواه .وقتی از اتفاقات نادلخواه اعراض کنی و به آنچه میخواهی توجه کنی از بدنه ی جامعه جدا می شوی.خداوند در لحظه به نیازها پاسخ می دهد. به اندازه ای که ساز و کار جهان را درک می کنی و به آن درک عمل می کنی با خداوند هماهنگ می شوی
در ارتباط با کنترل ذهن یه تجربه ای مربوط به دوشب پیش داشتم که خیلی برام جالب بود. رفته بودم مغازم که به تازگی افتتاح کردم و حس و حال خوبی نداشتم و یه باور منفی همش میومد تو ذهنم که الان آخر ماهه هیچ کی پول نداره بیاد خرید کنه و این ده روز آخر ماه هیچ مشتری نیست و … دیدی دیشب هم کلا یه نفر اومد خرید و خلاصه دیدم دارم به ذهنم حسابی میدون می دم و هرچی با خودم هم حرف می زدم باید عملی کنترل ذهن داشته باشم ولی باز نمیتونستم جلو افکارمو بگیرم.یه لحظه احساس کردم باید دفتر و خودکارمو بردارم و بنویسم و هدفم اینه که در درجه اول حس و حال خودم عالی بشه ولی نمیدونم چطوری و بیاختیار کلی حرف زدم با خدا و نوشتم و نوشتم یه دفعه دیدم چقدر حالم بهتر شد و دیگه از اون افکار منفی خبری نبود بعد اومدم تو دفترم نوشتم من تا قبل از پایان زمان کاری یه مشتری خوب میخوام که هم کلی خرید کنه هم خوش اخلاق باشه و هم با تعریف از کارا از به من انگیزه بده و هم مشتریای جدیدی رو برام بیاره، هنوز نوشتنم تموم نشده بود که دیدم سه نفر همزمان اومدن داخل مغازه که از قضا یکیشون آشنا بود و خیلی از اخلاقشون خوشم میومد یه آدم پر انرژی که همه ویژگیهایی که من میخواستم رو داشت الهی 100 هزار بار شکر من یه قدم برداشتم و جهان چندین قدم منو هول داد. آره کنترل ذهن همینه به همین صورت اتفاق میافته فقط باید تلاش کنی یه پله رشد کنی…