live | استمرار در مسیر هم جهت با هدف
سرفصل آگاهی های این فایل شامل:
- خواستههای واقعی ما و انرژی لازم برای تحقق آنها، از تضادهای زندگی پدید میآیند؛
- به اندازه ای که مقاومت های ذهنی در برابر خواسته هایت را کم می کنی، از این تضادها به نفع خود بهره برداری می کنی؛
- در مسیر تحقق اهداف، هرگز به ذهن اجازه نده که با تمرکز بر موانع احتمالی در آینده، انرژی سازنده تو را هدر بدهد؛
- هر قدم ممکنی را بردار و ایمان داشته باش که درها باز می شود؛
- زندگی به شیوه دوره 12 قدم، ترسها و نگرانیهای بیهوده را از زندگی ما حذف میکند و چرخ زندگیمان را روان میسازد.
- ورود به مسیر “هم جهت با هدف”، بوسیله کم کردن مقاومت های ذهنی اتفاق می افتد؛
- به این توجه نکن که قوانین کلیشه ای دولت ها، چه موانعی بر سر راه اهدافت می گذارند؛
- برای تحقق خواستهها، نیاز به تقلای بیشتر نیست، بلکه نیاز به شناسایی مقاومت های ذهنی درباره خواسته ها و حذف آنهاست؛
- دوره 12 قدم به ما کمک میکند تا این مقاومتهای ذهنی را شناسایی کنیم و برای حذف آنها از ذهن، منطق بسازیم؛
- مفهوم ثبات فرکانسی؛
- چگونه انگیزه ایجاد کنیم؛
منابع مرتبط با آگاهی های این قسمت:
برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | استمرار در مسیر هم جهت با هدف176MB27 دقیقه
- فایل صوتی live | استمرار در مسیر هم جهت با هدف26MB27 دقیقه














—
به نام رب، به نام پروردگار، به نام خدای هدایتکننده
سلام خدمت استاد عزیزم و مریمجان عزیز دلم، و سلام خدمت تکتک اعضای خانواده عباسمنشی.
خدا را شاکرم که دوباره یک فایل زیبا از شما گوش دادم و دوباره دارم اینجا یک رد پا از خودم میذارم.
استاد، واقعاً فایلاتون بینظیره، واقعاً فایلاتون چراغ راهیه؛ مثل کسیه که توی تاریکی شب راه میافته و هیچ نوری نداره، و حرفهای شما مثل یک آتیشه که راه رو روشن میکنه، یک آتیش بینهایت که اگه ما ادامه بدیم، تمام راه رو با روشنایی ادامه دادیم. زندگی هم همینه.
استاد واقعاً از این فایلهای زیباتون ممنونم، واقعاً از این مطالب زیباتون. شما منو به قرآن خواندن تشویق کردید، کاری کردید که من دیگه از قرآن نترسم و هر روز روزی پنج صفحه قرآن بخونم و از زندگی یکنواخت دربیام، و با فایلهای شما هم درآمدمو دارم، هم راحتی در زندگی و هم همهچی.
تو این مدتی که دارم روی ذهنم کار میکنم، واقعاً ذهنم آروم شده و در تقلا نیستم. واقعاً فایلهای آرامش در پرتو آگاهی و کلی فایل دیگه به من کمک کرده که منی که خشمگین بودم، خشممو کنترل کنم؛ منی که خسته از همه چیز بودم، کلی نتایج خوب به دست بیارم.
و هر موقع از فایلهای شما دور شدم، نجواهای شیطانی برای من بلند و بلندتر شد و ندای قلبم ساکت و ساکتتر.
واقعاً وقتی از فایلهای شما دورم، اولین نشونش اعصاب ناراحت، خواب ناکافی یا خواب بده؛ اما وقتی با فایلهای شما عجینم، وقتی خودم رو به قول شما میبندم به فایلهای شما، تازه میفهمم چقدر راحتم، چقدر راحتتر میخوابم، و چقدر آسودهتر میخوابم، و چقدر این ترسی که از آدمها دارم کمتر شده.
من به دلیل یه سری مشکلاتی که از بچگی داشتم، یه سری شرکها، یه سری ترسها که از بچگی به خاطر شرایط به هم دادن، همیشه یک شرکی تو من هست که وابسته به آدمها هستم.
اما شما به من کمک کردید که وابسته نباشم. شما به من گفتید که حتی اگر معلولیت جسمی هم داری، اگر پدر و مادرت هم نباشند، خدا هست و از تو مراقبت میکنه، و این باور از من یک دختر قوی ساخت.
یک دختری که الان با آدمهای عادی نهتنها هیچ فرقی نداره، بلکه خیلی از آدمهای عادی تو بعضی از چیزها جلوتره، هم توی درآمد هم توی همهچی.
حالا کاری به مقایسه ندارم، نباید مقایسه کنیم؛ تو قرآن هم اومده نباید مقایسه کنیم.
خودمون رو باید با دیروزمون مقایسه کنیم.
استاد، از وقتی فایلهای شما رو گوش میدم و قرآن رو میخونم، قرآن برام واضحتر شده، انگار خدا داره با من صحبت میکنه.
یک آرامشی در دل من اومده که نمیتونم اصلاً توصیفش کنم.
از نتایج نگم براتون، از نتایج نگم که غوغای این نتایج هیشکی باورش نمیشه.
منی که پارسال اونهمه مشکل داشتم، توی جسمم، توی ذهنم، الان میرم باشگاه، ورزش میکنم.
هیچکی وقتی منو میبینه تو باشگاه، باورش نمیشه که من به یک تضادی برخوردم، و خودم هم باورم نمیشه.
وقتی دمبلهامو بلند میکنم، وقتی جسممو تقویت میکنم، باورم نمیشه که همون فائزه چند وقت قبلم.
و نفس راحتتر میکشم و انگار سلامتی بدنم رو دارم به دست میارم، چیزی که از بچگی در تضاد بودم باهاش.
شما درست میگید استاد، وقتی برای من سلامتی یک تفاوت بود و ش کار کردم براش، برنامه چیدم، و الان هرچند هنوز خیلی کار دارم تو این موضوع، ولی خیلی از قبل بهتر شدم و روی پاشنه آشیلَم که سلامتی بود ـ یکی از پاشنههای آشیلَم سلامتی بود ـ کار کردم و واقعاً اعتمادبهنفس گرفتم.
و همهی این نتایج رو اول از خدا تشکر میکنم و بعد از شما.
تازه میفهمم شما چرا میگفتید باید رسانه رو حذف کنید.
تازه میفهمم شما چرا میگفتید با هر آدمی نباید شریک شد.
تازه میفهمم شما چرا میگفتید شریک داشتن خوب نیست.
تازه وقتی قرآن رو میخونم، تازه میفهمم شرک یعنی چی، و حرفهای قرآن برام سادهتر شده.
با حرفهای شما تازه میفهمم زندگی یعنی چی، و وقتی میشینم پای فایلهای شما و هدایت میشم، میفهمم سلامتی جسم یعنی چی.
به خدا، از دیشب یک سرماخوردگی داشتم که داشت هی شدیدتر و شدیدتر میشد و این نگرانم کرد.
اما طبق عادتی که دارم، همیشه که نگران میشم و نجواهای ذهنی میخواد قدرت بگیره، میام سمت فایلهای شما، میام سمت سایت توحیدی، و به خدا که به خداست، از صبح که بیدار شدم علائم سرماخوردگی کمتر شده و از دیروز راحتتر شدم و آرامش بیشتری دارم، و نتایج همینجوری داره میاد، و برای کارهام انگیزه بیشتری دارم.
و این همه حرف از دل منه که نمیدونم زبون من، که جلوی هیشکی بلد نیست حرف بزنه، اما توی سایت انقدر راحت حرف میزنه، توی سایت از هیچکی نمیترسه، نمیترسه از قضاوت هیچکس.
البته هیچجا نباید از قضاوت هیچکس ترسید چون خدا با ماست.
ولی سایت یک سایت توحیدیه، یک سایتیه که هیچکس هیچکس رو قضاوت نمیکنه، و همهی ما دور هم جمع شدیم که از تجربیات توحیدی هم استفاده کنیم.
وای استاد، وای استاد، وقتی گفتید که “خدا یک معتادو از کجا میرسونه به کجا”، من همون لحظه اشک تو چشام جمع شد و اشکام ریخت، نه از ناراحتی بلکه از شوق.
بلکه یادم نره پارسال کجا بودم و الان کجام.
پارسال روی تخت بیمارستان و درگیر شیمیدرمانی، و امسال توی باشگاه و در تلاش برای هدفم، برای درسم، برای شغلم، برای کارم.
واقعاً استاد، اینها همه یک معجزهست.
یک معجزهای که آدمها فکر میکنند اینها همه یک اتفاق سادهست.
میگفتم چی میشد پیامبرها این زمان بودند و به ما معجزات رو میگفتند؛ مثلاً حضرت موسی وقتی عصاش شد اژدها، یا حضرت یوسف وقتی زلیخا رو جوون کرد، یا حضرت محمد (ص) وقتی شقالقمر کرد.
اما اون موقع بچه بودم، نمیفهمیدم؛
معجزه، زندگی ماست؛ معجزه پیشرفتیه که میکنیم؛ معجزه همین قرآنه، همین هدایت درونی که هر لحظه جبرئیل بر ما نازل میشه انگار و میگه چیکار کنیم و صدای درونمون میگه چیکار کنیم.
و خداوند با ما حرف میزنه، اگر ما روی ذهنمون کار کنیم، و اگر ما به اون ندای درونمون گوش نکنیم، به اون ندای درونمون عمل نکنیم، انگار که با خدا دشمنیم.
این آیه تو سوره بقره، آیه 97:
> قُلْ مَنْ کَانَ عَدُوًّا لِجِبْرِیلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَىٰ قَلْبِکَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقًا لِمَا بَیْنَ یَدَیْهِ وَهُدًى وَبُشْرَىٰ لِلْمُؤْمِنِینَ ﴿97﴾
این مسئله توی زندگی ما هم هست؛ وقتی از هدایت درونمون پیروی نکنیم، وقتی منطق صدای شیطان رو گوش کنیم، وقتی به جز خداوند به همه قدرت بدیم — به دولت، به مردم، به خانواده، به همسر، به پدر، به فرزند، به مادر، به هر کی جز خداوند، به معلم — یعنی ما شرک ورزیدیم، یعنی از صدای درونمون پیروی نکردیم.
و نتیجه کارمون میشه نتیجه افکارمون.
یعنی ما اگر مثل دیگران فکر کنیم، مثل دیگران عمل کنیم، نتیجه افکار همونها رو میگیریم.
اما اگر مثل استاد عباسمنش، مثل خیلی از آدمهای موفق تاریخ، پیامبرها، آدمهای بعد از پیامبرها، خداوند رو اصل قرار بدیم، توحید رو اصل بدیم، نه مردم، نه دولت، نه هیچکس دیگه، اون موقع جایی میگیریم که هیچکس فکرشو نمیکنه.
استاد، شما راست میگفتید: راه ارتباط با خدا بینهایته.
راه ارتباط با خدا فقط این نیست که نماز بخونیم و وضو بگیریم.
نه، پس چرا خیلیها نه نماز میخونن، نه روزه میگیرن، ولی شاید ایمانشون از ما بیشتر باشه و موفقیتهاشون و شادی و احساس خوبشون از ما بیشتره؟
چون اونها یک جور دیگهای با خدا عبادت میکنند.
مثل این میمونه که هر کسی دوست داره یک جور درس بخونه، یک جور عمل میکنه.
همه که به یک مدل درس نمیخونن، همه که به یک مدل توی بیزینس نیستند.
پس ما هم با خدا میتونیم در ارتباط باشیم با بینهایت روشها:
با شکرگزاری، با تمرکز روی نکات خوب، یا حتی با نماز.
اما نماز همه یکی نیست؛ نماز میتونه شکرگزاری باشه، میتونه فکر کردن راجع به نعمتهای خدا باشه، میتونه هر چیز دیگهای باشه.
نماز یعنی یاد خدا، یعنی اون احساس خوب، یعنی وصل شدن به منبع اصلی جهان هستی، یعنی به منبع اصلی انرژی جهان هستی.
ما باید هر لحظه با خدای درونمون باشیم، هر لحظه با خدای درونمون حرف بزنیم، هر لحظه با خدای درونمون درد و دل کنیم.
ما باید کعبه درونمونو بسازیم مثل حضرت ابراهیم؛ ما باید هر لحظه مثل حضرت ابراهیم یکتاپرست باشیم؛ ما باید هر لحظه کنترل ذهن رو تمرین کنیم.
ما باید ادامه بدیم، ما باید دائماً به کنترل ذهن و کار کردن روی افکار ادامه بدیم.
افکار یکشبه به وجود نمیاد که یکشبه از بین بره، چه افکار منفی چه افکار مثبت.
ما باید تمرین کنیم، تمرین، تمرین…
نتیجه دلخواهمون از روز اول که شروع میکنیم به کار کردن روی ذهنمون، نتایج کوچیک خودش رو نشون میده.
اما ما باید دقت داشته باشیم که این نتایج کوچیک یک نتیجه عادی توی زندگی ما نباشه؛ به چشم مثبت باهاش نگاه کنیم، بابت اون از خداوند سپاسگزار باشیم.
مهمترین قانون، قانون هدفگذاریست؛ قانون توجه به هدف.
ما وقتی هدفی داریم باید براش زمان بذاریم، باید براش کار کنیم، نه اینکه پدرمون دربیاد و خسته بشیم؛ نه، باید به دنبال عشق و علاقهمون بریم، باید با عشق کار کنیم، باید از این کار خسته نشیم.
برای رسیدن به هدف خودمون باید تمام تمرکز خودمون رو بذاریم روی یک هدف.
وقتی ورزش میکنیم باید هدفمون رو بذاریم روی ورزش کردن، و وقتی درس میخونیم باید هدفمون رو بذاریم روی درس خوندن، و هر روز از این شاخه به اون شاخه نپریم.
به قول معلم ریاضی:
رهرو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود،
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.
ما باید دائماً در حال ادامه دادن باشیم تا ورژن بهتری از خودمون ارائه بدیم و هر روز روی خودمون کار کنیم و با توجه به قانون تکامل پیش بریم.
استاد، چند ماه پیش که باشگاه ثبتنام کردم، یادم افتاد که من چند وقته ورزش نکردم به خاطر تضادهایی که به وجود اومده، و نباید مثل قبل وزنه 5 کیلویی بلند کنم.
نه، از وزنه یک کیلویی شروع کردم و الان به وزنه 10 کیلویی رسیدم تو این یکیدو ماهه.
اما وقتی وارد باشگاه شدم، یاد اون مثال شما افتادم که اگه بخوام از همون اول وزنه 10 کیلویی بلند کنم، به خودم فشار بیارم و بدون توجه به قانون تکامل پیش برم، جنازم میرسه خونه، نه من!
از روزی که دارم ورزش میکنم، جالبه که سلامت بدنم، نفسم، همهی اینا کمکم رفع شده.
و حتی اگه یه روز نرم ورزش، دوباره همه اینا برمیگرده.
ورزش حس خوبه، و از وقتی که به جای آهنگهای باشگاه که پر سر و صداست و من ازشون خوشم نمیاد (این نظر شخصی منه و به نظر کس دیگهای کار ندارم و قصد جسارت ندارم)، هدفون میذارم توی گوشم و حرفهای شما رو گوش میدم، و همزمان با وزنه زدن و ورزش کردن به حرفهاتون فکر میکنم،
خیلی برام جالبه؛ انقدر این حرفاتون زیباست که من اصلاً معنی خستگیمو نمیفهمم، و مربیم باید بزنه تو شونهم که بگه وقت تموم شد برو خونه.
و فایلهای شما این خستگی رو نمیذاره من بفهمم و به من انگیزه میده.
رویاهای ما کوچیکه چون باور نداریم به رویاهامون میرسیم؛ به دلیل اینکه هدفمون رو کوچیک میدونیم.
اگر باورمون رو بزرگ کنیم، خودمون رو بزرگ کنیم، اهدافمون رو هم بزرگ میکنیم.
اما باید این نکته رو یادمون باشه: رویاهای بزرگ با توجه به قانون تکامل بهش میرسیم.
باید قانون تکامل رو رعایت کنیم؛ قدمبهقدم به اون برسیم، نه یکشبه، نه به قول استاد عباسمنش “آمپولی”!
اون هدفی که باید به سمتش حرکت کنیم، باید تمرکز بیشتری روش داشته باشیم؛ مثل من که روی درس خوندن تمرکز بیشتری دارم و کارم رو به خاطر درسم انتخاب کردم و ورزشم رو به خاطر درسم که سرحالتر باشم.
وقتی یک هدفی داریم، باید روی خودمون کار کنیم، به موانع توجه نکنیم و فکر نکنیم به دولت، به حرف مردم، به حرف اون معلم، این معلم، فلانی، مدیر مدرسه یا مدیر شرکت یا مدیر فلانجا.
باید رو هدفمون متمرکز باشیم.
و یک چیز جالبی که من فهمیدم اینه که نباید هدفهامونو به کسی بگیم.
هرکسی حرف ما رو نمیفهمه؛ مثل استاد عباسمنش، مثل معلم ریاضی من.
و اگر کسی گفت تو به این هدف نمیرسی، بگم: «او، چه جالب! پس بذار ببینم میتونم برسم یا نه!»
و بیخیال حرف منفی بقیه باشیم.
این برای من خیلی سخته، خیلی خیلی!
و باید هر روز روی خودم کار کنم که تو این موضوع بهتر بشم و دیگه حرفهای بقیه رو مانع نبینم و شرک نورزم، چون خداوند تنها چیزی که نمیبخشه شرکه.
خداوند نزدیک ماست و به ما آرامش میده اگر ما به نجواهای شیطانی گوش ندیم، اگر ما نترسیم و خدا را منبع قدرت قرار بدیم، و با خدای خودمون صحبت کنیم و اجازه بدیم که خدا هم با ما صحبت کنه و روی ذهنمون کار کنیم و توکل کنیم، توکل، توکل، توکل…
و این رو بدونیم: ما هم میتونیم از علایقمون ثروت بسازیم.
و به این کاری نداشته باشیم که فلان رشته و فلان کار در ایران برای دختر یا پسر درآمدی نداره.
نه، این نیست.
ما توی هر شغلی که باشیم میتونیم ثروت بسازیم، میتونیم پول بسازیم، به شرط اینکه باورهای ثروتمون رو تقویت کنیم، باورهای ثروتساز و ذهنمون رو تقویت کنیم و بدونیم که ثروت برای همه هست، ثروت به اندازه همه هست، و خداوند بینهایت قدرت داره.
بینهایت فراوانی در این جهان هست که ما
خدا جونم از تو تشکر میکنم که منو به این سایت هدایت کردی چه الهام کردی بهم کامنت بزارم که وی دلم انداختی امروز فایل گوش بدم و آرامش بگیرم با این فایلها خدایا از تو ممنونم که اجازه دادی روی ذهنم کار کنم
استاد جانم ممنون از شما بابت ضبط این فایل و از خانم شایسته عزیزم ممنونم که برای این پروژه خانه تکانی وند و تدوین این فایلها زحمت کشیده و واقعاً ممنونم از شما و از تک تک بچههای سایت که با کامنتهای زیباشون به من کمک میکنند تا تو این راه قویتر بشن
به امید دیدار استاد امیدوارم یک روز در فلوریدا بتونم ببینمتون در پارادایس و از نزدیک اون دریاچه زیبا و اون مرغ و خروسهای زیبا اون کلبه زیبا اون دریاچه قشنگ اون درختهای زیبا اون پرندههای قشنگ وسایل زیبا اون انباری که حرفهای ساخته شده که حتی نه تنها وسایل سفرتون رو بلکه ماشینهاتونو توش میذارید و اون موتورهای زیبا و امیدوارم شما و خانم شایسته عزیزم رو ببینم از نزدیک هم شما و خانم شایسته رو بغل کنم و بگم استاد شما در حق من چقدر خوبی کردید شما در حق من پدری کردید شما پدر من هستید استاد من هستید جز اعضای خانواده من هستید بهترین کسی که هستید که من دارم چرا که همیشه منو راهنمایی کردید همیشه من رو به بهترینها رسوندید امیدوارم استاد واقعاً بتونه از نزدیک یک روز ببینمتون و بغلتون کنم و بگم چقدر دوستتون دارم به امید دیدار
فائزه رستگار