live | استمرار در مسیر هم جهت با هدف
سرفصل آگاهی های این فایل شامل:
- خواستههای واقعی ما و انرژی لازم برای تحقق آنها، از تضادهای زندگی پدید میآیند؛
- به اندازه ای که مقاومت های ذهنی در برابر خواسته هایت را کم می کنی، از این تضادها به نفع خود بهره برداری می کنی؛
- در مسیر تحقق اهداف، هرگز به ذهن اجازه نده که با تمرکز بر موانع احتمالی در آینده، انرژی سازنده تو را هدر بدهد؛
- هر قدم ممکنی را بردار و ایمان داشته باش که درها باز می شود؛
- زندگی به شیوه دوره 12 قدم، ترسها و نگرانیهای بیهوده را از زندگی ما حذف میکند و چرخ زندگیمان را روان میسازد.
- ورود به مسیر “هم جهت با هدف”، بوسیله کم کردن مقاومت های ذهنی اتفاق می افتد؛
- به این توجه نکن که قوانین کلیشه ای دولت ها، چه موانعی بر سر راه اهدافت می گذارند؛
- برای تحقق خواستهها، نیاز به تقلای بیشتر نیست، بلکه نیاز به شناسایی مقاومت های ذهنی درباره خواسته ها و حذف آنهاست؛
- دوره 12 قدم به ما کمک میکند تا این مقاومتهای ذهنی را شناسایی کنیم و برای حذف آنها از ذهن، منطق بسازیم؛
- مفهوم ثبات فرکانسی؛
- چگونه انگیزه ایجاد کنیم؛
منابع مرتبط با آگاهی های این قسمت:
برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | استمرار در مسیر هم جهت با هدف176MB27 دقیقه
- فایل صوتی live | استمرار در مسیر هم جهت با هدف26MB27 دقیقه














به نام فرمانروای جهان هستی
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و گرامی و خانم شایسته و تمامی دوستان
تهران تاریخ 1404/09/07 ساعت 9:43
نشانه امروز من
خدایا صد هزاران مرتبه شکرت بابت وجود استاد عباسمنش عزیز و گرامی..
البته بگم که این فایل نشانه دیروز من بود ولی چون دیروز مقداری کم کاری داشتم نتونستم کامنت ثبت کنم..
و اینو بگم که دیروز رفتم بازار بزرگ تهران و خیابان باب همایون که شلوار که خریده بودم رو بدم خیاط کوتاه کنه و مقداری لباس برای برادرم بخرم و همین جور که داخل کت و شلوار فروشی ها دور میزدم که قصد خریدکت و شلوار هم نداشته ولی همین جور چند تا رو پرو کردم (((البته اینو هم داخل پرانتز بگم که خیلی انسان سخت پسند و وسواس هستم)))
و چند تا رو دیدم ولی مورد تایید نبود همین جور که داشتم میرفتم یه پاساژ که خیلی دید کمی داشت و خیلی کور بود یه الهام و یه حسی به من گفت برو داخل پاساژ و من هم با کمی تردید گفتم چشم و رفتم داخل پاساژ و یک کت و شلوار فروشی رفتم داخل کت و شلوار شیکی رو پرو کردم و به صاحب مغازه هم گفتم دنبال کت تک هستم ولی گفت مشکلی ندارن آقا ما پرو کردیم گفتیم چند صاحب مغازه گفت 4800000 تومان و من گفت نه و خیلی بی میل خودم رو نشون دادم گفت مگه چند میخوای گفتم 2میلیون تومان آقا واقعا که خداوند دل ها رو نرم میکنه خیلی از ما تعریف کرد و خلاصه گفت نمیدونم چه خدایی داری ولی خدا خیلی دوست داره و من هم همین قیمت بهت میدم آقا ما هم در شوک بودیم خیلی خرید خوب و لذت بخشی داشتم و کلی خوشحال بودم و حتی چند جا دیگه قیمت گرفتم از 6میلبون تومان به بالا بود و
این جذب خوبی برای من بود و خیلی از خدای خودم تشکر کردم که هوای من رو داره…
و اینکه در مورد ماشین نمیدونم چرا اقدام به عمل نیستم و هنوز باید روی باور های خودم کار کنم…
خدایا صد هزاران مرتبه شکرت تو رو دارم سربلندم کن…
به زودی فلوریدا آمریکا میبینمتون استاد گرانقدر
(In God we trust)