live | ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده - صفحه 18 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده
    164MB
    31 دقیقه
  • فایل صوتی live | ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده
    30MB
    31 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1148 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ديبا مفاخري گفته:
    مدت عضویت: 2364 روز

    سلام بر همه عزیزان دل

    و استاد عزیزم و مریم بانو که یاری گر استاد هستند در رساندن پیام توحید به زیباترین و کاربردی ترین شکلی که امکان ندارد به این زودی مثل و مانندی داشته باشد

    استاد جان

    خیلی خوشحال شدم وقتی فایل رو دیدم

    سایه ترس همه جا را فرا گرفته بود

    میخواهم عمس العمل خودم را برایتان بگویم

    نزدیکی های صبح خواب دیدم موشکی بغل گوشم به زمین خورد و من برگشتم ببینم ایا سالم هستم و خوشحال از اینکه اسیب ندیدم لباس هایم را تکاندم

    وقتی از خواب بیدار شدم دیدم چه خبره

    خواهرم که از ما دور است و خدا رو شکر میکنم برای این دوری به مادرم سفارش میکرد چه ها که نکند

    من ارام بودم ارام تر از همیشه

    مادرم گفت تو که عقل نداری اگر عقل داشتی نمیترسیدی

    با خودم گفتم گیرم موشک هم زدند و همه چیز خراب شد

    به ویلایمان میرویم در زادگاهم انجا کلی مار هست که میتوانم انجام دهم و در ذهنم برنامه ریزی هم کردم

    نمیدانم ایا این واکنش درست است یا نه

    راست اش را بخواهید برای ارامش مادرم قران را باز کردم

    ایه امد

    ما دیگران را نابود کردیم و شما شامگاهان و صبح گاهان از کنار شهر های ویران انها میگذرید

    و مردم را میبینید که به سمت مشتی نوح فرار میکنند

    ان لخظه برداشتم از ایه درست نبود و شاید به دلیل القا اطرافیان باور کردم که بعله همه چیز ویران میشود

    اما بعد متوجه شدم این ایه هدف اش ارامش من است

    دیگران

    نه ما

    نکته ای که بسیار بسیار اموزنده بود و اثر گزار چون موضوع زمان حال است

    قضاوت در مورد اشتباه انسانی واقعا من رو متعجب کرد

    چون دقیقا یک روز قبل قضاوت در باره یزید را شماتت کردم و در دیگاه های سایت گذاشتم

    فرردای همهان روز به خودم اجازه دادم و حتی بد هم گفتم که بعله وقتی هیچ کس سر جای خودش نباشد همین است

    قلبم لرزید از این قضاوت اشتباه خودم و به جان دلم نشست این درس زمان حال

    استاد جان واقعا درس بزرگ شما برایم بسیار شیرین و به یار ماندنی شد

    عاشقتون هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    بانو آتنا قدرتمند گفته:
    مدت عضویت: 2586 روز

    Hello

    In the middle of a Beautiful city there

    Was a Museum. The Floor in the Museum Was laid With marble tiles and right in the center of the foyer Was a huge marble statue as آ part of the display many people from all over the World visited the Museum every day and admire the beautifully crafted statuey.

    One night one of the marble tiles on the Floor started talking to the marble statue.

    Hey statue :we’re originally from the same, we were picked up from the same mine, transported on the same lorry, brought to the very same sculptor why then the people from all over the World corld Come all the way here just to step on me while they admire and praise you so much? this is so unfair.

    the marble statue replied :” My dear friend, oh tile, do you remember how both of us sat there side by side in the sculptor ‘s Workshop?” in our original forms as marble blocked?

    And do you recollect how the sculptor Choose to work on you first? He started using his tools on you Simply to turn you into a masterpiece, but you resisted. You started falling apart.

    Of course I remember: said the marble tile.

    I hate that guy. How could he use those sharp tools on me? It hurts so badly, the marble statue continued : that’s right when you couldn’t take the pain of his tools he decided to give up on you and he Start working on me instead. I knew at once that I had to be something ifferent I World have to bear the pain, thinking so, instead of resisting I bore all the pain of the sharp tools he used on me.

    My friend there is a price to every thing in life since you decided to give up half way.

    You cannot blame anybody who steps on you now, life as a sculptor, wants to make masterpiece out of you.

    The question is whether you are ready to handle every test, every hard knock, every trouble every failure and all the pain that comes from these sculpting tools and become masterpiece, do you grumble and crumble down to Simply become a tile?

    That is what decldes whether people step on you or admire you as you become a role model to emulate.

    Thank you

    سلام درود به تمام عشق های الهی ام این داستان منو دیوانه کرد.

    میخوام داستان زندگی خودمو به شرح زیر بگم.

    استاد من بعد از شروع سفربه دور آمریکا تو اوج درهمی زندگیم کور رو کر شدم و فقط تمام وجودم مملو از استاد نازم ومریم بانوی آرامش ام و مایک محجوبم شدم و دنیای زیبا الهی شما غرق شدم و شروع کردم رو خودم کار کردم و دنیام رو عوض کردم اگه متن هامو مریم بانو استاد عزیزم خونده و میدونید چی میگم…..

    کجا بودم الان کجا هستم از کارگری الان به لطف اون تراش هایی زیبایی مجسمه سازم مریم بانو ابر استادم ومایک نازم و اونقدر از این تراش لذت بردم که هیچ وقت درد متوجه نشدم مثل اون سنگ به زمین بخورم و صبر کردم و لذت بردم من دیوانه اون خدایی که به هرآنچه توجه کنی میاد تو وجودت زندگیت و هر ثانیه ات غرق شدم وحالا بگم کجا هستم باور نکردنی اون مجسمه ای شدم که از سراسر دنیا میان دیدنش و روی اون سنگ که کم آورد افتاد زمین می ایستند و این مجسمه رو تماشا می‌کنند و تحسین می‌کنند خدای من همونم به خدا فقط از تراش استادهام لذت بردم به من چه اونی که تحمل نداره کجاست من زندگی ارزشمند خودمو میخوام نجات بدم نزارم غرق کفر وشرک تنفر بشه شاید خیلی ها مثل گذشته من بگن بانو آتنا چرا اینقدر خودخواه…..

    میگم اگه الان رشد نکنم و تمرکزم تو مسیرم نذارم به خدا میمیرم و برمیگردم میشم همون آدم همون کارگر که هیچ کس آدم حسابش نمی‌کرد من نمی‌خواهم برگردم به اون روزها من میخوام بزرگ شم همون طور که الان دارم از رشدم عشق میکنم از پول هایی ارزشمند و مقدسی که در اوج احترام و لیاقت برزندگی و کسب وکار جاری به خدا من فقط رو خودم کار میکنم و درس هامو میخونم کلاس زبانم میرم استاد جانم چطور از شما و از مریم بانوی مقدسم و مایک مایک ناب والهی ام که الگویی بچه هام شده چطوری سپاسگزارم کنم ذات ناب الهی خداوندم اید🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏

    استاد عزیزم من این تراش هاتون رو میستایم و حتی یه سمت در. س. پ. داشتم اونو کلا کنسل کردم میدونی چرا چون من نمیخوام کسی روبه زور تعقیر بدم و خودم رو عذاب واسه تعقیر کسی…

    من میخوام خودم تعقیر کنم و الگویی دخترهام بشم و جهان خودم رو زیبا کنم و….

    چند روز پیش داشتم به این فکر میکردم که راهم درسته این رسالت و عشق منه واااای خدای من نشونه از کانال استاد اون نوشته روی تیشرت تون ماشین مورد علاقه ام خدای من چه کردی بامن همگی داشت داد میزد راهت درسته برو من هواسم بهت هست.

    قلبم از دیشب بهم میگفت برو تو سایت این متن بذار و من بهت میگم چی بنویسی من حتی بلد نبودم اینقدر سریع تایپ کنم انگلیسی رو اما تایپ شد خودش تایپ کرد خودش همش خودش من روانی دیونه خودشم خدایا برای این حالم برای استادهام برای الگویی چون مریم بانو مقدس برای همه نعمت هام الهی ترا صدهزاران هزاران مرتبه شکرشکرت مرا آگاهتر م ساختی تراسپاسگزارم مرا اجابتم کردم نفس 😢😢😭😭

    تا درودی دیگر به درود عزیزان الهی ام🌹🌹🌹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    هاله ریاحی گفته:
    مدت عضویت: 2676 روز

    سلام عرض میکنم به استاد عباس منش و خانم شایسته

    استاد می خواهم با خودتون صحبت کنم

    روی سخنم با خود شماست

    وقتی از پارسال تاکنون عضو این خانواده بودم کم کم اونقدر غرق دراین آموزه های الهی شدم که انگار فراموشم شده بود واقعیت گذشته ی خودم و واقعیت آدم های اطراف ؛ مثل کسی که از یه کویرخشک و بی اب و علف بره داخل جنگل سرسبز با انواع میوه وخوراکی و ابشار

    دیروز یه اتفاقی برام افتاد که بدجوری تکونم داد

    تکونم داد که الان اینطور از ته دلم با تک تک سلولهای وجودم دارم سپاسگزاری می کنم

    میدونم بده که توجهم بره روی بدی ها بره روی نقص کمبود ولی فکر می کنم گاهی لازمه یادمون بیاد که چطور بودیم تا با عمق وجودمون متعهد بشیم به تغییر و شکرگزار بشیم

    استاد می خوام ازتون از ته دلم تشکر کنم

    که این قوانین رو از دل قرآن کلام خدای رحیم و با خوندن صدها کتاب ؛ بیرون کشیدید

    می دونم این کار رو اول برای خودتون انجام دادین

    ولی اینکه با عشق و با تمام وجود از سالها قبل این آگاهی های ارزشمند و قیمتی رو با بندگان خدای مهربانتون به اشتراک گذاشتین جای تشکر زیادی داره

    استاد من دیروز چند ساعتی رو کنار یک شخصی بودم

    باهاش صحبت کردم و از دیروز حالم خیلی بد بود

    دیشب تو خواب یه نوشته اومد جلوی چشمم ، یکم طولانی بود ؛ من فقط خط اولش یادمه

    نوشته بود : هر کسی خودش مسئول زندگی خودشه

    ساعت ۴ و نیم صبح بیدار شدم و همش فکر میکنم این جمله از جانب الله عزیزم چه مفهومی برام داره

    من دیروز تو وجود اون آدم چقدر شرک دیدم چقدر ضعف دیدم

    آدمی که مدام در حال قرض و نسیه است

    وقتی بهش بحث باورا رو بارها معرفی کردم ولی اون میگه من نمیخوام پولدار بشم

    یه آدم ضعیف که پدرش براش تصمیم میگیره

    واقعا گاهی یادمون میره که یه انسان که می تونه خلیفه خدا باشه چقدر ضعیف میشه چقدر مشرک میشه چقدر بدبخت بمعنای واقعی کلمه میشه

    اینا خیلی خوب بود برام درسته که از دیروز بهم ریختم

    ولی یادم افتاد که آره منم چقدر ضعیف بودم چقدر مشرک بودم چقدر اختیار زندگیمو دادم دست پدرمادر اونام انصافا خراب خرابش کردن

    استاد نمیدونم چطوری ازشون تشکر کنم که راه حل هر موضوعی رو اینجا در سایت برای مردم سخاوتمندانه به اشتراک گذاشتید

    وقتی یادم میاد به ۲۷ سال و نیم عمرم

    که چطور دست و پا میزدم در انواع و اقسام مشکلات

    ولی ولی ولی …

    راه حلشو بلد نبودم . این در و اون در میزدم

    ولی بیشتر از قبل تو باتلاق فرو میرفتم با تقلا کردن

    استاد ، ازتون ممنونم …

    ولی با این حال ازتون هم می خوام باز هم رشد کنید

    چون کسی که بزرگ شد کسی که شد الگو و بزرگ یک جمعی ، مسئولیتش سنگین میشه …

    استاد من الان اگر تو روابطم مشکل دارم ولی میدونم باید احساسم خوب باشه توجهم به نکات مثبت باشه روی خودم کار کنم قضیه حله

    اگر سلامتیم ایراد داره همین …

    اگر پول و درامد و ثروت می خوام همین

    استاد از این معدن گنج که رفتین نقششو پیدا کردین ؛ رفتین تو دل بیابونها پیداش کردین و حفرش کردین و بعد به گنج رسیدین و این گنج رو به همه دادین

    از این سایت که همون معدن گنجه ، ازتون ممنونم

    نمیدونید دارم با چه حالی اینا رو براتون می نویسم

    چون واقعا یادم رفته بود چقدر سخت بود چقدر تلخ بود چه باتلاقی بود مشکلات و ندونستن راه حل درست و اصلی

    خدایا شکرت می کنم بخاطر استاد عباس منش که کار بزرگی در این جهان انجام دادن و شدن واسطه رسیدن خیلی افراد به نعمت خوشبختی آرامش ثروت سلامتی معنویت و ….مهم تر از همه رسیدن به خودت ، خدای بزرگ من

    استاد ازتون متشکرم … امیدوارم هر روز بیشتر جلو برید بهتر عمل کنید و خدا درهای بزرگتری از حقیقت معنویت آگاهی و علم بروتون باز کنه

    در پناه خدای هادی باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1462 روز

    سلام استاد مهربان

    درود بر دوستان خوبم

    صحبت های استاد امروز در این لایو بسیار. عالی بود

    یاد گرفتم که ذهنم را بتوانم کنترل کنم و دل به اخبار ندهم و این من هستم که باید بتوانم ذهن و افکار خودم را کنترل کنم

    اگر من مثل باقی مردم فکر کنم همان گونه نتیجه می گیرم که دیگران نتیجه می گیرند

    پس برای گرفتن نتیجه متفاوت باید متفاوت فکر کنم

    هیچ لزوم نیست که خودم را به دست جریان بسپارم و خودم را به دست جریان های موجود در جامعه بدهم باید من جریان زندگی خودم را بسپارم

    من جریان زندگی خودم را خلق می کنم

    من باید نتیجه متفاوت بگیرم

    هیچ لزوم نیست که از نتایج خودم برای همه داد و فریاد بزنم بلکه باید خودم راه خودم را بروم و خودم باید جریان زندگی خودم را بسازم.

    با کنترل کردن کانون توجه خود

    بدانم که افکار من جریان زندگی من را رقم می زند

    من باید ذهن خودم را آرام کنم

    افکار خودم را در دست بگیرم

    و همه این کارها با کنترل ورودی های ذهن من قابل انجام است

    می توانم و خواهم توانست

    ممنون استاد عزیز

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    پاکیزه بارکزی گفته:
    مدت عضویت: 1126 روز

    به نام خداوند بزرگ به نام خدایی عاشق مهربان به نام خدایی روف رحیم به نام خدایی رحمان به نام پروردگار جهانم

    به نام و یاد کسی که ارامش دهنده قلب ها هست خدا جانم شکرگذارت هستم که تو در وجودم هستی با این نفس که زیبا مرا میکشه با این قلبی زیبایی که مرا میتپه خدایا سپاسگذار تو هستم که مرا انسان اشرف المخلوقات و جانشین خودت هست کردی و برایم کرامت دادی و من را ارزشمند ساختی خدایا شکرت برای همه کس و همه چیز خدایا بجای همه تو برایم کافی هستی رب زیبایی پاکیزه

    سلام به استاد عزیزم الگویی زنده گیم و دستی از دستان خداوند برای من

    بعضا استاد به خودم میگویم میگم پاکیزه چقدر این خدا مهربان هست و عاشق تو هست چقدر این خدا عظیم و بزرگ هست

    وقت های که به عملکرد های شما فکر میکنم و میبینیم بزرگ میشوید در زهنم این سخن ها را به خودم میگویم میگویم استاد نیامد بگوید پاکیزه این هست سایت من بیا من تورا تغییر میدهم یا زنده گی ات عالی عالی میسازم این کار خدایم بود که توسط یکی از دست هاش حرف هایش را برای من میرساند مرا به مسیر های زیبا هدایت میکند آیا من عاشق چنین بنده نوازی این خداییی رحیم رحمان نشوم ؟؟ مرا با انسان های مهربان چون عباس منش و بچه های این سایت آشنا کرد گفت بیا پاکیزه جای تو در جمع بنده های مقرب درگاه من هست خدایا شکرت عاشقانه بنده گی تو را میکنم که بنده گی تو سروری هر دو دنیا هست

    سلام به مریم قشنگ خانم با اراده و با قلب بزرگ

    سلام به همه دوست های عزیزم مرسی که هستین

    استاد اول باید بگویم واقعا واقعا باید شما را تحسین کنم چون خارق العاده هستین همیشه اصل میگین تشکر استاد واقعا تشکر امروز یک سمیناری از شما از سال هشتاد هشت تان دیدم زیاد جوان بودین چقدرر زیبا جذاب بودین پر از انرژی مثل حالی استاد زیبایم قانون تکامل را با دیدن ویدیو درک کردم چطور رفته رفته عالی ترین شدین آفرین خداوند بر شما

    چقدر لذت بردم از دیدن او ویدیو و پیشرفت شما چقدر آدم های دوست تان دارد از همان سابق و هر روز به تعداد علاقه مند هایتان اضافه میشود استاد این هم ایمان توحیدی تان را برایم ثابت ساخت تا در خودم ایجاد کنم

    بیایم سر نکته امروز باید به خودم هزار آفرین بگویم‌ چقدر عالی عمل کردیم همین دقایق پیش با خودم حرف میزدم خودم را تحسین داشتم من که یک ساعت تنها نمیبودم حالی ساعت ها با خودم و‌ خدایی خودم حال عالی دارم من که همیشه با گروه از دختر ها قدم میزدم میخندیدم هیچ وقت دوست نداشتم تنها باشم حالی فقط با خودم و خدایی خودم قدم میزنم شکرگذاری میکنم به زیبایی ها توجه میکنم امروز بیرون قدم زدن رفته بودم در حالی که عبارات تاکیدی میگفتم ولی دیدم که من کم کم عادت کردیم به دیدن زیبایی و تحسین شان مثلا سرک مقبول آسمان زیبا پرنده ها در حال پرواز طفل های زیبا آدم های جذاب امروز ناخود آگاه به یک خانم لبخند زدم او هم زد چقدر حسم عالی شد ناخود آگاه به یک دخترر بلند گفتم چقدر چپلی ات مقبول هست بعد متوجه شدم اینا ناخودآگاه بود

    چقدر حالم عالی بود با خدایی خودم حتی کم بود گریه کنم از این همه عشق خدا

    دیدن به آسمان و عظمت خدایی بزرگ

    چقدر این قانون عالی هست خداوند به پاس خوشحالی ات برایت هدیه می‌دهد

    هم حالت خوب باشد هم شادی هم هدیه او هم هدیه یی از طرف خداوند که هدیه خداوند شاهکار هست آیا این قانون زیبا نیست حس حال ات عالی توجه هایت زیبا گفته هایت زیبا شخصیت ات خداگونه نعمت های زنده گیت فروان هدیه های خداوند هم بیشتر بیشتر

    تمام آدم ها فرشته های از خداوند می‌شوند تا برایت خدمت کنند زمانی که خانه آمدم برای کار و هدف که دارم جمله تاکیدی میگفتم خدایا شکرت که کار عالی با درآمد عالی دارم که ناگهان از کلکین اطاقم موتر کار دلخواه ام را دیدم اشک ریختم و‌گفتم این هم بیگی نشان از طرف خداوند که هدف و خواسته ات در چند قدمی تو آمده این هم نشان واضح از خدایی خودم.

    تمام اتفاقات زنده گی ما را خودم ما رقم میزنیم میلیون فیصد خالق تمام شرایط خودمان هستیم ما خالق هستیم یا خودمان را خوشبخت میسازیم یا بدبخت

    کانون توجه ما قدرت آفرینش دارد

    استاد این را هم بگویم‌ قانون توجه مهم ترین هست بخدا اصل هست در اطراف خانه ما یک پرنده سیاه با بال های بنفش هست یک دانه هست زیادد مقبول هست همیشه او را میبینم حسم عالی میشود تحسین میکنم بخداا باور تان نمیشود او که در اطراف خانه ما باشد هر کجایی خانه باشم وقتی به طرف آسمان بیبینم او را میبینم با وجودی که بسیارر کم می‌باشد ولی تنها همیشه مه میبینم حتی او روز در سرک خانه ما بودم در حال پرواز بود ناخودآگاه به آسمان دیدم او را دیدم گفتم بیبین توجه جقدرر مهم هست در حالی که مادرم دیگران حتی خود او پرنده ره نه دیدن در اطراف خانه ما زمانی که از مقبولی اش میگم میگه ما هیچ نه دیدیم چون یک دانه هست و او روز دیدم وایی خدایی من این هفت دانه چوچه کرده هست دیدم هفت دانه چوچه مقبول در آسمان با این پرواز دارند گفتم چقدر دنیا فراوانی هست قانون فراوانی ‌‌چقدر زیبا هستن

    و دیگر استاد توجه به شما وقت که در مدار شما نبودم یکبار شما را دیدم در زمان جاهلیت خودم شما را قضاوت کردم ولی حالا در هر جا صدایی شما هست برای من به گفته یکی از بچه های سایت شنیدن حرف های دیگران بجز حرف های شما حرام هست (ههههه)

    ما زنده گی ما را توسط باور ها و کانون توجه ما میسازیم و اتفاقات خلق میکینم

    ما میتوانیم با کنترول کانون توجه و ورودی هایمان باور های ما را تغییر بدهیم و زنده گی دلخواه ما را خلق کنیم من با تمام وجود خودم را تحسین میکنم و بالایی خودم افتخار میکنم واقعا انسان خارق العاده هستم از وقتی این مسایل فهمیدم و با استاد هستم هر روز هر لحظه کانون توجه مه کنترول کردیم ورودی های زهنم در حد اخیر کنترول کردیم تمام اپ های چون انستا واتساپ تمام دوستان حذف یا کم رنگ فامیل های که میدانم در مدارم نیستندرفتن به هر جا حذف حتی همرای فامیل خودم نمیشینم چون میدانم افکار شان با کلیت جامعه یکی هست همه چیز فسخ تلویزیون رسانه خبر بسیارردیررررر وقت میشود نمیبینم با هر کس نمیشینم فقط در اردوگاه تنهایی خودم هستم واقعا خودم را تحسین میکنم نتایج عالی هم گرفتم نی هدف های که دارم بلکه خواسته های که هر روز شکل میگرد کوچک هایش انجام می‌شوند و این برایم ثابت میکند که قانون درست هست به گفته استاد باید همیشه کار کنیم باید همیشه متوجه و بیدار باشیم تا تغییرات پایدار باشد نی یک روز دو روز یکماه

    امروز که با خودم قدم میزدم باید با خودم صادق باشم و همه حرف هایم رک راست میگویم

    دیدم خودم را با یکی که طرز لباس زیبا و چهره زیبایی داشت مقایسه کردم این ناخودآگاه بود حالم دفعتا بد شد و من دانستم دوباره به خودم حرف های گفتم تا آرام شوم این را بخاطری یاد کردم که امکان این هست که هر لحظه باور‌های مخرب ما کد مخرب زهن ما هر لحظه خودش را نشان دهد و من دانستم و گفتم این خوب هست من دانستم که باید بیشتر کار کنم بیشتر بیشتر تا درک کنم من انسان ارزشمند هستم من عاشق خودم هستم همین چیزی که هستم خودم را پذیرفتیم با هر طرز پوشش محترم عالی هستم و از هیچ فرد نی پایین هستم نی بالا همه ما ذره یی از خداوند هستیم و گفتم تا میتانم روی عزت نفس و این بخش وجودم کار کنم به خانه همسایه مقابل ما دیدم که مهمان دارند دو فامیل با هم نشستن غذای محلی آماده دارند به اونا خوشحال شدم و شکرگذاری کردم ولی دیدم ته دلم آرزو کردم چون مدت زیادی شد تنهای را انتخاب کردیم شاید این خواسته را کردم ولی بعدا با خودم فکر کردم باز هم خودم تحسین کردم گفتم پاکیزه این کار که تو میکنی کار هرکس نیست چون این انتخاب خودت هست که هر جا نشینی و نروی نمیدانی چی سخن های بین اونا رد بدل می‌شوند اگر تو به همین روند که داری بالایی خودت کار کنی ایول تا چند وقت دیگه از میلیون ها هم سن سالت جلو میفتی که به گرد پاتم نمیرسن و یک زنده گی کاملا رویایی برای خودت میسازی خودم را تحسین کردم چون واقعا خودم چنین خواستم با تعهد که به خودم دادیم

    روز شمار تحول زنده گی من روز پنجاه و ششم

    در پناه تنها فرمانروایی جهان الله بزرگ شاد سالم خوشبخت ثروتمند و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید

    کمنت من زیاد دراز هم شد ولی چی‌کنم همه شما را دوست دارمممممممم شکر‌ که هستین

    چاقو اسماعیل را نکشت

    آتش ابراهیم را نسوزاند

    نهنگ یونس را نخورد

    یوسف در چاه نماند

    دریا موسی را نبلعید

    با خدا باش تا نگهبانت باشد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      جابر عثمانی حسن آبادی گفته:
      مدت عضویت: 1430 روز

      سلام به پاکیزه ی عزیز و زیبا و دوست داشتنی

      شما چقدر لباستون زیباست و چقدر کامنت پر محتوایی، از شما سپاسگزارم

      نمیدونم الان چه چیزی بهتون بگم ولی با خوندن کامنت زیبات واقعا یه حس خیلی خاصی گرفتم خیلی لذت بردم

      ازت سپاسگزارم زیاد

      اونجایی که گفتی خداوند به پاس خوشحالیت بهت هدیه میده و ادامه اش تا آخر بی نهایت فوق العاده بودش

      ازت سپاسگزارم

      خیلی خوشحال هستم که احساس خوبتون رو من گرفتم

      خدا بهتون خیر و برکت و صفا و ثروت و عشق زیاد برای همیشه بده، شما فوق العاده هستین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    زهره گفته:
    مدت عضویت: 1447 روز

    سلام

    الان که داشتم کامنت هارومیخوندم متوجه شدم خبرهای جامعه رو که نمیدونم فلانی روترورکردنو

    یانمیدونم حمله فلان کشور

    نه این که بخوام بگم من ازکانون توجهم خیلی مراقبت میکنم ،ولی واقعا تمایلی ندارم ذاتا گوش بدم اخبار وبرام کنجکاوی ایجادکنه که عه یه همچین اتفاقی افتاده وتازه بخوام ادامش بدم توذهنم وناراحت کنم خودمو وحتی بیام بنویسم راجبش وتحلیلش کنم

    خیلی ازاتفاق هایی که توکشورمون میوفته برام مهم نیس نه این که بگم آدم بی احساسی ام ولی نمیدونم چرا برام مهم نبودسقوط هواپیما یاحالاهرلتفاق دیگه ای که توکشورافتاده وقبلاافتاده وبعدامیخوادبیفته وحتی نمیدونستم رئیس جمهورکی شدنشد

    حالامیدونم الان کی هست ولی برام کنجکاوی نداشت برای مسائل شخصی خودم که اتفاقی میوفته دقیقا درگیرم میکنه خب طبیعتا سیستم ذهن من هم داره مثل بقیه عمل میکنه و سعی میکنم خودم اروم کنه

    ولی نمیدونم چراجامعه واتفاقاتاش برام مهم نیس انگارکه اصلاهموطن این کشورنیستم وحتی کسی میگه یه همچین لتفاقی افتاده واکنشی ذهنم نشون نمیده

    وبرام تعجب برانگیز که چراانقدربراش مهم هست

    دلیلش به نظرخودم شایداین باشه که من اصلاعلاقه به خوندن وگوش کردن اخبارهاندارم برام مهم نیس این دسته ازخبرهای عمومی سیاسی اجتماعی اقتصادی و..

    نه این که ازلحاظ مالی اوکی هستم واینا نه

    ولی خب اصلانمیدونم قیمت چی داره میادبالا میاد پایین دلار چقدرالان قیمت ملک چقدر اصلا نمیدونم

    ولی برام خیلی جالب بوده سری هابااین که خودشون دلیلی نداره که بره اینا روبخونه ودرگیراین مسائل هم نییستن ولی براشون جالبه که ببینه توکشورچه اتفاقاتی افتاده

    حالایه اتفاقی افتاده خب حالاتویع نفرمیخوای چکارکنی برای چندین میلیون نفر

    قطعاجواب اینه که هیچکاری

    خب بروسراغ مسائل شخصی خودت هرچقدرهم روی خودمون وقت بزاریم خودمومیگم بازم کمه چون واقادرشرایط تضادمتوجه میشم من چقدرروی خودم کارکردم ولی وقتی خودمومقایسه میکنم باقبلاخودم میبینم واکنش هام بهترشده نمیدونم درموردمسائل خیلی چالش برانگیز چطوری ولی حداقل دربرابریه سری مسائلی که قبلاخیلی اذیتم می‌کردالان بهتربرخوردمیکنم

    وواقعاخداروشکرت بخاطراین اگاهی ها وسفری که دعوت شدم ازطرف خدا بخاطردرخواستی که داشتم ازش خدایاهدایتم کن که ازاین چالشی که توش هستم سریع تروراحت ترعبورکنم ومیبینم چقدرذهنم اروم ترشده نسبت به اون زمانی که خانم شایسته درموردپروژه خونه تکونی ذهن صحبت می‌کرد ومیگفت همینطوری این فایل گوش نمیکنی پاسخ درخواستی که ازخداداشتی واون لحظه واقعادوس داشتم برم واردمداربالاترواروم تربشم والان همین اتفاق افتاده معجزه این سفردارم میبینم موضوعی که ذهنموخیلی درگیرکرده بودالان کوچک ترشده نشت انرژی هام کم ترشده آرامش بیشتری دارم حالم خوبه

    فقط بخاطرکنترل ورودی هاس وهدایتی که ازخداخواستم کمکم کن

    سپاس گزارم ازخدا ازخانم شایسته ازاستادعباس منش وخوندن کامنت های بچه هاکه واقعا ذهنتوخونه تکونی میکنه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    الهه گفته:
    مدت عضویت: 1219 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان عزیزم و تمام دوستان.

    گام هشتم از خانه تکانی ذهن.

    قانون اینه: به هر چیزی توجه کنی، از اساس همون چیز تو زندگیت اتفاق میفته.

    ما باید آگاهانه کانون توجه خودمون رو کنترل کنیم.زندگی من به کانون توجهم ربط داره،پس من میام کانون توجهمو کنترل میکنم.

    هر کسی به هر موفقیتی رسیده به این دلیل بوده که تونسته ذهنشو کنترل کنه.

    مهم نیست که چقدر منطقت قوی باشه، با هر منطقی، اگر به چیزی توجه کنی که نمیخوای، یعنی داری همون شرایط رو وارد زندگیت میکنی.

    اگر شرایط خوب نیست، آگاهانه سعی کن به اون شرایط توجه نکنی و کانون توجهت رو بذاری روی زیبایی ها و نکات مثبت.

    وقتی مثل بقیه فکر نمیکنید، حتما مسیرتون از بقیه جدا میشه، نتایجتون متفاوت از نتایج بقیه میشه.

    من خودم بارها برام پیش اومده که مهمونی بودم ، بعد اکثر افراد راجع به نکات منفی صحبت میکردن، خب من اعراض میکردم از اون جمع.

    کانون توجه من خیلی مهمه.

    من واقعا دارم روی کنترل ذهنم و کنترل کانون توجهم کار میکنم.و قطعا نتایج من متفاوت از نتایج بقیه خواهد بود.

    مهم ترین چیزی که من الان دارم و شرایط منو متفاوت کرده، آرامش ذهنم هست. این آرامش خیلی دستاورد بزرگیه چون خیلی ها ازش محروم هستن. همین افرادی که دور هم جمع میشن و همش به نکات منفی هر چیزی توجه میکنن، همین افراد اصلا تو زندگیشون آرامش ندارن، ذهنشون آروم نیست، و قطعا نمیتونن از زندگیشون لذت ببرن.

    وقتی که آرام باشی، نتایج بعدی هم از راه می رسند.

    خدایا شکرت که در مدار این آگاهی ها قرار گرفتم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    الهه امیری گفته:
    مدت عضویت: 1598 روز

    به‌نام پرودگار زیبایها…🪷🪷

    گام هشتم از خانه تکانی ذهنی

    ذهنیت خالق یعنی چی

    خدا رو هزاران بار شاکرم که در این مسیر زیبا هستم

    هر روز که یه اتفاقی پیش میاد که من باید در اون لحظه انتخابگر باشم

    انتخاب کنم الانوچه فرکانسی میتونم بفرستمدوراه دارم

    بهم بریزم،قضاوت کنم،توهین کنم،خشم وعصبانیت داشته باشم که خوب نتیجه اش الان میسه حال بد،احساس بد ونتیجه مخرب

    راه بعدی،سعی کنم کمی حالم رو بهتر کنن،به موصوع فکر نکنم،سرخودمو گرم کنم با چیزی که بسه در اون لحظه به اون موضوع فکر نکنم،به جنبه خوب موضوع نکاه کنم…

    نتیجه میشه آرامش ،احساس خوب که مساوی میشه با فرکانس آرامش وحال خوب نتیجه میشه اتفاقات وشرایط هر روز بهتر وبهتر.‌

    حالا انتخاب کن کدومه دوست داری تنها یک لحطه در هر نسئله ای همین سوال رو از خودمون داشته باشیم

    کاملا در فرکانس حال خوب قرار میگیریم چون دات الهی ما به دنبال آرامش و عزت نفس واحساس لیاقت هست…

    من لایق ارامش هستم..

    من لایق حال خوب واتفاقات خوب هستم…

    من لایق دریافت الهامات خداوند هستم…

    من توانایی خلق زندگی دلخواهم را دارم..

    من توانایی کنترل ذهنم را دارم….

    پایداری من نتایج رو رقم میزنه،پس چرا تمرکزم وتواناییم رو خرج مسائل بی ارزش کنم…

    همین پرسیدن سوالات خوب ما رو هدایت میکنه به جوابهای عالی که نتیجش میشه احساس خوب

    چون آفریده شدم که خوشبختی وسعادتمندی رو تجربه کنم…

    وخودم رو با تمام اشتباهاتم بپذیرم ودوست داشته باشم…

    وترس رو که همیشه در شرایط وموقعیتهای نامناسب در نزده میاد مهمونی با قدرت کنترل ذهنم واگاهانه

    همون پشت در نگهش دارم وبگم جات اینجا نیست

    اینقدر این کار رو انجام بدم وتوش مهارت کسب کنم

    که خودش از رو بره وهر دفعه کمتر وکمتر حصور داشته باشه هر چند که از رو نره من پر رو تر باشم چون من حالا دستش رو خوندم ومیدونم شگردش چیه ولی من به نیرویی فوق‌العاده اتصال دارم که در هر لحظه مراقبم هست ومن رو هدایت میکنه قدم به قدم.‌..

    ممنون از استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    مصطفی خدابخشی گفته:
    مدت عضویت: 2333 روز

    شما به هر چیزی که توجه کنید از جنس همون رو وارد زندگی‌تون میکنید.

    هر بار تو جامعه یه سری اتفاق‌ها میافته که اولین بار هم نیست و بارها و بارها از این دست اتفاق‌ها افتاده و خواهد افتاد. اما اینکه شما به این اتفاقات توجه میکنی یا نمیکنی باعث میشه که درگیر این اتفاقات بشی یا نشی. اگر توجه کنی، با دست خودت این اتفاقات ناجالب رو به زندگیت دعوت زدی، اگر توجه نکنی خب در به روی این اتفاقات بسته باقی میمونه.

    حالا چی میشه که اگر در باز باشه یا بسته؟

    آدم‌ها 2 دسته اند‌. کسایی که ذهنیت خالق دارن و تعدادشون زیاد نیست‌، و آدم‌هایی که ذهنیت واکنشی دارند و تعدادشون زیاده. 95 درصد جامعه افراد واکنشی هستند.

    وقتی یه اتفاق به ظاهر ناجالب تو کشور یا جامعه رخ میده، آدم‌ها 2 دسته میشن. کسایی که هی راجع به اون موضوع میپردازن و صحبت میکنن، که خب این آدم‌ها از قانون خبر ندارند. و دسته دوم آدم‌هایی هستن که از این اتفاقات به قول قرآن اعراض میکنن، رو برمیگردونن، توجه نمیکنند، صحبت نمیکنن، فکر نمیکنن، که خب این افراد تعدادشون بسیار کمتره و قانون رو بلدن و ذهنیت خالق دارند.

    وقتی یه اتفاقی میافته که جالب نیست و شما هی با افراد مختلف، تو شبکه‌های اجتماعی راجع به این موضوعات صحبت میکنید، در واقع همون دروازه رو باز میکنی، برای ورود اتفاقات ناجالب بیشتر. افرادی هم که اعراض میکنن، همیشه دروازه رو بسته نگه داشتن دیگه.

    خیلی ها هم این وسط گول میخورن، یعنی وارد یه سری جریانات میشن چون دوست‌شون، خواهرشون، پدرشون وارد شده و خودشون رو نمیتونن جدا از بقیه ببینند و دنباله رو بقیه هستند. ولی بدونید کسانی که مثل بقیه رفتار میکنن و باورهای مشابه دارند، خب مثل بقیه هم دریافت میکنند. اگر میخوای متفاوت از دیگران نتیجه بگیری خب رفتار و کردارت نباید شبیه به دیگران باشه دیگه… باید کنترل ذهن کنی، جلو ترس‌هات وایستی، کانون توجه‌ات رو کنترل کنی که هر چرت و پرتی رو نشنوه‌.

    افرادی که قانون رو نمیدونن، بصورت پیشفرض تمایل دارند که راجع به موضوعات ناجالب جامعه هی بشینن حرف بزنن. یعنی دنبال یه گوش میگردن برای حرافی و منطق‌شون هم اینه باید آگاه باشیم و پیگیر اخبار ولی خبر ندارند که این جریانات داره اینارو با خودش میبره….این شرایط ناجالب داره یه سر‌هارو با خودش میبره و آدم‌ها بیدارم نمیشن که بابا زندگی رفت.‌‌… انگار که براستی هیچ کنترل و اختیاری ندارند.

    برگی تو باد نباشید که نمیشه کاری کرد، باید همرنگ جماعت شد…. این تفکر اشتباه و محدوده. شما قدرت اینو داری جریان مثبت برای خودت خلق کنی و کنترل و اختیار زندگیت رو تو دستت بگیری. تو خاااالق جریانی!

    ممکن هم هست که الان روزنه‌ای نبینی، اما بدون همون روزنه رو هم تو خلق میکنی، همون راه نجات برای تو خلق میشه و همیشه یه عده کمی هستن که یه راهی براشون باز میشود، بخاطر جسارت، شجاعت و ایمان‌شون. هیچوقت اینطور نبوده که تر و خشک با هم بسوزن و فقط صحبت اینه که تو میخوای شرایط رو بسازی یا نه؟ اگر جوابت مثبته، پس این‌ که من قدرتی ندارم رو از وجودت پاک کن!

    زندگی شما با افکارت رغم میخوره و به هر چی که توجه کنی از همون جنس بیشتر برات رخ میده و اگر ایمان داشته باشی این درستهگ کنترل ذهن براو راحت‌تر میشه.

    اینکه یه اتفاق ناگوار برای یه جامعه‌ای رخ میدهگ به این خاطره که 95 درصد اون جامعه با خودشون و زندگی‌شون درگیرند و اصلا این رو به خدا و … ربط ندین. افراد نتیجه باورها و فکرهای خودشون رو میگیرند.

    قضاوت دیگران و ناسزا گفتن بهشون از بیرون کار ساده ای هست و فقط کافیه دهن باز کنی، اما وقتی خودت رو جای اون آدم میزاری، میبینی خیلی ممکن بوده که تو هم همون کار رو انجام بدی! ممکن بوده تو هم همون گناه و همون خطا رو انجام بدی و اینجوری نرم‌تر میشی و دیگه به اون شدت اعتراض نمیکنی. همه اشتباه میکنن و حتی افرادی که خیلی کار بلد بودن اشتباه کردن و اصلا اشتباه کردن بخشی از وجود آدم‌هاست. بارها شده خودتون اشتباه کردین و اگر کسی نمیخواد این رو بپذیره که اصلا حرفی باهاش نداریم. خیلی از اتفاق‌ها اصلا باعث پیشرفت‌های فوق‌العاده شده. چون بعدش خیلی جدی‌تر استاندارهای محکم‌تری اعمال میشه. مثل غرق شدن کشتی تایتانیک، مثل ترکیدن موشک آپلو بود چی بود…که بهترین فضانوردا از بین رفتن.

    وقتی درک میکنید که انسان اشتباه میکنه، خیلی راحت‌تر از قیل و قال ذهن کم میکنید و در ارامش قرا میگیرید. حتی قضاوت دیگران تو ذهن‌تون رو هم کنار بذارید.

    در واقع وقتی دیگران رو قضاوت میکنید، شما نشتی انرژی پیدا میکنید، و اون انرژی که خداوند در اختیارتون گذاشته تا زندگیتون رو خلق کنید رو، شما دارید به بدترین شکل ممکن هدر میدین. این کمکی به شما نمیکنه که، تازه دورتون هم میکنه. دیگه با هر منطقی، دست از قضاوت دیگران برمیدارید و میرید سراغ کنترل ذهن، سراغ تقوا، سراغ پیشبرد اهداف‌تون. میرید سراغ کارهای که خیلی خیلی براتون مهم هستن.

    90 درصد آدم‌ها توانایی کنترل ذهن‌شون رو ندارند، حتی در مقیاس خیلی کوچیک و برای جامعه‌ای که عاشق تعرض به دیگرانن، این خیلی بزرگه که زیپ دهن‌شون رو ببندن و آروم بمونن. خیلی‌ها که اصلا تو عالم هپروت هستن و ادعای روشن فکری میکنن و میخوان حق جامعه رو بگیرن‌.

    شما با هرررررر منطقی، هر چند به ظاهر منطقی، بخوای دست بکنی تو آتیش، میسوزی! حالا آتیش چیه؟ وات ایز فاییه؟

    چیزی که شما خیلی عذاب آور میبینی و کمر همت بستی که نابودش کنی! فکر میکنی دولت، کشور، همسایه، همسر و…. مشکله و عذابت میده؟ این همون آتیشه.

    اگر با چیزی حال نمیکنی، به جای اینکه بهش حمله کنی، بجنگی باهاش، بیا بهش بی توجهی کن و توجه کن به زیبایی‌هایی که بهت احساس بهتری میدهد. و طبق قانون خدا هی از همون زیبایی‌ها هم وارد زندگیت میشه. جنگیدن، ناسزا گفتن و توجه کردن به چیزی که منفی هست، فقط اون رو قوی‌تر میکنه، پررنگ‌ترش میکنه.

    وقتی آگاهانه و از روی عمد میای روی مسائل جالب و زیبایی‌ها تمرکز میکنی، طبق قانون جهان، از همون رو تجربه میکنی. خوبی و زیبایی بیشتر وارد زندگی شما میشه.

    وقتی شما از لحاظ فرکانسی تغییر میکنی، وقتی مثل بقیه جامعه فکر نمیکنی، جهان بدون تردید جای تو رو عوض میکنه. یعنی جای فیزیکی تو رو تغییر میده، تو رو میبره جای دیگه. بشرطی که تو هم رها کنی و نخوای باز بچسبی. این کار خداونده، این وعده خداست. وقتی مثل بقیه جامعه فکر نمیکنید، راه شما از اون‌ها جدا میشه. مسیر زندگی شما جدا میشه. به هیچ وجه جایی نمیمونید که ضرر کنید.

    اصلا نگاه نکنید که الان کجایید و شرایط الان‌تون چیه، وقتی از لحاظ فرکانسی تغییر کنید، شما هدایت میشید به شرایط بهتر، آدم‌های بهتر، موقعیت‌های بهتر، به جایی که سعادتمندی بیشتری رو در هر بعدی از زندگی تجربه میکنید و این مسیر تا اید ادامه داره. شما اول از لحاظ فرکانسی و فکری و بعد از لحاظ جسمی و فیزیکی تغییر میکنید. چی از این بهتر که اطراف شما پر بشه از آدم‌های نازنین و مهربون بجای افراد درب و داغون؟ شرایط ناجالب حتی اخبارش به گوش‌تون نمیرسهو فقط معجزه تو زندگیت رخ میده.

    کار کردن روی خودتون رو ادامه بدین. هر بار که قامت خودتون رو اندازه گیری میکنید، هر بار که بخشی از وجود خودتون رو اصلاح میکنید و از نتایجش شگفت زده میشید و هر بار که از قضاوت دیگران دست برمیدارید در واقع خوشبختی بی قید و شرط رو در زندگی‌تون دعوت کردین و چی از این ساده‌تر؟

    در پناه الله مهربان ثروتمند و سعادتمند در تمام جنبه‌های زندگیتون باشید، آخه ثروت هم خودشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: