live | ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده - صفحه 20 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده
    164MB
    31 دقیقه
  • فایل صوتی live | ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده
    30MB
    31 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1148 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فرزانه حری گفته:
    مدت عضویت: 2950 روز

    به توکل نام اعظمت بسم الله الرحمن الرحیم

    خانه تکانی ذهن، گام هشتم

    ما باید ذهنمون رو کنترل کنیم و اگه مثل اکثریت جامعه فکر میکنیم قطعا عین همونا نتیجه میگیریم. باید تلاش کنیم جور دیگه ای به قضایا نگاه کنیم اگه دنبال نتیجه متفاوت تر و بهتری هستیم. باید افکارمون رو سمت چیزی ببریم که بهمون احساس آرامش و قدرت میده.

    نباید خودم رو به جریان بسپارم و باید خودم افکارم رو کنترل کنم و جوری که دوست دارم زندگیمو خلق کنم. ممکنه یه جاهایی از دستم در بره اما باید آگاهانه کنترل افکارم رو دست بگیرم. یه مثالی زنده بزنم:

    همین امروز که 14 مهر هستش یکسری اتفاقاتی توی کشور افتاده، همینکه متوجه اون اتفاق شدم بدون اطلاع از جزئیاتش سریع تصمیم گرفتم کانون توجهم رو عوض کنم و به خواسته هام فکر کنم، همین باعث شد که از بین 100 مشتری که روزانه برام میاد حتی یک نفر هم در مورد این موضوع باهام صحبت نکنه و حتی برعکس آدما و مشتریایی این مدت اومده سمتم که همه با خودشون در صلح، همه پر از آرامش و شور و شوق زندگی بودن و اینطوری جریان زندگی خودم رو خلق کردم، الهی شکرت بابت قوانین ثابت و بدون تغییرت.

    من تصمیم میگیرم که زندگیمو خودم بسازم و قدرت خلق رو به دست کسی جز خودم ندم. کاری که باید بکنم اینه که کانون توجهم رو کنترل کنم و با تمرین و باور و ایمان اینکه خودم زندگیم رو می‌سازم اتفاقات خوب رو جذب میکنم.

    هرکسی توی هرجایگاهی قرار داره و به هرچیزی رسیده،کسیه که تونسته ذهنش رو کنترل کنه چون این قاعده بازیه.

    با هرمنطق و دلیلی اگه به چیزی توجه می‌کنی که نمی‌خوای توی زندگیت اتفاق بیفته داری با دست خودت اون اتفاق رو سمت خودت دعوت میکنی، مثل اینه که دستت رو به هر دلیلی توی آتیش کنی و انتظار داشته باشی دستت نسوزه.

    تمام پیشرفت های بشر از برخورد با چالش های قبلی و اشتباهاتی بوده که رخ داده.

    وقتی من مثل بقیه فکر نکنم مسیرم از اونا جدا میشه. ثروتم زندگیم جدا میشه تغییر میکنه، چرا؟ چون من تغییر کردم.

    مهم نیس شرایطم الان چیه، اگه کار کنم روی باورهام هدایت میشم به جاهای خوب، به ایده های خوب به آدمای خوب. وقتی از لحاظ فرکانسی تغییر کنم، از لحاظ فیزیکی همه چیز برام تغییر می‌کنه.

    وقتی تغییر کنم اصن آدمای داغون نمیان توی زندگیم، پس اگه مسیر رو با ایمان و باور و تعهد برم به هرجایی که دوست دارم و با فرکانسم هماهنگ باشه هدایت میشم.

    هر موقع که بخوام به کسی ضربه بزنم در واقع به خودم ضربه میزنم.

    باید کاری کنم که خبرهای خوب توی زندگیم همیشگی باشه و تموم نشه، همیشه درباره زیبایی ها بشنوم و صحبت کنم، هر روز درآمدم بیشتر و بیشتر بشه.

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 690 روز

    به نام خدای بخشنده مهربان

    سلام به استاد عزیزم و دوستان نازنین من و مریم جان نازنین

    ردپای من درگام هشتم

    خب من این فایل رو امروز سه بار پشت سرهم گوش کردم ولی حتی درحین گوش دادن همین فایل هم ذهنم رو نتونستم کامل کنترل کنم ولی طبق گفته استاد من انسانم و طبیعیه ولی دارم تلاشمو میکنم ودارم آگاهانه سعی میکنم که ذهنم رو کنترل کنم و به طبع با کنترل بیشتر نتایج بهتری سراغم میاد

    در مورد جریانات و فکر کردن مثل بقیه من قبلا که نمی دونستم قانون چیه و کانون توجه و ورودی های ذهنم چقدر مهمن همیشه سعی می‌کردم حرفی پیداکنم و بابویه حرف بزنم اصلا احساس می‌کردم اگر حرفی برای گفتن نداشته باشم خیلی خوشایند نیست حتما همیشه باید تموم خبرهای روز رو بدونم و توجمع حتما تو حرفاشون شرکت کنم یا خودم شروع کننده باشم ولی الان خیلی آگاهانه سعی میکنم کنترل کنم خودمو درسته هنوز گاهی در میره ازدستم ولی خیلی تا الان تونستم نسبت به قبل ذهنمو کنترل کنم وجلوی دهنمو آگاهانه تاحدودی بگیرم که خدا را شکر می کنم که قانونو فهمیدم وهدایت شدم

    برای خلق شرایط دلخواهم نباید بحث کنم نباید مجادله کنم نباید زمین وزمانو مقصربدونم و بهم بدوزم کاری که دقیقا قبل از اومدن به سایت وهدایت شدنم من انجام می دادم من ازمحل سکونتم به دلایلی راضی نبودم ومیخواستم ازینجابرم اونقد رو این نارضایتی و ناراحتی توجه کردم که نه تنها شرایطم عوض نشد ومحل سکونتم عوض نشد بلکه بدتر ازقبل شد شرایطم وبایه شرایط بدتر باید میموندم که خداروشکر الان توسط این سایت توحیدی واین فایل پی بردم که اگر من میخوام محل سکونتمو تغییر بدم باید خودمو تغییر بدم باید شرایط فرکانسیم تغییر کنه و درادامه طبق قانون هدایت میشم به مکانی که درجهت خواسته هامه پس سعی میکنم اروم باشمو به خواست‌هام فکرکنم

    اشتباهات خودم و دیگران را بولد نکنم و کانون توجه ام را نذارم روی سرزنش آن اشتباه حال چه از خودم سرزده باشه چه ازدیگری به جای تمرکز روی اینکه چرا این کارو کرد چرا این کارو کردم تمرکزم رو بزارم روی درسی که برام داشت وسعی کنم دیگه اون اشتباهات رو نکنم چون نتیجه اش رو می دونم ،و بدانم که تضاد ها واشتباهات هم خیری دارند که آن هم پیشرفت است

    مهم نیست که من در چه شرایطی هستم مادامی که بتونم متعهد به اصل باشم متعهد به قانون و باور و تسلیم قدرت پروردگارم باشم وتغییر کنم شرایط با تغییر من تغییر خواهد کرد و من هدایت میشم به جاهایی که با باورهای من با افکارمن هم جهت هست

    و وقتی تو مسیر قرار بگیریم واقعا بعضی حرفهارو نمی شنویم و آدمهایی که قبلامیدیدیمو نمی‌بینیم و این مسیر رو باتعهد بریم حتما نتیجه میگیریم من در مورد خودم درهمین حد که باورمو درست کردم نتایج کوچک رو دارم میبینم خدایا شکرت

    باورکنیم هیچ کسی نمی تونه بهمون بدی کنه و ماهم نمیتونیم به کسی بدی کنیم مگر اینکه ما یا اونا باورکنن میتونه کسی بهشون بدی کنه

    پس بجای ضربه زدن به کسی یا بقول استاد حال کسی رو گرفتن انرژی مونو بزاریم رو حال خوب خودمون و از کسی نترسیم چون دیگران هم هیچ تاثیری تو زندگی ماندارن مگر با باورما که میتونن.

    خدایا شکرت که این سایت پر از زیبایی و خوبیه

    خدایا شکرت که من کانون توجهم رو میخوام آگاهانه بزارم رو نکات مثبت

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    نرجس نیک گفته:
    مدت عضویت: 2153 روز

    سلام. وقت همگی بخیر.

    استاد عباسمنش عزیز و مریم جان شایسته ممنونم برای این دوره و این دسته بندی قشنگ.

    اولین کامنت من توی این پروژه هست. و بعد از خوندن کامنت خانم درویشی منم ترغیب شدم به نوشتن کامنت. ایشون گفتن که کمی مقاومت داشتن در مورد این فایل، اما بعد دیدن که اوکیه و باید بیشتر گوش کنن و به شناخت بیشتر و درونی تر برسن و به درون خودشون برن، جایی که هیچ کس نمیتونه بهش دسترسی داشته باشه جز خودمون… و دیدم که چقدر این حرفشون برای منم کاربرد داره.

    منم مقاومت داشتم در مورد این فایل. بخاطر حجم زیادی از علامت سوال و حتی حتی حتی کینه ای که از مسببین این اتفاق و اتفاقات مشابه در دلم دارم. اما باااور کنید باااور کنید در لحظه تونستم یه چیزایی رو به هم ربط بدم و اشکال کار خودمو بکشم بیرون.

    استاد شما گفتید که اشتباه برای هر کسی ممکنه پیش بیاد، بعد ذهن من گفت ولی نه همچین اشتباهی.

    شما گفتید همه ی ما بعد از اشتباه دچار ترس میشیم و کتمان میکنیم، ذهن من گفت خب بابا مسئولیت یه کشوره هااا نه یه اشتباه معمولی.

    خلاصه هی ذهنم دلیل اورد و مقاومت کرد. تا یجایی استاپ کردم گفتم ببین بسه. مقاومت نکن. ببین مشکل اصلیت چیه.

    باور کنید استاد در لحظه به جواب رسیدم. که بزززرگترین مشکل من با خوده خوده این آدماست. کسایی که باعث این ماجرا شدن. یه حجم زیادی از کینه تو دلم دارم نسبت به این ها. باز رفتم دنبال دلیل این حجم از کینه… دیدم دلیلش اینه که اعتقاد دارم که اونا مسبب شرایط کشور و مردمش و اتفاقاتش هستن…

    بعد همین دلیل رو گذاشتم کنار صحبت های شما. (( هیچ کس هیییچ قدرتی در خلق شرایط و زندگی ما نداره )) پس چرا من باید اونا رو مسبب ببینم. پس قدرت خلق کنندگی من کجاست؟ پس اینکه من خودم با افکارم و باورهام قدرت خلق کنندگی دارم چی میشه؟ اگر مسئولیت 100% زندگیم به عهده ی خودمه پس دلیلی نداره که من بخوام از کسی کینه ای به دل داشته باشم یا انتظاری داشته باشم. اصلاا دلیلی نداره من بخوام به اونها توجه کنم. پیگیرشون باشم چه برسه به اینکه زندگیم رو تحت تاثیر تصمیمات اون ها قرار بدم.

    من کمی اروم تر شدم. کمی تونستم به جمع بندی برسم. همین برای من یه نکته ی طلاییه. همین که متوجه شدم حتی وقتی از یه فرد معمولی، دوست، خونواده، همسر، … ناراحتیم، ینی ازون انتظاری داشتیم که برآورده نشده. متوجه شدم که بیشتر به رفتارام دقت کنم. وقتی میگم مسئول 100% اتفاقات زندگیم هستم. آیا واقعا هستم؟

    ممنون استاد ازین فایل و اینکه باعث شدید به قول خانم درویشی به درون خودم برم. ببینم جریان چیه. و خدا هم در لحظه بهم پاسخ داد. اکثرا اینجور فایل ها رو من تا اخر گوش نمیکردم. به دلیل مقاومت های ذهنم. اما اینبار در مقابل مقاومت خودم هم مقاومت کردم. و خدا هم قطعا دیده که تصمیمم برای بهبود جدیه، در لحظه بهم جواب داد و آگاهی های لازم رو بهم رسوند.

    بیشتر و بیشتر و بیشتر به این جریان فکر میکنم و ازش مینویسم و رو خودم کار میکنم. اما لازم دیدم در همین حد اینجا هم بنویسم. ممنون از شما استاد و خانم شایسته جان که ما رو با خودمون روبرو میکنید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    مستانه گفته:
    مدت عضویت: 1350 روز

    به نام نور

    گام هشتم خونه تکونی ذهن

    سلام استاد بزرگوار و مریم جان دوست داشتنی

    سلام دوستان عزیزم

    قلبم از دریافت این آگاهی ها هر لحظه داره وسیع تر میشه و آرامش و لذت بیشتری رو نصیبم کرده

    خدایا شکرت

    چه قانون ساده ای که همه چیز برمیگرده به توجه آدم

    و در عمل چقدر میتونه سخت باشه اگه آدم بخواد کانون توجهش مثل بقیه روی چیزهای منفی باشه و در عین حال نتایجش متفاوت از اونها

    این امکان پذیر نیست. به نظرم تو این جور موارد که اکثریت جامعه دارن راه رو اشتباه می رن باید ضرب المثل رو این طور گفت : خواهی بشوی بدبخت، همرنگ جماعت شو

    وگرنه اگه میخوای تو روی جریان زندگی سوار باشی و با لذت موج سواری کنی باید متفاوت از جماعت فکر کنی. تمرکزت رو بذاری روی زیبایی ها تا بدون تردید هدایت بشی به شرایط بهتر و زیباتر

    این وعده خداونده و وعده خداوند حق است

    اونجا که میگین اگه آدم تو مسیر درست باشه خدا به طرق مختلف باهاش حرف میزنه و هدایتش رو میکنه رو من بارها تجربه کردم

    همین دیشب یه نمونه اش اتفاق افتاد. خواهرزاده ام یه ماگ خرید و برامون نوشته ی روی ماگ مرموز و جالب بود رفتیم سرچ کردیم.

    دیدیم یه قسمت از مزامیر حضرت داوود هست با این معنی: آرام باشید و بدانید که من خدا هستم:)

    همون لحظه دوباره عاشق خدام شدم که انقدر به ما نزدیکه و حتی با یه نوشته روی ماگ میتونه قلبمون رو آروم کنه

    خدایا شکرت که هر چقدر شکرت کنم کمه

    این همه آرامش و برکتی که تو زندگیم هست رو مدیون رابطه ام با خداوندم.

    استاد عباسمنش عزیز شما کمک کردی که این رابطه اینطور ساخته شه. بی نهایت ازتون سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    لیلا طهماسبی گفته:
    مدت عضویت: 3475 روز

    به نام خدای وهاب

    سلام عزیزان

    اگر مثل همه فکر کنی، مثل همه نتیجه میگیری، چقدر این متفاوت فکر کردن مهمه، چقدر مهمه برای دل خودمون زندگی کنیم نه بر اساس فکر و نظری که غالبه، همینه که آدما شاد نیستن چون همش به فکر ملاک و معیارهای جامعه هستن، انتخابهاشون و تصمیماتشون نه بر اساس پیروی از هدایت خدا و خواسته ی دل خودشون، بلکه بر اساس فکر و نظر آدمهاست، و استاد جان این آرامش نعمت و ثروتی که توی زندگی شما هست به دلیل همین متفاوت نگاه کردن شما به مسائله، برای راضی کردن آدمها کاری رو انجام ندادید، ملاک و معیارهای آدمها اکثر اوقات بر پایه ظاهر و چشم و هم چشمیه و نه اون اصل و حقیقت ولی اون کسی که به درون خودش، به خدای خودش وصل شده و تلاش میکنه صدای خداوند رو بشنوه، هدایتهای خداوند رو بشنوه و بر اساس اون عمل کنه و زندگیو بچینه ، خداوند هر بارهدایتش میکنه به نعمت و ثروت بیشتر و این به دلیل طرز فکر متفاوت و اعمال متفاوتِ اون آدمه. این ماییم که داریم جریان زندگی رو بوجود میاریم اگه مثل بقیه مردم داریم عکس العمل نشون میدیم چیزی بیش از بقیه هم‌نتیجه نمیگیریم، ولی وقتی مثل بقیه فکر نمیکنی یه اتفاق جالب می افته، شرایطت تغییر میکنه، روابط عاطفیت، ثروتت، محل زندگیت تغیبر میکنه، به یه دلیل ساده، چونکه تو تغییر کردی تو مثل بقیه نیستی دیگه.

    استاد جان و خانم شایسته عزیزم سپاسگزارم برای تهیه این فایلهای ارزشمند.

    با عشق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    سعید سادات گفته:
    مدت عضویت: 1463 روز

    گام هشتم:

    ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده

    اقلیت خالق یا اکثریت واکنش دهنده

    إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَهً وَمَا کَانَ أَکْثَرُهُم مُّؤْمِنِینَ

    درین نشانه هایی است اما اکثریت مؤمن نیستند

    الشعرا 8

    أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَکْثَرَهُمْ یَسْمَعُونَ أَوْ یَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِیلًا

    آیا گمان میکنی اکثر آنان می‌شنوند یا می‌فهمند آنان همچو چهارپایان اند بلکه گمراه‌تر اند

    بیشتر آنان ایمان نمی آورند

    بیشتر آنان فاسقان

    بیشتر آنان نمیفهمند

    بیشتر آنان نمی‌دانند

    بیشتر آنان ناسپاس اند

    بیشتر آنان از گمان پیروی می‌کنند

    بیشتر آنان مشرک اند

    بیشتر آنان کافر اند (می‌پوشانند نعمت‌ها را)

    بیشتر آنان از حق کراهت دارند

    بیشتر آنان دروغگو هستند

    بیشتر آنان روی گردان شده اند پس چیزی نمی‌شنوند

    و اما

    وَقَلِیلٌ مِّنْ عِبَادِیَ الشَّکُورُ

    و عده کمی از بندگانم سپاسگذارند. سبا 13

    الهی شکرت

    سپاسگذارم استاد توحیدی من که از قلبتون پیروی کردید و این فایل رو آماده کردید

    سپاسگذارم مریم عزیز که برامون تدوین کردید

    بچه ها بچه ها بچه های دوست داشتنی این خانواده بهشتی یک دنیا سپاس برای کامنت های عالی تون چون از کامنت خوندن واقعا خیر دیدم چون حالم رو خوب میکنه چون آگاهی ها رو برام شفاف تر میکنه و تو ذهنم میشینه چون لذت میبرم و عشق می‌کنم

    اگر دیگران انتقاد می‌کنند که چرا نسبت به وقایع بی احساس هستی منظورشون اینه که چرا مثل ما نیستی

    همگی مون از تولد تا کنون با جملاتی همچون شرایط خراب، اوضاع بد، مشکلات مملکت، (و جملات زیاد دیگه ایکه مناسب نمیبینم بنویسم) آشنا هستیم چون سراسر تاریخ این در میان عموم جامعه بوده

    اما آنچه مهم هست اینه که

    شرایط خراب و شرایط خوب باهم و در کنار هم هستند

    ما کدوم رو میبینم؟

    همونی رو که کانون توجه ما روش هست

    پس همون را در زندگی تجربه میکنیم

    قاعده کلی: اگر مثل دیگران (عموم جامعه) فکر و عمل می‌کنیم مثل آنها هم نتیجه میگیریم

    من نمی‌خواهم جزئی از جریان اکثریت باشم

    پس زمانیکه درک کردم که من با افکار و کانون توجهم زندگی ام را خلق میکنم دیگه نباید مثل اکثریت جامعه فکر و عمل کنم

    حالا چیکار کنم؟

    ذهنم را کنترل کنم و بسمت افکاری ببرم که به من احساس خوب می‌دهد احساس آرامش می‌دهد احساس صلح می‌دهد

    تفاوت در همین است

    اکثریت جامعه منتظراند تا اتفاق ناگواری بیوفتد تا درموردش صحبت کنند

    هر واقعه ناگواری اتفاق بیافتد کانون توجه اکثریت جامعه اونجاست

    بنابر قانون ثابت خداوند اکثریت مردم هم اتفاقات ناگوار و ناخواسته را در زندگی شان تجربه می‌کنند

    چون افسار زندگی شان در دست ذهن شان است و اختیاری از خود ندارند و خود را ناتوان و برگی در باد می‌بینند

    و کار ذهن هم هدایت آنان بسوی بدبختی است

    کار من اینست تا تلاش کنم که افسار ذهنم را به دستم بگیرم و این اسب سرکش را رام کنم و در حیطه کنترل من باشد و برده من باشد چون من اربابش هستم چون من خالق هستم چون من مسئول 100٪ زندگی ام هستم

    اشتباهات فکری بشر از جایی شروع می‌شود که خود را بی تاثیر و ناتوان نسبت به جریان زندگی می‌بینند و به همین خاطر بی‌جهت زندگی می‌کنند

    در کشورهایی که اکثریت فضای فکری جامعه به سمت مشکلات مملکت است همش بلا سرشون میاد چون ملت همواره در حال توجه و صحبت کردن راجع به مشکلات هستن و این باعث می‌شود تا اکثریت در صلح نباشن و استرس و ناراحتی و غم جزئی از زندگی شان باشد بنابرین  نتیجه چنین نگاه و طرز فکر مشکلات بیشتر هست

    در مواجهه با قضاوت کردن دیگران باید این منطق را به ذهنم بدهم که آیا من هم تا به حال گناه نکردم یا اشتباه نداشتم؟

    آیا من هم اگر در همان شرایط بودم یا همان مسیر را طی میکردم احتمالا مرتکب میشدم یا نه؟

    هرکس هرجایی به هر موفقیتی رسیده نتیجه کنترل ذهنش بوده حتی اگر خودش خبر ندارد

    داستان های و اتفاقات ناگوار همیشه و در تمام جریان سال وجود دارند و اکثریت جامعه هم موجی پس از موج دیگر به دنبالش روانه هستن

    یک تعداد هم توهم روشن فکر زدن و در شبکات اجتماعی بیشتر دامن میزنن و موجی از اکثرهم لایعقلون به دنبالش هستن

    اعراض کنیم

    اعراض کنیم از ناخواسته ها

    اعراض کنیم از نکات منفی دیگران

    اعراض کنیم از اخبار منفی

    اعراض کنیم از جریانات گمراه کننده سیاسی

    با هر منطقی دستم را در آتش فرو ببرم دستم می‌سوزد چون قانونش همین است

    قانون اتفاقات ناگوار هم همین است که هرچقدر من به آنها توجه کنم از جنس آنها بیشتر وارد زندگی ام می‌شود

    قانون با کسی شوخی ندارد

    مقاومت کردن در برابر اتفاقات از اسکیل کوچکتر خانوادگی تا اسکیل بزرگتر کشوری ما را وارد درگیری های بیشتری می‌کند

    پس راه حل اعراض از آنها و توجه آگاهانه روی نعمت‌ها و زیبایی ها و موضوعات مثبت است

    درین صورت وارد سیکل خوشبختی می‌شویم

    و وقتی از لحاظ فرکانسی با افراد ماحول مان تغییر کنیم جهان هم از لحاظ فیزیکی جای مان را تغییر می‌دهد

    خیلی ها با تغییر های منفی فرکانس هایشان به جاهای بدتر هدایت می‌شوند مانند زندان یا شغل‌های سخت یا مکان های بدتر برای زندگی

    خیلی ها هم با تغییرات مثبت فرکانسی شان به جاهای بهتر هدایت می‌شوند مثل شهرها یا کشورهای زیبا برای زندگی ویا شغل های راحت تر با درآمد بیشتر یا تفریحات باکیفیت‌تر

    تقوا کلید خوشبختی است

    در صورت استمرار تقوا و کنترل ذهن همه چیز مان تغییر می‌کند و نسبت به دیگران شرایط مالی و سلامتی و آرامش بیشتری را تجربه خواهیم کرد

    وقتی درین مسیر روانه باشیم آگاهی هایی که نیاز داریم پشت سر هم می‌آیند

    هر آگاهی که دریافت میکنیم سپس خداوند مارا بسوی آگاهی مورد نیاز بعدی هدایت می‌کند و پله های رشد را تکاملی طی میکنیم

    خداوند را بینهایت سپاسگذارم برای این جریان عظیم آگاهی که پشت سر هم دریافت میکنیم تا خوشبختی دنیا و آخرت را تجربه کنیم

    خداوند را سپاسگذارم که استاد عباسمنش را یاری کرد تا دستی از طرف او برای هدایت بندگانش باشد

    خداوند را سپاسگذارم که مریم شایسته را هدایت کرد تا قلم او وسیله ای برای هدایت بندگانش باشد

    خداوند را سپاسگذارم برای تک تک کامنت های بی‌نظیر و فوق العاده ارزشمند این خانواده بهشتی

    خدایا هرچه دارم ازتو دارم و از تو به من رسیده است

    خدایا یاری مان کن تا پله پله بسوی تو عروج کنیم

    خدایا مارا آسان کن برای آسانی ها

    خدایا شکرت

    بریم سراغ گام بعدی…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    سعید نیکومنش گفته:
    مدت عضویت: 3261 روز

    به نام الله

    سلام به همه

    نکاتی که من برداشت کردم از این فایل :

    *هرکسی در هرجایی به موفقیت رسیده بدون استثنا تونسته ذهنش رو کنترل کنه و جزئی از بدنه جامعه نشده این یک قانون است

    *اگر یه اتفاقی تو دنیا میافته و تو غرق در جریان جامعه میشی و در موردش با همه صحبت میکنی تو هم همون نتایج رو میگیری که بقیه گرفتن

    * وقتی از لحاظ فکری با جریان جامعه نیستی از لحاط فیزیکی هم با اون جریان نخواهی بود و جهان جای تورو عوض میکنه

    *تو هر نقطه ای که من میخوام از آدم ها ایراد بگیرم میبینم من هم اگر تو این موقعیت بوذم عاری از اشتباه نبودم پس قضاوت نمیکنم

    *باهر دلیل و منطق قوی وقتی داری راجب مسائل ناخواسته صحبت میکنی و توجه میکنی طبق قانون ، ناخواسته وارد زندگیت میشه (یکی از بچه ها تو کامنت ها یه استعاره جالب گفته بود خیلی به دلم نشست . گفت ما در زندگی دو تا سبد داریم سبد اول (ثروت ، معنویت، توحید ،خوشبختی ، سلامتی و….)و سبد دوم (شرک ، فقر ، مریضی ، استرس و….)حالا به هر کدوم از میوه های سبد نگاه کنم از جنس میوه های همون سبد بهم میدن )

    *تنها نگاهی که باعث خوشبختی میشه کنترل ذهن است .

    *اگر کسی در مورد حرف های شما مقاومت داره چون در مدار حرف های شما نیست . به خودت بگو اشکال نداره بزار این مسیر خودش رو بره خودش بعد ها به نتیجه میرسه

    *ما وقتی در مسیر درست قرار میگیریم عملا دیگه یکسری حرف ها رو نمی شنویم اگرهم گه گاهی بشنویم دیگه اوم مقاومت قبلی رو نداریم

    اگر بازی جهان رو بدونیم خیلی راحت میتونیم خودمون رو تطبیق بدیم با قوانین جهان . تا وقتی که دوست داری اون جوری که از قبل فکر میکردی ، فکر کنی راهی برای تغییر نیست (ینی دوست داری قوانین جهان با افکار قبلی تو منطبق بشه نه تو با قوانین جهان)

    آرزوی ثروت …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    امیر رجب پور گفته:
    مدت عضویت: 1259 روز

    بنام پروردگارم وهدایتگرم

    درودبه بهترین استادوبهترین بانوی پرانرژی

    درود به بهترین خانواده ام

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت

    که من رادرمسیر آگاهی های ناب وگوهری قرارم دادی تا استفاده بکنم درزندگی ام وهرروزم را پرازانرژی بکنم با احساس خوبم

    یادمه از دورانی که درمنزل پدری ام زندگی میکردم تا کوچکترین اشتباهی میکردم مورد تنبیح بزرگترهایم قرارمیگرفتم وحتی کتک میخوردم که چرا اشتباه کردی؟

    وازطرف اقوامم که بدتر مورد سرزنش قرار میگرفتم

    وحتی توی مدرسه هم یااز معلم مورد تنبیح وکتک قرارمیگرفت ویااز ناظم بخاطر شیطنت واشتباه کردن وخلاصه کنم

    که درجامعه ای بزرگ شدم که بذراشتباه رادر ذهنم

    بصورت یک حرکتی وحشتناک کاشتند وهمیشه ترس ازاشتباه کردن باعث ایستا بودنم در زندگی وکارم شده بود

    وهیچ زمان نتونستم کارهای بزرگ رو انجام بدهم واین شدبرام آرزوهای دست نیافتنی

    وبخاطریکه اشتباه نکنم دیگه معمولی زندگی میکردم

    یادم میاد دوران نوجوانی ام درگیر دوستانی شده بودم که من و سیگاری کرده بودندوهرزگاهی بادوستانم میرفتیم تفریح چندتایی سیگار میکشیدم وتاروزی که پدرم متوجه شده بود وازجیبم سیگارپیداکرده بود

    ومن ویک شب ساعت سه نصف شب ازخواب بیدارم کردو منو شروع کردبه سرزنش وگاهی هم نصیحت وحدود4ساعت توی اتاقم بامن حرف میزد وجالبترش این بود که طی همون چهار ساعت که باعصبانیت داشت ممو به خاطر انجام دادن اشتباهم موردحمله قرارداده بودخودش یک پاکت سیگار کشید

    من هیچ وقت درک نکردم پدرم رو وبرای ذهنم قابل هضم نبود که این کار اگر اشتباهه پس چرا پدرم انجام میده یاعموی خودمم این اشتباه رو میکنه ویا کلا تموم مردهای فامیلم این اشتباه رو میکنند

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    که توانستم با آموزشهای استادم به نتایج خوبی برسم وفرق بین اصل وفرع روبفهمم

    واینو متوجه بشم که اشتباه کردن بد که نیست اتفاقا بسیارهم عالیه

    اصلا اگر اشتباهی وجودنداشته باشه ما چطور کاردرست رو متوجه بشویم واین تضادها ازسری تضادهایی هستند که در قانون جهان وجود داره و بودنش مفید هم هست

    وما انسانها تا اشتباهی رو مرتکب نشویم راه ومسیر درست رو پیدا نخواهیم کرد

    همین بودن ماها درهمین مسیرالهی وسایت بینظیر آبشخورش اشتباهات گذشته مون بوده که مرتکب شده بودیم وتونستیم بپذیریم وخداوند هم هدایتمون کرده ومورد لطفش قرارمون داده

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    براتون آرزوی هرروز موفقیت هاتون روازخداودخواستارو

    وشادباشید

    استادگلم ومریم بانوی خوش ذوق عاشقتونم وامیدروزدیدارمون

    سپاسگذارتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    خرم خمرنیا گفته:
    مدت عضویت: 2152 روز

    سلام به خانواده عزیز و دوست داشتنی عباسمنش

    به به …. رسیدم به گام هشتم از پروژه شگفتی ساز ” گام به گام تا خانه تکانی ذهن ” به نام ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده

    از خودم سئوال می پرسم: چرا باید توجه و تمرکزم روی اتفاقات و نکات مثبت باشه؟

    چرا کنترل ذهن اینقدر اهمیت داره؟

    من باید آگاهانه جریانات فکریمو به سمت خواسته هام ببرم وگرنه ذهنم در هر موضوعی پیشدستی می کنه و منو به دردسر میندازه و من این قدرت درونم هست که کم کم با تلاش توی این زمینه روی محتوای فکرم مسلط بشم یعنی تنها راه موفقیتم همیییییییینه ….

    در مورد خودم و بیزینسی که دارم (فارکس) باید بگم در اغلب مواقع کنترل دست افکار و احساساتمه و من بعد باز کردن چندین معامله و ضرر توی معاملات متوجه میشم کاملا از کنترل خارج شدم و این روندیه که باهاش روبرو هستم یعنی وقتی به این مشکل برخوردم متوجه عدم کنترل روی ذهن و احساسم شدم … حالا راهکار چیه؟

    اول اینکه خیلی خوشحالم که به وضوح برام مشخص شد ضعفم کجاست و البته که چنین بار خیلی از ضرر و زیانم خشمگین و ناراحت و سرخورده شدم تا جایی که توسط یه بنده خدایی شنیدم ” سقوط کن ، آنچه خواهی شد تو را خواهد گرفت ” بعد اینکه این جمله رو توی ذهنم ترجمه کردم خییییلی ذهنم آروم شد و از اون حال و هوای سرخوردگی در اومدم …

    حالا که می پذیرم من توی مارکت گاها دچار همچین مشکلی میشم باید روی راهکارش تمرکز کنم …

    به فکرم رسید هر بار پشت سیستم و هنگام معاملات از کنترل خارج شدم به مدت دو روز معامله نکنم و فقط بنشینم پشت چارت و هر بار به مدت دو ساعت فقط به مارکت خیره بشم و حتی اگه موقعیت صددرصدی هم دیدم پوزیشن باز نکنم … این کارو برای اولین بار دیروز انجام دادم و خب تجربه فوق العاده ای بوووود کما اینکه به نکته مهمی رسیدم … قبلا ناخودآگاه و از ترس از دست دادن فرصت می پریدم توی مارکت و بعد یه تحلیل سرسری خیلی زود معامله باز می کردم ولی دیروز توی اون دو ساعت دو تا موقعیت عالی داد … نتیجه اینکه قرار بر این شده از این به بعد روزی دو ساعت پای چارت بدون عجله می نشینم و اگر موقعیت خوبی داد وارد معامله میشم در غیر این صورت به هر قیمتی و یهویی معامله باز نخواهم کرد …

    راهکار بعدی اینکه : با نگرش فقط برای امروز به قانون اولم پایبندم پیش میرم … خدایا کمکم کن از پسش بر بیام

    من ایمان و باور دارم که می تونم بر هیجانات درونی ام مسلط بشم … من روی بازار هیچ کنترلی ندارم ولی… ولی روی طرز فکر و احساسم کاملا کنترل دارم و این نیاز به تمرین و تکرار و تکامل داره و من به این امر دست پیدا می کنم.

    خیلی خوشحالم که در هر معامله می تونم ذهن و احساسمو کنترل کنم

    به قول استاد با هر منطقی نتونم قوانین رو کنترل کنم به ناکجا آباد رفتم و از مسیر درستش خارج شدم و دچار عواقب بدی شدم و هر بار به عزت نفسم لطمه میزنم .

    توجهمو باید بزارم روی نقاط درست ، نقاطی که در 99% مواقع بازار بهش واکنش خوب داده و نیازمند صبر هست … صبری که تهش ختم میشه به یک سود شیرین

    خدایا هدایتم کن و توفیق صبوری حین معاملات رو به من بده

    شاد و سلامت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    فاطمه کیاستی گفته:
    مدت عضویت: 2304 روز

    به نام خدا

    سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جانم و همه دوستانی ک دارن این کامنت رو میخونن.

    صبح بعد گوش دادن فایل یه کامنت برای همین قسمت نوشتم اما ارسال نشد الان دوباره با کمک الله مینویسم.

    استاد تا جایی ک یادمه نسبت به مسائلی ک توی جامعه رخ میداد تقریبا واکنشی نشون نمیدادم خیلی بی اهمیت بودم و خوب خیلی وقتا خبرم نمیشنیدم یا وقتی چندین هفته از زمان رخ دادنش میگذشت میفهمیدم خوشم نمیومد درمورد این چیزایی ک هربار به یه نحوی توی جامعه رخ میده توجه کنم چون واقعا راست میگین تمومی نداره ک هربار یعنی دقیقا هر چند ماه یکبار یه بمبی میترکه یه جا و ملت شروع میکنن به واکنش نشون دادن .

    همیشه اینو به خودم میگم وقتی میخایی کسیو قضاوت کنی اول به این سوال پاسخ بده: اگه تو جای اون طرف بودی و همون طرز فکر همون گذشته و همون باورهارو داشتی جور دیگه ای عمل میکردی؟؟ قطعا جواب من چیه؟؟نه. منم شاید مثل اون همون کارو میکردم من نمیتونم تا زمانی ک جای کسی نیستم قضاوتش کنم تازه هیچ وقتم ک نمیشه جای کسی بود تو فقط جای خودتی پس قضاوت کردن منتفی و با همین جمله واقعا میتونم بگم 90 درصد قضاوت رو گذاشتم کنار و به خودم اجازه تمرکز گذاشتن رو دیگران رو گذاشتم کنار و دلم میخاد بیشتر هم بشه ک البته صفر نمیشه گاهی از دست آدم در میره اما همینکه زود به خودت بیایی خیلی خوبه .

    واقعا الان میفهمم وقتی گفتین تمرکزتون رو خودتون باشه یعنی چی . درصد زیادی تمرکزم رو خودمه اما خوب هنوز اونقد قوی نیستم گاهی از دستم در میره.

    استاد توی تمام فایلاتون دارین اصل قانون رو بیان میکنین و هربار با مثال های متفاوت ک چقدر درک من بیشتر میشه .

    سپاس گزارم ازتون بابت این همه آگاهی

    خدا شمارو برای ما حفظ کنه

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: